تایپوگرافی مقالات مربوط به شهید صدر با موضوع فقه، اصول، فلسفه، اقتصاد، سیاست و اجتماع

مقاله

ماهیت تفسیر موضوعی با تکیه بر اندیشه شهید صدر

چکیده: مقاله پیش رو با بررسی ماهیت تفسیر موضوعی با تکیه بر اندیشه شهید صدر، به تبیین مفهوم، مبانی و ویژگی‌های این روش تفسیری می‌پردازد. تفسیر موضوعی در مقایسه با تفسیر ترتیبی، روشی نوپا و نوظهور است که در پی کشف نظریه قرآن درباره یک موضوع یا مسئله خاص است. در این پژوهش، ابتدا واژگان «تفسیر» و «موضوعی» بررسی شده و پس از تبیین تعریف‌های متعدد، بر تعریف خاص شهید صدر از تفسیر موضوعی تأکید می‌گردد. در ادامه، با تکیه بر دیدگاه ایشان، مبانی تفسیر موضوعی و تفاوت آن با تفسیر ترتیبی واکاوی شده است. نگارنده در پایان به این جمع‌بندی می‌رسد که تفسیر موضوعی اگرچه در هدف، نقش مفسر، روش و نقطه شروع با تفسیر ترتیبی متفاوت است؛ اما در مسئله‌یابی و کشف مدلول مجموع آیات، همواره وامدار تفسیر ترتیبی بوده و هرگز خود را از آن بی‌نیاز نمی‌بیند.

نویسنده: علی‌اصغر یساقی

منبع: فقه و تاریخ تمدن، تابستان 1391، شماره2، ص 128تا144.

مقدمه

مسلمانان از دیرباز قرآن را بر اساس ترتیب نگارش سوره‌ها تلاوت‌ کرده‌ و برای‌ این چینش اهمیت ویژه‌ای قائل بوده‌اند. از این رو مفسران نیز همواره بر‌ حفظ این ترتیب نگارش تفسیر توجه و اهتمام داشته‌اند. به این دلیل روش‌ ترتیبی در تفسیر، سنتی‌ دیرپای‌ در تاریخ تفسیر به شمار می‌رود و طبعا تفسیر موضوعی در مقایسه با این درخت تنومند و استوار، نهالی نوپا و نوظهور است و «تقریبا در طول سیزده قرن، روش حاکم بر تفسیر همان روش‌ تجزیه‌ای و ترتیبی بود و هر مفسری مانند پیشینیانش خود را ملزم می‌دید قرآن را آیه به آیه تفسیر کند.» (صدر، ١٤٢١: ٩٠).

یکی از مفسران در مقدمه‌ای که بر تفسیر‌ موضوعی‌ خود نگاشته بر این نکته تصریح می‌کند و می‌نویسد: «ما در این بحث چهره تازه‌ای از تفسیر قرآن را نشان می‌دهیم که در طول چهارده قرن که بر تاریخ قرآن‌ می‌گذرد‌ کمتر به آن توجه شده است. البته نمی‌گوییم هیچ توجه نشده بلکه به ندرت موردتوجه قرار گرفته است» (سبحانی، بیتا: .(17.1

به هر روی روش تفسیر موضوعی بانگرش ابتدایی‌ همگام‌ با روش ترتیبی به حرکت تدریجی و تکاملی خود ادامه داد تا این که در قرن اخیر و در پی تحولات گسترده فکری، سیاسی و اجتماعی رویکرد مفسران موضوعی به این روش‌ در‌ گسترده‌‌ای وسیع تر و با بینشی‌ متفاوت‌ از‌ آنچه مفسران پیشین داشتند به حرکت خود شتاب بخشیده و تفسیر موضوعی وارد مرحله جدیدی شده؛ به گونه‌ای که بیش از‌ گذشته‌ مورد‌ توجه مفسران قرار گرفته است. اما باوجود استقبال‌ شایسته‌ از این روش تفسیری و سامان یافتن پژوهش‌هایی ارزشمند درباره آن، هنوز ماهیت و مبانی این روش به خوبی تبیین‌ نگشته‌ و در‌ نتیجه گاه مباحث بیارتباط با این روش و نابرخوردار از ویژگی‌های لازم، تفسیر موضوعی نامیده شده و مباحث همون اسباب نزول، ناسخ و منسوخ، مجازات قرآن و… در ردیف تفاسیر موضوعی قرار‌ گرفته‌ است‌ (ذهبی، ١٣٩٤: ١٤٩.١؛ ایازی، ١٣٨٣: ١٤٥).

با روش شدن ماهیت تفسیر‌ موضوعی‌ و مبانی و پیش فرض‌های آن می‌توان تفاوت و تمایز تفسیر موضوعی را از روش ترتیبی آشکار ساخت‌. از‌ این‌ رو مفهوم شناسی و تبیین ماهیت تفسیر موضوعی و مبانی آن ضروری است. این‌ مقاله‌ می‌کوشد‌ تا با مفهوم شناسی دقیق و ماهیت آن – با تکیه بر اندیشه شهید صدر- به‌ تبیین‌ این‌ روش تفسیری و شناسایی ماهیت آن بپردازد.

معنای لغوی و اصطلاحی تفسیر

تفسیر مصدر باب تفعیل‌ از‌ ماده «فسر» است. فسر در کتاب‌های لغت به ابانه، جدا کردن، پرده‌ برداری‌، کشف‌ معنای معقول و پیدا و آشکار ساختن امر پوشیده و نظایر آن معنا شده است (فراهیدی، زیرواژه‌ فسر‌). در بیان معنای تفسیر برخی از لغت شناسان آن را همانند و همسان «فسر‌» پنداشته‌‌اند (جوهری، زیرواژه فسر) و جمعی آن را مبالغه معنای فسر دانسته‌اند (راغب اصفهانی، ٣٠٨). اما‌ با‌ عنایت به آنچه در کتاب‌های لغت آمده می‌توان گفت که قول‌ دوم‌ به‌ صواب نزدیکتر است و معنای لغوی تفسیر باتوجه به مبالغه‌ای که در آن است به‌ معنای‌ کاملا‌ آشکار کردن امور معنوی و حقایق علمی است. در این میان عده‌ای تفسیر‌ و فسر را طبق قاعده اشتقاق کبیر جدا شده از سفر و مقلوب آن دانسته‌اند (طریحی، ١٩٨٥‌: ٤٣٧‌.٣ سیوطی، بیتا: ١١٨٩.٢).

این گروه برای مدعای خود تنها به این نکته‌ استشهاد‌ کرده‌اند که زمانی گفته می‌شود «اسفر‌ الصبح‌» که‌ صبح آشکار شود و یا هنگامی گفته می‌شود‌ «اسفرت‌ المراه عن وجهها» که زن چهره خود را آشکار سازد و از این استشهاد‌ کوشیده‌‌اند همگونی یا تناسب معنای‌ فسر‌ و سفر را‌ نتیجه‌ بگیرند‌ و آن را دلیل اشتقاق «تفسیر» و «فسر‌» از‌ واژه»سفر» قرار دهند؛ اما بررسی موارد استعمال آن‌ها نشان می‌دهد که‌ این‌ دو واژه دو معنا یا کاربرد‌ متفاوت دارند. به این‌ بیان‌ که تفسیر و فسر بیشتر در‌ مورد‌ اظهار معنای معقول و آشکار کردن مطالب علمی و معنوی به کار می‌رود و سفر در‌ خصوص‌ آشکار کردن اعیان و اشیای خارجی‌ و محسوس‌ استعمال‌ می‌شود چنان که‌ راغب‌ اصفهانی در مفردات نیز‌ سفر‌ را مختص به اعیان و فسر را اظهار معنای معقول دانسته است (١٤١٦: ٣٨٠).

تفسیر‌ در‌ اصطلاح قرآن پژوهان

تفسیر در عرف‌ قرآن‌ پژوهان و مفسران‌ به‌ دوگونه‌ تعریف شده است عده‌‌ای آن را به عنوان یک علم تلقی کرده‌اند که به مدد آن فهم‌ کتاب‌ خداوندی فرود آمده بر پیامبر اکرم‌ (ص) آشکار‌ می‌شود‌ (زرکشی‌، بیتا‌: ١٣.١؛ ابوحیان اندلسی‌، ١٤١٢‌: ٢٦.١) و برخی دیگر آن را به عنوان عملی که مفسر انجام می‌دهد و در آن فرایند معانی‌ آیات‌ قرآن‌ و مقاصد و مدالیل آن آشکار می‌شود دانسته‌اند (طباطبایی‌، ١٤١٧‌: ٧.١؛ طبرسی‌، ١٤٠٨‌: ٨٠‌.١؛ سیوطی، ١٩٣.٤).

در این نوشتار کاربرد دوم تفسیر مراد و مقصود ماست یعنی آنچه به عنوان حاصل عمل و تلاش مفسران برای کشف و بیان مراد الهی از آیات قرآن‌ استنباط می‌شود.

معنای موضوعی در تفسیر موضوعی

موضوعی منسوب به واژه موضوع است و موضوع از ماده وضع به معنای قرار دادن چیزی در مکان معین است. واژه موضوع در عبارت‌ تفسیر‌ موضوعی به سه شکل معنا شده است :

١- موضوعی بودن در مقابل شخصی بودن و گرایشی بودن است. موضوعی به این معنا عبارتست از امانت و پایداری در بحث و تحقیق و تمسک به‌ شیوه‌‌ای علمی مبتنی بر حقایقی واقعی بدون آنکه تحت تأثیر احساسات و گرایش‌های شخصی خود قرار گیرد.

٢- موضوعی بودن به این معنا که‌ محقق‌ از موضوع که واقعیت خارجی‌ است‌ آغاز می‌کند و به قرآن کریم باز می‌گردد تا دیدگاه قرآن در برابر آن واقعیت خارجی باز شناخته شود.

٣- گاه مراد از موضوعی بودن صرف‌ انتساب‌ به موضوع است. مفسر‌ یک‌ موضوع معین را برمیگزیند آن گاه آیاتی را که در آن موضوع مشترک فراهم می‌آورد و آن‌ها را تفسیر می‌کند و می‌کوشد تا از مجموع آن آیات یک نظریه قرآنی در‌ ارتباط‌ با آن موضوع استخراج کند (صدر، ٢٧ و ٢٨).

باتوجه به این که موضوعی بودن به معنای نخست ویژه تفسیر موضوعی نیست و در هر دو روش ترتیبی و موضوعی مفروض است، دو‌ معنای‌ اخیر می‌تواند‌ در کاربرد تفسیر موضوعی مقصود باشد. بنابراین به این دلیل این روش تفسیری را موضوعی می‌گویند که‌ مفسر تفسیر خود را از یک موضوع مربوط به عالم واقع‌ آغاز‌ می‌کند‌ و به قرآن بازمیگردد. یا از این جهت که مفسر با گزینش موضوعی یا مسأله‌ای خاص نظر ‌‌قرآن‌ را درباره آن استخراج می‌کند. از اصطلاح تفسیر موضوعی هم می‌توان به مثابه‌ علم‌ و هم‌ به معنای حاصل عمل مفسر برداشت کرد، گو این که با بررسی تعریف‌های موجود‌ از تفسیر موضوعی روشن می‌شود که مراد بیشتر مفسران و قرآن پژوهان عمل تفسیر‌ است نه علم تفسیر‌. هم‌ چنین این روش را می‌توان «توحیدی» نامید زیرا میان این آیات به صورت یک مرکب واحد نظری وحدت ایجاد می‌کند (حکیم، ١٤١٧: ٣٦١).

تعاریف گوناگون تفسیر موضوعی

با بررسی دیدگاه‌های مفسران می‌توان تعریف‌های گوناگونی از تفسیر موضوعی مشاهده کرد که به آن‌ها اشاره می‌کنیم تا با مشخص ساختن کاستی‌های هر تعریف در نهایت تعریفی جامع و دقیق از آن ارائه شود‌.

١- برخی‌ از مفسران در تعریف تفسیر موضوعی استقرا کل قرآن و جمع آوری آیات وابسته به یک موضوع را لازم دانسته‌اند. در مقدمه پیام قرآن مراد از تفسیر موضوعی چنین آمده‌ است‌ :

«منظور از تفسیر موضوعی این است که آیات مختلفی که درباره یک موضوع در سراسر قرآن مجید در حوادث و فرصت‌های مختلف آمده است جمع آوری و جمع بندی گردد‌ و از‌ مجموع آن نظر قرآن درباره آن موضوع و ابعاد آن روشن شود» (مکارم شیرازی، .(21.1 :1367

مفسران دیگری نیز قریب به همین تعریف را از تفسیر موضوعی ارائه کرده‌اند (رک‌، مصباح‌ یزدی، ١٣٨٨: ١٣٦؛ شرقاوی، ١٩٧٩‌: ٢٠‌؛ فهدالرومی‌، ١٤١٤: ٨٦٢.٣).

٢- در پاره‌ای از تعاریف جمع آوری و جمع بندی روایات نیز به تعریف افزوده شده است. یکی از مفسران‌ معاصر‌ در‌ تعریف تفسیر موضوعی می‌نویسد: «مفسر آیاتی از قرآن‌ را‌ که حاوی این موضوع است پس از جمع آوری، جمع بندی کرده سپس به جمع آوری و جمع بندی روایات‌ در‌ آن‌ زمینه بپردازد و در مرحله نهایی بین دو جمع بندی به‌ دست آمده از آیات و روایات جمع بندی سومی ‌ ‌به عمل آورد تا بتواند آن را به عنوان نظر‌ اسلام‌ و قرآن‌ و عترت ارائه دهد» (جوادی آملی، ١٣٧٤: ٤٩).

اگرچه هر مفسری در‌ تفسیر‌ آیات خود را بینیاز از رجوع به روایات نمی‌بیند اما باتوجه به این که هدف و غایت‌ تفسیر‌ موضوعی‌ استخراج دیدگاه‌های قرآن است تنها مراجعه به آن بخش از روایات‌ ضروری‌ است‌ که قرینه‌ای برای فهم آیات باشد و به عبارتی روایات تفسیری باشد. از این‌ رو‌ استخراج‌ همه روایات درباره آن موضوع ضرورتی ندارد.

٣- در برخی تعاریف افزون بر جمع آوری‌ آیات‌ مربوط به یک موضوع بر ترتیب زمانی و شرایط مخصوص هر آیه نیز تأکید‌ رفته‌ است‌: «در تفسیر موضوعی تمام آیات مربوط به یک موضوع به طور کامل جمع آوری‌ شده‌ و ترتیب زمانی و مناسبت‌ها و شرایط مخصوص هر آیه مشخص شده آن گاه برای‌ دستیابی‌ به‌ تفسیر و فهم آیات ملاحظه می‌شود (خولی، بیتا: ٣٦٤.٥). در این تعریف به نکته مهمی اشاره‌ شده‌ است و آن این که مفسر موضوعی افزون بر جمع آوری آیات در‌ باب‌ مسأله‌ یا موضوعی مشخص به فضای نزول آیات و شرایط و موقعیت تاریخی آن‌ها نیز توجه کند‌؛ زیرا‌ تاریخی‌ نگری مقوله‌ای است که مفسر با عنایت به آن می‌تواند فهم‌ درستی‌ از آیات در بستر تاریخی آن‌ها به دست آورد آن گاه با نگاهی مجموعی به کشف‌ نظریه‌ قرآن بپردازد.

٤- در پاره‌ای از تعاریف بررسی یک مسأله با یک‌ موضوع‌ در یک سوره نیز تفسیر موضوعی محسوب‌ می‌شود‌. قائلان‌ به این تعریف بر این اعتقادند که‌ هر‌ یک از سوره‌های قرآن موضوع و مقصد معین و مشخصی دارد از این رو‌ بررسی‌ مقصد یک سوره و موضوع آن‌ را‌ جزئی از‌ تفسیر‌ موضوعی‌ دانسته‌اند (مسلم، ١٤٢١: ٢٨).

یکی‌ از‌ این تعاریف چنین است: «تفسیر موضوعی علمی است که مسائل را بر‌ اساس‌ مقاصد قرآن کریم از خلال یک‌ سوره یا بیشتر بررسی‌ می‌کند‌» (همو، ١٦).

اما این تعریف‌ خالی‌ از اشکال نیست؛ زیرا اگر بررسی موضوع یا مسأله در کل آیه‌های قرآن‌ کریم انجام نگیرد تفسیر موضوعی‌ نیست‌ و نمی‌توان‌ فرجام بررسی یک‌ سوره‌ را به کل قرآن‌ نسبت‌ داد. چه بسا نتیجه به دست آمده به هنگام تطبیق با کل قرآن کریم‌ و در‌ مواجهه با قیدهایی که در آیه‌‌ها و سوره‌های دیگر‌ وجود‌ دارد تغییر یافته و دگرگون‌ شود (سعید، ١٤١١: ٢٤).

٥- تعریف دیگری در باب تفسیر موضوعی مطرح است که آن را‌ شهید‌ صدر مطرح ساخته است. او به‌ استخراج‌ نظریه‌ قرآن‌ کریم‌ در باب مسائل‌ خاص‌ و موضوعی از موضوع‌های زندگی بشری در جهان واقع توجه داشته و این فرایند را تفسیر موضوعی‌ میخواند‌. صدر‌ این روش تفسیر را از یک سو‌ موضوعی‌ می‌نامد‌ چون‌ مفسر‌ در‌ آن، تفسیر خود را از جهان واقع آغاز می‌کند و به قرآن بازگشته و تمام آیات مربوط به آن موضوع را جمع آوری و تفسیر می‌کند از دیگر سو آن‌ را توحیدی می‌نامد زیرا مفسر در این روش میان تجربه بشری و قرآن وحدت ایجاد می‌کند (مدرسه القرآنیه، ٣٣).

او هنگام بیان تفاوت روش تفسیر موضوعی با روش ترتیبی در تعریف‌ تفسیر‌ موضوعی می‌گوید: «در روش تفسیر موضوعی مفسر می‌کوشد تحقیقات خود را روی یک موضوع از موضوع‌های زندگی اعتقادی، اجتماعی و جهانی که قرآن متعرض آن شده متمرکز سازد و درباره‌ موضوعی‌ از قرآن استفاده کند» (همان، ١١).

یکی دیگر از پژوهش گران نیز که بیگمان متأثر از نظریه شهید صدر است تفسیر موضوعی را‌ اجتهاد‌ و کوشش بشری دانسته که پاسخ‌ قرآن‌ را پیرامون مسائل برخاسته از معارف بشری و حیات جمعی در سایه گردآوری آیات جستجو می‌کند (جلیلی، ١٣٨٧: ١٣٣).

وجه اشتراک و افتراق تعاریف

با عنایت‌ به‌ آنچه تاکنون گفته شد‌ می‌توان‌ دو وجه مشترک میان تعریف‌های مذکور بیان کرد، نخست این که تفسیر موضوعی برخلاف تفسیر ترتیبی بر اساس یکی از مسائل یا موضوع‌های و با استخراج آیات مرتبط به‌ استنطاق‌ از قرآن می‌پردازد. دیگر این که هدف و غایت تفسیر موضوعی در همه تعاریف به دست آوردن دیدگاه قرآن درباره یک مسأله یا موضوع دانسته شده است. اما وجه اختلاف این‌ تعاریف‌ در مبانی‌ آنهاست. طبق چهار تعریف نخست مفسر از آغاز در پی یافتن عناوین و موضوع‌های موجود در متن‌ قرآن است و می‌کوشد آیات مربوط به آن را شناسایی و تبین سازد‌.

به‌ عبارت‌ دیگر این گونه تفاسیر موضوع درون گرایانه و مبتنی بر نص می‌باشند و مفسر تفسیر خود را از قرآن ‌‌آغاز‌ و به قرآن ختم می‌کند؛ اما تعریف پنجم که از آن شهید صدر است‌ در‌ مبانی‌ با دیگر مفسران متفاوت است.

بر این اساس مفسر موضع یا مسأله‌ای از مسائل‌ را از متن واقعیت دریافت می‌کند. نیازهای واقع در متن زندگی را بررسی‌ و گردآوری کرد آن گاه‌ با‌ طرح این مسائل و نیازها به پیشگاه قرآن پاسخ آن‌ها را از قرآن جست وجو می‌کند و با استنطاق از قرآن به شنیدن پاسخ قرآن می‌پردازد. اگرچه هر یک از تعاریف پیش گفته‌ ستودنی و ارزشمند است اما به عقیده نگارنده نظریه‌ای که شهید صدر در حوزه تفسیر موضوعی مطرح می‌سازد شکل تکاملی و رشد یافته در تفسیر موضوعی است؛ زیرا چنان که پیداست این‌ تعریف‌ مضامین نهان آیات را نیز در برمیگیرد. به دیگر سخن مفسر موضوعی، گستردگی موضوع‌های تفسیری خویش را با گستردگی نیازهای جامعه انسانی تنظیم می‌کند و از آن جا که نیازهای‌ انسان‌ و پرسش‌های او بر اثر تجارب روزافزون بشری رو به فزونی دارد، دامنه موضوع‌های تفسیری نیز گستردگی بیشتری می‌یابد. از این رو ضروری است مبانی این نظریه به‌ درستی‌ و روشنی تبیین شود.

مبانی تفسیر موضوعی با تکیه بر نظریه شهید صدر

مبانی تفسیر به آن دسته از پیش فرض‌ها و باورهای اعتقادی یا علمی گفته می‌شود که مفسر‌ با‌ پذیرش‌ و مبنا قرار دادن آن‌ها به‌ تفسیر‌ قرآن‌ می‌پردازد. به دیگر سخن هر مفسری ناگزیر است مبنای خود را درباره عناصر اساسی دخیل در فرآیند تفسیر قرآن روشن سازد‌. شهید‌ صدر‌ افزون بر مبانی عام که سایر مفسران نیز‌ بر‌ آن‌ها تکیه داشته‌اند در تفسیر موضوعی به مجموعه‌ای از اصول و پیش فرض‌هایی معتقد گشته که او‌ را‌ از‌ سایر مفسران موضوعی متمایز ساخته است. در ادامه به تبیین‌ پاره‌ای از مهم ترین مبانی می‌پردازیم:

١- نقش تجربه بشری در تفسیر موضوعی

یافته‌های علمی و تجربه‌های بشری‌ نقش‌ اساسی در فرآیند تفسیر موضوعی دارد. دستاوردهای بشری برای مفسر موضوعی‌ مصالح‌ ارزشمندی را مهیا می‌سازد و موجب باروری و پویایی تفسیر موضوعی می‌شود. از این رو شهید صدر به‌ شکل‌ خاصی‌ از تفسیر موضوعی تکیه دارد که در آن موضوع برخاسته از جهان‌ واقع‌ مبتنی‌ بر دانش بشری باشد. وی آن دسته از مفسرانی را که صرفا به موضوعی‌ تکیه‌ کرده‌‌اند که مفاهیم آن در متن قرآن موجود است به نقد کشیده و معتقد است‌ این‌ گونه مفسران از آن جهت که معارف بشری را در تفسیر مورد توجه‌ قرار‌ نداده‌‌اند و آموخته‌های بشری را به قرآن عرضه نکرده‌اند طبعا از ارائه نظریه‌‌ای جامع ناتوانند (رک، مدرسه القرآنیه، ١٦ – ١٨).

به باور وی مفسر موضوعی باید‌ ابتدا‌ خود‌ را در میدان منازعات فکری و تجارب علمی بشری بیفکند و نسیم آرای مختلف از هر سو‌ به‌ دریچه ذهن او بوزد، آن گاه با کوله باری از تجارب و معارف‌ بشری‌ در‌ محضر قرآن بنشیند و با دهنی لبریز از پرسش‌های ایجاده شده به تعامل با متن‌ قرآن‌ بپردازد‌. چنان که پیداست این روش مضامین نهان آیات را نیز در بر‌ می‌گیرد‌ (همان، ١٨).

بنابراین نخستین نکته‌ای که از سخن شهید صدر می‌توان دریافت این که با‌ این‌ نگرش حیطه موضوع‌ها در تفسیر موضوعی، به گستردگی پرسش‌ها، نیازها‌ و تجربه‌‌های انسان در گسترده تاریخ است و با‌ عنایت‌ به‌ این که هرچه زمان بر انسان می‌گذرد‌، سؤالات‌ و خواسته‌های جدیدی در زندگی انسان جوانه میزند می‌توان نتیجه گرفت که پاسخ‌‌های جدید نیز همراه با نیازهای‌ جدید‌ جامعه از‌ درون‌ قرآن‌ کشف و استخراج می‌شود و راز کلام الهی‌ که‌ میفرماید: «و ما نقدت ‌ ‌کلمات الله» (لقمان .٢٧) بر انسان آشکار می‌شود. زیرا‌ پایان‌ ناپذیری حقایق الهی زمانی ممکن می‌شودکه‌ پاسخگوی نیازهای انسان در‌ هر‌ عصر باشد و این مهم ممکن‌ نیست‌ جز آن که مفسر موضوعی از واقعیت‌ها، خواسته‌ها و مشکلات عصر خودآگاهی‌ داشته‌ و افکار و مورایث بشری عصری را‌ به‌ همراه‌ داشته باشد تا‌ بتواند‌ مبتنی بر مواریث ارزشمند‌ نظر‌ قرآن را بازجوید.

نکته مهم دیگری که در این سخن نهفته، آن است که‌ رویش‌ سؤال در ذهن مفسر و طرح موضوعات‌ از‌ ناحیه او‌ همواره‌ بر‌ پیش دانسته هایش استوار‌ است. مفسر که از تجربه‌های عصر خود و شؤون و احوال گوناگون حیات جمعی آگاه است‌ طبعا‌ سؤال‌های متعددی را در ذهن‌ می‌پروارند‌. سؤال‌ اندود‌ گشتن‌ ذهن مفسر مسبوق‌ به‌ آگاهی اوست. زیرا پرسش از برخورد دانسته‌های ذهنی با هم یا دانسته‌های ذهنی با‌ واقعیات‌ خارجی‌ سر بر می‌آورد. از این رو هر‌ چه‌ آگاهی‌ علمی‌ مفسر‌ از‌ معارف و آموزه‌های عصر خود بیشتر باشند نصیب و بهره اش از معارف قرآنی نیز بیشتر خواهد بود.

یکی از قرآن پژوهان دراین باره می‌نویسد هر کس بهره‌ اش از علوم بیشتر باشد و بهره اش از معارف و دانش قرآن افزون تر است[1] (راغب اصفهانی، ٧٦).

بنابراین دانش بشری با ارائه نظریه‌های علمی سهم به سزایی در غنیتر‌ ساختن‌ تفسیر موضوعی دارد و امتیاز تفسیر موضوعی با این نگاه در مقایسه با تفسیر ترتیبی در بسیاری از موارد ناشی از همین امر است .

صدر سخت بر این اعتقاد است‌ که‌ میان قرآن به عنوان رکن درونی و تجارب بشری به عنوان رکن بیرونی ارتباط و هم سخنی وجود دارد به همین دلیل است که او‌ تفسیر‌ موضوعی را تفسیر توحیدی نامیده‌ است‌ تا بر وحدت میان تجربه بشری و قرآن کریم تأکید کرده باشد (صدر، ١٧).

البته پر واضح است که مراد از یک پارچگی میان این‌ دو‌، تحمیل تجربه بشری بر‌ قرآن‌ نیست؛ بلکه می‌توان موضوع‌های زندگی و تجربه‌های بشری را با مفاهیم قرآن در بستر واحدی قرار داد تا در پرتو آن ضمن فراهم آمدن زمینه بررسی مطلوب، امکان سازگاری‌ و هم‌ سخنی آن دو نیز فراهم شود (همو، ٢٨).

به دیگر سخن نسبت دانش بشری با قرآن نسبت خادم و مخدوم است و هرگز خادم در مرتبه مخدوم نمی‌نشیند (جلیلی، ٦٤).

٢- نظام مند‌ دانستن‌ مفاهیم قرآن‌

مفسر موضوعی در یک نگرش کلی و فراگیر وقتی به مجموعه قرآن می‌نگرد گرچه خود را با اجزای‌ پراکنده روبه رو می‌بیند و طرح موضوع را در کلام الهی، عاری‌ از‌ سیاق‌ و نظم بشری می‌یابد، اما بر آن است که این اجزای متفرق پاره‌های یک کل واحدند وگرچه ‌‌خداوند‌ به بهانه‌های مختلف به طرح سخن در آن موضوع پرداخته است؛ اما‌ نظر‌ این‌ بوده که سخن در آن زمینه اشباع شود. بر این اساس نفس جست وجوی مفسر‌ موضوعی در لابه لای قرآن بیانگر این نکته است که مفسر یقین دارد‌ کالایی که در پی‌ آن‌ روان است در این بازار یافت می‌شود (همو، ١٦٨).

از این رو در نگاه مفسر موضوعی نوعی نظام وارگی و ارتباط در آیات قرآن مشاهده می‌شود. در غیر این صورت یعنی با‌ عدم اطمینان به وجود نظم و ارتباط میان آیات قرآن و عدم اعتقاد به وجود این مبنا مفسر را با‌ معارفی‌ پراکنده مواجه می‌سازد که تعارضات و نزاع‌های مذهبی و فرقه‌ای را در پی خواهد داشت (صدر، ١١).

بدیهی است شهید صدر نیز همانند سایر مفسران موضوعی به این مبنای مهم‌ در‌ تفسیر موضوعی معتقد باشد و با برداشتن گامی فراتر از مفسران ترتیبی با یک نگرش فراگیر برای کشف و استخراج نظریه قرآنی مجموعه آیات قرآن را به صورت نظام واره، متسق‌ و یکدست‌ ببیند و با اعتماد بر این مبنا به سراغ آیات پراکنده قرآن برود و در پس این پراکندگی ظاهری اجزا، آن کل واحد را که بر این اجزا نظم بخشیده مشاهده‌ کند‌؛ از‌ این رو شهید صدر در‌ عین‌ توجه‌ به جغرافیای آیات و پذیرش تفسیر ترتیبی، بر این عقیده است که آیات در بستر جغرافیایی خود همه حقیقت و اسرار درون خود‌ را‌ آشکار‌ نمی‌کنند، بلکه در هم نشینی با آیات دیگر‌ قفل‌ سکوت را می‌شکنند و راز گشایی می‌کنند و تفسیری نو از خود بروز می‌دهند و اضلاع و ابعاد دیگر خود را آشکار می‌سازند‌.

٣- جامعیت‌ نظریه‌‌های قرآن

جامع بودن نظریه‌های قرآن، مبنای دیگری است‌ که صدر بر آن تأکید دارد، او حتی بر این اعتقاد است که مکتب و نظام اسلام که در‌ صدر‌ اسلام‌ تأسیس شد و به تدریج و در گذر زمان با ابهاماتی همراه شده‌ بیتردید‌ از قرآن و سخن پیامبر اکرم (ص) استنباط شده است بنابراین آن مکتب و نظام اقتصادی وجود داشته و مسلمانان‌ در‌ پی‌ استخراج و استنباط آن از قرآن هستند (حجتی، ١٣٨٠: ١٥).

او اعتقاد دارد‌ چون‌ دین‌ اسلام دارای منشأ الهی و تنها راه نجات انسان است، قهرا در همه امور زندگی‌ ابزارهای‌ لازم‌ برای یک زندگی سعادتمند بشری را در اختیار قرار داده است پس احتمالا اسلام‌ مکتب‌ اقتصادی هم دارد که باید با تحقیق آن را شناسایی کرد (همان جا‌).

البته‌ باید‌ بر این نکته تأکید شود که گرچه شهید صدر جامعیت قرآن را به عنوان‌ مبنای‌ تفسیری خود پذیرفته است اما این جامعیت را صرفا در حوزه هدایت بشری‌ می‌دانند‌ به‌ همین دلیل معتقد است نباید از قرآن انتظار داشت که همانند یک کتاب تاریخی تمام‌ قوانین‌ آن را با همه جزئیات بیان کند یا اکتشافات گوناگون علمی را‌ در‌ خود‌ جای داده باشد. قرآن گرچه اشاراتی به مسائل علمی هم دارد؛ اما به این معنا‌ نیست‌ که‌ قرآن تمام جزئیات قوانین و اکتشافات گوناگون علمی را بیان کرده باشد (صدر‌، .(51‌

به دیگر سخن جامعیت قرآن از دیدگاه ایشان در حوزه‌هایی است که مآلا به هدایت‌ انسان‌ بینجامد.

تفاوت تفسیر موضوعی با تفسیر ترتیبی

پیشتر اشاره شد که تفسیر‌ قرآن‌ کریم در یک نگاه کلی بر دو‌ گونه‌ ترتیبی‌ و موضوعی انجام می‌گرفته است. گو این که‌ تفسیر‌ ترتیبی با توجه به تفاوت در منهج و گرایش به گونه‌های مختلفی تقسیم‌ می‌شود‌؛ اما در مقایسه با روش‌ تفسیر‌ موضوعی همه‌ آن‌‌ها یکسان هستند و از این رو می‌توان‌ تفاوت‌ تفسیر ترتیبی را با تفسیر موضوعی به طور کلی به شرح زیر‌ شمرد‌:

١- تفاوت در هدف

در تفسیر موضوعی‌ هدف مفسر دستیابی به‌ نظر‌ قرآن کریم در یک مسأله‌ یا‌ موضوعی است. حال آن که در تفسیر ترتیبی هدف مفسر آن است که‌ به‌ مراد و مقصود خدای سبحان دست‌ یافته‌ و به‌ فهم دقیق تری‌ از‌ آن برسد (طباطبایی، ١١‌).

از‌ این رو حاصل تفسیر ترتیبی مجموعه‌ای از مفاهیم پراکنده آیات قرآن است که‌ پیوستگی‌ میان آن‌ها مورد نظر مفسر‌ نبوده‌ و به همین‌ دلیل‌ نظریه‌ قرآنی آن استخراج نشده‌ است. در حالیکه تفسیر موضوعی پا را فراتر گذاشته و افق وسیع تری را می‌نگرد. در‌ این‌ روش افزون بر مشخص شدن مفاهیم‌ و معانی‌ تفصیلی‌ آیات‌ و ارتباط‌ میان آن‌ها مفسر‌ می‌کوشد به یک نظریه قرآنی دست یافته تا در پرتو آن، همه مفاهیم را در بر‌ گرفته‌ و هر‌ یک از معانی در جایگاه مناسب خود‌ قرار‌ گیرد‌ (صدر‌، ٢٣‌).

شهید‌ صدر در توضیح این موضوع مثالی را از کتاب‌های فقهی ذکر کرده است به این بیان که کتاب‌های فقهی شرح روایتند؛ اما نه شرح بر‌ تک تک روایات به صورت جداگانه بلکه به روایات بر اساس نیازهای زندگی می‌پردازند از این رو مطالب آن‌ها تحت عناوین خاص، مانند روزه، نماز، زکات و … سامان می‌یابد (همان‌ جا‌).

٢- تفاوت در روش

با عنایت به تفاوت پیشین تفاوت دیگری نیز در تفسیر آشکار می‌شود از آن جا که هدف مفسر موضوعی دست یابی به نظریه قرآن است. طبعا‌ برای‌ رسیدن به این مهم باید تمام آیات مربوط به یک موضوع یا مسأله را جمع آوری کند و مورد توجه ‌ ‌قرار دهد و سپس با‌ کنار‌ هم قرار دادن و ایجاد ارتباط‌ میان‌ آن‌ها به پرسش گری و به سخن آوردن قرآن بپردازد. در حالی که در تفسیر ترتیبی چون مفسر صرفا در طی کشف مدلولات پراکنده‌ آیات‌ است از آغاز قرآن‌ به‌ تفسیر آیات پرداخته و به پیوستگی معنایی آیات در کل سوره نظر ندارد. بر این اساس اگر مفسری به بررسی آیات مربوط به یک موضوع در یک یا چند سوره نیز‌ بپردازد‌ تفسیر موضوعی انجام نداده؛ زیرا مراحل روش تفسیر موضوعی در این شیوه تفسیری طی نشده است. می‌توان گفت تفاوت تفسیر موضوعی با تفسیر ترتیبی- چنان چه شهید صدر نیز اشاره‌ دارد‌- همانند تفاوت‌ روش فقه با شارح حدیث است .

فقیه برای صدور فتوا تمام احادیث مربوط به آن مسأله را‌ جمع آوری و با عنایت به ارتباط میان آن‌ها بررسی می‌کند‌. این‌ همان‌ روش موضوعی در بستر فقهی است؛ اما شارح حدیث سند و دلالت هر یک از احادیث را به ‌‌صورت‌ جداگانه و مستقل از دیگر احادیث بررسی می‌کند (صدر، همان جا).

٣- تفاوت در نقش‌ مفسر‌

یکی‌ از مهم ترین تفاوت‌های تفسیر موضوعی با تفسیر ترتیبی در نقش و جایگاه مفسر است‌. شهید صدر معتقد است تفسیر موضوعی در واقع محاوره و گفت وگو با قرآن‌ است؛ اما نه محاوره‌‌ای انفعالی و ضعیف بلکه از موضوع پرسش گری فعال و پاسخ طلبی هدف دار تا در پرتو آن به حقیقتی از حقایق زندگی انسان دست یابد. در حالیکه نقش مفسر ترتیبی در بیشتر‌ انفعالی است. چنان که بیشتر گفته شد مفسر موضوعی تفسیر خود را نه از تفسیر متن آیات، بلکه از یک موضوع خاص آغاز می‌کند و این موضوع ناظر به مسائل زندگی اعتقادی‌، اجتماعی‌ و هستی شناختی متناسب با تجربه‌های بشری یا مطرح شده در آیات قرآنی است. در این روش مفسر به صورت فعال در حال گفت وگو و محاوره با قرآن کریم است‌؛ اما‌ در تفسیر ترتیبی مفسر موضوع انفعالی دارد و بی آنکه از پیش سابقه ذهنی نسبت به آیه داشته باشد کار خود را از متن معین قرآن آغاز می‌کند (همو، ٢٠ و ٢١‌).

٤- تفاوت‌ در شروع فرآیند تفسیر

مفسر در تفسیر ترتیبی خود را از یک یا چند آیه آغاز می‌کند و در خدمت قرآن می‌نشیند و فهم خویش را از آن آیات می‌نویسد؛ اما‌ مفسر‌ موضوعی‌ تفسیر خود را- جز در‌ مواردی‌ که‌ مسأله صرفا برگرفته از درون قرآن است – از یک واقعیت خارجی و نیازهای مبتنی بر زندگی بشری آغاز می‌کند. به عبارتی مفسر‌ موضوعی‌ می‌کوشد‌ سؤال یا مسأله‌ای که برایش مطرح شده‌ بر‌ قرآن کریم عرضه کند و یا جمع آوری آیات مربوط به آن مسأله و استنطاق از قرآن به استخراج نظریه قرآنی‌ از‌ مجموع‌ آن‌ها دست یابد.

البته باید بر این نکته تأکید شود‌ که وجود تفاوت‌های مذکور میان تفسیر موضوعی با تفسیر ترتیبی هرگز به معنای بینیازی تفسیر موضوعی از‌ روش‌ ترتیبی‌ نیست؛ بلکه باید گفت تفسیر موضوعی بدون گام نهادن در روش‌ تفسیر‌ ترتیبی و بدون توجه به معنای فهم تک تک آیات گردآوری شده می‌سر نمی‌شود. از این رو‌ تفسیر‌ موضوعی‌ وام دار تفسیر ترتیبی است و این وابستگی غیرمنقطع و همیشگی است. البته این‌ وابستگی‌ به‌ گونه‌ای نیست که مفسر موضوعی الزاما پیش از تفسیر موضوعی تمام قرآن را‌ به‌ صورت‌ روش ترتیبی تفسیر کرده باشد، بلکه باید پس از جمع آوری آیات مربوط به‌ آن‌ موضوع به سیاق آیات مربوطه توجه کرده و از تفسیر ترتیبی آن‌ها غافل نشود‌ و سپس‌ با‌ نگاه مجموعی به همه آیات با در نظر گرفتن سیاق آن‌ها به تفسیر موضوعی‌ بپردازد‌.

نتیجه

با عنایت به آنچه گفته شد و با تکیه بر دیدگاه شهید صدر‌ پیرامون‌ تفسیر‌ موضوعی می‌توان گفت که تفسیر موضوعی با تفسیر ترتیبی تفاوت آشکار دارد؛ چراکه تفسیر موضوعی‌ بر‌ دو رکن اساسی استوار است: نخست رکن درونی که بر آیات قرآن‌ و روایات‌ دلالت‌ دارد و دیگری رکن بیرونی که بر معارف و تجارب بشری مبتنی است .

هدف تفسیر موضوعی به‌ دست‌ آوردن‌ نظر قرآن کریم در یک مسأله یا موضوع است؛ اما در تفسیر‌ ترتیبی‌ هدف به دست آوردن مفاد فردی آیات می‌باشد. دیگر این که تفسیر موضوعی غالبا از یک‌ واقعیت‌ بیرون و نیازهای زندگی انسانی آغاز می‌گردد؛ در حالیکه تفسیر ترتیبی از تفسیر‌ یک‌ یا چند آیه شروع می‌شود.

در روش‌ موضوعی‌ برخلاف‌ تفسیر ترتیبی، تمام آیات مربوط به یک‌ موضوع‌ یا مسأله جمع آوری و استنطاق می‌شود. در عین تفاوت‌های آشکاری که میان‌ این‌ دو روش وجود دارد باید‌ اذعان‌ داشت که‌ تفسیر‌ موضوعی‌ همواره وام دار تفسیر ترتیبی و نیازمند‌ به‌ آن است زیرا فهم درست آیات موجب می‌شود که مفسر در اکتشاف‌ نظریه‌ قرآنی توفیق یابد و با به دست‌ آوردن مدالیل هر یک‌ از‌ آیات مربوط، نظر نهایی قرآن‌ حاصل‌ آید.

کتاب نامه :

* قرآن کریم .

١- ابن فارس، احمد، معجم مقاییس اللغه، بیروت، دارالجیل‌، ١٤١١‌ ق

٢- ابوحیان اندلسی، محمدبن یوسف، البحر‌ المحیط‌ فی‌ التفسیر، بیروت، دارالفکر‌، ١٤١٢‌ ق

٣- ایازی، سیدمحمدعلی، تفسیر موضوعی‌ از‌ نگاه شهید صدر، مجله پیام جاویدان، ش ٢، بهار١٣٨٣، (ص ٤٤ و ٤٥).

٤- جلیلی، سید هدایت، تفسیر‌ موضوعی‌ چیستی، بنیان‌ها و پیش فرض‌ها، انتشارات‌ بوستان کتاب‌، قم‌، ١٣٨٧‌ ش .

٥- جوادی آملی، عبدالله، زن در‌ آیینه جلال و جمال، تهران، نشر فرهنگی رجا، ١٣٧٤ ش .

٦- جوهری، اسماعیل بن حمادبن حماد، الصحاح، بیروت‌، دارالعلم‌ للملایین، ١٤٠٤ ق .

٧- حجتی، سیدمحمدباقر و دادگر، مبانی‌ فقهی‌ پیشرفته‌ اقتصاد‌ اسلامی‌، تحلیل کتاب اقتصادنا‌، دانشگاه‌ رازی، کرمانشاه، ١٣٨٠ ش .

٨- حکیم، سیدمحمدباقر، «التفسیر الموضوعی»، رساله التقریب، ش ١٢، ١٤١٧ ق .

٩- خولی، امین، مقاله التفسیر، «دائره‌ المعارف‌ الاسلامیه‌»، بیروت، دارالمعرفه، بیتا.

١٠- ذهبی، محمدحسین، التفسیر‌ و المفسرون‌، قاهره‌، دارالکتب‌ الحدیثیه‌، ١٣٩٤‌ ق .

١١- راغب اصفهانی، حسین بن محمدبن مفضل، جامع التفاسیر، کویت، دارالدعوه، ١٤٠٥ ه .ق .

١٢- ، ، مفردات الفاظ القرآن، بیروت، الدار الشامیه، ١٤١٦ ق .

١٣- زرکشی، محمد، البرهان فی‌ علوم القرآن، بیروت دارالمعرفه، بیتا.

١٤- سبحانی، جعفر، منشور جاوید قرآن، انتشارات کتابخانه امیرالمومنین، قم، بیتا.

١٥- سعید، عبدالستار فتح الله، المدخل الی التفسیر الموضوعی، قاهره، دارالتوزیع و النشر الاسلامیه ،

١٤١١‌ ق .

١٦‌- سیوطی، جلال الدین، الاتقان فی علوم القرآن، قم، منشورات شریف رضی، بیتا.

١٧- شرقاوی، عفت محمد، الفکر الدینی فی مواجهه العصر، بیروت، دارالعوره، ١٩٧٩ م .

١٨- صدر، سیدمحمدباقر، المدرسه القرآنیه‌، قم‌، مرکز الابحاث و الدراسات التخصصیه للشهید صدر، ١٤٢١ ق .

١٩- طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین، ١٤١٧ ق .

٢٠- طبرسی‌، ابوعلیفضل‌ بن حسن، مجمع البیان فی‌ تفسیر‌ القرآن، بیروت، دارالمعرفه، ١٤٠٨ ق .

٢١- طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، بیروت، مکتبه الهلال، ١٩٨٥ م .

٢٢- فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، تهران، انتشارات اسوه، ١٤١٤ ق .

٢٣‌- فهدالرومی‌، عبدالرحمن، اتجاهات التفسیر فی‌ القرآن‌ الرابع عشر، بیروت، موسسه الرساله، ١٤١٤ ق .

٢٤- فیروزآبادی، محمدبن یعقوب، القاموس المحیط، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ١٤١٢ ق .

٢٥- مسلم، مصطفی، مباحث فی التفسیر الموضوعی، دمشق، دارالقلم، ١٤٢١ ق .

٢٦- مصباح یزدی‌، محمدتقی‌، تفسیر موضوعی (گفتگو)، مجله معرفت، ش ١٣٦، ١٣٨٨ ش .

٢٧- مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، قم، مدرسه امیرالمومنین، ١٣٦٧ ش .

[1] کل من کان حظه فی العلوم اوفر کان نصیبه من علم القرآن اکثر

این پایگاه با هدف گردآوری جامع آثار صدرپژوهان، همه آثار ارزشمند این عرصه را منتشر می‌کند و این انتشار به‌معنای تأیید محتوا از سوی پژوهشگاه تخصصی شهید صدر نیست‌.