گزیده‌ها

اسلام برای همه بشریت مسئله مرگ و زندگی است. بشریت بی‌شک دیر یا زود، به اسلام خواهد رسید؛ زمانی که به شکست تجربه‌هایی ایمان بیاورد که در دوران بسیار درازمدت خود انجام داده؛ دورانی که در پی یافتن آیین زندگی پشت‌سر گذاشت و همچنان این دوران را ادامه می‌دهد تا اینکه در نهایت در ساحل اسلام،‌ دین طبیعت و حیات، لنگر اندازد.

پس شما ای مسلمانان، اولین کسانی باشید که در این ساحل لنگر می‌اندازید و جامعه اسلامی را برپا می‌کنید؛ جامعه‌ای که پرتوهای عدالت و حق را بر همۀ جهان می‌تاباند و معجزه‌ای را که بشریت از تحقق آن ناتوان بود محقق می‌سازد و کرامت فرد و حقوق جامعه را تأمین می‌کند و در این راه نه آزادی و طبیعت فرد را و نه حیات و سعادت جامعه را فدا می‌کند؛ چه اینکه هر نظامی که بر پایۀ توحید محض و شاخه‌های این توحید بنا نشود که همۀ جوانب زندگی را دربر می‌گیرد، نمی‌تواند این آرمان را برآورده سازد.

📚 بارقه‌ها، ص٣١۴-٣١۵

ضمانت اجرای درونی

با بررسی دوره‌های تاریخ بشریت، درمی‌یابیم که زندگی بشریت همواره پیرو نظامی مشخص بوده و هر اندازه ضمانت‌های اجرایی برای پایبندی افراد به این نظام بیشتر باشد، آرامش و ثبات بیشتری در زندگی انسان‌ها برقرار خواهد بود.

برخی از این ضمانت‌ها بیرونی و برخی دیگر، ضمانت‌های ذاتی و درونی است.

هرچند ضمانت‌های بیرونی در کنترل و مهار رفتار افراد نقش مهمی دارد، ولی در بسیاری از اوقات اگر همراه با ضمانت‌های ذاتیِ برخاسته از احساس مسئولیت درونی فرد نباشد، به‌تنهایی کافی نیست.

برای اینکه احساس مسئولیت درونی، واقعیتی زنده، پویا و کاربردی در زندگی انسان باشد، باید آدمی ایمان داشته باشد که پیوسته تحت نظارتی است که حتی ذره‌ای در آسمان‌ها و زمین از قلمرو آن بیرون نیست. همچنین باید تمرینی عملی وجود داشته باشد که این احساس مسئولیت درونی را در وجود انسان تقویت و تثبیت کند. تمرین عملی برای تقویت احساس مسئولیت درونی نیز از راه فعالیت‌های عبادی حاصل می‌شود.

📚 انسان و عبادت، ص ۵۴-۵۵

حکومت اسلامی، ضرورت تمدنی

حكومت اسلام تنها يک ضرورت دينى نيست، بلكه علاوه بر آن، ضرورتى تمدنى است؛ زيرا حكومت اسلامى تنها راهى است كه مى‌‏تواند استعدادهاى انسان را در جهان اسلامى شكوفا كند، او را تا كانون طبيعى‌‏اش در عرصۀ تمدن انسانى بالا برد و آن را از هرگونه تفرقه، وابستگى و سردرگمى كه از آن رنج مى‌‏برد، نجات دهد.

📚 اسلام راهبر زندگی، ص١٩۶.

ضرورت پیاده‌سازی اقتصاد اسلامی

«وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» (انفال:۶) هرچه نیرو در توان دارید براى [رويارويى‏ با] آنان فراهم كنيد.

در اين آيه شريفه، خداوند متعال براى حفظ هستى و سيادت امت، به بسيج همۀ نيروها، از جمله نيروى اقتصاد، كه سطح توليد نمايانگر آن است، به‌‏عنوان بخشى از مبارزه و جهاد امت فرمان داده است.

در اينجا، اهميت اقتصاد اسلامى به‌‏عنوان شيوه‌ای اقتصادى آشكار مى‌شود؛ شيوه‌‏اى كه قادر است از خلق‌وخوى انسانِ جهانِ اسلامى بهره جويد و آن را به نيروى بزرگ حركت‌‏آفرين و سازنده در فرايند رشد، و عاملى مهم در توفيق يک برنامۀ درست براى زندگى اقتصادى تبديل نمايد.

اگر نظام اسلامى را برگزينيم، از اين خلق‌وخو بهره خواهيم جست و خواهيم توانست آن را در مبارزه بر ضد عقب‏‌ماندگى، عامل قدرت قرار دهيم؛ به‌‏عكس آن‏كه شيوه‌‏هاى اقتصادى ديگرى را انتخاب كنيم كه از نظر روحى و تاريخى با زمينۀ اخلاقى ديگرى پيوند دارند.

📚 اقتصاد ما، ج١، ص٣١

فاطمه سلام الله علیها یک اسوه بود

فاطمه زهرا عليها السلام در اسلام يك اسوه بود، در جهاد براى اسلام، در صبر بر مصائب اسلام، الگو بود؛ در همه سختى‏ها، در همه مشكلات، در كنار پدرش بود، در جنگ‏ها همراه پدرش شركت مى‏كرد، زخم‏هايش را مداوا مى‏كرد، غصه‏هايش را برطرف می‌ساخت، همواره در كنارش بود، رسول خدا صلى الله عليه وآله در سختى‏ها با بودن او آرامش مى‏گرفت، در لحظات بسيار طاقت‏فرسا با او قوت مى‏گرفت؛ او به معناى حقيقى كلمه يك زن مسلمان مجاهد بود.

📚 بارقه‌ها، ص۵۴.

قرآن کریم؛ یگانه کتاب

قرآن كريم يگانه كتاب در اختيار ما است كه جنبه جامعيت را براى انسان فراهم مى‏كند و ازاينرو نبايد كتاب ديگرى را جايگزين آن نمود؛ چه اين‏كه اگرچه برخى از پژوهش‏هاى مربوط به اصول و مسائل عقايدى و يا انديشه اسلامى مواردى است كه انسان به يادگيرى آنها نياز دارد، اما به هيچوجه نمى‏توان از قرآن كريم به عنوان منبع اصلى انديشه جامع اسلامى، غافل شد؛ زيرا جامعيت در هيچ كتابى جز كتاب خداوند متعال وجود ندارد.

📚 بارقه‌ها، ص۲۲۶.

واقعۀ طف همچون قضيه‌ای غم‌بار و برانگيزاننده آمد تا وجدان امت را تکان دهد و آن را سوی رسالتش بازگرداند و دوباره شخصيت عقيدتی‌اش را برانگيزاند. بايسته بود که اين نقش را مجموعه‌ای از مردم ايفا کنند؛ کسانی که می‌توانستند، با نيروها و عناصری که داشتند، نقش خود را به‌شکلی کارساز و مؤثر در زندگی اين امتِ مرده و با درک وضعيت آن، ايفا کنند؛ وضعيتی که فرزدق در سخن خود به امام تصوير کرد و گفت: «شمشيرهايشان عليه تو و دل‌هایشان با توست».

📚 امامان اهل‌بیت، ص۴٨۴.

استعمار و تهی‌سازی امت

بدون شک انسان جهان اسلام به اسلام به‌عنوان دين و رسالتى الهى ایمان دارد كه خداوند آن را به آخرين پيامبرش فرو فرستاده و به كسانى كه خالصانه از آن پيروى مى‏كنند وعدۀ بهشت و به كسانى كه از آن سرپيچى مى‏كنند وعدۀ آتش داده است.

اين ايمان كه طى دوران انحراف و به‌خصوص پس از آنكه جهان اسلام وارد عصر استعمار شد و استعمارگران تلاش كردند تا آن را نابود كرده، از محتواى انقلابى متكاملش تهى كنند، در بخش بزرگى از مسلمانان به‌عنوان عقيده‏اى سطحى حيات دارد كه بسيارى از حرارت و گرمابخشى خود را از دست داده است.

به همين جهت، مسلمانان، از اين به بعد ديگر ترجمانى از امت اسلامى كه خداوند آن را امت وسط قرار داده تا گواه بر جهان و بهترين امتى باشند كه براى مردم پديدار شده، به‌شمار نمى‏روند؛ زيرا مقصود از امت اسلامى، تنها گرد آمدن فيزيكى شمارى از مسلمانان نيست، بلكه امت اسلامى به معنى تحمل مسئوليت الهى بر روى زمين، از سوى افراد آن امت است.

📚 اسلام راهبر زندگی، ص٢١۵.

سیاست استعماری برای ترویج بی‌بندوباری

از شصت سال پیش که استعمارگران به جهان اسلامی ما پا گذاشتند، در پی این بودند که به پسران و دختران جوان ما بقبولانند که فرهنگ نوعی هوس‌بازی و نوعی برهنگی و اختلاط و تلاش برای ارضای امیال و شهوات است؛ فرهنگ عبارت است از اباحی‌گری و دوری از مسجد و اسلام و مرجع تقلید و نماز.

به پسران و دختران جوان ما گفتند: انسان پیشرفته کسی است که با این‌ امور هیچ ارتباطی نداشته باشد و تا سر، غرق در شهوات و لذات شود.

استعمارگران از شصت سال پیش دنبال این بودند که به جان‌های دختران طاهر و پسران پاک ما این مفهوم غلط از پیشرفت و فرهنگ را تزریق کنند.

📚 بارقه‌ها، ص۵٣-۵۴