تایپوگرافی مقالات مربوط به شهید صدر با موضوع فقه، اصول، فلسفه، اقتصاد، سیاست و اجتماع

مقاله

مؤلفه‌های تربیت سیاسی در اندیشه سیدمحمدباقر صدر

چکیده: مؤلفه‌های تربیت سیاسی در اندیشه شهید صدر، موضوع پژوهش حاضر است که با روش تحلیل محتوای کیفی و بر پایه آثار دست اول شهید صدر بررسی می‌شود. در هر جامعه‌ای بسته به نوع رویکرد دولت، از دیکتاتوری تا دموکراتیک و مردم‌سالاری دینی، تعیین اهداف تربیت سیاسی، در طیفی از جامعه‌پذیری تا تربیت و پرورش امتداد پیدا می‌کند و خروجی آن متناسب با رویکرد مختار، افرادی مطیع ارزش‌های جامعه و منفعل در برابر اصلاح و بهبود یا انسان‌هایی رشدیافته هستند که می‌توانند توسعه‌دهنده ارزش‌های جامعه باشند. در حکومت اسلامی که هدایت انسان‌ها را طبق دستور الهی در سرلوحه اهدافش قرار می‌دهد، تربیت سیاسی بر مؤلفه‌های متفاوتی از انواع حکومت تأکید دارد. پژوهش حاضر با روش تحلیل محتوای کیفی در پی یافتن این مؤلفه‌ها از منظر سیدمحمدباقر صدر است. نمونه آماری، تعدادی از آثار دست اول شهید صدر است که اندیشه سیاسی او در موضوعات مرتبط با ساخت تمدن اسلامی را دربرگرفته است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد مؤلفه‌های تربیت سیاسی از منظر صدر در پنج دسته کلی قابل ارائه است: هدف، زمینه‌سازها، همراهان، آموختنی‌ها و مراقبتی‌ها. هرکدام از این مؤلفه‌ها نیز شامل چندین زیرمقوله مرتبط است.

نویسنده: ساجده شکری، نیکو دیالمه

منبع: نظریه‌های اجتماعی متفکران مسلمان، تابستان 1401، شماره25، ص 83تا113.

بیان مسئله

تحقق تربیت سیاسی با رویکرد اسلامی، در آغاز‌ نیازمند‌ استخراج‌ مؤلفه‌های این مفهوم از منابعی است که‌ اندیشه‌ سیاسی اسلام و اهداف آن در سیر تحقق انسان را به صورت جامع پردازش کرده باشند. در میان اندیشمندان اسلامی‌، محمدباقر‌ صدر‌، فیلسوفی فقیه است که با دغدغه برپایی حکومت اسلامی و خروج‌ مسلمانان از چنگال استعمار زیسته و در همین راه به شهادت رسیده است. در کارنامه علمی و پژوهشی او آثاری‌ درباره‌ اقتصاد‌ اسلامی، فلسفه و بنیان‌های نظری اسلام در تقابل با سایر مکاتب‌ فکری‌ که بر جوامع مردمی حاکم شدند، بحث و گفت وگو درباره نظریه تاریخ و سنت‌های الهی، و مواردی‌ دیگر‌ وجود‌ دارد، اما حجم مطالعات، آثار و همچنین اقدامات او در عرصه جامعه و همچنین‌ اندیشه‌ و عمل‌ سیاسیاش، او را به عنوان نظریه پرداز سیاسی شهرت بخشیده است.

اگرچه صدر مطالعه‌ و اثر‌ مستقلی‌ درباره تربیت و حوزه‌های مرتبط با آن ندارد، آثارش بستری مناسب برای استخراج مؤلفه‌‌های تربیتی است که از میان انواع ساحت‌ها، این پژوهش بر اندیشه سیاسی‌ او‌ متمرکز‌ شده است؛ زیرا او در آثارش سیاست را در خدمت به شکل دهی به‌ جامعه‌ گرفته و از این نظر مشابه چشم اندازهایی است که ما برای تأسیس مدارس‌ مطرح‌ می‌کنیم‌. به علاوه توجه به تربیت سیاسی، در بازتعریف روابط و نقش‌های اجتماعی نیز اثرگذار است‌ و فروکاستن‌ از اهتمام به آن علاوه بر ایجاد تزلزل در مناسبات اجتماعی-سیاسی‌، از‌ جنبه‌‌های دیگری هم بر آینده امت و جامعه اسلامی تأثیر می‌گذارد و ممکن است مشکلاتی از جمله‌ نبود‌ احساس‌ همبستگی میان دولت -ملت و انحراف رابطه امام -امت را به وجود آورد‌ که‌ با توجه به نشانه‌های آن در جامعه فعلی ما و در کشورهای دیگر، زنگ خطری برای‌ توجه‌ به این حوزه به صدا درآمده است. علاوه بر این دلایل، روشن‌ است‌ که بینش سیاسی اسلام به بخش‌های ظاهری‌ زندگی‌ اجتماعی منحصر نمی‌شود و این بینش عمیق باید‌ در‌ معنای زندگی، هستی، اجتماع، سیاست، اقتصاد و اخلاق حاکم باشد (صدر، ١٣٩٣). بر این‌ اساس‌، از ظاهر نامناسب زندگی اجتماعی‌ می‌توان‌ به بحرانی‌ در‌ معنای‌ هستی و زندگی در محتوای زندگی مردم‌ پی‌ برد و برای دورترنشدن از اهداف تشکیل حکومت اسلامی لازم است تا دوباره‌ به‌ چرایی تأسیس مدارس برگردیم و کارکرد مدرسه‌ را با توجه به‌ معیارهای‌ ساخت جامعه و تمدن اسلامی مرور‌ کنیم‌.

سید محمدباقر صدر برای توسعه جامعه، محتوای درونی اعضای تشکیل دهنده شامل افراد‌ جامعه‌ را مدنظر قرار داده است‌؛ برای‌ مثال‌ در کتاب مکتب‌ اسلام‌، ذیل موضوع مشکلات اجتماعی‌ انسان‌ معاصر، نظام‌های اجتماعی ساخته دست بشر را آینه تمام نمای آن‌ها معرفی‌ می‌کند‌ که اگر گروه‌های مؤسس از‌ قدرت‌ اراده و ثبات‌ کافی‌ برخوردار‌ نباشند، قادر به اداره‌ نظامی توانمند نیستند که اراده جمعی آن‌ها را پرورش دهد و به مثال‌هایی از‌ ضعف‌ دولت‌ها در جوامع غربی اشاره‌ می‌کند‌ تا‌ مقدمه‌‌ای باشد برای این‌ تفکر‌ که انسان‌ها چگونه می‌توانند به زندگی اجتماعی آرمانی و نظام سیاسی افضل دست یابند (صدر، ١٣٩٣‌).

ادبیات پژوهش

به لحاظ نظری سه دسته کلان در‌ باب‌ تربیت‌ سیاسی‌ وجود‌ دارد‌ که وجه اشتراک همگی آن‌ها، مقابله با شیوه اقتدارگرایانه در تربیت سیاسی است. این سه دسته شامل محافظه کاری[1]، مکتب انتقادی[2] و نظریه دموکراتیک هستند. هدف در‌ دسته اول حفظ وضع موجود است تا از طریق تربیت سیاسی، سنت‌های اجتماعی کهن به نسل‌های بعد منتقل و افراد، حامی و مرید رهبران شوند. لوتر[3]، دورکیم[4] و پارسونز[5] از جمله‌ نظریه‌ پردازان دسته اول هستند (صادق زاده، ١٣٧٩).

در گروه دوم تلاش افرادی مانند مونتسکیو[6] بر آن است تا افراد منتقد و خلاق برای دگرگون کردن جامعه تربیت شوند و آرمان اصلی‌ در‌ این مکتب، آگاه سازی افراد نسبت به نابرابری‌های موجود است. دسته سوم هم که بیشتر، از اندیشه‌های دیویی[7] گرفته شده، به دنبال‌ تربیت‌ شهروندان مستقل و نقاد است که‌ با‌ شیوه‌های ترغیبی به مشارکت فعالانه در سیاست می‌پردازند (رنجبر، ١٣٨٧).

هرکدام از صاحب نظران و متفکران به تناسب خاستگاه عقیده و دانش، تعاریف مختلفی از‌ تربیت‌ سیاسی ارائه کرده‌اند که‌ بخشی از این مفهوم را در ذهن روشن می‌سازد. در میان نظرات و تعاریف مختلف، عده‌ای تربیت و سیاست را‌ مترادف‌ و هم هدف دانسته و عده‌ای دیگر از نظر معنایی و هدف، میان این دو مفهوم فاصله انداخته و تربیت سیاسی را با عبارات دیگری تبیین کرده‌اند.

عیسی نیا (١٣٨٧: ٥٤) تربیت سیاسی‌ را‌ مترادف با‌ جامعه پذیری سیاسی درنظر گرفته است:«فرایندی که به وسیله آن، افراد در جامعه‌ای معین با‌ نظام سیاسی آشنا می‌شوند و درک آن‌ها تا اندازه قابل توجهی‌ از‌ سیاست‌ و واکنش هایشان نسبت به پدیده‌های سیاسی تعیین می‌گردد.» پورفرد (١٣٨٧: ١٢٥) زمینه تربیت سیاسی را نه ‌‌بالقوه‌ در درون انسان‌ها، که امری در خارج می‌داند و آن را «فرایند دگرسازی‌ شهروندان‌ به‌ منظور شکوفایی و پرورش استعدادها و رفتارهای سیاسی آنان در نظام سیاسی» معرفی می‌کند.

جان الیاس[8] (١٣٨٥‌: ١٨٠) نیز در تعریف خود از تربیت سیاسی می‌نویسد: «پرورش فضایل، دانش و مهارت‌‌های مورد نیاز برای‌ مشارکت‌ سیاسی و آماده کردن اشخاص برای مشارکت آگاهانه در بازسازی آگاهانه جامعه خود». او مهم ترین اهداف برای تربیت سیاسی را «تربیت شهروندان، گزینش رهبران سیاسی، ایجاد همبستگی سیاسی، حفظ قدرت، اجتماعیکردن‌ افراد، نقد نظام سیاسی موجود و تربیت شهروندان جهانی» ذکر کرده است.

راش[9] (١٣٩٣: ١٠٢) تربیت سیاسی را به شکل فرایندی تعریف می‌کند که «افراد به وسیله آن در جامعه‌ای معین‌ با‌ نظام سیاسی آشنا می‌شوند و تا اندازه قابل توجهی ادراکشان از سیاست و دانش هایش نسبت به پدیده‌های سیاسی تعیین می‌شود.»

علاقه بند (١٣٨١) نیز به نقل از کازمیاس[10] و ماسیلاس[11] تربیت‌ سیاسی‌ را فراگردی معرفی می‌کند که اشخاص به وسیله آن به کسب جهت گیریشان در جامعه می‌پردازند. همچنین شارع پور (١٣٨٧) مجددا از قول ماسیلاس این مفهوم را فراگردی معرفی‌ می‌کند‌ که ارزش‌های اجتماعی و سیاسی را به نسل بعد منتقل می‌کند.

جراحی دربان، بابازاده، و رودمقدس (١٣٩٣: ٨) هم سعی بر ارائه تعریفی جامع داشته‌اند: «تربیت سیاسی یعنی تلاش در‌ راه‌ تربیت‌ شهروندانی مسئول و وظیفه شناس و رشد‌ دانش‌‌ها، نگرش‌ها و مهارت‌های او برای حضور فعال همراه با اندیشه نقادانه در عرصه سیاسی ملی و جهانی.»

دین با ارائه طرحی جامع برای سامان‌ دهی‌ زندگی انسان، در نظرگاه برخی از متفکران اسلامی چنان جلوه کرده که تربیت را با مفهوم سیاست درهم آمیخته‌ است‌؛ به‌ طوریکه این دو مفهوم نه تنها لازم و ملزوم یکدیگر هستند‌، بلکه تعریف یکی از آن دو بدون دیگری امکان پذیر نیست. طبق نظر این جمع، نظام دینی ارتباطی‌ محکم‌ با‌ سیاست دارد و سیاست وسیله‌ای برای محقق ساختن دین است. اتحاد‌ میان‌ دین و سیاست را طبق اشاره قرآن کریم می‌توان در نمونه‌هایی از تاریخ زندگی پیامبران هم‌ مشاهده‌ کرد‌. متفکران معتقد به اتحاد میان سیاست و دیانت، مهم ترین هدف رسالت رسل‌ را‌ تأسیس‌ نظام سیاسی برپایه دستور خداوند معرفی می‌کنند که در این نظام، روابط اجتماعی بشر‌ با‌ قانون‌ الهی تنظیم می‌شود (رایجی پارسایی، فغان نوملی و کاردل، ١٣٩٣).

محمد غزالی معنای سیاست را‌ با‌ تربیت گره زده است؛ به طوریکه گویی هردو به یک حوزه اشاره دارند‌. او‌ سیاست‌ را هدایت کننده مردم در سیر از دنیا به آخرت می‌داند تا به سعادت‌ برسند‌ و اضافه شدن دین به سیاست را مانند دمیده شدن روح انسانیت و معنویت توصیف‌ می‌کند‌ که‌ در پی آن، هر نوع عمل سیاسی به فعلی اخلاقی تبدیل می‌شود که هدفش سعادت‌ آدمی‌ است (عطارزاده، ١٣٨٨). غزالی متفکری غایت گرا است که سیاست را «استصلاح‌ در‌ مسیر‌ سعادت» (قادری ١٣٧٨: ١٠٧) می‌داند که انسان در این مسیر با تحقق بخشیدن استعدادهایش، خود‌ را‌ شایسته‌ اقامت در جوار خداوند می‌سازد (قادری: ١٣٧٨). در این بیان، سیاست از‌ عرصه‌ حکومت داری و قدرت فراتر می‌رود و هدایت آدمیان به سرمنزل حقیقی را هدف قرار داده است و به‌ روشنی‌، در راستای دیگر سازوکارهای هدایت از جمله بعثت انبیا قرار می‌گیرد.

شاخص‌ ترین‌ فرد معاصر در این دسته، مؤسس انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ (موسوی خمینی، ١٣٧٨: ٤٣٠) نیز در تعریفی‌ از‌ سیاست، مرزهای آن را ممزوج با تربیت بیان کرده: «سیاست این است که‌ جامعه‌ را هدایت کند، در راه‌ ببرد‌، تمام مصالح‌ جامعه‌ را‌ درنظر بگیرد و تمام ابعاد انسان و جامعه‌ را‌ مورد نظر بگیرد و این‌ها را هدایت کند به طرف چیزی که‌ به‌ صلاحشان است.» درنظر بنیان گذار انقلاب‌ اسلامی ایران، حکومت و سیاست‌ در‌ جامعه اسلامی با هدف دین‌ به‌ معنای انسان سازی مطابقت کامل و برای مشروعیت و فعلیت خود به مردم احتیاج دارد‌؛ مردمی‌ که از طریق تربیت برای‌ مشارکت‌ در‌ امور جامعه آماده‌ شده‌ و نسبت به آن احساس‌ مسئولیت‌ می‌کنند (عیسی نیا، ١٣٨٧). درمجموع، بیانات مؤسس فقید انقلاب، تربیت سیاسی گرایش آگاهانه و آزادانه به‌ سمت‌ ارزش‌های الهی است که میزان‌ رشد‌ در این‌ مسیر‌ از‌ طریق مؤلفه‌های آزادی‌، خودشناسی، استقلال و عدالت قابل شناسایی است (سلحشوری، یدالهی‌فر و خنکدار طارسی، ١٣٩١).

خاستگاه تربیت سیاسی در‌ جمهوری‌ اسلامی ایران از معارف قرآن کریم‌ برگرفته‌ شده‌ و به‌ همین‌ خاطر استخراج مبانی‌، اصول‌ و برخی دیگر از مؤلفه‌های تربیت سیاسی از منظر قرآن کریم مورد توجه بسیاری از محققان‌ بوده‌ است‌. موسوی الیگودرزی (١٣٨٧) ضمن تأکید بر اهمیت‌ تربیت‌ سیاسی‌ در‌ توسعه‌ و پیشرفت‌ جامعه، با نظر به همین مبانی، تعریف خود را ارائه می‌کند: «هدف از تربیت سیاسی براساس آموزه‌های قرآن، زمینه سازی برای شکوفایی استعدادهای مدیریت و سیاسی فرد‌ همراه با رشد آگاهی، پرورش ارزش‌های دینی و فطری و کسب مهارت‌های لازم برای حضور فعال در عرصه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی است» (موسوی الیگودرزی، ١٣٨٧: ٩٤).

تربیت سیاسی برگرفته‌ از‌ اسلام تعاریف متفاوتی در مقایسه با معنای رایج آن در نظام‌های فکری دیگر دارد. معیارهای تعریف در ادبیات اسلام، مطابق با مبنای دین هماهنگ شده و نمایی از اصول‌ را‌ به طور مستقیم یا غیرمستقیم بازتاب می‌کند؛ برای مثال، داودی و فاضلی دهکردی (١٣٩٤) آن را تربیت انسان‌هایی می‌دانند که توحید و صفات الهی‌ را‌ در همه رفتارها و اقدامات اجتماعی‌ و سیاسی‌ به نمایش می‌گذارند.

برخی هم آن را تربیت شهروندانی معرفی می‌کنند که به شناخت وظایف دینی خود اقدام می‌کنند و به آن‌ها پایبند هستند‌. درواقع‌ اسلام به وسیله تربیت‌ سیاسی‌ قصد دارد کارگزارانی تربیت کند که براساس آموزه‌های اسلام به مهارت تدبیر جامعه دست یابند و آن را اجرا کنند (مسعودیان و بهشتی، ١٣٩٢).

افتخاری و مهجور (١٣٩٥) با درنظرگرفتن آغوشی وسیع‌ برای‌ تربیت سیاسی از منظر اسلام، آن را در ارتباط با ابعاد زیادی از مفاهیم اجتماعی و سیاسی و دارای معنایی کلی می‌دانند که علاوه بر جهت گیری مذهبی و الهی، آزادی، آگاهی و اراده‌ افراد‌ را نیز‌ درنظر دارد؛ زیرا قرآن کریم پیروی کورکورانه از مسائل را نفی می‌کند.

مرزوقی (١٣٨٤) دیدگاه اسلام در‌ تربیت سیاسی را دارای دو بخش می‌داند که در بخش اول‌ تأکید‌ بر‌ انتقال ارزش‌های سیاسی و مذهبی صورت می‌گیرد تا دلبستگی و وابستگی در سه بعد فکری، نگرشی و عملی در ‌‌فرد‌ ایجاد شود. در فرایند ایجاد وابستگی، آگاهی و آزادی افراد مورد توجه است از‌ آن‌ جهت‌ که نسل‌های جدید با ارزش‌های نظام سیاسی جامعه به طور صحیحی آشنا شوند‌. در بخش دوم تأکید بر ایجاد آمادگی و قابلیت برای اصلاحات سیاسی-اجتماعی است‌ تا مسئولیت متقابل افراد‌ در‌ مقابل نظام سیاسی برای متربیان روشن شود.

هدف تربیت سیاسی در اسلام، پرورش معنوی انسان‌های آزاده و بااراده است که علاوه بر درنظرگرفتن مصالح اخروی، سازمان دهی زندگی و اموری دنیوی را‌ هم مد نظر دارند. آن‌ها همچنین فرهنگ و اخلاق را عوامل مؤثر و بنیادین در تربیت سیاسی اظهار می‌کنند؛ چرا که توسعه همه جانبه از منظر اسلام را در گرو اخلاق مندی‌ جامعه‌ می‌دانند.

جعفری هرندی و نجفی (١٣٩٨) شکوفاسازی استعدادهای سیاسی دانش آموزان و پرورش ارزش‌های دینی آنان را مدنظر قرار داده و تربیت سیاسی را ابزاری برای رسیدن به این هدف می‌دانند تا‌ از‌ طریق آن، انسان‌ها مسئولیت خود در برابر خدا و مردم را دریابند.

در تعاریف تربیت سیاسی از منظر دینی، «هدایت» و «ساخت انسان» به عنوان هدف نزول دین مدنظر بوده‌ است‌. متفکران اسلامی تربیت را دربرگیرنده ابعاد انسان و جامعه و همچنین مصالح جامعه می‌دانند که هدایت انسان را در چارچوب نظام معرفت شناسی دینی به عهده دارد. همچنین اتحاد میان تربیت‌ و سیاست‌، با‌ یکی از ابعاد تربیت اجتماعی‌ از‌ جمله‌ مسئولیت پذیری در مسائل جامعه همبستگی مثبتی دارد. به نظر می‌رسد اشاره به درنظرگرفتن مصالح جامعه در بعضی از تعاریف، معادل‌ توسعه‌ و پیشرفت‌ کشور است که در برخی دیگر به کار‌ رفته‌ است که در این مسیر شاخص‌های رشد فردی در کنار معیارهایی از کسب مهارت‌های مشارکت و نقش آفرینی‌ در‌ سطح‌ اجتماعی دیده شده است؛ برای مثال، مؤلفه‌هایی مانند آگاهی‌ و استقلال، در کنار عدالت، مشارکت و مسئولیت پذیری در قبال خداوند و مردم قرار گرفته‌اند، اما مهم ترین وجه‌ تمایز‌ تربیت‌ سیاسی در اسلام با سایر مکاتب فکری، سایه توحید -اساسیترین اصل‌ آن‌ – بر سر همه مؤلفه‌ها است که در تعاریف متفکران مسلمان با تصریح یا به صورت‌ ضمنی‌ دیده‌ می‌شود. اشاره به مسئولیت پذیری در قبال خداوند و جامعه اسلامی، رشد آگاهی‌ و خودشناسی‌ و… همگی‌ برمبنای تربیت اعتقادی هستند.

مهم ترین نقدی که به تعاریف ارائه شده در بخش‌ مذکور‌ وارد‌ شده، کلیگویی و ابهام در بیان مقصود است. در این تعاریف، مفاهیم غالبا بدون درنظرگرفتن‌ جنبه‌‌های اجرایی و شاخص‌هایی برای ارزیابی مطرح شده‌اند که نمونه آن در‌ تعریف‌ داودی‌ و فاضلی دهکردی (١٣٩٤) و مسعودیان و بهشتی (١٣٩٢) دیده می‌شود. «نمایش توحید در رفتارها و اقدامات اجتماعی‌ و سیاسی‌» باید در مرحله اول، شرایط و نحوه حضور توحید را بررسی کند و بعد از‌ آن‌، به‌ شکل مقبول و عملیاتی یا حداقل قابل پیوست به صورت برنامه‌ای اجرایی بیان شود. بیان‌ «اقدام‌ به شناخت و عمل به وظایف دینی» هم به شکل حساسیت برانگیزتری در‌ تعریف‌ تربیت‌ سیاسی ظاهر می‌شود؛ چرا که این عبارت بستر مناسبی برای برداشت‌های جداییطلبانه میان دین‌ و سیاست‌ ایجاد‌ می‌کند که نویسندگان موضع خود را در مقابل آن مشخص نکرده‌اند. به‌ علاوه در سیاق این تعریف، تربیت سیاسی صرفا متعلق به قشر کارگزاران نظام معرفی شده است‌ که‌ فارغ از جداکردن بدنه مردم از حاکمیت، نویسندگان انتظاری از تربیت سیاسی‌ را‌ مطالبه می‌کنند که در تعریف خود به‌ آن‌ اشاره‌ نکرده اند؛ درحالیکه تدبیر جامعه و اقدام به‌ امور‌ اجرایی براساس نظام سیاسی اسلام، بحث مفصلی است که صرفا به شناخت وظایف‌ دینی‌ و پایبندی به آن‌ها محدود‌ نمی‌شود‌.

آگاهی و آزادی‌، افراد‌ در‌ ایجاد گرایش به سمت ارزش‌های الهی‌ -چنان که در تعدادی از تعاریف اشاره شد- مورد توجه بعضی از‌ اندیشمندان‌ مسلمان در تربیت سیاسی واقع شده‌ است و چنان که در‌ بیان‌ سلحشوری، یدالهیفر و خنکدار طارسی (١٣٩١‌)، از‌ اشارات مؤسس انقلاب اسلامی درباره تربیت سیاسی گفته شد، این دو مفهوم در‌ کنار‌ استقلال قرار می‌گیرند که رویکرد‌ توحیدمدارانه‌ را‌ در جنبه‌های فردی‌ و اجتماعی تقویت می‌کند و درنهایت‌، مؤلفه‌‌ها ناگزیر به جنبه‌هایی اجتماعی نظیر «عدالت» وصل می‌شود که بر جنبه‌های سیاسی‌ هم اثرگذار و هم اثرپذیر است.

در‌ همه‌ ساحت‌های تربیت‌، «زمینه‌ سازی» اصلی معتبر و پذیرفته‌ است که در تعریف موسوی الیگودرزی (١٣٨٧) با اختصاص دادن آن به شکوفایی استعدادهای مدیریتی‌ و سیاسی‌ فرد، به ساحت تربیت اجتماعی-سیاسی‌ متصل‌ می‌شود‌ و او‌ در‌ اشتراک نظر با‌ مرزوقی‌ (١٣٨٤) علاوه بر رشد آگاهی و ارزش‌های فطری، مهارت افزایی برای تحقق زمینه سازی مشارکت فعال‌ در‌ جامعه‌ را مدنظر قرار می‌دهد. البته مرزوقی (١٣٨٤‌) آگاهی‌ و آزادی‌ افراد‌ در‌ انتقال‌ ارزش‌های سیاسی را در همراهی با ایجاد دلبستگی توصیف می‌کند تا به وابستگی منجر شود.

به نظر می‌رسد تعریفی برای تربیت سیاسی لازم است که معطوف‌ به جنبه رسمی تربیت و ارتباط مردم با حاکمیت باشد؛ اگرچه می‌تواند با اضافه شدن قیودی-احتمالا در سطح مهارت‌ها- به تربیت کارگزاران هم تبدیل شود. از ارکان این تعریف‌، پرورش‌ حساسیت متربیان به اجتماع داخلی و جهان -نه فقط جهان اسلام – انگیزه ایجاد وحدت جهانی و پیوند میان ملت‌ها با توجه به تفاوت اقوام و زمینه سازی برای حکومت صلح جهانی‌ در‌ عین حفظ خرده فرهنگ‌ها و تفاوت‌های قومی که مانعی در راه حقیقت نیستند، عقلانیت و آینده نگری، امیدواری و هدف گذاری برای آینده مدنظر‌ است‌. مطابق معیارهای گفته شده، تربیت‌ سیاسی‌ چنین تعریف می‌شود: پرورش آگاهی دانش آموزان در بستری از حق آزادی و انتخاب، در شناخت ولایت خداوند و امتداد آن تا ملاک‌های الهی در تحقق‌ اهداف‌ حاکمیت را بازشناسند و مسئولیت‌ پذیری‌ را برای نقش آفرینی و نظارت در نظام اسلامی تمرین کنند و زمینه ساز ظهور حکومت جهانی و وحدت صلح طلبانه ملت‌ها شوند.

روش پژوهش

این پژوهش توسعه‌ای و از حیث رویکرد‌ با‌ توجه به ماهیت موضوع و نوع مخاطبان آن، کیفی است؛ از آن جهت که مطالعات در حوزه تربیت سیاسی نیاز به محتواسازی بیشتری دارد و از طرفی ارتباط این ساحت تربیتی با‌ ساخت‌ جامعه، اهمیت‌ محتواسازی در این بخش را ایجاب می‌کند.

روش استخراج مؤلفه‌ها، تحلیل محتوای کیفی و جامعه تحقیق، منابع‌ دست اولی است که صدر در بیان اندیشه خود تألیف کرده‌ است‌. سپس‌ با روش نمونه گیری هدفمند با ملاک‌هایی مانند جامعیت در بیان بنیان اندیشه، دارابودن زمینه موضوعات مرتبط ‌‌با‌ سیاست و ارتباط با موضوعاتی مانند ساخت بنای تمدنی جامعه اسلامی براساس آیات و روایات‌، درنهایت‌ برای‌ کدگذاری از بارقه‌ها (١٣٩٧)، امامان اهل بیت (١٣٩٤)، اسلام راهبر زندگی (١٣٩٣)، مکتب اسلام‌ (١٣٩٣)، رسالت ما (١٣٩٣) و سنت‌های تاریخی در قرآن کریم (١٣٩٩) استفاده شد‌.

همچنین در روند مطالعه‌، از‌ کتب دست اول دیگری مانند سنت‌های اجتماعی و فلسفه تاریخ در مکتب قرآن (١٣٦٩) و مقدمه کتاب اقتصاد ما (١٣٤٨) و منابع دست دومی مانند جامعه ما در اندیشه و آثار شهید سید محمدباقر‌ صدر (حکیم ١٣٩٩)، نظریه سیاسی شهید سیدمحمدباقر صدر (حمدانی ١٣٩٥) و مقالات و کتاب‌های تحلیلی دیگری که درباره اندیشه سیاسی صدر نوشته شده هم بهره مناسب برداشته شده است.

درنهایت ١٤٨ کد‌ استخراج‌ شد که در روند مقوله یابی و طبقه بندی کدهای محوری استفاده شد. نمونه‌ای از جدول ١ کدهای اولیه در جدول ١ مشاهده می‌شود.

یافته‌های پژوهش

بعد از مرحله کدگذاری باز، طبقه‌ بندی تا رسیدن به کدهای محوری و سپس تا مقوله‌ها ادامه پیدا کرد‌ و درنهایت مؤلفه‌های تربیت‌ سیاسی‌ در پنج دسته به دست آمد که شرح مختصری از هرکدام با طبقه هایش در نمودار ١ ارائه شده و درنهایت تصویر کلی ارائه شده است.

مؤلفه اول تربیت سیاسی: هدف

صدر با توضیح سیر زندگی اجتماعی بشر در موضوع «عرصه تاریخ» و بیان ویژگی‌ها و همچنین تفاوت هایش با «عرصه طبیعی»[12]، وحدت‌ بعد‌ از دوره تشتت و اختلاف میان گروه‌های مردم را هدف نزول انبیا و برنامه تربیت آن‌ها می‌داند: «بنابراین ایمان به خداوند یکتا و طرد تمامی انواع شرک و طاغوت و وحدت هدف و مصلحت‌ و مسیر‌، نشانه‌های فطرت انسانی است و هرگونه شرک و ستمگری و هرگونه اختلاف و تفرقه، انحراف از فطرت و سرشت انسانی قلمداد می‌شود» (صدر، ١٣٩٣: ١٧٢). او در ادامه منبع آن را مشخص می‌کند‌:

این‌ تربیت نمی‌تواند از داخل جماعتی که به انحراف رفته و وحدتش از هم پاشیده شده آغاز شود، بلکه بایستی تربیت و هدایتی در کار باشد که مردم آن را دریافت کنند‌ و این‌ تربیت‌ از خارج از شرایط روحی‌ حاکم‌ بر‌ جامعه به قلوب مردم راه یابد. اینجا است که نقش وحی و نبوت به میان می‌آید (صدر، ١٣٩٣: ١٧٧).

در‌ نظر او، دین است که بین معیارهای اخلاقی که برای‌ انسان وضع می‌کند و حب ذات که در فطرت نهفته است، پیوند برقرار می‌کند: «دین بین معیار فطری کار‌ و زندگی‌ -یعنی‌ حب ذات – و معیاری که در عرصه کار و زندگی باید پیاده شود‌، وحدت‌ برقرار می‌کند تا به این وسیله، سعادت، رفاه و عدالت در جامعه تضمین شود» (صدر، ١٣٩٣: ٣٣٥‌).

استدلال‌ صدر‌ برای قراردادن دین به عنوان عامل وحدت در میان تفاوت‌ها و تفرق‌‌های بشری‌، «ماهیت فکری» وی است که در «بارقه» از آن سخن گفته است:

وحدت فکری‌ عبارت‌ است‌ از باور گروهی از مردم به جهان بینی خاصی که وحدت سیاسیشان را برپایه‌ آن‌ بنا می‌کنند. این وحدت برخلاف وحدت عاطفی، آن وحدت طبیعیای است که شایستگی‌ آن‌ را‌ دارد که حکومت، یعنی تجسم کیان سیاسی متحد، بر پایه آن شکل بگیرد؛ زیرا‌ وحدت‌ عاطفی در ذات خود به موضع سیاسی امت و دیدگاه علمی آن نسبت به‌ زندگی‌ ارتباطی‌ ندارد و درنتیجه نمی‌تواند حکومت و نظامی را برای امت ایجاد کند؛ زیرا فقط فکر است که‌ می‌تواند‌ حکم و نظام بیافریند. از این رو فکر و اندیشه بنیان طبیعی حکومت است‌ و وحدت‌ فکری‌ نیز تنها وحدتی است که می‌تواند علت علمی ایجاد وحدت سیاسی باشد که در حکومت‌ متجلی‌ می‌شود‌ (صدر، ١٣٩٧: ٢٧١).

او با بیان رابطه طولی میان وحدت سیاسی و وحدت‌ عمومی‌ جامعه و همچنین رابطه عرضی میان لایه‌های مختلف وحدت در امت، مدعای ما برای خروجی و هدف‌ تربیت‌ سیاسی را تکمیل می‌کند:

حکومت والاترین مظهر وحدت سیاسی است که بین‌ گروهی‌ از مردم وجود دارد. به همین دلیل‌ باید‌ وحدت‌، آن بازتاب وحدت عمومی موجود در میان‌ مردم‌ باشد. وحدت عمومی میان مردم که در وحدت سیاسی بازتاب می‌یابد، گاه وحدت‌ عاطفی‌[13] و گاه وحدت فکری است (صدر‌، ١٣٩٧‌: ٢٧١).

صدر‌ همچنین‌ در‌ مبحث سنت‌های تاریخی و عرصه تاریخ‌، از‌ نقش انسان و خداوند در پیشبرد اهداف خلقت می‌گوید تا رابطه میان انسان‌ و خدا‌ را در این فرایند، روشن و همچنین‌ عوامل و فرایندهای‌ دستیابی‌ به‌ هدف را مشخص‌ سازد‌. او درباره قاعده مندی‌ سنت‌‌های تاریخی و فرایند ربوبی آن در عین وابستگی به اراده انسان سخن گفته که‌ رابطه‌ طولی میان انسان و خدا در نظر‌ او‌ را نشان‌ می‌دهد‌ (صدر‌، ١٣٩٩: ٧٧-٨٥) و زمینه‌‌ای برای بیان اصل استخلاف و تفویض خلافت الهی به انسان است (صدر، ١٣٩٩: ٩١؛ صدر‌، ١٣٩٣‌: ١٥٠).

صدر درباره تغییرات اجتماعی در‌ طول‌ زمان‌ و گذر‌ تاریخ‌، با استناد به‌ آیات‌ قرآن، مجددا از رابطه طولی میان ابعاد الهی و بشری و وابستگی تغییرات اجتماعی به دگرگونی درونی انسان‌‌ها به‌ عنوان اولین لایه تأثیرگذار در اجتماع سخن‌ گفته‌ است‌ (صدر‌، ١٣٩٩‌: ٦٧‌) و توجه و رسیدگی به عوامل مادی در پیروزی یا شکست را که عوامل دستیابی به هدف هستند، خاطرنشان می‌کند (صدر، ١٣٩٩: ٥٠-٥٣).

در فرایند دستیابی به هدف‌، رابطه طولی میان ابعاد خودسازی و تغییر مابأنفس با تربیت امت و ساخت اجتماع، مدنظر صدر است و او با توجه به این رابطه، جهاد اصغر و اکبر را در پیوندی محتوایی با یکدیگر‌ توصیف‌ می‌کند (صدر، ١٣٩٩: ١٣٦). صدر تربیت را زمینه‌ای برای به فعلیت رسیدن قابلیت‌های درونی انسان می‌داند که از سطح حس آغاز می‌شود (صدر، ١٣٩٤: ٨٦) و به ایفای‌ نقش‌ مردم در برابر حکومت اسلامی می‌انجامد (صدر، ١٣٩٤: ١٦٧).

مؤلفه دیگر در فرایند دستیابی به هدف، تحقق عدالت است که اهمیتش را می‌توان‌ از‌ تمایز آن از سایر صفات‌ الهی‌ و قرارگرفتنش در اصول دین اسلام دریافت (صدر، ١٣٩٣: ١٥٧). عدالت اجتماعی در نظر صدر زمینه ساز اتصال روح جامعه با اسلام است (صدر، ١٣٩٣‌: ٣٥‌) و سه مسئولیت مهم مبارزه‌ با‌ فقر، فساد اخلاقی و تبعیض طبقاتی را به عهده دارد (صدر، ١٣٩٧: ٢٩٨-٢٩٩) تا میان جنبه‌های فطری و اجتماعی وحدت ایجاد کند (صدر، ١٣٩٣: ٣٣٥.)

مؤلفه دوم تربیت سیاسی: زمینه سازها

اولویت و اهمیت تربیت اعتقادی در تحلیل نوشته‌های صدر، آن را در جایگاه نخست مؤلفه‌های زمینه‌ سازها قرار‌ می‌دهد. این مؤلفه به رابطه طولی میان انسان و خدا و نوع ارتباط حاکم میان آن‌ها معنا می‌بخشد‌ و همچنین تربیت سیاسی را در سیری محتوایی به استحکام امت پیوند‌ می‌زند‌. صدر‌ برای روابط میان انسان با طبیعت و انسان‌های دیگر، طرف چهارمی هم قائل است که بر روابط ‌‌سه‌ گانه قبلی تسلط دارد و براساس قاعده جانشینی انسان توسط خداوند، توحید را به‌ مبانی‌ اجتماعی‌ وارد می‌کند (صدر، ١٣٩٩: ١٢٤). او اصول دین را بهترین راهنمای برنامه ریزی تربیتی (صدر‌، ١٣٩٩: ١٨٠-١٨٢) و «آگاهی یکتاپرستی» را پیش زمینه تربیت سیاسی براساس منطق توحیدی‌ می‌داند (صدر، ١٣٩٤: ١٠٨‌) تا‌ به اعتقاد در وجود شخص منجر شود که پیوندی میان اندیشه و عاطفه و سرچشمه عمیق ترین عواطف در قلب انسان مسلمان به خداوند، رسول وی و رسالتش است (صدر، ١٣٩٣: ٤٤٥-٤٤٦):

منظور‌ از اعتقاد، مجموعه مفاهیمی است که رسول خدا به ما آموخته است و آفریننده جهان، گذشته و آینده آفرینش، نقش انسان در زندگی و مسئولیت او در برابر خداوند را به ما می‌شناساند. این‌ مفاهیم‌ را از آن جهت عقیده می‌نامند که معلوماتی یقینی هستند که دل انسان‌ها با آن‌ها عقد بسته و گره خورده است (صدر، ١٣٩٧: ٢٦٣).

درک درست از فرایند پیشروی‌ تاریخ‌، قاعده مندی آن و نقش ربوبی خداوند در عین تأثیرپذیری از اراده انسان هم زمینه ساز تربیت سیاسی است. فهم رابطه طولی خداوند با انسان و تسلط اراده الهی بر سنت‌‌های الهی، از نقش بسترسازی ادراک تاریخی سرچشمه می‌گیرد (صدر، ١٣٩٩: ٦٨-٨٥) و در تحلیل صدر از قرآن کریم، به درک رابطه سببیت میان تغییر در لایه‌های درونی انسان‌ تا‌ تغییر‌ اجتماع و نقش آفرینی در تاریخ‌ می‌انجامد‌ (صدر‌، ١٣٩٩: ١٣٤).

صدر پیروزی یا شکست انسان در قالب سنت‌های دنیا را در گرو فراهم کردن شرایط مادی می‌داند (صدر‌، ١٣٩٩‌: ٥٠‌-٥٣). به نظر می‌رسد ناظر به این موضوع‌ است‌ که او زمینه ارتباط با علم تجربی دنیا و محدود نگه نداشتن مسلمانان به محصولات علم دینی را به شکل‌ گسترده‌ تری‌ درنظر می‌گیرد و در ارتباط مسلمانان با آنچه غرب نامیده می‌شود‌ آن‌ها را از فرهنگ آن‌ها، به معنای نگاه مردم به زندگی، نهی می‌کند؛ نه از تمدن‌ که‌ تحول‌ زندگی به وسیله علم و فناوری روز است (صدر، ١٣٩٧: ٣٠٧-٣٠٨‌).

زمینه‌ ساز بعدی در نظر صدر «آگاهی» و عقیده به حق است که از تعمیق پیوند اندیشه با‌ عاطفه‌ پدید‌ می‌آید (صدر، ١٣٩٧: ٢١٠) و به علاوه از انحراف تجربه اسلامی نیز جلوگیری‌ می‌کند‌ (صدر‌، ١٣٩٤: ٢٠٣). آگاهی غیر از نیروی هیجانی و برافروختگی عاطفی است و نیرویی برگرفته از فهم‌ سازنده‌ است‌ که حقیقت اسلام را در جان امت برمیانگیزد (صدر، ١٣٩٤: ١٦٨) و اندیشه سازنده را‌ زمینه‌ سازی می‌کند که در کنار رهبری حکیمانه عامل پیروزی تجربه اسلامی است (صدر‌، ١٣٩٣‌: ٣٠‌).

مؤلفه دیگر از دسته زمینه سازها «آزادی» است؛ مفهومی پرچالش که در حوزه‌های علمی‌ و مکاتب مختلف معنایی ویژه دارد. در نظر صدر، آزادی نه به معنای رهاشدن‌ انسان‌، بلکه‌ نوع ویژه‌ای از هدایت و واسپاری مسئولیت سرنوشت او به دست خودش است که در‌ این‌ مسیر از هدایت و تربیت الهی نیز برخوردار می‌شود (صدر، ١٣٩٣: ١٥٤). او‌ در‌ بیان‌ ارتباط آزادی ذاتی انسان با سیاست، همه انسان‌ها را حامل امانت الهی و حق حاکمیت‌ می‌داند‌ که‌ در این راه، آزادی بیان و فعالیت سیاسی را مانند حق انجام شعائر‌ دینی‌ دارا هستند (صدر، ١٣٩٣: ٣٥)، اما در برخورد با دموکراسی‌های غربی، یک درجه از نظر خود‌ کوتاه‌ آمده و انسان‌ها را نه در حق حاکمیت، که تنها در تحمل‌ بار‌ امانت مساوی دانسته و با رد نظریه حکومت‌ اقلیت‌ بر‌ اکثریت، برای هیچ فردی حق هدایت زندگی‌ اجتماعی‌ و وضع برنامه‌های آن و قانون گذاری در برابر خداوند قائل نیست (صدر، ١٣٩٣‌: ٣٦٣‌-٣٦٥).

مؤلفه سوم تربیت سیاسی؛ همراهان

مهم ترین همراه تربیت سیاسی از نظر صدر، الگو است‌ که‌ جان بخش تمام لایه‌های حیات‌ درون انسان تا جامعه‌ و همچنین‌ نیروی محرکه تغییرات اجتماعی است‌ (صدر‌، ١٣٩٩: ٩١) و چون بعد بشری فرایند تغییر به آن‌ها تفویض شده (صدر‌، ١٣٩٩‌: ٥٠-٥٣)، باید علاوه بر‌ داشتن‌ جامع‌ صفات الهی، عینی‌ و از‌ جنس بشر باشد تا‌ تربیت‌ در همه ساحت‌ها را هدایت کند (صدر،:(164:1399

مضمونی که می‌توانیم به‌ طور‌ عقلی درک کنیم، مضمونی که ارسطو‌ و افلاطون‌ پیرامون آن‌ صدها‌ کتاب‌ برهان‌های عقلی برپایه‌ امکان دریافت امر نامتناهی از منبع نامتناهی گرد آورده‌اند. این مضمون نزد بشریت امری‌ محسوس‌ گشت (…) و در میان مردم، در دل‌ مردم‌ و همپای‌ تاریخ‌ زندگی‌ کرد تا تعبیری‌ توانا‌ و همیشگی برای آن ارزش‌ها و آرمان‌ها شود و بشر را براساس آن‌ها پرورش دهد (صدر‌، ١٣٩٤‌: ٩١‌).

صدر نظریه شهادت را در اتصال با‌ اصل‌ استخلاف‌ بیان‌ می‌کند‌. درمجموع‌ این دو نظریه، هدایت و تربیت لازمه جانشینی انسان بر زمین معرفی شده و برعهده خداوند است. رسولان الهی هم در این خط متصل، الگوهای آرمانی و تجلی عینی خط‌ شهادت هستند (صدر، ١٣٩٣: ١٥٥). فرایند تربیت در نظر صدر هم براساس طبیعت لایتغیر تکوینی انسان چیده شده که حس و عقل را در شروع فرایند تأثیرپذیری انسان، ملازم یکدیگر قرار‌ داده‌ است. حس زمینه مشترک میان انسان و الگوی آرمانی است که او برای بیان مفاهیم عقلی و نفوذ اندیشه بندگی از آن استفاده می‌کند و گاه آن‌ها را به سطح حس‌ فرومیآورد‌ (صدر، ١٣٩٤: ٨٤-٩٣). ضرورت وجود رهبر در تربیت و ارتقای سطح امت، مسئولیت پرورش مردم را به عهده الگو می‌گذارد (صدر، ١٣٩٤: ١٣١‌-١٥٣‌) تا امت را برای درک‌ ضرورت‌ نقش خود در جامعه، طبق اصول زندگی دینی بپروراند. یکی از ثمرات این شیوه تربیتی، ایفای نقش نظارتی مردم بر حکومت است که سلامت‌ سرشت‌ جامعه را ضمانت می‌کند‌ (صدر‌، ١٣٩٤: ١٦٧).

اما خداوند همراهی به نام وجدان را نیز در درون انسان قرار داده که از نظر صدر، وابسته به منطق (صدر، ١٣٩٤: ٥٣٩) و حلقه اتصال شرایط عینی به‌ هدایت‌ الهی و زمینه‌ای درونی برای مسئولیت پذیری است (صدر، ١٣٩٤: ٨٣-٨٦). او در توضیح بیشتر وجدان، عملکرد امام حسین (ع) در واقعه عاشورا را مثال می‌زند که نخست آنکه منطق‌ عمل‌ او به‌ قدری محکم بود که حتی در اذهان مسلمانان بیهویت شده نیز نقدی به شتاب زدگی و انجام حرکات‌ بدون توجیه منطقی وجود نداشت و دوم اینکه شرایط عاطفی موجود را‌ گرد‌ آورد‌ تا از هردو بعد ادراکی و احساسی برای اثرگذاری بر وجدان‌های خواب رفته استفاده کند (صدر، ١٣٩٤‌: ‌‌٣٦٩‌).

مؤلفه چهارم تربیت سیاسی؛ آموختنی‌ها

در بخش اول مؤلفه‌های آگاهی بخش در نظر صدر، به دنبال نفوذ‌ مسئله زندگی انسان در راه رسالت الهی هستیم:

ما حضرت محمد (ص) را در‌ مقام مردی والا حس‌ می‌کنیم‌. کسی که توانست ثابت کند انسانی هست که چون توانش به توان خداوند بپیوندد، پایانی بر توان نیست و انسانی هست که چون پیوسته در راستای رسالت خداوند متعال ره بسپارد، پایانی‌ بر نفسش نیست (صدر،.(91:1394

رسالت الهی همگانی است و در قالب احکام دین خلاصه نمی‌شود، بلکه با معنا و هدف احکام مرتبط است (صدر، ١٣٩٧: ٣٥) تا با تعیین اهداف و مقاصد‌ براساس‌ هویت معنوی افراد، ارائه الگوی عالی و ترسیم مسیر جهت گیری، مبنایی شایسته در تربیت امت باشد و اتکای به آن به ایجاد نهضت بینجامد (صدر، ١٣٩٣: ٤٢٩).

از نظر صدر، رسالت‌ اسلام‌ توانمندی نظام سازی فکری و اجتماعی است و به مرزهای فیزیکی محدود نیست (صدر ١٣٩٧، ٢٦٤-٢٧٢). رویکرد تربیت سیاسی این حکومت در برابر امت خود و سایرین، برپایی و اجرای فرهنگ اسلامی‌ رسالتی‌ است که می‌تواند هدیه‌ای برای ‌بشریت و حل کننده تناقضات اجتماعی باشد (صدر، ١٣٩٧: ٣٠٦). چنین حکومتی نام اسلامی خود را نه منحصرا از مسلمانی حاکم، بلکه از اجرای‌ عملکردها‌ و فرایندها‌ به شیوه توصیه شده دین‌ برمی‌گیرد‌ (صدر‌، ١٣٩٧: ٢٦٨).

آخرین دسته از سری «آموختنی‌ها»، هوشیاری درباره دشمن است که به عقیده صدر، شبکه‌ای از ارتباط و رابطه‌ای مستقیم‌ میان‌ ضعف نیروهای شناختی و عقیدتی امت در برابر اسلام‌ با‌ میزان تأثیرپذیری از دشمن وجود دارد (صدر، ١٣٩٤: ٢٠٢) و این رابطه به جایی ختم می‌شود که او وادادگی و هویت‌ پذیری‌ از‌ فرهنگ‌های غیردینی را دلیل فروپاشی درونی امت می‌داند (صدر‌، ١٣٩٧: ٣٧). او در بررسی تاریخ تأثیرپذیری مسلمانان از فرهنگ‌های غیردینی، به ریشه ذهنیت منفی مسلمانان از‌ سیاست‌ اشاره‌ و آن را به دوران استعمار مرتبط می‌کند که سیاست را در‌ اذهان‌ مسلمانان گرفتار، با مکر و حیله و دروغ معادل کرده است؛ به طوریکه بسیاری از مسلمانان تصوری از‌ سیاست‌ جز‌ نفاق، تجاوز به حقوق دیگران و هتک حرمت و کرامت امت ندارند و به نظر‌ صدر‌ این‌ کج فهمی برای کیان مسلمانان خطرناک است (صدر، ١٣٩٧: ٣١٩). در تربیت سیاسی اسلامی‌ اندیشه‌ سازنده‌ امت در کنار رهبری حکیمانه قرار می‌گیرد و اثر همراهی این دو مؤلفه، شکست طواغیت‌، تحقق‌ پیروزی، حفظ کرامت و آزادی انسان‌ها و امکان مشارکت در ساخت کشور اسلامی است‌ (صدر‌، ١٣٩٣‌: ٣٠).

مؤلفه پنجم تربیت سیاسی؛ مراقبتی‌ها

شبکه مفاهیمی که صدر به صورت مستتر درباره تربیت‌ سیاسی‌ در‌ آثارش پرداخته، عناصر مراقبتی را هم در خود جا داده که اهداف تربیت سیاسی را‌ با‌ ماندگاری بر حکومت اسلامی گره زده است. همان طور که در مؤلفه‌‌های زمینه‌ ساز اشاره شد، ماندگاری بر هدف، به زمینه‌های مهمی از جمله آگاهی، تربیت اعتقادی‌، حفظ‌ روح‌ حقیقی حاکم بر تجربه اسلامی و کرامت امت وابسته است تا مانع از‌ شکست‌ اراده‌ها شود (صدر، ١٣٩٤: ٢٠٢؛ صدر، ١٣٩٣: ٤٣٠).

در کنار اراده، مسئولیت پذیری قرار می‌گیرد‌ که‌ به عقیده صدر برگرفته از اصل استخلاف و نگرش توحیدی به روابط اجتماعی‌ (صدر‌، ١٣٩٩: ١٢٣) است و بعد از آن، با‌ اتصال‌ طبیعی‌ به اصل شهادت، هم کنشی و شباهت حداکثری‌ در‌ عمل به الگو را میطلبد (صدر، ١٣٩٤: ٩٥) و او ملاک عینی تحقق تربیت‌ سیاسی‌ را مسئولیت پذیری در پذیرش‌ خلافت‌ الهی بیان‌ می‌کند‌ (صدر‌،.(202:1394

دامنه مسئولیت پذیری به‌ دو‌ بخش تقسیم می‌شود که اول، مسئولیت مردم بر حکومت است. ضروری ترین‌ نقش‌ مردم در حکومت اسلامی، نظارت بر‌ نظام اسلامی است که‌ ضامن‌ سلامت سرشت جامعه است و پرورش‌ فراگیر‌ امت طبق اصول زندگی دینی توسط حکومت را لازم می‌کند (صدر، ١٣٩٤: ١٦٧‌)؛ زیرا‌ امت باید بر همسویی حاکم‌ با‌ رسالت‌ نظارت داشته باشد‌ (صدر‌، ١٣٩٤: ٢٢١-٢٢٢؛ صدر‌، ١٣٩٧‌: ٢٧٠؛ صدر، ١٣٩٣: ٣٧) و میان دیدگاه‌های موجود در حکومت آن را که بیشتر‌ نمایانگر‌ اسلام است و تعبیر صادقانه تری از‌ نیازهای‌ رسالت و امت‌ دارد‌ برگزیند‌ (صدر، ١٣٩٤: ٤٤٤). صدر‌ رویکرد توحیدی خود را در مقایسه مشارکت‌های مردمی در دستگاه‌های اجرایی نظام اسلامی‌ و سایرین‌ هم نشان می‌دهد و مطابق اصل استخلاف‌، مردم‌ را‌ در‌ نظام‌ الهی سرپرست و صاحب‌ حق‌ معرفی کرده و انجام مسئولیت در قبال خداوند و وابستگی مبنایی «مشارکت مردم در حاکمیت» به شریعت را‌ اصل‌ قرار‌ می‌دهد (صدر، ١٣٩٣: ٣٢).

دوم، مسئولیت حکومت‌ بر‌ مردم‌ است‌ که‌ او‌ در درجه اول، تربیت اعتقادی را وظیفه مرجعیت اسلام و پیش زمینه رفتار و عمل مطابق احکام اسلام معرفی می‌کند (صدر، ١٣٩٧: ٤٧٤). وظیفه حکومت به حفظ روح حقیقی‌ حاکم بر تجربه اسلامی در میان امت و حفظ کرامت امت گسترده می‌شود (صدر، ١٣٩٤: ٢٠٢)، اما اجرای عدالت اجتماعی نقش تعیین کننده تری در تربیت سیاسی و همچنین در بقای حاکمیت‌ دارد‌ که مبارزه با فقر، فساد اخلاقی و تبعیض طبقاتی را شامل می‌شود و نظارت مردمی را هم در حسن اجرا طلب می‌کند (صدر، ١٣٩٧: ٢٩٨-٢٩٩).

بحث و نتیجه گیری

هدف در تربیت سیاسی از منظر صدر، مؤلفه‌ای است که‌ از‌ جهت اولویت و اهمیت جایگاه اول‌ را‌ دارد. نقش سنت‌های تاریخی حاکم بر عالم، عنوان «رابطه طولی میان انسان و خدا» را پدید آورد تا ابعاد حرکت تاریخ، اراده مسلط خداوند‌ بر‌ عالم و بعد مادی آن‌، اراده‌ انسان را معرفی کند و رابطه آن در دگرگونی‌ها از سطح درون انسان تا لایه‌های بیرونی تغییر در جامعه را شرح دهد که همگی در امتداد اراده خداوند قرار می‌گیرد‌. عامل‌ انگیزه در تغییر و رشد اجتماعی، «آرمان متعالی» است (صدر، ١٣٩٧: ١٢٢) که «ابعاد وجودی انسان شامل اندیشه و عاطفه» را هماهنگ می‌کند (صدر، ١٣٩٤: ٨٤).

طبق سیری که از متون صدر‌ برداشت‌ می‌شود، پیش‌ نیاز پذیرش برنامه الهی در تربیت، بیان رابطه و نحوه برقراری نسبت میان انسان و خدا است که دلایل‌ آن در کدهای ذیل «ضرورت برنامه الهی در تربیت» قرار گرفته‌ است‌. کدهای‌ «عوامل دستیابی» با تأکید بر «عاملیت امت در آینده تاریخ» طبقه بندی شده است؛ زیرا نقش اراده ‌‌بشری‌ در نحوه و زمان دستیابی به هدف تعیین کننده است و در آخر، «فرایند دستیابی‌» با‌ دو‌ دسته «تربیت امت» و «تحقق عدالت» مشخص شده که عامل و فاعل در هردو انسان است که‌ با پیروی یا عدم پیروی از برنامه الهی در نحوه دستیابی به هدف‌ نقش آفرینی می‌کند. طبق‌ بیان‌ کدها «عدالت نتیجه هماهنگی میان جنبه‌های فطری و اجتماعی» است (صدر، ١٣٩٣: ٣٣٥) و «عدالت اجتماعی در طول عدالت الهی» قرار می‌گیرد (صدر، ١٣٩٣: ٥٣) و «زمینه ساز همراهی جامعه با روح اسلام‌» خواهد شد (صدر، ١٣٩٣: ٣٥).

مؤلفه دوم، زمینه سازها هستند با شش طبقه که اولین عامل «تربیت اعتقادی» است. نگاه گذرا به منابع نیز جایگاه و اهمیت این موضوع درنظر صدر را‌ روشن‌ می‌کند. تربیت اعتقادی، تمایز تربیت اسلامی است با سایر مدل‌ها در مکاتب دیگر، مسلط کننده توحید به بدنه نظام فکر و باورهای مسلمان و حلقه اتصال برای کنار هم نگه داشتن‌ اصول‌، فروع، احکام و باورهای دین است. تربیت اعتقادی به دنبال اتصال زندگی مادی دنیا به خدا (صدر، ١٣٩٩: ١٢٣) است و با هویت بخشیدن به مسلمانان، پایگاه فکری در امت ایجاد‌ می‌کند‌ (صدر، ١٣٩٣: ٣٦). طبق روابط میان کدها تربیت معطوف به التزام عملی که نتیجه تربیت در هر تعریفی است، در بیان صدر با «تربیت اعتقادی» و «آگاهی امت» مرتبط شده‌ و تربیت‌ اعتقادی‌، خود با سه بعد شناختی‌، شهودی‌ و عملی‌ گره خورده است که به «درک اهداف نبوت»، «ایمان به امام» و «پشتیبانی از دستاوردها» ختم می‌شود (صدر، ١٣٩٤: ١٣١).

دومین عامل‌ در‌ زمینه‌ سازها «رویکرد نسبت به علم تجربی» است. به‌ دلیل‌ توصیه صدر به تعامل علمی با جهان و جداکردن مرزهای علم از فرهنگ (صدر، ١٣٩٧: ٣٠٧) و نیز توجه به سیره‌ او‌ که‌ آغوش بازی برای ارتباط، مطالعه، مواجهه، نقد و پذیرش علم روز‌ داشت (برادران، ١٣٩٩) این مؤلفه جای خود را در زمینه سازها باز کرد. هرچند به نظر می‌رسد برای‌ تعامل‌ جهان‌ اسلام با دنیا بهانه‌ای بدون پیش فرض‌های مخرب و بهتر‌ از‌ علم وجود ندارد و چه بهتر که جایگاه این مؤلفه را در پیشرفت بومی و علاوه بر آن‌ در‌ ارتباط‌ با هدف «وحدت» نگاه کنیم و این موضوع را در زمینه سازی حکومت‌ صلح‌ جهانی‌، دوستی و برادری با دنیا پیش چشم داشته باشیم.

سومین عامل در زمینه سازها «ادراک‌ تاریخی‌» است‌ که بر اهمیت فهم، مطالعه انتقادی و بهره گیری از تاریخ و سنت هایش در ایجاد‌ باورها‌ و رویکرد مناسب به زندگی و حوادث آن تکیه دارد. این عامل حلقه‌ای است‌ که‌ اراده‌ الهی در هدف را به اراده بشری متصل می‌کند و چنانچه اگر از مبانی تربیت‌ حذف‌ شود، جای خالی بزرگی در فهم پازل فرایندهای ارادی و زمینه ساز برای رسیدن‌ به‌ هدف‌ ایجاد می‌شود؛ زیرا در کنش‌های تاریخی دو نیروی فکر و اراده انسان در نقش فاعل‌ ظاهر‌ ‌شده و روبنای اجتماعی را می‌سازند (صدر، ١٣٩٩: ١٣٤). همچنین به علت ارتباط‌ تنگاتنگ‌ میان‌ ابعاد اجتماعی با سیاسی، می‌توان میان ادراک تاریخی و تربیت سیاسی ارتباط محکمی را نتیجه گرفت‌. غیر‌ از‌ این، ادراک تاریخی با فهم صحیح از سنت‌های الهی حاکم بر‌ زندگی‌ رابطه دارد، زمینه ساز فهم ریشه دار انسان از مفهوم استخلاف و مسئولیت او در خلافت الهی‌ است‌ (صدر، ١٣٩٩: ٩١) و انسان را در کشف ابعاد وجودی خود و چگونگی هماهنگی‌ آن‌‌ها برای انجام رسالت الهی راهنمایی می‌کند‌ (صدر‌، ١٣٩٤‌: ٨٤).

چهارمین عامل در زمینه سازها آگاهی‌ است‌ که بر محور یکتاپرستی بنا شده (صدر، ١٣٩٤: ١٠٨) و سازنده ایمان است (صدر‌، ١٣٩٣‌: ٤٦٢). آگاهی، منفک از هیجانات‌ برآمده‌ از عاطفه‌ است‌ و «فهم‌ سازنده و ایجابی است که اسلام در‌ جان‌ امت برمیانگیزد» (صدر، ١٣٩٤: ١٦٨).

مسئولیت اجرای این مؤلفه به عهده الگو‌ است‌ (صدر، ١٣٩٤: ٢٠٣) و در ارتباطش با‌ سایر مؤلفه‌ها می‌توان‌ گفت‌ که عامل ماندگاری اراده‌ها و در‌ طول آن، عامل حیات حکومت است (صدر، ١٣٩٤: ٢٠٢).

پنجمین عامل در زمینه‌ سازها‌ «پیوند اندیشه با عاطفه» است‌ که‌ چندین‌ بار در منابع‌ مختلف‌ صدر بر آن تأکید‌ شده‌ و نشان می‌دهد او تا چه اندازه بر هماهنگی ابعاد وجودی انسان حساسیت داشته است‌. صدر‌ به دنبال آن بود تا احساس‌ و عواطف‌ در انسان‌ براساس‌ اندیشه‌ شکوفا شوند (صدر، ١٣٩٣‌: ٤٤٣) و عقیده‌ای که نتیجه تربیت اعتقادی است، سنگ بنای اندیشه او باشد (صدر، ١٣٩٣‌: ٤٤٥‌). او در بیان راه‌های الگوسازی‌ مؤثر‌، این‌ مسئولیت‌ را‌ در درجه اول‌ متوجه‌ الگو می‌داند که هماهنگی این دو ویژگی وجودی در راه هدایت انسان به سمت رسالتش را‌ به‌ کار‌ بگیرد (صدر، ١٣٩٤: ٩٥). همه فرایندها و روش‌‌ها، از‌ جمله‌ راه‌‌های اثرگذاری الگو، زمانی مؤثر است که با ویژگی‌های وجودی انسان همسو باشد. به همین خاطر «التزام حس و عقل» در «زمینه‌های اثرگذاری الگو» هم وجود دارد تا‌ یکپارچگی نظر صدر درباره انسان حفظ شود و درنهایت به وحدتی چندلایه برسد که دنباله اش از هماهنگی ابعاد وجودی فرد تا ازبین رفتن مشکلات و تناقضات زندگی بشر کشیده می‌شود.

آخرین‌ عامل‌ در زمینه سازها آزادی است که از نظر صدر، این مفهوم در «مسئولیت» نهفته شده و بدون درنظرگرفتن آن، هرگونه تفویض مسئولیت به انسان بیمعنا است (صدر، ١٣٩٣: ١٥٣). هرچند‌ که‌ «انسان مواضع ایجابی و اثباتی دارد که آزادی او را نشان می‌دهد» (صدر، ١٣٩٩: ٨٥)، آزادی به معنای رهاشدن و تنهایی انسان نیست، بلکه خداوند‌ برخلاف‌ درنظرگرفتن شیوه‌های ثابت و تخلف‌ ناپذیر‌، برای این موجود هدایتی ویژه طراحی کرد و تربیت او را به عهده گرفت تا انسان در عین داشتن اختیار، سرنوشت خود را شکل دهد‌ (صدر‌، ١٣٩٣: ١٥٤). صدر مانند‌ تعاریف‌ رایج در بین اندیشمندان اسلامی، آزادی را رهاشدن انسان از قید عبودیت‌هایی می‌داند که او را از پیوند با خدا دور می‌کنند (صدر، ١٣٩٣: ٣٤٦) و پشتوانه رهایی درونی او‌ (صدر‌، ١٣٩٩: ٣٥٦) توحید است (صدر، ١٣٩٩: ٣٥٨) که در رابطه‌ای طولی جامعه‌ای آزاد را بنا می‌کند (صدر، ١٣٩٩: ٣٥٩).

مؤلفه سوم «همراهان» نامیده شد، از آن جهت که‌ هر‌ دو بعد‌ آن بر انسان اثرگذارند و انسان درمورد آن‌ها در نوعی از انفعال به سر می‌برد. شاید بهترین‌ تعریف برای بیان ارتباط ابعاد بیرونی و درونی در مؤلفه همراهی این‌ است‌ که‌ وجدان انعکاس صدای رسای خداوند است (جعفری، ١٣٩٨) و نقش حجت درون انسان را ایفا می‌کند. وجدان همچنین ‌‌از‌ حجت بیرونی تأثیر می‌پذیرد (صدر، ١٣٩٤: ٣٦٩ و ٤٥٩) و سپس در ارتباط با قوای‌ منطقی‌ (صدر‌، ١٣٩٤: ٥٣٩) زمینه‌ای درونی برای پذیرش مسئولیت است (صدر، ١٣٩٤: ٨٦).

مؤلفه چهارم «مراقبت‌» است. مباحث مربوط به «نظارت» چه از طرف مردم در مقابل حاکمیت و چه‌ حالت عکس آن ذیل‌ مسئولیت‌ دوطرفه مردم و حکومت آورده شده است؛ از آن جهت که نظارت نوعی مراقبت است که فرد-حکومت، فعالانه بر جایی بیرون از خود اعمال می‌کند و طبق قاعده‌ای بدیهی، ناظر باید‌ از بیرون انتخاب شود تا عمل و نظرش مؤثر باشد. انسان در «اراده» و «مسئولیت پذیری» هم که ابعاد درونی مراقبت هستند فعال است و نوع و میزان خواست او در ایجاد و رشد این مؤلفه‌‌ها اثر مستقیم دارد. اراده از درون مایه‌های ادراکی انسان و نیرویی است که انسان را به سمت هدف می‌کشاند (صدر، ١٣٩٩: ١٣٤). این عامل با عوامل قبلی از طرق مختلفی‌ مرتبط‌ است: با ادراک تاریخی از آن جهت که اراده محور سلسله حوادث و قضایای تاریخی است (صدر، ١٣٩٩: ٨٤)، با تربیت اعتقادی از آن جهت که توسط آن تقویت می‌شود‌ (صدر‌، ١٣٩٤: ١٨٢)، متغیر وابسته در فرایند تغییر است و نقطه اثری است که الگو بر آن تمرکز دارد (صدر، ١٣٩٤: ٢٠٢). اراده تحت تأثیر آزادی است و گرفتاری یا رهایی انسان‌ در‌ برابر‌ قیود شهوانی و غریزی، جهت متفاوتی‌ را‌ برای‌ فعالیتش معین می‌کند (صدر، ١٣٩٣: ٣٥٦). عامل مالکیت انسان بر اراده نیز طبق بیان صدر، میزان آزادی و سازندگی درونی او است‌ (صدر‌، ١٣٩٣‌: ٣٥٩). «مسئولیت پذیری» هم در گرو میزان هم‌ کنشی‌ فرد با الگو است (صدر، ١٣٩٤: ٩٥) و این گونه در انسان ریشه می‌گیرد (صدر، ١٣٩٤: ٢٠٢). زمینه‌های مشترک‌ میان‌ تربیت‌ سیاسی با تربیت اخلاقی در عامل «مسئولیت پذیری» نمایان می‌شود‌: طبق تحلیل صدر از داستان خلق آدم و حوا، رشد اخلاقی بر رشد مسئولیت پذیری اثر مستقیم دارد و این‌ دو‌ با‌ یکدیگر انسان را در انجام رسالتش یاری می‌رسانند (صدر، ١٣٩٣: ١٧٠‌).

علی‌رغم‌ اینکه مؤلفه‌های «اراده»، «مسئولیت» و «وجدان» همگی قوای درونی انسان و حجت‌های نهان او هستند، در‌ دسته‌ بندی‌ جدا قرار گرفتند. وجه جدایی این مؤلفه‌ها از آن جهت درنظر‌ گرفته‌ شد‌ که مراقب‌های درونی به مرور و در اثر تربیت و تجربه ساخته می‌شوند، اما وجدان‌ حاضر‌ و ازپیش‌ آماده است.

پنجمین و آخرین مؤلفه «آموختنی» است که مسئولیتی شناختی را برعهده دارد و سیر‌ استدلال‌ عقلی-نقلی-تاریخی برای آموزش قاعده استخلاف و شهادت را به یادگیرنده عرضه می‌کند‌. در‌ کنار‌ آن و مطابق تدوینی که در ادبیات پژوهش آمد، ضرورت‌های برپایی حکومت اسلامی و همچنین‌ بررسی‌ تطبیقی این حکومت با انواع مدل‌ها نیز در این بخش می‌گنجد که‌ علاوه‌ بر‌ ادبیات صدر، در اسناد تربیتی قدیم و جدید هم مورد توجه بوده و هستند.

مؤلفه‌های تربیت‌ سیاسی‌ از آن جهت که در دامنه کم پشتی از تحقیقات در زمینه‌ تربیت‌ و تربیت‌ سیاسی از منظر صدر شکل گرفته، امکان مقایسه زیادی را نداشت. نتایج پژوهش حاضر با‌ پورفرد‌ (١٣٨٧‌) همسو است که برداشتی از تربیت سیاسی در نظر صدر داشته است‌. مطالعه‌ سرلک و موسوی (١٣٩٣) هم از جهتی که به تسلط جهان بینی توحیدی در نظام تعلیم و تربیت‌ اسلامی‌ پرداخته‌اند، نقش قاعده استخلاف در نظام سازی تربیتی را دیده‌اند و به‌ مؤلفه‌های عقل، فکر، اراده و اختیار توجه‌ داشته‌‌اند با پژوهش حاضر همسو است. پژوهش جراحی‌ دربان‌، بابازاده و رودمقدس (١٣٩٣) هم که تربیت سیاسی در قرآن را هدف قرار داده‌، به‌ صورت پراکنده و بدون ساختار و طبقه‌ بندی‌ به نتایجی‌ دست‌ یافته‌ که در برخی مبانی با تحقیق‌ حاضر‌ هم راستا است. این پژوهشگران مبنای خلافت اللهی و آزادی توأم با مسئولیت‌ برای‌ انسان را در تربیت سیاسی اساسی‌ می‌دانند و به نقش الگو‌ اشاره‌ دارند، اما نزدیک ترین مشابهت‌ با‌ این پژوهش را در هدف تربیت سیاسی می‌توان پیدا کرد که «وحدت امت‌ واحده‌» بیان کرده‌اند. علیرغم اینکه‌ ظاهر‌ این‌ عبارت به محدوده‌ وسیع‌ وحدت در نظر صدر‌ حد‌ می‌زند، از آنجا که پژوهشگران این هدف را برمبنای اصل «برابری خلقت» بیان کرده‌‌اند، می‌توان به هم معنایی این دو‌ مفهوم‌ هم امیدوار‌ بود‌ (جراحی‌ دربان، بابازاده و رودمقدس، ١٣٩٣‌).

منابع

– احمدی، سه ر کاو (١٣٨٩). بررسی رویکردهای تربیت سیاسی در دوره ابتدایی. پایان نامه کارشناسی‌ ارشد‌. دانشگاه کردستان.

– افتخاری، اصغر و مهجور، حمید‌ (١٣٩٥‌). نقش‌ مدارس‌ در‌ تربیت شهروند فعال‌. دستاوردهای‌ نوین در مطالعات علوم انسانی، ٣(٢٤)، ٩٢-١٠٤.

– الیاس، جان (١٣٨٥). فلسفه تعلیم و تربیت. ترجمه عبدالرضا‌ ضرابی‌. چاپ‌ دوم. قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی‌ (ره‌).

– برادران‌ حقیر‌، مریم‌ (١٣٩٩‌). نا. قم: دارالصدر.

– پورفرد، مسعود (١٣٨٧). تربیت ‌سیاسی از منظر شهیدان مطهری، صدر و بهشتی. راه تربیت، ٢(٥)،.154-123

– جعفری، محمدتقی (١٣٩٨). وجدان. تهران: مؤسسه تدوین و نشر آثار‌ علامه جعفری.

– جعفری هرندی، رضا و نجفی، حسن (١٣٩٨). تربیت اجتماعی و سیاسی به روایت کتاب‌های درسی دوره دوم متوسطه نظری ایران. مطالعات برنامه درسی، ١٤(٥٢)، ١٥٩-١٨٤.

– جراحی دربان‌، مهدی‌، مجید بابازاده، و رودمقدس، رمضانعلی (١٣٩٣). مبانی، اصول و روش‌های تربیت سیاسی در اسلام از منظر قرآن. بصیرت و تربیت اسلامی، ١١(٣١)، ٩٥-١١٢.

– حکیم، سیدمنذر (١٣٩٩). جامعه ما در‌ اندیشه‌ و آثار شهید سیدمحمدباقر صدر. ترجمه مسعود فکری. تهران: سروش.

– حمدانی، طالب (١٣٩٥). نظریه سیاسی شهید سید محمدباقر صدر. ترجمه اسماء خواجه زاده. قم‌: کتاب‌ فردا.

– داودی، محمد، و فاضلی دهکردی‌، مهدی‌ (١٣٩٤). بررسی اهداف تربیت سیاسی در قرآن با تأکید بر مبانی و اصول تربیتی. آموزه‌های تربیتی در قرآن و حدیث، ١(٢)، ١٩-٤٠.

– راش، مایکل (١٣٩٣‌). جامعه‌ و سیاست: مقدمه‌ای بر‌ جامعه‌ شناسی سیاسی. چاپ دوازدهم. ترجمه منوچهر صبوری. تهران: سمت.

– رایجی پارسایی، نرگس، فغان نوملی، فاطمه و کاردل، آتنا (١٣٩٣). ارتباط بین دین و سیاست در نهج البلاغه و کارکردهای آن. بصیرت و تربیت اسلامی‌، ١١‌(٣٠)، ٧٩-١١٠.

– رنجبر، مقصود (١٣٨٧). تربیت سیاسی در چارچوب نظام‌های سیاسی و نظریه‌های مختلف. راه تربیت، ٢(٥)، ١٥٥-١٧٦.

– سرلک، علی، و موسوی، سید مهدی (١٣٩٣). فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی‌ از‌ منظر شهید‌ سید محمدباقر صدر. مطالعات معرفتی در دانشگاه اسلامی، ٥٩(٢)، ١٩٥-٢٠٨.

– سلحشوری، احمد، یدالهیفر، محمدجواد و خنکدار طارسی‌، معصومه (١٣٩١). مبانی و مؤلفه‌های تربیت سیاسی از دیدگاه امام خمینی‌ (ره‌). پژوهشنامه‌ انقلاب اسلامی، ٢(٥)، ١١١-١٢٦.

– شارع پور، محمود (١٣٨٧). جامعه شناسی آموزش و پرورش. تهران: سمت.

– صادق زاده، علیرضا‌ (‌‌١٣٧٩‌). جستاری در حدود مسئولیت تربیتی دولت اسلامی در دوران معاصر براساس کلام و سیره‌ امام‌ علی‌ (ع). تربیت اسلامی، ٤، ٢٧-٥٨.

– صدر، سید محمدباقر (١٣٦٩). سنت‌های اجتماعی و فلسفه تاریخ در مکتب‌ قرآن. ترجمه حسین منوچهری. تهران: رجاء.

– (١٣٤٨). اقتصاد ما. ترجمه محمدکاظم موسوی‌. تهران: اسلامی.

– (١٣٩٣‌). مکتب‌ اسلام. ترجمه سیدمهدی زندیه. قم: دارالصدر.

– (١٣٩٣). اسلام راهبر زندگی. ترجمه سید مهدی زندیه. قم: دارالصدر.

– (١٣٩٣). رسالت ما. ترجمه سید مهدی زندیه. قم: دارالصدر.

– (١٣٩٤). امامان اهل‌ بیت (ع) مرزبانان حریم اسلام. ترجمه رضا ناظمیان و حسام حاج مؤمن. قم: دارالصدر.

– (١٣٩٧). بارقه‌ها. ترجمه سید امید مؤذنی. قم: دارالصدر.

– (١٣٩٩). سنت‌های تاریخی در قرآن کریم. ترجمه‌ سید‌ جلال میرآقایی. قم: دارالصدر.

– عطارزاده، مجتبی (١٣٨٨). دین سیاسی یا سیاست دینی از نگاه امام محمد غزالی. تحقیقات سیاسی و بین المللی، ٢، ٥٧-٧٨.

– علاقه بند، علی (١٣٨١). جامعه شناسی آموزش‌ و پرورش‌. تهران: روان.

– عیسینیا، رضا (١٣٨٧). تربیت سیاسی در اندیشه امام خمینی (ره). راه تربیت، ٢(٥)، ٥٣-٧٠.

– قادری، حاتم (١٣٧٨). اندیشه سیاسی در اسلام و ایران. تهران: سمت.

– مرزوقی، رحمت الله‌ (١٣٨٤‌). تربیت مدنی از دیدگاه اسلام: رویکردی به پرورش سیاسی. دوفصلنامه تربیت اسلامی، ١(١)، ٩٣-١٠٨.

– مسعودیان، پریسا و بهشتی، سعید (١٣٩٢). بررسی اهداف و اصول و روش‌های تربیت سیاسی بر مبنای نهج‌ البلاغه‌. پژوهش‌ در مسائل تعلیم و تربیت اسلامی‌، ٢٠‌(١٧‌)، ٧-٢٦.

– موسوی الیگودرزی، سید مهدی (١٣٨٧). درآمدی بر تربیت سیاسی از دیدگاه قرآن کریم. راه تربیت، ٢(٥)، ٧١-٩٥.

– موسوی خمینی، سید‌ روح‌ الله‌ (١٣٧٨). صحیفه نور. جلد سیزدهم. تهران: مؤسسه تنظیم‌ و نشر‌ آثار امام خمینی (ره).

[1] Conservative theory

[2] Critical school

[3] Luther

[4] Durkheim

[5] Parsons

[6] Montesquieu

[7] John Dewey

[8] John L. Elias

[9] Michael‌ Rush‌

[10] M. Kazamias‌

[11] B. G. Massialas

[12] ر.ک به: حمدانی‌، طالب‌. ١٣٩٥‌. نظریه سیاسی شهید سید محمدباقر صدر. ترجمه اسماء‌ خواجه‌ زاده. قم: کتاب فردا/ صدر، سید محمدباقر. ١٣٩٩. سنت‌های تاریخی در قرآن کریم. ترجمه سید جلال میرآقایی. قم‌: دارالصدر‌.

[13] وحدت عاطفی احساس‌ مشترکی‌ است که در میان گروهی‌ از‌ مردم به دلیل داشتن اقلیم جغرافیایی مشترک یا قومیت زبانی یا نژادی یا‌ تاریخی‌ معینی وجود دارد.

این پایگاه با هدف گردآوری جامع آثار صدرپژوهان، همه آثار ارزشمند این عرصه را منتشر می‌کند و این انتشار به‌معنای تأیید محتوا از سوی پژوهشگاه تخصصی شهید صدر نیست‌.