تایپوگرافی مقالات مربوط به شهید صدر با موضوع فقه، اصول، فلسفه، اقتصاد، سیاست و اجتماع

دلالت‌های‌ روش‌شناختی اندیشه شهید صدر در پاسخ‌گویی به مسائل علوم اجتماعی برای حل مسائل‌ حوزه‌ مدیریت

چکیده: در این مقاله تلاش کرده‌ایم تا با ارائه تعریفی از مقوله «روش»، ممیزه‌های روش‌شناختی اندیشه استاد، شهید صدر در پاسخ‌گویی به مسائل حوزه علوم اجتماعی را استخراج کرده و سپس چهارچوبی برای تطبیق این ویژگی‌ها جهت حل مسائل در حوزه دانش مدیریت ارائه کنیم. استاد شهید صدر از جمله اندیشمندانی است که بر اساس مبانی معرفت‌شناسی خود به مسائل معاصر خویش نگریسته است. در این راستا، دانش مدیریت همچون سایر رشته‌های علوم اجتماعی جزء علوم اعتباری به‌شمار می‌آید که در حقیقت، مجموعه‌ای از اعتبارات است که در پاسخ به نیازهایی در ساحت واقع، وجود یافته‌اند. بنابراین، فرایند حل مسئله، از درک نیاز تا اعتبار راهکار یا مجموعه‌ای از راهکارها برای تأمین آن، باید به‌عنوان پاره‌ای از معرفت‌شناسیِ یک منظومه فکری خاص ملاحظه شود، نه یک واکنش مقطعی و اقتضایی به یک نیاز و برکنار از مبانی نظری در ساحت اقدام.

نویسنده: محمدصادق توسلی

منبع: مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی علوم انسانی اسلامی، جلد6، ص 373تا394.

1. مقدمه

دانش‌پژوهان و عالمانی که در سیر حرکت علمی خود با اندیشه‌های شهید والامقام سید محمدباقر صدر مواجه شده‌اند، همگی تصدیق خواهند کرد که نمی‌توان به‌سادگی از کنار مجموعه آرا‌ و دیدگاه‌های‌ ایشان‌ در حوزه‌های مختلف عبور کرد‌، بلکه‌ در‌ عبارتی شایسته‌تر، پیش از بررسی افکار عمیق و بدیع شهید صدر، نمی‌توان در هی‌چیک از حوزه‌های مورد بحث ایشان ادعای تسلط و احاطه‌ علمی‌ داشت‌. آنان که با اندیشه‌های این متفکر بزرگ آشنایی‌ دارند‌، سه ویژگی برجسته را در‌باره افکار ایشان تصدیق خواهند کرد: اصالت، نوآوری و انتظام فکری. این سه ویژگی، در کنار‌ نبوغ‌ فوق‌العاده‌ استاد شهید، مرهون روشمند‌بودن حرکت علمی ایشان است. به همین‌ جهت، مجموعه اندیشه‌های ایشان، چیزی بیش از یک دایرهْ ‌المعارف بوده و درحقیقت، یک منظومه است.

بیراه نیست اگر چالش‌ امروز‌ حوزه‌ علوم انسانی و علوم اجتماعی را «روش» بدانیم؛ درواقع، ازطریق روش است‌ که‌ دانش، تحصیل(یا تولید) شده و قابل ارزیابی می‌شود و بدون ملاحظه روش، با محصولی معرفتی مواجه خواهیم‌ بود‌ که‌ نه می‌دانیم از کجا و نه چگونه به‌دست آمده و نه قادر به ارزیابی‌ آن‌ هستیم‌.

منظومه‌های فکری‌(ازجمله منظومه فکری شهید صدر) در‌برگیرنده طیفی از معارف انتزاعی‌ترین موضوعات‌(مانند‌ موضوعات‌ فلسفی‌، کلامی و اعتقادی) تا کاربردی‌ترین موضوعات‌(مانند موضوعات و مسائل فقهی، اجتماعی، اقتصادی، اداری و امثال آن‌) هستند‌ و تفاوت آن‌ها با دایرهْ ‌المعارف‌ها در انتظام و منطقی است که بر مجموعه این معارف‌ حاکم‌ است‌، به‌گونه‌ای که نه‌تنها هی‌چیک از این معارف در هر مرتبه‌ای نافی معرفتی دیگر در‌ مرتبه‌ای‌ دیگر نیست، بلکه این معارف مؤید و مترتب بر یکدیگر بوده و در یک چینش‌ منتظم‌، صورتی‌ متوازن از فکر و اندیشه را در طیفی از موضوعات عرضه می‌کند. منطق و انتظام حاکم بر‌ چنین‌ منظومه‌ای همان چیزی است که ما به آن روش می‌گوییم؛ ازاین‌رو، روش‌ در‌ این‌ دیدگاه، منطقی است که بر فرایند کسب معرفت و آزمودن و نقد آن مرجع حاکم است و این‌ معنا‌ از‌ روش بسیار گسترده‌تر از «روش‌شناسی[1]» مصطلح‌ در مکاتب مختلف به‌ویژه در پارادایم‌های پوزیتیویستی است.

در‌خصوص منظومه فکری شهید صدر، هرچند که وجود‌ نظم‌ و منطق حاکم بر مجموعه اندیشه‌های ایشان با دیدن آثار متعددی که از‌ استاد‌ شهید به‌جای مانده اجمالاً قابل لمس است‌، ابعاد‌ و ممیزات‌ آن به‌خوبی روشن نشده و جز در موارد‌ معدود‌ و البته ارزشمندی در آثار ایشان نیز نمی‌توان بحث مستقلی در حوزه روش و مسئله‌ شناخت‌ به معنای عامی که ذکر‌ کردیم‌ یافت؛ ازاین‌رو‌، لازم‌ است‌ ضمن دقتی علمی، به کشف روش‌ شهید‌ صدر، از‌طریق واکاوی دیدگاه‌های ایشان پرداخت.

2. مفهوم‌پردازی «روش»

آنچه در ادبیات رایج‌ معرفت‌شناسی‌ از «روش» فهمیده می‌شود عبارت است‌ از شیوه‌ای که پژوهشگر‌ بر‌اساس‌ آن به کشف یا خلق‌ دانش‌ می‌پردازد و از رهگذر همان روش، معرفتی جدید را عرضه می‌کند. هر مکتبی متناسب‌ با‌ تعریف خود از معرفت و شناخت‌، نوعی‌ خاص‌ از روش را‌ معتبر‌ دانسته و در چهارچوب همان‌ روش‌، نظام فکری خود را سامان داده است. هرچند مفهوم روش در حوزه معرفت‌شناسی یک‌ مفهوم‌ متفاهم است، با حدودی که هر‌ مکتب‌ برای صلاحیت‌ یک‌ روش‌ در کسب معرفت وضع‌ کرده و روش‌هایی را پذیرفته و برخی دیگر را مردود دانسته است، این مفهوم به‌لحاظ مصادیق و گونه‌شناسی‌، خالی‌ از ابهام نیست؛ ازاین‌رو، آنچه متفاهم‌ است‌، منتج‌بودن‌ روش‌ به‌ یک نتیجه معرفتی‌ است‌ و آنچه مورد اختلاف است، صلاحیت یک طریق برای کسب معرفت است. برای روشن‌تر‌شدن بحث، «روش» را‌ در‌ سه‌ سطح تبیین می‌کنیم:

2-1. سطح اول: فراروش‌ها

این‌ سطح‌ از‌ روش‌، بر‌ منطق‌ و نظم فکریِ حاکم بر یک اندیشه اطلاق می‌شود. این منطق لزوماً منحصر در کیفیت کسب معرفت نیست، بلکه همان روح حاکم بر نگرش پژوهشگر درباره اطراف خود‌ است که به‌سان هویت‌بخش به یک کل واحد مترابط و منتظم عمل می‌کند و نه‌تنها سلوک پژوهشیِ پژوهشگر، که سلوک عام وی را نظام می‌بخشد و در گفتار و حتی رفتار وی متعین می‌شود‌.

2-2. سطح‌ دوم: روش‌ها

این سطح، ناظر به طریق معتبر در کسب معرفت در مکتب فکری پژوهشگر است. در این سطح پژوهشگر بنابر تعریفی که از مقوله شناخت پذیرفته است، ملتزم‌ خواهد‌ بود تا طریق متناسب با تعریف خود را در مرحله کسب معرفت و به‌اشتراک‌گذاشتن و داوری آن بپذیرد.

2-3. سطح سوم: تکنیک‌ها

در این سطح، پژوهشگر‌ بر‌اساس‌ چهارچوب کلی که در سطح‌ دوم‌ به آن ملتزم شده است، شیوه‌هایی را برای کسب معرفت به‌کار می‌بندد.

آنچه در این مقاله با عنوان روش از آن یاد خواهیم کرد‌، سطح‌ اول یا همان فراروش‌ است‌ که به‌شدت دو سطح دیگر را تحت‌تأثیر خود قرار خواهد داد. ذکر این نکته لازم است که وجود یک سطح در یک فعالیت پژوهشی به معنای وجود دو سطح دیگر‌ نیست‌، توضیح آنکه ممکن است تکنیکی اجرا شود ولی مبتنی‌بر یک روش نباشد، یعنی پژوهشگر تکنیک را نه به‌عنوان ابزاری برای کسب معرفت، بلکه به‌عنوان توجیه‌گری برای القای درستی پیش‌فرض‌ها یا‌ نتایج‌ مطلوب خود‌ به‌کار ببندد. همچنین، در سطح بالاتر، چه بسیار پژوهشگرانی که در قلمروهای علمی متعدد قلم زده‌اند و در‌ هر یک از حوزه‌ها نیز بنا‌بر تعریف خود از شناخت، روش‌ واحدی‌ را‌ به‌کار بسته‌اند، اما بر مجموعه پژوهش‌های آنان نظم و منطقی حاکم نیست و با ملاحظه محصولات علمی ایشان نمی‌توان ‌‌به‌ تفسیر وی از عالم، نگاه وی به مقوله‌های اساسی همچون وجود، انسان، فرد‌ و اجتماع‌، دین‌ و.. . دست یافت و فعل فردی و اجتماعی آنها نیز حاکی از التزام عملی او به نتایج پژوهش‌هایش‌ نیست.

3. فراروش در منظومه فکری و عملی شهید صدر

پیش‌ازاین، سه مؤلفه اساسی در‌ منظومه فکری شهید صدر‌ را‌ برشمردیم. در این بخش بر آن هستیم تا توضیحات بیشتری در‌باره آن سه مؤلفه ارائه داده و از این رهگذر به کشف منطق حاکم بر منظومه فکری و سلوکی شهید صدر بپردازیم.

3-1. مؤلفه‌ اول: اَصالت فکری و سلوکی

اولین و اساسی‌ترین مؤلفه در ارزش‌گذاری یک منظومه فکری و سلوکی، اصالت یعنی ابتنای آن بر مبادی صحیح معرفتی است. این ابتنا به دو شکل می‌تواند ملاحظه شود. اول‌ ابتنای‌ تک‌تک اجزای منظومه فکری و سلوکی بر منابع اصیل، به‌نحوی که هر جزء در تسلسلی مقبول، جذر و ریشه‌ای در مبادی صحیح معرفتی داشته باشد؛ و دوم، ابتنای مجموع منظومه، به‌عنوان یک کل‌، بر‌ مبادی صحیح به‌نحوی که روح حاکم بر آن منظومه، همان روح حاکم بر مبادی صحیح باشد و هویت ‌منظومه نه‌تنها منافاتی با ماهیت مبادی صحیح ندارد، بلکه متلائم با آن‌ است‌ و بلکه بالاتر از آن، ملهَم و مأخوذ از مبادی است.

هر دو نحو از ابتنا، مفهومی است که ما آن را «اَصالت» می‌نامیم.

3-1-1. وجوه اَصالت اندیشه شهید صدر

3-1-1-1. بنیان‌نهادن معرفت‌شناسی‌ بر‌ عقل‌

اساسی‌ترین مبدأ معرفت، عقل است‌. عقل‌، در‌ منظومه فکری شهید صدر، نه صرفاً یک ابزار در کنار سایر ابزارهای شناخت، بلکه سنگ بنای معرفت‌شناسیِ منظومه فکریِ ایشان است‌. عقل‌ در‌ اندیشه شهید صدر، مرجعی است که تمامی طرق‌ کسب‌ معرفت باید مؤید به آن باشند و هیچ طریقی از طرق کسب معرفت، مستقل از عقل، بهره‌ای نخواهد داشت. ایشان‌ در‌ این‌باره‌ چنین می‌نویسند:

«عقل مقیاس اول در اندیشه بشری است و امکان‌ ندارد که اندیشه‌ای فلسفی یا علمی بدون آنکه در‌مقابل این مقیاس عام، تسلیم و تابع باشد وجود یابد»(الصدر‌، 1424‌ق. ه‌: ص13)

اولین پایه و اساس علوم و معارف، عقل است که می‌تواند حقایقی‌ را‌ دریابد که حس از رسیدن به آن‌ها عاجز است، همچنان‌که حقایق حسی را نیز عقل درک‌ می‌کند‌(الصدر‌، 1424ق. ج: ص41)

3-1-1-2. تلائم اندیشه با فطرت انسانی

از مؤلفه‌های اَصالت منظومه فکری‌ شهید‌ صدر‌، تلائم و سازگاری آن با عمیق‌ترین و ریشه‌دارترین محرک انسان، یعنی فطرت است. استاد شهید، با‌ استناد‌ به‌ قرآن کریم، فطرت را ریشه اصلی شکل‌گیری جوامع بدوی توحیدی در مقطعی می‌داند که‌ آن‌ را با عنوان «مرحله سیادت فطرت» نام نهاده است(الصدر، 1424ق. ج: ص 14). ایشان‌ فطرت‌ را‌ دارای دو بعد می‌دانند. بعد اول فطرت، سرچشمه تراوش انگیزه‌های شخصی انسان است که‌ حاجات‌ بدوی وی را شکل داده و او را محتاج جامعه می‌کند و رفته‌رفته زمینه را‌ برای‌ شکل‌گیری‌ تعارض میان انگیزه‌های شخصی و مصالح جامعه فراهم می‌کند. بروز این تعارض، بعد دیگر فطرت را‌ که‌ همانا میل طبیعی به تدین است فعال می‌کند و انسان با فطرت خود‌ برای‌ حل‌ مسئله تعارض در جامعه، به حاکم‌کردن «دین قیّم[2]« در زندگی گرایش می‌یابد، به‌گونه‌ای که بتواند میان مصالح عامه و انگیزه‌های شخصی افراد‌ هماهنگی‌ به‌وجود آورد(الصدر، 1424ق. الف: ص359-357).

3-1-1-3. ریشه‌دار‌بودن اندیشه در عمیق‌ترین لایه‌های‌ معارف‌ اسلامی

مؤلفه دیگر اَصالت منظومه فکری شهید‌ صدر‌، ریشه‌داشتن‌ در منابع اصیل دینی اعم از قرآن‌ کریم‌ و سنت معصومین است. ایشان نه‌تنها در علومی چون فقه، اصول، تفسیر و تاریخ که‌ ارتباط‌ آن‌ها با منابع دینی روشن‌ است‌، حتی در‌ ورود‌ به‌ مباحث روز مانند اقتصاد، سیاست، جامعه‌شناسی‌، اداره‌ و مانند آن نیز این پیوند وثیق را رها نمی‌‌کنند و مبتنی‌بر فهمی صحیح‌ و عمیق‌ از معارف دینی حرکت می‌کنند.

3-2. مؤلفه دوم: نوآوری

از ممیزات‌ اندیشه‌ شهید صدر، نوآوری ایشان در‌ حوزه‌های‌ مختلف است. البته ذکر این نکته لازم است که نوآوری با بدعت مصطلح‌ که‌ امری مطرود و مذموم است تفاوت‌ دارد‌. مقصود‌ ما از نوآوری‌، افزودن‌ یا کاستن از معارف‌ دینی‌ نیست، بلکه مقصود، فهم نو از منابع اصیل، ارائه روش جدید در کسب معرفت‌، ابداع‌ در صورت و قالب علوم، ابداع در‌ تألیف‌ و ارائه محتوای‌ آموزشی‌، نوآوری‌ در سلوک اجتماعی و درنهایت‌، تجدید و احیای معارف فراموش‌شده است که مرز روشن و شفافی با بدعت مصطلح دارد.

3-3. مؤلفه سوم‌: انتظام‌

ممیزه سوم اندیشه شهید صدر، انتظام‌ منظومه‌ فکری‌ و عملی‌ ایشان‌ است. این انتظام‌، در‌ دو وجه «انتظام روش‌شناختی» و «انتظام التزامی» قابل توضیح است. درباره انتظام روش‌شناختی که مراد از آن‌ تناسب‌ میان‌ روش و سنخ موضوع مورد پژوهش است، ذیل‌ همین‌ عنوان‌ توضیحاتی‌ را‌ ارائه‌ خواهیم کرد.

انتظام التزامی منظومه فکری و عملی شهید صدر، در دو بعد «التزام نظری» و «التزام عملی» قابل توضیح است. مراد از التزام نظری، اولاً پیوسته‌دیدن ابواب مختلف‌ معرفت و پرهیز از تفکر جزیره‌ای و تجزیه‌ای است؛ ثانیاً، رعایت ترتب معارف مختلف بر یکدیگر به‌لحاظ معرفت‌شناختی. یعنی نه‌تنها شهید صدر علوم مختلف را جزایر مستقل از هم نمی‌دانستند، بلکه به‌خوبی‌ در‌ یک نظم و هوشیاری علمی، به آثار و لوازم پذیرفتن یک دیدگاه در یکی از علوم بر مفاهیم و تصورات جاری در علم دیگر پایبند بودند. برای مثال، یک اندیشمند می‌تواند در‌ علم‌ کلام به باورها و معتقداتی پایبند شود و منفصل از این اعتقادات و باورها وارد علم فلسفه شده و مبانی فلسفی خود را پی‌ریزی کند و فارغ از‌ مبانی‌ کلامی و فلسفی سابق، پای در‌ علم‌ اصول فقه نهاده و مستقلاً به تشریح دیدگاه‌های اصولی خود بپردازد، بدون آنکه به تفاعل و داد‌و‌ستد میان فکر کلامی، فکر فلسفی و فکر اصولی توجه کند‌. در‌مقابل‌، اندیشمندی همچون شهید صدر‌ به‌خوبی‌ از لوازم قبول مبانی کلامی و فلسفی در علم اصول آگاه بوده و رأی اصولی ایشان متلائم بلکه ملهَم از فکر کلامی و فلسفی ایشان است. همچنان‌که مسلک حق الطاعه که از ممیزات‌ فکر‌ اصولی شهید صدر است، ریشه در باورهای کلامی ایشان دارد و نمونه‌های متعدد دیگر که ذکر آن‌ها خروج از مدار بحث خواهد بود. [3]

مراد از «التزام عملی» در انتظام التزامی‌، پایبندی به لوازم قبول‌ یک‌ دیدگاه، در ساحت عمل و عرصه اقدام است. بر همین اساس است که شخصیت شهید صدر را منظومه‌ای فکری و عملی دانستیم؛ چرا‌که در سیره شهید صدر، به‌وضوح باورها و دیدگاه‌های ایشان آشکار است‌ و در‌واقع، حیات شهید صدر، تطبیق عملی افکار ایشان است در حوزه‌هایی که آن افکار مجال ظهور داشته‌اند. این التزام عملی، هم در سیره و حیات شخصی ایشان و هم در سلوک اجتماعی و سیاسی‌ ایشان‌ قابل مشاهده است. طبعاً بررسی تفصیلی این نوع از التزام درمورد شخصیتی ذووجوه همچون شهید صدر نیازمند مجالی واسع و بحثی جداگانه است، اما برای ذکر نمونه می‌توان به تأسیس حزب‌ الدعوه‌ مبتنی‌بر دیدگاه سیاسی ایشان به تحزب و سپس خروج از حزب پس از تغییر رأی ایشان درباره عمل حزبی و ارائه نظریه مرجعیت صالحه و تلاش برای تطبیق عملی ملزومات این نظریه‌ و درنهایت‌، قائل‌شدن به نظریه ولایت فقیه‌(با قرائت خاصی که در نظریه خلافت عامه و شهادت انبیا طرح کرده‌اند) و تأیید و پشتیبانی از انقلاب اسلامی ایران و مرجعیت و ولایت امام خمینی اشاره کرد‌(الصدر‌، 1408‌ق.: ص104-90). این سلوک، هرچند‌ بدواً‌ نوعی‌ چرخش و تغییر موضع را در حرکت سیاسی شهید صدر به ذهن متبادر می‌کند، حقیقت آن است که پیوندی وثیق و عمیق میان‌ نظریه‌ و عمل‌ را در منظومه فکری و عملی شهید صدر به‌ اثبات‌ می‌رساند؛ به‌گونه‌ای که شرایط سیاسی و مقتضیات زمان در تکوین یک نظریه در ذهن استاد شهید کاملاً لحاظ می‌شده و از‌سوی‌دیگر‌‌، تطور‌ نظریه‌های‌ سیاسی ایشان انعکاسی از توفیق یا عدم توفیق همان نظریه‌ سیاسی در تجربه شخصی یا تجربه محیطی شهید صدر بوده است. همچنان‌که به اذعان نزدیکان شهید صدر، توفیق‌ امام‌ راحل‌ در برقراری حکومت اسلامی نقش برجسته‌ای در ارائه و تشریح دیدگاه ولایت‌ فقیه‌ از‌سوی ایشان داشت(الصدر، 1408ق.: ص104)

4. روش‌شناسی شهید صدر

پس از بیان نکاتی در‌باره فراروش در‌ اندیشه‌ شهید‌ صدر، به ارائه ویژگی‌های روش‌شناختی منظومه فکری ایشان خواهیم پرداخت. ‌در ابتدا‌ ذکر‌ این‌ نکته ضروری است که نمی‌توان برای اندیشه شهید صدر روش واحدی را ذکر کرد‌. ایشان‌ متناسب‌ با مقولات مورد بحث و سنخ آن، روش متناسب را برمی‌گزیدند. حدی از این تنوع‌ روش‌شناختی‌، در میان سایر اندیشمندان اسلامی نیز قابل مشاهده است، اما آنچه ایشان را‌ از‌ بسیاری‌ از اندیشمندان دینی متمایز می‌کند اولاً، تناسب میان روش و سنخ موضوع مورد پژوهش و ثانیاً‌، عرضه‌ روشی جدید برای کسب معرفت است.

الف)‌ تناسب میان روش و سنخ موضوع موردپژوهش‌

شهید‌ صدر‌ با توجه به اینکه موضوع موردبحث یک موضوع فلسفی، کلامی، فقهی، اصولی یا تاریخی باشد‌ روش‌هایی‌ همچون استدلال برهانی، روش نقلی، تجربه و استقرا یا استناد به عرف و سیره‌ عقلا‌ را‌ برمی‌گزیدند و به‌لحاظ روش‌شناختی، نوعی نظم بر منظومه فکری ایشان حاکم است به این معنا که‌ هر‌ روش‌ را در جای خود به‌کار گرفته‌اند؛ ازاین‌رو، استاد شهید ازجمله منتقدین خلط‌ روش‌ها‌ به‌شمار می‌آیند و در مواضع مختلف ضمن نقد روش‌شناسی رایج در موضوعی خاص، با اصلاح و کاربرد روش‌ صحیح‌، آفاق جدیدی را در محدوده آن موضوع گشوده‌اند. برای نمونه شهید صدر‌ در‌ نقد استناد ابن ادریس حلی به‌دلیل عقلی‌ در‌ جایی‌ که بحث از یک موضوع اجتماعی و اعتباری‌ است‌، چنین می‌نویسد:

«فقیهی در تعلیق بر نصی که می‌گوید چنانچه زمین را صاحبش‌ آباد‌ نسازد، ولی‌امر زمین را از‌ او‌ گرفته و برای‌ منافع‌ امت‌ آباد می‌سازد چنین نوشته: اولی نزد‌ من‌ ترک عمل به این روایت است چراکه مخالف اصول و ادله عقلیه است‌؛ و منظور‌ وی از دلیل عقلی افکاری است‌ که بر تقدس ملکیت‌ دلالت‌ دارند، علی‌رغم اینکه تقدس ملکیت‌ و میزان‌ این تقدس باید از شریعت گرفته شود.. . وإلا کدام دلیل عقلی بر تقدس‌ ملکیت‌ به‌حدی که از اخذ به‌ نص‌ شرعی‌ منع کند دلالت‌ خواهد‌ داشت؟! و آیا ملکیت اختصاصی چیزی‌ جز‌ یک رابطه اجتماعی میان فرد و مال است؟! و رابطه اجتماعی، فرض و اعتباری است که جامعه یا‌ هر‌ اعتبارکننده دیگری برای محقق‌کردن غرضی معین‌ آن‌ را تشریع‌ می‌کند‌؛ لذا‌ این رابطه اجتماعی نه‌ در محدوده ادراک عقل مجرد می‌گنجد و نه عقل تجربی»(الصدر، 1424ق. الف: ص450)

نمونه‌های روشنی‌ از‌ چنین نقد و اصلاح روش‌شناختی را می‌توان‌ در‌ بحث‌های‌ اصولی‌، منطقی‌ و کلامی ایشان مشاهده‌ کرده‌ که ذکر تمامی آن‌ها از حوصله این مختصر خارج است.

ب‌) عرضه روشی جدید برای کسب‌ معرفت‌

یکی‌ از نوآوری‌های استاد شهید و شاید مهم‌ترین آنها‌ به‌لحاظ‌ معرفت‌شناسی‌، عرضه‌ روشی‌ نو‌ برای کسب معرفت در کنار قیاس منطقی و برهانی، یعنی روش استقرا است. این ابداع، منجر‌به طرح نظریه جدیدی در حوزه معرفت بشری با عنوان «مذهب ذاتی» شده‌ که توانسته خلأ بزرگی در نظریه شناخت را که اندیشه فلسفی در طول دو هزار سال از سد آن عاجز بوده، پر کند(الصدر، 1417ق.: ص130).

شهید صدر در پایان‌ کتاب‌ الأسس المنطقیه للاستقراء در بیان اهمیت مباحث طرح‌شده در این کتاب چنین می‌نویسند:

«این بحث جامعی که انجام دادیم، از بنیان‌های منطقی استدلال استقرایی که تمام اَشکال استدلال علمی‌ استوار‌ بر مشاهده و تجربه را دربرمی‌گیرد، پرده برداشت و توانست رویکردی جدید در نظریه شناخت را عرضه کند. این رویکرد جدید بخش اعظمی از معرفت‌ بشری‌ را به‌صورت استقرایی تفسیر می‌نماید‌ که‌ این تفسیر استقرایی مرتبط با همان بنیان‌های منطقی است که بحث ما از آن پرده برداشته»(الصدر، 1424ق. ب: ص577).

تشریح و تفصیل این ابداع روش‌شناختی‌ از‌ حوصله و موضوع این مقاله‌ خارج‌ است و ما صرفاً به‌عنوان یکی از نوآوری‌های شهید صدر و بلکه مهم‌ترین و اثرگذارترین آن‌ها بدان اشاره کردیم. آنچه لازم است بیان شود آن است که این ابداع روش‌شناختی یک اقدام صوری‌ و یک‌ تفنن علمی نبوده، بلکه شهید صدر با همین ابداع روش‌شناختی، منهج جدیدی را در اثبات اصول عقاید مبتنی‌بر استقرا تبیین می‌کنند که معارف اصیلی همچون توحید، نبوت و امامت را در‌برمی‌گیرد‌(الصدر‌، 1424ق. د: ص84‌-23). همچنان‌که در مباحث اصول فقه نیز حجیت یا عدم حجیت وسایل اثبات وجدانی صدور دلیل از‌ شارع‌(اعم از تواتر و اجماع و شهرت) را به‌واسطه حساب احتمالات مورد‌ بحث‌ قرار‌ می‌دهند(الصدر، 1423ق.: ص166-151). بدیهی است ظرفیت عظیمی که این ابداع روش‌شناختی در اختیار پژوهشگران حوزه ‌‌علوم‌ اجتماعی قرار خواهد داد به‌ویژه با ملاحظه پیوند وثیق و وسیعی که مطالعات این‌ حوزه‌ با‌ مشاهده، تجربه و استقرا دارد خواهد توانست نه‌تنها در پژوهش‌های فقهی و اسلامی، بلکه در سد خلأهای‌ معرفت‌شناختی مکاتب موجود و نقد آن‌ها نیز تحول اساسی و شگرفی ایجاد کند که امیدواریم‌ امکان شرح و بسط این‌ تحول‌ اساسی در مجالی وسیع‌تر فراهم شود.

5. ویژگی‌های روش‌شناختی منظومه فکری و عملی شهید صدر

ممیزات روش‌شناختی منظومه فکری شهید صدر در مؤلفه‌های زیر قابل دسته‌بندی است:

5-1. فهم محققانه واقعیت به‌مثابه مبدأ و مقصد‌ پژوهش

واقعیت، یعنی آنچه در عرصه اقدام درحال‌وقوع است، از‌سویی عرصه انتزاع و فهم مسئله است و از‌دیگر‌سو، بستر تطبیق و کاربست تجویزهای اجتماعی؛ ازاین‌رو، تصویر ما از واقعیت، هم در صورت‌بندی مسئله و هم‌ در‌ توفیق یا شکست یک تجویز اجتماعی تأثیر غیرقابل‌انکاری دارد.

در تصور واقعیت، دو رویکرد را می‌توان پی گرفت. یکی «توهم واقعیت»؛ به این‌صورت که محقق در حجره خود بنشیند و با‌ همان‌ تصور بدوی خود به مسائل جهان به بحث و نظر در ارتباط با آن بپردازد و دیگری «تفهم واقعیت»؛ به این‌صورت که محقق، به‌عنوان جزئی از رسالت پژوهشی خویش، خود را‌ در‌ معرض فهم واقعیت قرار دهد و تلاش کند تا بدون هیچ تصرفی، واقعیت را آنچنان که هست بشناسد.

شهید صدر در بیان اهمیت فهم واقعیت در صورت‌بندی مسئله و نقش آن‌ در‌ سیر‌ پژوهشی محقق، ذیل بحث از‌ تفاوت‌های‌ رویکرد‌ تجزیه‌ای و رویکرد موضوعی در تفسیر قرآن کریم، نقطه آغاز پژوهش در رویکرد موضوعی را «واقعیت زندگی» معرفی می‌کنند. در این رویکرد‌، مفسر‌ ابتدا‌ بر یکی از موضوعات اعتقادی، اجتماعی یا تکوینی‌ موجود‌ در واقعیت زندگی تمرکز کرده و مشکلات و مسائلی را که در ارتباط با آن موضوع بروز کرده و راه‌حل‌هایی که اندیشه‌ بشری‌ برای‌ آن ارائه کرده، نیز سیر تاریخی تطبیق آن راه‌حل‌ها و نقاط‌ خلأ هر یک را به‌طور جامع بررسی می‌کند. پس از این مرحله است که پژوهشگر به سراغ نص‌ قرآن‌ رفته‌ و موضوع آماده و پرداخته شده با افکار و دیدگاه‌های متعدد بشری را به‌ قرآن‌ عرضه می‌کند و با نص قرآن به گفت‌وگو می‌نشیند، می‌پرسد و پاسخ می‌گیرد. در این رویکرد، مفسر به‌ دنبال‌ آن‌ است تا دیدگاه قرآن کریم را در ارتباط با موضوع طرح‌شده کشف‌ کند‌، ولی‌ نه با ذهن خالی و بدون پیش‌فرض، بلکه با دست پر و انبوهی از سؤالات که‌ از‌ بررسی‌ جامع واقعیت بیرونی به‌دست آورده است، قرآن کریم را به نطق می‌آورد(الصدر، 1421‌ق.: ص30‌-28).

از‌سوی‌دیگر، شهید صدر در تحلیل گرایشات اقتصادی معاصر نیز به اهمیت فهم‌ واقعیت‌ در‌ کاربست تجویزهای اجتماعی نیز اشاره می‌کنند. ایشان یکی از معیارهای مقایسه میان مکاتب اقتصادی‌ را‌ علاوه‌بر محتوای نظری هر یک از آن‌ها، «شرایط عینی امت و بافت روان‌شناختی و تاریخی‌ آن‌» می‌دانند‌، چرا‌که امت عرصه تطبیق و پیاده‌سازی این مکاتب است؛ ازاین‌رو، توفیق مقطعی اقتصاد سوسیالیستی یا سرمایه‌داری‌ در‌ جوامع شرقی و غربی را صرفاً بر‌اساس محتوای نظری این دو مکتب تحلیل‌ نمی‌کنند‌، بلکه‌ بافت روان‌شناختی و تاریخی آن جوامع را نیز در این توفیق دخیل می‌دانند؛ چیزی که شاید‌ برای‌ جوامع‌ اسلامی نه‌تنها عامل توفیق نباشد، بلکه زمینه‌ساز شکست این دو مکتب اقتصادی‌ نیز‌ هست(الصدر، 1424ق. الف: ص20). بر همین اساس، ایشان در تحلیل‌های اقتصادی خود پیش از طرح‌ اقتصاد‌ اسلامی، به مطالعه دقیق و موشکافانه و محققانه واقعیت جاری ‌در اقتصاد سرمایه‌داری و اقتصاد‌ سوسیالیستی‌ می‌پردازند. به این منظور، ایشان صرفاً به‌ گزارش‌ واقعیت‌های‌ موجود اکتفا نکرده و تلاش می‌کنند با تحلیل‌های‌ روان‌شناختی‌ و جریان‌شناختی، ویژگی‌های امت اسلامی‌(به‌عنوان عرصه تطبیق مکاتب اقتصادی) و مؤلفه‌های مکاتب اقتصادی موجود‌ و نسبت‌ میان این دو را بررسی‌ کنند‌(الصدر، 1424‌ق. الف‌: ص31‌-22).

5-2. رویکرد موضوعی‌(حرکت از موضوع‌ به‌سمت‌ نظریه)

یکی از ممیزات روش‌شناختی منظومه فکری شهید صدر در مواجهه با‌ مسائل‌ حوزه علوم اجتماعی، رویکرد موضوعی ایشان‌ در پژوهش است. معنای‌ موردنظر‌ ایشان از رویکرد موضوعی که‌ به‌طور‌ خاص در مباحث تفسیری آن را مطرح می‌کنند ولی می‌توان در مباحث دیگر‌ ایشان‌ نیز این رویکرد را مشاهده‌ کرد‌، چیزی‌ فراتر از معنایی‌ است‌ که بدواً از این‌ ترکیب‌ معنایی به ذهن می‌رسد. در ویژگی اول، یکی از مؤلفه‌های تفسیر موضوعی که مرتبط‌ با‌ «فهم محققانه واقعیت» در گام اول‌ بود‌ را شرح‌ دادیم‌. آنچه‌ در ویژگی دوم درصدد‌ تبیین آن هستیم، نگاه موضوع‌محور برای رسیدن به یک نظریه در‌خصوص موضوع مورد مطالعه است‌. برای‌ این منظور، شهید صدر حرکتی دوبعدی‌ را‌ از‌ لوازم‌ رویکرد‌ موضوعی برمی‌شمارند: حرکتی‌ افقی‌ و عمودی.

الف)‌ حرکت افقی در رویکرد موضوعی: همچنان‌‌که پیش‌ازاین اشاره کردیم، پژوهشگر در گام اول باید‌ موضوع‌ مورد‌ مطالعه خود را مشخص کند و سپس به‌ فهم‌ ساحت‌ واقع‌ در‌ موضوع‌ بپردازد. اما چه‌بسیار مواردی که پژوهشگر، خود را در تحدید موضوع پژوهشی خویش، در قالب‌ها و چهارچوب‌های موروثی یک علم اسیر کرده و به تجدد و تطور در حدود موضوعات‌ چه به‌لحاظ مفهومی و چه به‌لحاظ مصداقی اعتنایی نمی‌کند. این نقص، بیش از هر علمی در علم فقه قابل مشاهده است، چراکه این علم(بر‌خلاف تفسیر قرآن) اساساً موضوع‌محور است، ولی‌ به‌شدت‌ نیازمند حرکت افقی در موضوعاتی است که یا به‌لحاظ مفهومی متحول شده‌اند یا در مصداق براثر گذر زمان و تغییر شرایط دچار توسعه و تضییق شده‌اند. شهید صدر با اشاره به‌ این‌ واقعیت و موضوع‌محور بودن علم فقه، تأکید می‌کنند که باید ظرفیت رویکرد موضوعی در دانش فقه، تمام و کمال مورد استفاده قرار گیرد و حرکت افقی‌ و موضوع‌محوری‌ که علمای گذشته آغاز کرده‌ و بر‌اساس‌ آن ابحاث فقهی خود را پیش برده‌اند، متناسب با موضوعات روز ادامه پیدا کند(الصدر، 1421ق.: ص38-37).

ب‌) حرکت عمودی در رویکرد موضوعی‌: پژوهشگری‌ که ضمن یک حرکت‌ افقی‌ درصدد پاسخ‌گویی به مسائل مندرج ذیل یک موضوع خاص است، باید در یک حرکت عمودی در‌صدد کشف نظریه‌های اساسی مرتبط با آن موضوع خاص باشد. توضیح مطلب آنکه از نگاه‌ شهید‌ صدر، مجموعه تشریعات در هر یک از ابواب زندگی انسان، در ارتباط وثیق با نظریات اساسی و دیدگاه‌های بنیادین در آن باب است. همچنان‌که تشریعات شریعت مقدس اسلام در حوزه اقتصاد‌، با‌ نظریه اسلام‌ درباره مذهب اقتصادی مرتبط است یا شناخت احکام اسلام در‌باره ازدواج و روابط زناشویی، متوقف بر شناخت نظریه‌های‌ اساسی اسلام در ارتباط با زن و مرد و نقش هر یک در‌ زندگی‌ است‌. در این دیدگاه، کشف نظریه‌های اساسی موجود در هر موضوع، یک تفنن علمی یا یک امر زاید ‌‌نیست‌، بلکه ضرورتی است از ضروریات کار پژوهشی(الصدر، 1421ق.: ص38).

شهید صدر در‌ تبیین‌ ضرورت‌ حرکت عمودی در پژوهش به این حقیقت اشاره می‌کنند که جو عمومی و چهارچوب اجتماعی، معنوی‌ و فکری موجود در عصر تشریع بر فهم افرادی که در آن جو می‌زیسته‌اند‌ تأثیر داشته، و به‌دلیل همین‌ جو‌ عام و چهارچوب فکری، مردمان آن دوره بسیاری از نظریه‌های اسلام در موضوعات مختلف را ولو به‌صورت اجمالی فهم می‌کرده‌اند. درست مانند اهل یک زبان که قواعد و نظریه‌های ادبی حاکم بر یک‌ زبان را به‌دلیل زیست در جو عام آن لغت، به‌نحو اجمالی می‌شناسند و در استعمالات خود به‌کار می‌بندند. حال، برای ما که قرن‌ها از آن جو عام و چهارچوب فکری و معنوی فاصله گرفته‌ایم‌، راهی‌ جز شناخت و کشف نظریه‌های اساسی اسلام در هر موضوع برای قرابت هر‌چه بیشتر با فضای حاکم بر دوره تشریع وجود ندارد. به‌ویژه آنکه در دنیای امروز، هرکدام از مکاتب بشری‌ در‌ موضوعات مختلف نظریه‌های متنوعی را ارائه کرده‌اند و انسان مسلمان پس از مواجهه با انبوه این نظریه‌ها، از موضع و دیدگاه اسلام در‌باره موضوعات مختلف می‌پرسد تا بتواند در پرتو آن‌ نظریه‌ها‌ مسائل مندرج ذیل یک موضوع را پاسخ دهد(الصدر، 1421ق.: ص42-39).

بنابراین، بر‌خلاف تصور رایج که کشف نظریه متأخر از کشف مسائل یک موضوع خاص دانسته می‌شود، در‌ اندیشه‌ شهید‌ صدر پیش از پرداختن به‌ پاسخ‌ تک‌تک‌ مسائل ذیل یک موضوع، باید نظریه حاکم بر آن موضوع در نگاه اسلام کشف شود.

5-3. توجه به جایگاه مفاهیم در فرایند‌ کشف‌ نظریه‌

سومین ممیزه روش‌شناختی منظومه فکری شهید صدر، توجه‌ به‌ جایگاه مفاهیم در فرایند کشف نظریه است. منظور از مفاهیم، هر دیدگاه یا تصور اسلامی است که یک پدیده‌ تکوینی‌، اجتماعی‌ یا تشریعی را توضیح می‌دهد(الصدر، 1424ق. الف: ص439). بر‌ این اساس، نباید در فرایند کشف نظریه صرفاً به احکام مرتبط با یک موضوع اکتفا کرد؛ بلکه باید‌ در‌ کنار‌ احکام، مفاهیم اسلامی را نیز مدّنظر قرار داد.

نقشی که مفاهیم‌ اسلامی‌ در فرایند کشف نظریه ایفا می‌کنند، می‌تواند به دوشکل باشد:

الف)‌ نقش پرتوافکنی بر نصوص تشریعی‌: در‌ بسیاری‌ از مواقع، مفاهیم اسلامی بستری را فراهم می‌کنند که ذیل آن می‌توان‌ نصوص‌ تشریعی‌‌(اعم از قرآن و سنت) را به‌خوبی فهمید و احکام متناسب با موضوعات مختلف را در‌ پرتو‌ آن‌ مفهوم استنباط کرد. شهید صدر این نقش مفاهیم را با ذکر دو مثال از‌ مفهوم‌ اسلامی «ملکیت» و «تداول (دلالی) به‌خوبی تشریح می‌کنند(الصدر، 1424ق. الف: ص 440‌)‌.

ب)‌‌ نقش‌ ایجاد قاعده و بنیانی برای پر‌کردن منطقة الفراغ: یکی از فواید توجه به مفاهیم اسلامی‌، نقشی‌ است که این مفاهیم می‌توانند در وضع قاعده برای پر‌کردن منطقة الفراغ با‌ خط‌مشی‌های‌ مناسب‌ ایفا کنند. برای نمونه نگاه اسلام به مفهوم دلالی و ارتباط آن با فرایند تولید می‌تواند‌ به‌عنوان‌ قاعده‌ای در‌نظر گرفته شود که روابط دلال با تولید‌کننده و مصرف‌کننده بر‌اساس آن‌ تنظیم‌ می‌شود‌(الصدر، 1424ق. الف: ص443-442)[4]

5-4. اجتهاد در‌ کشف‌ نظریه‌ و پاسخ‌گویی به مسائل در پرتو نظریه‌ها‌

چهارمین‌ ممیزه منظومه فکری شهید صدر، التزام به اجتهاد معقول و مقبول در فرایند‌ کشف‌ نظریه و پاسخ‌گویی به مسائل است. واقعیت‌ آن است که نصوص‌ اسلامی‌ غالباً مضمون تشریعی و مفهومی خود‌ را‌ چه در حوزه احکام و چه در حوزه مفاهیم به‌صورت صریح و مشخص که هی‌چ تردیدی‌ از هیچ جهت در آن‌ راه‌ نداشته‌ باشد، به‌دست نمی‌دهند‌؛ بلکه‌ در بسیاری از مواقع‌ مضمون‌ نصوص روشن نیست، یا اینکه مضامین نصوص مختلف در تناسب با یکدیگر به‌نظر نمی‌رسند‌؛ ازاین‌رو‌، فهم نص و کشف مضمون مشخص از‌ مجموعه‌ نصوص، نیازمند‌ فرایند‌ اجتهادی‌ پیچیده‌ای است که اصول‌ و قواعد و روش‌های خاص خود را دارد(الصدر، 1424ق. الف: ص446).

آفت این فرایند اجتهادی، وارد‌شدن‌ عناصر‌ ذاتی[5]. در آن است. چیزی که شهید صدر آن را «خطر الذاتیهًْ» می‌نامند. عناصر ذاتی در‌واقع‌ مجموعه عواملی هستند که اجتهاد را از چهارچوب و لوازم علمی آن خارج می‌کند. چهار دسته از مهم‌ترین و آسیب‌زاترین عناصر ذاتی عبارت‌اند از:

1. توجیه واقعیت: فرایندی که پژوهشگر در خلال آن‌ دانسته‌ یا ندانسته درپی فهم خاصی از نصوص است به‌گونه‌ای که این نصوص توجیه‌کننده واقعیت فاسد باشد.

2. پیوند‌زدن نص به یک چهارچوب خاص: فرایندی که پژوهشگر در یک چهارچوب فکری‌ غیراسلامی‌ تلاش می‌کند نص خاصی را بفهمد. این چهارچوب می‌تواند برگرفته از واقعیت زندگی باشد یا نباشد. در این‌گونه از عناصر شخصی، پژوهشگر چنانچه‌ نص‌ را منسجم با چهارچوب فکری‌ خود‌ نبیند آن را رها کرده و به‌سراغ نصوص مؤید آن چهارچوب خواهد رفت.

3. جدا‌کردن دلیل شرعی از شرایط و مقتضیات صدور آن: این عنصر از عناصر‌ ذاتی‌، در ارتباط با کشف‌ سیره‌ عقلا و عرف عام در عصر تشریع است که چنانچه سکوت شارع در قبال آن ثابت شود، می‌تواند به‌عنوان یک دلیل شرعی استفاده شود. تعمیم سیره جاری در عصر حاضر به‌ سیره‌ موجود در عصر تشریع و تصور نادرست از موضوع سکوت معصوم، دو آفت عمده‌ای هستند که مخل فهم درست از این دلیل شرعی می‌شوند که اصطلاحاً «تقریر» نام دارد.

4. اتخاذ یک‌ پیش‌فرض‌ معین در‌ قبال نص: یکی از آفاتی که فهم درست از نصوص را مخدوش می‌کند، داشتن پیش‌فرض و رویکردی شخصی‌ در مواجهه با نص است. این آفت نه‌تنها موجب پنهان‌ماندن برخی‌ از‌ ابعاد‌ شریعت برای پژوهشگر خواهد شد، بلکه وی را در فهم نص تشریعی و استنباط احکام گمراه خواهد کرد‌(‌‌الصدر‌، 1424ق. الف: ص458-448)‌.

6. دلالت‌های روش‌شناختی منظومه فکری و عملی شهید صدر برای پاسخ‌گویی‌ به‌ مسائل‌ حوزه مدیریت

پس از تبیین ممیزات روش‌شناختی منظومه فکری و عملی شهید صدر که برگرفته از‌ آثار و تألیفات استاد شهید در حوزه‌های مختلف علمی بود، توصیه‌هایی برای بهره‌گیری از‌ این ممیزات برای پاسخ‌گویی‌ به‌ مسائل حوزه مدیریت ارائه خواهیم کرد. این توصیه‌ها در چهارچوب چهار الزام پژوهشی توضیح داده خواهد شد:

6-1. الزام اول: واقع‌پژوهی

همچنان‌که پیش‌ازاین بیان شد، عرصه اقدام و واقعیت جاری، هم مأخذ و منشأ‌ صورت‌بندی مسئله است و هم عرصه و بستر تجویز اجتماعی؛ ازاین‌رو، مبتنی‌بر روش شهید صدر، گام اول پژوهش، فهم واقعیت است، اما نه یک فهم بسیط و ارتکازی که هر انسان از محیط اطراف‌ خویش‌ دارد، بلکه یک فهم مرکب، محققانه و دقیق.

فهم محققانه واقعیت مبتنی‌بر روش شهید صدر، از تحدید موضوع آغاز می‌شود. از‌جمله آسیب‌های جدی بسیاری از پژوهش‌های اسلامی در حوزه مدیریت، مشخص‌نبودن‌ موضوع‌ مطالعه و اکتفا به مفهوم کلی و مبهم «مدیریت اسلامی» است؛ ازاین‌رو، پژوهشگر بدون آنکه بداند مسئله‌اش چیست و چه حدودی دارد، ذیل همین مفهوم کلی و مبهم، با جست‌وجوی کلید‌واژه‌ها در نصوص‌ دینی‌ تلاش می‌کند که پدیده مجهولی به نام «مدیریت اسلامی» را کشف کند. حال آنکه مدیریت اسلامی، چیزی جز راهکارهای دینی برای حل مسائل جامعه اسلامی و معضلات ظهور‌یافته در عالم‌ واقع‌ نیست‌ و چنانچه مسئله‌ای نباشد، پاسخی هم‌ نخواهد‌ بود‌ و معرفتی هم شکل نخواهد گرفت؛ بنابراین، در نقطه شروع، پژوهشگر باید مشخص کند که موضوع مورد مطالعه او چیست.

پس از‌ تحدید‌ موضوع‌، پژوهشگر باید به فهم عرصه بروز مسئله بپردازد‌ و هر‌ آنچه را که تفسیرکننده نحوه بروز مسئله و ابعاد آن است، مطالعه کند. مواردی همچون ریشه‌های روان‌شناختی، جامعه‌شناختی، تاریخی، اقتصادی‌ و فرهنگی‌ مسئله‌ لاجرم باید در مطالعات گنجانده شود، چراکه بسیاری از مسائل‌ حوزه مدیریت به‌تبع میان‌رشته‌ای‌بودن این حوزه، ریشه در سایر حوزه‌های معرفتی دارند و نمی‌توان صرفاً با تبیین‌های مدیریتی آن‌ها‌ را‌ فهمید‌.

با روشن‌شدن زوایا و خفایای مسئله، پژوهشگر به مطالعه راهکارهای مکاتب فکری‌ مختلف‌ برای حل مسئله موردنظر می‌پردازد. طبیعتاً هر یک از این راهکارها، توفیق‌ها و شکست‌هایی را درپی داشته‌اند‌ که‌ باید‌ منصفانه در پژوهش منعکس باشند؛ به‌گونه‌ای که پژوهشگر نه از‌سویی، فریفته توفیق‌ها‌ شود‌ و نه‌ از‌دیگر‌سو، شکست‌ها را بزرگنمایی کند.

سپس، پژوهشگر پا را از گزارش شکست‌ها و توفیق‌ها فراتر‌ گذاشته‌ و به‌ مطالعه علل هر یک می‌پردازد؛ به‌نحوی‌که مشخص شود هر‌کدام از راه‌حل‌ها چه میزان از‌ شکست‌ یا توفیق خود را مدیون محتوای نظری مکتب فکری خویش و چقدر مدیون مساعد‌بودن‌ بافت‌ تاریخی‌ و روان‌شناختی جامعه هستند.

6-2. الزام دوم: به‌سوی کشف نظریه

پس از فراغت پژوهشگر از واقع‌پژوهی‌، گام‌ دوم، کشف نظریه یا نظریه‌های اسلامی در موضوع مورد مطالعه است. اهمیت این‌ موضوع‌ در‌ دانش مدیریت از‌آن‌رو است که غالباً پژوهشگر مدیریت‌خوانده، ناخواسته بر‌اساس نظریه‌ها و تصورات اساسی که حاکم‌ بر‌ دانش موجود مدیریت است به دنبال حل مسائل خواهد بود و بدون آنکه‌ بخواهد‌ یا‌ حتی بداند، بر‌اساس چهارچوب فکری که تاکنون در خلال مطالعات مدیریتی آموخته به دنبال حل‌ مسائل‌ می‌رود‌؛ ازاین‌رو، پیش از هر چیز، باید تصورات اساسی و نظریه‌های حاکم بر موضوع‌ مطالعه‌ بر‌اساس رویکرد اسلامی اصلاح شوند.

برای تحقق این مهم، مطالعه نظام‌مند و هماهنگ «احکام شرعی» و «مفاهیم» موجود‌ ذیل‌ آن موضوع خاص، لازم و اجتناب‌ناپذیر است و پژوهشگر هر‌چند در این مرحله به‌طور‌ خاص‌ به راه‌حل اسلامی مسئله خویش نمی‌پردازد، مقدماتی‌ را‌ فراهم‌ می‌کند که وی را هرچه بیشتر به‌ جو‌ صدور احکام و تشریعات و وضع مفاهیم اسلامی نزدیک می‌کند که درنهایت، در فهم وی‌ از‌ نصوص و تشریعات تأثیر چشمگیری خواهد‌ گذاشت‌.

6-3. الزام سوم‌: استنباط‌ اجتهادی‌ در سایه نظریه

با کشف نظریه‌ یا‌ نظریه‌های اسلامی حاکم بر موضوع مورد مطالعه، پژوهشگر در یک فرایند اجتهادی‌ پیچیده‌ و دقیق، ذیل فهم عامی که با‌ استفاده از نظریه اسلامی‌ از‌ موضوع به‌دست آورده است، به‌ استنباط‌ راه‌حل برای پاسخ به مسئله پژوهشی خویش می‌پردازد.

آنچه که لغزشگاه اجتهاد در‌ پژوهش‌های‌ مدیریتی است، عیناً همان عواملی‌ است‌ که‌ شهید صدر با‌ عنوان‌ عناصر ذاتی تبیین کرده‌ و ذکر‌ آن گذشت.

6-4. الزام چهارم: التزام عملی به نظریه

پژوهشگر پس از فراغت از ابعاد‌ نظری‌ کار پژوهشی خود، باید در عمل‌ ملتزم‌ به مبانی‌، فرایند‌ و نتایج‌ به‌دست آمده در خلال‌ پژوهش باشد. این یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه یک الزام علمی و روش‌شناختی است. پژوهشگر زمانی‌ می‌تواند‌ برای مسائل پیش‌روی خود به دنبال‌ راه‌حل‌ دینی‌ باشد‌ و با‌ نصوص شریعت، به‌ تعبیر‌ شهید صدر، به گفت‌وگو بنشیند و از قرآن و سنت برای مسئله خود پاسخ بخواهد که در رتبه‌ سابق‌، پاسخ‌های‌ قرآن و سنت برای سلوک فردی و اجتماعی را‌ که‌ در‌ احکام‌ شرعی‌ و تعبدیات‌ متجلی است، عملاً پذیرفته باشد. در غیر این‌صورت فردی که ظواهر شریعت و تقوای شرعی را در سلوک فردی و اجتماعی خود رعایت نمی‌کند، غیر‌ممکن است فهم درستی از‌ نظریه‌ها و راهکارهای اسلامی برای مسائل حوزه علوم اجتماعی داشته باشد، چراکه شالوده تمامی نظریه‌ها و راهکارهای اسلامی بر ایمان استوار است و ایمان جز در سایه تقوا وجود و رشد نخواهد یافت. بر‌ همین‌ اساس، تقبیح علم بدون عمل در نصوص و روایات، یک تقبیح اخلاقی صِرف نیست؛ بلکه بیان حقیقتی است حاکی از اینکه اگر چنان علمی به مرحله عمل نرسد اساساً علم‌ نیست‌ و اعتباری ندارد. آیات و روایاتی که بر این حقیقت دلالت دارند، فراوان است و ما به ذکر یک روایت اکتفا می‌کنیم. از امام صادق(ع) روایت‌ شده‌ که فرمودند:

«العِلمُ مَقرونٌ اِلی‌ العَمَلِ‌ فمَن عَلِمَ عَمِلَ و مَن عَمِلَ عَلِمَ و العِلمُ یهتِفُ بالعَملِ فَاِنْ اَجابَهُ ‌و إلّا ارتحَلَ عَنهُ»(الکلینی، 1407ق.: ص44)

«علم، پیوسته و مقرون با عمل است، پس‌ آن‌کس‌ که علم یافت، بدان‌ عمل‌ می‌کند و آن‌کس که [به آنچه دانسته] عمل کند، علم می‌یابد و علم، عمل را فرامی‌خواند، چنانچه عمل، علم را اجابت کرد [یعنی عمل مطابق علم شد، علم همچنان باقی خواهد ماند]‌ وإلا‌ رخت برخواهد بست [و از بین خواهد رفت].

اهمیت التزام عملی به پژوهش، وقتی از شخص پژوهشگر فراتر می‌رود، چند برابر می‌شود؛ چراکه پژوهش در حوزه علوم اجتماعی، برای یک‌ غایت‌ و غرض واقعی‌ و تأمین‌ نیازی حقیقی در عالم خارج انجام می‌شود و چنانچه پژوهش به ساحت اقدام نرسد، هر قدر هم‌ که به‌لحاظ محتوای نظری غنی باشد، نمی‌توان درباره توفیق یا عدم‌ توفیق‌ آن‌ قضاوت کرد؛ چراکه بنابر دیدگاه شهید صدر، توفیق یک مکتب، علاوه‌بر غنای نظری آن، تابع مطابقت آن ‌‌با‌ شرایط عینی و بافت تاریخی و روان‌شناختی جامعه نیز هست؛ همچنان‌که پیش‌ازاین نیز بدان اشاره‌ کردیم‌.

کتاب‌نامه

– الحیدری، کمال. 1431ق. الحلقه الثالثه. تقریرات حیدر الیعقوبی. ج2. قم. دار‌ فراقد.

– الصدر، محمدباقر. 1408ق. مباحث الأصول. تقریرات السید کاظم الحائری. ج1. قم. مطبعه مرکز‌ النشر. مکتب الإعلام الإسلامی‌.

‌- 1417ق. بحوث فی علم الأصول. تقریرات محمود الهاشمی. ج4. قم. مؤسسه دایرهالمعارف فقه اسلامی.

– 1421ق. المدرسه القرآنیه. قم‌. مرکز الأبحاث و الدراسات التخصّصیه للشهید الصدر.

– 1423ق. دروس فی علم الأصول. الحلقه‌ الثالثه. شرح و تعلیق علی أکبر الحائری. قم. مجمع الفکر الإسلامی.

– 1424ق. (الف). اقتصادنا. قم. مرکز الأبحاث و الدراسات التخصّصیه للشهید الصدر(موسوعه الشهید الصدر. ج3).

– 1424ق. (ب). الاسس المنطقی هل لاستقراء. قم‌. مرکز‌ الأبحاث و الدراسات التخصّصیه للشهید الصدر(موسوعه الشهید الصدر. ج2).

– 1424ق. (ج). الإسلام یقود الحیاه. المدرسه الإسلامیه. رسالتنا. قم. مرکز الأبحاث و الدراسات التخصّصیه للشهید الصدر‌(موسوعه الشهید الصدر. ج5).

– 1424ق. (د). الفتاوی الواضحه‌ وفقا‌ لمذهب اهل البیت. قم. مرکز الأبحاث و الدراسات التخصّصیه للشهید الصدر(موسوعه الشهید الصدر. ج16).

– 1424ق. (ه). فلسفتنا: دراسه موضوعیه فی معترک الصراع الفکری القائم بین مختلف التیارات الفلسفیه‌ و خاصه‌ الفلسفه الاسلامیه و المادیه الدیالکتیکه(المارکسیه‌). قم‌. مرکز الأبحاث و الدراسات التخصّصیه للشهید الصدر(موسوعه الشهید الصدر. ج1).

– الکلینی، محمد بن یعقوب. 1407ق. الکافی. ج1. تهران. دارالکتب الاسلامیه.

[1]methodology

[2]فَأَقِمْ وَجْهَک‌ لِلدِّینِ‌ حَنِیفاً‌ فِطْرَة اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیهَا لاَ تَبْدِیلَ لِخـَلْقِ اللَّهِ ذلِک الدِّینُ‌ الْقَیم‌.. . »(الروم: 30). “/>

[3]آیـت‌الله سیدکمال حیدری‌ نمونه‌های‌ متعدد انتظام‌ التـزامی شـهید صدر بـه‌لحاظ نـظری را در عـلم اصول به‌صورت مفصل بـا عنوان تجذیر المسائل‌(ریشه‌یابی مسائل‌) به‌عنوان یکی از ویژگی‌های عام اندیشه شهید صدر، گردآوری کرده‌اند(الحـیدری‌، 1431‌ق.: ص50‌-30)‌. در نـام‌گذاری این ویژگی اندیشه شهید صدر، «انـتظام التـزامی» را گـویاتر از «ریـشه‌یابی مـسائل» دانستیم، چر‌اکه ‌‌انـتظام‌ التـزامی، بیانگر نظم حاکم بر مجموعه معارف و التزام به لوازم قبول دیدگاه‌های مختلف‌ در‌ هر‌ بابی از ابواب معرفت اسـت و یـکی از‌طـرقی که شهید صدر برای ترتیب و برقراری ایـن نـظم‌ پیـموده‌اند، ریـشه‌یابی مـسائل بـوده است.

[4]تشریح و توضیح منطقة الفراغ و مفهوم‌ و جایگاه‌ آن‌ در اندیشه شهید صدر بحثی مستقل است که در این مختصر نمی‌گنجد‌. در‌ این مورد به ذکر همین نـکته بـسنده می‌کنیم که منظور از منطقة الفراغ حوزه‌ای است که‌ خالی‌ از الزامات وجوبیه و تحریمیه است و ولی‌امر می‌تواند فراخور مصالح عامه به تشریع‌ و قانون‌گذاری‌ در این حـوزه بـپردازد. یک دسته از‌ ضوابطی‌ که‌ در پر‌کـردن مـنطقة الفراغ از‌سوی حاکم اسلامی‌ باید‌ رعایت شود، همین قواعدی است که بر‌اساس مفاهیم اسلامی قابل استنباط است و سنخ‌ خط‌مشی‌های‌ یک حوزه را تعیین می‌کند‌

[5] مـراد‌ از‌ ذاتی‌ در‌ اینجا، ذاتی در‌مقابل‌ موضوعی‌ است که به کرات و در مواضع مختلف در اندیشه شهید صدر به‌کار گرفته شـده ‌اسـت. منظور‌ از‌ ذاتی‌، هر عاملی است که متأثر از نفس‌ و ذات‌ پژوهشگر‌ در‌ فرایند‌ پژوهشی‌ داخـل شـده و مـانع از التزام به اصول و قواعد روش علمی می‌شود

این پایگاه با هدف گردآوری جامع آثار صدرپژوهان، همه آثار ارزشمند این عرصه را منتشر می‌کند و این انتشار به‌معنای تأیید محتوا از سوی پژوهشگاه تخصصی شهید صدر نیست‌.