تجربه ملت ایران در منازعه تاریخی
بخش غربی تمدن اروپایی میگوید: اروپا پیشرفت نکرد، مگر هنگامی که دین را از زندگی جدا ساخت؛ و بخش شرقی این تمدن میگوید: دین افیون تودههاست و برای اینکه تودهها بتوانند برای آزادی خویش مبارزه کنند، باید از دین دست بکشند.
شما ملت ایران تواناترین مردم برای رد این یاوههای بیاساس هستید؛ چراکه شما از طریق واقعیت زندگی و تجربههای خود به این یاوهگوییها، پاسخ میدهید. تجربه شما ثابت کرد که مانع پیشرفت ملت مسلمان ایران و رشد حقیقیاش چیزی جز دوری از اسلام، و سلطۀ نظام شاهنشاهی و اندیشهها و ارزشهای جاهلی برخاسته از آن نبوده است و هیچ نیرویی جز دین و اسلام، ملت ایران را به انقلاب و درهم شکستن طاغوت فرانخواند؛ همان اسلامی که شما مردم ایران آن را بهعنوان برنامه زندگی و راهی برای سازندگی انتخاب خواهید کرد.
تحصیلکردههای غربی و غربزدگان، زیاد این جملات را تکرار میکنند که اسلام یک «دین» است نه اقتصاد؛ اسلام عقیده است، نه برنامهای برای زندگی؛ اسلام رابطه بین انسان و خدای او را بیان میکند و صلاحیت ندارد که بنیاد یک انقلاب اجتماعی در ایران قرار گیرد. غافل از اینکه اسلام انقلابی است که در آن، زندگی از عقیده و بُعد اجتماعی و از امور معنوی جدا نیست. ازاینرو اسلام همواره در طول تاریخ، انقلابی بیهمتا بوده است.
📚 اسلام راهبر زندگی، ص۴۴.
تربیت اسلامی بر پایۀ ایثار و یاری مستضعفان
تربيت اسلامى فرد در جامعۀ اسلامى بر اساس:
– احسان
– ايثار
– طرحِ منطقى جديد براى مبادله و متفاوت از منطق معامله مالى و مادى (كه در اصطلاح قرآنى تجارتى زوالناپذير است)
– تشويق مؤكد بر يارى مستضعفان
-قرض دادن به نيازمندان همراه با روح محبت و برادرى و بهخاطر پاداش و آمرزش گناهان [است].
تمامى اين موارد بستر معنوى و روانى بىنظيرى فراهم مىكند كه در فضاى خاص آن، انگيزههاى كار خير رشد مىكند و بسيارى از مردم، با علاقه و رغبت به اعطاى قرض خيرخواهانه اقدام میورزند.
اين، در جامعۀ اسلامى يک فرض آرمانى نيست، بلكه حقيقتى است كه نشانههاى متعددى براى آن وجود دارد و يكى از آنها صندوقهاى قرضالحسنه است كه قبل از برپايى حكومت اسلامى بهوجود آمد و بهدليل روحيۀ نيكوكارى و ايثارگرى توسعه يافت كه شمار زيادى از مردم را بر آن داشت تا با ميل خود بخشى از اموال خود را بدون چشمداشت سودى به ديگران قرض دهند.
📚 اسلام راهبر زندگی، ص٢۴۵-٢۴۶