چکیده: ویژگیهای تربیتی مکتب شهید صدر و ابعاد انسانساز اندیشه این مصلح بزرگ، محور اصلی این مقاله را تشکیل میدهد. مکتب شهید صدر فراتر از یک نظامِ صرفاً فقهی، اصولی یا اقتصادی، دارای دستگاهی جامع برای تربیت انسان است که بر پایه پیوند عمیق ایمان با عمل اجتماعی بنا شده است. این پژوهش نشان میدهد که در اندیشه تربیتی ایشان، تزکیه نفس و پرورش شخصیتی آگاه، متعهد و مسئولیتپذیر در اولویت قرار دارد. با تکیه بر مبانی قرآنی و آموزههای اصیل اسلامی، تربیت در این نگاه تنها انتقال دانش نظری نیست، بلکه فرآیندی برای ساخت انسان قرآنی، زمینهسازی جهت بیداری امت اسلامی و مشارکت فعال مؤمنان در جامعه است. مقاله حاضر این ویژگیها را بهعنوان الگویی کارآمد برای احیای هویت اسلامی تبیین میکند.
نویسنده: علی ادیب
منبع: رشد معلم، فروردین 1363، شماره14، ص 8تا11.
شهید محمد باقر صدر رضوان الله علیه مرجع اسلامی برجستهای بود که از استعدادها و امکانات بینظیر و نبوغ و قدرت ابتکار فرزانهای برخوردار بود. زندگی ایشان سرشار از ویژگیهایی بوده که به عنوان سرمایه ارزشمندی برای تمام امت اسلامی بویژه جهت سازندگان فرهنگ و تمدن این امت باقی مانده است.
شهید فقید ناگزیر از ایفای نقش بزرگی در جهت استحکام و عمق بخشیدن به بعد فکری و قانونی دولت اسلامی بوده که تحت رهبری مرشد فرزانه این دولت، امام خمینی اعز الله نصره برپا پده است. او همچنین ناگزیر بود که حرکت نوپای دولت مزبور را از عوامل انحراف و سرگردانی و سردرگمی مصون دارد زیرا این مرد بزرگ از توان عقلی خارقالعاده و ایمان عمیق به تجربه پیشتاز اسلامی برخوردار بود. مضافا به این که اطلاعات وسیعی پیرامون معانی و مفاهیم و ارزشها و اهداف الهی دراز مدت دولت اسلامی داشته که این امر سرعت و دقتنظر لازم جهت حرکت الهی جدید را تامین میکند و آنرا از ناهمواریها و مشکلات غیر عادی محفوظ میدارد.
ولی افسوس که دست فرومایه استکبار با طرحریزیهای حساب شده دست نشاندگان خود(عناصر مسخ شده رژیم تکریتی بغداد)دولت و امت اسلامی را در میانه راه تجربه جدید از وجود این دانشمند ربانی نابغه محروم ساخت تا بدینوسیله در جهت چوب گذاشتن لای چرخ ترقی امت اسلامی، تلاش کرده باشد.
ربودن این شهید بزرگوار و دیگر بزرگان اندیشه اصیل اسلامی امثال شهید مطهری و شهید بهشتی رضوان الله علیهم از درون انقلاب اسلامی یکی از هدفهای استکبار برای تهی ساختن جنبش اسلامی از محتوای فکری و علمی و اصولی و در نتیجه سرگردان کردن این جنبش در میان ایدهآلها و شعارهای سیای و خطوط فکری گوناگون و بالاخره به سقوط کشاندن تجربه جدید اسلامی ده است. تا بدنبال آن، استکبار، مقاله فرسوده و قدیمی خود پیرامون بیهودگی دخالت دین و علمای روحانی در امور سیاسی را تکرار نموده و به فرزندان امت اسلامی وانمود کند که ریختن خون هزاران نفر قربانیان و شهدای اسلام، امر بیهوده و خطایی است. استکبار همچنین میخواهد روحیه شکست را در دلهایی که باعث پیروزی جدید اسلام شدهاند، منتشر سازد تا آنها را به عقبنشینی و انزوای اجتماعی وادار نماید همچنانکه طی قرنهای وابستگی و دربدری سیاسی که امت اسلامی ما با آن مواجه بوده، بدان صورت رفتار میکرد.
بنای دولت مستحکم مکتبی نیازمند به تلاش فکری اصیل و کوشش عملی توام با ایمان است. بنابراین چنانچه یکی از دو شرط مذکور تحقق نیاید، نتیجه دگرگون شده و یا به شکست منتهی خواهد شد. زیرا امکانات فکری بنای دولت اسلامی تنها ناظر به شناخت فقهی با اطلاع از اندیشه اسلامی و یا تخصص در فقه و اصول آن و قرآن و تفسیر و حدیث و علوم آن نبوده بلکه با وجود نیاز به موارد ذکر شده و لزوم آنها این موارد تنها یکی از جنبههای ضرورت را تشکیل میدهد. زیرا در کنار امور یاد شده، نیازی شدیدی به تهیه طرحها و برنامههای لازم جهت اجرای اصول اسلام در ساخت دولت اسلامی جدید احساس میشود و چنانچه دستگاه رهبری توانایی فکری تهییه اینگونه طرحها و برنامهها را نداشته باشد، شکست روند پایهریزی و تشکیلات سازمانی دولت اسلامی محتمل خواهد بود. از طرفی دیگر شاید در این رهگذر عناصر غیر اسلامی وارد حرکت شده یا از شیوههای بیگانه با اسلام اقتباس بعمل آید و یا اینکه روشهای اسلامی با روشهای غربی درهم آمیزد بنحوی که تفکیک آنها از یکدیگر مشکل شود همچنین دستگاه رهبری ممکن است در تدوین تعدیلهای قانونی لازم و نظایر اینها با مشکلاتی روبرو شود که حل آنها محتاج به اصالت فکری و تعمق اصولی و عقل فراگیر و درک کننده واقعیتهای موجود و شرایط اجتماعی مختلف باشد یا این دستگاه رهبری بتواند تجربه را در خط صحیح حرکت داده و آنرا از عوامل انحراف و سقوط در دامان سرمایهداری لیبرال یا سیوسیالیزم و یا انواع دیکتاتوریها، مصون دارد. این عقل و اندیشه جز در نزد مجتهد آگاه به امور زمان و برخوردار از قدرت خلاقیت و ابداع در زمینههای سازماندهی، یافت میشود و بهمین دلیل حضور چنین شخصیتی در قلب تجربه و حرکت بصورت ضرورت اجتنابناپذیر و نیاز موکد، احساس میشود. در مقابل این واقعیت است که نیروهای استکباری شکست خورده از اسلام بطور جدی تصمیم گرفتهاند که اینگونه محورهای ارشادی را از جامعه ما ریشهکن سازند.
اما خداوند قادر که کاروان توحید و هدایت را زیر نظر خود دارد این کاروان را از منارههای درخشان خالی نمیگذارد بلکه جای از دسترفتگانی از این قبیل را با نیروی عظیم جنبش بیداری که در جسم و روح امت اسلامی دمیده میشود و عزم و اراده و روحیه امید و قدرت را در آن بیدار میکند، پر میسازد.
در این مقاله کوشش میشود که ویژگیهای تربیتی مکتب شهید صدر از خلال مطالعه تالیفات و زندگی عملی و پایان شکوهمندانه حیات آن بزرگوار، بیان شود. با این امید که جنبهای از جنبههای زندگی سرشار از خیر و ایثار ایشان معرف گردد.
به منظور تسهیل بحث و دستیابی به نتایج مطلوب، ویژگیهای مورد نظر را از دیدگاه تربیتی بشرح زیر تقسیم نموده و سپس به تجزیه و تحلیل هر یک از آنها میپردازیم:
1-هدفداری
2-فراگیری(شمول)
3-عملی بودن
4-مثبتگرایی و انقلابی بودن
1-هدفداری:
شهید سعید در نوشتهها و فعالیتهایی که در طول زندگی مبارزاتی و سازنده خود داشتند، همواره اهداف بزرگ و پایدار و مقدس حرکت انسان و هستی و مقاصدی که خداوند متعال انسان را از برای رسیدن به آن اهداف خلق کرده و از وی خواسته است تا بسوی آنها در تلاش باشد، در پیش رو داشت. زیرا انسان در عالم هستی خلیفه خدا است که بار امانت الهی را بر دوش گرفته و در اجرای خالصانه و مومنانه این امانت به امتحان گرفته شده است. انسان همچنین در راه رسیدن به نتایج این مبارزه در جهت رسیدن به رضای خداوند متعال با جامعه بشری مسئولیت تضامنی دارد. بنابراین هدف انسان تغبیر ارزشهای فردی و اجتماعی بنحوی است که با هدف مورد نظر از خلافت جامعه بشریت از سوی خدا هماهنگ باشد. زیرا درک حقیقی پدیده خلافت مستلزم از میان برداشتن کلیه موانع مصنوعی و قیدوبندهایی است که نیروهای بشریت را از کار میاندازد و فعالیتهای آن را مختل میکند و امکانات و استعدادهای خدادادی انسان را از بین میبرد. در چنین شرایطی فرصت رشد به صورتی حقیقی فراهم خواهد شد. مفهوم رشد حقیقی در اسلام این است که انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین بتواند تمام ارزشهایی را که در ذات خداوند عز و جل که او را خلیفه خود نموده و امور هستی را به وی سپرده است، جمع شده میبیند، در خویشتن جمع نماید. بنابراین صفات و اخلاق خداوند متعال از قبیل عدل و علم و قدرت و رحمت در مورد مستضعفین مبارزه با گردنکشان و ظلم بیحد و حصر، همگی علائمی از حرکت در راه خلافت و هدفهایی از برای انسان خلیفه الله است. در این زمینه در حدیث شریف آمده است: “تشبهوا باخلاق الله”یعنی اخلاق خود را شبیه اخلاق خدا کنید. امام از آنجا که ارزشهای مورد بحث در سطح الهی، مطلق و بیحد و مرز بوده و انسان خلیفه خدا موجودی محدود میباشد، علیهذا طبیعی است که تحقق ارزشهای مزبور در انسان منوط به فعالیت مداوم بهسوی مطلق و حرکت بیوقفه به طرف الله باشد. در جریان این حرکت، هر قدر که انسان بتواند در جهت تحقق این ایدهآلها از خود شایستگی نشان داده و بیش از پیش عدالت، علم قدرت، رحمت و کرم خدا و مخالفت او را با ظلم و گردنکشی، در زندگی خود محقق سازد در واقع در چارچوب خلافت ربانی خویش به پیروزی نائل شده و در راه طولانی خود که جز با پایان دوران خلافت در زمین خاتمه نمییابد، به خدا نزدیک شده است. [1] (یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه)[2] یعنی”ای انسان تو به سوی پروردگار خود در تلاش فعالیت هستی و سرانجام او را دیدار خواهی کرد. ”
از طرفی دیگر جامعه عهدهدار مسئولیت خلافت نیز وظیفه دارد که برای این حرکت مستمر به سوی هدف مطلق و عظیم همه شرایط لازم را فراهم نموده و زمینههای ضروری را مهیا کند و روابط اجتماعی را بر اساس ویژگیهای سابق الذکر که در بحث از خلافت ربانی بیان شد، منظم نماید. [3]
بنابر آنچه گفته شد پایه حرکت جامعه و رشد فردی شخصیت مسلمان از دیدگاه شهید صدر این بوده که آن در (جامعه و فرد)به هدفهای بزرگ الهی نائل شوند. “یا ایها الذین آمنوا کونو قوامون بالقسط شهداء لله” یعنی”ای کسانی که ایمان آوردهاید برپا کنندگان مساوات و عدالت باشید و شاهدانی برای خدا. “(سوره نساء).
شهید صدر رضوان الله علیه به این ترتیب مفهوم فوق را به صورت عملی برنامهریزی شدهای در تمام نوشتهها و تالیفات و سخنرانیهای خود برای شاگردان و پیروانش و نیز برای گروه پیشتاز مومنی که از نظریات ایشان متاثر گردیده و اندیشههای او را حمل نموده، بیان کرد و در وجدان آنان مستحکم نمود.
مکتب اسلام از دیدگاه شهید صدر عبارت از یک نظریه صرفا”مناسب برای بحث در مدارس اسلامی و حوزههای علمی و یا مجموعه ارزشهای ایدهآل شایسته مدح و تمجید در مناسبتها و اجتماعات، نبود، بلکه سنتی است با برنامهها و اهداف معین. و هرکس که افتخار قرار گرفتن در ورای پرچم آنرا مییابد، لازم است که صادقانه در جهت مجسم ساختن عملی این سنت در ذات خود ایثارگری نماید و جامعه نیز باید از این سنت، یک انقلاب اخلاقی همه جانبهای بسازد که عادات و عرفهای اجتماعی، چه در خانه و چه در کوچه و بازار و چه در سایر موسسات اجتماعی از آن نشات بگیرد.
با چنین دیدگاهی شهید صدر(قدس سره)به صورت یک مرجع دینی و رهبر اجتماعی ظاهر گردید که در نوشتهها و رفتار خود در جهت تحقق هدفهای مکتب اسلام تلاش میکرد. او توانست مرجعیت دینی را از یک رهبری دارای روش فردی به دستگاه رهبری دارای مسئولیتهای جهانی مبدل سازد و تز خود را در زمینه مرجعیت صالح به نحوی مطرح نمود که بتواند یک خط مشی برای حرکت جدید جهان اسلام که بار امانت خدا بر دوش میکشد، بهشمار آید. [4]
2-فراگیری(شمول):
شهید صدر که هدف حرکت انسانی را از دیدگاه اسلام دریافت و آغاز و پایان حرکت اجتماعی و فردی را تشخیص داد از این نقطهنظر غافل نبود که اسلام به عنوان نتیجه عقل مطلق، در حرکت به سوی انسانیت دارای نظرگاهی شمولی و فراگیر میباشد. او در این زمینه با دیگر کسانی که اسلام را تنها از یک جنبه مورد مطالعه قرار داده و جوانب مهم دیگر آنرا رها کردهاند، فرق داشت.
نگاه شمولی و فراگیر به اسلام، چهره روشنی از مکتب را به پیروان آن ارائه داده و ضمن پرده برداشتن از صورت درخشنده اسلام خطرهای این مکتب را برای دشمنان هویدا ساخت. زیرا فرزندان اسلام با شناخت مکتب خویش بیش از پیش به آن متمسک شده و بر مباهات آنان به ارزشهای والای این مکتب افزوده شد. در عین حال دشمنان امت را متوجه کرد تا خود را برای مقابله با موج بیداری حاصل از اقدام این اندیشمند ربانی(شهید صدر)در زمینه طرح شمولی اسلام، مهیا سازند.
شهید صدر رحمه الله علیه توانست برنامه کاملی جهت پرورش امت اسلامی و انسان مسلمان متعهد، متکی بر اصول اعتقادی عقلی تکامل یافته، تهیه کند. انسانی که در برخورد با انسانها و با ذات خود و با خدا، ارزشهای والای خدایی را به مورد اجرا میگذارد و بیوقفه در راه بنای یک حرکت اجتماعی روشنگر و تاسیس دولت اسلامی، مجری احکام عادلانه خدا، تلاش میکند.
این دیدگاه شمولی از اسلام با طرح اسلام توسط شهید صدر به عنوان دین کامل مشتمل برایدئولوژی و نظام و خط مشی، به عنوان یه حلقه هماهنگ و مکمل یکدیگر، تجلی یافت. شهید صدر تاکید میکرد که اسلام از یک طرف از خصوصیت کمال برخوردار بوده و از طرف دیگر دارای اصالت و استقلال میباشد، به نحوی که نیازی به اقتباس و تقلید از شرق یا غرب ندارد. او همچنین تمایز خط مشی اسلامی را با آن دو(شرق و غرب)چه از نظر کمال و چه از حیث برتری روشن ساخت.
شهید صدر، اسلام را به عنوان مذهبی در حال مبارزه با مذاهب دیگر و یا مکتبی در مصاف دیگر مکاتب از قبیل سرمایهداری و مارکسیسم مطرح نساخت بلکه آنرا به عنوان خط مشی محقی طرح نمود که این استحقاق را از بابت برتری موضوعی و اصولی خود کسب کرده است. بر این اساس شهید صدر مکاتب فکری و اجتماعی دیگر را مورد حمله قرار داد و برعکس دیگر اندیشمندان درصدد مقایسه مسالمتآمیز آن مکاتب با مکتب اسلام برنیامد.
در این زمینه، شهید صدر کتاب “فلسفه ما“را به رشته تحریر درآورد و طی آن فلسفه را در جهت دفاع از عقیده اسلامی به خدمت گرفت. در این کتاب مهمترین مسئله در جریان حیات علمی و اخلاقی و رفتاری انسان یعنی مسئله “روش تفکر انسان”، از نظر خط مشی فکری در زمینه استنباط و ارائه و ابلاغ نظرات، به صورت درستی ترسیم شده و کلیه مسائل پیچیده عالم و هستی و انسان و جامعه و دولت و نظام به شیوهای واضح و دلربا بیان شده است.
“اکرم زعیتر”سیاستمدار معروف اردنی در نقدی بر کتاب”فلسفه ما” نوشته است: “کتاب فسلفه ما یک تحقیق موضوعی در میدان نبرد جاری اندیشههای مختلف فلسفی بخصوص میان فلسفه اسلامی و فلسفه مادیگرایی دیالکتیکی مارکسیستی است. این تحقیق بیانگر دفاع منطقی محکم از متافیزیسم الهی است تا آنجا که میتوان گفت که کتاب مورد بحث عبارت از یک تلاش فلسفی منطقی پیروزمندانهای برای ریشه کن کردن پایههای فلسفههای الحادی میباشد. به عقیده من ماتریالیسم دیالکتیکی مارکسیسم آن طوری که بهوسیله این کتاب کوبیده شده است تاکنون توسط نویسندگان فیلسوف نمای عرب با چنین بحثهای فلسفی هوشیارانه و عالمانه روبهرو نشده و با پاسخهای علمی کوبیده نشده است. “[5]
شهید صدر در معرفی اسلام به امت اسلامی از این دیدگاه فراگیر(شمولی) طی مقالهای که برای مجله “الاضواء النجفیه”تحت عنوان”رسالت ما” نوشته بود، میگوید ما رسالت اسلام را به عنوان رسالتی جاودانه، متحول و منطبق با خواستهها و دگرگونیهای زمان معرفی میکنیم و میگوییم که این رسالت، انسانی و جهانی است و مرزهای منطقهای و مقولههای ناسیونالیستی را نمیشناسد. رسالتی است انقلابی و تحول بخش که از میان ارزشهای رایج تنها ارزشهایی را تایید میکند که با اصول عقیده صحیح منطبق باشد. رسالتی است که توانایی حل مشکلات گوناگون انسان را درد، مشکلاتی که به علت بیگانگی انسان با رسالت اسلامی خود و به سبب دور کردن این رسالت از میدان رویارویی روزمره با مسائل زندگی اجتماعی، فزونی یافته است.
رسالت اسلام همچنین پایگاه وحدت اجتماعی حقیقی است، همان وحدتی که خداوند متعال بندگان پارسای خود را به تحقق آن دعوت کرده است. چنین وحدتی، وحدت منافع نبوده کما این که بمتنی بر اجبار نیست بلکه از دلهای مومن به خدا سرچشمه گرفته و هم در راه خدا فعالیت میکند. این نوع وحدت با تکوین انسان هماهنگ بوده و فرصت رشد و استقلال شخصیت را برای او تامین میکند. بعلاوه تمام امکانات نمو شکوفایی و تعادل میان نیروهای انسان را مهیا میسازد، به نحوی که هیچ نیروی انسان بر نیروی دیگر وی غلبه نمیکند و هیچ یک از استعدادهای او بر استعداد دیگر فائق نمیآید. بنابراین اسلام منافع فردی و طبقاتی را ما منافع عامه منظم میسازد و هماهنگی و همگونی لازم را میان آنها فراهم میکند به شکلی که منافع یاد شده باهم برخورد ننموده و جامعه را دچار شکاف و از هم گسیختگی نخواهد کرد. [6]
3-عملی بودن:
شهید صدر رضوان الله علیه برخوردی عملی و واقع بیانه و بدور از ایدهآلیسم با اسلام داشته و این مکتب را صاحب رسالتی اجتماعی با هدف اصلاح جامعه و برپایی زندگی فعال براساس اسلام در میان این همه کشمکشهای عقیدتی موجود در جهان طی قرن حاضر، میدید. هدف شهید صدر پرورش نسلی از مردم براساس این مفاهیم بود، با این امید که شعله اسلام را پس از آنکه توسط استکبار جهانی آنهم از طریق لشکرکشیهای نظامی به سرزمینهای اسلامی، زیر سرپوش رفته، مجددا”احیاء و فروزان نماید.
شهید صدر رحمت الله علیه در مقدمه کتاب”فلسفه ما”میگوید: “از هنگام سقوط دولت اسلامی بهوسیله استعمارگران، سیل بنیان کنی از فرهنگهای غربی مبتنی بر تمدن غربیان و برداشتهای آنان از هستی و زندگی و اجتماع، جهان اسلام را مورد تهاجم قرار داد. همین فرهنگهای غربی عامل پشتیبانی فکری مستمر را برای غرب در مبارزه جهت چیرگی بر امت اسلامی و راز اطاعت آنکه در اسلام تجسم یافته، تشکیل داده است.
به دنبال تهاجم فرهنگی یا شده به سرزمینهای غصب شده اسلامی، امواج دیگری از جریانات فکری غربی و الگوهای تمدن غرب وارد بلاد اسلامی شده تا با اندیشههای قلبی غرب در بلاد مزبور به رقابت بپردازد و به این ترتیب کشمکش میان مفاهیم وارداتی به زبان امت اسلامی و موجودیت فکری و سیاسی آن درگرفت.
در این میان بر اسلام مقرر بود که در صحنه این مبارزه بیامان حرف خود را بزند. بعلاوه لازم بود که این حرف قوی، عمیق، صریح و روشن و کامل فراگیرنده هستی و حیات و انسان و جامعه و دولت و نظام، گفته شود تا بدینوسیله امت اسلامی بتواند کلمه “الله”را در این صحنه اعلان و فریاد زند و جهان را بهسوی آن دعوت نماید، همانگونه که در فجر تاریخ پر عظمت خود اینکار را میکرد. “[7]
به این ترتیب ملاحظه میشود که شهید صدر، جهان را بهسوی کلمه”الله” تجلی یافته در رسالت اسلام، دعوت مینمود تا جامعه را به شرایط تاریخی پرعظمت زمان پیغمبر(ص)باز گرداند. او به منظور توضیح چگونگی برخورد در جامعه اسلامی و شیوه ارتباط میان مردم، تحقیقات عملی و قابل اجرای گستردهای را تقدیم دستاندرکاران امور نمود که راه حرکت را جهت آنان هموار میسازد.
کتاب گرانبهای”اقتصاد ما“نقطه بارزی در این رهگذر بشمار میآید. شهید صدر رحمت الله علیه در نظر داشت تحقیق دیگری تحت عنوان”جامعه ما” منتشر کند و طی آن اندیشههای اسلام را پیرامون انسان و زندگی اجتماعی او و روش اسلام را در تحلیل قالب اجتماعی و تفسیر آن، مورد بحث قرار دهد و به دنبال آن قصد داشت در سومین مرحله از مراحل نویسندگی خود به بیان تشکیلات زندگی از دیدگاه اسلام[8] و در ارتباط با اندیشههای اجتماعی اسلام و با تکیه بر کاخ عقیدتی جاودانه این مکتب، بپردازد. امید که تحقیقات و مطالعات یاد شده به همت و تلاش شاگردان شهید صدر که گردآوری آثار آن شهید بزرگوار را پیگیری کردهاند، منتشر شود تا مورد استفاده جامعه و دولت اسلامی واقع شود.
شهید صدر(قدس سره)نظریه اقتصاد اسلامی را در کتاب”اقتصاد ما” بن نحوی عملی و واقعبینانه مطرح ساخت و در این راه از احاطه بینظیر خود نسبت به مفاهیم و ارزشها و اصول مکتب اسلام بهره گرفت. مضافا”به این که با استفاده از موقعیت اجتهادی خویش در حوزه علمیه(نجف)توانست طرح پیشرفته و متکاملی را از ساخت اقتصادی مورد نظر اسلام، ارائه دهد. در اینجا قسمتی از کتاب مورد بحث نقل میشود تا ملاحظه گردد که آن مرحوم چگونه میان عامل اعتقاد توحیدی در شخصیت انسان مسلمان و عامل تولید اقتصادی، ارتباط برقرار میکند.
شهید صدر(قدس سره)در این زمینه میگوید: “نگاه انسان مسلمان به سوی آسمان قبل از نگریستن به زمین ممکن است به موضعگری منفی نسبت به زمین و منابع و نعمتهای آن منتهی شود. این موضعگیری در حالت جدا دانستن زمین از آسمان، بهصورت ترک دنیا یا قناعت و یا تنبلی نمایان میشود. اما اگر زمین با جامه آسمان پوشانده شود و به کار کردن روی طبیعت صفت وجوب و مفهوم عبادت داده شود، دیدگاه غیبی انسان مسلمان به نیروی محرک و قدرت دافعهای بهسوی شرکت هرچه وسیعتر در بالا بردن سطح اقتصادی مبدل خواهد شد. در این حالت به جای احساس سردگونهای که مسلمان منفیگرا نسبت به زمین دارد و یا احساس نگرانی تقریبا”همیشگی مسلمان تلاشگر براساس شیوههای اقتصاد آزاد(لیبرالیستی) یا سوسیالیستی، انسان مسلمان میتواند میان روحیات اسلامی و نقش مثبت خویش در جریان توسعه اقتصادی هماهنگی لازم را ایجاد کند. “[9]
شهید صدر رحمت الله علیه میان تلاشهای بشر در زمینههای مختلف و ارزش مفقودی که انسان در پی تحقیق آن است، ارتباط برقرار کرد و با توضیحات و نظریات خود خصوصیت عملی و قابل اجرا بودن شریعت اسلامی را در زمان روشن ساخت که این شریعت به ارتجاع و تحجر و در بهترین شرایط به ایدهآلیسم و به دنبال مدینه فاضله بودن متهم شده بود.
به این ترتیب شهید صدر جوهر حیاتی حرکت را به خدمت اسلام گرفت و نقش ایو جوهر را در زندگی فرد و جامعه اسلامی به تفصیل بیان نمود. به همین جهت در مطالعه رساله ایشان که جهت استفاده و مراجعه مقلدین خود تدوین کرد، ملاحظه میشود که تفاوت میان او و دیگران در شیوه نویسندگی کاملا”محسوس است. رساله شهید صدر به سبک سادهای برای افراد غیر متخصص در مطالعات فقهی یعنی برای عموم مردم نوشته شده و در آن تا حد امکان از استعمال اصطلاحات دور از ذهن و قدیمی اجتناب شده است و در جایی که ضرورت اقتضاء میکرد که چنان اصطلاحاتی بکار برده شود، شهید صدر نسبت به شرح و بیان محتوای آن مبادرت ورزیده است. او در نحوه تقسیم مطالب و مباحث رساله شیوه جدیدی را در پیش گرفت که با دیدگاه عملی وی نسبت به اسلام هماهنگ بود. این تقسیمبندی، استفاده از رساله را برای مقلدین سادهتر میسازد.
قسمت اول رساله مشتمل بر احکام عبادات است و قسمت دوم حاوی مبحث اموال میباشد که خود شامل بحثهای مربوط به اموال عمومی و اموال خصوصی است. قسمت سوم در بگیرنده رفتار شخصی است و قسمت چهارم مشتمل بر رفتار عمومی میباشد. [10]
انگیزه شهید صدر در نوشتن رساله خود تحت عنوان”الفتاوی الواضحه- یعنی فتواهای واضح”این بوده است که به نظر ایشان رسالههای عملیه متداول با توجه به شکل و شیوه تاریخی شناخته شده رسالهها، به سبب تحولات زبان و نیز دگرگونیهای زندگی، برای رسیدن به مقصود کافی نبوده است. زیرا اگر چه احکام کلی شرع به معنی اعم کلمه ثابت و لا یتغیر است اما شیوههای تعبیر در طول زمان در حال دگرگونی و تحول بوده و واقعیتهای زندگی در معرض تغییر و تجدد است و این تحولات همه جانبه در شیوههای تعبیر و واقعیتهای زندگی، به نحوی از انحاء بر رسالههای عملی تحمیل میشود.
یکی از دلایل تاریخی استعمال اصطلاحات خاص فقهی در اغلب رسالههای عملی این بوده است که مردم در گذشته در فرهنگ متداول خویش با آن اصطلاحات آشنا بودند ولی امروزه، مردم از اصطلاحات یاد شده فاصله گرفته و اطلاعات فقهی آنها بحدی کاهش یافته که مفهوم اصطلاحات مورد بحث برای اکثریت به کلی بیگانه شده است.
اگر در زمان گذشته، فقهای ما برای بیان احکام و ذکر مثالهای لازم، از مسائل موجود در زمان خود بهره میگرفتند، این امر عاقلانه بود. مثلا” طبیهی بود که در بیان احکام اجاره در آن زمان از چگونگی اجازه کردن چهار پایی جهت مسافرت به عنوان مثال عملی استفاده شود. ولی وقتی که شکل زندگی تغییر مییابد، لازم میشود که مثالهایی از مسائل جدید زندگی جهت بیان احکام ذکر شود و بدیهی است که چنین شیوهای برای بیان منظور جهت مقلد امروزی مناسبتر است.
به علاوه افزایش روزمره مسائل و وقایع جدید نیازمند به تدوین احکام شرعی جدید است و اگر رسالههای عملی گذشته در طول تاریخ پاسخگوی مسائل زمان خود بودند، امروزه این ضرورت احساس میشود که رسالههای عملی گسترش یافته، مسائل جدید زندگی انسانی را به تدریج فراگیرد. [11]
بهطور کلی شهید صدر، اسلام را به عنوان یک دین عملی قادر به حل مشکلات زمان به خوانندگان و مقلدان خود معرفی نمود که در مسیر حرکت ناهمواریهای نوظهور را هموار میسازد.
4-مثبت گرایی و انقلابی بودن:
مرجع شهید، اسلام را تنها به عنوان یک نظریه صرفا”متکامل و غنی که قابل استفاده محققین و نویسندگان و مدرسین فرهنگ اسلامی است، معرفی نکرده بلکه به عنوان یک انقلاب تحول بخش و انقلاب ریشهای در جهت تغییر اجتماع معاصر و سوق آن به سوی ارزشها و مفاهیم تجسم یافته و ریشه گرفته از عمق خود اسلام عرضه نمود تا درمانی برای بیماریهای اجتماعی، اخلاقی، سیاسی، اقتصادی و روحی ناشی از پیروی مستمر و تقلید نامحدود از تمدن مادیگرایی مبتلا به جهان اسلام، باشد.
شهید صدر(قدس سره)خط مشی جدید را بر این اصل پیریزی کرد که احساس خداجویی اساسا”در عمق واقعیت اجتماعی وجود دارد. او این برنامهریزی را دنباله مبارازات و تلاشهای همه پیامبران به قصد تحکیم اصول عادلانه الهی د رجوامعی که در میان آنها مبعوث شدند، میدانست. شهید صدر همچنین فعالیتهای تحول بخش و ریشهداری را که در جهت تحول بخشیدن به زمانهای اجتماعی و تغییر اوضاع اجتماعی کلی امت و افراد، یعنی عناصر موثر در حرکت اجتماعی صورت میگیرد، عناصر عملی و موثر در هر گونه تغییر اجتماعی و سیاسی مورد نظر به شمار میآورد. بههمین جهت همواره بر اهمیت و ارزش دو آیه شریفه زیر تاکید مینمود:
“ان الله لا یغیروا ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم” یعنی خداوند آنچه را در قومی هست دگرگون نمیکند مگر اینکه خود آنچه را در خویشتن دارند دگرگون سازند.
و”ذلک بان الله لم یک مغیرا نعمه انعمها علی قوم حتی یغیروا ما بانفسهم” یعنی: خداوند نعمتی را که به قومی عطا نموده تغییر نمیدهد تا اینکه آنچه را در خویشتن دارند تغییر دهند.
به این ترتیب ملاحظه میشود که شهید صدر اندیشه رسالت اسلام را به این شکل خلاصه میکند که این اندیشه تحول بخش و انقلابی است. زیرا پایههای اساسی شکلگیری و درخشش شخصیت روحی و فکری انسان را از خلال نگاه کلی به حیات و هستی بنا مینهد و وسیله ارزیابی عملی زندگی را در اختیار وی میگذارد. بعلاوه روش تفکر عقلانی کلی جهت اندیشیدن پیرامون اجتماع و ارزیابی آن را بر اساس همان اصولی که شخصیت کامل میسازد در اختیار او قرار میدهد. بنابراین مسئله از نظر اسلام عبارت از بنای انسانیت آراسته به خصوصیات روحی و فکری لازم برای انجام رسالت انسانی در جهان است نه ترمیم یا اصلاح یک جنبه اجتماعی معین. [12]
شهید صدر رحمت الله علیه طلیعه داران جنبش اسلام عراق و برخی از کشورهای اسلامی دیگر را براساس این شیوه مثبت گرایانه پرورش داد، بنحوی که انقلاب اسلامی در روح آنان و روح مردمی که در اطراف آنها بودند رشد و گسترش یافت و به صورت آتشی علیه گردنکشان درآمده و موجبات نگرانی آنان را فراهم نمود. بعلاوه این شیوه بصورت کارگاهی برای ساختن اسلام آینده جهت امتی ظاهر شد که راه رهایی و نجات خویش را باز یافته است.
شهید محمد باقر صدر(قدس سره) بنیانگذار اندیشه انقلابی در حوزه جدید نجف و پایهگذار کاخ جنبش اسلامی در عراق و برانگیزنده مقوله رهبری مرجعیت با شیوههای موضوعی آن بود.
فرازهای سهگانه یاد شده از جمله نتایج نظریه مثبتگرایانه و دینامیک و انقلابی امام فقید بود که انقلاب روشنی علیه گرایشهای منفی و غیر انقلابی حاکم بر فضای امت و حوزه علمیه و مرجعیت برای مدتی معین به شمار میآید.
شهید صدر در دوران تاریک زندگی در غربت و از خود بیگانگی امت اسلامی، به مهیا ساختن محیط خود برای فعالیت در جهت ساختن آینده مبتنی بر پایههای عدل الهی و دعوت به تاسیس دولت اسلامی و ادامه دهنده جنبش الهی تجسم یافته در شخصیت پیامبران در طور تالیخ پرداخت. زیرا به عقیده او، پیامبران به انحاء مختلف در جهت برپایی دولت صالحه ایفای نقش نموده و بعضی از آنها از جمله داود و سلیمان و دیگران مستقیما”بر امر دولت نظارت داشتند در حالی که برخی از پیامبران تمام زندگی خود را مصروف تلاش در این راه نمودند از آن جمله حضرت موسی(ع)، اما خاتم الانبیاء(ص)توانست با تشکیل پاکترین و مقدسترین دولت تاریخ که به حق نقطه عطف عظیم تاریخ بشریت به شمار میرود و به کاملترین و جالبترین وجهی اصول دولت صالحه را منعکس ساخته، اکلیل پیروزی را بر تارک تلاشهای اسلاف پاک خویش بگذارد.
و اگر چه بعد از رحلت پیامبر بزرگ اسلام در برخی از دورهها، زمام امور این دولت به دست رهبرانی افتاد که با اهداف حقیقی و رسالت عظیم آن بیگانه بودند، ولی امامت به عنوان استمرار بخش روحی و عقیدتی نبوت و وارث رسالات آسمانی همواره نقش خود را در زمینه تصحیح خط مشی دولت مزبور و بازگرداندن آن به شیوه صحیح نبوی ایفا نمود و امامان علیهم السلام ایثارگریها و قربانیهای زیادی در این راه تقدیم نموده که شهادت پدر آزادگان و سرور شهیدان ابا عبد الله الحسین(ع)و اهل بیت و اصحاب آن حضرت در روز عاشورا سرلوحه قربانیهای مذکور به شمار میرود.
امامت در زمان غیبت امام معصوم در مرجعیت مذهبی استمرار یافت و همانطوری که خود امامت ادامه راه نبوت بود، مرجعیت مذهبی بار امانت را بر دوش گرفت و در طول تاریخ به انحاء مختلف، تلاش در راه ترویج دین و یا مهیا کردن زمینه جهت این امر را ادامه داد.
در این میان شیعیان جهان همواره در کنار همه نیکوکاران و مستضعفان امت شرافتمند اسلامی در موضع رد همه انواع باطل و پافشاری در تمسک به دولت پیامبران و ائمه یا به عبارت دیگر دولت حق و عدالت که همه نیکوکاران و نخبگان صالح بشریت در راه آن مجاهدت کردهاند، باقی ماندند. [13]
به عقیده شهید صدر، ملت مسلمان ایران پایگاه بزرگ این موضعگیری مخالف و قهرمانانه و پایدار و مقاوم در جهت تمسک به دولت پیامبران و امامان درستکار را تشکیل میدهد. زیرا این ملت بیش از ملتهای دیگر با مرجعیت دینی و مبانی مذهبی آن پیوستگی داشته و در پرتو این پیوستگی شگفتانگیز میان پایگاه مخالفت و رهبری خردمندانه آن که در شخصیت امام خمینی دام ظله، تجلی یافته، توانست دستگاه طاغوتی ایران و همه منافع استکباری را که دستگاه مزبور نماینده آن بود، سرنگون سازد.
در این شرایط طرح جمهوری اسلامی به عنوان اشعار و هدف و حقیقت ملموس که توسط مرجعیت رشید ارائه گردید به صورت تجلی عملی و زنده مکنونات وجدان امت اسلامی و اوج پیروزی مبارزات این امت و ضامن استمرار حرکت ملت در جاده پیروزی که توسط اسلام هموار گردیده، تلقی شد.
مرجعیت از دیدگاه شهید بزرگ (شهید صدر)عبارت از یک حقیقت اجتماعی موضوعی در زندگی امت است که بر پایه ضوابط عامه شرع مبتنی بوده و در زمینه اجرای عملی در شخصیت مرجع و رهبر انقلاب اسلامی(امام خمینی)که در حدود 20 سال ملت را رهبری نموده و همه امت تا تحقق پیروزی به دنبال ایشان حرکت کرد، متجلی شده است.
و اما در زمینه طرح مسئله مرجعیت در چارچوب مقوله متعالی دولت اسلامی در مفهوم عام و درازمدت، شهید صدر معتقد بود که شخصیت معرف این مقوله باید دارای خصوصیات زیر باشد
1-دارا بودن صفات مرجع دینی از قبیل اجتهاد مطلق و عدالت.
2-خط فکری که در نوشتهها و تحقیقات او منعکس میشود، باید به روشنی بیانگر ایمان وی به دولت اسلامی و لزوم حمایت آن باشد.
3-مرجعیت شخص مورد نظر در نزد ملت باید بهصورت طبیعی و مطابق شیوههای مرسوم در طول تاریخ مرجعیت، بهطور عملی تحقق یافته باشد.
4-باید از سوی اکثریت اعضای شورای مرجعیت نامزد شود و مورد تایید عده زیادی از دستاندرکاران موسسات دینی از قبیل علما، طلاب حوزه وکیلان و پیشنمازان مساجد، خطباء، نویسندگان و اندیشمندان اسلامی باشد.
در صورت تعدد مراجع واجد شرایط فوق الذکر، موضوع تعیین مرجع بر عهده امت خواهد بود که از طریق یک همهپرسی عمومی نسبت به این امر اقدام میکند. [14]
به اینترتیب شهید محمد باقر صدر زندگی سرشار از علم و ایثار خود را در حالی به پایان رسانید که شخصیت وی مجسمه تمام نمای مفاهیم زندهای شده بود که ایشان از عمق اسلام بزرگ استنباط کرده بود. بههمین جهت مرد طراح و اندیشمندی بود. همچنانکه مرد انقلاب و جهاد و همانطوری که مرجع و فقیه بود.
آیا شایسته بود که چنین شخصیتی جز به آن شکل که به لقاء الله شتافت، دار فانی را وداع گوید؟ گسی که ملت خود را در نبرد با باطل و ظلم رهبری کرد و با وجود داشتن تمام خصوصیات و شرایط مرجع متفکر، در شخصیت رهبر عظیم خود امام امت و ولی فقیه(امام خمینی)ذوب شد و وجوب اطاعت او را به عنوان پیشوای حرکت و رهبر آن دریافت و از ملت خود خواست تا در وجود امام(امام خمینی)ذوب شوند زیرا که او در اسلام ذوب شده و در راه آن قیام کرده است.
درود بر توای فقیه فقید در روزی که چشم به جهان گشودی و درود بر تو در روزی که شهید شدی و نیز در روزی که دوباره زنده، برانگیخته خواهی شد.
[1] نقل از کتاب”الاسلام یقود الحیاة”تـالیف شـهید صدر، ص 141.
[2] آیه 6 از سورهء الانشقاق.
[3] نقل از کتاب”الاسلام یقود الحیاة”، تالیف شهید صدر، ص 241.
[4] برای اطلاع بیشتر میتوان به مقاله”الجانب الحرکی فی شخصیه الشهید الصدر”در شمارهء 5 مجله الجهاد سال 3041 مـراجعه کـرد.
[5] نـقل از مـجله”الاضـوا الاسلامیه” سال اول، شماره اول، سال 9731 هـ. ق. به نقل از نشریه”الحیاء چاپ بیروت”.
[6] نـقل از مـقاله”رسـالت ما”به قلم شهید صدر، منتشر شده در مجله “الاضواء النجفیه”، ص 13.
[7] مقدمه چاپ اول کتاب”اقـتصاد مـا”، ص 72.
[8] ص 23 از مـقدمه چاپ دوم کتاب “اقتصاد ما”.
[9] ص 99 از مـقدمه رساله”الفتاوی الواضحه”نوشتهء شهید صدر.
[10] از مقدمه رساله”الفتاوی الواضحه”.
[11] نقل از مقاله”رسالت ما”، ص 46.
[12] کتاب”الاسـلام یـقول الحیاه” نوشته شهید صدر، ص 6.
[13] کتاب”الاسلام یقود الحیاة”، تالیف شهید صدر، صـفحات 31 و 41.