گزیده‌ها

پیوند عقیده و عاطفه در رسالت اسلامی

اسلام از ضرورت درهم آمیختنِ اندیشه و عاطفه، و پیوند عقیده و مقتضیات آن، یعنی انواعی از احساس، سخن می‌‏گوید تا زندگی در عقیده سریان یابد و سرچشمه جنبش و نیروی پیش‌برنده شود، نه اینکه صرفاً اندیشه عقلی باشد که نه تپشی دارد، نه احساسی به آن واکنش نشان دهد و نه زندگی در آن جریان بیابد.

… دلیل این پیوند بین مفاهیم و عواطف در اسلام کاملاً روشن است ؛ زیرا اسلام مفاهیم و افکار را جدای از عمل و پیاده شدن نمی‏‌خواهد. اسلام مفاهیم و افکار را به‌عنوان نیروهای محرک برای ساختن زندگی کامل در چهارچوب آن مفاهیم و ضمن حدود آن می‏‌خواهد و بدیهی است که افکار و مفاهیم به‌تنهایی چنین کارکردی نخواهند داشت، مگر در صورتی که شکلی عاطفی بگیرند.

📚 رسالت ما، ص١١۴-١١۵.

روز پایان وحی

امروز به مناسبت بزرگ‌ترین فاجعه‌ در سراسر تاریخ بشر گرد هم آمده‌ایم. به مناسبت فاجعه‌ای دوسویه که یک سوی آن انقطاع وحی از تاریخ بشریت است؛ وحی پدیده‌ای است که انسان در طول تاریخ خود هیچ پدیده دیگری نمی‌یابد که در فرهمندی و شکوه و اثرگذاری در زندگی و اندیشه آدمی همانند یا هم‌پای آن شود.

سوی دیگر این حادثه، پیدا شدن انحراف درون جامعه اسلامی است که بر اثر دسیسه گروهی از مسلمانان پس از درگذشت رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نمود یافت و راهی که از سوی رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله و از سوی خداوند متعال مقرر شده بود، به کج‌راهه کشیده شد.

این روز ناخجسته، آغاز انحرافی درازدامن و فرجام وحیی طولانی و نیز پایان روزگاری برخوردار از وحی بود که ـ بر پایه برخی روایت‌ها ـ در وجود یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر نمود داشته است.

این روز، سرآغاز تیرگی‌ها و سختی‌ها و اندوه‌ها، و خاستگاه حادثه‌ها و بلایایی بود که در رویدادهای تاریخ جهان اسلام پس از درگذشت پیامبر والا رخ نمود. این رویدادها با حادثه‌ای که در این روز رخ داد، همه پیوندی سخت و استوار دارند.

📚 امامان اهل‌بیت، ص۸۱.

پناهی برای همه

اهالی خراسان ترور فضل‌بن‌سهل را کاری از سوی مأمون تفسیر کردند و ازاین‌رو انبوهی از مردم به‌پا خاستند و بر درِ کاخ مأمون در انتظار ایستادند تا او بیرون بیاید و خشم خود را بر سرش خالی کنند و از او انتقام بگیرند. مأمون از در پشتی خارج شد و به خانه امام ـ که در همسایگی وی بود ـ رفت و به ایشان پناه بُرد. آن گاه امام بیرون آمد و انبوه مردم را به یک فرمان پراکنده کرد.

این یعنی در همان سرزمینی که مأمون در آن حکومت می‌کرد و درواقع در همان شهری که حکومت را به مأمون داده بود و با نیرو و سپاه او را یاری می‌کرد، در همان سرزمین، پشتوانۀ مردمی و اجتماعی امام به چنین حدی رسیده بود؛ بگذریم از پشتوانۀ علمی و فکری و پیشوایی علمی و فکری ایشان که نمونه‌های بسیاری از آن سراغ دارید…

📚 امامان اهل‌بیت علیهم‌السلام، ص۶١٨.

عمر خود را تلف می‌کنی؟!

مرحوم شهید صدر نه‌تنها برای شاگردهایش استاد بود، بلکه پدر، مربی و فردی صاحب‌رسالت نیز بود. درباره آیندۀ طلاب دل‌سوز بود و تلاش می‌کرد به‌گونه‌ای تربیت شوند که برای اسلام مفید باشند.

برایشان توضیح دادم: «از صبح که از خواب بیدار می‌شوم، نماز و تعقیبات نماز را انجام می‌دهم و سپس چند لقمه‌ای به دهان می‌گذارم و مشغول مطالعه و نوشتن درس دیروز می‌شوم. سپس وقت درس شما می‌شود و پس از آن هم به امور مباحثه و مطالعۀ پس از درس مشغول می‌شوم. ظهر که به خانه برمی‌گردم، نماز می‌خوانم و ناهار می‌خورم و یکی دو ساعت استراحت می‌کنم و می‌خوابم».

تا گفتم دو ساعت می‌خوابم و استراحت می‌کنم، ایشان ناراحت شد و به من تشر زد: «دو ساعت عمر تلف می‌کنی و ظهرها می‌خوابی؟! برای اینکه انسان نیروی خود را از نو به‌دست آورد و مشغول کار شود، نیم ساعت خوابِ ظهر کافی است. چطور دو ساعت عمر تلف می‌کنی و می‌خوابی؟!»

📚 آن‌روز‌ها، ص٣٣.

امتی برتر از هزاران

وقتی مسلمانان در ماه مبارک رمضان و شب قدر، مراسم می‌گیرند درواقع در این مراسم لحظات یادبود میلاد دین بزرگی را سپری می‌‌‌‌کنند که این امت را پدید آورد و محتوای کامل آن را در صحنۀ تاریخ به او بخشید.

بنابراین، این ماه مبارک رمضان و به‌‌‌‌طور ویژه شب قدر است که شاهد ولادت این دین و نزول آن بر انسان که در قرآن متجلی شد، بوده است و به همین دلیل این شب قدر از هزار ماه برتر است؛ زیرا یک روز از زندگی امتی دینی که در دستان خود دینی دارد که برایش راه را روشن و اهداف را معین می‌‌‌‌کند، برای زندگی امت‌‌‌‌ها و ملت‌‌‌‌ها از هزار ماه زندگیِ امتی گم‌‌‌‌شده که نه هدفی دارد و نه راهی، پُرخیروبرکت‌‌‌‌تر است.

📚 بارقه‌ها، صفحه ٢۶١

امام مهدی علیه‌السلام، نوری برای فرونشاندن آتش درونی انسان

مهدی علیه‌السلام در پی یک خلأ بزرگ که نتیجه نگونساری و بحران نفس‌گیر تمدنی است، رخ خواهد نمود.

این خلأ زمینه را فراهم می‌سازد تا آن رسالت تازه گسترش یابد و این شکست و نگونساری، فضای روانی را برای پذیرش آن رسالت مهیا می‌سازد.

این نگونساری رخدادی نیست که به‌صورت تصادفی در تاریخ تمدن انسانی روی داده باشد؛ بلکه پیامد طبیعی تضاد‌های تاریخِ گسسته از خداوند متعال است که سرانجام راه‌حلی نهایی برای آن یافت نمی‌شود و بدین روی،‌ آتشی برافروخته می‌گردد که همه چیز را از میان می‌برد.

در آن حال، نوری می‌درخشد و آن آتش را فرومی‌نشاند و عدل آسمان را بر زمین استقرار می‌بخشد.

📚 پژوهشی درباره امام مهدی علیه‌السلام، ص٩١-٩٢

تغییر نگرش به صبر

صبر یک ارزش بزرگ اخلاق اسلامی است، اما همین ارزش، در نتیجۀ شرایط عقب‌‏ماندگی جهان اسلام، چهره‏‌ای منفی به خود گرفته است؛ زیرا صبر در این شرایط به‌معنای خواری و تحمل ناگواری‌‏ها با روحیۀ بی‌‏تفاوتی و عدم تعامل با موضوعات مهم امت اسلام و دغدغه‌‏های بزرگ آن، تبدیل شده است.

با این وضعیت تا امت اسلام درکش را نسبت به صبر تغییر ندهد و باور نکند که صبر عبارت است از شکیبایی در انجام وظیفه و تحمل سختی‏‌ها در راه مقاومت در برابر ظلم و سرکشی و صرف‌نظر کردن از دغدغه‏‌های کوچک به‌خاطر دغدغه‏‌های بزرگ، هرگز نخواهد توانست جنبشی فراگیر را در حیاتش محقق سازد.

📚 اسلام راهبر زندگی، ص٢٢۵-٢٢۶.

نگاهِ جامعِ اسلام به حقایق مادی و روحانی

اسلام، هم به حقايق روحانى اذعان دارد و هم به حقايق مادى، و تنها تمامى اين حقايق را به يک علت مشترک نسبت مى‏دهد كه خداوند متعال باشد. بنابراين گوهر نگاه روحانى به هستى عبارت است از فهم پيوند زندگى و هستى به خداوند و نشئت گرفتن آن از قدرت و تقدير او.

مطابق اين تفسير، مى‏توان هستى را به‌طوركلى، امرى روحانى دانست؛ زيرا چنين رابطه‌اى با آفريدگار، يعنى رابطۀ آفرينش و ابداع، شامل ماده هم مى‏شود، چنان‌كه شامل روح نيز مى‏شود و تدبير آن، تمامى موجودات و حقايق هستى را زير نفوذ خود دارد. اين نگرش روحى كه حقيقت بزرگ هستى در آن متبلور است، نظريه‏اى صرف نيست، بلكه با بُعد عملى انسان ارتباط كاملى دارد و موضع او را درباره جهانى كه در آن زندگى می‌كند و نيز زندگى خود معين می‌سازد. انسان با اين نظريه يا در پرتو آن، جهت‌گيرى كلى فعاليت و حركت خود را روشن خواهد كرد.

📚 اسلام راهبر زندگى، ص۴۵٢.

نتیجۀ وادادگی در برابر غرب

اگر می‌خواهید فرجام ما در عراق یا مصر یا ایران یا هر نقطۀ دیگری از جهان اسلام را ببینید، به آن دسته از کشورهای اسلامی نگاه کنید که از اروپا بیشتر استقبال کردند و در برابر تمدن اروپا از خود وادادگی بیشتری نشان دادند؛ به ترکیه و فرجام ترکیه نگاه کنید: وادادگی در برابر تمدن اروپا و دوری از اسلام.

این کشور زمانی از کشورهایی بود که بر جهان حکومت می‌کرد، اما نسبت به تمدن اروپا پذیرش و وادادگی بیشتری داشت و در نتیجه، عاقبتش این شد که می‌بینید. [صرفاً به این دلیل که] شکل‌پذیری و هویت‌پذیری آنها از ما بیشتر بود.

 

📚 حوزه و بایسته‌ها، ص١۴۶-١۴٧.