گزیده‌ها

تربیت اسلامی بر پایۀ ایثار و یاری مستضعفان

تربيت اسلامى فرد در جامعۀ اسلامى بر اساس:
– احسان
– ايثار
– طرحِ منطقى جديد براى مبادله و متفاوت از منطق معامله مالى و مادى (كه در اصطلاح قرآنى تجارتى زوال‏‌‌ناپذير است)
– تشويق مؤكد بر يارى مستضعفان
-قرض دادن به نيازمندان همراه با روح محبت و برادرى و به‌خاطر پاداش و آمرزش گناهان [است].

تمامى اين موارد بستر معنوى و روانى بى‏‌نظيرى فراهم مى‏‌كند كه در فضاى خاص آن، انگيزه‌‏هاى كار خير رشد مى‏‌كند و بسيارى از مردم، با علاقه و رغبت به اعطاى قرض خيرخواهانه اقدام می‌ورزند.

اين، در جامعۀ اسلامى يک فرض آرمانى نيست، بلكه حقيقتى است كه نشانه‌‏هاى متعددى براى آن وجود دارد و يكى از آنها صندوق‏‌هاى قرض‌‏الحسنه است كه قبل از برپايى حكومت اسلامى به‌وجود آمد و به‌دليل روحيۀ نيكوكارى و ايثارگرى توسعه يافت كه شمار زيادى از مردم را بر آن داشت تا با ميل خود بخشى از اموال خود را بدون چشم‌داشت سودى به ديگران قرض دهند.

📚 اسلام راهبر زندگی، ص٢۴۵-٢۴۶

تجربه ملت ایران در منازعه تاریخی

بخش غربی تمدن اروپایی می‌گوید: اروپا پیشرفت نکرد، مگر هنگامی که دین را از زندگی جدا ساخت؛ و بخش شرقی این تمدن می‏‌گوید: دین افیون توده‌‏هاست و برای اینکه توده‏‌‌ها بتوانند برای آزادی خویش مبارزه کنند، باید از دین دست بکشند.

شما ملت ایران تواناترین مردم برای رد این یاوه‌‏های بی‏‌اساس هستید؛ چراکه شما از طریق واقعیت زندگی و تجربه‌‏های خود به این یاوه‌‏گویی‌‏ها، پاسخ می‏‌دهید. تجربه شما ثابت کرد که مانع پیشرفت ملت مسلمان ایران و رشد حقیقی‌اش چیزی جز دوری از اسلام، و سلطۀ نظام شاهنشاهی و اندیشه‌‏ها و ارزش‏‌های جاهلی برخاسته از آن نبوده است و هیچ نیرویی جز دین و اسلام، ملت ایران را به انقلاب و درهم شکستن طاغوت فرانخواند؛ همان اسلامی که شما مردم ایران آن را به‌عنوان برنامه زندگی و راهی برای سازندگی انتخاب خواهید کرد.

تحصیل‌‏کرده‌‏های غربی و غربزدگان، زیاد این جملات را تکرار می‏‌کنند که اسلام یک «دین» است نه اقتصاد؛ اسلام عقیده است، نه برنامه‏‌ای برای زندگی؛ اسلام رابطه بین انسان و خدای او را بیان می‏‌کند و صلاحیت ندارد که بنیاد یک انقلاب اجتماعی در ایران قرار گیرد. غافل از اینکه اسلام انقلابی است که در آن، زندگی از عقیده و بُعد اجتماعی و از امور معنوی جدا نیست. از‌این‌‌رو اسلام همواره در طول تاریخ، انقلابی بی‌‏همتا بوده است.

📚 اسلام راهبر زندگی، ص۴۴.

علی علیه‌السلام، تجسم دین محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله

رسول خدا همان‌سان که توانست بت‌پرستی را محو سازد، توانست علی را در پرتو حقایقی که از وجود خویش بر او افاضه می‌نمود به چشم همیشه‌بیداری تبدیل کند که پاسدار دین خداوند بود؛ چه این‌که حیات دنیایی با خواست‌ها و احساس‌های مخصوصش در وی فرومُرده و او تنها با دین و اعتقادش زندگی می‌کرد.

اگر اصول آسمانی محمد نمودی عملی بر روی زمین داشته باشد، علی تجسم زندۀ آن اصول در طول همۀ روزگاران و همۀ نسل‌هاست.

اگر رسول خدا علی و قرآن را در میان امتش جانشین ساخته، بدین‌روی بوده که قرآن تفسیر معانی علی بزرگ باشد و معانی علی، تجسمی از الگوهای قرآن کریم قرار گیرد.

اگر خداوند علی را در آیه مباهله، نفْس [یعنی خود] رسول خدا شمرد، از آن روی بود که مسلمانان دریابند که او امتداد طبیعی محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله و پرتوی فراتابیده از روح بزرگ اوست.

اگر پیامبر برای هجرت، بیمناکانه از مکه بیرون آمد و علی را بر بستر خویش باقی نهاد تا به جای او بر آن کشته شود، بدین معناست که تنها این دین مقدس بود که مسیر زندگی‌ این دو انسان بزرگ را ترسیم می‌نمود.

اگر آسمان جوانی علی را ستوده و رضایت ذات الهی را از آن آشکار نموده و منادی بانگ برآورده که «شمشیری جز ذوالفقار و جوانی جز علی نیست» مقصودش آن است که فقط جوانیِ علی آن نیرویی است که زمینۀ استواری عقیدۀ قرآنی را بر روی زمین فراهم می‌آورد و تنها همین جوانی، کمال مردانگی است که آدمیان، دیگر به بلندای آن دست نمی‌یابند و دلیری پهلوانان و اخلاص مخلصان تا افق آن اوج نمی‌گیرد.

فدک در تاریخ، ص١٠۶.

الزام مسلمانان به فراگیری و تدبر در قرآن

در قرآن کریم و سنت صحیح، به فراگیری قرآن، تدبر در معانی و نیز اندیشه در اهداف و مقاصد آن بسیار تشویق شده است. خداوند متعال می‌فرماید:

أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها
آيا در قرآن تدبر نمى‏كنند يا بر دل‌هايشان قفل نهاده شده است؟!

این موضع اسلام امری طبیعی است. اسلام با همه ابزارهای انگیزشی‌اش مسلمانان را تشویق می‌کند تا در فراگیری قرآن و تدبر در آن بکوشند؛

زیرا قرآن دلیل جاویدان بر پیامبری، قانونی ثابت و آسمانی برای امت اسلامی در تمام عرصه‌های زندگی و کتابی هدایتگر برای بشریت است که جهان را از تاریکی‌ها به نور راهنمایی می‌کند. این کتاب امتی را ساخت، به آن‌ باورهای دینی آموخت، نیرو و توانش بخشید، با مکارم اخلاقی رشدش داد و بزرگ‌ترین تمدنی را برایش بنا نهاد که بشریت تا به امروز شناخته است.

📚 علوم قرآن، ص٢١-٢٣ با تلخیص

تعجب غرب‌گرایان از بانکداری اسلامی

انديشۀ «بانک بدون ربا» به‌منظور ارائۀ الگوى عملى از بانک اسلامى مطرح شد. البته اين انديشه براى كسانى كه ذهنياتى آكنده از روح تقليد دارند و پذيراى وضع فاسد موجود شده و با تصورات انسان غربى به زندگى و نهادهاى اجتماعى خوگرفته‌اند، شگفت و باورنكردنى به نظر رسيد. يكى از مسلمانان، كه روند انحراف در جامعۀ اسلامىِ ما او را به سرحد وزارت در كشورش رسانده بود، از اين شگفتى با بچگى و سادگى تمام براى من چنين تعبير كرد: وقتى من نام «بانكدارى بدون ربا» را شنيدم به همان ميزان شگفت‏زده شدم كه بشنوم انسانى از «دايره مربع» سخن بگويد.

📚 اسلام راهبر زندگی، ص٢٣٩.

آیا یک فرد هرقدر هم که بزرگ باشد، چنان قدرتی دارد که این نقش بزرگ را ایفا نماید؟
دیدگاه نهفته در این پرسش به رویکردی معین در تاریخ ارتباط دارد که آن را بر این اساس تفسیر می‌نماید که انسان، عامل درجه‌دوم در رویدادهای تاریخی به‌شمار می‌رود و نیروهای عینی پیرامون وی عامل اساسی هستند.

تاریخ دو قطب دارد: یکی انسان و دیگری نیروهای مادی اطراف وی. همان‌سان که نیروهای مادی و وضعیت تولید و طبیعت در انسان اثر می‌نهند، انسان نیز در نیروها و وضعیت پیرامون خود اثر می‌گذارد. توجیهی برای این فرضیه که حرکت از ماده شروع می‌شود و به انسان ختم می‌گردد نمی‌توان یافت، مگر اینکه به همان اندازه توجیهی برای عکس این فرضیه هم یافت می‌شود. انسان و ماده در طول زمان با یکدیگر ارتباط داشته‌اند و در این چهارچوب، فرد می‌تواند در جریان تاریخ نقشی بیش از یک طوطی [تقلیدگر] داشته باشد، به‌ویژه آنگاه که عامل ارتباط این فرد و آسمان را هم در محاسبات خود به‌شمار آوریم که دراین‌صورت این ارتباط نیز همانند نیرویی که حرکت تاریخ را به پیش می‌برد، وارد محاسبات می‌شود. این همان چیزی است که در تاریخ نبوت‌ها و به‌طور ویژه در تاریخ نبوت واپسین پیامبر تحقق یافته است. حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله به حکم پیوند رسولانه‌اش با آسمان، مهار حرکت تاریخ را در دست گرفت و گسترش تمدنی را رقم زد که وضعیت عینی پیرامون او هرگز نمی‌توانست آن را به ارمغان آورد. آنچه به دست رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله امکان تحقق یافت، می‌تواند به‌دست راهبر منتظَر نیز تحقق یابد؛ راهبری که از اهل‌بیت اوست و خود او به وجودش بشارت داده و از نقش بزرگش سخن گفته است.

📚 پژوهشی درباره امام مهدی، ص٨٧-٨٨.

امتداد روح مسجد در تمامی عرصه‌های زندگی

شریعت به آدمی آموخت که تفاوت مسجد، به‌‌‌عنوان خانه خدا، با خانه آدمی در شکل ساختمان یا داشتن نشانه‌‌‌هایی مخصوص نیست؛

بلکه مسجد از آن رو خانه خداست که آدمی در آن قلمرو به کارهایی می‌‌‌پردازد که در انجام آن‌‌‌ها از خود می‌‌‌گذرد و هدفی فراتر از منطق منافع مادی محدود را پی می‌‌‌گیرد و این قلمرو باید گسترش یابد و همه زمینه‌‌‌های زندگی آدمی را دربربگیرد.

بر این اساس هر عرصه‌‌‌ای که انسان در آن کاری را می‌‌‌کند که در انجام آن از خود می‌‌‌گذرد و هدفش را خدا و خلق خدا قرار می‌‌‌دهد، عرصه‌‌‌ای است که روح مسجد را با خود دارد.

📚انسان و عبادت، ص۶۴

راه خدا، همان خدمت به مردم است

«راه خدا» تعبیری انتزاعی از «راه خدمت به انسان» است؛ زیرا هر کاری برای خداست، درحقیقت برای بندگان اوست؛ چراکه خداوند از بندگانش بی‌نیاز است.

بنابراین کارکردن در راه خدا و برای خدا، کار کردن برای همه مردم و به نفع آن‌هاست و یک تمرین روحی‌روانی مداوم برای نیکی به مردم است.

در دین هر جا سخن از راه خدا آمده است، می‌توان آن را به‌معنای راه همه انسان‌ها دانست.

📚 انسان و عبادت، ص۵١.

پیوند با خدا در تربیت اسلامی

فراگیر بودن عبادت بیانگر رویکرد کلی تربیت اسلامی است که به‌دنبال آن است که آدمی را در همۀ کارها و فعالیت‌هایش با خداوند متعال پیوند بزند و همۀ کارهای شایسته را در هر شکل و زمینه‌ای که هستند به عبادت تبدیل کند.

 

📚 انسان و عبادت، ص۶۳