تایپوگرافی مقالات مربوط به شهید صدر با موضوع فقه، اصول، فلسفه، اقتصاد، سیاست و اجتماع

مقاله

خوانش‌ انتقادی استنطاق و کاربست آن در نظریه شهید صدر پیرامون سنت‌های تاریخ در‌ قرآن

چکیده: این مقاله با هدف تبیین روش‌شناسی شهید صدر، به خوانش انتقادی «استنطاق» در تفسیر موضوعی و رهگیری میزان «کاربست آن در نظریه سنت‌های تاریخ در قرآن» می‌پردازد. اگرچه نبود روش‌های نو در برداشت از منابع دینی یکی از کاستی‌های مطالعات دینی است، اما شهید صدر با تبیینی منحصربه‌فرد از تفسیر موضوعی، ویژگی فوق‌العاده‌ای به نظریه‌پردازی قرآنی داده است. در این پژوهش، «استنطاق» نه به‌عنوان تمامِ تفسیر موضوعی، بلکه به‌عنوان یکی از مراحل و فرایندهای نظریه‌پردازی بررسی می‌شود. مقاله با روش تحلیل متن (تحلیل متون روش‌شناختی شهید صدر و آیات قرآن کریم مبتنی بر اجتهاد در دلیل لفظی) به این دو پرسش اساسی پاسخ می‌دهد: مؤلفه‌های استنطاق در تفسیر موضوعی شهید صدر کدام‌اند؟ و این مؤلفه‌ها در نظریه سنت‌های تاریخ به چه میزان به کار رفته‌اند؟ تفاوت رویکرد این مقاله با سایر آثار پرشمار در این حوزه آن است که روش تفسیر موضوعی شهید صدر را به‌صورت مدلی مفهومی سامان داده و با تکیه جدی بر عنصر نظریه‌پردازی، فرایند استنطاق را به‌دقت ارزیابی می‌کند.

نویسنده: سعید بهمنی

منبع: پژوهش‌های قرآنی، تابستان 1399، شماره95، ص 29تا48.

مقدمه

شهید صدر برای روش تفسیر و نظریه‌ پردازی‌ خود‌ تعابیر «موضوعی» و «توحیدی» را به کار می‌برد و از «استنطاق» در سخن امیرمؤمنان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، به‌ عنوان‌ زیباترین تعبیر برای تفسیر موضوعی یاد می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. (صدر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ١٤٢١ق‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، الف: ٣٠) هر یک‌ از‌ این‌ نام‌ها وجهی چشمگیر از روش وی را برجسته می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. «موضوعی» مسأله محوری‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، «توحیدی‌» کل نگری یا یک پارچه نگری‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، و «استنطاق» رویکردی خاص در مراجعه به قرآن‌ را‌ برجسته‌ می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. در این میان جوهر و جان مایه عملیاتی فرایند تفسیر به روش موضوعی و نظریه پردازی‌ شهید‌ صدر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، استنطاق‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، یعنی فرایند مراجعه‌‌‌‌‌ای به قرآن است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. در میان کسانی‌ که‌ از‌ روش یا رویکرد استنطاقی در فهم و تفسیر قرآن کریم سخن می‌گویند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، کمتر کسی همان چیزی‌ را‌ مراد‌ می‌کند که شهید صدر مراد کرده است؛ زیرا وی تنها تفسیری را‌ موضوعی‌ می‌داند که منتج به نظریه بوده و بتواند بزرگ ترین مسائل بشر را حل کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. شهید صدر‌ فرایند‌ استنطاق در تفسیر موضوعی را با هدف دستیابی به حقایق بزرگ زندگی‌ (همان‌) و نظریه پردازی در قرآن کریم در نظر‌ می‌گیرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، (همان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ص ٢٣) ولی دیگران معمولاً از تفسیر موضوعی‌ و استنطاق‌ قرآن هر نوع فهمی را مراد می‌کنند که بر هر موضوعی متمرکز‌ باشد‌؛ هرچند منتج به نظریه‌‌‌‌‌ای بزرگ‌ نباشد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

معمولاً‌ وقتی‌ از‌ «استنطاق» قرآن سخن می‌گوییم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، همه روش‌ تفسیر‌ موضوعی را به خاطر می‌آوریم؛ چنان که برخی نویسندگان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، وصف «استنطاقی» را‌ برای‌ تفسیر یا رویکرد به کار برده‌ و از آن تفسیر موضوعی‌ را‌ مراد می‌کنند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. ما از «خوانش‌ انتقادی‌ استنطاق»‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، خوانش انتقادی همه فرایندهای روش تفسیر موضوعی را مراد نمی‌کنیم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، بلکه استنطاق‌ را‌ به منزله مرحله و فرایندی خاص‌ از‌ روش‌ تفسیر موضوعی در‌ نظر‌ می‌گیریم؛ فرایندی که‌ مانند‌ فرایندهای دیگر تفسیر موضوعی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، در درون خود دارای مؤلفه‌هایی است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. نگارنده پیش تر‌ با‌ استفاده از عناصری که شهید صدر‌ درباره‌ روش تفسیر‌ موضوعی‌ برشمرده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، نُه فرایند را استخراج‌ و به این ترتیب ساماندهی کرده است:

١‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. مسأله شناسی (صدر؛ ١٤٢١ق‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، الف: ص ٢٩٣٠‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ٣٥ و٣٧)

٢‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. پیشینه‌ شناسی‌ (همان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ص ٢٩٣٠)

٣‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. هدف گذاری (همان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ص ٢٣‌)

٤‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. طرح‌ سؤال‌ (همان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ص ٢٩‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ٣٤‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ٤٥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ١٨٦‌)

٥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. فرضیه‌ سازی (همو؛ فلسفتنا؛ ص ٢٧٥)

٦‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. استنطاق (همان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ص ٣٠٣١‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ٣٣٣٤‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ٤١)

٧‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. مقایسه  مطالعات مقارن  (همان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ص ٢٩٣٢‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ٣٥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ٧١‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ٣٣٩‌)

٨‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. نظریه‌ پردازی (همان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ص ٢٢٢٤‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ٢٩‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ٣٤‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ٣٥٣٦‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ٣٨‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ٤٢‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ٤٥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ١٨٥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ١٨٧‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ٣١٥‌)

٩‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. تدوین (همان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ص ٢٩)

چیدمان عناصر بالا از سوی نگارنده است و منسوب به شهید صدر نیست؛ زیرا شهید صدر هیچ گاه عناصر یادشده را ساختاردهی نمی‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. با وجود‌ این‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، همه عناصر فوق مستند به بیانات وی است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. به گمان نگارنده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، اگر کسی بخواهد به تفسیر موضوعی  آن گونه که شهید صدر تبیین می‌کند بپردازد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، لازم است ١- ابتدا‌ به‌ مسأله شناسی بپردازد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. ٢- سپس مسأله و راه حل‌های آن را در تاریخ دانش بشری و عصر خود پیشینه شناسی کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. ٣- پس از آن با توجه به منابع و فرصتی که دارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، به‌ هدف گذاری بپردازد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. ٤- با تعیین هدف‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، نوبت به طرح سؤال می‌رسد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. ٥- سپس متناظر با سؤال‌ها، فرضیه سازی می‌شود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. ٦- آن گاه‌ به‌ ساحت قرآن کریم رفته و به‌ استنطاق‌ قرآن کریم می‌پردازد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. ٧- پس از دستیابی به مدلول‌های تفصیلی از طریق استنطاق قرآن کریم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، به مطالعات مقارن و مقایسه میان داده‌های قرآنی‌ و بشری‌ روی می‌آورد تا‌ کاستی‌‌های دستاوردهای بشری را شناسایی کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. ٨- سپس با استفاده از مدلول‌های تفصیلی که از استنطاق قرآن به دست آورده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، به تناسب کاستی‌های بشر در حل مسأله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، به نظریه‌ پردازی‌ بر اساس قرآن می‌پردازد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. ٩- پس از صورت بندی نظریه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، آن را برای ثبت و ارائه به دیگران تدوین می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

در ساختار فوق‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، «استنطاق» فرایند ششم از مجموعه فرایندهای تفسیر‌ موضوعی‌ است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، نه‌ همه آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. بنابراین در این مقاله از هیچ یک از عوامل فرایندی دیگر بحث نمی‌کنیم و تنها‌ از «استنطاق»‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، یعنی تنها به فرایند رفتن به ساحت قرآن و برداشت‌ از‌ آن‌ می‌پردازیم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. به نظر می‌رسد این فرایند به نوبه خود از عناصری چهارگانه تشکیل می‌شود ‌‌که‌ آن‌ها را مؤلفه می‌نامیم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. تمام عناصری که مؤلفه می‌نامیم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، مستند به‌ بیانات‌ شهید‌ صدر است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ولی چیدمان آن‌ها منسوب به وی نیست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. فهرست مؤلفه‌های چهارگانه در بیانات‌ شهید صدر برای فرایند استنطاق از این قرار است:

١- اتخاذ اصول و قواعد عامّ‌ تفسیر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. (صدر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ١٤٢١ق‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، الف‌: ص ٣١٢‌)

٢- استخراج داده‌های قرآنی مربوط به مسأله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. (همان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ص ٥٣٥٤ و ٨٩١٠٢)

٣- پرسش و دریافت پاسخ از قرآن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. (همان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ص ٢٩ و ٣٣٣٤‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ٤٦٤٧ و ١٠٦)

٤- دستیابی به مدلول‌های تفصیلی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. (همان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ص ٣٤)

در این مقاله افزون‌ بر خوانش انتقادی هر یک از مؤلفه‌های چهارگانه فرایند استنطاق‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، کاربست آن در نظریه سنت‌های تاریخی در قرآن نیز بررسی می‌شود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

مؤلفه اول ماهیتی مقدّمی دارد و عمومی است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، به‌ این معنا که مقدمه‌‌‌‌‌ای برای هر نوع تفسیر است؛ خواه موضوعی یا ترتیبی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. مؤلفه دوم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، سوم و چهارم خود عملیات استنطاق است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

١‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. مؤلفه اول: اتخاذ اصول و قواعدی عام برای تفسیر‌

لزوم‌ این مؤلفه در تفسیر و استنطاق از قرآن از عبارت «لابد للمفسر من منهج عام للتفسیر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، یحدد فیه عن اجتهاد علمی طریقته فی التفسیر» (همان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ٣١٢) در بیان شهید صدر‌ فهمیده‌ می‌شود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. به بیان شهید صدر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، مفسر ناگزیر از داشتن روشی فراگیر و عام در تفسیر است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. او تأکید می‌کند مفسر باید روش فراگیر خود در تفسیر را با اجتهادی علمی‌ مشخص‌ کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. او نمونه‌هایی از روش‌ یادشده‌ را‌ یادآور می‌شود که از این قرار است: وسایلی که برای اثبات به کار میبرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، میزان اعتماد بر ظهور لفظ و سنت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، اخبار‌ آحاد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، و قرینه‌‌های عقلی در تفسیر متن قرآن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. (همان) این‌ نمونه‌‌ها نشان می‌دهد مراد او از «منهج عام در تفسیر» در اینجا‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، اصول و قواعد عام تفسیر است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

شهید صدر‌ در‌ دو‌ درس اول از چهارده درسی که «تفسیر موضوعی قرآن» نامیده‌ شده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، (همان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ص ١٧) به طور ‌ ‌متمرکز به بیان روش تفسیر مورد نظر خود می‌پردازد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

سپس در دوازده درس‌ دیگر‌ به‌ طور عملی آن را در نظریه پردازی درباره‌ «نظریه سنت‌های تاریخی‌ در قرآن» به کار می‌گیرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

١-١‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. بررسی و تحلیل

دو درس یادشده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، تنها بخشی از تبیین علمی روش‌ شهید‌ صدر‌ را شکل می‌دهد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. این مقدار هرچند خطوطی اساسی و مهم از روش وی‌ را‌ بیان‌ می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، با وجود این‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، بخشی بزرگ از آنچه روش عام تفسیر نامیده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، باقی می‌ماند‌ که‌ همان‌ اصول و قواعد عام‌‌‌اند که مفسر آن‌ها را هنگام مراجعه و تفسیر قرآن کریم به‌ کار‌ می‌گیرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. (همان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ص ٣١٢) بدیهی است در دو درس یادشده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، بیانی مشخص به چشم‌ نمی‌خورد‌ که‌ اصول و قواعد تفسیری مورد نظر وی را تبیین کرده باشد‌‌‌‌‌.

بیان نشدن اصول و قواعد‌ یادشده‌ کاملاً توجیه پذیر است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. شهید صدر پیش ترعمده‌ اصول و قواعد یادشده را‌ در‌ مباحث‌ اصولی هنگام تدریس قواعد برداشت از دلیل لفظی بیان کرده و آن‌ها را در کتاب‌های اصولی‌ خود آورده است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. (ر‌‌‌‌‌. ک: همو‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ١٤٢١ق‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، د: ص ٨١١١٦ و ٢١٥٢٦٦؛ همو‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ١٤٢١ق‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ب: ص ١٤٠١٨٠) با توجه‌ به‌ اینکه‌ او بنا دارد مطالب خود را در کمال اختصار بیان کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، هیچ ضرورتی ندارد روش‌هایی را‌ که پیش تر در مباحث اصولی خود بیان کرده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، دوباره بازگو کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. طبعاً‌ مهم تر از بیان جداگانه اصول و قواعد یادشده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، به کارگیری آن‌ها در رسیدن به مدلول‌های قرآنی‌ در نظریه سنت‌های تاریخی است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

از آنجا که استناد هر یک‌ از‌ مدلول‌ها در برداشت از قرآن بر‌ اصول‌ و قواعد‌ یادشده استوار است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، انتظار میرفت او هنگام‌ بیان‌ مدلول‌ها، اصول و قواعدی را که برای دستیابی به آن‌ها به کار برده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، بیان‌ می‌کرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ولی او هیچ گاه‌ چنین‌ نمی‌کند؛ هرچند‌ ممکن‌ است‌ برخی اصول و قواعد به کار رفته‌ را‌ حدس بزنیم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. با وجود این‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، برای اینکه نظریه در موجّه بودن نسبت‌ خود‌ به قرآن به تمامیت برسد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، بیان‌ تفصیلی استدلال‌ها و نحوه‌ رسیدن‌ به مدلول‌ها ضروری است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. این‌ ضرورت در مواردی که قرینه‌هایی برخلاف برداشت‌های وی وجود دارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، دوچندان‌ می‌شود‌؛ به ویژه زمانی که پای‌ فرضیه‌‌های رقیب در میان‌ است‌؛ به خصوص زمانی که‌ این‌ فرضیه‌ها از سوی مفسران و دانشمندانی دیگر مطرح شده است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

برای نمونه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، مدلولی را‌ که‌ او از آیه استیمان و برخی آیات‌ دیگر‌ به دست‌ می‌آورد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، بررسی‌ می‌کنیم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. شهید صدر در‌ تفسیر آیه استیمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، نحوه‌ استدلال خود برای دستیابی به مدلول مورد نظرش را بیان نمی‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. او‌ اعطای استعداد خلافت عام الهی برای‌ بشر‌ را‌ مصداق‌ امانت‌ در آیه یادشده‌ می‌داند‌؛ بیآنکه پیش از ادعای یادشده یا پس از آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، اصول و قواعدی را که در به دست‌ آوردن‌ این‌ مدلول به کار برده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، تبیین کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. در‌ اینجا‌ به‌ همین‌ مقدار‌ بسنده‌ می‌کنیم و به زودی به اشکالات مدلول مورد نظر وی و فرضیه‌های رقیب خواهیم پرداخت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. به هر حال‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، در این نمونه او اساساً اصول و قواعد را بیان نمی‌کند‌ تا بدانیم چگونه به این مدلول رسیده که «امانت» در آیه استیمان همان «خلافت» است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

در نمونه‌‌‌‌‌ای دیگر به نظر میرسد رفتار علمی او در تفسیر قرآن با قاعده‌‌‌‌‌‌ای که خود بنا نهاده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، انطباق ندارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. قاعده این است: تفسیر قرآن با اخبار آحاد معارض با ظاهر آن تفسیر نمی‌شود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. (ر‌‌‌‌‌. ک: صدر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ١٤٢١ق‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، د: ص ١٦٧‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ٤٥٢‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ٥٤٦ و ٥٦٩؛ همو‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ١٤٢١ق‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ج‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ج ١: ص ٨٣‌ و ٤٤٢‌؛ ج ٢: ص ٧٠) به نظر می‌رسد این قاعده در تفسیر آیه ٢٤ تا ٢٦ سوره‌ بقره رعایت نمی‌شود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

شهید صدر در میان مستندات ایده‌‌ اصلی‌ سنت‌های تاریخی در قرآن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، آیه‌ «ولو یؤاخذ الله الناس بما کسبوا ما ترک علی ظهرها من دابة ولکن یؤخرهم إلی أجل مسمی فإذا جاء أجلهم فإن الله کان بعباده‌ بصیرا‌» (فاطر: ٤٥) را یادآور‌ می‌شود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. اگر سنتی که آیه بیان می‌کند جریان یابد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، همه کسانی که روی زمین قرار دارند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، هلاک می‌شوند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. این آیه مستلزم پاسخ به یک شبهه است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. شبهه از این قرار است‌: به‌ طور معمول همه انسان‌ها ظالم نیستند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. در میان آن‌ها پیامبران‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، امامان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، اوصیا و مؤمنان عادل حضور دارند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. با وجود این‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، آیا هلاکت در آیه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، این ذوات مقدس را نیز شامل‌ می‌شود؟ تا‌ آنجا که‌ حتی برخی برای انکار عصمت پیامبران به آیات یادشده استناد کرده‌اند. او پاسخ می‌دهد که عقاب‌ در آیه‌های یادشده دنیایی است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، نه آخرتی؛ زیرا از نتیجه‌ طبیعی‌ اکتسابات‌ یک امت از راه ظلم و طغیان سخن می‌گوید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. او معتقد است این نتیجه طبیعی تنها ویژه‌ ظالمان ‌‌جامعه‌ نیست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، بلکه شامل همه جامعه  باوجود اختلاف‌های هویتی و رفتاری آن‌ها است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. وی‌ سپس‌ به‌ عنوان یک نمونه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، به واقعه سرگردانی بنی‌اسرائیل (بقره: ٢٤٢٥) استناد می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. او با یادآوری این‌ نمونه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، این سرگردانی را نتیجه ظلم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، طغیان و نافرمانی بنیاسرائیل می‌داند که تنها به‌ ظالمان بنی‌اسرائیل اختصاص ندارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، بلکه‌ موسی را که پاکترین و شجاع ترین مردم در رویارویی با ظلمت و طاغوت است نیز دربر می‌گیرد؛ زیرا او جزئی از آن امتی است که زمان هلاکشان رسیده است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. (همو‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ١٤٢١ق‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، الف: ص ٥٧٥٩)

ظاهر آیه دلالتی بر شمول سرگردانی و هلاکت نسبت به موسی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، برادرش و حتی مؤمنان فرمان بردارغیرفاسق  ندارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. تفسیر شهید صدر و برخی مفسران دیگر (طباطبایی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ١٤١٧ق‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ج ٣: ص ١٠٧٠) برآمده از اخباری‌ است‌ که با ظاهر آیات هماهنگ نیست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. به اعتقاد نگارنده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، تفسیر شهید صدر و کسانی که آیه را هماهنگ با اخبار آحاد تفسیر کرده و سرگردانی را شامل وجود مقدس موسی و برادر و جانشینش‌ می‌دانند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، دست کم دارای پنج اشکال به این شرح است:

١- سخن موسی که عرض کرد: «رب إنی لا أملک إلا نفسی و أخی فافرق بیننا و بین القوم الفاسقین» (مائده: ٢٥‌) نشان‌ می‌دهد در محل حادثه یادشده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، یوشع و دیگر مؤمنان نبوده‌اند، در غیر این صورت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، اعلام انحصار اختیارداری خود و هارون مستلزم خلاف واقع است؛ زیرا به طور قطع‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، یوشع و دیگر‌ مؤمنان‌ نیز‌ گوش به فرمان موسی بوده‌ و او‌ اختیاردار‌ آن‌ها نیز بوده است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. این نشان می‌دهد برخی مؤمنان به موسی در محل دیگری استقرار داشته‌اند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. به این ترتیب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، با‌ استجابت‌ دعای‌ موسی و جدایی میان وی و برادرش با گروه فاسق‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، موسی‌ و هارون می‌توانسته‌‌‌اند به مؤمنانی که همراهشان نبوده و در جای دیگری استقرار داشتند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ملحق شده و گروه فاسقان مشمول نفرین‌ او‌ شده‌ و سرگردان شوند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

٢- موسی از خدا «جدایی میان خود و برادرش» یا‌ «جدایی میان خود و مؤمنان» را با «گروه فاسقان» طلب می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. با وجود این‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، چگونه ممکن است دعای‌ او‌ مستجاب‌ شود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ولی از آن‌ها جدا نشود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. برخی «فافرق» را به معنای‌ «داوری‌ کن» گرفته‌‌‌اند (طبرسی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ١٣٧٢‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ج ٦: ص ٢٧٨) که خلاف ظاهر است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

٣- دعا و طلب یادشده یک نفرین است‌؛ چنان‌ که‌ خود شهید صدر برای سرگردانی واژه‌ «الهلاک» را به کار میبرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. (صدر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ١٤٢١ق‌ الف‌: ص ٥٨) حال چگونه ممکن است که پیامبر خدا علیه خود و مؤمنان دعا کرده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، مشمول‌ این‌ نفرین‌ و هلاکت خودخواسته شود؟

٤- اگر موسی در کنار آن‌ها دچار سرگردانی بود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، چرا خدای تعالی او‌ را‌ با این سخن «فلا تأس علی القوم الفاسقین» (مائده: ٢٦) تسلی می‌دهد؟ اگر‌ سرگردانی‌ شامل‌ موسی بود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، باید گفته می‌شد «فلاَ تأسَ عَلَی نفسکَ وَ عَلَی القَوم الفاسقین‌»‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

٥- در‌ خطاب به موسی در خبردهی از حکم تکوینی سرگردانی بنی اسرائیل «قال فآن‌ها‌ محرمة‌ علیهم‌ أربعین سنة یتیهون فی الأرض فلا تأس علی القوم الفاسقین» (بقره: ٢٦)‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ضمایر  در «علیهم‌» و «یتیهون‌»  به گروه نافرمانان بازگشت دارد و در آن‌ها ضمایری به کار نمیرود که‌ موسی‌ و هارون‌ و مؤمنان دیگر را نیز شامل شود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

به این ترتیب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، شهید صدر در تفسیر آیات فوق‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ظاهر‌ قرآنی‌ را کنار گذاشته و اخبار آحاد خلاف ظاهر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، بلکه معارض با آن را‌ ترجیح‌ می‌دهد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

به طور خلاصه دست کم سه اشکال درباره‌ مؤلفه «اتخاذ اصول و قواعدی عام برای تفسیر‌» و کاربست‌ آن در نظریه پردازی وی به چشم می‌خورد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. نخست: بیان نشدن اصول‌ و قواعد‌ عام تفسیر به طور جداگانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. دوم: نادیده‌ گرفتن‌ برخی‌ قواعد و اصول‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. سوم: بیان نشدن ‌ ‌اصول و قواعد‌ یادشده‌ هنگام بیان مدلول آیات‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. اشکال اول توجیه پذیر است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ولی اشکال دوم و سوم‌ مانع‌ موجّه شدن نظریه و دشواری فهم‌ تبیین‌‌های نظریه‌ پرداز‌ است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. زمانی موجّه بودن تبیین‌های نظریه‌ به‌ تمامیت میرسد یا دست کم به آن نزدیک می‌شود که استدلال‌ها از‌ هر جهت تبیین شود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، جامعه علمی‌ آن را بپذیرد و آن‌ها‌ را‌ بر استدلال و تبیین‌های رقیب‌ ترجیح‌ دهد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

٢‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. مؤلفه دوم: استخراج داده‌های قرآنی

فرایند استنطاق قرآن کریم در گرو‌ استخراج‌ داده‌های قرآنی مرتبط با‌ مسأله‌ مورد‌ نظر است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. ازاین‌ رو‌ است که شهید صدر‌ در‌ گام نخست نظریه پردازی درباره‌ سنت‌های تاریخی در قرآن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، به بیان سه مطلب‌ «شکل‌ تبیین اندیشه سنت‌های تاریخی»‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، «ویژگی‌ سنت‌‌های تاریخی‌» و «شکل‌‌های سنت‌های تاریخی» در‌ قرآن می‌پردازد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. او در مطلب اول با نگاهی بیرونی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، اقسام بیان‌های قرآن درباره‌ سنت‌‌های تاریخی را برمی‌شمارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. با این توجه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، نظریه‌ پرداز‌ سه‌ دسته‌ بیانات قرآنی (صدر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ١٤٢١ق‌ الف: ص ٥٣٦٦) را استخراج می‌کند: ١- بیان اصل ضابطه مندی تاریخ در قرآن (همان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ص ٥٥٦١) که از‌ سنخ‌ فلسفه‌ تاریخ‌اند. ٢- بیان مصداق‌های سنت‌های تاریخی‌ در‌ قرآن‌ (همان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ص ٦١٦٦‌) که گزارشی عینی و انضمامی از جریان سنت‌های تاریخی است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. ٣- بیان تشویق و فراخوان به استقرا و تأمل در رویدادهای تاریخی (همان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ص ٦٦) که از سنخ مبانی معرفت شناسی‌ و فلسفه علم تاریخ‌اند. او به این وسیله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، تبیین سنت‌های تاریخی در قرآن را در قالب سه نوع بیان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، فرمول بندی و در نتیجه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، شناسایی داده‌های قرآنی مربوط به‌ آن‌ را تسهیل می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

شهید صدر پس از اشاره به بیانات کلی یادشده با نگاهی فرانگر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، سه ویژگی سنت‌های تاریخی را که او آن‌ها را «حقایق» می‌نامد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، برمیشمارد‌: ١- عمومیت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ٢- الهیبودن سنت‌ها، ٣- نقش اختیار انسان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. (همان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ص ٦٧٧٦) ویژگی‌های یادشده به منزله فصول یا لوازم ذات سنت‌های تاریخی است که هیچ سنتی‌ بدون‌ آن‌ها تصورپذیر نیست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. بنابراین شناخت‌ ویژگی‌های‌ یادشده مستلزم شناخت سنت‌های تاریخی در قرآن است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

او همچنین با نگاهی به آن دسته از گزاره‌های حاکی از سنت‌های تاریخی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، سنت‌‌ها را در سه‌ شکل‌ دسته بندی می‌کند: ١- شکل قضیه شرطیه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ٢- شکل قضیه فعلیه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، و ٣- سنتی که به صورت روندی طبیعی صورت بندی شده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. (همان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ص ٨٩١٠٢) بنابراین‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، هر گزاره قرآنی که یکی از اشکال سه گانه‌ یادشده‌ را داشته باشد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، می‌تواند حامل سنتی تاریخی باشد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. او سپس شماری از سنت‌های تاریخی در قرآن را در خلال دو مطلب یادشده بیان می‌کند‌‌‌‌‌.

٢-١‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. بررسی و تحلیل

٢-١-١‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. فرمول بندی نوآورانه‌

فرمول‌ بندی شهید‌ صدر در سه بحث «بیان سنت‌های تاریخی در قرآن»‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، «ویژگی سنت‌های تاریخی» و «شکل سنت‌های تاریخی» نوآورانه است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. در این مباحث‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، به ترتیب نحوه بیان اصل‌ سنت‌‌های تاریخی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، هویت سنت‌ها و ساختار گزاره‌های حامل آن‌ها در قرآن بیان می‌شود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. این فرمول بندی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، شناسایی ‌‌داده‌‌های قرآنی درباره سنت‌های تاریخی را به گونه‌‌‌‌‌ای مؤثر فراهم می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. در‌ میان دانشمندانی که پیش از وی یا هم زمان با وی به سنت‌های الهی‌ در قرآن پرداخته‌اند، هیچ یک بیانات منسجم یادشده را ندارند؛ به ویژه می‌توان‌ از علامه طباطبایی و شهید‌ مطهری‌ نام برد که پیش از شهید صدر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، به فراوانی درباره سنت‌ها سخن گفته‌اند. نگارنده در پژوهشی مستقل‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، مطالب این دو دانشمند درباره سنت‌های الهی را به طور کامل‌ استخراج‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، تدوین و بررسی کرده است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

نتیجه این بررسی آن است که هیچ یک از آن‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، بحث درباره سنت‌های الهی در قرآن را یک جا و منسجم بررسی و آن را فرمول بندی‌ نمی‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

برخی قرآن پژوهان که پس از شهید صدر به سنت‌های تاریخی یا اجتماعی پرداخته‌اند، فرمول بندی وی را مورد توجه قرار داده و همان را تکرار کرده‌اند. (حامد‌ مقدم‌ ١٣٦٥: ص ١٤١٩) برخی نیز آن را کامل می‌کنند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. (مصباح یزدی ١٣٩٠: ص ٤٦٧٤٨١؛ رجبی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ١٣٨٢: ص ٢٣٦٤)

٢-١-٢‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. نبود شرایط تقسیم در شکل‌های سنت‌های تاریخی

شکل‌های سه گانه یادشده‌ فاقد‌ شرایط تقسیم و متداخل‌اند. اساساً جداسازی شکل‌های سه گانه بر اساس نوعی تصنیف شکل گرفته است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. مقسم در شکل اول  قضیه شرطیه و شکل دوم  قضیه فعلیه  قضیه است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. اساس‌ تقسیم‌ در این دو شکل تعلیق‌ و عدم‌ تعلیق‌ بر شرط است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. در دو شکل یادشده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، قضیه یا گزاره‌ حاکی شبهه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، توصیف و تقسیم شده است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، در حالی که شکل سوم‌ سنتی‌ که‌ به صورت روندی طبیعی صورت بندی شده  نه‌ قضیه‌ بودن در آن لحاظ شده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، و نه تعلیق یا عدم تعلیق بر شرط‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. شهید صدر در این شکل‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، اساساً قضیه‌ یا‌ گزاره‌ حاکی سنت را لحاظ نمی‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، بلکه خود سنت را‌ توصیف می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. بدیهی است «حاکی سنت» غیر از «خود سنت» است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. به این ترتیب حلقات تقسیم از هم‌ گسیخته‌ است‌؛ یعنی قضیه حاکی سنت و خود سنت که محکی است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، به عنوان‌ قسیم‌ هم در نظر گرفته شده که اختلاطی آشکار میان حاکی و محکی است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. او می‌بایست شکل‌های بیان‌ سنت‌‌ها را در همان دو قسم بیان می‌کرد و سنت‌ها را به‌ دو‌ قسم‌ «سنت‌های تحدّی‌ناپذیر» و «سنت‌های تحدّی‌پذیر» تقسیم و در توضیح سنت‌های تحدّی‌پذیر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، آن‌ها را‌ روندهای‌ طبیعی‌ توصیف می‌کرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

نمودار زیر صورت صحیح تقسیم و فرمول بندی دو سطح از قضایای حاکی‌ سنت‌‌ها و سنت‌های محکی را نشان می‌دهد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

شایان‌ یاد‌ است با توجه به پژوهش‌های گسترده‌‌‌‌‌ای که پس از شهید صدر درباره‌ سنت‌‌های تاریخی و اجتماعی قرآن انجام شده  به ویژه مطالعات گسترده‌ نگارنده‌‌‌‌‌‌‌‌، اگر بخوهیم‌ دالّ‌‌ها و مدالیل قرآن درباره سنت‌های تاریخی را دسته بندی کنیم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، سلسله تقسیم بسیار مفصل تر‌ و تا‌ اندازه‌‌‌‌‌ای پیچیده تر از آن چیزی است که در نمودار بالا‌ نشان‌ داده‌ شده است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. نگارنده آن را در مجموعه دیگری با نام «سامانه مدل‌های شناساییو تحلیل‌ سنت‌‌های الهی تا استنباط راهبردهای اساسی» بیان کرده است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. در این کتاب بر‌ اساس‌ مؤلفه‌هایی به مراتب فراوان تر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، مدل استخراج داده‌های قرآنی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، مدل تحلیل آن‌ها و برخی مدل‌‌های دیگر ساخته شده است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

٢-١-٣‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. ناتمام بودن ویژگی سوم

آنچه حقیقت یا ویژگی‌ سوم‌ سنت‌های تاریخی نامیده شده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، یعنی «نقش‌ اختیار‌ انسان‌ در سنت‌های تاریخی‌‌‌‌‌،» نه حقیقت است‌ و نه‌ ویژگی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. این مطلب در زمره‌ حقایق سنت‌های تاریخی نیست؛ زیرا جریان همه‌ سنت‌‌های تاریخی مشروط به اختیار‌ و ‌اراده انسان نیست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. سنت‌‌هایی وجود دارد که فراتر از اراده‌ و اختیار‌ انسان جریان دارند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

چنان که خود وی بیش از این هشت آیه‌ برمیشمارد‌ که سنت تاریخی اجل را حکایت‌ می‌کنند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. (صدر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ١٤٢١ق‌ الف‌: ص ٥٦٥٨) سنت اجل هر امت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، سنتی‌ تاریخی است که اختیار و اراده‌ انسان هیچ نقشی در اصل آن ندارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. همچنین‌ سنت‌ «مقرر شدن منسک برای هر‌ امت‌» (حج‌: ٦٧) مطلق بوده‌ و تحت‌ اراده و اختیار انسان قرار‌ ندارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. مراد از مطلق بودن دو سنت یادشده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، مطلق بودن اصل اجل و اصل منسک است‌؛ هرچند‌ تعجیل و تأخیر در اجل و میزان پیروی‌ از‌ منسک تابع‌ اختیار‌ و عمل‌ امت هاست که این‌ امر مربوط به مقرر شدن اجل و منسک نیست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، بلکه مربوط به فعل انسان نسبت به‌ آن‌ است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. سنت‌هایی مانند اجل را‌ سنت‌‌های مطلق‌ می‌نامیم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. مراد از سنت‌ مطلق‌ آن است که اختیار و اراده‌ انسان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، شرط مقرر شدن و جریان یافتن آن نیست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

شاید تمرکز شهید‌ صدر‌ بر‌ تبیین وجه «اجتماعی سنت‌های تاریخی» سبب‌ انصراف‌ ذهنی‌ او‌ از‌ اطلاق‌ سنت اجل نسبت به اختیار و عمل انسان شده است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. پیش از آن هم تمرکز وی بر مفهوم «تغییر»‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، عمده شدن مفهوم «تغییر» و مساویپنداشتن ‌ ‌آن با «سنت‌های تاریخی»‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، سبب انصراف ذهنی او از سنت‌هایی مطلق مانند سنت اجل شده است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. اگر او از این اطلاق منصرف نمی‌شد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، دلیلی نداشت محور تسلسل رویدادهای تاریخی را تنها ‌اراده انسان‌ بداند (همان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ص ٧٥) و بر این مطلب تأکید کند که سنت‌های تاریخی از بالای سر انسان جریان نمی‌یابد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، بلکه زیر دست انسان جریان می‌یابد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. (همان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ص ٧٦) او برای این‌ مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، گوش فرادادن به سه آیه به این شرح را کافی می‌داند: «إن الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم» (رعد: ١١‌)‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، «وأن‌ لو استقاموا علی الطر یقة‌ لأسقیناهم‌ ماء غدقا» (جن: ١٦)‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، «وتلک القری أهلکناهم لما ظلموا وجعلنا لمهلکهم موعدا» (کهف: ٥٩)‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

استدلال به آیه اول مستلزم پیش فرض‌هایی است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ازجمله‌ «تساوی‌ مصداقی میان سنت تغییر‌ درونی‌ اقوام و سنت‌های تاریخی»؛ زیرا اگر میان سنت‌های تاریخی و مصادیق سنت تغییر درونی اقوام تساوی مصداقی  این همانی به حمل شایع  نبود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، جریان سنت تاریخی فارغ از سنت تغییر‌ درونی‌ اقوام تصورپذیر بود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. به بیانی دیگر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، نسبت میان سنت‌های تاریخی و سنت تغییر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، نسبت عام و خاص مطلق است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، نه تساوی که محوریت اراده‌ انسان در جریان یکی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، مستلزم محوریت ‌اراده انسان‌ در جریان‌ دیگری باشد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

سنت تغییر اخص از سنت‌های تاریخی است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. آیه یادشده تنها خاستگاه فرایند تغییر اقوام‌ را تغییر در درون آن‌ها می‌داند و نسبت به شکل گیری اقوام‌ و اجل‌ آن‌ها‌ بیانی ندارد که هر دو سنت‌هایی تاریخیاند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. قرآن کریم برای شکل گیری اقوام‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، تعبیر «استبدال» و «استخلاف‌»‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، و ‌‌برای‌ به پایان رسیدن آن‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، تعبیر «اجل» را به کار میبرد که هر کدام‌ سنت‌‌هایی حاکم بر تاریخ‌اند. اراده‌ انسان در سنت اصل شکل گرفتن امت‌ها و اقوام و اجل‌ آن‌ها هیچ نقشی ندارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. در حالی که شهید صدر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، استبدال و اجل را سنت‌ و ضابطه‌هایی تاریخی می‌داند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. (همان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ص ٥١-٥٣) چنان که دو آیه دیگر مورد اشاره‌ وی نیز مصادیقی از آیه اول و جزئیتر از آن بوده و همه سنت‌های الهی را شامل نمی‌شود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

این کاستی از یک سو‌ به روش شناسی وی در شناخت فلسفه سنت‌های تاریخی بازمیگردد که توضیح داده شد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، از سوی دیگر به استقرای ناکافی و کاستی در استخراج داده‌های قرآنی نظریه بازمیگردد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. اگر شهید‌ صدر‌ برابر روشی که خود بیان کرده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، عمل می‌کرد و نخست داده‌های قرآنی مربوط را استخراج و تحلیل می‌کرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، سنت‌های تاریخی بسیاری را در قرآن مییافت که اختیار و اراده‌ انسان هی‌چ نقشی‌ در تحقق و جریان اصل آن‌ها ندارد[1]؛ هرچند ممکن است از جهاتی مشروط به اراده و عمل انسان باشند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

٢-١-٤‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. کاستی استخراج داده‌ها

اشاره شد که فرمول بندی‌های شهید صدر نیز‌ به‌ روش استقرای آیات تکیه دارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. این استقرا‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، زمینه شناخت گسترده‌ دالّ‌ها و فرمول بندی آن‌ها را فراهم و دسترسی به مدلول‌ها و سنت‌های بیان شده در قرآن کریم را‌ می‌سر‌ می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. اساساً برای نظریه پردازی استقرای‌ تام‌ ضروری‌ است؛ هرچند در ایده پردازی و فرضیه سازی که گام‌هایی در مسیر نظریه پردازیاند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، استقرای تام الزامی نیست و با داده‌هایی به‌ مراتب‌ محدودتر می‌توان به ایده‌ها و فرضیه‌های نظریه‌ رسید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. (بهمنی؛ منطق پاسخ دهی قرآن؛ ص ١٥٤) بنابراین اگر«سنت‌های تاریخی در قرآن» را در حد یک ایده یا‌ فرضیه‌ در‌ مسیر نظریه پردازی در نظر بگیریم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، آورده‌ شهید صدر درباره‌ آن کافی است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، اما اگر آن را در تراز یک نظریه بررسی کنیم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، به طور قطع داده‌های شهید‌ صدر‌ کافی نیست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. فرمول بندی کامل قضایای حاکی سنت‌های تاریخی در‌ قرآن‌ یا سنت‌های محکی در قرآن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، مستلزم استقرای تام است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

بدیهی است شهید صدر فرصت لازم‌ برای‌ شناسایی‌ و استخراج همه سنت‌های تاریخی در قرآن را نیافت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ازاین رو داده‌‌های قرآنی‌ در بیانات وی اندک و در مواردی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، مطالب وی فاقد استناد به داده‌های قرآنی‌ است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. برای‌ نمونه وی برای شکل اول و سوم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، داده‌هایی قرآنی بیان می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ولی برای شکل‌ دوم‌ داده‌‌‌‌‌ای قرآنی ذکر نمی‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. او وعده می‌دهد در تحلیل عناصر جامعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، داده‌‌های قرآنی‌ این شکل را ارائه خواهد کرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. (صدر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ١٤٢١ق الف: ص ٩٤) با وجود این‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، در‌ بیان‌ عناصر جامعه نیز از داده‌های قرآنی شکل دوم خبری نیست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

٣‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. مؤلفه سوم‌: پرسش‌ و دریافت‌ پاسخ از قرآن

تأکیدهای شهید صدر بر استفهام و دریافت پاسخ در فرایند استنطاق قرآن کریم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، بیش‌ از هر چیز در مقایسه روش تفسیر موضوعی با روش تفسیر ترتیبی‌ بیان‌ می‌شود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

او مفسر موضوعی را پرسشگر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، طالب فهم و متدبر مینامد که با هدف الهام گیری و دستیابی‌ به‌ دیدگاه‌ و نظریه قرآن کریم درباره موضوع با متن قرآن گفت وگو می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. (همان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ص ٢٩‌ و ٣٣٣٤) به طور کلی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، استنطاق قرآن کریم از طریق پرسش از قرآن انجام می‌شود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. (همان) اساساً‌ استنطاق‌ بدون پرسش ناممکن است؛ چنان که او در آغاز نظریه پردازی درباره‌ سنت‌‌های تاریخی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، تعدادی پرسش‌های اساسی را‌ مطرح‌ می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.(همان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ص ٤٥٤٧)

٣-١‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. بررسی و تحلیل

شاید بتوان «پرسش‌ و دریافت‌ پاسخ از قرآن» را هسته مرکزی فرایند استنطاق دانست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

اگر اقدامات پژوهشی شهید‌ صدر‌ را به دو دسته اقدامات‌ برای‌ هدف  مقدمات‌ نظریه‌ پردازی‌  و اقدامات خود هدف  نظریه پردازی  تقسیم‌ کنیم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، استفهام از قرآن فعالیتی مقدماتی و برای هدف به شمار می‌آید‌‌‌‌‌. [2] مفسر موضوعی‌ با‌ نظامی از پرسش‌ها درباره مسأله‌ همراه است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. سخن اینجاست‌ که‌ این نظام پرسش‌ها چگونه‌ و با‌ چه سازوکاری‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، طراحی و به قرآن عرضه می‌شود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. باوجود تأکید شهید صدر بر استفهام‌ و دریافت‌ پاسخ از قرآن و نیز طرح‌ برخی‌ پرسش‌‌ها درباره سنت‌‌های تاریخی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، (همان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ص ٤٦) فرایند‌ نظریه‌ پردازی او در نظریه سنت‌های تاریخی خالی از طرح پرسش و دریافت پاسخ در‌ هر‌ مرحله است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. او در بیشتر موارد‌ به‌ طور مستقیم‌ سراغ‌ پاسخ‌‌ها می‌رود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

از آنجا‌ که شهید صدر درس‌های چهارده گانه را در مقام آموزش روش تفسیر موضوعی و از‌ جمله‌ فرایند استنطاق در این روش ارائه‌ می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، طرح‌ پرسش‌‌های منظم در هر‌ مرحله‌ و سپس بحث درباره پاسخ آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، اثربخشی آموزش او را به مراتب بیش تر می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. با‌ توجه‌ به‌ رویکرد تعلیمی یادشده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، انتظار میرفت پرسش‌های هر‌ مرحله‌ به‌ طور‌ واضح‌ مطرح شود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. با وجود این‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، در طول نظریه پردازی به ویژه از درس هشتم تا چهاردهم که پیدرپی برخی سنت‌ها یا به تعبیر دقیق تر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، برخی‌ نظریه‌ها مانند نظریه «اصالت تغییر درونی در تغییر جامعه»‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، نظریه «دین»‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، نظریه «استخلاف»‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، نظریه «استیمان» و نظریه «اصالت تغییر الگوهای آرمانی در تغییر درونی» در قرآن مطرح می‌شود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، هیچ خبری‌ از‌ پرسش و پاسخ نیست و او به طور مستقیم به پاسخ‌ها می‌پردازد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. این امر فهم پرسش‌های او و در نتیجه تحلیل چگونگی جریان نظریه پردازی را دشوار می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

آموزش مهارت‌ طرح‌ پرسش نقشی تعیین کننده در پیشبرد پژوهش دارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. آموزش و یادگیری طرح علمی پرسش امری راهبردی در محیط‌های آموزشی و پژوهشی است [3]‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

اگر شهید‌ صدر‌  آن چنان که بر استفهام‌ و دریافت‌ پاسخ تأکید می‌کند  در آغاز هر مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، پرسش‌های مربوط به آن را مطرح می‌کرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، فرایندی مشخص از طرح پرسش و اجتهادات وی برای پاسخ‌ دادن‌ به آن‌ها شکل می‌گرفت‌ و تطور‌ و چرایی مباحث پی‌درپی و متنوع او به طور کامل تر درک‌پذیر می‌شد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. با نبود پرسش‌های یادشده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، بیانات شهید صدر از این جهت صامت است و درک اینکه هر گام از نظریه‌ پردازی‌ او برآمده از چه پرسشی است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، خود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، نیازمند استنطاق متن اوست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. بدیهی است رسیدن به هر سطح از دانش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، توجهاتی خاص در دانشمند و پژوهشگر ایجاد می‌کند و همین توجهات‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، پرسش‌های جدیدی‌ را شکل‌ می‌دهد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. زمانی که پژوهشگر در تبیین هر مرحله از پژوهش و نظریه خود پرسش‌های خاص آن مرحله‌ را مطرح می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، مخاطبان درمی‌یابند او به چه سطحی از دانش‌ رسیده‌ و در‌ این سطح‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، با چه مجهولات و خلأها و چالش‌هایی روبه رو شده است؛ چرا که پرسش‌ها ترجمان ‌‌خلأها‌ ‌ ‌و چالش هایند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

بی اطلاعی از پرسش‌های پژوهشگر سبب می‌شود فهم علت انتقال‌ از‌ یک‌ مطلب به مطلب دیگر و کوشش‌ها و چرایی آورده‌های دانشی او دشوار شود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. این امر‌ به لحاظ گستره‌ اثرگذاری و نفوذ شهید صدر بر دانشوران و پژهشگران قرآنی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، اهمیت بیشتری‌ مییابد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. اگر تبیین او‌ در‌ نظریه سنت‌های تاریخی با سیر منظمی از پرسش‌ها همراه می‌شد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، بدون شک پیشرفت و توسعه فوق العاده‌‌‌‌‌ای را در دانش و مهارت نظریه پردازی در میان قرآن پژوهان رقم میزد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. نبود پرسش‌های مورد انتظار در هر گام از تبیین نظریه و طبیعتاً بیان نشدن سازوکار طرح پرسش‌ها در هر مرحله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، فقدانی مهم است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. برای نمونه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، معلوم نیست نظریه پرداز با‌ چه‌ پرسش‌هایی همراه شده که پس از اثبات وجود سنت‌های تاریخی در قرآن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، به ترتیب به سنت دین‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، سنت تغییر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، سنت استخلاف‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، سنت استیمان و سپس الگوهای آرمانی می‌پردازد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. پرسش‌‌های دقیق‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، منطقی و مناسب هر سطح از یافته‌های دانشی شهید صدر که به منزله پیشران هر گام علمی اوست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، می‌توانست به ما در تحلیل منشأ تحولات و تطورات دانشی وی‌ در‌ تبیین نظریه کمک کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. (برای نمونه ر‌‌‌‌‌. ک: رشاد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ١٣٨٩: ص ١٢٠١٢١؛ نبود پرسش در برخی تبیین‌های نظریه ابتنا‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، این نظریه را برای داوران دچار ابهام کرده است)

٤‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. مؤلفه چهارم: دستیابی‌ به‌ مدلول‌‌های تفصیلی

نظریه پرداز روش‌ تفسیر‌ موضوعی‌ را نیازمند دستیابی به مدلول‌های جزئی یا تفصیلی آیات مربوط به مسأله می‌داند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. (صدر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ١٤٢١ق الف: ص ٢٤) اهمیت مدلول‌های تفصیلی‌ در‌ این است که می‌توان با ترکیب آن‌ها به‌ نظریه‌ قرآنی (همان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ص ٢٤ و ٣٤) رسید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. در فرایند استنطاق قرآن کریم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، دستیابی به مدلول‌های تفصیلی نیازمند بررسی همه قرآن‌  استقرای‌ تام‌  و در زمره طولانی‌ترین فرایند نظریه پردازی است؛ چنان که برخی‌ مفسران بزرگ امروز نیز همین را تأکید می‌کنند و حتی بررسی همه قرآن را نیز کافی نمی‌دانند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. (جوادی آملی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ١٣٨٦‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ص ٧٢‌) استقرای تام یا مراجعه به همه قرآن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، شرط لازم برای نسبت‌ دادن‌ چیزی به قرآن کریم و اسلام است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، اما شرط کافی نیست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

اساساً ‌گستره‌ دستیابی به مدلول‌های تفصیلی‌ به‌ ‌گستره‌ بررسی داده‌های قرآنی درباره مسأله وابسته است؛ هرچه بررسی داده‌‌های قرآنی‌ در ‌گستره‌ بیشتری انجام شود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، زمینه کشف و گردآوری مدلول‌های تفصیلی فراوان تری فراهم‌ خواهد‌ شد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. البته رابطه علّی میان این دو‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، علت تام نیست؛ زیرا ممکن است باوجود بررسی‌ و حتی‌ کشف و گردآوری داده‌های فراوان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، به هر دلیل ازجمله ناتوانی در استنباط‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، مدلول‌‌های کمتری‌ به دست آید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. با وجود این‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، همان گونه که گفتیم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، معمولاً ‌گستره‌ بررسی و حجم‌ گردآوری‌ داده‌ها با ‌گستره‌ مدلول‌های تفصیلی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، رابطه‌‌‌‌‌ای مستقیم و افزایشی دارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. هنگامی‌ که‌ مفسر‌ در صدد دستیابی به مدلول‌های تفصیلی قرآن است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، همه تواناییهای تخصصی خود را به‌ کار‌ میبرد تا با تفسیری جامع و اجتهادی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، به مدلول‌های تفصیلی برسد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. در‌ تفسیر‌ جامع‌ اجتهادی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، هر روش و قاعده‌‌‌‌‌ای می‌تواند به کار گرفته شود؛ به این شرط که از‌ اعتبار‌ و حجیت‌ برخوردار باشد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

شهید صدر از آغاز تا انجام تبیین نظریه سنت‌های تاریخی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، در مجموع به ١٠١ آیه استناد می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. داده‌های قرآنی یادشده با آیه‌های ٢٧‌ لقمان‌ و ١٠٩ کهف آغاز (صدر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ١٤٢١ق الف: ص ٣١) و با آیه ٧٢ طه (همان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ص ١٩٧‌) به پایان می‌رسد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

٤-١‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. بررسی و تحلیل

نظریه پرداز‌ هی‌چ گاه‌ بیان جداگآنه‌ای درباره مدلول‌های تفصیلی‌ ارائه‌ نمی‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. به این معنا که نخست به بیان داده‌های قرآنی پرداخته و تمام‌ مدلول‌‌های هر داده را درباره‌ مسأله‌ استنباط‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، تجمیع‌ و سپس‌ تدوین‌ و ترکیب کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. او در صدد این‌ کار‌ هم نیست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. او یادآور می‌شود که بنا ندارد به جزئیات بپردازد و قصد‌ دارد‌ بحث را فشرده کند تا به‌ مطالب مهم برسد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. (همان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ص ٤٦‌)

شهید صدر برداشت‌های خود‌ از‌ آیات را با بیان وجه دلالت‌ها همراه نمی‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. گویی او پیش تر‌ مدلول‌‌های تفصیلی را یک به‌ یک‌ استنباط‌ و وجه دلالت آن‌ها‌ را‌ نیز تبیین کرده و حالا‌ تنها‌ در مقام بیان نتایج آن است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. به این ترتیب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، وجه فّنی و تکنیکی شناسایی و استخراج‌ داده‌‌های قرآنی و نیز فرایند اجتهاد وی‌ در‌ این داده‌‌ها، به‌ ویژه وجه دلالت هر‌ داده بر مدلول‌های مورد نظر وی روشن نیست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. در نتیجه یادگیری نظام یافته این‌ فرایند‌ دشوارتر است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

پیش از این نشان‌ دادیم‌ که‌ تبیین‌ نشدن‌ وجوه دلالت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، یکی‌ از‌ حلقه‌های مفقود در نظریه پردازی وی است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. تبیین چگونگی دستیابی به مدلول‌های تفصیلی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، مخاطبان‌ و جامعه‌ علمی‌ را در جریان عناصر و جزئیات رسیدن به‌ نظریه‌ قرار‌ می‌دهد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. اگر‌ تبیین‌ نظریه پرداز با وجوه دلالت همراه نشود  چنان که نیست ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، دلالت‌های رقیب درباره داده‌های یادشده و حتی دلالت‌های متناقض با آنچه او ادعا می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، پذیرش‌ مدلول‌های تفصیلی وی و در نتیجه نظریه برآمده از آن را با چالش‌هایی جدی روبه رو می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. برای نمونه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، وقتی مصداق «امانت» در آیه استیمان به وسیله وی «خلافت‌» تعیین‌ می‌شود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، او هیچ دلیلی برای این تفسیر معنوی ارائه نمی‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. حال آنکه آیه به شدت محل اختلاف است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. چنان که پیش تر گفتیم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، برخی مفسران شش دلیل‌ اقامه‌ کرده‌‌‌اند تا ثابت کنند آیه استیمان هیچ ارتباطی با آیه خلافت ندارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. (جوادی آملی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ١٣٨٩‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ج ٣: ص ١١٤١١٥) اختلاف یادشده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، بایستگی و ضرورت بازآفرینی سازوکار‌ دستیابی‌ به مدلول‌های تفصیلی به‌ گونه‌‌‌‌‌‌ای نظام یافته و کاملاً تخصصی را افزایش می‌دهد‌‌‌‌‌. [4] از آنجا که نظریه پرداز وجوه دلالت را بیان نمی‌کند و کنش‌های دلالی وی را در‌ اختیار‌ نداریم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، بررسی و تحلیل آن‌ بسیار‌ دشوار است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

افزون برین‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، هنوز برخی ابعاد بسیار مهم نظریه روشن نیست و استنطاق قرآن درباره آن به بسندگی نرسیده است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. برای نمونه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، کاربرد نظریه در گرو سازوکار پیش بینی رویدادهای‌ آینده‌ به وسیله آن است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، که نظریه پرداز به آن نمی‌پردازد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

نتیجه گیری

١- با استناد به بیانات شهید صدر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، می‌توانُ نه فرایند برای تفسیر موضوعی در نظر گرفت که استنطاق‌  مرحله‌ مراجعه به‌ قرآن  یکی از فرایندهای آن است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

٢- با استناد به بیانات شهید صدر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، می‌توان چهار مؤلفه برای فرایند‌ استنطاق در نظر گرفت: ١‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. اتخاذ اصول و قواعدی عام برای تفسیر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ٢‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. استخراج‌ داده‌‌های قرآنی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ٣‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. پرسش و دریافت پاسخ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ٤‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. دستیابی به مدلول‌های تفصیلی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

٣- در کاربست مؤلفه اول  اتخاذ اصول و قواعد عام ‌‌تفسیر‌  سه کاستی به چشم می‌خورد: نخست: بیان نشدن اصول و قواعد عام تفسیر‌ به‌ طور‌ جداگانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، دوم: نادیده گرفتن برخی قواعد و اصول در تفسیر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، سوم: بیان نشدن وجه دلالت داده‌‌های قرآنی بر مدلول‌های مورد نظر بر اساس قواعد و اصول یادشده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. اشکال‌ اول توجیه پذیر است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ولی‌ اشکال دوم و سوم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، فهم استدلال‌های نظریه پرداز در تبیین اجزای نظریه و موجّه شدن کامل نظریه را دچار مشکل می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

٤- با بررسی مؤلفه دوم استنطاق‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، یعنی «استخراج داده‌های قرآنی»‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، به‌ چهار مطلب میرسیم: نخست: فرمول بندی بیسابقه و نوآورانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، دوم: تداخل اقسام در شکل‌های سه گانه سنت‌های تاریخی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، سوم: نادیده گرفتن سنت‌های مطلق‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، چهارم: مستند نشدن شکل دوم سنت‌‌های تاریخی به قرآن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

٥- مؤلفه سوم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، یعنی «پرسش و دریافت پاسخ»‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، فی الجمله اجرا می‌شود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. طرح پرسش‌های مربوط به هر مرحله از نظریه  به ویژه در مقام تعلیم نظریه پردازی  ضروری‌ است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. نظریه پرداز تنها در بخشی از بیانات خود پرسش‌هایی مطرح می‌کند؛ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ولی پیش از ورود به هر مبحث‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، شاهد طرح پرسش از سوی او نیستیم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

٦- کاربست مؤلفه چهارم‌ استنطاق‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، یعنی «دستیابی به مدلول‌های تفصیلی»‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، مستلزم مراجعه به همه قرآن و دستیابی به همه مدلول‌های مربوط است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. مستندات نظریه سنت‌های تاریخی بسیار بیش از آن چیزی است‌ که‌ در‌ تبیین نظریه مطرح می‌شود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. افزون‌ بر‌ ‌این‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، برخی مطالب بدون استناد می‌ماند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

٧- بی‌تردید اگر نظریه سنت‌های تاریخی در قرآن با بیان جزئیات وجه دلالت داده‌های قرآنی‌ بر‌ مدلول‌‌های مورد نظر همراه می‌شد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، نظریه ارائه‌ شده‌ به مراتب موجه تر می‌بود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

٨- هنوز برخی ابعاد بسیار مهم نظریه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، مانند سازوکار پیش بینی رویدادهای آینده به وسیله‌ نظریه‌ روشن‌ نیست و استنطاق قرآن در این باره بسنده نیست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

فهرست منابع

1. بهمنی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، سعید(1394)، منطق پاسخ دهی قرآن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، قم: پ ژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

2. بهمنی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، سعید(1397)‌‌‌‌‌‌، نظریه‌ پردازی قرآن بنیان: رهیافت‌های توسعه‌ روش نظریه‌ پردازی‌ قرآن‌ بنیان سید محمدباقر صدر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، قم: پ ژوهشگاه‌ علوم‌ و فرهنگ اسلامی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

3. جوادی آملی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، عبدالله(1386)‌‌‌‌‌‌‌‌، منزلت عقل در هندسه معرفت دینی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، محقق‌: احمد واعظ ی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، قم: مرکز نشر إسراء‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

4. جوادی آملی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، عبدالله(1389)‌‌‌‌‌‌‌‌، تسنیم تفسیر‌ قرآن‌ حکیم (تفسیر ترتیبی ج ٣)‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، محقق: احمد‌ قدسی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، قم: مرکز نشر إسراء‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

5. حامدمقدم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، احمد(1365)‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، سنت‌های اجتماعی در قرآن کریم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، مشهد‌: بنیاد پ ژوهش‌های اسلامی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

6. رجبی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، محمود(1383)‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ;قانون مندی جامعه‌ و تاریخ‌: مبانی فلسفه تاریخ در‌ قرآن‌:‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، تاریخ در آیینه پژوهش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، شماره ۲‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ص ۲۳۶۴‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

7. رشاد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، علی‌اکبر(1389)‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، نظریه ابتناء: برساختگی تکون و تطور‌ معرفت‌ دینی بر تأثیر  تعامل متناوب  متداوم‌ مبادی‌ خمسه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، تهران‌: سازمان‌ انتشارات‌ پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

8. صدر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، سید محمدباقر(1421ق)، الف:‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ المدرسة القرآنیة  التفسیر الموضوعی للقرآن الکریم (موسوعة الشهید الصدر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ج ١٩‌)‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، قم‌: مرکز الأبحاث والدراسات التخ صصیة للشهید‌ الصدر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

9. صدر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، سید محمدباقر(1421ق)، ب: المعالم‌ الجدیدة للأصول‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، قم‌: مرکز‌ الأبحاث والدراسات التخ صصیة للشهید الصدر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

10. صدر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، سید محمدباقر(1421ق)، ج:‌ بحوث فی شرح العروة الوثقی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، اربع مجلدات‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، قم‌: مرکز‌ الأبحاث‌ والدراسات التخصصیة للشهید الصدر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

11. صدر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، سید محمدباقر(1421ق)، د: دروس‌ فی‌ علم‌ الأصول‌: ثلاث‌ حلقات‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، قم: مرکز الأبحاث والدراسات التخصصیة للشهید الصدر‌‌‌‌‌.

12. صدر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، سید محمدباقر(1389)‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، فلسفتنا‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، قم: دارالصدر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

13. طباطبایی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، سید محمدحسین(1417ق)‌‌‌‌‌‌‌‌‌، المیزان فی تفسیر القرآن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، قم: جامعه مدرسین حوزه‌ علمیه قم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

14. طبرسی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، فضل بن حسن(1372)‌‌‌‌‌‌‌‌، مجمع البیان فی تفسیر القرآن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، تهران: انتشارات ناصر خسرو‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

15. کلینی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، محمدبن یعقوب(1365)‌‌‌‌‌‌‌‌، اصول الکافی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، تهران: دارالکتب الاسلامیة‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

16. مصباح یزدی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، محمدتقی‌(1390)‌‌‌‌‌‌‌‌‌، جامعه و تاریخ در قرآن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

[1]می‌توان از الگوی منسوب به امام صادق در تبیین مسأله «قضا و قدر» و «جبر و اختیار» در تبیین اختیاری‌ یا‌ اجباری‌ بودن سنت‌های تاریخی بهره گرفت و آن را «منزلة بین المنزلتین‌» یا‌ «امر بین الأمرین» دانست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. بدین معنا که سنت‌های تاریخی قضاهای الهی‌اند و هستی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، اقدار اشیا و رابطه‌ میان‌ آن‌ها‌ را بیان می‌کنند که نه همه آن‌ها جبری و نه همه آن‌ها‌ اختیاری‌‌اند، بلکه امری میان جبر و اختیار است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. (ر‌‌‌‌‌. ک: کلینی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ١٣٦٥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ج ١: ١٥٩ـ١٦٠)

[2]این بیان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، تنظیری از آن‌ چیزی‌ است‌ که برخی متخصصان روان شناسی و مدیریت درباره فعالیت برای هدف و فعالیت هدف بیان می‌کنند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. برای‌ نمونه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، رفع گرسنگی یک هـدف است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. وقتی شخصی به فعالیت‌های تأمین غذا‌ مبادرت‌ می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، فعالیت‌هایی برای هدف را انجام می‌دهد و زمانی که به خوردن غذا مبادرت می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، فعالیت خود هدف را انجام می‌دهد‌‌‌‌‌.

[3]امروزه در انجام پژوهش با طرح‌ پرسش‌‌های نه چندان دقیق مواجه‌ایم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. ناتوانی در طرح پرسش یا طرح پرسش‌های خام ـ آن‌ چنان‌ که در بسیاری پایان نامه‌ها، رساله‌ها و پژوهش‌ها دیده می‌شود‌ ـ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، پیشرفت‌ مورد انتظار در دستاوردهای علمی را رقـم نمیزند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. بنابراین‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، طرح پرسش خود بر دانش و مهارتی‌ متکی‌ است‌ که آموزش آن از سوی معلمان و استادان و فراگیری مطمئن آن از سوی‌ محصلان‌ ضروری است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

[4]نگارنده برای ترمیم این کاستی در نظریه پردازی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ساخت دو مدل را برای «کشف‌ و گردآوری‌ داده‌ها» و «تحلیل و استنباط مدلول‌های تفصیلی» ضروری می‌داند که در کتاب‌ نظریه‌ پردازی قرآن بنیان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، آن را توضیح داده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، نمونه‌ آن‌ را ارائه کرده است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

این پایگاه با هدف گردآوری جامع آثار صدرپژوهان، همه آثار ارزشمند این عرصه را منتشر می‌کند و این انتشار به‌معنای تأیید محتوا از سوی پژوهشگاه تخصصی شهید صدر نیست‌.