تایپوگرافی مقالات مربوط به شهید صدر با موضوع فقه، اصول، فلسفه، اقتصاد، سیاست و اجتماع

مقاله

مهدویت و امام مهدی در نگاه شهید صدر

اشاره: نگاه علمی و فرامذهبی به مسئله مهدویت با قلم نکته‌سنج فرهیخته‌ای توانا هم‌ چون شهید بزرگوار آیت‌ اللّه‌ العظمی سید محمد باقر صدر، چهره‌ای درخشان و تابناک از آینده‌ای روشن برای بشریت تصور می‌کند. رهبری و امامت چهاردهمین معصوم در مکتب پر ارج اسلام، جهان را در انتظار عدالت فراگیر و آسمانی موعود‌ قرار داده و با ابتکاراتی ویژه به مهم‌ترین پرسش‌های مطرح شده درباره این موضوع سرنوشت‌ساز و انسان شمول پاسخ داده است. این نوشتار با نامی بسیار متواضعانه برای یک اثر بسیار محققانه تحت‌ عنوان‌ بحث حول المهدی عرضه شده است. در این نوشته با عنوان «مهدویت و امام مهدی در نگاه شهید صدر» سعی شده است که پرده از این دفتر تابناک و ناشناخته برداشته شود.

نویسنده: سید منذر حکیم

منبع: مکاتبه و اندیشه، پاییز و زمستان١٣٨۶، شماره ٢٩، ص١۴٧-١۶٨

نگاهی تاریخی به کتاب نفیس «بحث حول المهدی»

یکی‌ از‌ دست پروردگان استاد فرزانه آیت‌اللّه العظمی شهید سید محمد باقر صدر قدس سره جناب آیت‌اللّه سید محمد صدر می‌باشد، که پس از گذشت دو دهه از رحلت جانگداز و شهادت‌ مظلومانه‌ استاد عالی‌قدرش وی نیز به فیض شهادت نایل می‌گردد.

ایشان سالیان درازی را در گردآوری یک مجموعه نفیس درباره امام زمان و حضرت مهدی علیه السلام سپری می‌کند و یک جلد‌ را‌ به‌ تاریخ غیبت صغری و یک جلد‌ را‌ ویژه‌ غیبت کبری و دو جلد را ویژه عصر ظهور و پس از ظهور قرار می‌دهد. وی برای این مجموعه نفیس که بسیار مفصّل‌ و به‌ گونه‌ای‌ تحقیقی و تحلیلی است، مقدمه‌ای از استاد فرزانه آیت‌اللّه العظمی سید محمد باقر صدر درخواست می‌نماید.

استاد نیز با‌ مقدمه‌ای‌ محققّانه‌ و با نگاهی علمی فرامذهبی این (موسوعه) را زینت می‌بخشد.

این‌ مقّدمه با عنوان «بحث حول المهدی» به طور مستقل چاپ شد و با انتشار آن کتابی پرمایه و بسیار فشرده‌ درباره‌ مهدویت‌ پا به عرصه وجود گذاشت. هم اکنون به‌بررسی این اثر نفیس‌ پرداخته‌ و امیدوارم که بتوانم قدمی هر چند کوچک در این وادی مقدس بردارم و یکی از وظایف خود‌ را‌ به‌ ساحت مقدس حضرت بقیة اللّه الأعظم امام زمان (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء‌) و شاگرد‌ بزرگوار‌ مکتبش استاد عالیقدرم شهید فرزانه آیت‌اللّه العظمی سید محمد باقر صدر قدس سره ادا‌ نمایم‌.

این‌ نوشتار بسیار فشرده از شهید صدر، دارای نکاتی ابتکاری بوده و ویژگی‌هایی منحصر به فرد‌ دارد‌ که شایسته بررسی و طرح می‌باشد. امید است که بتوانم گوشه‌ای از این ویژگی‌ها‌ و نکات‌ مهم‌ را روشن گردانم و سهمی در وادی تحقیق و تألیف و ژرفنگری استاد فرزانه‌ام داشته باشم تا‌ چهره‌ درخشان یکی از فشرده‌ترین آثار علمی درباره امام مهدی علیه السلام که مقدمه‌ای‌ زیبا‌ بر‌ مفصّل‌ترین اثر علمی معاصر بوده در حدّ توان در برابر دید افکار عاشقان و دوستداران صلح‌ جهانی‌ و عدالت همگانی تقدیم نمایم.

امید است خداوند منّان این کم‌ترین را از‌ گروه‌ عدالت‌خواهان‌ و عدالت‌پروران قرار دهد و چشمان بی‌فروغش را به دیدار آفتاب پرفروغ و زیبای مهدی آل محمد علیهم‌ السلام‌ نورانی‌ گرداند.آمین یا رب العالمین[1].

نگاهی گذرا به‌ محتوای‌ أثر نفیس «بحث حول المهدی‌»

این‌ اثر نفیس از یک مقدمه و هفت بحث و یک خاتمه تشکیل میگردد.

ایشان در‌ مقدّمه‌ای‌ بسیار مهم، به ریشه‌دار بودن‌ گرایش‌ و اعتقاد‌ به اندیشه مهدویت‌ پرداخته‌ و نقش دین را به‌ طور‌ عام و دین اسلام را به طور خاص در طرح و تبلیغ این‌اندیشه و برکات آن توضیح‌ داده‌ است، وی هم‌چنین ویژگی‌های منحصر به‌ فرد‌ اعتقاد شیعه‌ درباره‌ امام‌ مهدی علیه السلام را‌ مورد بحث قرار داده است، سپس هفت سؤال اساسی درباره امام مهدی علیه السلام طرح‌ کرده‌ و انگیزه‌ها و علل طرح این پرسش‌ها را‌ مورد‌ اشاره‌ و بحث‌ قرار‌ داده است.

پرسش‌های‌ هفتگانه‌ که مهمترین پرسش‌های زنده که نقشی کلیدی در فهم صحیح مهدویت در اسلام را دارند، در‌ چند‌ محور‌ خلاصه می‌شوند:

محور اول: (امکان و دلیل و راز‌) طول‌ عمر‌ امام‌ مهدی‌ علیه‌ السلام؛

محور دوم: (دلیل و علّت) امامت زود رس آن بزرگوار؛

محور سوم: دلایل تولّد و غیبت و فلسفه غیبت امام زمان علیه السلام؛

محور چهارم: (امکان و شیوه) ایجاد تغییر‌ جهان شمول در روز موعود توسط یک فرد.

در خاتمه: ویژگی‌های موسوعه تاریخی امام مهدی علیه السلام توسط آیت‌اللّه سید محمد صدر تدوین شده و اهمیت آن، مورد اشاره قرار گرفته‌ است[2]. هم‌چنین تاریخ دقیق شروع و ختم نوشتن این مقدمه گرانسنگ نیز ثبت شده است.

این اثر نفیس به چندین زبان زنده دنیا ترجمه شده است، ولی تصور می‌شود که‌ به‌ دلیل فشردگی مطالب نیازمند شرح می‌باشد تا نکات ارزنده و نهفته آن آشکار گردد[3][4]

پرسش‌های کلیدی

همان‌گونه که اعتقاد به مهدی موعود علیه السلام آثاری مثبت داشته و دارد، عکس‌العمل‌های منفی و موضعگیری‌های نادرست نیز به همراه داشته است؛ زیرا برخی از مردم‌ نتوانستند‌ همه نکات‌ دقیق این اعتقاد را دریابند و به حکم ظاهربینی و ساده‌اندیشی خود شبهه‌ها و سؤال‌هایی را مطرح نموده‌اند، که در‌ ذیل به برخی از این پرسش‌ها می‌پردازیم:

  1. مهدی موعود اگر زنده‌ باشد‌ و با‌ نسل‌های زیادی زندگی کرده باشد و با نسل‌های زیادی پس از این نیز زندگی کند، معنایش این است ‌‌که‌ او از عمری طولانی برخوردار می‌باشد، بنابراین چگونه بر خلاف مسیر قوانین عالم‌ طبیعت‌ این‌ زندگی طولانی را داشته و خواهد داشت؟
  2. چرا باید خداوند به خاطر چنین فردی تمام قوانین عالم‌ طبیعت را تعطیل کند تا او را از گزند حوادث مرگ‌بار و نابودکننده نجات‌ بخشد؟ مگر بشریت از به‌ وجود‌ آوردن‌رهبری شایسته در آینده عاجز است؟ چرا باید عمر یک فرد این قدر طولانی شود و آن هم در پشت پرده غیبت به سر ببرد؟
  3. چگونه حضرت مهدی علیه السلام در سن پنج سالگی‌ به امامت رسید و آمادگی لازم را برای امامت مسلمانان از لحاظ فکری و علمی و روحی و دینی به دست آورد و با چه وسیله‌ای این آمادگی بزرگ برای رهبری بزرگ را کسب نمود؟
  4. اگر رهبر‌ نهضت‌ و اصلاح جهانی از آمادگی کافی برخوردار باشد، پس چرا باید صدها سال انتظار بکشد؟ آیا این همه ستم و بی‌عدالتی برای قیام او و ظهور او کافی نیست؟ بالأخره چرا باید رهبر آماده در‌ پَسِ‌ پرده طولانی غیبت به ‌ ‌سر برد؟ فلسفه این غیبت طولانی و ممتد چه می‌تواند باشد؟
  5. به چند روایت می‌توانیم اکتفا کنیم و به وجود چنین انسانی با چنین ویژگی‌هایی غیر طبیعی و غیر معمول‌ در‌ حال حاضر ایمان داشته باشیم؟ چه دلیلی داریم که ما را به وجود فعلی او معتقِد سازد؟
  6. آیا برای یک فرد و یک انسان چنین نقش بزرگی را می‌توانیم باور کنیم؟ آیا یک‌ فرد‌ هر‌ قدر که بزرگ هم باشد‌ می‌تواند‌ یک‌ جهان را دگرگون کند و مقطعی جدید از تاریخ را به وجود بیاورد؟ در حالی‌که تاریخ، فرد را می‌سازد و او را به صورت‌ یک‌ قهرمان‌ درمی‌آورد و حداکثر یک فرد، خود تجلی یک مرحله‌ از‌ تاریخ بشریت و یک مقطع از مقاطع تکاملی بشریت می‌باشد. در حالی‌که عکس این باور در مورد حضرت مهدی علیه‌ السلام‌ مطرح‌ می‌گردد؟!
  7. و آخرین سؤال اساسی در زمینه اصلاح جهانی این است که‌ با چه شیوه‌ای این اصلاح و دگرگونی جهانی و فراگیر انجام خواهد گرفت؟ چگونه دنیای سراسر ستم به دنیایی سراسر عدل‌ و داد‌ تغییر‌ خواهد یافت؟ و چگونه ابرقدرت‌هایی که از همه گونه امکانات علمی و سیاسی و نظامی‌ برای‌ ایجاد هرگونه فساد و تخریبِ خانمان‌سوز و بنیان کن برخوردارند، توسط یک فرد بی‌سلاح ریشه‌کن می‌شوند؟

چرا مردم می‌پرسند؟

شهید‌ صدر‌ نخست‌ به انگیزه‌های طرح این پرسش‌ها و شبهات می‌پردازد و دو گونه علت برای آن‌ ذکر‌ می‌کند‌:

علت نخست: مشکلات فکری و ناتوانی در درک برخی مطالب درباره موعود ادیان، و شرایط و چگونگی‌ تغییر‌ و دگرگونی‌ گسترده توسط مصلح منتظر، می‌تواند منشأ برخی از این پرسشها و شبهات باشد.

علت دوم‌: ترس‌ این انسان‌ها از قدرت فزاینده ستمکاران، و احساس عجز و ضعف در برابر ابرقدرت‌های حاکم‌ بر‌ جهان‌ بشریت، احتمال هرگونه تغییر و اصلاح و امکان تحقق یک اصلاح اصولی و فراگیر و جهانی را مورد‌ تردید‌ قرار می‌دهد.

شهید صدر با استفاده از شیوه طرح پرسش‌های مشخص و دقیق، انگیزه‌ای‌ قوی‌ برای‌ فهم بهتر و درک عمیق‌تر مطالب مربوط به مهدویت و مهدی آل محمد صلی الله علیه و آله‌ ایجاد‌ میکند و با پاسخ پرسش‌های فوق، توجه خواننده را بیش از پیش به‌ بحث‌های‌ اساسی‌ مهدویت جلب می‌کند.

روش پاسخ به نخستین پرسش

نخستین پرسش این است که آیا امکان‌ دارد‌ یک‌ انسان قرن‌های بسیار زندگی کند، تا رهبر موعود، مصداق چنین عمری باشد؟

او‌ اکنون‌ بیش 1140 سال را سپری کرده و حدود چهارده برابر یک انسان معمولی که مراحل زندگی را‌ از‌ کودکی تا پیری دیده، عمر کرده است.

پاسخ شهید صدر به این‌ پرسش‌ طی چند مرحله انجام گرفته است.

مرحله‌ اول‌: با‌ توجه به اینکه ما سه نوع «امکان‌» داریم‌، امکان مورد نظر کدام است؛ امکان عملی؛ امکان علمی؛ امکان منطقی یا فلسفی؟

با‌ توضیح‌ این نکته که طولانی شدن‌ عمر‌ یک انسان‌ اگر‌ چه‌ امکان عملی بالفعل ندارد، اما امکان‌ علمی‌ و منطقی دارد و ما نمی‌توانیم آن را محال و ناممکن بدانیم. و چنان‌چه دانش امروز‌ بشر‌ به کشف این راز موفق نشده‌ باشد، دلیلی برای انکار‌ آن‌ نخواهیم داشت؛ زیرا امکان علمی‌ و امکان‌ منطقی برای یک عمر طولانی مطرح می‌باشد.

مرحله دوم: با توجه به این‌ که‌ اسلام در موارد زیادی بر‌ دانش‌ امروز‌ پیشی داشته، بهتر‌ می‌توانیم‌ به راز یک عمر‌ طولانی‌ برای فردی که اسلام به وجود او نیاز اساسی داردایمان داشته باشیم.

مرحله سوم‌: کدام‌ شگفت‌آورتر است؛ عمر طولانی یا نقشی‌ که‌ برای این‌ رهبر‌ غایب‌ در بازسازی تمدن کنونی‌ جهان ترسیم شده است؟

در حالیکه برای هیچ فردی در جهان، نه در گذشته و نه در‌ آینده‌ چنین نقشی مطرح نشده است، چرا‌ باید‌ مقدمات‌ یک‌ تحوّل‌ بزرگ، شگفت‌آور نباشد؟

مرحله‌ چهارم‌: با توجه به ارتباط این عمر طولانی با بحث اعجاز و امکان تحقق معجزه -\ البته در صورتی‌ که‌ لازم‌ باشد -\به حل مشکل طول عمر می‌پردازد‌ و نمونه‌هایی‌ از‌ معجزات‌ ثبت‌ شده‌ را برای روشن شدن راز طول عمر مهدی موعود به کار می‌گیرد.

پاسخ شهید صدر در این‌جا کاملاً ابتکاری است و از امتیازات ذیل برخوردار است:

  1. طرح تمام‌ احتمالات وارده در پرسش؛
  2. توجه به واقعیت‌های علمی و قواعد فلسفی؛
  3. بهره‌برداری از مثالهای حسی تجربی و قابل فهم؛
  4. بهره‌برداری از اصول علمی شناخته شده؛
  5. بهره‌برداری از حقایق تاریخی روشن و قابل قبول‌ برای‌ اثبات نظریه مورد بحث؛
  6. با وجود تلاش برای توجیه علمی متناسب با فهم مخاطبان و بهره‌برداری از علوم بشری متعارف در حال حاضر، بحث معجزه که یک بحث کلامی و عقلی‌ است‌ فراموش نمی‌شود و حرف آخر را در این مرحله، معجزه می‌زند. او با استفاده از معجزات مشابه در طول تاریخ، این معجزه را به‌ طور‌ محسوس به ذهن مخاطب نزدیک‌ می‌کند‌. معجزه طول عمر امام مهدی علیه السلام فراتر از معجزات حاصل برای انبیای بزرگ الهی؛ چون حضرات نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و پیامبر خاتم علیهم‌ السلام‌ نبوده و نخواهد بود.
  7. نکته‌ مشترک‌ همه این معجزات الهی این است که هرگاه حفظ جان یک حجت الهی بر تعطیل شدن یک قانون طبیعی توقف نماید و استمرار حیات آن حجت معصوم و رهبر آسمانی برای تحقق‌ اهداف‌ و آرمان‌های الهی لازم باشد، عنایت خدا وارد عمل می‌شود و به طور معجزه‌آسا جان آن حجت الهی را از گزند قانون طبیعی حفظ می‌کند تا بتواند اهداف و وظایف مورد نظر را‌ تحقق‌ بخشد.
  8. تکرار‌ این معجزات، خود دلیلی علمی بر وجود یک قانون علمی برتر از قوانین طبیعی عادی است که‌ در صورت لزوم، قوانین عادی را تعطیل نموده و قانون برتر واردمیدان‌ عمل‌ می‌شود‌.

راز طول عمر و فلسفه غیبت کبری

  1. دومین پرسش درباره عمر طولانی و غیبت طولانی امام مهدی است. هر ‌‌چند‌ که در اینجا دو پرسش با هم جمع شده، اما یک جواب قانع‌ کننده‌ برای‌ هر دو پرسش که در واقع یک واقعیت و یک پدیده سؤال‌برانگیزند، کافی است.

عمر طولانی‌ امام مهدی علیه السلام با یک غیبت طولانی همراه است، و تلاش برای اثبات‌ یک عمر طولانی برای‌ امام‌ مهدی (عج) گویای اصرار بر تعطیل قوانین عادی است؛ در حالی‌که می‌توانیم تصور کنیم که خدای جهان برای تحقق اهداف بزرگ خود، در آینده مناسب یک فرمانده و رهبر مناسبی را به‌ وجود بیاورد تا نقش بزرگ خود را ایفا نماید.

بنابراین، طولانی کردن عمر یک انسان و نگه داشتن او در پشت پرده غیبت تا روز

موعود، چه حکمتی و چه دلیل قانع کننده‌ای‌ می‌تواند‌ داشته باشد؟

  1. شهید صدر در پاسخ به این پرسش، پس از فرض روشن شدن امکان وجود یک عمر طولانی و ضرورت تعطیلی قوانین طبیعی در حق امام مهدی علیه السلام دو نوع‌ پاسخ‌ مطرح می‌کند.

الف) پاسخ متعارف که یک دلیل کلامی است و بر پیش‌فرض‌های اعتقادی ثابت شده استوار است.

ب) پاسخ نامتعارف که بر یک تفسیر و تحلیل روان‌شناختی و جامعه شناختی استوار است‌.

این‌ تفسیر تحلیلی، ابتکاری از شهید صدر می‌باشد. در این پاسخ، نقش طول عمر در آماده‌سازی آن فرمانده الهی عدالت گستر برای تحقّق آن آرمان بزرگ تبیین می‌گردد.

در این‌جا‌ مناسب‌ است‌ به خلاصه این پاسخ ابتکاری‌ شهید‌ صدر‌ توجه کنیم:

تحولِ بسیار بزرگ، نیازمند روحیه‌ای بس بزرگ، همّتی بسیار بلند و احساسی عمیق به برتری خود و پوچی تمدنِ فریبنده و کوچک‌ بودن‌ ابرقدرت‌های‌ ستمگر و استثمارگر است، که این فرمانده برای نابودی‌ این‌ تمدّن ذخیره شده است تا بتواند تمدن کنونی را به یک دنیای کاملاً ‌ ‌جدید، دگرگون سازد. این فرمانده انقلابی‌ هر‌ اندازه‌ که به پوچی این تمدن ایمان داشته باشد و آن را‌ فقط نقطه‌ای در مسیر طولانی و تکاملی تمدن انسانی ببیند، در براندازی این تمدن عظیم، تواناتر خواهد بود؛ زیرا‌ درجه‌ احساس‌ او به پوچی این هیولای بزرگ، باید با عظمت تحوّل مورد‌ نظر‌ متناسب باشد.

رسالت روز موعود، ایجاد یک تحول چشمگیر و همه جانبه، در جهانی است که از‌ ستم‌ پر‌ شده است و کسی در انجام این تحوّل، توانا خواهد بود که خود‌ را‌ بزرگ‌تر‌ ازاین تمدن عظیم بداند و ببیند. کسی که مرعوب هیبت این تمدن باشد به خاطر‌ این‌ که‌ در دامن این تمدّن، بزرگ شده است نمی‌تواند فرماندهی این تحوّل عظیم و چشم‌گیر را‌ بر‌ عهده بگیرد؛ در حالی‌که انسان دیگری که پیش از این تمدن بوده، تمدن‌های‌ گوناگونی‌ را‌ همراهی کرده و شاهد تولد و سقوط چند تمدن بوده و نقاط ضعف و قوّت هر یک را‌ می‌داند‌، به خوبی آگاه است که نقطه ضعف این تمدن کجا است و از چه‌ نقطه‌ای‌ باید‌ ضربه بر پیکر آن ضربه وارد سازد. و مسلم است که هیچ کتاب تاریخی نمی‌تواند جای‌گزین‌ این‌ دانش کاملاً محسوس برای این فرد باشد.

شهید صدر در این‌جا به‌ دو‌ نمونه‌ از انسان‌های اصلاحگر، ولی مرعوب تمدن‌های عصر خود، اشاره و بیان می‌کند که چرا چنین افرادی‌ نمی‌توانند‌ یک‌ اصلاح و تحوّل چشم‌گیری را عهده‌دار شوند[5].

در فرازی دیگر، ایشان به‌ نقش‌ تجربه اندوزی‌های انسان در ایجاد توان تشخیص دقیق نقاط ضعف و قوّت پدیده‌های اجتماعی اشاره می‌نماید. در‌ نتیجه‌: نقش تجربیات ممتد یک انسان در ایجاد توان مطلوب، آن هم در‌ سطح‌ فرماندهی مورد نظر روشن می‌شود و راز طولانی‌ شدن‌ عمر‌ یک انسان در این زمینه آشکار می‌گردد‌.

سومین‌ نکته‌ای که نیاز به رهبری برخاسته از عصر صدر اسلام را روشن می‌کند‌، این‌ است که این تحوّل اسلامی‌ اصیل‌، به رهبری‌ نیاز‌ دارد‌ که نزدیک‌ترین فرد به منابع‌اصیل اسلام‌ و در‌ عین حال فردی نفوذناپذیر در برابر همه عوامل انحطاط و انحراف فرهنگی باشد‌ تا‌ بتواند اسلام را آن طور که‌ هست به اجرا درآورد‌ و تحوّلی‌ فراگیر و چشمگیر بر اساس اسلام‌ ناب‌ پایه‌ریزی کند. امّا شخصی که امروز متولّد می‌شود و در فضای تمدن کنونی آکنده‌ از‌ انحراف، نفس می‌کشد و چشمش را‌ بر‌ تحوّلات‌ و انحرافات موجود باز‌ می‌کند‌، به هیچ وجه نمی‌تواند‌ اسلام‌ ناب را آن طور که هست درک کند. او نمی‌تواند از رسوبات و خواستگاه‌های این‌ تمدن‌ رهایی یابد، حتی اگر قصد یک‌ اصلاح‌ انقلابی داشته‌ باشد‌. بالاخره‌ نمی‌توانیم رهایی او را‌ از پیرایه‌ها و بدعت‌های موجود تضمین نماییم و بنابراین حتماً باید در مرحله‌ای قبل از تولد تمدن‌ کنونی‌ متولد شده باشد و بُنیه فرهنگی و اسلامی‌ او‌ از‌ زمان‌ صدر‌ اسلام استحکام یافته‌ باشد‌ تا بتواند طلایه‌دار تحوّل ناب و اصیل اسلامی باشد.[6]

کودکی و امامت

پرسش‌ سوم‌: در‌ حالی‌ که‌ امام‌ مهدی علیه السلام با پدر بزرگوارش امام حسن عسکری علیه السلام بیش از پنج سال زندگی نکرده و در سنّ کودکی از پدر محروم شده، چگونه در این‌ دوران بسیار کوتاه کودکی، برای امامت و رهبری آماده شده و شخصیت او به پختگی رسیده است؟

پاسخ جالب شهید صدر در این زمینه نیز یک پاسخ کاملاً ابتکاری است. او به «پدیده‌ امامت‌ زود هنگام» که در سه امام مصداق پیدا کرده{P1P}، توجه داده و آن را مورد مطالعه قرار می‌دهد و بدون اتکا به بحث‌های کلامی متعارف در اثبات امامت، و با چشم‌پوشی‌ از‌ قاعده لطف، بحث را از لحاظ تاریخی و اجتماعی در جامعه مسلمانان دنبال می‌کند.

شش نکته تاریخی درباره اهل بیت و پیروان و رفتار خلفای معاصر‌ با‌ آنان، حقیقتی انکارناپذیر را به‌ ما‌ می‌فهماند: امامتِ زود هنگام در میان اهل بیت عصمت یک واقعیت‌بوده و به هیچ وجه وهم و خیال نبوده؛ چنان که مشابه آن میان انبیای الهی‌ نیز‌ وجود داشته است. بنابراین‌، با‌ استناد به نمونه‌های حسی تجربی، امکان امامت راستین و همه جانبه برای کودکی پنج‌ساله روشن می‌گردد؛ زیرا وقوع یک شیء، بزرگ‌ترین دلیل بر امکان آن می‌باشد.

این پدیده که در میان‌ امامان‌ اهل بیت پیش از امام مهدی علیه السلام دو مصداق داشته، و درباره یحیای پیامبر و عیسی سلام خدا بر آنان باد قبل از دوران امامت اهل بیت علیهم السلام در متن‌ قرآن‌ از آن‌ یاد شده است، بهترین پاسخ عینی عملی و دندان شکن را تقدیم نموده، و تمام پرسش‌های مطرح شده درباره‌ امام مهدی علیه السلام را از این نظر پاسخ میدهد. در‌ صورت‌ لزوم‌ باید به بحث شهید صدر درباره تجربه حسی اجتماعی غیبت صغری که حدوداً هفتاد سال حدودا بوده‌ و ‌‌دلالت‌های‌ قاطعانه آن بر لیاقت‌ها و شایستگی‌های امام مهدی علیه السلام توجه گردد.

اینک به‌ فرازی‌ از‌ پاسخ ابتکاری شهید صدر در این زمینه می‌پردازیم ایشان پاسخ خود را در ضمن شش‌ نکته مهم این گونه بیان می‌کنند:

الف) پیشوایی امامان اهل بیت، مانند پیشوایی‌ خلفای عباسی و فاطمی و… نبود‌ که‌ یک{P(1) . امام محمد جواد، امام علی نقی، امام مهدی علیهم السلام ..P}

پایگاه سلطنتی باشد و از پدر به پسر به ارث برسد و دستگاه فرمانروا، از آن‌پشتیبانی کند. بلکه پذیرش بنیادهای گسترده امامت‌، تنها در صفحه‌های دل مردم از راه نفوذ روحی بود. همراه با اثبات این نکته که تنها امامان اهل بیت، شایستگی امامت دارند.

ب) این بنیادهای مردمی، از همان آغاز اسلام، در‌ دل‌ توده مردم ریشه کرده و به روزگار امام باقر و امام صادق علیهما السلام به مرحله شکوفایی و گستردگی خود رسیده و آموزشگاهی که این‌دو امام تشکیل داده و سرپرستی کردند، موج فکری پردامنه‌ای، در‌ جهان‌ اسلام گسترد. موجی که مایه پیوست صدها فقیه و متفکر و مفسر، و هم‌چنین دانشمندانی بسیار در زمینه‌های مختلف علوم انسانی و اسلامی به آن شد. تا آن‌جا که حسن به علی وشّا‌ می‌گوید‌: «به مسجد کوفه درآمدم و در آن‌جا نهصد استاد دیدم که از جعفر بن محمد حدیث نقل می‌کردند».

ج) شرایطی که در این آموزشگاه و بنیادهای مردمی نماینده آن، در جامعه اسلامی‌ برای‌ برگزیدن‌ امام، و شناخت لیاقت او برای‌ پیشوایی‌ لازم‌ می‌شمردند، شرایطی دشوار بود؛ زیرا امام، پیشوا و مقتدا نخواهد بود مگر آنکه از همه اهل روزگارش، دانشمندتر و داناتر باشد.

د) در راه‌ این‌ آموزشگاه‌ و بنیادهایش، مردمان زیادی جان خویش را به خاطر‌ عقیده‌ به امامت از دست دادند؛ زیرا دستگاه خلافت هم‌عصرش، به آن با دید یک مکتب مخالف خود دست کم‌ از‌ جنبه‌ نظری می‌نگریستند و سرانجام این امر، تاخت و تازها و شکنجه‌هایی بود که‌ فرمانروایان آن روزگار، پیوسته آن را به کار می‌بردند تا راه سلطنت و حاکمیت خود را هموار کنند.

چه‌ بسیار‌ کسانی‌ که به دست دستگاه خلافت کشته شدند یا در سیاه چال‌ها‌ جان‌ سپردند. اعتقاد به پیشوایی امامان اهل بیت، برای مردم بسیار گران تمام می‌شد و فایده‌ای دنیایی هم‌ نداشت‌، جز‌ همان احساس آرامش ناشی از کشف حقیقت و اعتقاد به آن و نزدیک شدن‌ به‌ خدا‌.

ه) امامان، که پیشوایی‌شان بر بنیادهایی این چنین استوار می‌شد، نه جدا از جامعه بودند‌ و نه‌ مانند‌ حاکمان در قصرهای سر به فلک کشیده، بلکه خود را از چشم مردم دور‌ نمی‌داشتند‌. بین آنها و مردم، هیچ حاجبی نبود، مگر در زمان‌هایی که نیروهای حاکم با‌ غُل‌ و زنجیر‌ و تبعید و آوارگی در میان امامان و مردم مانع می‌تراشیدند. این امر را از فراوانی ناقلان‌ حدیث‌، و تعداد نامه‌هایی که با آن‌ها رد و بدل می‌شده و اکنون ‌ ‌در کتاب‌ها محفوظ است‌ متوجه‌ می‌شویم‌. هم‌چنین دیدارهای حاصل در مسافرت‌ها و نماینده‌های فراوان امامان در شهرها، ارتباط امامان با طبقات گوناگون‌ مردم‌ و دانشمندان را، آشکار می‌سازد.

و) خلفایی که با امامان شیعه معاصر بودند، وجود‌ ائمه‌ و پیشوایی‌ روحی‌شان را منشاء خطری بزرگ برای سرنوشت خود و دستگاه خود می‌دانستند. و از این روی، تمام‌ تلاش‌ خویش‌ را به کار می‌گرفتند تا این پیشوایی را از میان بردارند و در‌ این‌ راه، از هرگونه فشار و در بند کشیدن روی نگردانیدند. حتی برای حفظ موجودیت خویش، نمایش‌هایی سنگدلانه‌ و مداوم‌، از اسارت، تبعید، به زندان افکندن و به شهادت رساندن فروگذار نکرده و دلهای‌ مسلمانان‌ و دوستداران امامان را دردمند نمودند.

با توجه‌ و دقت‌ در‌ نکات تاریخی فوق، به این نتیجه می‌رسیم‌ که‌ «امامت» در سن کودکی پدیده‌ای واقعی بوده، نه پنداری از پندارها؛ زیرا امامی‌ که‌ در کودکی به پیشوائی‌روحی و فکری‌ مردم‌ مسلمان رسیده‌ و مسلمانان‌ در‌ کشاکش موج‌های فزاینده ویرانگر، خود را‌ به‌ پیروی از او ملزم نموده‌اند، حتما باید از دانش کافی و آگاهی لازم‌ و استوار‌ برخوردار بوده، و از فقه و تفسیر و عقاید‌ فراتر از عصر خویش‌، بهره‌ای‌ آشکار و چشم‌گیر داشته باشد. چون‌ در‌ غیر این صورت، نمی‌تواند مردم را به پیروی از خویش وادار نماید. می‌بینیم‌ که‌ امامان در موقعیت‌هایی بودند که‌ پیروانشان‌ از‌ خُرد و بزرگ می‌توانستند‌ با‌ ایشان بجوشند و به آسانی‌ از‌ بازتاب‌های وجودشان بهره‌گیرند. حال آیا امکان دارد که یک کودک، مردم را به امامتش‌ دعوت‌ کند، و آن را هم‌چون درفشی افراشته‌ جلوه‌گر‌ سازد، این‌ دعوت‌ را‌ مداوم در برابر چشم‌ و گوش همگان ادامه دهد، مردم به صورت پنهان و آشکار به او بگروند و حتی در راه‌ اعتقاد‌ خویش، از بذل جان و مال هم‌ نهراسند‌، اما‌ از‌ حقیقت‌ آن امام آگاهی‌ نداشته‌ باشند و «امامت این کودک» مردم را به جست‌وجو در حقیقت امر وادار نکند؟!

آیا ممکن است که‌ سال‌ها‌ بر‌ این گونه ارتباط میان امام و مردم بگذرد‌، باز‌ هم‌ پرده‌ از‌ چهره‌ واقعی او برداشته نشود، و چگونگی معارف و دانش‌های امام چه کودک و چه بزرگ آشکار نگردد؟

بر فرض محال که مردم نتوانستند حقیقت و واقعیت امر را دریابند، خلافت و دستگاه حاکم‌ که آن همه دشمنی علنی با امام داشت، چرا برنخاست تا پرده از چهره واقعی امام‌بردارد؟!

آیا برایش امکان نداشت؟ آیا اگر امام کودک هم مثل همه کودکان بود و از سطح تفکر‌ و اندیشه‌ای‌ بزرگ و والا برخوردار نبود، بهترین دستاویز برای عرضه بی‌لیاقتی‌های‌امام به دست خلفا نمی‌افتاد تا آن را به پیروان امامان عرضه کنند و آن ستارگان درخشان را بکوبند و مشخّص کنند که‌ چنین‌ کسانی نمی‌توانند پیشوای روحی و فکری مردم باشند؟ زیرا اگر اثبات بی‌لیاقتی یک انسان چهل یا پنجاه ساله که سرمایه‌های فروانی از علم و دانش زمانش‌ را‌ داراست، به مردم عادی مشکل‌ باشد‌، اثبات بی‌لیاقتی یک کودک، در رهبری مردم، دشوار نیست.

برای نابود کردن امام و پایمال نمودن شخصیت و رهبری او اثبات بی‌لیاقتی، کارگرتر و قانع کننده‌تر از‌ آن‌ بود که خلفا دست‌ به‌ آن شیوه‌های غیرانسانی بزنند. به خصوص با در نظر گرفتن این‌که شیعه برای امام، ویژگی‌های بزرگی در نظر گرفته است.

اگر امام خردسال، از دانش و سطح تفکر عالی برخوردار نبود‌، خلفای‌ معاصر خیلی خوب می‌توانستند جنجال به پا کنند، اما سکوت آن‌ها و سکوت تاریخ گواه است که امامت در سنین کودکی، پدیده‌ای حقیقی بوده نه ساختگی. خلفا نیز حقیقی بودن امامت‌ این‌ امامان را‌، در مقام عمل و فکر دریافته بودند و می‌دیدند که اگر هم خردسالی امام را مطرح کنند و با این‌ وسیله رهبری دینی و فکری او را بکوبند باز هم پیروز نیستند‌.

تاریخ‌ نیز‌ گاهی، از تصمیم‌گیری خلفا بر استفاده از پدیده خردسالی رهبران شیعه و بی‌نتیجه ماندن کارشان سخن به میان ‌‌می‌آوَرَد‌، اما حتی یک مورد هم نشان نمی‌دهد که این امر، تزلزلی در روحیه‌ پیروان‌ ایجاد‌ کرده باشد یا مدرکی ارائه دهد که امامان در سنّ کودکی در برابر یک پرسش‌ درمانده باشند یا با مشکلی روبرو شده، در پاسخ آن به تنگنا افتاده‌ باشند و اطمینان مردم نسبت‌ به‌ موقعیت و امامت آنان سست شده باشند.

در نتیجه امامت در سنین کودکی، پدیده‌ای واقعی در زندگانی اهل‌بیت بوده و یک فرضیه دور از واقعیت آن‌هم با مصادیق روشن نبوده است.

برای پدیده‌ رهبری در سنین پایین، موارد مشابه دیگری نیز می‌توان در میراث پیام‌آوران الهی یافت.

برای نمونه: حضرت یحیی، که خداوند درباره او چنین می‌فرماید:

«ای یحیی، با نیرومندی و استواری این نامه‌ (فرمان‌ پیامبری) را بگیر و ما، در کودکی به او حکمت و فرزانگی دادیم».[7]

اکنون که چگونگی امامت در سنین کودکی روشن شد، پیداست که جایی برای اعتراض به امامت امام مهدی‌ علیه‌ السلام در سنّ پنج سالگی، باقی نمی‌ماند[8].

آیا واقعاً امام مهدی علیه‌السلام وجود دارد؟

چهارمین پرسش این است که با روشن شدن امکانِ طول عمر و غیبت طولانی، چگونه‌ به‌ وجود امام مهدی علیه السلام و تولّد او می‌رسیم؟

با فرض نقل چند روایت از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله آنهم برای قانع‌شدن به یک امر غیر متعارف، آیا می‌توانیم‌ به‌ وجود‌ امام دوازدهم ایمان پیدا کنیم؟

چگونه‌ ثابت‌ می‌کنیم‌ که امام مهدی علیه السلام یک وجود حقیقی و تاریخی دارد و افسانه‌ای نبوده که تعدادی از مردم به خاطر شرایط حادّ اجتماعی‌ و روانی‌ آن‌ را در دل خود پرورانده‌اند؟

پاسخ شهید صدر به‌ این‌ پرسش با توجه به ابعاد متعدد آن، در دو مرحله بوده و به دو گونه آن را مطرح کرده است‌.

نکته‌ نخست‌ در رد کسانی است که روایات نقل شده درباره امام‌ مهدی را بسیار محدود می‌بینند و ادعا می‌کنند که فقط چند روایت درباره او وجود دارد و با چند روایت‌محدود‌، یک‌ اعتقاد‌ راسخ حاصل نمی‌شود.

پاسخ این شبهه را با توجه دادن به‌ منابع‌ فراوان و تعداد روایات بسیار زیاد که فقط از زبان پیامبر -آن هم از راه اهل سنت‌ که‌ با‌ چهار صد روایت شمارش شده- مطرح می‌کند.

چنان‌چه روایات وارده از راه شیعه و اهل‌ بیت‌ علیهم‌ السلام را اضافه کنیم به شش هزار روایت میرسد. با این فراوانی روایات که‌ در‌ کم‌تر موضوعی از موضوعات بدیهی اسلام این قدر روایت رسیده است ادعای بداهت‌ می‌نماید‌ که‌ ادعای گزافی نیست و قطعی بودن این مسأله را روشن می‌کند.

نکته دوم: پس از‌ احراز‌ اصل حتمی بودن وجود امام مهدی علیه السلام با استفاده از روایات فراوان‌، جا‌ دارد‌ که بپرسیم: این امام مهدی علیه السلام کیست؟

انطباق این عنوان بر دوازدهمین امام معصوم از‌ اهل‌ بیت پیامبر صلی الله علیه و آله از دو راه در نوشته شهید‌ صدر‌ طی‌ شده است.

در راه اول به چند مطلب توجه داده شده است:

مطلب اول: روایاتی‌ که‌ مهدی‌ علیه السلام را از اهل بیت معرفی می‌کند و او را از فرزندان‌ فاطمه‌ و فرزند حسین بلکه نهمین فرزند حسین بن علی علیه السلام می‌داند.

مطلب دوم: روایاتی که تمام‌ امامان‌ را دوازده نفر می‌داند.

بنابراین، حضرت مهدی علیه السلام خارج از دایره‌ دوازده‌ امام نخواهد بود و او را در دوازدهمین‌ فرد‌ از‌ آنان تعیین می‌کند.

این روایات علیرغم تلاش‌ امامان‌ برای مطرح نشدن آن‌ها در میان عموم مردم به خاطر حفظ جان امام‌ مهدی‌ علیه السلام از گزند دشمنان‌ دیرینه‌ و حاکمان بنی‌ العباس‌ بالأخره‌ منتشر شده و سینه به سینه و کتاب‌ به‌ کتاب، از نسلی به نسل دیگر منتقل گشته و در سطحی قابل قبول‌ و قابل‌ اعتماد منتشر شده است.

مطلب سوّم‌: اضافه بر تعداد فراوان‌ روایات‌ فوق، قراین و شواهد بسیاری، ‌ ‌صحت‌ این‌ روایات را اثبات می‌کند.

برای نمونه عدد روایات (الائمة اوالخلفاء اوالامراء من بعدی‌ اثنا‌ عشر) به (270) روایت می‌رسد‌ که‌ در‌ مشهورترین کتاب‌های حدیث‌ شیعه‌ و اهل سنت هم‌چون بخاری‌ و مسلم‌ و ترمذی و ابو داود و مسند احمد و مستدرک حاکم آمده است.

مطلب چهارم: آقای بخاری که‌ معاصر‌ امام جواد علیه السلام بوده این‌ روایات‌ را نقل‌ کرده‌؛ یعنی‌ متن این حدیث‌ها قبل‌ از کامل شدن عدد دوازده امام در عالم خارج ثبت شده و احتمال

جعل و حدیث‌سازی که‌ معمولاً‌ پس از وقوع یک حادثه برای‌ آن‌ حادثه‌ حدیث‌ جعل‌ میشود، صددرصد منتفی‌ است‌ و به هیچ‌وجه نمی‌تواند این روایت‌ها انعکاسی از عقیده امامیه و پیروان اهل‌بیت باشد. بنابراین؛ این نکته نشان‌ دهنده‌ یک‌ واقعیت فراتر از حوادث تاریخ بوده، در‌ حقیقت‌ یک‌ خبر‌ غیبی‌ از‌ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله است که با اعتقاد امامیه کاملاً منطبق می‌شود.

عقیده امامیه بر این است که امام مهدی علیه السلام یگانه مصداق قابل‌ صدق برای این نوع حدیث‌های فراوان می‌باشد.

نکته سوّم: چنان‌چه کسی بخواهد مصداق دوازدهمین امام از اهل بیت پیامبر را بشناسد، شهید صدر با استفاده از واقعیت‌های تاریخی هفتاد سال‌ حوادث‌ پی در پی دوران غیبت صغری، نایبان ویژه امام مهدی علیه السلام در این دوره و ارتباط چندین نسل با آنان و با امام مهدی علیه السلام توسط آنان و مکاتبات حسی‌ و ملموسی‌ که مردم و دانشمندان با امام زمان علیه السلام داشته‌اند، روشن می‌کند که امکان هرگونه فریب و ظاهرسازی و خیال‌بافی منتفی است.

با پیام امام مهدی‌ علیه‌ السلام به آخرین سفیر خود‌ (ابوالحسن‌ علی بن محمد سمری)، پایان غیبت صغری و آغاز غیبت کبری مطرح می‌شود. و در واقع یک مسیر کاملاً منطقی و مقبول برای تحقق غیبت کبری که‌ در‌ روایات پیامبر صلی الله‌ علیه‌ و آله و اهل بیت اطهار مطرح شده بود، تحقق یافته و شیعیان از گزند پاشیدگی و نابودی به سمت پذیرش غیبت کبری و ایمان به امام غایب با حفظ شرایط اساسی برای ادامه تلاش‌ در‌ خط اهل بیت علیه السلام حرکت می‌کنند و به راه اصلی و منطقی و اسلامی خود به سمت تحقق آرمان‌ها و شرایط لازم برای ظهور امام غایب ادامه می‌دهند.

هرگونه اغفال و فریب و تناقض‌گویی و حیله‌گری‌ در‌ رفتار نایبان‌ خاص امام مهدی علیه السلام در دوران هفتاد ساله که چندین نسل را دربر گرفته بود، مشاهده‌ نشده و احتمال آن غیرمنطقی و غیرعقلانی بوده است. هم چنین احتمال افسانه‌ بودن‌ تولد‌ یا زندگی و حضور امام مهدی در میان مردم به کلی منتفی می‌باشد.

بدین ترتیب، پدیده غیبت صغری ‌‌یک‌ تجربه عملی بسیار مهمّی بوده، که واقعیت تولّد و وجود و امامت و غیبت امام زمان‌ را‌ به‌ خوبی برای اهل منطق و تحقیق در همان‌برهه و در

قرن‌های بعدی نیز به اثبات می‌رساند و تمام‌ نگرانی‌ها و وسوسه‌ها را می‌زداید.

و این پاسخ از شهید صدر نیز پاسخی ابتکاری می‌باشد‌.

چرا امام مهدی علیه‌ السلام‌ ظهور نمی‌کند؟

پرسش پنجم: با توجه به این‌که شرایط ظهور امام زمان به مرور زمان پیچیده‌تر می‌شود، چرا در دوران غیبت صغری یا کمی پس از آن، امام مهدی علیه السلام برای‌ اصلاح جهانی ظهور نکرد؟ در حالی‌که شرایط اصلاح روز به روز پیچیده‌تر می‌شود.

در پاسخ به پرسش پنجم به نکات ذیل باید توجه شود:

  1. در پاسخ به این سؤال آنهم با یک‌ دید‌ جامعه شناسانه، شرایط لازم برای یک اصلاح گسترده اجتماعی و جهانی باید مورد بحث قرار گیرد.
  2. میان بُعد غیبی و بُعد طبیعی و اجتماعی باید مرزبندی شود.
  3. فراهم آمدن مجموعه شرایط اساسی که‌ به‌ اختیار و اراده انسان‌ها بستگی دارد، باید مورد توجه قرار داده شود.
  4. معجزه الهی در مواردی که به اختیار انسان‌ها ارتباط دارد و باید از مسیر طبیعی طی شود، جای‌گزین آن‌ مسیر‌ طبیعی نمی‌شود و سنّت لایتغیر الهی آن طور که طراحی شده است تحقق می‌یابد.
  5. امدادهای غیبی که به انسان می‌رسد، جای امتحان و ابتلا و آزمایش الهی را که یک اصل اساسی‌ و مهم‌ در‌ تحوّلات اجتماعی است نمی‌گیرد.
  6. فراهم‌ آمدن‌ شرایط‌ عمومی برای اصلاح جهان امری ضروری است که جایگزین ندارد و با وجود رهبری آماده برای اصلاح و وجود رسالتی کامل، تمام شرایط‌ لازم‌ برای‌ موفقیت فراهم نمی‌شود، بلکه باید شرایط اجتماعی و سیاسی‌ جهانی‌ نیز زمینه را برای موفقیت و پیروزی حق بر باطل آماده سازد.

یکی از این عوامل مهم، احساس انسان متمدن‌ و امروزی‌ به‌ عجز و درماندگی کامل تمام مکتبها و ابرقدرت‌ها و تمام مذاهب و ادیان نسبت‌ به حل معضل عدالت اجتماعی و آسایش و امنیت برای انسان‌هاست، به گونه‌ای که از تمام راه حلها چشم بپوشد‌ و به‌ یک‌ سو و یک

مصلح الهی که برای ایجاد اصلاح جهانی ذخیره شده‌ است‌ چشم بدوزد، عاشقانه و صادقانه آمادگی لازم را از پیروی تا همراهی کامل و فداکاری و جانبازی در خود‌ ببیند‌ و در‌ لحظه ظهور در حال آماده باش کامل باشد.

  1. با توجه به پیشرفت‌ وسائل‌ مادی‌، این پیشرفت می‌تواند در خدمت این نهضت عظیم قرار گیرد و در فراهم کردن شرایط‌ عمومی‌ و لازم‌ سهیم باشد.
  2. اما پیشرفت‌های نظامی ابرقدرت‌ها از نظر مادی، با وجود ضعف درونی، و تهی‌ شدن‌ این ابرقدرت‌ها و قدرتمندان از درون و از دست دادن قدرت واقعی خود، و گراییدن به‌ پوچی‌، مهم‌ترین‌ نقطه ضعف این تمدّن و این ابرقدرت‌هاست. بنابراین، نمی‌توانند یک مشکل جدّی در راه اصلاح‌ فراگیر‌ و جهان‌شمول برای حضرت مهدی علیه السلام باشند.

نقش یک فرد و چگونگی تحوّل بسیار‌ بزرگ‌

چگونه‌ یک فرد می‌تواند عهده‌دار یک تحوّل بسیار بزرگ گردد؟

در پاسخ این پرسش گفته می‌شود: پیامبر‌ اسلام‌ صلی الله علیه و آله که سرآغاز یک تمدن جدید قرار گرفت، خود‌ مولود‌ تمدن‌ گذشته نبوده، بنابراین، انسان‌ها همیشه مولود شرایط تاریخی و مادی نمی‌باشند.

هنگامی‌که رابطه پیوسته و تنگاتنگ انسان‌ را‌ با‌ عالَم غیب در نظر بگیریم این رابطه عمیق می‌تواند جهت دهنده انسان‌ به‌ سوی آینده‌ای جدید باشد و انسان‌ها را انعکاسی‌ از واقعیت‌های پیرامون خود تلقی نکنیم.

امامِ منتظران نیز تجربه‌ای‌ همسان‌ با تجربه گران‌قدر پیامبر عظیم الشأن اسلام خواهد داشت و یک فتح بزرگ‌ جهانی‌، و تمدّنی جدید را آغاز خواهد کرد. بدین‌ ترتیب‌، نقش‌ عظیم یک شخصیت الهی در تغییر مسیر‌ تاریخ‌ آشکار خواهد شد.

شیوه این تغییر جهانی چگونه خواهد بود؟

پاسخ این پرسش به‌ آینده‌ موکول می‌گردد و پیش بینی علمی‌ و دقیق‌ برای آن‌ ساده‌ نخواهد‌ بود.

آری، بر اساس احادیث رسیده‌ از‌ پیامبر اسلام و اهل بیت علیهم السلام نکاتی را می‌توانیم نشانه رویم که‌ شیوه‌ تغییر و دگرگونی را در جهان بشریت‌ ترسیم نماید.

و به همین‌ جهت‌ باید گفت: بسیاری از نکات‌ ظریف‌ و حسّاس دوران غیبت کبری و دوران ظهور که متکفّل بیان کیفیت ظهور نیز می‌باش‌ و هم‌چنین‌ دوران پس از ظهور را‌ در‌ اصل‌ کتاب یعنی «موسوعة‌ الامام‌ المهدی» می‌یابیم و متن مقدمه‌ یعنی‌ «بحث حول المهدی» را باید مطالعه‌ای دقیق نمود تا از نکات ریز و بسیار عالی‌ آن‌ بهره‌مند شویم.

 

[1]. چاپ اول موسوعه امام مهدی شهید‌ صدر‌ دوم در سال 1392 هجری قمری بوده است؛ در حالی‌که تاریخ چاپ و نوشته صدر بزرگ که‌ با‌ نام (بحث حول المهدی) منتشر شده است، سال 1397 هجری قمری می‌باشد‌، یعنی‌ این مقدمه پس از صدور کتاب یا ذوالمقدمه‌ به‌ رشته‌ تحریر درآمده است. متأسفانه در دومین چاپ‌ موسوعه‌ امام مهدی نیز که در سال 1400 هجری قمری بوده این مقدمه به‌ کتاب‌ اضافه نشده است. بهترین چاپ‌ برای‌ (بحث حول‌ المهدی‌) که‌ همراه با تحقیق و توضیحات ارزنده است‌ از‌ برادر فاضل و ارجمند جناب دکتر عبدالجبار شرارۀ که توسط مرکز الغدیر للدراسات‌ الاسلامیة‌ در سال 1417 چاپ و منتشر شده‌ است.

[2]. با کمال تأسف تقریظ و ستایش شهید صدر‌ اوّل‌ از موسوعة الامام المهدی شهید‌ صدر‌ دوّم که در نسخه باارزش دارالتعارف آمده است در برخی نسخه‌ها حذف شده است.

[3]. و یک ترجمه فارسی تحت عنوان امام مهدی حماسه‌ای از نور توسط‌ کتابخانه‌ بزرگ اسلامی انجام شده‌ است‌ و ترجمه به زبان فرانسوی توسط مترجم توانا دکتر عباس بستانی انجام گرفته و به چاپ رسیده است.

[4]. اصل مقاله در این قسمت ادامه می‌یابد که به علت سنگینی مباحث، چندین صفحه‌ از‌ آن را نیاوردیم

[5]. بحث حول المهدی، صص 88-84.

[6]. بحث حول المهدی، صص 89-88.

[7]. سوره مریم، آیه 12.

[8]. امام مهدی حماسه‌ای از نور، صص 61-56، (با تصرف).

این پایگاه با هدف گردآوری جامع آثار صدرپژوهان، همه آثار ارزشمند این عرصه را منتشر می‌کند و این انتشار به‌معنای تأیید محتوا از سوی پژوهشگاه تخصصی شهید صدر نیست‌.