پرتره شهید صدر به سبک آبرنگ بک‌گراند اسلیمی

گزارش نشست

آیین نکوداشت اندیشه‌های کلامی شهید صدر برگزار شد

آیین نکوداشت اندیشه‌های کلامی آیت‌الله شهید سید محمدباقر صدر به‌همت انجمن کلام اسلامی حوزه و با مشارکت و همکاری پژوهشگاه تخصصی شهید آیت‌الله سید محمدباقر صدر پژوهشگاه قرآن و حدیث، دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران و برخی از مراکز و مؤسسات علمی و آموزشی قم برگزار شد. در این نشست ابعاد مختلف اندیشه‌های کلامی شهید صدر بازخوانی شد و ضرورت شاساندن ظرفیت‌های کمترشناخته‌شده نظام فکری این متفکر بزرگ جهان اسلام موردتأکید قرار گرفت.

در آیین نکوداشت اندیشه‌های کلامی شهید صدر اساتید و پژوهشگران به بررسی و تبیین ابعاد مختلف اندیشه‌های کلامی و الهیاتی این متفکر برجسته جهان اسلام پرداختند: آیت‌الله احمد مبلغی، حجج اسلام محمدتقی سبحانی، رضا برنجکار، بهروز محمدی‌منفرد.

استاد برنجکار

نوآوری‌های شهید صدر در مبحث خداشناسی و عدل الهی را در سه بحث ارائه می‌کنم: یکی درباره خدا و اثبات خداست و دو بحث دیگر به عدل و افعال الهی مربوط می‌شود.

بحث اول: نوآوری در اثبات خدا (برهان نظم و حساب احتمالات)

فلاسفه برای اثبات خدا، برهان وجوب و امکان را و متکلمان برهان حدوث را مطرح می‌کنند. شهید صدر کتابی دارد با عنوان «الأسس المنطقیة للاستقراء» که این کتاب از یک جهت، منطق جدیدی در برابر منطق ارسطویی است و از جهت دیگر، نظریه‌پردازی در فلسفه علم به‌شمار می‌رود. شهید صدر نظریه‌ای کاملاً جدید، مهم و قابل‌توجه در این زمینه مطرح کرده است.

معمولاً در منطق گفته‌اند استقرای تام ممکن نیست و استقرای ناقص نیز یقین‌آور نیست. شهید صدر می‌خواهد از طریق استقرا ما را به نوعی یقین برساند که این یقین، یقین مصطلح منطقی، فلسفی و ریاضی نیست؛ بلکه همان یقینی است که آن را «یقین ذاتی» یا «توالد ذاتی» می‌نامد (در برابر «یقین موضوعی» یا «توالد موضوعی»).

ایشان در برهان نظم، حساب احتمالات را مطرح می‌کند. شهید صدر بر اساس حساب احتمالات توضیح می‌دهد که وقتی احتمالات را پی‌درپی در نظر می‌گیریم، مخرج کسر مربوط به احتمال تصادف به سمت بی‌نهایت می‌رود؛ یعنی احتمال تصادف به یک بر روی بی‌نهایت میل می‌کند و تقریبا صفر می‌شود. تا این مرحله، توالد موضوعی رخ داده است. از اینجا به بعد، شهید صدر می‌گوید ذهن و عقل از این مرحله عبور می‌کند و به مرحله یقین ذاتی می‌رسد؛ یعنی عقل، احتمال تصادف را صفر محاسبه می‌کند. ما در بیشتر موارد، به‌ویژه در مسائل دینی، اصلاً نمی‌توانیم به یقین ریاضی و منطقی برسیم. نهایتاً می‌توانیم به یقین عرفی برسیم؛ این نوع یقین نیز بسیار خوب است و هیچ اشکالی ندارد. بنابراین، یکی از نوآوری‌های شهید صدر این است که برهان نظم را از طریق منطق احتمال و حساب احتمالات، به یقین ذاتی می‌رساند.

بحث دوم: قدرت و «نظریه سلطنت»

بحث دوم، بحث قدرت است که قدرت خدا و انسان را در بر می‌گیرد. شهید صدر در اینجا نظریه‌ای به نام «نظریه سلطنت» دارد. ما یک بحث فلسفی درباره فاعلیت انسان و خداوند داریم و آن این است که آیا فعل از فاعل با اختیار و آزادی صادر می‌شود یا خیر؟

فلاسفه می‌گویند مسیر، مسیر علیت ضروری است: «الشیء ما لم یجب لم یوجد»؛ یعنی علت، ضرورت را به معلول می‌بخشد. شهید صدر می‌فرماید این اختیار، آن اختیاری نیست که به‌معنای آزادی باشد؛ یعنی اینکه من بتوانم فعل را ترک کنم.

مرحوم نائینی می‌گوید ما دو نوع علیت داریم: در طبیعت، علیت ضروری صادق است؛ اما در فاعل مختار، این ضرورت را نمی‌پذیریم. شهید صدر چند اشکال به نظریه مرحوم نائینی وارد می‌کنند و در نهایت، نظریه خودشان، یعنی نظریه سلطنت، را مطرح می‌کنند.

ایشان می‌گویند ما برای تحقق یک شیء در خارج، دو مسیر داریم. مسیر نخست، مسیر ضرورت و علیت ضروری است و در طبیعت نیز جاری است. اما مسیر دوم، مسیر سلطنت است. در مسیر سلطنت، فعل بدون ضرورت ایجاد می‌شود؛ یعنی ممکن بود ایجاد نشود، اما با وجود این، ایجاد می‌شود. فاعل مختار بر وجوه مختلف فعل حاکم است و بدون هیچ ضرورتی، آن فعل را در خارج محقق می‌کند. این فاعل مختار، چه خداوند باشد و چه انسان، چیزی به نام سلطنت دارد.

بحث سوم: حسن و قبح و ضرورت ارزشی

متکلمان ما حسن و قبح را به استحقاق مدح و ذم یا کیفر و پاداش تعریف می‌کنند. شهید صدر می‌گوید این تعریف اشکال دارد و برای نخستین بار، تعریف جدیدی مطرح می‌کند که پیش از آن اساساً مطرح نشده بود. ایشان حسن و قبح را به ضرورت، یعنی «ضرورت ارزشی» بازمی‌گرداند؛ البته نه ضرورت تکوینی، زیرا همان‌طور که در بحث سلطنت گفتیم، ایشان ضرورت تکوینی را در فاعل مختار نمی‌پذیرد. اساساً با پذیرش ضرورت تکوینی نمی‌توانیم وارد بحث حسن و قبح شویم؛ زیرا اگر فاعل مجبور باشد، نمی‌توان گفت: «آفرین، فعل تو خوب بود».

شهید صدر به متکلمان اشکال می‌کند که مدح و ذم خودشان تابع این ضرورت‌اند؛ یعنی مدح کردن یک فعل است. اگر کسی کار خوبی انجام دهد، شما او را مدح می‌کنید. پس رتبه خوبی پیش از مدح و ذم است؛ برخلاف نظر متکلمان که مدح و ذم را مبنای تعریف حسن و قبح قرار داده‌اند. آنچه پیش از مدح و ذم قرار دارد، همان ضرورت است. بنابراین، شهید صدر حسن و قبح را به معنای باید و نباید می‌داند؛ یعنی درک ضرورت ارزشی درباره فعل فاعل مختاری که سلطنت دارد.»

استاد سبحانی

امیدوارم بتوانم در این فرصت محدود، برشی از اندیشه مرحوم شهید صدر را در قالب موضوع امامت ارائه کنم؛ موضوعی که تبیین آن واقعاً به یک بحث تفصیلی نیاز دارد تا اهمیت کار ایشان روشن شود. به گمان من، با توجه به مطالعاتی که شاید حدود چهل سال درباره شهید صدر داشته‌ام، احساس می‌کنم شهید صدر صرفاً نوپردازی نمی‌کند، بلکه راه می‌گشاید و افق‌هایی ایجاد می‌کند تا دیگران نیز بتوانند وارد این عرصه شوند.

اهمیت کتاب بحث حول الولایه

ایشان کتابی با عنوان «بحث حول الولایة» دارند که مجموعاً حداکثر حدود صد صفحه باشد. اگر کسی به‌ظاهر به این کتاب نگاه کند، ممکن است آن را صرفاً یک سخنرانی یا مقاله بداند. اما اگر کسی بنیادی‌تر به اندیشه شهید صدر نگاه کند، روشن می‌شود که شهید صدر در تاریخ امامت‌پژوهی نقطه عطفی ایجاد کرده است؛ نقطه عطفی که نه‌تنها می‌تواند امامت‌پژوهی را متحول کند، بلکه برای دانش کلام به‌صورت عام نیز الگوهای جدیدی فراهم می‌آورد.

دفاع‌های روزآمد کلامی از شهید صدر

ما همواره گفته‌ایم که دانش کلام، دانش اثبات و دفاع از معتقدات دینی است. کار متکلم، صرفاً جدل نیست. متکلمان جدل هم می‌کنند، اما کار اصلی متکلم جدل نیست؛ بلکه دفاع است. دفاع نیز بر منظومه‌سازی، استفاده از روش‌شناسی‌های جدید و به‌کارگیری ادبیات‌های تازه مبتنی است. شهید صدر در دوران معاصر ما، متکلمی است که دفاع‌هایش روزآمد و متناسب با سلیقه و اندیشه مخاطب است.

مبانی منطقی استقرا رویکردی برای بازتعریف عقاید دینی

مرحوم شهید صدر به مبانی منطقی استقرا صرفاً به‌عنوان یک روش نگاه نمی‌کند، بلکه آن را رویکردی و چهارچوبی برای بازتعریف عقاید دینی قرار می‌دهد. شهید صدر اندیشه‌های اسلامی و تقریرهای کهن از اندیشه‌های ناب اسلامی را در قالب جدید مبانی منطقی استقرا می‌ریزد تا بتواند سخن خود را با مخاطب نسل جدید مطرح کند. کاری که شهید صدر در حوزه توحید، مباحث نبوت، امامت و مهدویت، سایر مباحث علم اصول و نیز فلسفه اخلاق انجام می‌دهد، نوسازی ادبیات دانش کلام است تا بتواند ارتباط روشن‌تر و دقیق‌تری با مخاطبان خود در نسل جدید برقرار کند.

شهید صدر استقرا و تجربه ارسطویی را به چالش می‌کشد

اولین نکته‌ای که شهید صدر در اینجا مطرح می‌کند، تغییر پارادایم روش‌شناسی کلام از منطق ارسطویی به منطق استقراست. ایشان یقین را به سه دسته تقسیم می‌کند: یقین منطقی، یقین موضوعی و یقین ذاتی. یقین منطقی همان چیزی است که در منطق ارسطویی و گزاره‌های آن می‌خوانیم. یقین موضوعی آن چیزی است که در علم جدید انجام می‌دهیم؛ در علم جدید، با استقرا، بررسی مصادیق و موارد و مشاهده، به گزاره‌های کلی می‌رسیم. اما یقین ذاتی به اتفاقی مربوط می‌شود که در دستگاه معرفت‌شناختی ما رخ می‌دهد.

شهید صدر اساساً پروژه ارسطو در تبیین تجربه و استقرا را زیر سؤال می‌برد تا نشان دهد بشر برای رسیدن به حقیقت، دو راه در پیش دارد: راه قیاس و راه استقرا. راه قیاس همان یقین منطقی است و راه استقرا به یقین موضوعی و ذاتی مربوط می‌شود.

استفاده از منطق استقرا برای گزاره‌های امامت‌پژوهی

شهید صدر می‌خواهد بگوید که از این پس، برای اثبات بسیاری از گزاره‌های مربوط به امامت می‌توان منطق استقرا را به کار گرفت. ایشان تلاش می‌کند در همین وجیزه، مبانی منطقی استقرا را برای اثبات یک گزاره مهم در حوزه امامت به کار بگیرد؛ گزاره‌ای که عبارت است از اثبات منصوص بودن امامت امیرالمؤمنین.

شهید صدر می‌گوید شما از استقرایی استفاده می‌کنید که تاکنون تصور می‌کردید با آن می‌توان نظریه‌های علمی را اثبات کرد؛ من نیز از همان منطق علمی و تجربی برای اثبات یک گزاره کلامی استفاده می‌کنم. به بیان دیگر، روش مدرن استقرا و قانون احتمالات را در خدمت دانشی قرار می‌دهم که حتی از دیدگاه برخی از صاحبان آن، دانشی کهنه به شمار می‌آید.

شهید صدر می‌گوید با تتبع در گزارش‌های تاریخی درباره منصوص بودن امیرالمؤمنین، می‌توانیم با استفاده از یک قانون و روش علمی، به‌صورت یقینی اثبات کنیم که چنین چیزی در تاریخ ثابت است، صادق است و با واقع مطابقت دارد. شهید صدر صرفاً یک نوآوری انجام نمی‌دهد، بلکه نوآوری‌های ایشان افق‌های تازه‌ای پیش روی محققان می‌گشاید تا بتوانند از زاویه‌ای دیگر به دانش کلام و دانش‌های دیگر بنگرند.

موضوعی و ذاتی مربوط می‌شود.

استفاده از منطق استقرا برای گزاره‌های امامت‌پژوهی

شهید صدر می‌خواهد بگوید که از این پس، برای اثبات بسیاری از گزاره‌های مربوط به امامت می‌توان منطق استقرا را به کار گرفت. ایشان تلاش می‌کند در همین وجیزه، مبانی منطقی استقرا را برای اثبات یک گزاره مهم در حوزه امامت به کار بگیرد؛ گزاره‌ای که عبارت است از اثبات منصوص بودن امامت امیرالمؤمنین.

شهید صدر می‌گوید شما از استقرایی استفاده می‌کنید که تاکنون تصور می‌کردید با آن می‌توان نظریه‌های علمی را اثبات کرد؛ من نیز از همان منطق علمی و تجربی برای اثبات یک گزاره کلامی استفاده می‌کنم. به بیان دیگر، روش مدرن استقرا و قانون احتمالات را در خدمت دانشی قرار می‌دهم که حتی از دیدگاه برخی از صاحبان آن، دانشی کهنه به شمار می‌آید.

شهید صدر می‌گوید با تتبع در گزارش‌های تاریخی درباره منصوص بودن امیرالمؤمنین، می‌توانیم با استفاده از یک قانون و روش علمی، به‌صورت یقینی اثبات کنیم که چنین چیزی در تاریخ ثابت است، صادق است و با واقع مطابقت دارد. شهید صدر صرفاً یک نوآوری انجام نمی‌دهد، بلکه نوآوری‌های ایشان افق‌های تازه‌ای پیش روی محققان می‌گشاید تا بتوانند از زاویه‌ای دیگر به دانش کلام و دانش‌های دیگر بنگرند.

استاد مبلغی

گذار از کلام انسان به کلام تاریخ

بحثی که پیش روی ماست، «کلام تاریخ» از نگاه شهید صدر است. شاید تعبیر «کلام تاریخ» واژه‌ای باشد که تاکنون به کار گرفته نشده است. هنگامی که چند دهه قبل، «کلام انسان» را مطرح می‌کنند، این حاصل حرکت از نگاه کلی به دانش کلام به سمت توسعه و تطبیق آن بر واقعیت‌های ملموس است. طبیعتاً انسان جامعه را تشکیل می‌دهد؛ در نتیجه، مفهوم «انسان اجتماعی» مطرح می‌شود و از آنجا که جامعه ریشه‌دار است و در تاریخ حضور دارد، می‌توان از کلام انسان به کلام اجتماعی انتقال یافت و از کلام اجتماعی به کلام تاریخی رسید.

بخشی از دیدگاه‌ها و اندیشه‌های علمی مرحوم شهید صدر در حوزه کلام تاریخ جای می‌گیرد. ضرورت دارد فصلی را تحت عنوان «کلام تاریخ» بگشاییم.

تعریف کلام تاریخ

کلام تاریخ، حوزه‌ای شناختی و معرفتی است که با تکیه بر روش عقلی و نقلی، درباره مبدأ و مقصد و قانون‌مندی حرکت جمعی انسان بر زمین بحث می‌کند. موضوع آن، نسبت میان اراده انسانی و سنت الهی در تاریخ است. در کلام تاریخ، منبع، وحی است؛ وحی نه تأییدکننده، بلکه منبعی اساسی است. در این نگاه، جبر تاریخی به‌شدت کنار گذاشته می‌شود و حرکت تاریخی به فعل انسان بازمی‌گردد و انسان مسئول است. همچنین از کارکردگرایی محض در دین فاصله می‌گیریم؛ دین نقشی اساسی و تولیدی دارد و هدف‌گذار است. معماری ایشان نسبت به حرکت تاریخ، معماری‌ای با ماهیت کلامی و یک دستگاه شش‌لایه‌ای است.

لایه نخست: مبدأ و استاندارد هدف حرکت

مرحوم شهید صدر در مبدأ حرکت، تمرکز اساسی بر هدف دارد؛ زیرا حرکت بدون هدف اساساً بی‌معناست. هدف، آن چیزی نیست که با رسیدن به آن، نیروی انسانی و انرژی انسان به پایان برسد؛ بلکه باید با تحقق آن، حرکت ادامه پیدا کند. «الهدف هو وقود الحرکة». هدفی که متناسب با حکمت خداوند در نظر گرفته می‌شود، باید به‌گونه‌ای باشد که هرچه بیشتر به آن نزدیک می‌شویم، افق‌های تازه‌تری گشوده شود. ایشان نتیجه می‌گیرد که هدف، عدل مطلق است؛ «إن العدل المطلق لا ینفد، وإن الهدف المطلق ظل دائماً قادراً علی التحریک».

لایه دوم: مسیر حرکت تاریخ و مسئله انحراف

از نگاه ایشان، این حرکت از وحدت فطری آغاز می‌شود و به تفاوت‌ها می‌انجامد؛ تفاوت‌ها نیز به استثمار منتهی می‌شوند و در ادامه، انحراف پدید می‌آید. جامعه بشری خلافت خود را با وحدت آغاز کرد. پس از این وحدت، مسیر تفاوت توانایی‌ها شکل می‌گیرد؛ تفاوت در ساختار انسان‌شناختی و قابلیت‌های انسان، گاهی به استثمار در ساختار اجتماعی می‌انجامد. اما شهید صدر انحراف و استثمار را امری عارضی می‌داند، نه ذاتی حرکت تاریخ؛ برخلاف کمونیست‌ها یا مارکسیست‌ها که آن را امری لازم و اجتناب‌ناپذیر تلقی می‌کردند. استثمار جزء ساختار ضروری تاریخ نیست و میان تفاوت و استثمار پلی وجود دارد که می‌توان آن را فروریخت.

لایه سوم: شرط خروج از انحراف

اگر بخواهیم پلی را که تفاوت‌ها را به استثمار می‌رساند از میان ببریم، چه باید بکنیم؟ ترمیم این مشکل از درون انسان ناممکن است؛ باید از بیرون وارد شود و آن عامل بیرونی، وحی است. وحی باید وارد میدان شود. اگر انحراف، حادثه‌ای عارضی است، برای خروج از انحراف بحث وحی مطرح می‌شود.

لایه چهارم: ضمانت اجرایی و نگاه تمدنی به دولت

اگر جامعه را با وحی از انحراف خارج کردیم، چه ضمانت اجرایی‌ای وجود دارد؟ ایشان می‌گوید دولت را باید با نگاهی تاریخی و تمدنی بررسی کرد. گاهی در فقه درباره ماهیت و ضرورت شرعی اقامه دولت بحث می‌کنید، اما از زاویه‌ای دیگر، دولت از جهت دستاوردهای عظیم تمدنی و توانایی‌های گسترده‌ای که یک تجربه اجتماعی را متمایز می‌کند، بررسی می‌شود.

لایه پنجم: امت و ترکیبات سه‌گانه حامل رسالت

حامل این رسالت، امت است؛ و امت مترادف با مذهب نیست. سه ترکیب باید در کنار یکدیگر جمع شوند تا امت بتواند حامل این رسالت عظیم باشد:

۱. ترکیب اعتقادی: امت باید عقیده را به میدان بیاورد و به عمل تبدیل کند؛ باید عقیده را امتداد دهید تا بنای حرکت تاریخی بر پایه آن شکل بگیرد.

۲. ترکیب نفسی: جنبه عاطفی و روحی که پس از عقیده قرار می‌گیرد و پیش از حافظه تاریخی مطرح می‌شود.

۳. ترکیب تاریخی و حافظه تاریخی: امت تاریخ و حافظه تاریخی دارد و باید این عناصر را فعال کند؛ نه اینکه از صفر شروع کند.

استاد محمدی‌منفرد

نسبت میراث اسلامی با فلسفه علم و معرفت

در میراث اسلامی، به‌ویژه در علم اصول، پاسخ بسیاری از پرسش‌هایی را می‌توان یافت که دغدغه اصلی فیلسوفان غربی است. فلسفه علم را که آقای دکتر مطرح کردند در نظر بگیرید؛ فیلسوفان علم به دنبال پاسخ به چه پرسش‌هایی بوده‌اند؟ روش کشف حقیقت چیست؟ علم چگونه می‌تواند ما را به حقیقت برساند؟ شهید صدر در آثار خود به این مسئله پرداخته است. ایشان مسئله استقرا را مطرح کرده و به مسئله حساب احتمالات پرداخته است. شهید صدر در این زمینه پاسخی ارائه داده است که برای حل مسائل فلسفه علم اهمیت دارد. در حوزه فلسفه معرفت، شهید صدر دارای یک نظام فکری است.

مواجهه با فلسفه اخلاق و پرسش‌های فرااخلاق

موضوعی که امروز بر عهده من گذاشته شده، مباحث فلسفه اخلاق است. در فلسفه اخلاق می‌خواهیم بدانیم که اساساً اخلاق چیست و ماهیت آن چه چیزی است. وقتی به آثار ایشان مراجعه می‌کنیم، درمی‌یابیم که می‌توان تمام مسائل اساسی یک نظام فکری در فلسفه اخلاق را در حوزه مطالعات ایشان بررسی کرد. بخشی از پرسش‌ها در حوزه فرااخلاق مطرح می‌شوند و بخشی دیگر به معیار ارزش مربوط هستند. در حوزه فرااخلاق، یکی از پرسش‌های اصلی این است که اساساً حسن و قبح، به تعبیر فیلسوفان و متکلمان، یا خوبی و بدی، معنا دارد یا خیر؟ اگر معنا دارد، به چه معناست؟ آیا باید این معنا را تعریف کنیم یا نیازی به تعریف آن نیست و با امری بدیهی مواجه هستیم؟

بداهت حسن و قبح و رد اعتبارگرایی

شهید صدر از همان ابتدا این دیدگاه را مطرح می‌کند که به نظر من، اساساً نباید خود حسن و قبح را تعریف کنیم؛ زیرا حسن و قبح اموری بدیهی هستند. ایشان نیز می‌گوید که این مفاهیم معنادار هستند، اما لازم نیست آن‌ها را تعریف کنیم. بنابراین، اگر نگاه کنیم، نخستین پرسشی که در حوزه فلسفه مطرح می‌کنند، همین مسئله است. گاهی دیدگاه‌هایی را به شهید علامه طباطبایی و شهید صدر نسبت داده‌اند و گفته‌اند که ایشان اعتبارگراست؛ درحالی‌که جناب شهید صدر اعتبارگرا نبوده‌اند. اعتبارگرایی یعنی بگوییم گزاره «العدالة حسنٌ» به اعتبارِ معتبر وابسته است؛ یعنی نوعی برساخت‌گرایی که گویی در عالم واقع هیچ حقیقتی نداشته است و دیگران آن را اعتبار کرده‌اند.

وجودشناسی اخلاق و ضرورت‌های واقع‌واقعی

اما ایشان به پرسش مهم‌تری پاسخ می‌دهند؛ این پرسش درباره وجودشناسی اخلاق است که آیا اوصاف اخلاقی اساساً وجود دارند یا خیر؟ اگر وجود دارند، نحوه وجود آن‌ها چگونه است؟ جناب شهید صدر این مسئله را به‌صورت جالبی بیان می‌کنند: عبارت این است: «الضرورة الخلقية الثابتة في لوح الواقع، مع قطع النظر عن اعتبار أي معتبر».

می‌خواهم عرض کنم که شهید صدر معتقدند حسن و قبح از واقعیاتی در عالم خارج برخوردارند و وابسته به اعتبارِ معتبر نیستند؛ به این معنا نیست که هر کسی بیاید و خوبی را به‌نحوی برای خودش تعریف و تفسیر کند. بنابراین، جناب شهید صدر اعتبارگرا نیستند. اگر بخواهم نظام فکری شهید صدر را در حوزه فرااخلاق به‌دقت بیان کنم، می‌توان ایشان را نوعی معناگرای واقع‌گرا دانست که معتقد است اوصاف اخلاقی هم قابل شناخت هستند و هم از امور بدیهی به شمار می‌روند.

معیار ارزش و رویکرد ترکیبی در اخلاق

این بحث، درواقع، بستر را برای ارائه نظریه‌ای درباره معیار ارزش فراهم می‌کند. شهید صدر برای ارائه رویکرد خود درباره معیار خوب یا بد بودن یک فعل، در گام نخست، رویکرد غالب در میان متفکران اسلامی را که غایت‌گرایی اخلاقی است ــ به این معنا که خوبی فعل یعنی مرا به مصلحتی برساند یا مفسده‌ای را دور کند ــ رد می‌کند. ایشان همچنین وظیفه‌گرایی به معنای نظریه امر الهی را رد می‌کند و در مقابل، نوعی وظیفه‌گرایی را مطرح می‌سازد؛ زیرا ایشان معتقد است که حسن در ذات عدالت نهفته است؛ یعنی در گزاره «العدالة حسن»، حسن به ذات عدالت بازمی‌گردد.

بااین‌حال، در رویکرد شهید صدر رگه‌هایی از غایت‌گرایی نیز دیده می‌شود؛ از جمله اینکه قصد رضوان الهی نیز باید وجود داشته باشد. یعنی فعل از این جهت خوب است که هم ذاتاً خوب است و هم با قصد رضوان‌الله انجام می‌شود. بنابراین، اگر بخواهم رویکردی را به جناب شهید صدر نسبت بدهم، می‌گویم ایشان نوعی وظیفه‌گرای غایت‌گرای خداگراست؛ البته غایت‌گرایی در دیدگاه ایشان رگه‌های ضعیفی دارد. درعین‌حال، ایشان فضیلت‌گرا نیز هست؛ زیرا جناب شهید صدر از «مَثَل اعلای» اخلاقی سخن می‌گوید و بر این نکته تأکید دارد که تخلّق به اخلاق‌الله به این معناست که فرد، در کنار انجام فعل، باید از ویژگی‌های درونی خاصی نیز برخوردار باشد.

گزارش تصویری آیین نکوداشت اندیشه‌های کلامی شهید صدر