چهرۀ ممتاز و شگفتانگیز جهان اسلام
در میان چهرههای برجستۀ حوزههای علمیه در دهههای اخیر، مرحوم آیتالله شهید سید محمدباقر صدر قدساللهروحه یکی از ممتازترین و شگفتانگیزترین آنهاست. شهید آیتالله صدر برای طلاب و فضلای جوان، بیشک یک اسوه و نمونه است. درس انسانپروری او با شهادت جانگدازش خاتمه نیافته است. آثار علمی و شیوه تحقیق او اکنون پیش روی فضلای جوان حوزههای علمیه قرار دارند.
مقام معظم رهبری
ازخودگذشتگی برای رسالت
اسلام امروز از تو اندازهای ناچیز ازخودگذشتگی میخواهد، از زمانت، از آسایشات، از منافع شخصیات، از تمایلاتت، از هوس هایت، در راه بسیجسازی همۀ نیروها و امکانات و وقتهایت، بهخاطر رسالت.
امامان اهلبیت علیهمالسلام، ص۵٣٩
سرنوشت در دستان انسان
سنتهای تاریخ نه از بالای سر انسانها، بلکه از زیر دستان آنها جریان مییابد؛ زیرا خداوند وضعیت هیچ گروهی را دگرگون نمیکند، مگر آنکه خودشان تغییرات لازم را در خود ایجاد کنند و اگر آنان در راه حق استوار باشند، آب فراوان نصیب آنها خواهد شد.
سنتهای تاریخی در قرآن کریم، ص۸۵
گزارش نشست
گزارش تصویری
به نقل از رسانهKHAMENEI.IR حضرت آیتالله خامنهای: «شهید صدر علاوه بر اینکه از خانوادهی علم و تقوا و دارای دودمان بسیار شریف و اصیلی بود، خود او هم در میان چهرههای ممتاز حوزهی علمیّهی نجف، یک چهرهی استثنائی بود که میدرخشید. همان وقت کتابهایی نوشته بود ارزشمند و کمنظیر؛ همان وقت شاگردانی داشت، حوزهای داشت؛ همان وقت به عنوان یک متفکّر و یک فقیه، در نجف از او اسم برده میشد؛ با اینکه جوان بود، امّا احترام پیرها را به خودش جلب میکرد. اینها چیزهایی بود که انسان خیلی آسان از شخصیّت او و از محیط زندگی او میفهمید.» ۱۳۶۳/۱/۱۹
به مناسبت سالروز شهادت شهید آیتالله سیدمحمدباقر صدر در ۱۹ فروردینماه ۱۳۵۹، رسانه KHAMENEI.IR خاطراتی از شاگرد برجسته شهید صدر، آیتالله سیدکاظم حائری را منتشر میکند.
این مطلب برگرفته از کتاب «استاد ما، شرحی گذرا بر زندگی استاد شهید آیتالله العظمی سیدمحمدباقر صدر» از انتشارات مؤسسه نابغةالصدر است.
ترس از شهرت یافتن
شهید صدر برای من تعریف کرد که وقتی کتاب فلسفتنا را نوشت، آن را به «جماعةالعلما»ی نجف اشرف داد تا آن را به اسم جماعةالعلما چاپ کنند، نه به اسم سید محمدباقر صدر. آنچه باعث شد شهید صدر کتاب را بهنام خود به چاپ برساند، این بود که جماعةالعلما پس از بررسی کتاب میخواستند اصلاحاتی در آن انجام دهند که به نظر شهید صدر درست نبود. به همین دلیل آن اصلاحات را نپذیرفت و ناچار شد کتاب را با اسم خود چاپ کند.
استاد پس از نقل این ماجرا میگفت: «وقتی این کتاب را چاپ کردم، نمیدانستم چنین گسترشی در کشورهای مختلف پیدا میکند و این شهرت چشمگیر را برای نویسندهاش در جهان ایجاد خواهد کرد. اکنون گاهی با خود میاندیشم که اگر آن زمان میدانستم این کتاب چنین سرنوشتی پیدا خواهد کرد و چنین شهرتی برای نویسندهاش میآفریند، آیا باز هم حاضر بودم کتاب را بهنام جماعةالعلما منتشر کنم! گاهی از ترس اینکه شاید اگر آن زمان چنین چیزی را میدانستم، حاضر نمیشدم این کتاب به اسم دیگران منتشر شود، بغض میکنم و میخواهم گریه کنم».
نادیده گرفتن خطای شاگرد
یکی از طلاب، درسش در محضر شهید صدر را نیمهکاره رها کرد و خطمشی فکریاش را نیز از اساس تغییر داد؛ بهگونهایکه حتی در غیاب شهید صدر و در حضور مردم به او ناسزا میگفت. بسیاری از این حرفها نیز به گوش استاد میرسید. روزی من خدمت استاد بودم که از این طلبه حرف پیش آمد. شهید صدر گفت: «من هنوز معتقدم این شخص عادل است و حرفهایی که بر زبان آورده بهدلیل خطا در تصوراتش است، نه بیمبالاتی در دین».
ارتباط با شاگردان
استاد اینطور پدرانه و با این دقت و عطوفت شاگردانش را تشویق، و به پیشرفت هرچه بیشتر در فهم معارف اسلامی ترغیب میکرد.
وعده اجتهاد پنج ساله
اوایل آشنایی با استاد مدتی در درس ایشان (مبحث ترتُّب) شرکت کردم. وقتی موضوع ترتّب به پایان رسید، بهدلیل برخی مسائل شخصی و بیماری جسمی، تصمیم گرفتم درس را رها کنم. استاد از تصمیم من مطلع شد و از من خواست درس را ادامه بدهم. او گفت: «من ضمانت میکنم که اگر پنج سال دیگر به همین منوال در درس حاضر شوی، به اجتهاد برسی». من برخی از مشکلاتم را توضیح دادم و در نهایت تا مدتی در درس حاضر نشدم. پس از تغییر اوضاع، دوباره در درس حضور پیدا کردم. پس از گذشت پنج سال از حضور مستمرم در درس، روزی خدمت استاد رسیدم و گفتم: شما وعده داده بودید که اگر پنج سال در درس حضور پیدا کنم، مجتهد خواهم شد. اکنون این زمان سپری شده و من هنوز به اجتهاد نرسیدهام. پاسخ شهید صدر این بود: «اکنون معنای اجتهاد در نظر تو عوض شده است. تو اکنون بهمعنای متعارف اجتهاد در حوزه رسیدهای؛ اما میخواهی به آن معنا از اجتهاد برسی که در سطح این درس است».
پس از آن، همچنان تا زمانی که دست سرنوشت، هجرت به ایران را برایم رقم زد، در درس استاد حاضر شدم.
تحصیل در اوج فقر
استاد به من میگفت: «من در زمان تحصیل روزانه بهاندازه پنج نفر آدمِ سختکوش کار میکردم». همچنین میگفت: «من در اوج فقر و سختی زندگی میکردم؛ اما از لحظهای که از خواب بیدار میشدم تا وقتی که دوباره به بستر میرفتم، همه مشکلات را فراموش میکردم [و فقط به تفکر و مطالعه میپرداختم] تا اینکه خانواده برای خرید لوازم خانه صدایم میکردند، در آن لحظه بود که سررشته افکارم پاره میشد و [از فرط فقر] متحیر میشدم».
تربیت فرزند
شهید صدر درباره تربیت فرزند میگفت: «تربیت فرزند به ترکیبی از سختی و قاطعیت از سویی، و نرمی و انعطاف و مهربانی از سوی دیگر نیاز دارد. معمولاً پدرها بخش اول و مادرها بخش دوم را به عهده میگیرند؛ اما من با اممُرام توافق کردهایم که رفتارمان برعکس باشد. من از او خواستهام که در مواقع لزوم وظیفهی برخورد سخت و قاطع با بچهها را به عهده بگیرد و من همواره با آنها با عاطفه و مهربانی برخورد کنم». دلیل این برنامهریزی شهید صدر این بود که خودش برای آموزش مفاهیم و اندیشههای اسلامی توانایی بیشتری داشت؛ ازاینرو میخواست که بچهها از او همواره تصویری مهربان و بامحبت در ذهن داشته باشند تا مفاهیم اسلامی و ارزشهایی که به آنها میآموخت تأثیر عمیقتری در جانشان داشته باشد.
شهید صدر میگفت: «من کینه از صهیونیستها را در جان دخترم مُرام ریختهام. یک بار از ظلمهای صهیونیستها به مسلمانان برایش حرف میزدم و ماجرای بمباران خانههای مسلمانان توسط آنها را تعریف میکردم که خیلی ناراحت شد و اندوه چهرهاش را پُر کرد. برای همین بلافاصله برخی از داستانهای پیروزی مسلمانان را هم برایش تعریف کردم که با شنیدن آنها شاد و خوشحال شد و خنده بر لبانش نشست.»
مراقبت در اموال شرعی
شهید صدر با بچههایش درباره اموال شرعیای که معمولاً به مراجع سپرده میشود و آنها این اموال را در خانه میدیدند حرف زده بود تا با قناعت تربیت شوند و گمان نکنند که میتوانند با این پولها هرچه دوست دارند بخرند. استاد میگفت: «من به دخترم مُرام فهماندهام که این پولهایی که دست ماست، برای خودمان نیست». برای همین این طفل معصوم گاهی میگفت: «بابام پول زیاد داره، ولی مال خودش نیست».
نسخهای برای نجات امت
شهید صدر روزی به من گفت: من تصور میکنم امروز مردم به همان بیماریای مبتلا هستند که مردمِ زمان امام حسین علیهالسلام به آن مبتلا بودند؛ یعنی بیماری بیارادگی. آنها حزب بعث را میشناسند، میدانند چه کسانی بر عراق حکومت میکنند و هیچ شکی ندارند که آنها فاسق و فاجر و ستمکارند و به بندگان خدا ظلم میکنند، اما این اراده را ندارند که در راه خدا جهاد و این گروه کافر را از منصب حکومت سرنگون کنند و کابوس این ظلم را از سر خود بردارند.
ما باید این بیماری را درمان کنیم تا اراده در رگهای این امتِ مرده جریان پیدا کند و این کار تنها از همان راهی ممکن است که امام حسین علیهالسلام انجام داد و اراده را در جانهای امتِ آن زمان جاری کرد؛ یعنی فداکاری شدیدی که احساسات امت را به لرزه انداخت و زندگی را به امت برگرداند تا جایی که باعث شد دولت بنیامیه سرنگون شود. بنابراین ما باید در راه خدا از جان خود بگذریم و خونمان را سخاوتمندانه در راه پیروزی دین حنیف بدهیم.
مبارزه با عرف نادرست
روزی شهید صدر در دوران پیشنمازی در حسینیه شوشتریها، به حسینیه نیامد. نمازگزاران از سید محمد [فرزند سید محمدصادق] صدر که از شاگردان شهید و نوه عموی او بود و به فضل و تقوا شهرت داشت، خواستند پیشنماز آنها شود. او هم پذیرفت و نماز ظهر و عصر به امامت ایشان اقامه شد. وقتی این خبر به شهید صدر رسید بهشدت ناراحت شد و سید محمد را احضار کرد و از او خواست دیگر بههیچوجه این کار را تکرار نکند. شهید صدر عموزادهاش را برای امامت نماز شایسته میدانست، اما این کار را برای مبارزه با عرف غلطی انجام داد که در آن زمان رایج بود. در آن دوران عدهای از ائمهی جماعتِ مساجد عادت داشتند کسی از نزدیکان و بستگانشان را بهعنوان نایب خود برای نماز تعیین کنند تا وقتی خودشان به نماز نمیآیند آن فرد امامت را بهعهده بگیرد. اما این انتخاب تنها ریشه در روابط داشت، نه شایستگیهای اصلی لازم برای امامت. بنابراین امکان داشت این کار سید محمد صدر نیز در همان چهارچوب قلمداد و موجب تقویت آن عرف غلط شود؛ درحالیکه شهید صدر در پی ازبینبردن این عرف غلط بود و تلاش میکرد علاوهبر شرایط فقهی اولی، شروطی دقیق و کاربردی برای امامت مساجد تعریف شود که مصالح اسلامی را تأمین کند. بنابراین تا زمانیکه ذهنیت عمومی اصلاح نشده، عموزادهاش را از این کار منع کرد، با اینکه به وجود شروط لازم در او باور داشت.
مباحثه علمی در حرم
شهید صدر برای من تعریف میکرد که در ایام تحصیل عادت داشته که هر روز به حرم امیرالمؤمنین علیهالسلام شرفیاب شود و پس از زیارت و نماز، جایی در حرم بنشیند و به مسائل علمی فکر کند و از آن حضرت برای حل آنها کمک بگیرد. او میگفت بهدلایلی مدتی نتوانسته بود به حرم مطهر برود و کسی هم از این موضوع مطلع نبود تا اینکه یکی از زنان خانواده استاد(۱) در عالم رؤیا امیرالمؤمنین علیهالسلام را دید که به او فرموده بود: «به فرزندم سید محمدباقر بگو چرا حضور در درس ما را قطع کردی؟».
اجتهاد در نوجوانی
از استاد پرسیدم آیا تا به حال تقلید کردهاید؟ گفت: «من پیش از بلوغ از مرحوم آیتالله شیخ محمدرضا آلیاسین تقلید میکردم؛ اما از وقتی به بلوغ رسیدم از کسی تقلید نکردهام». به یاد ندارم که گفت فقط به نظر اجتهادی خودم عمل میکردم یا هم اجتهاد میکردم و هم احتیاط.
شجاعت انتقاد به حزب بعث
زید حیدر که عضو شورای رهبری قومی حزب بعث بود به همراه عبدالرزاق حبوبی(۲) به منزل شهید صدر آمد و با ایشان دیدار کرد. استاد در آن جلسه متناسب با اوضاع آن زمان بهصراحت انتقاداتی به رژیم مطرح کرد. این کار در دوران خفقان رژیم بعث، واقعاً اقدام خطرناک و شجاعانهای بود. در آن جلسه من و شماری دیگر از طلابِ شهید صدر هم حضور داشتیم؛ اما چون زمان زیادی از آن جلسه گذشته، جزئیات را به یاد نمیآورم و به همین دلیل متنی را که شیخ عبدالحلیم زهیری نوشته است، در اینجا نقل میکنم. وی پس از جلسه محتوای آن را از شهید صدر میپرسد و ثبت میکند.
شهید صدر برای من محتوای گفتوگوی خود با زید حیدر را که در حضور حبوبی بود این چنین تعریف کرد: «من وارد اتاق جلسه شدم. زید حیدر در اتاق بود و پس از دقایقی حبوبی هم آمد. با خندهای که گویی از سر شرم بود، سلام کرد و نشست؛ زیرا در اتاق کناری نماز میخواند و از اینکه نمازش را تا آن وقتِ عصر بهتأخیر انداخته بود تظاهر به خجالت میکرد. من با زید حیدر صحبت را آغاز کردم و نقش حوزه و علما را در به حرکت درآوردن و تربیت امت، برایش شرح دادم. گفتم که علمای شیعه با عالمان مسیحی فرق میکنند و با دنیای شیعیان مرتبطاند. بخشی از تاریخ را برایش روایت کردم و ماجرای ثورةالعشرین را مثال زدم که در آن قیام (که مراجع رهبرانش بودند) خون کشاورز و کارگر و مردم عادی با خون عالمان درهمآمیخت. به مقاومت سید شرفالدین در لبنان بر ضد فرانسه اشاره کردم که بهدلیل همین مقاومت، کتابخانهاش در لبنان را به آتش کشیدند که مخزن کتابهای خطی ارزشمندی بود و خلاصهی عمر و ثمرهی حیاتش قلمداد میشد. بههمین ترتیب پیش آمدم و به نقش حوزه در دوران معاصر پرداختم و گفتم کارمندان زیادی از من درباره جواز یا حرمت تأخیر حضور در ادارات میپرسند و پاسخ من هرچه باشد میتواند تأثیر زیادی در وضعیت حکومت بگذارد. همچنین از من درباره دزدیدن اموال رژیم سؤال میشود و من اگر اجازه بدهم، فتوای من در کار حکومت مؤثر خواهد بود. سپس به این مسئله پرداختم که اکنون حکومت هیچگونه همکاری با علما ندارد و حتی در حد مسائل سادهی شرعی هم با آنها همکاری نمیکند؛ مثلاً یکی از کشتارگاههای بزرگ بغداد بهگونهای ساخته شده که ذبح روبهقبله انجام نمیشود؛ درحالیکه این مسئله خیلی ساده است و اشکالی برای حکومت پیش نمیآید که ذبح روبهقبله باشد و حال اینکه این کار باعث میشود که گوشت بیشتری به فروش برسد.
به اینجای حرفم که رسیدم، حبوبی رو به من کرد و گفت: «من تعجب میکنم از اینکه گوشت اینجا غیرشرعی است. من خودم هروقت به خارج میروم، تلاش میکنم که گوشت با ذبح اسلامی پیدا کنم، حال گوشتی که در خود عراق ذبح میشود، غیرشرعی است؟!».
سپس درباره اینکه دولت راهی را احداث کرده که موجب تخریب قبر علیبنمحمد سمری نائب امام زمان شده صحبت کردم و توضیح دادم که این کار برای شیعیان که در طول تاریخ با این مکان ارتباط ویژهای داشتند، پذیرفتنی نیست».
یکی از چیزهایی که استاد در آن جلسه به زید حیدر گفت، این بود که اگر حکومت میخواهد بداند خواسته مردم چیست، باید به علما مراجعه کند؛ زیرا علما مورداطمینان و رازدار امتاند و حرفهای آنها را میزنند.
در پایان جلسه حبوبی رو به زید حیدر کرد و گفت: «ببین این آقا چقدر خوب حرف میزند. باید ایشان را عالم بعثیها کنیم». حضار خندیدند. او هم رو کرد به حاضران و گفت: «چرا میخندید؟!». شهید صدر پاسخ داد: «من عالم مسلمانان هستم، نه بعثیها».
به نقل از شبکه اجتهاد فهم جامع اندیشههای شهید صدر نباید در مرزهای آثار اصولی ایشان (همچون حلقات و بحوث) متوقف شود. ایشان علاوهبر جایگاه برجسته در علم اصول، در حوزههای فقه اجتماعی، نظریه نظام، اقتصاد اسلامی، فلسفه استقراء و روش کشف نظریه، صاحب مکتب است. برای دستیابی به «نظام خانواده» از دیدگاه ایشان، باید به منظومه آثار وی از جمله الأسس المنطقیة للاستقراء، اقتصادنا، الإسلام یقود الحیاة و المذهب القرآنی نگریست. در یک تحلیل کلی، میتوان ایشان را در دو ساحت بازشناخت: «صدرِ اصولی و آموزشی» و «صدرِ نظریهپرداز و نظامساز». تقلیل پژوهشها به چهره اصولی ایشان، موجب نادیده ماندن ظرفیتهای عظیم اندیشه اجتماعی و نظامساز وی خواهد شد.
۱. گذار از جزئینگری به نگاه منظومهای
دستیابی به نظام خانواده در فقه اجتماعی، مستلزم عبور از نگاه اتمیک (جزئینگر) به احکام و حرکت به سوی دیدگاهی ساختارمند است. در این مسیر، هدف صرفاً گردآوری فتاوای پراکنده نیست؛ بلکه مقصود، استخراج «نظریههای کلان» و «ساختارهای راهبردی» از دل احکام است. در اینجا «منهج استنطاقی» (روش بازکاوشی از متن) اهمیت مییابد؛ روشی که فقیه را بر آن میدارد تا با پرسشهای برآمده از واقعیتهای اجتماعی به سراغ منابع دینی رفته و پاسخهای کلان دین را کشف کند.
۲. ترسیم نظام مسائل؛ گام نخست نظامسازی
نخستین گام در طراحی نظام خانواده، تدوین دقیق «نظام مسائل» است. باید تبیین شود که خانواده معاصر با چه چالشهایی روبروست؛ مسائلی نظیر:
بازتعریف نقشهای جنسیتی و حقوق و تکالیف زوجین.
اشتغال زنان و نسبت آن با نهاد خانواده.
الگوهای نوین تربیت فرزند و سرپرستی.
مناسبات عاطفی و جنسی در دنیای مدرن.
نسبت میان نهاد خانواده با جامعه و دولت.
پس از استخراج این مسائل، باید با روش استنطاقی و تحلیل مبانی دینی، اصول حاکم و اهداف بنیادین را استخراج کرد.
۳. جایگاه «منطقهالفراغ» در مسائل نوپدید
بسیاری از چالشهای معاصر خانواده در قلمرویی قرار دارند که فاقد نص صریح و الزامی هستند. این مسائل را نمیتوان تنها با فتاوای فردی حل کرد؛ بلکه باید در چارچوب «تقنین»، «تدبیر اجتماعی» و «احکام ولایی» سامان داد. «منطقهالفراغ» در اندیشه شهید صدر، فضایی برای قانونگذاری بر پایه اهداف و ارزشهای اسلامی است. مسائلی همچون تنظیم روابط جدید خانوادگی و حمایتهای اجتماعی از بنیان خانواده، در این ساحت تعریف میشوند.
۴. نقش اهداف شریعت و مؤشرات عامه
در نگاه شهید صدر، اهداف کلان دین (مقاصد الشریعه) نباید در حد شعار باقی بمانند، بلکه باید در فرایند اجتهاد نقش ایفا کنند. ارزشهایی چون عدالت، مودت، رحمت، تعاون و حفظ کرامت انسانی، جهتدهندههای اصلی در کشف نظام خانواده هستند. ایشان در کتاب الإسلام یقود الحیاه از «مؤشرات عامه» (شاخصهای کلی) سخن میگوید که راهنمای قانونگذار در موارد فقدان نص هستند و جهتگیری کلی شریعت را روشن میکنند.
۵. استقراء؛ پشتوانه معرفتشناختی نظامسازی
شهید صدر در کتاب الأسس المنطقیه للاستقراء، مسئله استقراء را بازسازی معرفتشناختی کرد. اهمیت این بحث در نظامسازی آن است که پژوهشگر بتواند از مجموعهای از دادههای جزئی فقهی، به الگوهای کلی و ساختارهای کلان دست یابد. نظام خانواده نه از تجمیع چند حکم، بلکه از طریق استقراء روشمند و تحلیل نسبتِ میان احکام پدید میآید.
۶. تمایز میان «فتوا» و «نظام»
در مسیر دستیابی به نظام خانواده، تفکیک میان فتوا و نظام ضروری است:
فتوا: ناظر به تکلیف فردی مکلف است.
نظام: ناظر به اداره اجتماعی، قانونگذاری و تحقق کارآمدی در سطح کلان است.
در نظامسازی، عنصر «کارآمدی اجتماعی» بدون خروج از مبانی شرعی، جایگاهی کلیدی دارد. همچنین، قانونگذاری در این عرصه نباید سلیقهای باشد؛ بلکه شهید صدر برای سازوکارهای جمعی و تخصصی (مانند مشورت و اجتهاد جمعی) اعتبار ویژهای قائل است.
جمعبندی: فرایند عملیاتی کشف نظام خانواده
بهطور خلاصه، راه دستیابی به نظام خانواده از دیدگاه شهید صدر در پنج مرحله صورتبندی میشود:
۱. شناسایی نظام مسائل: استخراج پرسشهای واقعی خانواده در جهان معاصر.
۲. استنطاق از منابع: مواجهه فعال و پرسشگرانه با متون دینی.
۳. تحلیل استقرایی: گذر از احکام جزئی به سوی نظریههای ساختاری.
۴. کشف مؤشرات و اهداف: بازخوانی احکام در پرتو مقاصد و شاخصهای کلان دین.
۵. تقنین در منطقهالفراغ: ساماندهی مسائل نوپدید با ابزار اجتهاد منظومهای و تدبیر اجتماعی.
نتیجه آنکه: نظام خانواده در فقه اجتماعی شهید صدر، مجموعهای خشک از احکام نیست؛ بلکه ساختاری زنده، هدفمند و منعطف است که ضمن وفاداری به نصوص، توان پاسخگویی به نیازهای متغیر زمانه را داراست.
به نقل از شبکه اجتهاد شهید آیتالله سید محمدباقر صدر، تنها یک اصولی برجسته در امتداد سنت رایج حوزههای علمیه نبود؛ او بنیانگذار «مدرسهای مستقل در علم اصول» است که با نوآوریهای روشمند، نگاه تمدنی و بازتعریف کارکرد علم اصول، مسیر فقه شیعه را وارد مرحلهای تازه کرد. بررسی شخصیتهای محوری در نشر افکار اصولی شهید صدر، تقریرات درسی ایشان و ویژگیهای مکتب اصولی او نشان میدهد که این مدرسه فکری، نهتنها به توسعه کمی فقه انجامیده، بلکه با طرح «فقه النظریات» و عبور از فقه جزئینگر، افقهای جدیدی را برای ارتقای کارکردهای فقه در مواجهه با مسائل کلان اجتماعی، سیاسی و تمدنی گشوده است.
به گزارش خبرنگار اجتهاد، نشست علمی «ویژگیهای مکتب اصولی شهید صدر و ظرفیت آن در توسعه و ارتقای فقه» با ارائه حجتالاسلام حسین زمانیان، استاد حوزه و دانشگاه به همت حوزه علمیه مروی و با همکاری خانه راهبران دینی جوان برگزار شد.
این صدرپژوه، ضمن معرفی شخصیتهای محوری در نشر و تبیین افکار و آراء شهید صدر و بررسی تقریرات مختلف درس اصول ایشان، تلاش کرده است مهمترین ویژگیهای این مکتب اصولی و نسبت آن با توسعه و ارتقای فقه را تبیین کند؛ مکتبی که از «فقه الاحکام» عبور میکند و با طرح «فقه النظریات»، فقه را به دانشی راهبردی برای پاسخگویی به مسائل بنیادین جامعه و حرکت بهسوی تمدن اسلامی بدل میسازد. گزارش تفصیلی آن پیشرویتان قرار میگیرد:
۱- شخصیتهای محوری در نشر افکار اصولی شهید صدر
در خصوص شهید صدر اینگونه است تا کسی با اصول فقه شهید صدر آشنا نشود، نمیتواند با مکتب فکری شهید صدر آشنایی پیدا کند.
مرحوم شهید صدر شاگردان برجستهی فراوانی داشتند، اما دو شاگرد محوری و اصلی که بهعنوان ناشران افکار اصولی شهید صدر شناخته میشوند، اهمیت ویژهای دارند.
نخست، آیتالله سید کاظم حائری، از مراجع تقلید که هماکنون در بستر بیماری به سر میبرند و خداوند متعال شفای عاجل ایشان را عنایت فرماید. ایشان چند سال پیش با صدور بیانیهای از مرجعیت کنارهگیری کردند و مقلدان و عموم مردم را به مقام معظم رهبری ارجاع دادند. این اقدام ریشه در یکی از مبانی فکری شهید صدر دارد که مرجعیت و رهبری را بهعنوان یک نهاد واحد تلقی میکند. در مجموع، آیتالله حائری یکی از ناشران اصلی افکار اصولی شهید صدر به شمار میروند.
دوم، آیتالله سید محمود هاشمی شاهرودی (ره)، رئیس پیشین قوه قضائیه، رئیس سابق مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو فقهای شورای نگهبان، که نخستین بار افکار اصولی شهید صدر را بهطور جدی در حوزه علمیه ایران مطرح کردند.
تقریرات اصولی شهید صدر
تاکنون پنج تقریر از درس اصول شهید صدر منتشر شده است؛ و تقریرات دیگری نیز در پژوهشگاه شهید صدر در دست بررسی و آمادهسازی برای انتشار است:
۱- بحوث فی علم الأصول، از مرحوم آیتالله سید محمود هاشمی شاهرودی.
۲- مباحث الأصول، از آیتالله سید کاظم حائری.
۳- بحوث فی علم الأصول، اثر عبدالساتر شیخ حسن عبدالله، از عالمان لبنانی، که با عنوان «اصول فی علم الوصول» نیز شناخته میشود.
۴- مختارات فی علم أصول الفقه، به قلم آیتالله سید محمد صدر، مشهور به «شهید صدر ثانی»
۵- جواهر الأصول، نوشته آیتالله انصاری.
آیتالله هاشمی شاهرودی نخستین کسی بود که این تقریرات را در ایران منتشر کرد و مباحث اصولی شهید صدر را به فضای حوزه علمیه ایران وارد نمود.
ویژگیهای تقریرات مختلف
تقریر آیتالله هاشمی شاهرودی از دو جهت اهمیت دارد: نخست، اولین تقریری بود که در ایران منتشر شد؛ دوم، به تأیید خود شهید صدر رسید و از نظر ایشان «مقرَّر» محسوب میشود.
در مقابل، مباحث الأصول آیتالله حائری ویژگی خاصی دارد؛ از این جهت که بسیار مفصلتر نوشته شده، توضیحات روشنتر و گستردهتری ارائه میدهد و در هفت جلد تنظیم شده است. در عین حال، کلمات در برخی بخشها موجز و مختصر است و تفسیرهای اضافی ندارد؛ با این حال، بهسبب توضیح بیشتری که ارائه میکند، برای بسیاری از طلاب قابل استفادهتر است.
همچنین، کتاب بحوث فی علم الأصول عبدالساتر شیخ حسن عبدالله از آنجا که گفته میشود پیادهشدهی صوت تدریسهای خود شهید صدر است، برای کسانی که میخواهند با زبان و الفاظ خود شهید صدر آشنا شوند، استفادهپذیری بیشتری دارد.
شهید صدر؛ «مدرسه» اصولی مستقل
هر دو شاگرد اصلی (آیتالله هاشمی شاهرودی و آیتالله حائری) در آثار خود تصریح کردهاند که شهید صدر نه پیرو مکاتب پیشین، بلکه صاحب یک مدرسه اصولی مستقل بوده است. ایشان را نمیتوان ذیل هیچیک از مکاتب اصولی موجود قرار داد؛ مکتب شهید صدر مدرسهای منسجم و در عین حال مرتبط با سنت اصولی شیعه است.
۲- ویژگیهای مکتب اصولی شهید صدر
مدعای اصلی ما این است: مکتب اصولی شهید صدر هم موجب توسعه فقه شده و هم باعث ارتقای فقه گردیده است. توضیح خواهم داد که چگونه این دو نتیجه، یعنی توسعه و ارتقای کارکردهای فقه، تحقق یافته است.
اصل اینکه شهید صدر یک مکتب اصولی منسجم و مستقل ـ البته مرتبط با سنت اصولی شیعه ـ بنا نهاده، امری پذیرفتنی است. اکنون پرسش این است که این مکتب اصولی، چه ویژگیهایی دارد.
ویژگیهای هفتگانه مکتب اصولی شهید صدر عمدتاً از مقدمه کتاب بحوث فی علم الأصول مرحوم آیتالله هاشمی شاهرودی استخراج شده و با نکاتی از مباحث الأصول آیتالله حائری تکمیل گردیده است.
ویژگی نخست: شمول و موضوعیت
نخستین ویژگی که مرحوم آیتالله هاشمی برای مکتب اصولی شهید صدر ذکر میکند، با عنوان «الشمول و الموضوعیه» مطرح شده است. منظور از این ویژگی چیست؟ مرحوم آیتالله هاشمی معتقدند که این مکتب، منطق و معرفتشناسی ویژهی خود، فلسفه و کلام اختصاصی خود و روش تدریس خاص خود را دارد. این تصویر کلی از مکتب شهید صدر است، فارغ از اینکه وارد جزئیات مکتب اصولی شویم.
به بیان دیگر، این ویژگی نخست را باید بهعنوان ویژگی کل مکتب فکری شهید صدر در نظر گرفت. این مکتب، نوعی جامعیت دارد؛ بهگونهای که اجزای آن همچون قطعات یک پازل، یکدیگر را تکمیل میکنند. ایشان در ادامه اشاره میکنند که تعبیر «شمول و موضوعیت» شبیه آن چیزی است که معمولاً در مورد دایرهالمعارفها به کار میرود؛ یعنی پوشش دادن همه ابعاد یک موضوع بهصورت منسجم.
در مقدمه بحوث فی علم الأصول، آیتالله هاشمی توضیح میدهد که از منظر شهید صدر، مکتب فکری همچون دین، یک کل بههمپیوسته است؛ همانگونه که معارف دینی نیز یکپارچه و وابسته به یکدیگرند. این کل، مفتاحی دارد و آن مفتاح، در نگاه شهید صدر، علم اصول فقه است.
ویژگی دوم: استیعاب فروض و اشراف بر مسائل
ویژگی دوم که در کلمات آیتالله هاشمی با عنوان «الاستیعاب و الإحاطه و الإشراف» مطرح شده، به معنای فراگیری و احاطه بر همه فروض و احتمالات یک مسئله است. این ویژگی، شباهتی به شمول دارد، اما با تفاوتی دقیق که توضیح داده خواهد شد.
برای درک این ویژگی، کافی است به کتاب حلقات شهید صدر مراجعه شود. در حلقات و نیز در دیگر تقریرات اصولی، هنگامی که شهید صدر وارد یک مسئله میشود، تمام احتمالات و فروض ممکن آن مسئله را با دقت بررسی میکند. سپس، برای انتخاب نظریه مختار خود، هم دلایل ایجابی به نفع دیدگاه خویش میآورد و هم دلایل سلبی برای نقد و رد نظریات رقیب ارائه میدهد. این ویژگی، یعنی جمع میان بعد ایجابی و بعد سلبی در استدلال، سبب میشود که یک بحث اصولی بهصورت کامل و پخته پیش رود.
مثلا در علم اصول، بحث معروف تسامح در ادلّه سنن مطرح است. اگر روایتی درباره استحباب عملی وارد شده باشد ـ مثلاً قرائت سورهای خاص در شب جمعه ـ اما سند آن معتبر نباشد، این پرسش پیش میآید که آیا میتوان به چنین روایتی عمل کرد یا نه. دلیل قائلان به تسامح، روایات «مَن بَلَغ» است.
مرحوم شهید صدر در تحلیل این روایات، چهار احتمال را مطرح و بررسی میکند: آیا این روایات دلالت بر جعل حجیتِ مطلق بلوغ دارند؟ آیا موضوع جعل یک استحباب واقعیاند؟ آیا ارجاع به حکم عقل در حسن احتیاط است؟ یا صرفاً وعدهای مولوی برای ایجاد رغبت در انجام عمل است؟ ایشان هر چهار احتمال را بررسی میکند و به یک تحلیل نهایی میرسد. این شیوه، نمونه روشنی از همان احاطه و اشراف است که آیتالله هاشمی از آن بهعنوان یکی از ویژگیهای اساسی مکتب اصولی شهید صدر یاد میکند.
نمونهای از استیعاب و احاطه در مباحث اصولی: برای مثال، بحث اجمال به معنای مجمل و مبیّن را در نظر بگیرید. اگر به کفایه الأصول مراجعه کنید، میبینید این بحث در حدود یک صفحه مطرح شده است؛ اما همین بحث را اگر در بحوث فی علم الأصول مرحوم شهید صدر ببینید، مشاهده میکنید که ایشان چه مقدار دقت، تتبّع و تحلیل به خرج دادهاند. مرحوم شهید صدر از تفسیرهای سطحی و توضیحات غیرضروری پرهیز میکند، اما در عین حال، فروض و شقوق مختلف مسئله را مطرح میکند، مثالهای واقعی فقهی میزند و کاری میکند که بحث، حقیقتاً صورت یک بحث اصولیِ پخته و روشن به خود بگیرد.
ویژگی سوم: ابداع و تجدید
ویژگی سوم مکتب اصولی شهید صدر، به تعبیر مرحوم آیتالله هاشمی «الإبداع و التجدید» است؛ «ابداع» به معنای نوآوری و «تجدید» به معنای نوسازی. مرحوم شهید صدر، هم مباحث پیشین علم اصول را با نگاهی تازه بازسازی و نوسازی کرد و هم مباحثی را که پیش از او یا اصلاً مطرح نشده بود، یا تنها اشاراتی به آن وجود داشت، بهصورت جدی وارد علم اصول نمود و آنها را بهگونهای عرضه کرد که حقیقتاً نوآوری علمی به شمار میآید.
همان بحث مجمل و مبیّن میتواند نمونهای روشن از این رویکرد باشد. آیتالله سید کاظم حائری آنقدر این ویژگی را مهم میدانند که تصریح میکنند: اساساً میتوان گفت مرحوم شهید صدر، علم اصول را وارد مرحلهای تازه کرده است. به بیان ایشان، اگر ما ادواری برای علم اصول در نظر بگیریم ـ دورهای در عصر سید مرتضی و شیخ طوسی، دورهای پیش از اخباریها، دورهای پس از اخباریها با محوریت وحید بهبهانی و شیخ انصاری، و سپس دوران اعلام ثلاثه و شاگردان آخوند ـ با رسیدن به شهید صدر، علم اصول وارد مرحلهای جدید میشود؛ مرحلهای که میتوان از آن با عنوان «اصول صدر» یاد کرد.
شهید صدر صرفاً به بیان خطابی یا تکرار مطالب گذشته بسنده نمیکند. محور اساسی نوآوری او، نظریه حساب احتمالات است؛ نظریهای که به تصریح آیتالله حائری، علم اصول را وارد مرحلهای تازه میکند. بسیاری از مسائل اصولی، مانند حجیت خبر متواتر، بحث اجماع و بحث سیره ـ که پیش از شهید صدر بهصورت نسبتاً مختصر و محدود بررسی میشد ـ بهدست ایشان بهطور اساسی بازبینی میشود و بر پایه حساب احتمالات، مبنایی جدید برای اعتباربخشی آنها ارائه میگردد.
افرادی که آثار شهید صدر را مطالعه کردهاند، دیدهاند که این مبنا چگونه در بحث خبر متواتر، در تحلیل اجماع و در احراز سیره بهکار گرفته میشود؛ بهگونهای که ایشان برای احراز سیره، مراحلی دقیق را بیان میکند و حساب احتمالات را بهصورت فنی وارد این حوزه میسازد. همچنین مباحثی مانند استقرا و امکان دستیابی به حکم یا نظریه از طریق آن، مسلک حقالطاعه و بحث تزاحم حفظی در احکام ظاهری، همگی از نوآوریهای مهم شهید صدر به شمار میآیند.
نوآوریهای شهید صدر تا آنجاست که حتی وقتی برخی میخواستند به حلقات اشکال بگیرند و بپرسند چرا این اثر در حوزه بهطور کامل جا نیفتاد، پاسخ میدادند: از بس نوآوری دارد. به تعبیر آنان، حجم بالای نوآوریها نوعی گسست از سنت رایج اصولی ایجاد کرده و پیوند ذهنی بسیاری از طلاب با ساختار پیشین برقرار نشده است. این خود نشاندهنده عمق و جدّیت نوآوری در مکتب اصولی شهید صدر است.
ویژگی چهارم: منهجیت و تنسیق
ویژگی چهارم که مرحوم آیتالله هاشمی برای مدرسه اصولی شهید صدر برمیشمارد، «المنهجیه و التنسیق» است؛ یعنی روشمندی و هماهنگی ساختاری. برای فهم این ویژگی، میتوان به تعبیری که رهبر معظم انقلاب درباره مرحوم آیتالله نائینی فرمودهاند اشاره کرد؛ ایشان فرمودند مرحوم نائینی ذهنیت شاکلهساز داشت. آیتالله هاشمی نیز از مرحوم نائینی با تعبیر «مهندس» یاد میکردند؛ زیرا بسیاری از مباحث حقوقی و اصولی ما مرهون همین شاکلهسازی و تقسیمبندیهای دقیق ایشان است.
با وجود همه تلاشهای نائینی و پیشینیان او، شهید صدر در این زمینه نیز تحولی اساسی ایجاد کرد. آن ذهنیت شاکلهساز، به تعبیر رهبری معظم، در نگاه شهید صدر بهگونهای چشمگیر و بنیادین بروز یافت. برای نمونه، کافی است به حلقات نگاه کنید و تدوین جدیدی را که شهید صدر از علم اصول ارائه میدهد، بررسی نمایید. حتی مرور فهرست حلقات نشان میدهد که ایشان چگونه با یک طرح منسجم وارد علم اصول میشود.
شهید صدر، علم اصول را اینگونه تعریف میکند: «علم العناصر المشترکه فی عملیات الاستنباط الفقهی». این تعریف را بهعنوان تعریف محوری قرار میدهد؛ تعریفی که به تعبیر خود ایشان، ضابطه و معیار روشنی برای تمییز مسائل علم اصول از سایر علوم به دست میدهد. سپس بر اساس همین تعریف، ساختار علم اصول و ابواب آن را سامان میدهد.
به نظر ایشان، اگر بخواهیم بنیادیترین بحث علم اصول را مشخص کنیم، باید از بحث حجیت قطع آغاز کنیم؛ زیرا در فقه، دو اسلوب استدلالی وجود دارد: یکی اسلوبی که به دنبال احراز حکم واقعی است (که دیگران آن را «دلیل اجتهادی» مینامند) و دیگری اسلوب اصول عملیّه که وظیفه عملی مکلف را تعیین میکند (و به «دلیل فقاهتی» تعبیر میشود). عنصر مشترک میان همه اینها، قطع و حجیت آن است.
از اینرو، ابتدا باید بحث حجیت علم و قطع روشن شود، سپس به سراغ ادله اجتهادی رفت؛ در ادله اجتهادی، دلیل شرعی و دلیل عقلی از یکدیگر تفکیک میشود، در دلیل شرعی بحث دلالت و اثبات صدور مطرح میگردد، و پس از آن نوبت به اصول عملیّه و در نهایت به بحث تعارض ادله میرسد. حاصل این روش، ارائه یک شاکله منسجم از علم اصول است؛ شاکلهای که مانند یک نقشه هوایی، امکان اشراف کلی بر همه مباحث را فراهم میکند.
برخلاف بسیاری از کتب اصولی که از همان ابتدا طالب علم را به مباحث پراکنده پرتاب میکنند و او نمیداند این بحث به چه کاری میآید و در کجای علم اصول قرار دارد، شهید صدر تصریح میکند که حلقات را با رویکرد آموزشی نوشته است؛ یعنی منطق مباحث باید روشن باشد و هر بحث جای خود را در پازل کلی علم اصول پیدا کند.
ایشان همین نگاه را به فقه نیز تعمیم میدهد. مرحوم آیتالله شاهرودی در کتاب المدخل إلی علم الفقه، توضیح میدهد که فقه موجود نیز از نوعی پراکندگی و فقدان تنسیق رنج میبرد. برای مثال، بحث ولایت فقیه که ماهیتی سیاسی و مربوط به فقه عمومی دارد، در کتابهای فقهی ذیل ابواب معاملات یا نکاح مطرح میشود؛ امری که از منظر روشمند، محل تأمل است. اگر منهجیت و تنسیق رعایت شود، مباحث سیاسی باید در جایگاه مستقل خود بررسی شوند، هرچند آثار آنها در ابواب دیگر نیز قابل استفاده باشد.
این ذهنیت شاکلهساز، روشمند و هماهنگکننده، یکی از مهمترین ویژگیهای مکتب اصولی شهید صدر است.
ویژگی پنجم: منطقیّت و وجدانیّت
ویژگی پنجم مکتب اصولی شهید صدر، به تعبیر مرحوم آیتالله هاشمی، «المنطقیه و الوجدانیه» است؛ یعنی جمع میان رویکرد منطقی و عقلی با رویکرد وجدانی. توضیح اجمالی این ویژگی آن است که در بسیاری از مباحث اصولی، استدلالهای عمیق عقلی ارائه میشود، اما گاه این استدلالها با وجدان عرفی و ارتکاز ابتدایی انسان ناسازگار به نظر میرسد.
برای نمونه، در بحث وضع و رابطه لفظ و معنا، نظریات متعددی مطرح شده است: نظریه ذاتی بودن، نظریه اعتبار، نظریه تعهد (که مرحوم آیتالله خویی آن را از محقق نهاوندی نقل میکند) و نظریه قرن اکید شهید صدر. نظریه تعهد اگرچه از حیث منطقی قابل دفاع است، اما به نظر شهید صدر، با وجدان عرفی سازگاری کامل ندارد. ایشان تصریح میکند که اگرچه این نظریه برای فرار از اشکال نظریه اعتبار مطرح شده، اما در نهایت انسان را از «چاله به چاه» میاندازد و به تحلیلهایی میکشاند که با فهم وجدانی و عقلایی ناسازگار است.
هنر شهید صدر در اینجا آن است که تحلیل را بهگونهای ارائه میکند که هم خلاف وجدان و فهم ساده عرفی نباشد و هم از استحکام علمی و تحلیلی برخوردار باشد.
ویژگی ششم: ذوق فنی و حسّ عقلایی
ویژگی ششم که برای مکتب اصولی شهید صدر ذکر شده، «الذوق الفنّی و الحسّ العقلائی» است. بر اساس این ویژگی، فقیه و اصولی باید هم از ذوق علمی و فنی برخوردار باشد و هم در بیان نظریات خود، جنبههای عقلایی را رعایت کند. صرف پیچیدگیهای فلسفی یا تحلیلهای انتزاعی که برای ذهنهای نوعی قابل همراهی نیست، کفایت نمیکند.
شهید صدر در عین تشخیص دقیق لُبّ مسائل، توانایی اقناع و توضیح نظریه را نیز دارد. برای مثال، در بحث تسامح در ادله سنن، صرف ادعای ظهور روایات «من بلغ» کافی نیست؛ بلکه باید منشأ این ظهور تحلیل شود. اختلافنظرها در مباحثی مانند صحیح و اعم نیز دقیقاً از همینجا ناشی میشود. ویژگی مکتب اصولی شهید صدر آن است که اگر به نتیجهای برسد، صرفاً به ادعا اکتفا نمیکند، بلکه مبانی و منشأهای آن نتیجه را نیز بهروشنی تبیین مینماید.
صرفِ اینکه گفته شود «الفاظ، ظاهر در اعماند»، خودبهخود مسئله را حل نمیکند. ویژگی مکتب اصولی شهید صدر این بود که اگر با ذوق علمی به فهمی میرسید، توان اقناع و تبیین آن فهم را نیز داشت؛ یعنی به ادعای صرف اکتفا نمیکرد، بلکه منشأ و ریشه آن ظهور را تحلیل میکرد و نشان میداد این ظهور از کجا و چگونه شکل گرفته است.
ویژگی هفتم: نگاه تمدّنی
اما ویژگی پایانی ـ که بسیار مهم است و شاید اصل بحث ما نیز همین باشد ـ آن چیزی است که مرحوم آیتالله هاشمی شاهرودی از آن تعبیر میکنند به: «القیمه الحضاریه لمدرسه السیّد الشهید الصدر»؛ یعنی ارزش تمدنی مکتب شهید صدر.
طلبه امروز محتاج شهید صدر است. به تعبیر برخی از اساتید، طلبهِ پس از انقلاب اسلامی بهطور خاص به شهید صدر نیاز دارد؛ و ضروری است که با اندیشه ایشان آشنا شود، با مکتب او انس بگیرد و در چارچوب این مدرسه فکری به تحصیل علم بپردازد.
علت این نیاز روشن است؛ زیرا مدرسه سید محمدباقر صدر، یک مدرسه صرفاً نظری و منزوی در گوشه حجره نیست. اساساً مرحوم شهید صدر به دنبال این نبود که علم را فقط از حیث نظری گسترش دهد. هدف اصلی او اقامه دین بود و افق فکریاش، تحقق تمدن اسلامی.
آغاز اصول فقه در افق تمدنی با نفی نگاه سکولار
این تفاوت بنیادین، از همان ابتدای علم اصول در مکتب شهید صدر خود را نشان میدهد. دیگر اصولیان، حکم شرعی را در علم اصول معمولاً اینگونه تعریف میکنند که: «خطابُ الله المتعلّق بأفعال المکلّفین».
اما شهید صدر تعریف را دگرگون میکند و میگوید: حکم شرعی، تشریع صادر از سوی خداوند برای تنظیم حیات انسان در ابعاد مختلف زندگی است. سپس تصریح میکند که این ابعاد، تنها عبادی یا فردی نیست، بلکه ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی را نیز در بر میگیرد. شهید صدر اصول فقه را دقیقاً از همین نقطه آغاز میکند؛ یعنی آغاز اصول در افق تمدنی و با نفی نگاه سکولار. این آغاز، کاملاً منحصربهفرد است.![]()
توجه کنید که مسئله، در میانه مباحث اصولی مطرح نمیشود؛ بلکه در همان ابتدای تعریف حکم شرعی در «حلقات»، و دقیقاً در حلقه اول، این مسئله طرح میگردد. شهید صدر علم اصول را از این نقطه شروع میکند. طلبهای که در چنین مکتبی تربیت شود، بسیار بعید است به معنای حقیقی کلمه ضدّانقلاب باشد؛ زیرا انقلاب در معنای ریشهای خود، یعنی حرکت بهسوی تمدن اسلامی. به تعبیر مقام معظم رهبری، ما با یک زنجیره پنجمرحلهای مواجهایم: انقلاب اسلامی ← نظام اسلامی ← دولت اسلامی ← جامعه اسلامی ← تمدن اسلامی.
شهید صدر از همان آغاز علم اصول، با همین منطق و افق حرکت میکند. او میخواهد بگوید اسلام و معارف اسلامی صرفاً مجموعهای از مطالب برای خواندن در حجره نیست. اسلام آمده است تا مسئله انسان معاصر را حل کند؛ دین، یکسری دستورات بیروح و انتزاعی نیست، بلکه قرار است زندگی انسان را سامان دهد.
به همین دلیل، شما این نگاه را از همان آغاز آثار شهید صدر میبینید؛ چه در بحث سنن تاریخی در المدرسه القرآنیه ـ که جناب استاد بهمنی ارائه کردند ـ و چه در سایر مباحث مستند و تحلیلی ایشان. این برداشت، صرفاً تلقی شخصی بنده نیست؛ بلکه همان تلقی مرحوم آیتالله هاشمی شاهرودی است که بر ارزش تمدنی مکتب شهید صدر تأکید میکردند؛ ارزشی که او را بهشدت برای طلبه امروز کارآمد میسازد.
از همین رو، شهید صدر از آغاز علم اصول، طلبه را با اصول فقه بهعنوان دانشی ناظر به تنظیم و ساماندهی حیات انسان آشنا میکند؛ نه صرفاً دانشی برای استخراج احکام جزئی.
نگاه واقعنگرانه در اندیشهها
ویژگی مهم دیگر شهید صدر، که میتوان آن را بهعنوان ویژگی هشتم در کنار موارد هفتگانه پیشین برشمرد، نگاه واقعنگرانه ایشان در طرح اندیشههاست؛ هم در فقه و هم در اصول. برای نمونه، در فقه، وقتی ایشان در کتاب «المعاملات التأسّسیه: گفتارهای بنیادین» (چاپ پژوهشگاه صدر) به موضوع بانک میپردازد، بخشی از بحث خود را با عنوانی مانند «واقعیتالبنک» (واقعیت بانک) آغاز میکند. این نشان میدهد که شهید صدر پیش از هر چیز، به تحلیل عینی و واقعی موضوع میپردازد و با واقعیتهای عینی کار دارد. در علم اصول نیز، هنگامی که به تعریف این علم میپردازد، تعریفی بیگانه با علم اصول موجود ارائه نمیدهد، بلکه سعی میکند همین علم موجود را به گونهای تبیین کند که هم حقیقت آن را روشن سازد و هم به واقعیت آن بپردازد.
۳- نمونههایی از کارکرد نگاه اصولی شهید در توسعه و ارتقای کارکاردهای فقه
شهید صدر در ادامه این بحث تاریخی را مطرح میکند که با پدید آمدن و تحوّل علم حدیث، علم فقه از دل آن زاده شد و سپس علم اصول از درون علم فقه بیرون آمد. اما تأکید میکند که این رابطه، یکسویه نیست؛ یعنی تنها علم فقه به رشد اصول کمک نکرده است، بلکه علم اصول نیز به پیشرفت فقه یاری میرساند. این یک «تفاعل» و رابطهای تعاملی و دوطرفه است: هر اندازه علم اصول پیشرفت کند، علم فقه نیز ترقی خواهد کرد. بنابراین، اگر شهید صدر – به تعبیر آقای حائری – علم اصول را وارد مرحلهای جدید کرده است، طبیعی است که بسیاری از مباحث فقهی نیز گسترش یابند و مسائل فقهی نوظهوری فرصت بروز پیدا کنند.
برداشت شهید از معنای «سیره»؛ نمونهای از توسعهی کارکردهای فقه
برای ملموستر شدن بحث، نمونهای از نوآوری شهید صدر در فقه بیان میشود. ایشان در بحث «سیره» (رویه عقلای متشرعه) ورودی بدیع دارند، بهگونهای که پس از ایشون، هرکس بخواهد درباره سیره سخن بگوید، ناگزیر به مبانی شهید صدر رجوع میکند. ایشان این پرسش را مطرح میکند که وقتی میگوییم سیره باید از سوی شارع «امضا» شود، آنچه امضا میشود چیست؟ آیا رفتار خارجی است یا «ارتکاز» ذهنیای که منشأ آن رفتار خارجی است؟ شهید صدر معتقد است آن «ارتکاز» است که امضا میشود. این مبنا، بابی جدید میگشاید تا در مسائل نوین بتوان از سیره استفاده کرد و ادعا نمود که موضوع جدید، مصداقی از همان سیره مقبول پیشین است. برای مثال، در مسئله «حقوق معنوی»، این دیدگاه امکان میدهد تا بهشکلی فنی و استدلالی از سیره بهره برد، نه صرفاً با استناد به وجود سیره عقلا در عصر حاضر و تبعیت شارع از آن – که رویکردی فنی محسوب نمیشود. همینجاست که به دیدگاههایی مانند نظر مرحوم آقای اصفهانی («شارع، رئیس عقلاست») اشکالاتی وارد شده و حتی خود شهید صدر نیز بر آن نقد دارد. اما این بحث سیرهای که شهید صدر مطرح میکند، دریچهای جدید در فقه میگشاید و به توسعه علم فقه کمک میکند.
گذار از فقه الاحکام به فقه النظریات
نکتهی دیگر، در خدمت به «ارتقای» علم فقه بحث «مقاصد الشریعه» است. هرچند مرحوم شهید صدر این تعبیر را به کار نمیبرد، اما ایشان علم فقه را از حیطهی «فقه الاحکام» به سوی «فقه النظریات» سوق میدهد. تعبیر خود ایشان این است: «من فقه الاحکام الی فقه النظریات». به تعبیر امروزی، میتوان گفت مرحلهای از فقه، «فقه فردی» (احکام) بوده و مرحله دیگر، «فقه النظریات» است. این نگرش، ریشه در همان نگاه اصولی ایشان دارد. اگر حکم شرعی به معنایی در نظر گرفته شود که تنظیمکننده حیات انسانها باشد، تنها «حکم» به معنای مصطلح در اصول کفایت نمیکند، بلکه به «نظریه» نیز نیاز است. لذا ایشان «فقه النظریات» را مطرح میسازد. این، همان ارتقایی است که شهید صدر برای فقه در نظر دارد: هم توسعه داده (گسترش کمی) و هم با طرح فقه النظریات، آن را ارتقا بخشیده (ارتقای کیفی).
اما فقه النظریات چیست؟ به طور مثال در حوزه اقتصاد، خلاصه کلام شهید صدر این است که برای اداره جامعه با فقه و اسلام و حل مسائل آن، نمیتوان تنها به احکام جزئی و گوشهای بسنده کرد، بلکه به فقه النظریات نیاز داریم: «من فقه الاحکام الی فقه النظریات».
برای نمونه، در مباحث اقتصادی، با چه ضابطهای باید منابع طبیعی را توزیع کرد؟ نظریه تولید ما چیست؟ نظریه پول ما چیست؟ نظریه بانک ما چیست؟ اینها دیگر «حکم» (حلال یا حرام بودن یک فعل مشخص) نیستند، بلکه «نظریه»اند. پرسش این نیست که «استفاده از بانک جایز است یا نه؟»، بلکه پرسش این است: «نظریه بانک شما چیست؟» یا «نظریه پول شما چیست؟». شهید صدر این گونه اندیشه را به ما آموخت و هرکس پس از ایشان در این عرصه گام نهاده، خواه ناخواه و چه اقرار کند چه نکند، از خوان گستردهای بهره برده که شهید صدر فراهم آورده و این ارتقای دانش فقه را محقق ساخته است.
۴- پرسش و پاسخ
رابطه فقه النظریات شهید صدر با مقاصد الشریعه چیست؟ همچنین، بحث «مؤشرات عامه» که شهید صدر مطرح کرده، چه ارتباطی با مقاصد الشریعه دارد؟
زمانیان: شهید صدر بحث «مؤشرات عامه» را در دو جا مطرح کرده است: یکی در بحث «سنن تاریخی» و دیگری در کتاب «الاسام یقود الحیاه». نگاه ایشان تفاوتهایی با بحث «مقاصد الشریعه» در کلمات اهل سنت دارد و نمیتوان شهید صدر را فقیهی مقاصدی به سبک فقهای اهل سنت دانست. نکته کلیدی این است که مباحثی مانند فقه النظریات یا مؤشرات عامهی شهید صدر را باید در چهارچوب نظام فکری او تحلیل کرد که یکی از بخشهای مهم آن، «منطقهالفراغ» است. شهید صدر این مفاهیم را عمدتاً ناظر به حوزهی منطقهالفراغ مطرح میکند. یعنی مؤشرات عامه و فقه النظریات، عمدتاً برای دستیابی به حکم در قلمرو منطقهالفراغ و نیز برای کسب فهمی تازه از نصوص (با استفاده از تعبیر «اشعاع النصوص» که در کلمات شهید صدر وجود دارد) به کار میروند. اما در فقه مقاصد اهل سنت، گاه مقاصد بهگونهای به کار گرفته میشوند که مستقیماً دلیل بر حکمی قرار میگیرند، حال آن که شهید صدر چنین رویکردی ندارد و از این رو تفاوتهایی میان آنها وجود دارد.
لطفا یک معرفی اجمالی از آثار شهید صدر بفرمایید.
زمانیان: پژوهشگاه شهید صدر سایتی دارد که با جستجو میتوانید به آن دست یابید. در آنجا برای هر کتاب معرفیای گذاشته شده است. همچنین، کتابهای مفصلی درباره زندگینامه شهید صدر وجود دارد، مانند «السیره و المسیره» به زبان عربی و «شرح صدر» به فارسی.
اگر بخواهید بهشکل تفصیلیتر، آثار درباره اندیشههای ایشان را بررسی کنید، کارهای گوناگونی انجام شده است؛ مانند کارهای استاد بهمنی در زمینهی تفسیر موضوعی شهید صدر، یا کتابهای استاد رضا اسلامی دربارهی برخی مبانی اصولی شهید صدر (مانند حکم ظاهری). همچنین، درباره کتاب «حلقات» نیز شروح متعددی مانند اثر استاد ایروانی نوشته شده است. در حوزهی اقتصاد نیز کتابهای متعددی هم ترجمه (مانند «اقتصادنا» و «البنک اللاربوی») و هم شرح و تکمله بر آثار ایشان نوشته شده است. بهطور اجمال، مراجعه به سایت پژوهشگاه شهید صدر میتواند راهگشا باشد.
به نقل از شبکه اجتهاد مسئله اصلی شهید صدر، تحقق اسلام در تمام ابعاد زیست انسان است. ایشان معتقدند که اگر ساختارهای یک جامعه بر اساس مبانی غیراسلامی شکل گرفته باشد، نمیتوان از افراد انتظار داشت که صرفاً با اراده فردی، یک رفتار دینی را اصلاح کنند.
به گزارش شبکه اجتهاد، اولین نشست از سلسله نشستهای آشنایی با زیست و اندیشههای شهید آیتالله سیدمحمد باقر صدر (ره) در محل نمایشگاه گفتمان مدرسه علمیه مروی با حضور طلاب جواب و ارائهی حجتالاسلام والمسلمین سیدامید موذنی، معاون پژوهش پژوهشگاه تخصصی شهید صدر (ره) برگزار شد. در ادامه خلاصهای از محتوای ارائه شده را مرور میکنیم:
۱. ارزیابی شناخت اولیه از شخصیت شهید صدر
در ابتدا، برای ارزیابی میزان آشنایی حضار با موضوع، لازم است به چند نکته اشاره شود. مشاهده میشود که تقریباً نیمی از دوستان با زندگینامه و آثار شهید صدر آشنایی دارند. برخی کتاب شرح صدر یا دو اثر جدیدتر درباره سید کاظم حائری و دیگران را مطالعه کردهاند و برخی نیز آثاری چون صورتهای نظریه سیاسی را خواندهاند. همچنین مطالعه بیانات حضرت آقا درباره شهید صدر، بهویژه کتاب نابغه قرن، امری ضروری است که باید مورد توجه قرار گیرد.
۱.۱. مظلومیت و عدم شناخت دقیق شهید صدر
«یکی از نشانههای مظلومیت شهید صدر این است که حتی پس از گذشت سالها، هنوز شخصیت ایشان بهدرستی شناخته نشده است. تا همین ده یا دوازده سال پیش، بخش قابلتوجهی از زمان ما صرف این میشد که برای شخصیتهای مختلف توضیح دهیم که ما یک «امام موسی صدر» داریم که در لبنان فعالیت میکردند و انشاءالله در قید حیات هستند و یک «سید محمدباقر صدر» داریم که در عراق بودند؛ و ایشان غیر از پدر مقتدی صدر هستند. این عدم تمایز، عمق غربت این شخصیت بزرگ را نشان میدهد.»
۲. جایگاه بیبدیل شهید صدر در نگاه رهبر معظم انقلاب
«برای درک اهمیت یک شخصیت، یکی از بهترین معیارها، ارزیابی دیگر بزرگان درباره اوست. حضرت آقا در بیان نظرات خود درباره افراد، بسیار دقیق هستند و نه افراط میکنند و نه تفریط. ایشان بهدقت از عناوین و کلمات استفاده میکنند. برای نمونه، در پیام تسلیت برای یکی از علمای بزرگ تهران، با وجود ذکر نکات مهم، از عنوان «حجتالاسلاموالمسلمین» استفاده کردند و نه «آیتالله»، زیرا به حدود کلمات مقید هستند.
با چنین نگاهی، وقتی بیانات ایشان را درباره شهید صدر بررسی میکنیم، به جایگاه والای او پی میبریم. حضرت آقا تعبیر «بینظیر» را برای شخصیت شهید صدر در صد سال گذشته به کار میبرند. این تعابیر از آن جهت اهمیت دارد که ما بهعنوان یک طلبه یا روحانی که میخواهیم مسیر دینداری را طی کنیم، نمیتوانیم از پیشینه این مسیر غافل باشیم.»
۲.۱. اهمیت شناخت پیشینه برای حرکت در مسیر آینده
«اگر بنا باشد در مسیر تحول اجتماعی و نقشآفرینی روحانیت در جامعه گام برداریم، باید مشخص کنیم که در چه نقطهای ایستادهایم و این نقطه چه گذشتهای داشته است. بدون شناخت مبدأ، نمیتوان مقصدی را تعریف و مسیر حرکت را طراحی کرد. این یک واقعیت طبیعی در هر نوع حرکتی است. شناخت موقعیت کنونی ما نیازمند یک شناخت هویتی و تاریخی ناظر به گذشته است؛ باید بدانیم تاریخ چه حرکتی را طی کرده تا به اینجا رسیده است. در دل این شناخت، تجربیات و زحمات علما نهفته است که دستاوردهای ارزشمندی را به ارمغان آوردهاند.»
۳. ابعاد جهانی اندیشه شهید صدر
«شهید صدر شخصیتی است که در بیستوشش سالگی، کتابهایش بهعنوان یک عالم شیعه در حلقههای دینی مصر تدریس میشد. این موضوع زمانی اهمیت خود را نشان میدهد که بدانیم در همان دوره، آثار علمای بزرگ اهل سنت نیز در ایران مورد توجه جدی قرار نمیگرفت. کتاب فَلسَفَتُنا و اِقتِصادُنای ایشان در سراسر جهان اسلام و حتی در غرب تأثیرگذار بود.
برای مثال، خانم دکتر «داکاستا» در پایاننامه دکتری خود، راه رفع اشکالات اقتصاد دنیای پسالیبرالیسم را اقتصاد اسلامی به روایت شهید صدر میداند و معتقد است جهان با اقتصاد لیبرالی دچار بحرانهایی شده که اقتصاد اسلامی راهحل آن است. یا «زکی نجیب محمود»، متفکر مصری، اصرار داشت که کتاب الأُسُسُ الْمَنْطِقِیَّهُ لِلْاِسْتِقْرَاءِ به انگلیسی ترجمه شود، زیرا معتقد بود این کتاب میتواند تفکر جهان را در مورد شیوه زایش معرفت تغییر دهد.
شخصیتهای دیگری مانند «کنت ردمان» آلمانی در زمان حیات شهید صدر به نجف سفر کردند تا با ایشان درباره تفکر اقتصادیاش گفتگو کنند؛ آن هم در دورانی که ابزارهای ارتباطی امروزی وجود نداشت.»
۴. مقایسه تطبیقی حرکت شهید صدر در عراق و امام خمینی در ایران
«شهید صدر حرکت اصلاحی خود را پیش از انقلاب اسلامی ایران آغاز کرد. ایشان حزب الدعوه را در سال ۱۳۳۷، در بیستویک سالگی تأسیس نمودند، درحالیکه نقطه آغاز حرکت عمومی حضرت امام (ره) را میتوان سال ۱۳۴۲ در نظر گرفت. شهید صدر تا فروردین ۱۳۵۹ در قید حیات بودند؛ یعنی حرکت ایشان با بازه انقلاب اسلامی همپوشانی دارد.
اما چه میشود که این حرکت در عراق، پس از حدود سی سال فعالیت، با حصر و شهادت ایشان توسط رژیم بعث سرکوب میشود و نمیتواند تحولی مستقیم و مستقل در عراق رقم بزند، اما حرکت حضرت امام در ایران به یک وضعیت دیگر منجر میشود؟ اگر ما از تحلیل تفاوتهای این دو فضا، دو شخصیت و کنشهای آنان بهسادگی عبور کنیم، تمام دستاوردهایی را که حاصل زحمات فراوان در عراق بوده است، نادیده گرفتهایم و ممکن است در مسیر خود، چرخ را از اول اختراع کنیم.»
۵. پروژه اصلی شهید صدر: تحقق اسلام در تمام شئون حیات
«مسئله اصلی شهید صدر، تحقق اسلام در تمام ابعاد زیست انسان است. ایشان معتقدند که اگر ساختارهای یک جامعه بر اساس مبانی غیراسلامی شکل گرفته باشد، نمیتوان از افراد انتظار داشت که صرفاً با اراده فردی، یک رفتار دینی را اصلاح کنند.»
۵.۱. نقد رویکرد جزئینگر به مسائل اجتماعی
«شهید صدر در بحثی با عنوان «بیحجابی اجباری» توضیح میدهند که در جامعهای که تمام ساختارهای آن، انسان را به بیحجابی یا ربا دعوت میکند، نمیتوان صرفاً با الزام قانونی یا توصیه اخلاقی، مسئله را حل کرد. دغدغه امروز بسیاری از ما مسئله حجاب است. این دغدغه، دغدغه زیستی امثال امام، شهید صدر و شهید بهشتی نیز بوده است و آنها برای حل آن فکر و اقدام کردهاند.
آنها به این پرسش پرداختند که «چه چیزی باید عوض شود تا جهان عوض شود؟». تمام آنچه شهید صدر در کتاب اقتصادنا انجام میدهد، برای حل مسائلی چون حجاب، ربا و دیگر حوزههای مرتبط با تحقق احکام است. تا زمانی که ساخت جامعه تغییر نکند، نمیتوان انتظار داشت که یک عمل دینی یا یک حوزه از زیست انسان بهتنهایی اصلاح شود. این امکانپذیر نیست.»
۶. نظریه و عمل در اندیشه شهید صدر: از فقه تا نظریهپردازی
«برای ایجاد تحول در زیست جامعه، ابتدا باید یک امکان زیست اسلامی را محقق کرد که اولین گام آن، «نظریه» است؛ یعنی ارائه یک تصور علمی، تحققپذیر و قابل اجرا در جامعه امروز. جامعهای که همه افرادش در یک سطح از باور و فداکاری دینی نیستند، اما میخواهند بهعنوان یک مسلمان زندگی کنند و به واجبات عمل کرده و محرمات را ترک نمایند.»
۶.۱. نقد راهحلهای تقلیلگرایانه و ارتجاعی
«نمیتوان صرفاً با نفی ایدههای لیبرال یا مارکسیستی، جامعه را به حال خود رها کرد. از سوی دیگر، بازگشت به شیوههای کهن، مانند استفاده از دینار طلا و نقره بهجای پول اعتباری، راهحل مشکلات امروز نیست. متأسفانه امروز متفکرانی هستند که چنین ایدههایی را مطرح میکنند و معتقدند علت شکستها این است که پول ربوی و حرام در جامعه جریان دارد. این تفکر، نقطه مقابل اندیشه شهید صدر است که به دنبال ارائه یک نظریه جامع برای اداره جامعه مدرن است.»
۶.۲. بانکداری اسلامی: تفاوت «حلالسازی» و «اسلامیسازی»
«شهید صدر دو کتاب مهم در زمینه بانکداری نوشتهاند. کتاب اول، البَنکُ اللّارِبَوی فی الإسلام، برای کشورهای غیراسلامی و مسلمانانی که نمیخواهند پول خود را در بانکهای ربوی قرار دهند، تألیف شده است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، همین کتاب مبنای قانونگذاری بانکداری بدون ربا قرار گرفت. این در حالی است که شهید صدر در مقدمه کتاب تصریح کردهاند که این اثر برای جوامع غیراسلامی است.
ایشان توضیح میدهند که در یک جامعه اسلامی، بانک جزئی از یک پیکره کامل است که نظام سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آن نیز باید اسلامی باشد. ایشان تأکید میکنند که «حذف ربا از معاملات بانکی، اسلامیسازی بانک نیست، بلکه صرفاً حذف یک حرام مصرح شرعی از بانک است.» این کار موجب نمیشود بانک اسلامی شود. میان «حلال شدن» و «اسلامی شدن» تفاوت عمیقی وجود دارد. پس از انقلاب، ایشان جزوه ششمی از مجموعه الإسلامُ یَقودُ الحیاه را برای بانکداری در کشورهای اسلامی نوشتند و آن را گام صفر بانک اسلامی نامیدند، زیرا در آنجا قواعد کلی جامعه اسلامی کاملاً متفاوت است.»
۷. وظیفه حوزه و طلبه در عصر حاضر
«حوزه علمیه باید برای تمام عرصههای زیست اجتماعی، جایگزینهای اسلامی تولید کند. اگر شما معتقدید بانکداری فعلی اشکال دارد، باید طرح اسلامی خود را برای تجمیع و توزیع پول ارائه دهید، زیرا جامعه نمیتواند بدون چنین نهادی به حیات خود ادامه دهد.»
۷.۱. لوازم تحقق هدف پیادهسازی اسلام
«این پرسش مطرح میشود که تفاوت طلبهای با هدف «پیادهسازی اسلام در تمام شئون» با طلبهای که فاقد این هدف است، در چیست؟ آیا این تفاوت صرفاً به ممارست بیشتر در مباحثه و مطالعه خلاصه میشود یا مستلزم فعالیتهای دیگری نیز هست؟ پاسخ این است که این هدف، لوازم متعددی را به همراه دارد.
این رویکرد نیازمند «نظریهپردازی»، «نگاه کلان به فقه» و «روشهای جدید» مانند حرکت از روبنا به زیربنا است. مجموعهای از دانشهای جدید به فقه اضافه میشود. «سیره» که در فقه رایج صرفاً یکی از منابع است، در اینجا تبدیل به یک منبع اصلی و عرصه دانشی جدید میشود. «تفسیر» به یکی از مهمترین مؤلفههای فقهی بدل میگردد، زیرا مفاهیم اصلی نظریه، مانند مفهوم «مالکیت»، باید از دل قرآن استخراج شود.»
۷.۲. اهمیت فقه سنتی در مسیر تحول
«با وجود تأکید بر تحول، چرا شهید صدر درس خارج طهارت یا خمس نیز داشتهاند؟ آیا این کار به دلیل محدودیتها یا تقیه بوده است؟ خیر. علت این است که فقه، دانشی آمیخته با مهارت است و این مهارت در کارگاههای پرابزاری مانند مباحث طهارت (در گستره روایی) و مکاسب (در گستره قواعد اصولی) شکل میگیرد. کسی که میخواهد نجاری بیاموزد، ابتدا باید کار با چوب و اره را یاد بگیرد، نه اینکه مستقیماً به سراغ جدیدترین دستگاهها برود. فقه سنتی، همان کارگاه آمادهای است که ذهن فقیه را برای ورود به عرصههای جدید و نظریهپردازی آماده میسازد.
بنابراین، برای فهم دقیق اندیشه شهید صدر و حرکت در مسیر ایشان، مطالعه آثاری چون حوزهها و بایستهها ضروری است. این کتابها زاویه دید و وسعت نگاه انسان را نسبت به فقه و اصول تغییر میدهند.»
گفتی است، این سلسله نشستها با هدف آشنایی با ابعاد سیره و اندیشههای راهبردی این شهید والا مقام برگزار میشود. همزمان گروههای تحقیقاتی با واکاوی حیات پربرکت شهید صدر به الگویابی رهبری دینی شهید صدر در عراق میپردازند. در نهایت این نشستها و پژوهشها به رویدادی حضوری در اسفندماه منتهی خواهد شد.