چهرۀ ممتاز و شگفتانگیز جهان اسلام
در میان چهرههای برجستۀ حوزههای علمیه در دهههای اخیر، مرحوم آیتالله شهید سید محمدباقر صدر قدساللهروحه یکی از ممتازترین و شگفتانگیزترین آنهاست. شهید آیتالله صدر برای طلاب و فضلای جوان، بیشک یک اسوه و نمونه است. درس انسانپروری او با شهادت جانگدازش خاتمه نیافته است. آثار علمی و شیوه تحقیق او اکنون پیش روی فضلای جوان حوزههای علمیه قرار دارند.
مقام معظم رهبری
ازخودگذشتگی برای رسالت
اسلام امروز از تو اندازهای ناچیز ازخودگذشتگی میخواهد، از زمانت، از آسایشات، از منافع شخصیات، از تمایلاتت، از هوس هایت، در راه بسیجسازی همۀ نیروها و امکانات و وقتهایت، بهخاطر رسالت.
امامان اهلبیت علیهمالسلام، ص۵٣٩
سرنوشت در دستان انسان
سنتهای تاریخ نه از بالای سر انسانها، بلکه از زیر دستان آنها جریان مییابد؛ زیرا خداوند وضعیت هیچ گروهی را دگرگون نمیکند، مگر آنکه خودشان تغییرات لازم را در خود ایجاد کنند و اگر آنان در راه حق استوار باشند، آب فراوان نصیب آنها خواهد شد.
سنتهای تاریخی در قرآن کریم، ص۸۵
گزارش نشست
گزارش تصویری
به گزارش خبرگزاری الاجتهاد، مرکز امام صادق علیهالسلام برای مطالعات و پژوهشهای تخصصی، نشستی علمی با عنوان «پروژه شهید صدر در نوسازی منطق عقلی: خوانشی در کتاب الأسس المنطقية للاستقراء» برگزار کرد.
در این نشست علمی که حوزۀ علمیه نجف، به مناسبت گرامیداشت یونسکو از کتاب «الأسس المنطقية للاستقراء» اثر سید شهید محمدباقر صدر برگزار شد، حضرت آیتالله سید فاضل جابری دامعزّه، استاد درس خارج در حوزهٔ علمیه، سخنرانی کردند و جمعی از استادان و فضلای حوزهٔ علمیه، شماری از شخصیتهای دانشگاهی و حوزوی، نمایندگانی از نهادهای پژوهشی و جمعی از مؤمنان در این مراسم حضور داشتند.
همچنین این نشست در آستانهٔ گرامیداشت هزارمین سال تأسیس حوزهٔ نجف بهدست شیخ طوسی قدسسره برگزار شد.
سید محمدباقر صدرقدسسره از برجستهترین چهرهها و مراجع حوزهٔ علمیهٔ نجف اشرف و از ثمرات مکتب فکری پربرکت آن است. کتاب «الأسس المنطقية للاستقراء» از دستاوردهای علمی و فلسفی پیشگام در اندیشهٔ اسلامی معاصر بهشمار میرود. در این اثر، شهید صدر قدسسره نظریهٔ معرفتی نوینی ارائه میدهد که بهدنبال بنیانگذاری استدلال استقرایی بر پایههای منطقی استوار در حوزهٔ علوم طبیعی و ایمان به خداوند متعال است.
این کتاب، بنا بر گواهی پژوهشها و اسناد علمی، ترکیبی یگانه میان فلسفهٔ اسلامی و اندیشهٔ غربی به وجود آورده و درصدد ایجاد بنیانی منطقی مشترک میان روش علمی و روش ایمانی بوده است.
مقدمه: اندیشهای که نمیمیرد
بهنقل از تارنمای مطالعات عراق: وقتی سازمانی به بزرگی یونسکو کتابی را گرامی میدارد که بیش از نیم قرن از انتشار آن میگذرد، این بیشتر از آنکه تکریمی از یک شخص باشد، اقراری به جاودانگی یک اندیشه و اعترافی است به اینکه ذهنی توانسته است از مرزهای جغرافیا و زمان فراتر رود.
این همان کاری است که یونسکو انجام داد، هنگامی که پنجاهمین سالگرد انتشار کتاب «الأسس المنطقیة للاستقراء» (مبانی منطقی استقراء) از اندیشمند و فیلسوف مسلمان شهید، سید محمدباقر صدر را جشن گرفت؛ کسی که یکی از ارکان اندیشه اسلامی معاصر و یکی از برجستهترین نواندیشان در فلسفه، اقتصاد و روششناسی معرفتی بهشمار میرفت.
اهمیت بزرگداشت: اعتراف جهانی به نبوغ اندیشمند اسلامی
بزرگداشت یونسکو را نمیتوان جدا از جایگاه فکری سید صدر خواند. او صرفاً یک فقیه، مفسر یا اندیشمند اقتصادی نبود، بلکه ذهنی دایرةالمعارفی بود که توانست روششناسی معرفتی اصیلی را به جهان ارائه دهد که عقلانیت و روش علمی نوین را با هم تلفیق میکند، بدون اینکه تکیهگاه خود را بر ارزشهای ایمانی و انسانی از دست بدهد.
این اعتراف جهانی حامل دو دلالت عمیق است:
۱-اعتبار بخشیدن دوباره به اندیشه اسلامی بهعنوان یک منظومه عقلی که قادر به تولید دانش نوین است، نه صرفاً نشخوار میراث.
۲-ارج نهادن به نقش مکتب صدری در بازتعریف رابطه بین ایمان و عقل، بین فلسفه و علم، و بین انسان و هستی.
الأسس المنطقیة للاستقراء: انقلابی در فهم روش علمی
این کتاب در سال ۱۹۷۱ منتشر شد تا بهمثابۀ یک انقلاب فکری آرام در روشهای استدلال باشد. سید صدر به مسئله استقراء پرداخت – که فلاسفه غرب از ارسطو تا هیوم، بیکن و میل را به خود مشغول کرده بود – و در آن روش سومی را ارائه کرد که هم از تجربهگرایی صرف و هم از ایدئالیسم عقلانی فراتر میرود.
صدر معتقد است که شناخت انسانی نهتنها از تجربه، بلکه از تعامل منطقی بین تجربه و عقل ناشی میشود و حرکت عقل در ساختن یقین، از طریق احتمال منطقی میگذرد که به اطمینان علمی میانجامد.
صدر با این روش، اساس علم نوین را در پرتو دیدگاهی فلسفی بازسازی کرد که بر وحی و عقل با هم باز است و آنچه را که میتوان بهعنوان جایگزین اسلامی برای نظریه شناخت غربی در نظر گرفت، ارائه داد.
روش «الأسس المنطقیة» و ریشههای آن در «اقتصادنا»
روشی که سید صدر در «الأسس المنطقیة للاستقراء» بنیان نهاد، از پروژه فکری او در کتاب مشهورش «اقتصادنا» که چند سال قبل از آن منتشر شده بود، بیگانه نبود.
صدر در «اقتصادنا» صرفاً به انتقاد از اقتصاد سرمایهداری و سوسیالیستی نپرداخت، بلکه از یک روش معرفتی تحلیلی آغاز کرد که مبانی فکری این نظریهها را بررسی میکند و سپس بر اساس آن، جایگزین اسلامی مبتنی بر عدالت اجتماعی و کرامت انسانی را بنا مینهد.
در اینجا ارتباط عمیق بین این دو روش آشکار میشود:
-در «اقتصادنا»، صدر از استقراء اجتماعی برای کشف قوانین اقتصادی در پرتو تجربه اسلامی استفاده میکند.
-و در «الأسس المنطقیة للاستقراء»، صدر چهارچوب فلسفی و معرفتی را بنیان مینهد که این استقراء را به علمی مبتنی بر قواعد منطقی دقیق تبدیل میکند.
این یک روش واحد است: از واقعیت شروع میشود، از عقل میگذرد و از نور وحی روشنایی میگیرد.
فلسفتنا؛ ساختار معرفتی روح پروژه
سید صدر پیش از «اقتصادنا» و «الأسس المنطقیة»، کتاب «فلسفتنا» را نگاشت که میتوان آن را «مقدمه بزرگ» پروژه تمدنی او دانست.
سید صدر در «فلسفتنا»، با مارکسیسم و سرمایهداری با عمق فلسفی مواجه شد، نهفقط در سطح موضع اخلاقی یا دینی، بلکه در سطح ساختار فکری.
او فلسفههای مادی را صرفاً به دلیل تعارض با دین رد نکرد، بلکه از درون به آنها انتقاد کرد و نشان داد که ماتریالیسم از تفسیر وجود، آگاهی و آزادی انسانی ناتوان است.
به این معنا، «فلسفتنا» اساس نظری، «اقتصادنا» کاربرد عملی و «الأسس المنطقیة للاستقراء» پایگاه روششناختی را تشکیل داد که بین نظریه و عمل، بین اندیشه و عمل پیوند برقرار میکند.
اهمیت بزرگداشت در بستر معاصر
بازگشت یونسکو به بزرگداشت یک کتاب فلسفی اسلامی پس از پنجاه سال، در زمانی که ابهام ارزشی و سردرگمی فکری بر آن حاکم است، پیامی انسانی است قبل از اینکه فرهنگی باشد.
جهان در بحران «منطق معرفت» به سر میبرد، زیرا مادیت بر ارزشها، علم بر حکمت و کمیت بر معنا غلبه کرده است.
در اینجا اندیشه سید صدر بهعنوان یک مناره برجسته میشود، زیرا او پروژهای معرفتی متعادل را ارائه میدهد که جایگاه انسان را در هستی، کارکرد عقل را در خدمت حقیقت و نقش وحی را در هدایت بصیرت باز میگرداند.
تکریم «الأسس المنطقیة للاستقراء» در جوهر خود، دعوتی است برای احیای عقل اسلامی خلاق، که قادر به تولید یک روش معرفتی است که با روشهای غربی برابری میکند و ایمان و علم را در یک معادله واحد جمع میکند.
میراثی که پیر نمیشود
سید محمدباقر صدر صرفاً یک اندیشمند نبود که در فلسفه و اقتصاد بنویسد، بلکه پروژه یک امت در یک ذهن بود.
بزرگداشت امروز یونسکو، گواهی جهانی است بر اینکه اندیشه اسلامی، هنگامی که بر اساس علمی استوار تجدید شود، قادر است با زبان عصر با جهان سخن بگوید بدون اینکه ریشههای خود را از دست بدهد.
«الأسس المنطقیة للاستقراء» فقط یک کتاب در منطق نیست، بلکه پلی است بین عقل و وحی، بین شرق و غرب، بین گذشته و آینده.
از این رو صدر – شهید اندیشه و آگاهی – در هر زمان حاضر است، زیرا ذهنهای بزرگ نمیمیرند، بلکه به نوری تبدیل میشوند که نسلها را به سوی حقیقت هدایت میکند.
به گزارش روزنامۀ ایران؛ نوزدهم فروردینماه سالگرد شهادت مظلومانه آیتالله سید محمدباقر صدر و خواهر فرزانه اما ناشناخته ایشان بنتالهدی صدر بود. او به برکت مقام برجسته علمی و آثار منحصر به فرد، جهاد و شهادت حماسیاش نامی پرآوازه دارد، اما از نظر اخلاق و سبک زندگیاش همچنان ناشناخته باقی مانده است. بهدرستی گفتهاند که میزان صدق و موفقیت هر کس را باید در سلوک خانوادگی و در عرصه خصوصی او جستوجو کرد. اکنون به لطف خدا این امکان فراهم آمده است تا چهره تابناک شهید صدر را از این منظر به تماشا بنشینیم.
«به رنگ صبر» نام کتاب خاطرات همسر این نابغه جهان اسلام است که به همت مؤسسه فرهنگی و تحقیقاتی امام موسی صدر منتشر شده است. این کتاب روایتگر صادق نجابت و فداکاری یک بانوی فرهیخته ایرانی است که گوهر بلند طبع و استقامت را در سایه تعلیم و تربیت دینی پیدا کرده است. دختری نازپرورده و رشدیافته در دامان خاندانی برجسته و برخوردار، که برادرش موسی صدر از او برای پسرعمویش محمدباقرصدر، با لطافت و شیرینی خواستگاری میکند. او توصیه برادر را پذیرفته و راهی خانهای محقر، استیجاری و پرجمعیت در نجف اشرف میشود. انتخاب این زن آگاهانه و ارادهاش پولادین است و همان روز اول به حرم سرور اولیا، امیرمؤمنان علی علیهالسلام مشرَّف میشود و از او صبر و آرامش میطلبد. او سیدمحمدباقر را نه به چشم همسر، که به عنوان یکی از بزرگان و اولیاءالله مینگرد تا در خدمتش باشد. روایت میکند که در همان حرم، احساس کرد که دعایش مستجاب شده است؛ و راست میگوید.
مطالعه این کتاب از این منظر، بویژه برای دختران و زنان جوان آموزنده و سودمند است، اما در همان حال آیینهای شفاف برای نگریستن به چهره درونی یکی از بزرگترین مصلحان و دانشمندان عصر ماست. بویژه آنکه همسر و همسنگرش بهدرستی از مبالغه گریزان است و به طرز وسوسهانگیزی تلاش میکند از بازگو کردن برخی واقعیات که ممکن است بوی بزرگنمایی دهد هم اجتناب کند. اینکه او معتقد است: «چیزی که به مبالغه نزدیک است بهتر است که آدم نگوید.» و تأکید میکند: «خدا شاهد و گواه است که سعی میکنم یک کلمهاش غلو نباشد.» اینها و موارد بسیار دیگر، ارزشی صدچندان به گفتار او بخشیده و آن را از غالب کتابهای مشابه ممتاز ساخته است.
به گفته ایشان، شهید صدر که در بیست و هشت سالگی دو کتاب مهم و تحولآفرین «فلسفتنا» و «اقتصادنا» را منتشر کرده بود، «فقط یک قبا داشت که همیشه همان را میشست و میپوشید. (شهید صدر) میگفت من یک تن بیشتر ندارم، همین برایم بس است. چرا بیشتر از یک لباس داشته باشم… اگر چیزی برایش میبردند، مثلاً عبای خیلی خوب و پارچه قبایی، (آنها را) هدیه میداد به طلبهها. میگفت اینها غریباند، بگذار اینها بپوشند.»
خانم صدر تعریف میکند در زمانی که به واسطه مرجعیت وجوهات زیادی در اختیار شهید صدر بوده است، یک روز سه دخترشان آمدند و از پدر «ده فِلس» پول اضافه تقاضا کردند تا در مدرسه موز بخرند و بخورند. شهید صدر پرسید: «حالا همه دخترها میخورند از این موز؟» گفتند نه! سید گفت: «خُب شما هم قاطی آنان که نمیخورند باشید.» به تنها پسرش هم میگوید: «پسرم! موز بهشت خوشمزهتر است.»
در همین حال قصه پشتکار او هم شنیدنی است. مینویسد: «خیلی مینوشت (طوری که) دستها و انگشتها ورم میکرد. آن وقت کمی آرد و ذرهای روغن حیوانی را با یک خُرده آب گرم خمیر میکردم، میبستم به انگشتش، رویش هم کهنه میبستم. بمیرم! صبح که پا میشد، یک خُرده (از) دردش کمتر شده بود.»
همسرش میگوید: «ده ماه در خانه حصر شد و کسی با او ارتباط نداشت؛ مگر شیخ محمدرضا نعمانی که از شاگردانش بود و کسی نمیدانست او در خانه ماست. آب و برق و تلفن را دو هفته اول قطع کردند و حتی کارگر ما از ترس دیگر نان نیاورد. از تشنگی همه میمردیم. یک بار اشکنه رب گوجه درست کردم و چون نان نداشتیم، از گونی نان خشکهایی که در زیرزمین ریخته بودیم (نان) آوردم و خوردیم. شهید صدر گفتهاند: این غذا لذیذترین غذایی است که تا به حال در عمرم خوردهام، چون در راه خدا و به خاطر خداست.»
شهید صدر در انجام نماز و واجبات خیلی مقید بود، اما نوشتن را بر مستحبات ترجیح میداد و میگفت: «مستحبات زیاد که به جا بیاورم، از نوشتن وقتم کم میشود. مستحبات ثواب برای خود من است، اما نوشتن به خاطر مردم است.»
اخلاق و رفتار شهید صدر چنان جذاب بود که در روزهای آخر عمر، یک نفر از طرف سازمان امنیت وقت رژیم بعث عراق آمد و میخواست او را به همکاری راضی کند. این مأمور سازمان امنیت گفت: «به خدا مجبور میشویم بکشیمتان و خودمان بنشینیم برایتان گریه کنیم.» یکی دیگر از نمایندگان ویژه صدام هم گفته بوده «حیف است کسی مثل شما برود زیر خاک.»
اما شهید صدر راه مقاومت و شهادت را انتخاب کرده بود و حجتی شد علیه همگنان؛ «طوبی له و حسن مآب.»
نویسنده: محسن اسماعیلی
به گزارش خبرگزاری ایکنا؛ در دو قرن اخیر، احیای اسلام به یکی از دغدغههای اصلی اندیشمندان و عالمان مسلمان تبدیل شده و نقش محوری در شکلگیری جریانهای فکری و تحقیقات دینی ایفا کرده است. شکلگیری جنبشهای اصلاحی و ظهور اندیشهها و ایدههای نوین در حوزه دین، همگی ثمره تفکر احیاگری محسوب میشود که هدف آن کارآمدی و بارورسازی نهاد دین در عرصههای گوناگون زندگی بشر معاصر است.
هنگامی که مسلمانان عقبماندگی خود را در مقایسه با دیگر ملل درک کردند، به بازنگری و اصلاح اندیشههای دینی روی آوردند. هرچند پیش از این نیز مصلحانی مانند امام محمد غزالی نسبت به وضعیت دین دغدغه داشتند، اما جریان احیاگری بهمثابه حرکتی پویا و فراگیر، محصول دوره بیداری دو قرن اخیر است.
شهید سیدمحمدباقر صدر، فقیه جامعالشرایط، فیلسوف، مفسر، نویسنده، سیاستمدار و یکی از بزرگترین اندیشمندان مسلمان و نماد احیاگری دینی در قرن چهاردهم هجری است. او با تلفیق نبوغ نظری و عملگرایی اجتماعی، الگویی بینظیر از بازخوانی دین در دنیای معاصر ارائه داد. بر این اساس و بهمناسبت سالروز شهادت او و خواهرش بنتالهدی صدر، در سلسله یادداشتهایی، جایگاه و شخصیت علمی این عالم دینی بیشتر مورد واکاوی قرار میگیرد.
شهید صدر و مواجهه با دو رویکرد احیای دین
شهید صدر با درک دقیق از چالشهای دوگانه پیشروی اسلام، هم به ضعفهای عملی این حوزه و هم به کاستیهای نظری آن اشراف و عنایت کافی داشت. وی معتقد بود که دین در دنیای امروزی، گاهی در عرصه عمل و مدیریت اجتماعی از ارائه راهکارهای کارآمد بازمیماند و گاه در مواجهه با پرسشهای فلسفی، کلامی و حقوقی عصر جدید، پاسخهای قانعکنندهای ندارد.
اندیشمندان همعصر او درباره احیای دین، دو دیدگاه متفاوت به شرح زیر داشتند:
۱. احیای عملی: در این نگاه، دین ذاتاً زنده و پویاست؛ اما حیات آن به عملکرد دینداران بستگی دارد. عمل به احکام دینی و تجلی آن در زندگی انسانها، موجب رونق دین میشود، در حالی که بیتوجهی به آن، رکود به دنبال دارد.
۲. احیای فکری: این رویکرد بر بازخوانی و بازسازی دستگاه فکری دین متناسب با مقتضیات زمان تأکید میکند.
شهید صدر نیز هر دو شیوه احیاگری را در فعالیتهای خود دنبال میکرد. او در احیای عملی، با تشکیل حزب، تأسیس مجله، تربیت مبلغان و مبارزه با نظام سیاسی حاکم، درصدد تعمیق دین در لایههای اجتماعی بود؛ همچنین در حوزه احیای فکری، به بازخوانی نظام حقوقی و کلامی اسلام پرداخت و در فرصتهای گوناگون، تحلیلهای نوینی از آموزههای دینی بیان کرد.
صدر چنان سنت و نوگرایی را درهم آمیخت که گویی از اعماق تاریخ اسلام تا اوج اندیشه مدرن را تجربه کرده بود. او تمام تلاش خود را صرف آن کرد که دین را از حصار نظریهپردازیهای انتزاعی خارج کند و به متن زندگی اجتماعی بازگرداند. صدر در این راستا به نوآوری و ابداع در حوزههای گوناگونی روی آورد. بنیانگذاری دستگاه معرفتی نو، تحول در روششناسی فلسفی، تحول در فقه و پاسخگویی به نیازهای جهان معاصر و رویکرد نو به تفسیر قرآن، نمونهای از ابداعات و خلاقیتهای او بهشمار میآید.
رویکردی نو به کتاب هدایت
شهید صدر با تخصص فقهی و فلسفی، انسی ویژه با قرآن داشت و تأملات عمیقی درباره مفاهیم قرآنی انجام میداد. این ویژگی در میان همه مصلحان و احیاگران دینی معاصر مشترک است که توجه خاصی به قرآن داشتند و این کتاب آسمانی را الهامبخش اقدامات خود قرار میدادند. بازگشت به قرآن و نهضت گسترده تفسیرنویسی در قرن چهاردهم هجری، از مشخصههای اصلی انقلاب اصلاحی و رنسانس اسلامی بهشمار میرود.
شهید صدر قرآن را کتاب حیات، زندگی و سعادت میدانست و معتقد بود که با تصحیح برداشتها و دوری از سوءتعبیرها، باید قرآن را از انزوا خارج کرد. برای تحقق این هدف، او تفسیر قرآن را آغاز کرد که بخشی از آن با عنوان «السنن التاریخیه فی القرآن» به چاپ رسید.
از دیدگاه شهید صدر، قرآن کتاب هدایت است، نه کتاب علمی محض و نباید انتظاراتی را که از کتب علمی مانند فیزیک و شیمی داریم، بر آن تحمیل کنیم. روابط انسان با خداوند و تعاملات میان انسانها که جنبه هدایتی دارد و زمینههای سعادت و شقاوت را فراهم میکند، در حوزه بیانات قرآنی قرار میگیرد.
شهید صدر قرآن را کتاب هدایت و سعادت انسان میدانست؛ اما معتقد بود هدایتجویی از قرآن با هر روشی ممکن نیست. او در این زمینه، تأملات ارزشمندی درباره روششناسی استفاده از قرآن ارائه داد. به تعبیر شهید صدر، استفاده از قرآن به دو روش ممکن است:
۱. روش تجزیهای: در این روش، عالم دینی همچون مستمعی ساکت در برابر وحی زانو میزند، میشنود و میآموزد. این همان تفسیر جزء به جزء و آیه به آیه قرآن است.
۲. روش موضوعی: در این شیوه، مفسر با متون دینی به گفتوگو مینشیند، پرسش میکند و پاسخ میگیرد. او با مجموعهای از اطلاعات و دانشهای عصر خود به سراغ قرآن میرود و از مجموعه آیات پاسخ میطلبد.
در روش تفسیری موضوعی سه ویژگی اساسی وجود دارد:
ـ گردآوری و تنظیم دادههای قرآنی
ـ طرح پرسش از قرآن و طلب پاسخ
ـ بهرهمندی از پیشزمینهها و اطلاعات پیشین
از آنجا که در هر دوره پرسشهای متفاوتی با توجه به شرایط و مقتضیات زمان شکل میگیرد، رجوع به قرآن و طلب پاسخ از آن، خود نوعی احیاگری قرآنی محسوب میشود. قرآنپژوهی شهید صدر بر روششناسی ویژهای استوار بود و قرآن و قرآنپژوهی در نهضت احیای اسلامی نقش محوری ایفا میکرد. درواقع، تمدن نوین اسلامی در گرو توانایی سامانه دین در توسعه این الگوهای پویا و کارآمد است که هم از اصالت و هم از کارآمدی لازم در حل معضلات جامعه امروز برخوردار باشد.
جریان احیای فقه شیعی در دو قرن اخیر، بهویژه در حوزههای علمیه ایران و عراق، با تکیه بر سازوکار حیاتبخش اجتهاد، تحولی عمیق در نظام فقهی شیعه رقم زد. این تحول فکری که در دوره مشروطیت ایران به اوج خود رسید و مورد حمایت جدی مراجع تقلید نجف اشرف قرار گرفت، نشانگر بیداری نوینی بود که در پی ایجاد سازگاری میان آموزههای دینی و مقتضیات دنیای مدرن و همچنین رهایی از جمود فکری حاکم بر بعضی از محافل حوزوی شکل گرفته بود.
اجتهاد که در ادوار گذشته عمدتاً به استنباط احکام فردی محدود میشد، در دوره معاصر دچار تحولی بنیادین شد. فقهای نوگرا با گسترش دامنه این مفهوم، آن را از حیطه احکام شخصی فراتر بردند و به عرصههای کلان اجتماعی از جمله نظامسازی حقوقی، طراحی ساختارهای اقتصادی اسلامی، مهندسی نظام سیاسی دینی و حتی بازتعریف مفاهیم تربیتی و اخلاقی گسترش و تعمیم دادند. اصلاحگرانی چون اقبال لاهوری اجتهاد را موتور محرکه تجدد در اندیشه شیعی و نیروی پیشبرنده اسلام در مواجهه با چالشهای عصر جدید میدانستند.
تحلیل ساختاری شهید صدر از آینده اجتهاد
شهید سیدمحمدباقر صدر در مقاله علمی عمیقی با عنوان «الاتجاهات المستقبله لحرکة الاجتهاد عند الشیعه» که به درخواست محقق برجسته، حسن الامین برای دائرةالمعارف الاسلامیة الشیعیه به رشته تحریر درآورد، به تبیین نظاممند دو رکن اساسی تحول در فرایند اجتهاد پرداخت:
۱. بعد غایی و هدفشناختی، یعنی آثار و نتایجی عینی که فرایند اجتهاد در پی تحقق آن در متن زندگی اجتماعی است.
۲. بعد روششناختی، یعنی سطوح پیچیدگی و عمق روشهای استدلال که متناسب با پیشرفتهای دانش فقهی در حال تکامل است.
صدر با نگاهی تاریخی تحلیلی بیان میکند که در ادوار گذشته، اهداف اجتهاد عمدتاً به مسائل فردی و عبادی محدود بود؛ اما با تحولات شگرف ناشی از انقلاب صنعتی، پیشرفتهای فناورانه و پیچیدگی روزافزون نظامهای اجتماعی، ناگزیر باید اهداف جدید و گستردهتری برای اجتهاد تعریف شود.
شهید صدر با نگاهی نقادانه به سیر تاریخی فقه شیعه، بیان میکند که اگرچه فقه امامیه از آغاز پیدایش دارای ابعاد فردی و اجتماعی بود، اما به دلایل متعدد تاریخی و اجتماعی، بهتدریج جنبههای فردی غلبه یافت و فقه از عرصههای کلان اجتماعی فاصله گرفت. این روند به مرور باعث شکلگیری رویکردی فردگرایانه، هم در روشهای استنباط و هم در قلمرو موضوعات فقهی شد.
اگرچه شهید صدر در مقاله یادشده بهصورت مستقیم به ذکر مشکلات روشی اجتهاد نپرداخته، اما در کتاب ارزشمند «اقتصادنا» و بهویژه در مبحث «عملیه اکتشاف المذهب الاقتصادی» با دقتی تحسینبرانگیز به بازتعریف روششناسی فقه اسلامی همت گماشت. از جمله محورهای کلیدی این روششناسی میتوان به این موارد اشاره کرد: تبیین نسبت دانش فقه با علوم جدید و ارائه الگویی برای تعامل سازنده میان آنها، تحلیل تمایزات ماهوی میان فقه سنتی و حقوق مدرن و طراحی سازوکارهای ارتباطی میان آنها، تأکید بر ضرورت توجه به واقعیتهای عینی زندگی انسان معاصر در فرایند استنباط، تبیین نقش و جایگاه پیشفرضها در سیر استنباط فقهی، تعیین حدود و ثغور توانایی فقه در پوشش تمام ابعاد زندگی و ارائه الگویی برای تعامل فقه با مسائل جدید.
شهید مرتضی مطهری نیز با تأکید بر ضرورت تخصصیشدن موضوعات فقهی، این رویکرد را مهمترین عامل احیای فقه در عصر حاضر میداند که درواقع بیان دیگری از اندیشههای عمیق صدر درباره ضرورت تعامل فقه با علوم تجربی است. از سوی دیگر، مرحوم محمدحسین کاشفالغطاء نیز در تشریح اهمیت اجتهاد چنین بیان میکند که اجتهاد مهمترین موضوعی است که به فقه اسلامی حیات عملی میبخشد و ضامن صلاحیت فقه برای ساماندهی به زندگی سعادتمندانه است. از آنجا که اعمال انسانها نامحدود و همواره در حال تحول است، فقها موظفاند در برابر هر پدیده نوظهور، به استنباط حکم الهی بپردازند.
جایگاه ممتاز اندیشه شهید صدر در منظومه فقهی معاصر
در دوره معاصر، عالمان شیعه عمدتاً دو پارادایم اساسی برای احیای دین ارائه کردهاند:
۱. پارادایم احیای تمدنی: احیای شریعت از طریق بازسازی بنیادین سازوکار اجتهاد و نظامسازی اجتماعی بر مبنای فقه.
۲. پارادایم تفکیک قلمروها: تفکیک حوزههای دینی و غیردینی و واگذاری بخش غیردینی به عقل و علم بشری.
اگرچه شهید صدر از جمله فقهای برجستهای بود که به توانایی فقه در نظامسازی برای کل جامعه باور داشت، اما نظریهپردازی عمیق او درباره «منطقةالفراغ» و تعیین حدود علوم جدید مانند حقوق مدرن و تفکیک وظایف آنها، گویی او را به پارادایم دوم نزدیک میکند. این رویکرد ظریف و چندبعدی نشاندهنده عمق نگاه او به تعامل پیچیده سنت و مدرنیته در جهان معاصر است.
او با اشراف کامل بر چالشهای پیش روی اجتهاد در عصر حاضر، همچون حفظ انعطافپذیری فقه در مواجهه با مسائل مستحدثه و نوپدید، تعیین دقیق مرزهای منطقةالفراغ و قلمروهای غیردینی، ایجاد پیوندهای ساختاری میان فقه سنتی و دانشهای مدرن، توسعه روشهای استنباط برای پاسخگویی به نیازهای پیچیده جامعه امروز، طراحی سازوکارهای نهادی برای تعامل فقه با علوم اجتماعی و حفظ تعادل میان اصالت فقهی و پاسخگویی به نیازهای متغیر، به افقهای روشن اجتهاد در ایجاد تمدن اسلامی آینده معتقد بود و با ارائه این نظریات عمیق، افقهای نوینی برای احیای اجتهاد در جهان معاصر گشود.
نویسنده: الههسادات بدیعزادگان