تایپوگرافی مقالات مربوط به شهید صدر با موضوع فقه، اصول، فلسفه، اقتصاد، سیاست و اجتماع

مقاله

‌ ‌‌جریان‌‌شناسی سیاسی از دیدگاه شهید سید محمدباقر صدر

چکیده: این پژوهش با بهره‌گیری از روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی و تبیین قرائت شهید سید محمدباقر صدر از مقوله جریان‌‌شناسی سیاسی می‌پردازد. تمرکز اصلی این مطالعه بر بستر فعالیت‌های اسلامی در جامعه عراق و تقابل‌های فکری‌سیاسی آن دوران است. تفکر بنیادگرایی در عراق به‌دلیل صبغه شیعه‌گری، بازتاب‌دهنده نوع خاصی از فعالیت‌های اسلامی در این جامعه بوده است. این تفکر که برخاسته از جمعیت شیعه (۵۵ درصدی) بود، در تقابل با رژیم بعثی قرار داشت؛ رژیمی که بر پایگاه اقلیت (۲۰ درصدی عرب سنی) تکیه داشت.

دو عامل اساسی در ایجاد احساس مسئولیت شهید صدر نسبت به جریانات فکری و سیاسی جهان اسلام و به‌ویژه جامعه عراق نقش داشتند: طلیعه مبارزاتی نهضت امام خمینی در سال ۱۳۴۲ و تبعید ایشان به عراق. نبوغ شخصیت فقهی شهید سید محمدباقر صدر در حوزه نجف اشرف.
این مقاله درصدد پاسخگویی به این پرسش کلیدی است که با توجه به شرایط مذکور، شهید سید محمدباقر صدر چه دیدگاه و قرائتی نسبت به جریان‌شناسی سیاسی داشته‌اند.

نویسنده: سجاد پناهی

منبع: پژوهشنامه تاریخ، سیاست و رسانه، سال سوم، شماره اول، صص ٨٨-٧٣

١. مقدمه

انسان از بدو‌ تولد‌ گیتی‌ در پی کشف راهی مطمئن برای بهتر زیستن بوده و در اعصار تاریخی گذشته بعضی از صاحبان اندیشه با خلاقیتی شگرف، موقعیت‌‌‌های سترگی‌ در فرایند حیات اجتماع بشر خلق نموده و باعث‌ نجات‌ جامعه بشریت از یوغ هژمونی زیاده خواهان و فرصت طلبان دیکتاتور شده‌‌‌‌اند و سخت کوشیدند تا بهترین نوع حکومت را‌ برای‌ بشر‌ تشنه به عدالت اجتماعی ترسیم نمایند. که میشود از افلاطون‌ و ارسطو در عهد یونان باستان، به عنوان طلیعه داران سیاست اجتماعی یاد کرد. در قاموس ادیان الهی، بویژه‌ دین‌ مبین‌ اسلام، بزرگان فراوانی یافت شده که اندیشه و فکرشان منشاء دولت سازی‌، دولت‌ یاری و وضع قوانین بوده است. پر مخاطره ترین مسأله‌ای که امروزه فکر انسان را به‌ خود‌ مشغول‌ کرده، چگونگی نظام اجتماعی است که ماحصل تفکر جریان‌‌های سیاسی است‌، یعنی‌ کدام‌ نظام اجتماعی بستر زیستن بهتر را، برای انسان فراهم میآورد و او را در زندگی‌ دنیوی‌ به‌ سعادت میرساند.

نوع نظام اجتماعی در زندگی انسان حائز اهمیت فوق العاده‌ای است‌، زیرا‌ میتواند هم منشاء خیرات و برکاتی چند باشد و هم میتواند سرچشمه خطرات جبران ناپذیری‌ برای‌ انسان‌ و جامعه انسانی، در تمام زمینه‌‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی باشد. البته اگر تفکرات اجتماعی‌ ریشه‌ دار و متکی بر قوانین راه گشا و متقنی در جامعه توسط خواص به پشتیبانی‌ عامه‌ مردم‌ خلق شود، قادر است مانند دژی محکم از افراد جامعه و دستاوردهای آن که همان هنجارهای‌ آن‌ جامعه است محافظت نماید.

مسأله ی نظام اجتماعی، ریشه در اعماق تاریخ بشریت‌ داشته‌ و دارد‌؛ یعنی نظام اجتماعی مردم سالار در اجتماعی شکل میگیرد که آن جامعه دارای: تحزب، جامعه‌ مدنی‌، سنن‌، قوانین و روابط متقابل اجتماعی باشد. نظام اجتماعی اسلام از هر نظریه و تئوری‌ پررنگ‌ تر و پرمغزتر بوده و خواهد بود، زیرا ریشه قوانین آن الهی و آسمانی است و مروج آن هم انبیاء‌ و پیامبران‌ الهی بوده اند. و از ساخت دست بشر در امان بوده و خواهد بود‌[1]. و قانونی‌ که براساس دستورات ریشه دار اسلام تدوین‌ شود‌، هرگز‌ نمیتواند ناقص باشد و حکومتی که براساس چنین‌ قانونی‌ سیاست گذاری کند، قادر است در کم ترین زمان ممکن به پیشرفت‌‌هایی ‌ چشمگیر‌ در تمامی زمینه ها (اقتصاد‌، سیاسی‌ و فرهنگی) دست‌ یابد‌ و این‌ هم نشأت گرفته از قدرت آسمانی‌ قوانین‌ اسلام است (صدر، ١٣٩٤: ٢٦، ٧١ و ٩٢).

٢. مبانی فکری جریان‌‌های سیاسی از نگاه شهید‌ صدر‌

٢-١. تفکرانقلابی (نوگرایی دینی)

شهید صدر بر‌ این‌ باور است‌ که‌ در‌ این عصر و برهه ی حساس‌ تاریخی، برانگیختن روح انقلابی و زنده کردن و به حرکت درآوردن تفکر مبارزه با استکبار در میان‌ مسلمانان‌، پدیده‌ای ضروری و پذیرفتنی و موفق خواهدبود‌؛ اگر‌ نوگرایی‌ در‌ چارچوب‌ نظری و تفکر عملی‌ اصیل‌ اسلام ناب و از راه گسترش تفسیر درست و زنده ی آن، در سطح جامع صورت گیرد، به موفقیت‌ خواهد‌ رسید‌. در غیر این صورت، راه به جایی‌ نخواهد‌ برد‌. وی‌ در‌ این‌ باره مینویسد:

«تفکرنوگرایی، که بر پایه ی غیردینی بایستد و با ایدئولوژی غیرمربوط به اسلام در پیوند باشد، عملی نیست؛ زیرا تفکر این چنینی، نه توانایی تفسیری درست از‌ اسلام دارد و نه میتواند قاطبه امت را به پذیرش دیدگاه خود در تفسیر اسلام ناب وادار سازد.»

اگر تفکر نوگرایی بر مبانی اسلام واقعی تکیه کند و پیوند استواری با سرچشمه‌‌‌های اسلام نبوی و علوی در میان توده‌ها داشته باشد و آئین اسلام اثنی عشری را در حکومتی به منصه ظهور بنشاند. قادر است مردم را به کار نیکو و خداپسندانه وا‌ دارد‌ و از کار زشت منع کند، چنین ایده‌ای میتواند محافظه کاران و سنت پرستان را نیز به راه سازندگی و نوگرایی فکری کشانده و به تحرک‌ اجتماعی‌ وادار سازد.

شهید صدر، ایدئولوژی‌ را‌ مقدمه ی عصر تلاقی اندیشه‌ها و تفکراتی میداند که در پرتو رشد و توسعه ی تکنولوژی رسانه‌ای، اعم از نوشتاری و دیداری، پدیدار گشته و منشأ بسیاری از‌ چالش‌‌‌های فکری و سیاسی شده‌ است‌. جامعه ی اسلامی نیز با ایده‌ای مواجه شد که معتقد است: اسلام باید با تغییرات زمان دگرگون شود و دنباله رو جریان زندگی انسان باشد؛ چراکه اسلام به گمان آن ها‌، به‌ گونه‌‌هایی  که بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شده نمیتواند وضع زندگی موجود انسان را، توجیه کند و به ناچار برای تطبیق دین با زندگی، بر مسلمانان واجب است‌ که‌ اسلام را‌ باید با وضع و اوضاع جاری زندگی تطبیق داده، نه زندگی را با قوانین عمومی اسلام. و از این‌ طریق اسلام را به رنگ تازه‌ای درآورند تا با وضع‌ موجود‌، عصر‌ حاضر منطبق گردد؛ به عبارت دیگر، امروزه بسیارند جوانان مسلمانی که پیش تر با احساس دینی وارد ‌‌جوامع‌ غربی شده و یا با تفکرات نو و اندیشه‌‌های جدید مواجه شدند و به تدریج‌ موضع‌ انفعالی‌ گرفته و در مواردی نیز برای حفظ ارزش‌‌های خود، مبتلا به التقاط فکری شده و به‌ نوعی؛ در دام اندیشه‌‌های نو، گرفتار میشوند.

شهید صدر با درک صحیح‌ و شناخت ابعاد این چالش‌‌ها و با این اعتقاد که شریعت اسلام به – عنوان شریعتی دائمی و جهان شمول، برای جوامعی که دائم در تحول و تطور هستند، نه تنها احکامی متغیر دارد، بلکه احکام خود را با لحاظ‌ اهداف و مبانی و ارزش‌‌های اسلامی، متناسب با زمان و مکان، دفع افسد به فاسد تشریع میکند تا جوامع اسلامی در بن بست و چالش قرار نگیرد.

قرائتی که در روزگار شهید صدر به‌ هیمنه‌ و اکسیر تفکر اصیل اسلامی آسیب میرساند؛ رواج تفسیرهای ناصواب، تأویل‌‌های التقاطی و برداشت‌‌های افراطی از دین و مفاهیم دینی بوده و در مقابل متحجران، گروه‌‌هایی  هم راه افراط پیش گرفته‌ و در‌ چهره نوگرا، جهان بینی و اندیشه‌‌های وارداتی شرق و غرب و فلسفه‌ها و مکتب‌‌های آن‌ها را اصل قرار داده و باورها و آموزه‌‌های دینی را در قالب‌‌های فکری و ابزار‌ معرفتی‌ آن‌ها تأویل و تفسیر میکردند.

آنان این خودباختگی فکری و اعتقادی را به گمان خود، نوفکری، دگراندیشی، نواندیشی و انقلاب در تفکر دینی نامیده، و تلاش میکردند فرهنگ و محتوای اسلام را با‌ ایده‌‌ها و افکار نوپدید بشر، هماهنگ سازند‌. ‌البته‌ نتیجه‌ این تلاش، چیزی جز موضع انفعالی در برابر الحاد علمی و فلسفی عصر جدید و عقب نشینی از اندیشه دینی و کاستن از ارزش‌ مقدسات‌ وحیانی‌ و تجربی کردن حقایق و مفاهیم وحیانی نبود.

جوانان مسلمان‌، که‌ قبلا با احساس دینی وارد این گروه‌ها میشدند، به تدریج باور دینیشان رنگ باخته و به گروه‌‌هایی  میپیوستند‌ که‌ به‌ ظاهر بهتر، شور و احساس شان را پاسخ میدادند.

سازمان مجاهدین‌ خلق و فرقان در ایران و نیز گروه‌‌هایی  چون رزگاری و کمونیست در عراق از جمله، جوانانی بودند که استحاله‌ فکری‌ شده‌ و در دام گرو ه‌‌های منحرف گرفتار شدند و سرنوشتی بس نا خوشایند‌ پیدا‌ کردند. شهید صدر میگوید:

« امروزه در جوامع اسلامی به نوعی تفکر برمیخوریم که در اطراف تطور‌ و تحول‌ اسلام‌ و چگونگی آن در بین بسیاری از مسلمین عصر حاضر رایج گشته که‌ میپندارند‌ احکام‌ اسلام باید با تغییرات زمان تغییر بپذیرد و دنباله رو جریان زندگی انسان باشد و چون‌ اسلام‌ به‌ گمان آن‌ها به گونه‌‌هایی  که بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل‌ گشته‌، صلاحیت ندارد وضع زندگی موجود انسان را توجیه کند، به ناچار برای تطبیق‌ دین‌ با‌ زندگی، بر مسلمانان واجب است که اسلام را به رنگ تازه‌ای بیارایند تا‌ با‌ وضع موجود عصر غربی منطبق گردد» (صدر، ١٣٧٦: ٤٤).

شهید صدر معتقد است‌ که‌ با‌ بهره گیری از آموزه‌‌های وحیانی و نواندیشی بر پایه ی معیارهای اسلامی، میتوان، خواست و نیاز زندگی‌ دینی‌ را پاسخ داد و نیازی به پناه بردن به ایده‌‌های خودساخته ی بشر‌، که‌ بر‌ مبنای بهره کشی از انسان و طبیعت بنا شده، نیست. وی در این زمینه پیروی از‌ نصوص‌ را‌ به معنای جمود ندانسته، تا مانع تحول و نوگرایی در شؤون مختلف زندگی‌ باشد‌؛ زیرا پیروی از نصوص به معنای پیروی کامل از دین و به کار بستن احکام دینی، بدون‌ هیچ‌ تغییر و تحریف میباشد (صدر، ١٤٠١: ٧٠).

شهید صدر، التقاط را تعریفی انحرافی‌، از‌ روی نادانی و یا عمد، که ساخته دست‌ مغرضان‌، در‌ راستای تخریب دین مبین اسلام است، دانسته‌ که‌ بدون هیچ دستاوردی، تعالیم نبوی و آموزه‌‌های علوی را به تاراج فرهنگ ماده‌ باور‌ شرق و طبیعت گرا و منفعت طلب‌ غربی‌ داده، وی‌ معتقد‌ است‌ که اسلام حیاتی طیبه و زندگی انسانی‌ به‌ بشر داده و با تکیه بر نصوص آن، میتوان مشکلات پیش رو را‌ حل‌ کرد. البته این چنین تفکری، یعنی‌ تکیه بر نصوص؛ وی‌ را‌ از نواندیشی باز نداشت و در‌ زمینه‌‌‌های مختلف، ابداعاتی کارگشا داشت.

دغدغه‌‌های فکری ایشان در آغاز قرن بیستم‌ میلادی‌، شروع خودباختگی‌‌های گروه‌‌های جهان‌ اسلام‌ در برابر پیشرفت‌‌‌های علمی و فناوری غرب بود‌. تلاش‌ بسیاری از اسلام گرایان در آن برهه بیش از همه، استناد به دیدگاه‌ها و فرضیه‌‌‌های رایج در غرب بود و محک‌ زدن‌ مفاهیم اسلامی‌ به‌ سنجه‌ غربیان، تلفیق میان میراث‌ و دارایی خود با برخی دستاوردهای غرب در آن زمان بالا گرفت.

اما اندیشمندانی چون ایشان‌، تلاش‌ کردند تا با تکیه به جایگاه‌ عقل‌ سلیم‌[2] اسلامی‌ و بنیادهای‌ ذاتی اسلام، غرب‌ شیفتگی‌ و مرعوبیت برخی نواندیشان را در برابر پیشرفت‌‌های تکنولوژیکی، کم رنگ کنند. آن هنگام که سطحی‌ اندیشی‌ و ساده‌ انگاری بر نوشته‌‌های بسیاری از اسلام‌ گرایان‌ سایه‌ افکنده‌ بود‌ و عده‌‌ای تلاش میکردند با تفسیرهای تجربی، علمی و ترمودینامیکی آیات قرآن، در برابر این خودباختگی‌ها مقاومت کنند،

شهید صدر مشکلات امت اسلامی و پیگیری علل ناکامی ها، میراث‌ و متون مقدس و آموزه -‌‌های وحیانی را موشکافانه مورد کنکاش محققانه قرارداده و دیدگاه‌‌های جدیدی را ابداع کرد تا علاوه بر هماهنگ بودن با روح نیازهای زمانه، از غرب شیفتگی و غرب‌ باوری‌ جوانان جامعه اسلامی جلوگیری کند. ایشان در ردیابی عوامل ناکامیها در جوامع مسلمین، به سه نوع آسیب و چالش در اندیشه اسلامی (داخلی، خارجی و التقاطی) که عرصه را بر اسلام‌ اصیل‌ و مسلمانان تنگ کرده بود، دست یافت.

٢-٢. تفکرالحادی (تهاجم خارجی به شریعت اسلامی)

اسلام باوران با جبهه الحاد شرقی و جبهه استعمارگر غربی طرف بوده‌ که‌ از یک سو، فکر و روش‌ مادیگرایان‌ فلسفی و اخلاقی به سرعت در جوامع اسلامی نفوذ و گسترش مییافت، و از سوی دیگر، استعمار در سیمای مکتب‌ها و فلسفه‌‌های ساختگی مادی پرستان، هویت‌ جوامع‌ اسلامی را نشانه گرفته‌ بود‌. در این برهه که اندیشمندان اسلامی سخت در رنج و بیم قرار داشتند و تلاش و همت خود را برای رویارویی با این هجمه به کار گرفتند.

سیدمحمدباقر صدر به تلاش‌‌هایی  عمیق‌ روی‌ آورد تا بدینوسیله، هم اندیشه کمونیستی را به چالش کشیده و هم در برابر دین ستیزی استعمار موضع گرفته باشد. وی با نگارش دو کتاب «فلسفتنا» و «اقتصادنا»، هر دو جبهه‌ تهاجم‌ (داخلی و خارجی‌) را هدف قرار داد. و در این دو اثر فاخر؛ جهان بینی و افکار مادی و ماتریالیستی شرق و غرب را در معرض‌ نقدهای‌ جدی‌ قرار داده و ناتوانی تفکر و آرای آنان را در تبیین خط مشی درست زندگی به تصویر کشید (صدر‌، ‌‌١٣٩٩‌: ١٤٠).

هرچند شهید صدر از خطر الحادیهای کمونیسم، در عراق رنج میبرد، ولی‌ وجود‌ این‌ خطر در سایر جوامع اسلامی، رنج او را بیش تر میکرد، ایشان در این باره‌ می‌گوید:

«من الان احساس رنج و محنتی بزرگ میکنم؛ زیرا عراق با خطر‌ کمونیسم روبرو شده است‌. ولی‌ اگر رنج من برای خدا باشد، و این که خداوند در زمین مورد پرستش قرار گیرد و مردم گروه گروه از دین خدا خارج نشوند، آن گاه است که به یک درجه و بدون‌ هیچ تفاوتی بین عراق، ایران، پاکستان، لبنان و یا هریک از کشورهای جهان اسلام نسبت به هر خطری که اسلام را تهدید کند، رنج و محنت خواهم داشت» (صدر، ١٣٥٩: ٢٨).

این رنج‌ و محنت‌، نه تنها او را از پای در نیاورد و ناامید نکرد، بلکه برای آلام آن، دست به حرکتی شایسته زد و در نگارش کتب مذکور سخت کوشید و در آن، تنها مکاتب و آرای‌ مهاجمین‌ را نقد و ارزیابی نکرد، بلکه در یک بررسی مقایسه‌ای تئوری‌‌های اسلام را نیز ارائه کرد تا اولا مسلمانان را از انفعال خارج کرده و ثانیا در موضع هجمه‌ قرار‌ دهد و در خلاء فکری و ایدئولوژیک قرار نگیرند. به علاوه، برتری اندیشه‌‌های اسلامی را نیز واقف گرداند. ایشان نکاتی را در آغاز کتاب « فلسفتنا » آورده است که عبارتند‌ از‌: اسلام‌ باید در برابر میدان داری‌ مکاتب‌، سخن‌ را بگوید. البته با بیانی قوی و عمیق، صریح و روشن باشد و موضوع انسان و زندگی اجتماعی و حکومت را فرا گیرد تا در این‌ میدان‌ داری‌، مسلمانان، بتوانند سخن خدا را به مردم برسانند‌. و در‌ این اثر فاخر علمی، بخشی از مسئله ی جهان بینی اسلام را بررسی میکنند.

ایشان علاوه بر پاسخ گویی به‌ دیدگاه‌‌‌های معرفت شناسانه مارکسیسم، تازه ترین جلوه ی اندیشه ی ماتریالیستی یعنی پوزیتیویسم‌، را نقادی کرده است. پوزیتیویسم که شاید اوج ماتریالیسم علمی در قرن نوزدهم و نیمه نخست قرن بیستم بود‌، در‌ واقع‌ شورشی بود علیه فلسفه و گرایش دینی و اخلاقی؛ زیرا تنها به روش‌ شناسی‌ تجربی تکیه کرده و داده‌‌هایی  را علمی میدانست که فقط از طریق معنا و طرح آن‌ها به‌ دست‌ می‌آمد و مدعی بود گزاره‌‌های دینی، چون با روش تجربی به دست‌ نمیآیند‌، تهی‌ از تفکر است، و با تشکیک در معناداری گزاره‌‌های دینی، در حقیقت، بنیادی‌ترین و شدیدترین‌ حمله‌ را‌ به اندیشه و معرفت دینی وارد ساخت (صدر، ١٤٠٨: ٥٦).

شهید صدر، از محدود متفکران‌ اسلامی‌ بود که در آثار فلسفی و منطقی خود، به پاسخ گویی به شبهه‌‌های معرفت‌ شناسی‌ این نحله پرداخت. وی در برابر هجمه ی مکاتب جدید غربی آن را مجهز کرد‌. به‌ این ترتیب، به سهم خود، نسل جوان و درگیر زمان خود و آیندگان را در‌ جهت‌ ایستادگی‌ و مقابله در بیرون با فرهنگ غرب استعماری و شرق الحادی آگاه نمود (مخلصی، بیتا: ١٣٠).

٢-٣. دگماتیسم‌ (تفکر‌ بسته ‌‌یا تحجر داخلی درون مسلکی)

پدیده تحجر یا فکر بسته و انقباظی‌، یکی‌ از‌ آفت‌‌هایی  است که از دیرباز، از درون اجتماع دین باوران، موجب رکود اندیشه در‌ جامعه‌ ی اسلامی‌ بوده است. این واژه، که در لغت به معنی سنگ شدن است‌، در‌ اصطلاح به معنای نادیده گرفتن حقایق، دل مردگی و امتناع انسان از پذیرش حق و رویگردانی از خداوند‌ است‌ (ر. ک: فرهنگ معین). در این جا منظور از تحجر، این است که اندیشمندان‌، به‌ ویژه علمای دین، حقایق موجود در جامعه‌ ی اسلامی‌ را‌ نادیده گرفته و فقط به حل مسائل فردی‌ بسنده‌ کرده، و خود را موظف به پیچیدن نسخه درمان مشکلات فردی و امور شخصی مسلمانان‌ بدانند‌ و در مقابل مسائل فراوان سیاسی‌ اجتماعی‌ آنان سکوت‌ کردند‌. به‌ این دلیل که راه پرفراز و نشیب‌ است‌. این پدیده در دهه‌‌های پیشین در دو حوزه ایران و عراق، به‌ جد‌، ظهور و بروز داشت؛ حوزه‌ای که‌ با تکیه بر اندیشه‌ ی اسلامیاش‌ توانسته بود مسلمانان را چنان‌ به‌ حرکت و جنبش وادارد که قدرت بزرگ روزگار خود را تسلیم اراده و رفتار خویش‌ نمایند‌. ناگفته نماند که حوادث مشروطه‌ و مسائل‌ پیش‌ آمده پس از‌ آن‌، در این امر بیتأثیر‌ نبوده‌ است.

استدلال آنان این بود که این راه پرفراز و نشیب است؛ راهی بسیار دراز‌ است‌ به اندازه‌ای که با این‌ تلاش‌‌‌های ناچیز‌، نمیتوان‌ به‌ جایی رسید و از مشکلات‌ عبور کرد. هیچ کس قادر نیست چشم – انداز خود را به آخر کار برساند. اما‌ شهید‌ صدر، در پاسخ میگوید:

«راه دراز‌ است‌. ولی‌ در‌ مقابل‌ چه مقصدی؟ وقتی مقصد‌ دعوت‌ به خدا و راه خدا باشد، دوری و درازی راه چیزی نیست. مگر مسلمان میخواهد در پایان این‌ راه‌ به‌ نون و نوایی مادی برسد شک نیست سر‌ راه‌ پر‌ از‌ خار‌ و خس‌ است هچ کس نمیگوید راه هموار است. این راه، راه بازسازی است و راه بازگشت امت به قرآن، راه برگشت به مرکزی که از آن منحرف گشته است‌. در این راه، خارها، دست‌‌هایی  را که میخواهد آن‌ها را از سر راه برکند، خون میاندازد و زخمی میکند، ولی سرانجام خار ضعیف، در برابر اراده ی آهنین و عزم استوار‌ انسان‌ ها، تسلیم میگردد» (صدر، . 9-11:1379)

آن چه که شهید برای یافتن آن تلاش میکرد، دست یافتن دیدگاه‌‌های ناب اسلام درباره جامعه، تاریخ، سیاست و اقتصاد بود. در این‌ مقام‌، افق‌‌های فراوانی گشوده که در این زمینه، جزء اندیشه – ورزانی اندک، کسی او را پیشی نگرفته بود. وی در این راه، روشی‌ را‌ پیش گرفت که اندیشه وران‌ گذشته‌ به آن توجه نداشته و یا کم تر کسی این چنین روشی داشت. روش او، پژوهش تمام جنبه‌‌های یک موضوع بود، نه بررسی تفکیکی‌ یک‌ موضوع خاص، به عنوان‌ نمونه‌، وی حتی به زندگی و تاریخ ائمه شیعه علیهم السلام نگاهی متفاوت داشت؛ رویکردی که برای زندگی هر امام علیه السلام در نظر گرفته و تاریخ حیات آن معصوم علیه السلام را‌ به‌ مثابه یک پدیده ی کلی و نه جزیی بنگرد. ائمه علیهم السلام را یک واحد پیوسته برشمارد و از نشانه‌ها و اهداف مشترک آن‌ها میتوان با کلی نگری به زندگی ائمه معصومین‌ علیهم‌ السلام، به‌ دستاوردهای تازه‌ای دست یازید که جزئی نگری از آن‌ها بیبهره است؛ زیرا با نگاه شمولی‌ و کلی میتوان به پیوندهایی پیبرد که میان رفتار امامان علیهم السلام‌ وجود‌ دارد‌ (صدر، 58:1403).

٢-٤. تفکر بعثی (وهابی تکفیری)

رژیم بعث عراق برای جلوگیری از اضمحلال خود تصمیم گرفت ‌‌که‌ کشور عراق را سراسر بعثی کند و ابتدا طی دستوری به تمام ادارات، بویژه‌ کارمندان‌ نظام‌ آموزشی کشور دستور داد که باید به تشکیلات حزب بعث بپیوندند و برنامه‌‌های حزب را‌ در تمام سطوح آموزشی اجرا کنند. در این جا بود که آیت الله‌ سید محمد باقر صدر‌ موقعیت‌ حزب بعث را درک کرده و در مقام مرجعیت شیعه اثنی عشری و یگانه پرچم دار مبارزه با تفکر تکفیری (حزب بعث)، با صدور فتوایی انقلابی، پیوستن به جریان بعثی، و هرگونه همکاری با‌ آن را تحریم کرد. مردم عراق با این فتوای انقلابی، تکلیف خود را شناختنه و از پیوستن به حزب بعث خوداری کردند. یکی از کارهای مهم ایشان برای بیداری مردم عراق و آماده‌ کردن‌ آن‌ها برای قیام علیه رژیم بعث، برگزاری درس تفسیر موضوعی قرآن بود، بویژه برای طلاب جوان، آن هم بعد از تعطیل کردن درس خارج فقه؛ زیرا در حوزه علمیه‌ نجف‌ کم تر دیده شده بود که یک مرجع تقلید تفسیر قرآن بگوید آن هم به جای درس خارج فقه که این بیش تر مایه تعجب دیگران میشد.

به طوری‌ که‌ یکی از شاگردان، از ایشان در این باره پرسیدند و ایشان جواب دادند که برای من تدریس، تألیف و تحقیق به عنوان حرفه و هدف در زندگی نیست، بلکه ادای وظیفه شرعی‌ به‌ هر‌ نحو ممکن، برای من از‌ همه‌ چیز‌ مهم تر است زیرا در این برهه از تاریخ اسلام و مسلمین که انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام خمینی رحمت‌ الله‌ علیه‌ به سر منزل مقصود رسیده و قدرت پوشالی غرب‌ و شرق‌ (تفکر استعماری و الحادی) را از هیمنه انداخته و شکست داده و ناقوس بیداری را در امت اسلامی در سراسر دنیای اسلام‌ به‌ صدا‌ در آورده، وظیفه خود میدانم که با تفسیر قرآن، اذهان‌ امت اسلامی را تحریک کرده و نسبت به نقشه دشمن آگاه سازم و اهداف و آرمان‌‌های نظام اسلامی ایران، به‌ رهبری‌ امام‌ خمینی رحمت الله علیه را با بیان مفاهیم موضوعی و شور انگیز‌ قرآنی‌ مطرح نموده و به طور حماسی و اجتماعی، دل‌ها را برای ملحق شدن به انقلاب اسلامی ایران‌ مهیا‌ نمایم‌.

درس تفسیر موضوعی ایشان چنان انقلاب فرهنگی و سیاسی در اذهان مردم عراق‌ ایجاد‌ کرد‌ که حکومت بعث عراق این پدیده اثرگذار قرآنی را تهدیدی سخت برای ماهیت و موجودیت‌ خود‌ میدانست‌ و برای جلوگیری از هرگونه تحرک مردمی، در یک حمله همه جانبه تمامی نمایندگان مرجعیت‌ را‌ در شهرهای شیعه نشین عراق دستگیر و زندانی کرد و پس از آن سید محمد‌ باقر‌ صدر‌، تاریخ شانزده رجب المرجب سال ١٣٩٩را روز اعتراض و اظهار انزجار از اعمال ظالمانه رژیم‌ بعث‌ عراق اعلام کرد. و مردم عراق با تبعیت از ایشان به پا خاسته و دست‌ از‌ کار‌ کشیدند و حوزه و بازار را تعطیل کرده و با یک شوق وصف ناشدنی درب منزل ایشان رفتند‌ و با‌ وی بیعت کردند.

در همان شب، رژیم بعث سید را دستگیر و به‌ سازمان‌ امنیت‌ بغداد انتقال داده و از ایشان خواستند که دست از حمایت و پشتیبانی انقلاب اسلامی ایران بردارد‌؛ اما‌ سید‌ جواب دادند که من یک مسلمان هستم و در برابر سرنوشت دیگر مسلمانان‌ جهان‌، نه تنها ایران و عراق مسئولیت دارم ولذا به تکلیف شرعی خود وفادار میمانم و حمایت از انقلاب‌ اسلامی‌ ایران، یک وظیفه الهی و شرعی است.

در این موقعیت، خواهر سید (بنت‌ الهدا‌) در حرم مطهر امام علی علیه السلام‌ به‌ سخنرانی‌ پرداخته و از مردم عراق خواست تا نسبت‌ به‌ دستگیری مرجع تقلیدشان علیه حکومت عراق اعتراض کنند ولذا مردم فردای همان شب‌ به‌ خیابان‌ها ریخته و دولت مجبور‌ شد‌ سید را‌ آزاد‌ کند‌؛ اما نیروهای امنیتی حدود نه ماه‌ خانه‌ سید را در محاصر خود داشتند تا شاید بتوانند سید را از‌ حمایت‌ و پشتیبانی انقلاب اسلامی ایران منصرف نمایند‌؛ اما به این نتیجه‌ رسیدند‌ که سید در این موضع‌ استوار‌ و پایدار است و هرگز دست از این ایده خود نمیکشد. ولذا ابو سعید رئیس‌ سازمان‌ امنیت عراق با گروهی به‌ منزل‌ سید‌ هجوم برده و به‌ وی‌ گفتند آماده رفتن به‌ بغداد‌ باشید. سید هم در جواب ایشان گفتند من خیلی وقت است که آماده شهادتم‌ (آوینی‌، بیتا).

سید قبل از انتقال به‌ بغداد‌ طی فتوایی‌ اعلام‌ کرد‌، کسانی که در ایران‌ برای دفاع از اسلام و مسلمین قیام کرده و کشته میشوند شهید هستند و خداوند آن‌‌ها را در بهشت با امام حسین‌ علیه السلام محشور‌ و محضور‌ میگرداند‌. این‌ فتوا، انقلابی را‌ در‌ عراق بر انگیخت و باعث شد ملت عراق نسبت به ملت ‌ ‌ایران و شهیدان مبارزه در مسیر انقلاب‌ احساس‌ برادری‌ کنند و دل هایشان به سوی ایران برگردد‌؛ اما‌ از‌ سوی‌ دیگر‌ سردمداران‌ رژیم بعث عراق از صدور این فتوای انقلابی به وحشت افتاده و آن را تهدیدی ضمنی علیه امنیت و حاکمیت خود دانستند. بنابراین، شورای فرماندهی عراق جلسه – ای، تحت‌ عنوان «دفع خطر خمینی در عراق »، تشکیل داده و طرح‌‌هایی  برای از میان برداشتن آیت الله سید محمد باقر صدر ارائه دادند.

موقعی که رژیم بعث عراق ظلم و ستم خود‌ را‌ نسبت به مردم عراق افزایش داده و به کشتار مردم بیگناه شیعه، به ویژه شیعیان جنوب و روحانیون میپرداخت؛ وی طی فتوایی اعلام جهاد نمود؛ و دولت عراق وحشت کرده و خانه ایشان‌ را‌ محاصره نمود. و در این هنگامه بنت الهدا خواهر

شجاع و انقلابی سید که همیشه پابه پای ایشان بود، طی بیانیه‌ای شور انگیزگفت:

«به‌ خدا‌ سوگند که من در آرزوی‌ شهادت‌ در راه خدا زنده‌‌‌ام و تا زمانی که مطمئن باشم که کارم برای رضای خداوند است؛ راهم را ادامه خواهم داد. هر چند در‌ این‌ راه کشته شوم، زیرا‌ شهادت‌ همیشه مرا به سوی خویش میکشاند».

سر انجام سید پس از بیست سال مبارزه، در روز سه شنبه شانزدهم فروردین سال ١٣٥٩، توسط نیروهای بعثی دستگیر و به زندان بغداد انتقال‌ یافت‌ و فردای آن روز خواهر مجاهده‌‌‌‌‌اش را دستگیر و به بغداد انتقال دادند و در روز نوزده فروردین ماه سال ١٣٥٩، به فیض شهادت نائل آمدند. صدام پس از شهادت آیت الله‌ صدرگفت‌: «ما خمینی‌ عراق را کشتیم» (حمدانی، ١٣٩٤: ٢٥ – ٢١).

در مجموع، آیت الله شهید محمد باقر صدر، از زمره‌ بزرگ‌ترین اندیشمندان عصر خویش بود یعنی حکیمی کم نظیر، فقیهی جامع‌ الشرایط‌، آشنا‌ به فلسفه، مسلط به تفسیر، و متفکری آگاه به علوم زمانه و موضوعات فرهنگ، اقتصاد، سیاست و جامعه شناسی بود‌.

‌‌شهید‌ صدر علاوه بر فعالیت‌‌های ارزنده ی علمی و تدوین رسالات مهم و تألیف آثار ماندگار‌، شاگردان‌ نامی‌ و اثرگذاری تربیت کرد که در مسیر شهید صدر حرکت کردند و منشاء آثار و فعالیت -‌‌های علمی‌ مفیدی در زمینه‌‌های نوآوری در علوم دینی و احیای معارف اسلامی متناسب با‌ مقتضیات زمانه شدند. مانند‌ مرحوم‌ آیت الله سید محمود هاشمی شاهرودی که ملقب به وارث صدر بود؛ آیت الله شهید سید محمدباقر حکیم که ملقب به بازوی صدر بود؛ آیت الله سید کاظم حائری، آیت الله سید‌ حیدر کمالی که ملقب به فقها صدرایی جهان عرب است (مجله حوزه، ٧٩ و ٨٠).

٣. نگاه شهید صدربه جریان سیاسی ایران (انقلاب اسلامی ایران)

قبل از انقلاب اسلامی ایران، شهید صدر از‌ نهضت‌ امام خمینی رحمت الله علیه حمایت نموده و ارتباط خود را با امام روز به روز افزایش میداد. وی در سال ١٣٨٥هجری قمری از هم فکران و شاگردان خود خواست که از‌ ورود‌ امام خمینی رحمت الله علیه به نجف اشرف که پس از تبعید به ترکیه توسط رژیم پهلوی صورت گرفته بود، استقبال نمایند و از وجود ایشان به عنوان رهبر آزدیخواهان‌ جهان‌ در حوزه نجف نهایت بهره برداری را بکنند.

این خواسته با ورود امام رحمت الله علیه به عراق، باعث جنب و جوش تازه ای، بویژه در حوزه علمیه نجف شد‌. هرچند‌ علمای‌ عراق نسبت به استقبال امام‌ نظرات‌ مختلفی‌ داشتند؛ اما سید محمد باقر صدر با اشتیاق فراوان به اتفاق علمای دیگر در مراسم استقبال و پیشواز از امام در ورودی‌ شهر‌ نجف‌ شرکت نمودند و در طول چهارده سالی که امام‌ در‌ نجف اشرف حضور داشتند، با او ارتباط نزدیکی داشته و به ایشان عشق میورزیدند و در امر مبارزه در کنار امام‌ بوده‌ و به‌ قیام امام در ایران بسیار امیدوار بودند.

ایشان پس از‌ تبعید امام به پاریس، طی نامه‌ای به امام، از قیام شکوهمند و شجاعانه ملت ایران به رهبری حکیمانه‌ ایشان‌ در‌ مقابل آمریکا و دست نشانده او در ایران حمایت کرده و با تمام‌ اخلاص‌ و شجاعت آمادگی خود را برای همکاری با امام خمینی رحمت الله علیه و امت قهرمان ایران اعلام‌ نمودند‌. و پس‌ از این نامه، نامه دیگری به شاگردان، مریدان و هوادارن خود در ایران‌ نوشتند‌ و به‌ آن‌ها دستود دادند تا در مبارزه علیه رژیم ایران، با ملت ایران همگام‌ و همراه‌ شوند‌. و از هیچ فداکاری در راه پیروزی این انقلاب دریغ نورزند. و خود را در اطاعت‌ از‌ امام خمینی رحمت الله علیه فانی سازند. همان طوری که ایشان در راه‌ اهداف‌ و آرمان‌‌‌های الهی ذوب شده اند.

آیت الله صدر از حامیان صادق نظام اسلامی ایران‌ به‌ رهبری امام خمینی رحمت الله علیه بود و علاوه بر حمایت‌‌های قبلی که‌ کتبا‌ طی‌ دو نامه اعلام کرده بود و باعث سوق دادن مردم عراق در حمایت از انقلاب اسلامی‌ مردم‌ ایران شده بود، تألیف کتاب «الاسلام یقود الحیاه» ایشان که در شش‌ جلد‌ شامل‌ بحث‌‌هایی  نظیر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، منابع قدرت، احزاب اسلامی، دولت اسلامی و اقتصاد‌ جامعه‌ اسلامی‌ بود. در یک دعوت سراسری از مردم عراق، بویژه مردم و علمای شهر‌ مقدس‌ نجف اشرف، خواست که به حمایت از انقلاب اسلامی ایران، در مسجد جواهری نجف اشرف تجمع‌ کنند‌. و خودشان آن شب به منبر رفته و برای مردم عراق، از ماهیت انقلاب‌ اسلامی‌ ایران و نقش بی بدیل حضرت امام خمینی‌ رحمت‌ الله‌ علیه در احیای اندیشه‌‌های دینی و اصلاح‌ امت‌ اسلامی سخن گفتند. و با این سخنرانی تکلیف مردم عراق را در برابر رژیم‌ ضد‌ دینی بعث روشن کردند. و بدین‌ وسیله‌ راه قیام‌ و مبارزه‌ را‌ به خوبی ترسیم نموده و مردم عراق‌، فردای‌ آن روز در اکثر شهرهای شیعه نشین به حمایت از انقلاب اسلامی‌ ایران‌ راهپیمایی کردند (حمدانی، همان).

٤. راهبرد شهید‌ صدر در مواجهه با‌ چالش‌‌‌های ناشی از جریان‌‌های اجتماعی‌

اغلب علما و اندیشمندان فکری جوامع، در زمینه ی چالش‌‌های پیش رو، در دو‌ بعد‌ شناختی و درمانی، عملکرد متفاوتی داشته‌ اند‌؛ به‌ این معنا که‌ در‌ بعد شناخت چالش‌ها چه‌ بسا راه صحیح و صوابی را پیموده، و به درستی چالش‌ها را شناسایی نمایند، اما‌ در‌ بعد درمان و رهایی از آن، ممکن‌ است‌ حتی دچار‌ چالش‌‌‌های عمیق تر و وسیع تری‌ گردند. شهید از محدود اندیشمندانی است که در هر دو بعد شناخت و درمان نسبتا موفق‌ بوده‌ است. وی نه تنها به خوبی‌ چالش‌‌‌های موجود‌ در‌ جامعه اسلامی را‌ شناسایی‌ نموده، بلکه با ارائه «فقه النظریه » تلاش کرده است تا فقدان نظری در عرصه فقه را‌ ترمیم‌ نماید‌. و به خوبی فقه‌‌های شیعه را در‌ شناخت‌ چالش‌‌‌های فکری‌ یاری‌ داده و جامعه اسلامی را از آسیب‌‌های سیاسی اجتماعی به ویژه تفکرات نوظهور و خلاء تفکرات ناب واقعی اسلام، نجات بدهد.

فقه النظریه در نزد شهید صدر عبارت‌ است از عملیات استنباط و اکتشاف یک چارچوب کلان فقهی که جهت گیری در ساحت‌‌های اقتصادی، اجتماعی، قضایی و سیاسی زندگی انسان را ایجاد میکند. به نحوی که موجب شفاف سازی‌ راه‌ حل‌‌های اسلامی میگردد و احکام فرعی متعدد را حول یک محور جمع مینماید تا یک ساختار و زیربنایی برای تنظیم زندگی انسان مسلمان به وجود آورد، بر اساس رهیافت فقه‌ النظریه‌، دین و شریعت اسلام حاوی چارچوب‌‌های کلان در تنظیم زندگی است (غفوری، بیتا: ١٢٣؛ صدر، ١٩٧٩: ٣٠٣).

این رویکرد به دنبال ساختن چارچوب‌ برای‌ دستگاه فقه است؛ زیرا فقه‌ را‌ نظام مند میداند و این نظام مندی به معنای این است که مجموعه ی احکام شریعت در رابطه باهم میباشند. برخلاف رویکردهای فقهی دیگر، که هر‌ حکمی‌ را به ادله ی خاص‌ خود‌ ارجاع میدهند، در فقه النظریه صدور حکم از طریق یک شبکه صورت میگیرد، به طوری که به فقیه امکان اکتشاف فقهی میدهد. از این جهت، نسبت فرد، دولت و جریان‌‌های فکری‌ نیز در این شبکه معنا مییابد (خراسانی، ١٣٩٠: ٢٦٥).

شهید صدر بر این عقیده است که در کنار اصول و قواعد استنباط، میتوان بر تئوری و نظریه نیز تکیه کرد. از آن‌ جا‌ که شریعت‌ جامعیت دارد، تئوری هم در آن وجود دارد. از این رو، اکتشاف نظری هم مهم ترین دغدغه‌ ‌ ‌روش شناختی فقه النظریه است؛ زیرا تئوری فقهی قدرت پیش بینی‌ به‌ فقه‌ و مجتهد میدهد. هرچند ممکن است گاه تئوری زاویه‌‌هایی  ایجاد کند و برخی ادله و قواعد را کنار بزند‌. ‌‌در‌ این صورت، فقیه میتواند با نگاه ژرف اندیش خود از تحریف جامعه اسلامی جلوگیری‌ نماید‌ (خراسانی‌، ١٣٩٠: ٢٦٥).

این نظریه در کتاب «اقتصادنا» شهید سید محمد باقر صدر مطرح شده است‌ که خبر از وجود قلمروی فاقد حکم در دین مبین اسلام داده؛ یعنی‌ اسلام به حاکم اسلامی‌ که‌ بر اساس رقابت سالم تحزب اسلامی به قدرت رسیده است، اجازه میدهد تا در برخی مسائل اجتماعی، با در نظر گرفتن ضوابطی، و با توجه به نیازهای زمانی و مکانی، حکم و قانون وضع‌ کند. ریشه ی این نظریه را می- توان در اندیشهی علمایی که پیش از شهید صدر میزیسته‌‌‌‌اند و از جمله در عصر مشروطه و در آثار علامه نائینی مانند «تنبیه الامه و تنزیه المله‌» دید‌.

از نگاه شهید صدر، مکتب اقتصاد اسلامی که در کتاب «اقتصادنا» به آن اشاره کرده است، به دو بخش تقسیم میشود؛ بخشی که اسلام، احکام و قوانین آن را به صورتی‌ وضع‌ کرده که تغییر و تبدیلی در آن راه ندارد. و نیز بخشی که وظیفه تشریع قانون در آن، به عهده ی دولت اسلامی که از طریق تفکر تحزب در اسلام به قدرت‌ دست‌ یافته، گذاشته شده است؛ و قانون گذار یا حاکم اسلامی باید با در نظر گرفتن موقعیت و واقعیت عصر خویش، تدبیر نموده و بر اساس قاعده ی زمان و مکان احصاء قانون نماید. بنابراین‌، شهید‌ صدر‌ آن بخشی از اسلام که‌ فاقد‌ قوانین‌ و حکم روشن است را منطقه الفراغ مینامد و معتقداست که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله هم از آن استفاده کرده و قانونگذاریهایی‌ را‌ به‌ عنوان حاکم جامعه ی اسلامی (نه از بعد پیامبری‌) انجام‌ داده است. البته، به باور ایشان این نوع قانونگذاریهای پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله دائمی نبوده است و جزء‌ ثابتی‌ از‌ مکتب اقتصادی اسلام به شمار نمیآید.

٥. اصلاح جریانات حوزه از‌ نگاه شهید صدر

وی کاستی‌های و انحرافات فکری حوزه را به خوبی شناخته بود و با تیزبینی تمام آن‌ها را‌ آسیب‌ – شناسی کرده و همیشه، در هر فرصتی، رسالت حوزویان را به آن‌‌ها گوشزد میکرد. ایشان دگرگونی در حوزه را گام نخستین برای پیریزی تمدن اسلامی و مرزبانی از تفکر‌ اسلامی‌، حراست‌ و نگهبانی از امت اسلامی میدانست ولذا در این راستا روشی نو در‌ تدریس‌، طراحی‌؛ و متون جدید آموزشی مانند: «حلقات الاصول» در سه سطح و «المعالم الجدیده» را برای آموزش‌ سطح‌ نگاشت‌. وی بر این باور بود که در حوزه ها، هدف اجتهاد مفقود مانده و در‌ امورات‌ غیر ضرور دیگر گم شده است.

ایشان رسالت اجتهاد را مهجور مانده دانسته‌ و برای‌ احیای‌ اجتهاد، رساله روشن گری هدف‌‌های اجتهاد را نوشت. وی با طرح این سئوال‌ که‌ «اجتهاد در آینده به کدام سو میرود؟»، بنیادهای تحول اجتهاد را نهاد و وضع موجود‌ اجتهاد‌ را‌ به نقد کشید. وی معتقد بود زمانی مسلمانان توانا و قدرت مند میشوند که زندگی خود‌ را‌ با نظریه ی اسلام منطبق گردانند و این میسر نیست مگر این که تحولی‌ در‌ نهاد‌ اجتهاد اتفاق بیفتد.

وی بر این باور بود که سیرت معصومین علیهم السلام فقط در‌ حوزه‌ فردی‌ تفسیر و تبیین شده است و این باعث دوری شیعه از حکومت و تفسیری فرد‌ گرایانه‌ و فرد اندیشانه به اسم اسلام خلق شود.

ایشان نگاه سنتی و رایج به نهاد اجتهاد را تک‌ بعدی‌ دانسته و حرکت به سوی دیدن تمام هدف اجتهاد را عامل احیای شریعت‌ اسلامی‌ برمیشمرد و تأکید داشت که اسلام، تجزیه ناپذیر‌ بوده‌ و یک‌ مجموعه کلی و اثرگذار است و برابرسازی زندگی فردی‌ را‌ در گرو برابرسازی جامعه میدانست؛ یعنی فرد را باید در جامعه دید و هندسه‌ زندگی‌ او را ترسیم کرد. نمیتوان‌ فرد‌ را جدای‌ از‌ پیوستگی‌های‌ جامعه دید.

شهید صدر به این‌ باور‌ رسیده بود که استعمارگران و عوامل مرموز آن‌ها بر بیفایده بودن فعالیت‌‌‌های سیاسی و جا انداختن دکترین جدایی دین‌ از سیاست، تأکید بسیاری‌ دارند‌. و از دلمردگی و یأس حاکم بر‌ حوزه‌ نجف بهره وافری میبرند. شهید صدر پیامدهای یک سو نگری فقها را در‌ اجتهاد‌، ناگوار دانسته و عواقب آن را‌ چنین‌ بر‌ میشمارد:

  • دور شدن‌ فقه‌ از متن زندگی بشر‌
  • تأیید‌ یک سونگری فقیه در قانونگذاری و رسوخ فردگرایی در تفسیر شریعت اسلامی
  • تأثیر ناگوار بر‌ فهم‌ نصوص شریعت
  • رکود اجتهاد، بویژه در‌ عرصه‌ زندگی

طرح‌ مرجعیت‌ وی‌ در حقیقیت طرح دگرگونی‌ حوزه را، در پیداشت یعنی خلیفه الهی انسان در زمین، آن هم در عصر غیبت‌ را‌ متبلور در مرجعیت قلمداد میکرد و اعتقادش‌ بر‌ این‌ اصل‌ استوار‌ بود که شریعت‌، حفظ‌ نمیشود مگر با تشکیل جامعه اسلامی؛ زیرا، زیر ساخت اندیشه سیاسی و اجتماعی ایشان برمدار خلافت انسان‌ بود‌. که‌ جانشین بلافصل خداوند متعال بر روی زمین‌ است‌. ولذا‌ در‌ سه‌ محور‌ اصلاحات حوزه را ضروری میدانست که عبارتنداز:

  • اصلاح نظام اداری حوزه
  • اصلاح نظام آموزشی و فکری حوزه
  • اصلاح نظام فرهنگ حوزه: این محور از دیگر محورها، کلیدیتر و حائز‌ اهمیت فوق – العاده‌ای بوده؛ زیرا حکم منبع و مأخذ برای دیگر فعالیت‌‌های حوزه را دارد یعنی انسان موقعی در مدیریت اداری و آموزشی موفق است که دارای فرهنگ مدیریتی در‌ حوزه‌ -‌‌های کاری خود باشد (مجله حوزه، ١٣٩٧: ٣٢).

٦. نتیجه‌گیری:

شهید صدر معتقد است تمامی قدرت‌ها و توانایی فکری بشری دارای منشاء الهی است، و با این قدرت میتواند در‌ جهان‌ هستی دگرگونی فوق العاده‌ای ایجاد کرده و انسان گرفتار جریان‌‌های انحرافی را، رها ساخت. و به عبودیت الهی سوق داد. که مطابق با‌ اهداف‌ پیامبران الهی است[3]. خداوند سرچشمه‌ تمام‌ قواست، و تسلط انسانی را بر دیگری نمیپذیرد. مگر به رأی و میل خود انسان و سیادت فرستادگان خویش که هدفی جز هدایت بشر نداشته اند. اندیشه‌‌‌های سیاسی شهید صدر در‌ قالب‌ نظریه جوهری منطقه الفراغ بر اکثر جریانات جهان اسلام تأثیر به سزایی داشته است و باعث هدایت آن‌ها بوده و خواهد بود.

طبق باورهای جامعه شناسانه، انسان، خود محیط خود را‌ میسازد‌؛ پس همین انسان به ماهو انسان است که با اندیشه خود میتواند چراغ راه، دیگرانسان‌ها شود؛ و صحیفه‌ای بنگارد، و خلایق را، هادی و هدایت گر شده و بهره ی اجتماعی وافری به‌ انسانیت‌ برساند. در‌ حقیقت همین اندیشه ناب انسان دین محور و دین باور است که میتواند ملات زندگی بشریت را شکل‌ داده و مقصد و مقصود انسان را به انسان مسافر و سرگردان بشناساند. و او‌ را‌ از‌ گرداب انحرافات و جریانات اجتماعی نجات داده و بر چرخ زندگی استوار سازد.

منابع

قرآن کریم.

صدر، سید محمد باقر (١٣٧٦). اقتصادنا. مشهد: مکتب الاعلام الاسلامی.

‌——————–(١٤٢١‌). الاسلام‌ یقود الحیاه. قم: مرکز الابحاث و الدراسات التخصصیه للشهید صدر.

——————–(١٤٠١). المدرسه الاسلامیه. تهران: مکتبه‌ اعتماد کاظمی.

——————–(١٣٩٩ق.). خلافه الانسان و شهاده الانبیاء. بیروت: دارالتعارف للمطبوعات.

——————–(١٤٠٧‌). رسالتنا. تهران: توحید.

دکمجیان‌، هرایر‌ (١٣٧٧). جنبش‌‌های اسلامی معاصر در جهان عرب. ترجمه حمید احمدی، تهران: کیهان.

————— (١٣٥٩). لمعه فقیهه تمهیدیه عن مشرورع دستور الجمهوریه الاسلامیه فی ایران. تهران: بنیاد بعثت.

—————(١٣٩٤). اسلام راهبر‌ زندگی. ترجمه سید مهدی زندیه، قم: دارالصدر.

—————(١٣٩٤). بارقه ها. ترجمه سید امید موذنی، قم: دارالصدر.

حمدانی، طالب (١٣٩٤). نظریه سیاسی شهید صدر. ترجمه اسماء خواجه زاده، قم: کتاب فردا.

الملاط‌، شبلی‌ (١٩٩٨). تجدید الفقه الاسلامی. بیروت: دارالنهاد.

«اندیشه ماندگار١»، دبیرخانه کنگره بین المللی آیت الله العظمی صدر، قم: شهریور ١٣٧٩.

«اندیشه ماندگار٢»، مصاحبه با آیت الله سید محمد باقر حکیم، قم‌: آذر‌ ١٣٧٩.

انصاری، محمدابراهیم (١٤١٢). احیاء موات تقریرات درس شهید صدر. بیروت: دارالتعارف للمطبوعات.

شفیعی مازندرانی، سید محمد حسین (١٣٨٧). درس‌‌هایی  از وصیت نامه امام خمینی. قم: بینا.

صحیفه‌ نور‌. ج ١٢.

معموری، علی(١٣٧٩). نظریه سیاسی شهید صدر. قم: اشراق.

صورت ‌ ‌مشروح مذاکرات مجلس نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران. تهران: اداره کل امور فرهنگی و روابط عمومی مجلس شورای‌ اسلامی‌، چاپ‌ اول، ١٣٦٤؛ ج ١، ٢ و ٣.

ورعی‌، جواد‌(١٣٩٣‌). «حق انتخاب و تعیین سرنوشت در قرآن کریم »، مجموعه مقالات همایش بین المللی حقوق عمومی در قرآن کریم، دانشگاه شهید بهشتی و معاونت‌ حقوقی‌ ریاست‌ جمهوری، تهران: نهاد ریاست جمهوری.

 

 

[1]سوره بقره، آیه شریفه ٢٣‌: «وإن‌ کنتم فی ریب مما نزلنا علی‌ عبدنا فأتوا بسورة من‌ مثله‌ وادعوا شهداءکم من دون الله‌ إن‌ کنتم صادقین»؛ «و اگر شما را شکی است در قرآنی که بر بنده خود‌ (محمد‌ صلی الله علیه و آله و سلم‌) فرستادیم‌، پس‌ بیاورید یک سوره‌ مانند‌ آن، و گواهان خود را‌ بخوانید‌ به جز خدا، اگر راست میگویید.»

[2]عقل سلیم یعنی حکم بالعقل و حکم بالشرع‌

[3]طبق نظر شهید صدر همان شهاده ‌‌الانبیاء‌ است.

این پایگاه با هدف گردآوری جامع آثار صدرپژوهان، همه آثار ارزشمند این عرصه را منتشر می‌کند و این انتشار به‌معنای تأیید محتوا از سوی پژوهشگاه تخصصی شهید صدر نیست‌.