چکیده: یکی از ویژگیهای قرآن کریم و باورهای بنیادی مسلمانان، جامعیت کلام الهی است که همانند جهانشمولی و جاودانگی قرآن، مورد توجه مفسران و قرآنپژوهان از گذشته تا کنون بوده است. از جمله پژوهشگران قرآنی که به این مسئله توجه کرده، شهید محمدباقر صدر(ره) است. در دیدگاه شهید صدر، قرآن اولین کتابی است که برخی نظریات را کشف کرده و بسیاری از کشفهای قرآن زمینهای برای آگاهی و هوشیاری بشر بوده است. در نظر ایشان، با استناد به تفسیر موضوعی میتوان به نظریات قرآنی در خصوص مسائل مهم زندگی دست یافت. در دیدگاه او، قرآن کریم درباره تاریخ و سنتهای حاکم بر آن دارای نظریه است. اصالت علمی و مبتنی بودن نظریه قرآن بر اصول مسلم علمی، از پیشفرضهای تفسیری شهید صدر است که برخوردار از مؤلفههایی همچون نگرش سیستمی و استقراء است که قابل تبیین و ارزیابی است. این نوشتار با رویکرد توصیفی–تحلیلی بر آن است تا دیدگاهی را که شهید صدر به عنوان یک مفسر و قرآنپژوه در تبیین جامعیت قرآن به کار گرفته است، تبیین و بررسی کند.
نویسنده: عبدالرسول قاسمی، محسن خوشفر، سمیه امیرحسینی
منبع: مجموعه مقالات همایش ملی قرآن کریم جامعیت و جهانی بودن، ص 301تا324.
مقدمه
مسأله جامعیت قرآن از میباحثی است که از دیرباز توجه دانشمندان و قرآنپژوهان را به خود جلب کرده در شناخت قرآن و چگونگی فهم و تفسیر آن نقشی به سزا ایفا نموده است. نوع نگاه هر مفسری به گستره موضوعات و مسائل قرآن و نیز چگونگی و میزان بیان آنها در برداشت او از معانی و مقاصد آیات و بالتبع، نحوه تعامل وی با این کتاب الهی و بهرهگیری از آن تأثیرگذار است. با تفاوت نوع نگرش به جامعیت قرآن، چگونگی تفسیر بسیاری از آیات و در نتیجه، ترسیم محدودهی رهنمودها، قوانین و احکام قرآن و میزان نقشآفرینی آن در زندگی انسان نیز متفاوت خواهد شد. اصطلاح جامعیت قرآن از واژگان نوپیدای علوم قرآنی است، که نظریات مربوط و مرتبط با این عنوان در ذیل میباحثی چون «علوم استنباطی از قرآن» و یا در کتب تفسیری ذیل آیات مشتمل بر تعابیری چون (تبیاناً لکل شیء) (نحل/ 89) یا (تفصیلاً لکل شیء) (اسراء/ 12) با (فرطنا فی الکتاب من شیء) همواره در معرض توجه و بحث قرآن پژوهان و مفسران و گاهی نیز با عنوان «قلمرو قرآن» یا «کمال قرآن» به آن پرداخته شده است.
در باب جامعیت قرآن موضوعات و مسائل مختلفی مطرح یا قابل طرح و بررسی است بهرغم بحثهای گسترده درباره این موضوع نه تنها غبار کهنگی بر آن ننشسته بلکه با تحولات گسترده عصر کنونی طراوتی تازه یافته و موضوع پژوهش دانشمندان قرار گرفته است. از سویی، ظاهر برخی آیات قرآن کریم و نیز انبوه روایات، نشان از جامعیت قرآن نه تنها در قلمرو موضوعات دینی که در همه عرصهها دارد.
در مورد جامعیت قرآن از دیدگاه شهید صدر، تحقیق مستقلی انجام نشده است هر چند که پیرامون جامعیت قرآن و تبیین آن در بیان مفسران مقالاتی به چاپ رسیده است. ازجمله این آثار:
کیفیت جامعیت قرآن در پرتو آرای اندیشمندان (مهدی مهریزی)، جامعیت قرآن از نظر مفسران (علی کریمپور قراملکی) وتبیین معنا و مفهوم جامعیت دین)عباس یوسفی (و…
آنچه در بحث جامعیت محل بحث و مناقشه است این است که دیدگاه گروهی از دانشمندان این است که جامعیت قرآن را جامعیتی مطلق و عام دانسته و معتقدند که دامنه این جامعیت به حدی است که افزون بر دانشهای الهی، تمام علوم بشری نیز در قرآن وجود دارد و در مقابل، دستهای دیگر از جمله شهید صدر جامعیت قرآن را جامعیتی مقید و اعتدالی دانسته و معتقدند که تبیان بودن قرآن ناظر به حوزه هدایت و تربیت انسانهاست. و معتقد به استخراج اصول و ضوابط نظامهای حقوقی و اجتماعی از قرآن است. لذا اهمیت و ضرورت تمرکز و توجه جدی به مسأله جامعیت قرآن به اندازهای است که کارآمدی میباحث دیگر قرآنی مثل جاودانه بودن قرآن، اعجاز قرآن و… در گرو فهم دقیق و درک صحیح از جامعیت قرآن میباشد چرا که اصل جامعیت قرآن کریم از یک سو جایگاه و نقش سختافزاری و زیربنایی را برای دانشهای تخصصی قرآن ایفاء میکند و از سوی دیگر تنها با اعتماد و باور به جامعیت منطقی این کتاب مقدس است که هویت ماورایی و وحیانی قرآن را نسبت به سایر کتب آسمانی فراگیرتر خواهد کرد.
در مسیر مطالعه و بررسی دیدگاههای اندیشمندان و قرآنشناسان، دیدگاه قرآنشناختی شهید صدر به شکل خاصی قابل ملاحظه است، که در جای خود به آن پرداخته میشود. این مقاله بر دلالت این آیات (تبیاناً لکل شیء) و (تفصیلاً لکل شیء) متمرکز شده است.
1. تعریف جامعیت درلغت و اصطلاح
واژه «جامعیت» از «جامع» و «بت» مصدری تشکیل شده است که مصدر صناعی خوانده میشود «جامع» اسم فاعل است. ثلاثی مجرد «جمع» و به معنای ضمیمه کردن چیزی به دیگری است (مصطفوی، 1360، ج2، 108)
گردآوری اشیاء پراکنده (ابن منظور، 1414، ج8، 53) نزدیک نمودن و پیوستن اعضاء چیزی به یکدیگر میباشد. (راغب اصفهانی، 1412، 201)
لفظ «جامع» در قرآن کریم در سه آیه آمده که در دو آیه به عنوان صفت خداوند به کار رفته. (آل عمران/ 9، النساء/ 140، النور/ 62)
علامه طباطبایی بیان میدارند: «مقصود از امر جامع امری است که خود به خود مردم را دور هم جمع میکند، تا درباره آن بیندیشد و مشورت کنند» (طباطبایی 1374، ج15، 230)
مسئله «جامعیت قرآن» در مجموعه مسائل «قلمروی موضوعات قرآنی» جای میگیرد. و تعاریف ذیل برای این اصطلاح ارائه شده است:
الف) جامعیت قرآن عبارت است از اینکه قرآن شامل تمام امور دینی است (ایازی، 1380، 201)
ب) جامعیت قرآن عبارت است از اینکه قرآن شامل تمام علوم دنیوی و اخروی است. (طیب، 1378، ج 5، 174-175)
نکته مهمی که وجود دارد این است که جامع بودن در لغت مستلزم تمامیت نیست، بلکه با فرض تنوع مطالب مختلف در یک اثر میتوان آن را جامع محسوب نمود. همچنین، به دلیل اینکه جامع بودن به معنی گردآورنده بودن است و شمولیت نیز به معنای احاطه کردن است، لذا قرابت معنایی زیادی بین این دو واژه وجود دارد. (ایازی، 1378، 12)
«جامعیت» یعنی اشتمال قرآن به رهنمودهایی که در سعادت ابدی و هدایت معنوی انسان نقش اساسی دارد و قرآن، اولین و مهمترین مصدر تشریع احکام و منشأ فقه اسلامی است. قرآن، جامع قوانین الهی و معیار سنجش اخبار و احادیث بوده و خواهد بود و بر همین اساس است که از زمان نزول بر پیامبر (ص) تا به امروز به عنوان اولین مرجع احکام مورد توجه فقهای اسلام بوده است. (شهید صدر، 1428، 12)
ج) اصطلاح جامعیت قرآن از اصطلاحاتی است که به طورمستقیم در آثار پیشینیان یافت نمیشود ودر عصر جدید وارد حوزه علوم قرآن شده است. به طور مثال در کتاب (الاتقان فی علوم القرآن) فصل زیر عنوان «العلوم المستنبطة من القرآن» آمده است که مولف در آن میکوشد با استناد به آیات و روایات وجود انواع علوم را در قرآن اثبات کند. (سیوطی، 1380، ج25، 4- 38)
2. بررسی شخصیت و دیدگاه تفسیری شهید صدر
شهید محمد باقر صدر از مفسران و متفکران قرن حاضر بوده است که دارای آثار تفسیری شاخص و ویژهای به روش موضوعی است. جایگاه علمی منحصر به فرد این شهید آراء و نظریهپردازیهای بدیع در حوزه معارف دینی و کاربرد روشهای ویژه علمی در آثار بر جای مانده از او، لزوم توجه به روش تفسیری ایشان را دو چندان مینماید.
از ابداعات این شهید: 1- نظریهای نو در تفسیر احکام ظاهری 2- پیریزی دیدگاهی دقیق، درباره سیره متشرعه و سیر عقلا 3- نظریه حق طاعت در برابر نظریه قبح عقلاب بلابیان
گرچه شخصیت علمی شهید صدر بیشتر در حوزه فقه و اصول است و آرای علمی ایشان در این زمینه محل مراجعه واقع گردیده است اما تفسیر موضوعی وی و نوع نگرش ایشان و نحوه ورود به میباحث قرآنی از جمله زمینههایی است که از نظریهپردازیهای بدیع و بلکه قابل بررسی و محل تأمل است.
نظریات تفسیری شهید صدر را به طور عمده میتوان در دو درس نخستین ایشان در کتاب مقدمات فی التفسیر الموضوعی و المدرسة القرآنیة در نجف یافت.
شهید صدر در ضرورت پرداخت به تفسیر موضوعی میگوید: با ظهور نظریهها و دیدگاههای متفاوتی که در برخورد بین جهان اسلام و جهان غرب پدید میآید با این همه سرمایههای فکری که در اسلام داریم و این فرهنگ غنی و متنوعی است که در تمام رشتههای شناخت انسانی قرآن به ما میدهد. وقتی برخورد بین یک نفر مسلمان و یک نفر غربی صورت گیرد مسلمان خود را در مقابل نظریههای فراوانی میبیند که در زمینههای مختلف زندگی ابراز شده بنابراین بر او واجب است تا نظر اسلام را بداند و برای این که نظر اسلام را در مقابل این نظرات بداند چارهای ندارد که از متون اسلامی استفاده کند و در اعماق این متون فرو رود تا پایگاه اسلام را در این مورد نفیاً و اثباتاً دریابد. (صدر، 41-42)
3. دیدگاههای مطرح درمورد جامعیت قرآن
در مورد جامعیت قرآن سه نظریه ارائه شده است که عبارتند از: دیدگاه حداکثری، حداقلی و اعتدالی.
1. 3. دیدگاه حداکثری (افراطی)
این دیدگاه به جامعیت مطلق باور دارد و اینکه علوم اولین و آخرین در ظواهر الفاظ به دلالت لفظی به صورت بالفعل موجود است. افرادی مانندابن مسعود (محمد بن جریر طبری، بی تا، ج 14، 108)، شیخ محمد سبزواری (بی تا، ج 29، 3)، آلوسی، ملا محسن فیض کاشانی، ابن کثیر (بی تا، ج 2، 503) بر این نظر هستند که خداوند در قرآن هر علمی را نازل کرده و هر چیزی را بیان نموده است.
2. 3. دیدگاه حداقلی (تفریطی)
قرآن اساساً در مقام بیان علوم بشری نبوده و نیست و تنها امور معنوی و آخرتی را بیان کرده است. عالمانی همچون فخر رازی، (التفسیر الکبیر، ج12، 215)، زمخشری (کشاف، ج2، 628)، طبرسی (مجمع البیان، ج6، 90)، شیخ طوسی (تبیان، ج6، 418) تمامیت قرآن را در ذکر کلیات و بیان ارزشها دانسته و معتقدند که جامعیت در محدوده دین و شرع معنا پیدا میکند.
3. 3. دیدگاه اعتدالی
در این دیدگاه بیان میشود که، قرآن برای اهدافی خاص نازل شده است که در آن حوزههای به خصوص، از جامعیت لازم و کامل برخوردار است و در بیان هیچ چیزی – چه مادی – و چه معنوی – فروگذار ننموده است. (ماشاءالله حبشی، 73، 1389)
عالمانی مانند علامه طباطبایی، قرطبی، میبدی بر این نظریه هستند که قرآن اصول و ارزشهایی را مطرح کرده که میتوان براساس آن یک نظام حقوقی، سیاسی، اجتماعی و پیامهای ارزشی بر اساس مکتب روانشناسی و جامعهشناسی را استخراج کرد. (قراملکی، 1383، 54)
در میان دیدگاههای سه گانه، به نظر میرسد، دیدگاه اعتدالی، پذیرفتنی و قابل قبول است، زیرا مستند به هدف نزول قرآن است براساس این نظریه، هر آنچه در هدایت انسان مؤثر باشد – اعم از دنیوی و اخروی، فردی و اجتماعی – در قرآن بیان شده است. این دیدگاه نه مانند دیدگاه اول – که ادعا میکند همه علوم و مسائل علمی به نحو تفصیل در قرآن وجود دارد – راه افراط و اغراق را پیموده و نه مانند نظریه دوم است که بگوید قرآن فقط در تأمین سعادت اخروی از جامعیت برخوردار است.
بر این اساس قرآن جامع همه مسائل و نیازهای آدمی است. اما در چارچوب هدایت یا سعادت بشر و مانند آن، نه در جمیع جهات و نسبت به تمامی مسایل موضوعات. البته شایان ذکر است که در مواردی، امکان ارجاع یکی به دیگری وجود دارد، مانند قلمرو حداکثری که میتواند به قلمرو اعتدالی برگردد و آن در صورتی است که معتقد به فهم «طولی، عرضی و عمقی» مطالب از آیات قرآن باشیم و دلالت قرآن را فراتر از دلالتهای لفظی بدانیم که البته راه دسترسی بدان برای همه کس چندان متعارف نبوده است (طباطبایی، 1379، ج 12، 325)
4. تبیین تفسیر موضوعی شهید صدر
در ابتدا جهت روشن شدن روش شهید صدر در تفسیر قرآن به تبیین مفهوم تفسیر اشاره میشود: مقصود از تفسیر تبیین مراد استعمالی آیات قرآن و آشکار کردن مراد جدی آن بر اساس قواعد ادبیات عرب و اصول عقلایی محاوره است. (راغب اصفهانی، 1332، 636)
در تبیین شهید صدر از تفسیر موضوعی و نوع تلقی، ایشان معتقدند که با تفسیر موضوعی میتوان هر روز همراه با تحولات علمی و دگرگونی زندگی پویا و تحولپذیر شود و موضوعات جدید زندگی انسان را پاسخگو باشد. (صدر، 1428، 32) ایشان نتیجه تفسیر موضوعی را دستیابی به نظریه قرآنی میداند. و معتقد است تفسیر موضوعی با، استفاده از مدلولات تفصیلی آیات، فراتر رفته و تلاش میکند ارتباط میان این مدلولات را دریابد و به این ترتیب به نظریه قرآنی دست یابد. (صدر، 1428، ق 44) شهید صدر روش تفسیر موضوعی را با الهام از روایت منقول از امیرالمومنین (ع) روش «استنطاقی» مینامند. در خطبه 158 نهج البلاغه آمده است: «از قرآن بخواهید تا سخن بگوید، که هرگز نمیگوید، اما من شما را از معارف آن خبر میدهم. بدانید که در قرآن، علم آینده و گذشته و شفادهنده دردهای شما و ساماندهنده امور فردی و اجتماعی شماست. «شاید به ظاهر این روایت نزدیک به دیدگاه حداکثری باشد ولی ابتدای روایت منطق مراجعه و استفاده از قرآن را به ما میآموزد. انتهای روایت به ما میگوید: در چه زمینههایی قرآن را مرجع اندیشه خود قرار دهیم.
شهید به اختلافات کلامی به وجود آمده در دنیای اسلام اشاره کرده آن را حاصل جمود مذاهب انحرافی بر بخشی از آیات و عدم توجه به نظام فکری قران میداند راه فرار از این آفت توجه به «تفسیر موضوعی» است ایشان به عنوان یک تطبیق برای این روش، به بررسی سنتهای الهی و عناصر جامعه از منظر قرآن میپردازد.
در دیدگاه شهید صدر، قرآن کریم درباره تاریخ و سنتهای حاکم بر آن دارای نظریه است اصالت علمی و میبتنی بودن نظریه قرآن بر اصول مسلم علمی از پیشفرضهای تفسیری شهید صدر است. (صدر 914، 1421)
آنچه از ظاهر قرآن میتوان فهمید نطق و منطوق قرآن است ولی استنطاق از قرآن، سطحی بالاتر از نطق میباشد. (مهدی ایزدی، 1392، 10) شهید صدر بر این نظر هستند که استنطاق معادل تفسیر موضوعی است. و آشکار شدن آنچه در باطن است، به وسیله آنچه در ظاهر است. (صدر، بی تا، ص 26)
ایشان در مورد رابطه استنطاق قرآن و بحث جامعیت قرآن بیان میدارد که؛ در روایات ناظر بر جامعیت، بارها تأکید شده که چیزی در عالم نیست مگر آنکه در کتاب خدا جایی دارد، و نیز تصریح شده که همه چیز در قرآن هست. (صدر، 1428، 26).
بنابراین در هر عصری مفسر از متن جامعه، سؤالها و دغدغهها را دریافت نموده و به قرآن عرضه مینماید و از او پاسخ میطلبد. آن دغدغهها که به تعبیر شهید صدر «موضوع» نامیده میشود. پیشفرض مفسر نیست تا بتواند برچسب تفسیر موضوعی به تفسیرش بزند. بلکه فقط نقطه آغاز است و همین امر باعث شده تا این شهید بزرگوار، تفسیر موضوعی را معادل استنطاق بداند، و آنچه امروزه به نام تفسیر موضوعی معروف شده را چیزی جز تفسیر «آیات متحده الموضوع» به حساب نیاورد.
نکته دیگر اینکه «روش استنطاقی» از قواعد استقرایی پیروی میکند. در روش «استنطاقی» با تجمیع شواهد قرآنی درباره یک موضوع خاص، به جمعبندی و کشف دلالتهای قرآنی میپردازیم میتوان استدلال استقرائی را در روش استنطاقی و روش استنطاقی را در روش کشفی تطبیق داد. (علی جابری، 1394، ص15)
از بین توجیهات اولی «روش کشفی» آنچه به وضوح بر دلیل استقرائی میبتنی است، نظریه «ظهور مجموعی» است، علاوه بر این، نزد شهید صدر، سه مسأله مورد توجه نظر درباره ظهور یعنی «تحقق»، «حجیت» و «اثبات ظهور» بر دلیل استقرایی استوار است. به عبارت دیگر، تحقق ظهور هر لفظی در هر معنایی، و همچنین در سایر اقسام ظهور، میبتنی بر حرکت استقرایی است. حجیت ظهور بر فرض تنزل از حجیت ذاتی آن، میبتنی بر سیره است و اعتبار سیره میبتنی بر استقراء است. (صدر، 1386، ص23)
از این بیان استفاده میشود که وقتی شهید صدر معتقدند که روش استنطاقی در قرآن باید اجرا شود در نتیجه پس عقیده ایشان این است که قرآن در همه موضوعات میتواند پاسخگو باشد. یعنی از روش استنطاقیه شهید صدر برای استدلال بر اینکه نظر شهید در مورد جامعیت قران چیست میتوان استفاده کرد.
5. میبانی تفسیری شهید صدر
در پرداخت به روش تفسیری شهید صدر نیز توجه به میبانی تفسیری ایشان حائز اهمیت است. این میبانی در مواردی از قبیل «امکان فهم قرآن» (صدر، 1417، 129) «حجیت ظواهر قرآن» (صدر، بی تا، ج1، 88) و «قدسیت الهی بودن قرآن» (محمد باقر حکیم، 1471، 26) از سوی خود ایشان بیان شده است.
– نظر به اینکه در این پژوهش روش ایشان در تفسیر از ناحیه کشف و استنباط نظریه قرآنی مورد بررسی واقع شده است، لذا میبانی رویکرد شهید درباره نوع تفسیر در اثبات جامعیت قرآن کریم را مورد بررسی قرار میدهیم.
سخن از جامعیت قرآن برگرفته از آیاتی است که به جهت معرفی قرآن به عنوان « تبیاناً لکل شیء» (نمل/ 89) و «تفصیل کل شیء» (یوسف/ 111) ملهم جامعیت آن گردیده به علت وجه تفسیری این آیات و همچنین به سبب ضرورت تعیین قلمرو دین و انتظار بشر از آن موجب ایجاد شبهات و پرسشهایی قابل توجه در این رابطه شده است. پرسشهایی از قبیل اینکه: آیا ارائه اطلاعات قرآن شامل مسائل دینی و غیردینی است؟ آیا قرآن به مسائل شیمی، نجوم، فیزیک و دیگر علوم نیز پرداخته است؟ یا قلمرو تعالیم قرآن مسائل هدایتی و تربیتی و انذار و. . . احکام مربوط به آن است؟ که نتیجه این پرسشها منجر به پیدایش سه رویکرد در پاسخ به مسألهی جامعیت قرآن گردیده است:
1- گستردگی دین در همه علوم و روشها
2- جامعیت در ذکر کلیات و بیان ارزش ها
3- تعدیل در دو نظریه پیشین
شهید صدر، قرآن را کتاب هدایت دانسته و بهرهبرداری از علوم در تفسیر را تا آن جا که برای هدایت بشر نیاز است مجاز میداند. و ایشان در این خصوص معتقد به دیدگاه اعتدالی است. (صدر، 1428 ق: 49)
6. شبهه علمی نبودن قرآن
در این جا شبههای مطرح میشود که قرآن کتاب اکتشافات علمی نیست و کتاب هدایت انسان و تربیت و دگرگونسازی انسان است و نباید از قرآن انتظار ارائه میباحث علمی را داشت و نظریه شهید صدر در تبیین جواز کشف سنن تاریخی در قرآن به عنوان یک بحث علمی ممکن است با چنین شبههای نسبتی داشته باشد.
7. نقد شبهه
شهید صدر در پاسخ به شبهه میگوید:
هر چند این ایراد در جای خود به جاست، یعنی قرآن کتاب علمی نیست و درصدد نیست نیروهای رشد و ابتکار و فکر انسان را از بین ببرد و کتاب هدایت است، ولی با این وصف یک فرق اساسی بین زمینههای علمی تاریخ و دیگر علوم وجود دارد با توجه به این فرق اساسی، قرآن از تاریخ و قوانین و سنتهای حاکم بر آن شیوهها و خط مشی را ارائه میکند که با رسالت قرآن به عنوان کتاب هدایت ارتباطی پیدامی کندوآن ایجاد تغییر مطلوب در انسان است که عبارت است از «بیرون راندن» مردم از تاریکیها به سوی یخرجهم من الظلمات الی النور» (بقره/ 257) (صدر، 1428، 49)
در میبنای تفسیری شهید صدر، شایسته نیست که از قرآن انتظار داشت مثل یک کتاب درسی همه تفصیلات و جزئیات را ارائه دهد. نکته قابل توجه در این میبنای شهید صدر اینکه از بین علوم و نظریاتی که میباید از قرآن استخراج شود علومی مدنظر است که در کار تغییر مطلوب، مؤثرند. ایشان در این مورد میفرماید: «قرآن حتی نمیتواند چیزهایی که در کار تغییر مطلوب پیامبر اکرم(ص) مؤثر نبوده است را متعرض شود هر چند سنتهای تاریخ را بر آنها نیز شامل بدانیم، زیرا قرآن تنها به کارهای اساسی و مهم توجه دارد» (همان)
شهید صدر در این شیوه در صدد اثبات اعجاز قرآن و یا تطبیق آیات با علوم نیست بلکه علوم را استخدام مینماید تا به واسطه آن نظریات قرانی را که راهگشای مسائل زندگی بشر است دریابد. (صدر، 1428، 31)
8. فرازمانی بودن تعالیم قرآنی
در مورد ماهیت و هویت قرآن سه فرض را میتوان تصور کرد:
1- قرآن در عین ناظر بودن به واقعیات عینی زندگی مخاطبان در عصر نزول، دارای هویتی ماورایی و معلول مشیت الهی است نه معلول متغیرها و شرایط بیرونی تا با دگرگونی آنها تغییر یابد.
2- قرآن صرفاً حقیقتی الهی است که هیچ ربطی با زمینههای اجتماعی عصر نزول خود ندارد.
3- قرآن مانند دیگر پدیدههای انسانی مولودی انسانی و تابعی از متغیرهای بیرونی و درجه فکر عصر نزول به شمار میآید. (محمدباقر سعیدی روشن، 1389، 24)
در میان سه فرض ذکر شده شهید صدر قائل به نظریه اول است به این معنی که ایشان قرآن را فراعصری دانسته و تعالیم آن را محدود به زمان یا مکان خاصی نمیدانند. ایشان در این مورد میفرماید: قوانین قرآن فراتر از جوی است که قرآن در آن فرود آمده و گستردهتر از فردی است که برای رسالت آن فرستاده شده است». (صدر، 31)
9. اثبات امکان و جواز فهم قرآن برای غیرمعصوم
مرحوم شهید صدر نه تنها به جایگاه رفیع روایات در فهم مفاد و مضامین قرآنی اعتقاد داشته بلکه در مواردی نیز به مدد روایات، حجیت ظواهر و امکان فهم قرآن را اثبات نموده است (حکیم، 1417، 241)
شهید صدر به این نکته اشاره میکنند که تفسیر به شیوه استفاده از روایات فقط تفسیر لفظی است که در آن برخی مفردات، تفسیر شده و برخی مفاهیم قرآنی با شأن نزول آیات تطبیق میشد (صدر، 25)
10. اصول و قواعد در دیدگاه تفسیری شهید صدر
در میباحث تفسیر قرآن شهید صدر این قواعد به چشم میخورد که در ذیل به آنها اشاره میشود:
10. 1. توجه به سیاق آیات
سیاق نوعی ویژگی برای واژگان یا عبارت است که بر اثر همراه بودن آنها با کلمهها و جملههای دیگر به وجود میآید. (علیاکبر بابایی، 1379، 34)
شهید صدر در مواردی از سیاق آیات بهره گرفته است، ایشان در بیان تفاوت بین عمل فردی و اجتماعی در قرآن معتقد است که برای امت در برابر خدای متعال دو احضار وجود دارد، یکی احضار فرد و دیگری احضار امت. (صدر، 1428، 85) و در خصوص احضار جماعت در برابر خدا، آیه «وَتَرَی کُلُّ اُمَهٍ جَاثِیَهً. . . تُدعَی اِلَی کِتَابِها» (جاثیه، 28) را مشاهده آورده و میگوید: «از سیاق آیات استیناس میشود، این احضار دومی به خاطر بازگشت روابط گذشته امت به حدود موازین حق و مقتضای قانون است» (صدر، 85)
2. 10. توجه به مفاهیم کلمات
شهید صدر در تفسیر از سنتهای تاریخ در قرآن و در بیان این که خط سیر همه موجودات به سوی ایدهآل مطلق است آیه شریفه «یَا أَیُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَى رَبِّکَ کَدْحًا فَمُلَاقِیهِ (انشقاق/ 6) با مشاهده میآورد و در مورد لغت کدح میگوید: «کدح یعنی یک حرکت و بسیج آمیخته با رنج و درد و سوز کدازه» (صدر، 1428، 141)
- 10. 3. توجه به دلالتهای کلام: دلالت در لغت به معنی چیزی است که به وسیله آن به شناخت چیز دیگر نایل میشویم. (راغب اصفهانی، 1332، ج316، 1) و در اصطلاح دلالت بودن چیزی به حالتی است که وقتی انسان به آن آگاه شد ذهن او به وجود چیز دیگری منتقل میشود. (مظفر، محمدرضا، 1388، 54)
در آیات پس از آن که مراد استعمالی و دلالت تصوری الفاظ به دست آمد، برای بدست آوردن مراد جدی خداوند به قواعد عام و خاص، مطلق و مقید، محکم و مجاز توجه میکنیم تا مراد نهایی خدا را به دست آوریم. (رضایی اصفهانی، محمدعلی، 1390، 65)
شهید صدر معتقد است که دلالت آیات شاهد بر جامعیت قرآن دو گونه است: 1- آیاتی که دلالتش بر مقصود واضح است، 2- آیاتی که نوع دلالتش بر مقصود کمتر است ولی با روح تعالیم قرآن هماهنگی دارد و مؤید است. مهمترین آیهای که مستند مفسرین جهت اثبات جامعیت است آیه 89 سوره نحل «تِبْیاناًلِکُلِّشَیْءٍ» است.
مفسرین برداشتها و تفاسیر گوناگونی از این آیه برجامعیت قرآن دارند، که دیدگاه برگزیده به شرح ذیل است:
«قرآن مشتمل بر بیان همه چیزهایی است که نیاز به تبیین دارد با توجه به اینکه «تبیان» در جایی معنا مییابد که نیازی به تبیین و روشنگری وجود داشته باشد «تبیین ما یحتاج الی التبیین» و آنچه به گونهای تفصیل یا اجمالی تبیین شده، نیاز به تبیین ندارد، بر این باوریم که قرآن به حق تبیان کل شیء است اعم از آنچه مربوط به هدایت است و رنگ و بوی دینی دارد و آنچه غیر دینی است و به ظاهر مربوط به دین نیست از آنچه که قرآن خود تبیین آیات را به پیامبر و به تبع ایشان، به ائمه سپرده و دستور تعقل و تدبر داده و با اشاره به نزول قرآن به زبان عربی، بر حجیت قواعد زبانی صحه گذاشته و از همه اینها صدها قاعده اصولی، فقهی، تفسیری و… استخراج میشود، همه اینها قرآنیاند.
بنابراین، قرآن در بیان مقاصد خود گویا در سیاست و هرگونه ابهام و غموض لغوی و محتوایی با مراجعه به خود قرآن سنت و قواعد برگرفته از آن دو حل شدنی است. (صدر، 89)
11. ادله شهید صدر نسبت به جامعیت قرآن
1. 11. دلیل اول استدلال به سخنان معصومین (علیه السلام)
احادیثی که در آنها تبیان و تفصیل به کار رفته و روایاتی که در آنها قرآن به عنوان منبع و محل مراجعه معرفی شده است.
بر میبنای جاودانه بودن قرآن که حدیث متفق علیه و متواتر ثقلین بر آن تصریح دارد (طباطبائی، 147، ج 5، ص 275) و از لوازم ضروری است، ضرورت دارد که قرآن به یک زمان خاص و یا افراد خاص محدود نگردد و بتواند پاسخگوی سوالات جوامع بشری در همه اعصار باشد در تأیید این مطلب است که امام باقر (ع) میفرماید: «وَ لَوْ أنَّ الْآیةَ إِذَا نَزَلَتْ فِی قَوْمٍ ثُمَّ مَاتَ… هُمْ مِنها مِنْ خَیْرٍ أَوْ شَر»: (اگر با مرگ هر گروهی، آیهای که درباره آن نازل شده از بین میرفت، …) (کلینی، 1407، ج2، ص628) و نیز امام رضا(ع) در جواب مسائل که از چرائی کهنه نشدن قرآن میپرسد، طراوت و تازگی همیشگی قرآن را به این علت میشمارد که خاص یک زمان نیست و تاروز قیامت، در هر زمانیتر و تازه میشود، «ما بالامر لقرانا لا یرداد عند النسر… الییوما لقیامة» (صدوق، 1378، ج2، ص 87؛ طوسی 1414، ص 580) بر میبنای جامعیت قرآن که آن هم از لوازم خاتمیت است و بارها در قرآن (نحل، 89، یوسف 11، انعام 38) بدان اشاره شده است.
بر همین اساس است که امام صادق (علیه السلام) میفرماید که: علم همه آنچه در آسمان و زمین هست و همه آنچه در گذشته و آینده بود را میدانم و آنگاه که تعجب شونده را میبیند تصریح میفرماید که «همه اینها در قرآن هست و من از آن دانستم». (کلینی، 1407، ج1، ص261)
بنابراین خدای متعال کتابی فرستاده که تبیان همه چیز در همه عصرهاست.
2. 11. دلیل دوم استشهاد به آیات و دلایل قرآنی
آیاتی که با آنها بر جامعیت قرآن استشهاد و استدلال شده، میتوان به سه دسته تقسیم کرد:
الف (آیاتی که در آنها واژه کتاب به کار رفته و تبیان و تفصیلدار بودن هر چیزی را از ناحیه قرآن تثبیت کرده و هر گونه تفریط و کوتاهی را در بیان از ناحیه قرآن نفی میکند. (انعام، 6/ 38) (انعام/ 59) (یونس، 10/ 61)
مهمترین آیه قابل استناد (تبیانا لکل شیء)، ناسازگاری ظاهری وجود دارد، از طرفی قران میفرماید «کل شیء» و از طرف دیگر میفرماید: «تبیاناً»، اگر ما کل شیء را بپذیریم، نمیتوان از این مهم دور شد که در قرآن بیان ظاهری از همه چیز که بتوان آن را تبیان نامید، وجود ندارد پس یا باید در تبیان تصرف کنیم و بگوئیم در قرآن تبیانی صورت نگرفته که خلاف ظاهر است و یا در کل که از ادات عموم است دخالت نماییم و بگوییم مراد از کل، مطلق نیست، بلکه مراد از کل نسبی میباشد. از آنجا که تخصیص عمومات در زبان عرب شایع بوده تا جایی که گفته شده است «ما من عام الا وقد خص» و حتی جریان این قاعده چنان قوی بوده است که گاه تخصیصهای بی شمار دامن عمومات را گرفته و به جهت جلوگیری از تخصیص زیاد، قاعدهای دیگر وضع کردهاند و گفتهاند: «تخصیص اکثر محال است» (علی غضنفری، 1396، 124) با این توصیف تصرف در کل به خاطر جریان عادی آن در کلام عرب و اینکه قرآن به زبان عربی است، مانعی ندارد. به هر حال تصرف در عبارت «کل شیء» و تفسیر روایات عام به احادیث خاص و نیز توجه به آیهای که ما را به این سو، سوق میدهد که برخی امور در قرآن نیامده است، همه حاکی از موانعی بر سر راه استنباط جامعیت مطلق از دلائل مورد نظر است. و عموم به کار رفته در آیه نمیتواند دلالت بر عموم مطلق داشته باشد. و این شاهد است بر این که قران بیان کننده همه چیز نیست و ما به گواهی برخی ایات و روایات، نیز برخی از علوم و معارف را در قرآن نمیبینیم. پس میتوان گفت هیچ انگیزهای برای بیان ادعای عمومیت مطلق وجود ندارد. و راه اعتدال که شهید صدر بر آن معتقد هستن هیچ آسیبی به عظمت کتاب وحیانی قرآن نخواهد زد بلکه آن را در برابر هجمههای دگراندیشان تقویت خواهد نمود.
جا دارد دراینجا کمی تخصصیتر، از طریق میباحث اصولی در جهت اثبات جامعیت بحث را ادامه داد، مراد از اطلاق «کل شیء» در برخی آیات مذکور، با توجه به قرینه مقامیه و سیاق آیات، اصول کلی امور دینی است از این رو، قرآن در حکم قانون اساسی دین است که اصول کلی دین را بیان کرده است و بیان مواد و تبصرهها را به عهده پیامبر گذاشته شده است.
دانش «اصول فقه» یکی از علوم مورد نیاز مفسر قرآن است این دانش در تفسیر قران و دستیابی به مفاد استعمالی و مراد جدی خدای متعال از واژگان و جملههای قرآن کریم و استخراج معانی عمیقتر و مدلولهای پنهان کلام الهی تأثیر چشمگیری دارد. از جمله کارکردهای علم اصول فقه در تفسیر، آشنایی با انواع واژگان مانند مجاز، حقیقت، مشترک و قواعد تشخیص آنها، کشف مدلول هیأت مفرد – مشتق و مرکب و نیز صیغه امر و نهی و دلالتهای التزامی و پنهان کلام، آگاهی از قواعد تخصیص و تقیید در ایات عام و مطلق، شناسایی و رفع ابهام از الفاظ مجمل، بیان نقش مستقلات و غیرمستقلات عقلی در تفسیر و معرفی منابع تفسیری و بررسی اعتبار آنها است. که در قالب بیان کارکردهای، میباحث الفاظ و میباحث حجیت» در تفسیر بیان شده است.
می توان با توجه به بینش و دانش شهید صدر که نسبت به اصول فقه داشتند در تفسیر قران و رسیدن به معنا مراد خدای متعال از واژگان و جملههای قرآن کریم و اثبات جامعیت قرآن استفاده برد.
بخش الفاظ دانش اصول در فهم هر متنی کاربرد دارد، از این رو، اصول فقه در دانشهای مختلفی که میبنی بر فهم متن است به ار میآید و میتوان به وسیله آن برخی از میبانی تفسیر قران و قواعد و منابع تفسیری را تبیین نمود.
– نزول قرآن به زبان عرف عقلا انجام شده یعنی خدای متعال در قرآن کریم با روش معمولی و متعارف میان عقلا سخن گفته است. و البته قران به این روش بسنده نکرده و در عین استفاده از روش عام عقلا در سخن گفتن، دارای روشی خاص است که از ویژگیهایی همچون آمیختگی موضوعات، ذومراتب بودن اشتمال بر معارف فراعرفی و جهانی و جاودانه برخوردار است.
مشهور بین دانشمندان اصول «حجیت ظواهر قران» است همانطور که شهید صدر به آن معتقدی است (کامران اویسی، 1393، 13).
یکی از دلایل مهم حجیت ظواهر، سیره عقلا است که خدای متعال مطابق روش عقلا قرآن را نازل کرده است. سیره قطعی عقلایی در بیان مراد اعتماد به ظواهر است و خداوند متعال این بنا را امضاء کرده و در خطاباتش به آن عمل نموده است زیرا اگر روش خاص و متفاوتی داشت، آن را بیان میکرد و از بیان و عمل نکردن به روش دیگر روشن میشود که روش خداوند متعال همان روش عقلاست (محمدکاظم خراسانی، کفایة الاصول، 251)
بنابراین میتوان از ظواهر کتاب به مقصود خدای متعال پی برد. (محمد بن حسن طوسی، 1376، 95)
نکته دیگر در نحوه دلالت کل شیء از نظر آلوسی و علامه (ره) اینکه، منظور از «کل» در آیه شریفه را تکثیر و تفخیم میداند. (آلوسی، 1415، ج7، 452) و علامه طباطبایی نیز از کسانی هستند که اطلاق آیه را مقید کردهاند ایشان درباره این تقیید مینویسند:
«چون قرآن کریم کتاب هدایت برای عموم مردم است و جز این کار، شأنی ندارد. لذا ظاهراً مراد از «کل شیء» به همه آن چیزهایی است که برگشتنش به هدایت باشد. از قبیل معارف حقیقی مربوط به میبدأ و معاد، اخلاق فاضله، شرایع الهی، قصص و مواعظی که مردم در راه یافتن ایشان به آن محتاجاند و قرآن تبیان همه اینهاست». (طباطبائی، 1374، ج 12، 469) و منظور از تبیان، همان بیان معهود و معمولی، یعنی اظهار مقاصد به وسیله کلام و دلالتهای لفظی بوده باشد. قرآن کریم با دلالت لفظی به بیشتر از آنچه گفتهاند دلالت ندارد. (همان)
عمده بحث و استنتاج جامعیت در لفظ «لکل شیء» است آیا «کل» افاده عموم عرفی میکند، یا افاده عموم حقیقی؟ «شیء» به چه معناست؟ آیا قرآن همه مسائل را روشن میکند؟
قدر متیقن این کلام، «تبیاناً لکل شیء» روشنگری در معارف و علومی است که به سرنوشت و سعادت ابدی انسان پیوند خورده است، به دو دلیل: نخست آن که قرآن خود را کتاب هدایت معرفی میکند، بنابراین باید پیام هایش در زمینه هدایت و سعادت مردم باشد. دیگر آن که قران بسیاری از مسائل را بیان نکرده، لذا با قرینه خود کلام پی میبریم که «کل» افاده عموم حقیقی میکند، منتهی در دایره وظایف و قلمرو دین (ایازی، 21، 1380) توضیح بیشتر اینکه برخی از واژگان دارای معانی کلی هستند که بر افراد گوناگون صدق میکنند؛ مثل کل، جمیع، جمع معرف به لام، نکره در سیاق نفی. (محمد رضا مظفر، 131- 130)
ب) آیه دوم مورد بحث: (تفصیل کل شیء) (یوسف/ 111)
طبرسی منظور از این آیه را مانند آیه تبیان لکل شیء، جامعیت قرآن در امور شرعی دانسته است. یعنی بیان هر چیزی که به آن احتیاج است از امور حلال و حرام و شرایع اسلام در قرآن موجود است. (طبرسی، 1360، ج 5، 416)
و منظور از کل در این آیه عامی است که از ان خاص اراده شده است.
آیا میان تعبیر (تفصیل کل شیء) و (تفصیلا لکل شیء) که کل یکبار با لام و یکبار بدون لام آمده، فرقی نیست؟ و به فرض که تعبیر (تفصیل کل شیء) در وصف قرآن، با تعبیر (تفصیلا لکل شیء) بر یک معنا دلالت داشته باشند، آیا با توجه به قرائن خارجی میتوان بین مقصود از این دو وصف تفاوتی قائل شد؟
اگر کل به معنای حقیقی آن باشد، منتهی با قاعده عقلی تخصیص بزنیم و بگوییم: مما یحتاج الیه فی دین، یأکل را با همان شمول ظاهری آن، پیداست که نمیتوان مراد باشد، چرا که همه افراد طبق اصول و قواعد گفتگو حتی انسانهای بسیار دقیق – نمیتوانند همه چیز را از بیانات قرآن استنباط و استخراج کنند، قهراً این (کل) محدو به معارفی میشود که جزء وظایف انبیای گرامی است. (صدر، بی تا، 117)
12. نتیجهگیری
قرآن کریم دستورالعمل زندگی بشر تا روز رستاخیز است و لذا همواره پاسخگوی نیازهای وی میباشد لازمه این غرض، جامعیت و جاودانگی این کتاب است. قرآن کریم کلام خداست، معجزهای که آیات آن توسط فرشته وحی بر پیامبر نازل شده و از طریق ایشان به مردم رسیده است کتابی که اقوم است و مایه رحمت و برای هدایت بشر آمده و هیچ کتابی مانند او ضامن سعادت و هدایت مردم نخواهد بود. اما این هدایت در گروه فهم و عمل به این کلام آسمانی است و فهم و عمل آن در گرو تفسیر و درست آن تأمل در مفهوم تبیان چگونگی بیان آموزهها و معارف در قرآن و روایات مربوط به جامعیت، نشان از آن دارد که قرآن مشتمل بر بیان هر چیزی است که نیاز به تبیین دارد. بنابراین قرآن تبیان همه چیز است، هر چند برخی جزئیات به صورت تفصیلی و برخی دیگر به صورت اجمالی در قرآن آمده است و قرآن خود بیان آن را به سنت پیامبر و ائمه (ع) و قواعد عقلایی، زبانی و علمی برگرفته از آن دو واگذار کرده است.
شهید صدر در مورد جامعیت قرآن چنین بیان میدارد که اولا قرآن در مورد مسائل مهم زندگی دارای نظریه است ثانیاً توجه به دلالتهای التزامی آیات در دریافت نظریات اساسی قرآن دارای جایگاه ویژهای است. ثالثاً مراد از «کل شیء» ظاهراً همه آن چیزهایی است که برگشتش به هدایت باشد چرا که قرآن کریم کتاب هدایت برای عموم مردم است و جز این کار و شأنی ندارد.
البته با نگاه اجمالی به مطالب تفسیر القرآنیه و سیر در آثار قرانی شهید صدر، وی باب مستقلی تحت عنوان «جامعیت قرآن» در آثار خویش نگشوده است اما از سوی دیگر، چنان هم نیست که به کلی آن را وانهاده باشد. از نظر ایشان، جامع بودن قرآن معنایی قریب به «کامل بودن» آن دارد. و راه اعتدال که شهید صدر بر ان معتقد هستند هیچ آسیبی به عظمت کتاب وحیانی قرآن نخواهد زد بلکه آن را در برابر هجمههای دگراندیشان تقویت خواهد نمود. ایشان در تفسیر موضوعی از روش استقراء و نگرش سیستمی استفاده میکردهاند.
نکته مهم اینکه با توجه به روایات و دیدگاه صریح دانشمندان مسلمان، جامعت قرآن به الفاظ ظاهری آن منحصر نیست و همه چیز در الفاظ ظاهری قرآن بیان نشده است بلکه سنت، اجماع و عقل با قیاس نیز در امر بیانگری قرآن دخیلاند، به دیگر سخن جامعیت قرآن به همراه منابع مذکور، که خود قرآن آنان را معتبر دانسته، معنا و مفهوم واقعی پیدا میکند. دانشمندان اصول از جمله شهید صدر بر آناند که روش قرآن کریم، روش عام عقلایی است، مگر در جایی که خلاف آن ثابت شود و در بحث «حجیت ظواهر قرآن» به این امر تصریح کردهاند.
منابع
* قرآن کریم
1. آلوسی، سیدمحمود، (1415 ق)، مصحح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج 1، بیروت: دارالکتب العلمیه.
2. ایزدی، مهدی، (بهار و تابستان 1392)، ضرورت ماهیت و روش استنطاق از منظر روایات اهل بیت علیهالسلام، دوفصلنامه علمی پژوهشی مطالعات قرآن و حدیث، سال ششم، شماره دوم.
3. اخوان مقدم، زهره، (1389 ش)، اصول تفسیر برگرفته از روایات اهل بیت علیهم السلام، رساله دکتری دانشگاه امام صادق.
4. ایازی، محمدعلی، (1383 ش)، جامعیت قرآن، پژوهش استنادی و تحلیلی از مسأله جامعیت و قلمرو آن، تهران: کتاب میبین، ش 19.
5. اویسی، کامران، (بهار و تابستان 1393 ش)، بررسی تطبیقی کاربرد مهمترین آیات الاصول درمبحث مفاهیم اصول فقه، شماره 2.
6. ابن منظور، ابوالفضل محمدبن مکرم، (1414 ق)، لسان العرب، چ 3، بیروت: دارصادر، ج 8.
7. بابایی، علی اکبر و دیگران (1379 ش)، روششناسی تفسیر قرآن، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
8. جابری، علی و دیگران، (تابستان 1394)، تحلیل جایگاه اسقتراء در روش شهید صدر، معرفت اقتصاد اسلامی، شماره 12.
9. حکیم، محمدباقر(1417 ق)، علوم القرآن. قم: مجمع الفکر الاسلامی، چاپ سوم.
10. حبشی، ماشاءالله، خدمتکار، خدیجه (پاییز 1389)، بررسی قلمرو جامعیت قرآن در نگرش تفسیری قمر رازی و آلوسی بغدادی، الهیات تطبیقی، سال اول، شماره سوم.
11. خراسانی، محمدکاظم (1329 ق)، کفایه الاصول، محقق: مجتبی محمودی، قم؛ مجمع الفکرالاسلامی.
12. راغب اصفهانی، محمد، (1332 ق)، المفردات فی غریب القرآن، تهران: المکتبه المرتضویه، ج 1.
13. روش ضمیر، محمد ابراهیم، بررسی دلالت عبارت «تبیان کل شیء» بر جامعیت قرآن، آموزههای قرآنی، بهار و تابستان 1393، شماره 19.
14. رضایی اصفهانی، محمدعلی، (1390 ش)، منطق تفسیر قرآن، قم: مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی، چاپ چهارم.
15. زمخشری، محمد بن عمر(بی تا)، الکشاف، بیروت، چاپ کتاب العربی.
16. محمدباقر سعیدی روشن، (1389 ش) زبان قرآن، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و سمت، ش 311.
17. سیوطی، جلال الدین عبدالرحمن، (1380 ق)، الاتقان فی علوم القرآن، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، قم: نشر فخردین.
18. شاکر، محمدکاظم، (1389 ش)، میبانی و روشهای تفسیری، قم: نشر مصطفی.
19. صدر، محمدباقر، (1428 ق)، المدرسه القرآنیه، قم: مرکز الابحاث و الدرسات التخصیصه للشهید الصدر، چاپ چهارم.
20. __________، (1386ق)، الفهم الاجتماعی فی النص (فقه الامام صادق ع)، رساله الاسلام، ش 3.
21. __________، (بی تا) در روش فی علم الاصول، ج 2، بی جا.
22. __________، (بی تا)، سنتهای تاریخ در قرآن، ترجمه جمال موسوی اصفهانی، قم: انتشارات اسلامی.
23. _________، (1393ق)، شرح حلقات ثالثه، مترجم: علی اکبریان، مرکز مدیریت حوزههای علمیه خواهران.
24. طبرسی، فضل بن حسن، (1415 ق)، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، بیروت: موسسه الاعلمی فی المطبوعات.
25. طوسی، محمدبن حسن (1376)، العده فی اصول الفقه، چاپ محمدرضا انصاری قمی.
26. طباطبائی، سید محمد حسین، (1374)، (1379) فی المیزان فی تفسیر القرآن. ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، ج5، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.
27. طبرسی، فضل بن حسن، (1360)، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، چ 1، تهران: انتشارات فراهانی.
28. طیب، سید عبدالحسین، (1378)، أطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران: انتشارات اسلام، ج 5.
29. محمد، غضنفری، (1394) پژوهشی در رویکرد جامعیت مطلق قرآن، دو فصلنامه علمی – پژوهشی پژوهشنامه تفسیر و زبان و قرآن، سال پنجم.
30. فائز قاسم، مجید و دیگران (زمستان 1394)، تحلیل آیات مربوط به جامعیت قرآن مجید، مجله سراج منیر، دانشگاه علامه طباطبایی، شماره 21.
31. فخر رازی، محد بن عمر، (1379)، مفاتیح الغیب، تهران: انتشارات اساطیر.
32. قاسم پور، محسن، (1394)، رهیافت روششناسانه شهید صدر در موضوع نظریه قرآنی، دوفصلنامه علمی – پژوهشی، شماره سوم.
33. کریمپور قراملکی، علی، (1383)، جامعیت قرآن از نظر مفسران، علوم و قرآن حدیث، بینات: موسسه معارف اسلامی امام رضا علیه السلام، شماره 43.
34. مظفر، محمدرضا، (بی تا)، اصول الفقه، ج 1، قم.
35. __________، (1384)، المنطق، قم: مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، چاپ سوم.
36. مهریزی، مهدی، (تابستان 1391)، کیفیت جامعیت قرآن در پرتو آرای اندیشمندان، شماره 10.
37. مصطفوی، حسن، (1360)، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب ج 2.
38. هادوی تهرانی، مهدی (1377)، میبانی کلاس اجتهاد در برداشت از قرآن، قم: مؤسسه فرهنگی خانهی خرد، چاپ اول.
39. هادوی نیا، علی اصغر (1385ش)، «شهید صدر و روش تفسیر موضوعی – علمی قرآن کریم با رویکرد اقتصاد اسلامی»، همایش بین المللی بررسی اندیشههای اقتصادی آیتالله صدر، قم: دانشگاه مفید.
40. سی دی جامع اصول فقه.
41. http://www.noormags.ir/view/fa/1112355/1396/8/16