چکیده: مقاله پیش رو با هدف پاسخ به این پرسشها که بنتالهدی (آمنه صدر) که بود و چگونه نقش سیاسی خود را در مبارزه با رژیم بعث عراق ایفا کرد، تحریر یافته است. وی ماهیت سیاسی اسلام را درک کرده و نسبت به حوادث سیاسی موضعگیری میکرد؛ بهطوریکه در مبارزات برادرش، شهید صدر با رژیم بعث، نقشهای حمایتی فعالی چون: مشاور، نگاهبان و شریک رنج بازداشتها را داشت و سرانجام در کنار برادر توسط صدام حسین بعثی به شهادت رسید. بنتالهدی تنها دختر آیتالله سید حیدر صدر و بانوی فرهیخته بتول آلیاسین بود. شجرهنامه او با ۳۱ واسطه به امام موسیبنجعفر(ع) میرسد. در خانوادهای اهل علم و تقوا تربیت یافت و تحصیلات عالیه دینی را از ادبیات عرب، تفسیر، فقه، تاریخ اسلام و… نزد برادرانش اسماعیل و محمدباقر فراگرفت و تحصیلات آکادمیک را به صورت غیرحضوری گذراند و با مداومت بر مطالعه کتب متنوع بر دانش خود افزود. سادهزیستی، حجاب و عفت، عبادت بسیار، مطالعه و نگارش و اخلاق فاضله فردی و اجتماعی، سبک زندگی او را شکل داده بود و الگوی زن فاضله، پرهیزگار و تأثیرگذاری بود که در جامعه معاصر عراق ظهور یافت. این پژوهش با روش اسنادی-میدانی و با استفاده از کتب مرجعِ حاوی زندگینامه و فعالیتهای این شهید و مصاحبه با شاگردان و همراهانش تدوین شده است.
نویسنده: مائده رضایی
منبع: پژوهشهای نوین در گستره تاریخ، فرهنگ و تمدن شیعه، پاییز و زمستان 1397، شماره3، ص 37تا72.
مقدمه
در رسالت اسلام، زن به عنوان یک انسان مخاطب تکلیف است. ماهیت اجتماعی، فرهنگی و سیاسی اسلام اقتضا میکند که زن علاوه بر تکالیف فردی چون ایمان و عبادت، تهذیب نفس و فراگیری دانش نسبت به جامعه احساس مسئولیت کند و به ایفای نقش بپردازد. تاریخ زن در اسلام مشحون از زنانی است که توانستند الگوی برتر انسان وارسته، فاضل و متعهد گردند. بنتالهدی نمونه بارزی از این زنان است که با ایمانی استوار، نفسی پاک، اخلاقی نیک، خردیاندیشمند در جامعه عراقی که از سلطه رژیم مستبد و اسلام ستیز بعث رنج میبرد به یاری برادر، مرجع تقلید و رهبر سیاسیاش آیت الله محمد باقر صدر شتافت و به پیروی از او به تأیید و حمایت از نظام جمهوری اسلامی ایران و مخالفت با رژیم ستمگر بعث پرداخت و با شهادت در تاریخ جاودانه شد.
قدرشناسی از این زنان و نیاز جامعه به الگوگیری از آنان، اقتضا میکند که یاد و خاطرهشان به طرق گوناگونی حفظ شود. مقاله حاضر با این هدف نگاشته شده و به این منظور از کتابهای مرجعی که سرگذشت و فعالیتهای آن شهید را دربردارند و نیز از آثار علمی و ادبیاش بهره برده و با شاگردان و همراهانش مصاحبه حضوری و تلفنی نموده است. از میان کتابها میتوان به موارد ذیل اشاره کرد: «الشهیده بنت الهدی؛ سیرتها و مسیرتها» و «سنوات المحنه و ایام الحصار» نعمانی، «الشهید محمد باقر الصدر السیره و المسیره» عاملی، «بطله النجف» ام فرقان و… و از افراد مصاحبه شونده میتوان از: نعمانی، ام فرقان، ام معن، ام کوثر و… نام برد. بر این اساس روش پژوهش کتابخانهای- میدانی و توصیفی است.
تولد بنت الهدی
بنت الهدی صدر یکی از نامهای مستعار بانوی شهید، آمنه صدر است که در کتب و مقالات خود از آن استفاده کرده. سایر نامهای مستعار او «ام الولاء، أ.ح» است (شهیدی، 1383، ج3، ص425). وی تنها دختر آیت الله سید حیدر صدر و بانوی فرهیخته بتول آل یاسین بود که شجرهنامه او با 31 واسطه به امام موسی بن جعفر(ع) میرسید[1]. همه نیاکانش از بزرگان علم، دیانت و سرآمد روزگار بودند. وی در 19 محرم سال 1356 هجری قمری مطابق با 12 فروردین 1316 در شهر کاظمین عراق به دنیا آمد. پنج ماه و هشت روزه بود که در 27 جمادی الثانی 1356 قمری پدرش سید حیدر صدر را از دست داد و تحت سرپرستی داییها و برادر بزرگش سید اسماعیل قرار گرفت (عاملی، 1428ق، ج1، ص103). با نان حلالی بزرگ شد که شاگرد پدرش شیخ عبد الحسین بلداوی برای این ایتام فراهم میکرد (همان، ص106).
بدون شک آموزش و پرورش بانو صدر بر مبانی اسلامی بود. چرا که از پدری فقیه و معلم اخلاق و مادری وارسته، پاکدامن و محجوب، زاده شد و تحت سرپرستی علمای وارستهای چون آل یاسین و سید اسماعیل صدر قرار گرفت و با مبانی اعتقادی و جهانبینی و فرهنگ اسلامی و آیات قرآن و سیره معصومین(ع) آشنا شد (نعمانی،1420ق، ص26).
مربیان فرهیخته
مربیان بنت الهدی اعضای خانواده و داییهای او بودند که همگی در دانش و اخلاق و دیانت، سرآمد روزگار بهشمار میآمدند. آشنایی با این شخصیتها در شناخت بیشتر آن بانوی شهید کارساز است.
مادر فاضله: والده بنت الهدی، ام اسماعیل بتول دختر شیخ عبد الحسین آل یاسین از فقها و مجتهدان بزرگ کاظمین بود که اجتهادش به تأیید سید اسماعیل صدر، نیای بنت الهدی، رسیده بود. علویه بتول با شاگرد پدرش سید حیدر صدر ازدواج کرد و سه فرزند به نامهای اسماعیل، محمد باقر و آمنه (بنتالهدی) را به دنیا آورد (عاملی، 1428ق، ص82).
این مادر فرهیخته در زمانی که اکثر زنان از نعمت سواد خواندن و نوشتن بیبهره بودند، از علوم اسلامی و انسانی چون: قرآن، فقه، اخلاق، تاریخ اسلام و تشیع در سطح خوبی برخوردار بود و آنها را به فرزندانش منتقل میکرد (امفرقان، بیتا، ص21) و در عمل از نفسی پاک و اخلاقی فاضل برخوردار بود، چنان که او را همنشین دانش و پرهیزگاری، توصیف کردهاند (نعمانی، 1417ق، ص39).
بدون شک ام اسماعیل در پرتو دانش، پرهیزگاری و عبادت توانست فرزندانی تربیت کند که رهبران دینی جامعه شیعی و رهبران انسانیت در سراسر گیتی گردند.
داییها: بانو بنت الهدی سه دایی عالم و فقیه به نامهای: آیت الله شیخ محمدرضا آل یاسین، شیخ راضی آل یاسین و شیخ مرتضی آل یاسین (عاملی، 1428ق، ج1، ص83) داشت که همیشه به منزل خواهرشان ام اسماعیل تردد داشته و جویای حال ایتام او بودند؛ از این میان شیخ محمدرضا نقش بیشتری در تربیت آن کودکان ایفا کرد. وی یکی از اساتید دروس خارج فقه و اصول شهید محمد باقر صدر بود (نعمانی، 1417ق، ص46).
برادران: آن بانوی بزرگ، دو برادر به نامهای اسماعیل و محمد باقر داشت که از بزرگان حوزههای علمیه کاظمین و نجف بودند. اسماعیل و محمدباقر و آمنه همگی در کاظمین به دنیا آمدند و دروس مقدمات خود را در همان شهر فرا گرفتند و در سال 1365 قمری به منظور ادامه تحصیل در حوزه علمیه نجف به این شهر هجرت کردند و رحل اقامت نهادند و از بزرگان این حوزه چون علمای عظام: هر سه دایی خود، محسن حکیم، ابوالقاسم خوئی بهره بردند و اجازه اجتهاد را از عبدالهادی شیرازی گرفت. وی آثار بسیاری در دانشهای اسلامی به خصوص: فقه، اصول، تفسیر و رجال از خود به جای گذاشت (عاملی، 1428ق، ص79) و در سال 1388 قمری رحلت کرد و در کنار صحن امیر مؤمنان(ع) دفن شد (همان، ص80).
سید محمد باقر نیز علاوه بر تلمّذ در محضر آن اساتید، توفیق نوشیدن از جام علم و معرفت امام خمینی(ره) را نیز یافت و اجازه اجتهاد را در نوجوانی (21-22سالگی) از زعیم حوزه علمیه نجف مرحوم آیت الله خوئی دریافت کرد (همان، ص183). وی در دانشهای حکمت و فلسفه، فقه مضاف به خصوص اقتصاد اسلامی، تفسیر، تاریخ و… ید طولایی داشت و آثار بسیاری به یادگار گذاشت (نعمانی، 1417ق، ص88).
این دو برادر که به آموزش تنها خواهر خود توجه داشتند با ورود به حوزه علمیه نجف، انگیزه و اهتمام بیشتری نسبت به این امر بروز دادند و به طور جدی و با اختصاص وقت به تدریس و آموزش به او پرداختند؛ به ویژه که دیدند خواهر استعداد، شایستگی و علاقه زیادی به مباحث فقهی، اجتماعی و سیاسی دارد و ذوق شعری او شکوفا گشته است (ام فرقان، 1404ق، ص26). پس از رحلت برادر بزرگ اسماعیل در سال 1388 قمری امر تربیت و تعلیم بنت الهدی بر دوش تنها برادرش سید محمد باقر نهاده شد. وی درسهایی همچون: فقه، اخلاق، تفسیر، ولایت فقیه، اصول اعتقادی را به او آموخت. روزی نیز اقدام به تدریس کتاب «فلسفتنا» کرد که بنت الهدی آن را دشوار و پیچیده دید (همان، ص19-14).
اخلاق فاضله
همه کسانی که بنت الهدی صدر را از نزدیک دیده بودند و تعاملات کوتاه یا بلندمدتی با او داشتند و در نوشتهها یا مصاحبههای خود از او یاد کردند، وی را به برترین فضائل اخلاقی توصیف نمودهاند. ام جنان نجفی[2] از همسایگان بانو، صفت بارز ایشان را فروتنی میداند و تجسم اخلاق ائمه معصومین(ع) میداند (ام جنان نجفی، مصاحبه حضوری، 4/7/1397). ام فرقان[3]. که از شاگردان صاحب راز او بود، در کتاب «بطله النجف: قهرمان نجف» که در تجلیل و غمنامه استاد شهید خود نوشته در همه بخشها از او به احترام و صفاتی چون: ایثارگری، فروتنی، شکیبایی، درستکاری، پردلی، استواری، بیریایی، اخلاص، خوشرویی و… یاد نموده و اخلاق اجتماعی او را نظیر اخلاق ائمه پاک(ع) و پیروان درستکارشان معرفی کرده است (همان، ص14).
ام عباس تبریزیان[4] خوشرویی و فروتنیاش را صفت بارز و عامل محبوبیت اجتماعی او میداند (ام عباس، مصاحبه، 1/5/1397). ام احمد علاق[5]، ام عمار یادآور[6]، ام معن حیدری[7]، ام کوثر حیدری[8] و… نیز او را آراسته به کمالات اخلاقی توصیف کردند (ام احمد، ام عمار، مصاحبه، 6/1397). محمدرضا نعمانی شاگرد شهید صدر و همدم روزهای رنجشان که به دلیل سکونت در منزلشان شاهد عینی همه صحنههای زندگیشان بود، در توصیف اخلاق ایشان مینویسد: «از ویژگیهای بارز شهید بنت الهدی، مشخصه اخلاقی او بود» (نعمانی،1420ق، ص50) از دیدگاه او اخلاق شهید بر پایههای علمی استوار گشته بود؛ لذا با تغییر شرایط زمانی، مکانی، فضاها و… به انحراف نمیگرایید (همان). او بانو را جامع خصلتهای والای انسانی میداند و به صفاتی چون: فروتنی، گشادهرویی، متانت، تکلم با وقار، خیرخواهی، حرص بر هدایت مردم، تقوا و پارسایی، ساده زیستی، دوری از عیبجویی، غیبت، استهزاء، کینهتوزی، حسادت، تکبر و…، تسلیم در برابر مقدرات الهی، خویشتنداری، عزت نفس، طهارت روح، بلندی همت، پاکی سرشت، فداکاری، پیشتازی در نیکیها، خوشرویی و…میستاید (همان، ص 58 و 74؛ انیسی، 1391، ص32). شدت ورع و پرهیزگاریاش بهاندازهای بود که زنان متدین در نماز به او اقتدا میکردند (ر.ک: همان، ص74). مورد اعتماد فقیهان بزرگ زمان چون برادرش شهید صدر و زعیم حوزه علمیه نجف مرحوم آیت الله خوئی در تأسیس و تأمین مالی مدارس الزهراء بود.
سبک زندگی بنت الهدی
بانو صدر مقید بود که خود را با فرهنگ اسلامی منطبق سازد (نعمانی،1420ق، ص23). به این دلیل ساده زیستی، اشتغال به عبادت، دانشاندوزی و مردمداری همه سالهای حیاتش را از کودکی تا میانسالی و شهادت فرا گرفته بود. سبک زندگی او را در کیفیت ارتباطهای سه گانهاش با خدا و دیگران باید دید.
1. زندگی عبادی
عبادت، بخشی از ماهیت مذهبی هر مسلمان است که در زندگی این بانو نمود بارزی داشت. میراثش از نیاکان عبادت و کمال انقطاع الی الله بود (انیسی، 1391، ص38). بسیار نماز، دعا و قرآن میخواند. سعی میکرد عبادتی خالصانه و به دور از خودنمایی بهجا آورد. اتاق کوچکی را به این کار اختصاص داده بود. گاهی نیز در حرم امیر مؤمنان علی(ع) سرگرم زیارت و عبادت میشد. چندین سال هم مشرف به حج خانه خدا شد. در مسجد الحرام نیز گوشهای را برمیگزید و رو به دیوار به نماز و دعا و تلاوت قرآن تا ساعتها ادامه میداد (نعمانی،1420ق، ص52). بسیار روزه مستحبی میگرفت و علی رغم بیماری همیشگی التهاب لوزهها در زمستان و تابستان در گرمی هوا و بدون دستگاههای سرمایشی روزه میگرفت (انیسی،1391، ص38). به گفته شاهدان عینی، عبادت او با فهم عمیق و آگاهانه همراه بود. به گونهای که بازتاب آن بر اخلاق و رفتارش پدیدار میشد. نمونه آن را میتوان در استقامت و صلابت سیاسی او در مبارزه با رژیم مستبد بعث عراق دید. آن صحنههای سخت و هراسناک که دلاورترین مردها جز برادرش را از صحنه مبارزه خارج کرد، مانع از استقامت او تا شهادت نشد (ر.ک: نعمانی،1420ق، ص53). به گفته شاهدان عینی او تمام زندگی خود را برای خدا وقف کرده بود (همان). بنت الهدی در اثر شدت اخلاص و کثرت عبادت در محبت خدا غرق شده بود. این امر بر پاکی و عظمت روحش افزوده بود تا حدی که هر سختی را تحمل میکرد و هر ناگواری را گوارا میپنداشت تا به رضایت خدا دست یابد. این روحیه از مناجاتهای عارفانه او با معشوق پیداست. آن شهید، همواره دعاها، ذکرها و مناجاتها به خصوص مناجاتهای امام سجاد(ع) را پس از نماز شب میخواند و روز هم مقید به دعاهای روزهای هفته و مناسبتها بود.
این بانوی قهرمان، روح حماسی را این چنین از پروردگار درخواست میکرد:
«پس زندگیام راای پروردگارم گل واژه رضایت کن و کردههایم راای خدایم جهاد قرار ده و روحم راای آقای من، خواب آرزو و امید قرار ده که صدای زنگ بخشودگیات را برآرد و مشتاق سفر به تو و شیفته و واله تو شود. آمین» (ام فرقان، 1404ق، ص86-84). وی ذکر و عبادت را در سختترین صحنههای سیاسی ترک نمیکرد (عاملی، 1428ق، ص109). عبادت به او نیرویی زینبوارداده بود به این دلیل توانست زینب زمان خود شود.
2. زندگی فردی
شهید بنت الهدی زندگی بسیار سادهای داشت. اما علی رغم سادگی، بانویی آراسته و دارای سیمایی زیبا بود که به ظاهر خود توجه میکرد (نعمانی،1420ق، ص33). همیشه لباس ساده میپوشید که متشکل از بلوز، دامن بلند (تا قدم پا) و شال عربی به صورت مقنعه بود اما در برابر مردان نامحرم عبا و پوشیه (روبند) و جوراب مشکی نیز میپوشید و با ظاهری سراسر پوشیده و پوششی مشکی ظاهر میشد (ام عباس، مصاحبه، 5/1397). البته گاهی شرایط اقتضا میکرد که در برابر برخی از نامحرمانی که ساکن در منزلشان بودند و از تقوایشان اطمینان داشت، مانند نعمانی، وجه و کفین را در حد شرعی باز بگذارد (نعمانی، مصاحبه، 8/1397). او از تجمل و تنوع در لباس دوری میکرد اما در شرایطی لازم میشد تا با هدف جذب زنان طبقه متمول ساعاتی را در حضورشان از لباس فاخر استفاده کند ولی بلافاصله پس از دیدار به هیأت ساده خود باز میگشت (نعمانی،1420ق، ص53). او دو دست لباس سبز رنگ داشت که غالباً در جمع زنان و جلسات به تن میکرد (عاملی، 1428ق، ص107).
این سادگی را در تربیت دختران برادرش نیز اعمال میکرد و به آن دختران نوجوان و کودک میگفت: «انسان هم در پیشگاه خداوند و هم نزد مردم به سبب ایمان و اعمال صالح و اخلاق خود احترام دارد، نه به سبب لباس و طلا و جواهر خود» (همان، ص41).
3. زندگی خانوادگی
بانو بنت الهدی علی رغم فعالیت اجتماعی- فرهنگی گسترده، از خانواده غافل نبود و به این دلیل که همراه مادر، در منزل برادرش شهید محمد باقر صدر زندگی میکرد با کمک ام جعفر همسر شهید صدر، به تربیت کودکان، اداره منزل، پذیرایی از میهمانان پر تردد میپرداخت. رسیدگی به مادر و خدمت به او را خود به عهده گرفته بود. افزون بر آن وظایف گوناگونی را که برادرش به او واگذار کرده بود روزانه انجام میداد مانند: تدریس به زنان، نظارت بر مدارس دینی الزهراء، جلسات خانگی زنانه (نعمانی،1420ق، ص39) و پاسداری از برادر (همان، ص93). تعاملاتش با همه اعضای خانواده با اخلاق نیکو بود. به همسر برادرش در کارهای منزل و بچهداری کمک میکرد. هیچ گاه از کمبودهای زندگی شکایت نمیکرد. در قناعت، صرفه جویی، استفاده بهینه از امکانات موجود و نگاهداری از آنها کوشا بود (ر.ک: انیسی، 1391، صفحات متعدد).
فعالیتهای سیاسی بنتالهدی
بانو بنت الهدی زنی کوشا، بانشاط، فعال و دارای حس مسئولیت قوی مذهبی بود. در سه زمینه اجتماعی، فرهنگی و سیاسی درخشید. او خود را محدود به محله یا شهر خود نکرد، بلکه شخصیتی بیدار، آگاه و با فکر باز بود. با دقت پیگیر حوادث و مسائل پیرامون و رویدادهای فکری، اجتماعی و سیاسی بود و همواره بر آنها تأثیر میگذاشت (همان، ص107). در ادامه بخشی از فعالیتهای سیاسی او را نقل میکنیم:
نقش سیاسی شهید بنت الهدی پیوند وثیقی با مبارزات برادرش شهید محمد باقر صدر دارد. او یار و همسنگر برادر در مبارزه با رژیم بعث عراق به ویژه با شخص صدام حسین بود. سرآغاز مبارزات شهید صدر را نمیتوان دقیقاً تعیین کرد؛ زیرا او با نگرشی عمیق به قرآن، سنت، تاریخ اسلام، فقه شیعی و… به ماهیت سیاسی اسلام پی برده بود؛ لذا از همان جوانی به نگارش کتب و مقالاتی درباره جامعیت اسلام، جایگاه جهاد، نقش ائمه(ع) در پاسداری از اسلام و… پرداخت. بنت الهدی نیز که برادر را رهبر، مرجع تقلید و مقتدای خود میدانست (ام فرقان، 1404ق، ص28) به تبع از او و نیز با ژرف نگری در منابع اصیل اسلام پی به ماهیت سیاسی این دین جامع برده بود. لذا اشعار بسیاری در دفاع از اسلام و جانبازی در راه آن سرود.
اما اگر فعالیت سیاسی را در رویارویی با نظام حاکم بعثی تعریف کنیم باید آغاز روی کار آمدن این حزب عفلقی صلیبی را در سال 1968میلادی بدانیم. چرا که اهدافش سرکوبی اسلام و ترویج ناسیونالیسم عربی بود. لذا به اقدامات ضد مذهبی چون: اتهام جاسوسی به سید مهدی حکیم، اعدام عبد الصاحب دخیل، اخراج طلاب غیر عراقی، تخریب مساجد و حسینیهها، قتل علمای بنام دیگر، حذف اذان و نماز جمعه از رادیو و… پرداخت (نعمانی، 1417ق، ص189-191).
شهید صدر معتقد بود که مرجع تقلید باید در صف اول مباره با طاغوت و فساد باشد (بقش، 1427ق، ص165). لذا حزب دعوت اسلامی را در ربیع الاول سال 1377قمری (1975م) تأسیس کرد و طلاب بسیاری از شاگردانش، به عضویت این حزب درآمدند؛ اما به پیروی از فرمان مرجعیت آن زمان، آیت الله سید محسن حکیم مبنی بر خروج طلاب و علمای دین از حزب و حفظ سیادت حوزه بر جامعه و احزاب دینی، شهید صدر نیز از طلاب خواست تا از حزب نامبرده خارج شوند به جز افراد معدودی که برای مدیریت حزب لازم بودند (عاملی، 1428، ج2، ص424). در سال 1958میلادی جماعة العلما را تأسیس کرد تا اسلام را به عنوان قدرت علمی و سیاسی معرفی کند (نعمانی، 1417ق، ص155).
اما نخستین رویارویی شهید صدر با حزب بعث، فراخوان مردم و طلاب و علمای حوزه با هدف حمایت از سید مهدی حکیم و ردّ اتهامات جاسوسی بود که حزب بعث بر او وارد کرده بود. این نخستین جرم شهید صدر از نظر حکومت بعث بود. پس از تجمع بزرگ اعتراضآمیز در صحن امیر المؤمنین(، حزب بعث، هر گونه تردد در منزل آیت الله حکیم را ممنوع کرد؛ اما شهید صدر نخستین کسی بود که شجاعانه به منزل ایشان رفت و محاصره را شکست (بقش، 1427ق، ص194).
پس از افزایش فشارهای حزب جائر بعث بر مردم و به خصوص حوزه علمیه، شهید صدر به منظور استمداد از علمای سایر کشورهای اسلامی به لبنان سفر کرد و با کمک سید موسی صدر، از جور رژیم بعثی نزد بزرگان سیاسی و علمی شکایت و آنها را رسوا کرد (همان، ص195).
پس از رحلت آیت الله محسن حکیم در سال1390قمری شهید صدر یکی از مراجع تقلید به شمار آمد و فعالیت سیاسیاش گسترش یافت. از این زمان بنت الهدی که تاکنون همکاری علمی با برادر دانشمندش داشت یکی از مقلدان او شد و اوامر او را چون حکم خدا تلقی میکرد و یاری او را به منزله یاری نایب امام زمان(عج) بر خود واجب میدانست؛ لذا در همه مسائل و مشاغلی که طلاب نمیتوانستند با شهید صدر همکاری کنند، بنت الهدی به کمک او میشتافت. این همکاری روز به روز بیشتر میشد تا حدی که در تقسیم کار میان او و همسر شهید، رسیدگی به امور برادر به عهدهاش قرار گرفت. ام جعفر همسر شهید میگوید: «شهید بنت الهدی رسیدگی به شهید صدر را به عهده گرفت. مکمل نقش سیاسی و فرهنگی او بود و پیامش را به زنان مؤمن میرساند» (همان، ص129).
او همکاری با ولی فقیه و مقتدای خود را تا مرحله فداکاری رساند و در مقابله با رژیم بعث و تمرد از تهدیدات آن، شهامت و شجاعتی چون برادر داشت.
از جمله فعالیتهای شهید صدر، نوشتن مقالاتی درباره ابعاد سیاسی اسلام در مجله الاضواء تحت عنوان «رسالتنا: رسالت ما» (الأضواء، 1960م، ش1، ص1) بود که مورد هجوم روحانیان درباری یا متحجر قرار گرفت (نعمانی، 1417ق، ص156). البته بیداری اسلامی حوزه علمیه نجف در برابر حکومت بعث پیش از اقدامات انقلابی شهید صدر محقق شده بود؛ زیرا سبوعیت این حزب و ناسیونالیست بودن آن بر آنان آشکار شده بود؛ لذا ضرورت دیدند که ماهیت سیاسی اسلام را به گوش مردم برسانند.
از اقدامات دیگر شهید صدر، تألیف کتاب «فلسفتنا» در رد مبانی فکری مارکسیسم بود که از بیان و ادله نیرومند و استواری برخوردار است. اقدام دیگر او، تحول در نظام آموزشی حوزه با تأسیس مدرسه علوم اسلامی (دوره) با کمک آیت الله سید محسن حکیم بود. شهید صدر در این دو اقدام نیز با سنگاندازی برخی روحانیان بی بصیرت رو به رو شد.
پس از رحلت مرجعیت بزرگ، مرحوم آیت الله سید محسن حکیم(ره) حکومت بعث عراق که لوازم و زمینههای سرکوب مرجعیت بلکه حوزه علمیه و جنبش اسلامی را فراهم کرده بود، فرصت را برای تحقق اهداف شوم خود بسیار مناسب دید. شهید صدر نیز که از آغاز سلطه حزب بعث (1368م) از اهدافشان آگاه بود، از به قدرت رسیدن آنان بسیار نگران بود؛ لذا گزینش مرجعی واحد و قوی را ضروری میدید که تنها مصداق خارجی آن را در آیت الله سید ابوالقاسم خویی(ره) دید. لذا هم ایشان را مرجع تقلید خود انتخاب نمود و هم دیگران را به تقلید از ایشان تشویق کرد. انتظار شهید صدر از مرجع تقلید، تقدم مصالح اسلام و امت اسلامی بر مصالح شخصی بود. بدون شک حزب دیکتاتور بعث، مبانی و عملکرد ضد اسلامی و سعی در اضلال امت اسلامی بلکه نسلکشی و آوارگی شیعه و کاستن از درصد جمعیت بالای آن نسبت به کل جمعیت عراق داشت؛ لذا به فتوای هر مجتهد و مرجع تقلید شیعی، عضویت در این حزب حرام بود. شهید صدر با دوراندیشی و بصیرت، افشای این فتوا را ضروری میدید؛ زیرا در صورت تقیه، عضویت در این حزب جائر، برای نسلهای آینده امری طبیعی بلکه افتخار به شمار میرفت. در این مصداق یاری حاکم جور، گمراه ساختن جامعه اسلامی است. لذا شهید، تقیه در این فتوا را به مصلحت اسلام و مسلمین نمیدید و با شجاعت پیامدهای ناگوار افشای آن را به جان خرید و بدین وسیله متصدی مقام مرجعیت شد. البته افتای علنی، عامل اصلی شهادت او گشت.
با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(، مصداق عینی این مرجعیت را در شخص ایشان دید؛ لذا همواره در جلسات خصوصی طلاب مقلّد خود میفرمود: «معیار، ارتباط با من مرجع تقلید باید مصلحت اسلام باشد، پس اگر مرجعِ دیگری بتواند به اسلام خدمت کند و اهداف آن را عملی سازد باید پیرو او باشید و از او دفاع کنید و در او ذوب شوید. پس اگر برای مثال، مرجعیت امام خمینی، آن اهداف را عملی ساخت پس جایز نیست که ارتباطشان با من مانع از ذوب شدن در مرجعیت او گردد» (نعمانی، 1417ق، ص163).
خود او نیز بارها آمادگیاش را برای یاری امام خمینی(ره) در نظام اسلامی ایران اعلام میکرد و میفرمود:
«اگر آقای خمینی به من فرمان دهد تا در یکی از روستاهای ایران به اسلام خدمت کنم، در این باره هیچ تردیدی به خود راه نخواهم داد. زیرا آقای خمینی آن چه را در پی تحققش بودم، عملی ساخت» (همان، ص164).
از جمله فعالیتهای سیاسی شهید صدر پس از منصب مرجعیت، صدور اعلامیههایی ضد حکومت بعث و دعوت مردم به قیام بود. به این دلیل و دلایل قبل، بارها همیشه تحت نظارت مستقیم و غیرمستقیم نیروهای امنیتی رژیم بعث قرار گرفت.
مشارکتهای سیاسی بنت الهدی
1. حمایت از دیدگاههای سیاسی شهید صدر
چنان که بیان شد بنت الهدی با تلمّذ در محضر دو برادر خود اسماعیل و محمد باقر به سطح بالای علمی رسید و همواره به مباحثه و گفتگوی علمی با برادر شهیدش میپرداخت. مانند برادران خود نسبت به حوادث سیاسی موضعگیری میکرد از جمله آنها حادثه اعدام شیخ عارف بصری و چهار تن از یارانش[9] بود که به فرمان رئیس جمهور احمد حسن بکر و نخست وزیرش صدام حسین واقع شد. پس از صدور حکم اعدام، بسیاری از مراجع تقلید نامههایی مبنی بر لغو این حکم به احمد حسن بکر ارسال کردند. در این زمان بنت الهدی دست به دعا برداشت و از خدا خواست تا جانش را به جای این پنج تن بگیرد: «یا ربّ… أرجو أن تعوض ارواح هؤلاء الخمسه بروحی» (عاملی، 1428ق، ج3، ص75).
بنت الهدی با رسیدن شهید صدر به مقام مرجعیت، او را مرجع تقلید خود انتخاب نمود؛ لذا در همه فتاوی از جمله ضرورت حمایت از امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی ایران و فتوای تحریم عضویت در حزب بعث و همکاری با این حزب گمراه از او تقلید کرد. به گفته شاگردانش وی همواره در جلسات زنان بر گفته برادر در ذوب شدن در امام خمینی(ره) و ضرورت الگوگیری از ملت ایران در انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت اسلامی در عراق تأکید میکرد (ام عباس، مصاحبه 5/1397؛ ام فرقان، مصاحبه 6/1397) او به دلیل دولتی شدن مدارس از سوی حزب بعث، از ادامه اشراف بر مدارس الزهراء استعفا داد. وی بر خلاف اصرار وزارت آموزش و پرورش نظام بعثی مبنی بر تصدی مدیریت مدارس از قبول این مسئولیت امتناع کرد و در یک خط پاسخ داد: «هدف من، تبلیغ معارف اسلامی در مدارس بود که با دولتی شدن مدارس این هدف قابل تحقق نیست» (الحسون، 1421ق، ص79).
2. مشاوره شهید صدر
شخصیت کامل شهید بنتالهدی در ابعاد عقلی، علمی، اخلاقی سبب شده بود که همواره برادر شهیدش او را مشاور خود در تصمیمات مهم قرار دهد (نعمانی، مصاحبه تلفنی ، 26/8/97) و در زمان مرجعیت و تردد بسیار بانوان مقلد، او بهترین رابط میان آیت الله محمد باقر صدر و زنان بود (بقش، 1427ق، ص129). علاوه بر آن، اموری پیش میآمد که لازم بود میان شهید صدر و بنت الهدی هماهنگی میشد، مانند قرار ملاقاتهای تلفنی نیروهای امنیت و اطلاعات نظام بعثی با شهید صدر که غالباً به واسطه بنت الهدی به او منتقل میشد (ر.ک: نعمانی، 1417ق، ص315).
به دلیل این که دفتر ارتباطات اجتماعی شهید صدر بیرونی منزلش بود، بنت الهدی در فاصله کوتاهی توسط برادر، در جریان امور و محتوای گفتگوها قرار میگرفت و نظر خود را ابراز میکرد که از سوی شهید پذیرفته یا رد میشد. اگر چه دأب مراجع تقلید همواره بر دخالت ندادن زنان خانواده در فعالیتهای اجتماعی- سیاسی بوده است اما شهید صدر به دلیل نداشتن فرزند ذکور و بالغ و رشید و محاصره منزل و اختناق حاکم بر نجف و در نتیجه عدم امکان همکاری طلاب با او، ناگزیر از یاری جستن از خواهر فاضله و فداکار خود بود. البته شاگرد امین و باوفایش شیخ محمدرضا نعمانی که تا آخرین لحظه بازداشتِ منتهی به اعدام آن شهید در کنارش بود، در دفتر کار (بیرونی) با او همکاری میکرد. در روزهای آخر شرایط سخت محاصره و تردد نیروهای امنیتی، اقتضا میکرد اموری میان آن شهید، بنت الهدی و نعمانی هماهنگی شوند که آن بانوی مظلوم در کمال حجاب، عفت و متانت همکاری میکرد (نعمانی، مصاحبه تلفنی، 26/7/97). برای نمونه میتوان به دیدگاه نعمانی و بنت الهدی در خصوص پذیرش آخرین پیشنهاد نماینده خاص صدام و امتناع شهید صدر از آن اشاره کرد؛ زیرا شهید صدر شکی در خوی نیرنگباز رژیم بعث به خصوص صدام نداشت فقط آمادگی خود را برای شهادت اعلام کرد (نعمانی، 1417ق، ص320).
3. شریک رنجهای سیاسی شهید صدر
شهید صدر چهار مرتبه توسط رژیم بعث بازداشت و در مجموع نُه ماه به همراه خانواده یعنی همسر و پنج فرزند نوجوان و کودک و مادر پیر و فرتوت و خواهرش بنت الهدی، در منزل زندانی و محاصره شدند و از همه حقوق، حتی حقوق اساسی مانند غذا، آب و کرامت انسانی محروم بودند. متأسفانه جوّ خفقان بر همه اقشار نجف حاکم بود؛ لذا کسی جرأت سر زدن به این بی پناهان و دلجویی و کمک به آنان را نداشت و اگر دو یا سه تن با شهامتی پیدا میشدند سرانجام راهی زندان و گرفتار انواع کیفرها، شکنجه، اخراج و اعدام میشدند؛ اما این وضع دلخراش بر استواری این خانواده خللی وارد نساخت و همچنان بر اعتقاد خود به ضرورت برپایی نظام اسلامی در عراق پایدار ماندند.
شهید بنت الهدی نه تنها شریک این رنجها بود، بلکه تسلی دهنده مادر، فرزندان و همسر برادر نیز بود. در آغاز محاصره روزی یکی از شاگردان به دیدار او میرود و میبیند، دید مادر شهید ناآرام است. بانو صدر که باید به میهمانان رسیدگی میکرد، برگهای جلوی مادر نهاد که بر آن آیه «فاصبِر إنَّ اللهَ معنا» نوشته بود (ام احمد علاق، مصاحبه، 6/1397).
بنت الهدی شریک رنجهای برادر در بازداشتها و محاصرهها بود. اگر چه فقط در بازداشت چهارم همچون او دستگیر شکنجه و به همراه او اعدام شد، اما رنج بازداشتهای اول تا سوم برادر، روح لطیف او را آزرده ساخت.
3. 1. رنج بازداشت اول برادر
در سال 1392 قمری رژیم بعثی، رویارویی سختی با حزب الدعوة الاسلامیة داشت، که به بازداشت صدها عضو آن انجامید. از جمله آنها شهید سید محمد باقر حکیم بود. شهید صدر با شنیدن دستگیری او رنجور شد و به منظور بهبودی، دارویی را بیش از حد مجاز مصرف کرد. این امر باعث مسمومیت او شد. بنت الهدی که از او مراقبت میکرد یکی از طلاب را از مسمومیت برادر مطلع کرد؛ لذا به دستور پزشک در بیمارستان نجف بستری شد. نیروهای امنیتی رژیم بعث که در پی او بودند یک ساعت و نیم بعد او را در بستر بیماری در بیمارستان نجف دستگیر کردند. فردای آن روز به بیمارستان کوفه منتقل شد و از هر گونه ملاقات ممنوع گردید؛ اما شهید بنت الهدی و ام جعفر همسر شهید به دیدار او رفتند و از در پشتی بیمارستان وارد شدند. شهید صدر با دیدن بنت الهدی ضمن ابراز عواطف و احساسات گفت: «او برادر یا خواهری جز من ندارد و من هم برادر یا خواهری جز او ندارم» (ر.ک: عاملی، 1428ق، ج2، ص476-470) به هر حال، در پی اعتراضات حوزوی و مردمی، رژیم ناچار شد او را به بیمارستان نجف بازگرداند و پس از سه روز آزاد کند. در این مدت بنت الهدی از برادر مراقبت میکرد (همان، ص478).
3. 2. رنج بازداشت دوم برادر
پنج سال پس از بازداشت اول، شهید صدر برای مرتبه دوم دستگیر شد. علت بازداشت این بود که در آن سال رژیم بعث، پیادهروی اربعین را در کنار سایر مظاهر دینی ممنوع اعلام کرد. اما مردم از این منع تمرد کرده و این آرمان دینی را برپا کردند و در طول مسیر شعارهای ضد رژیم سر میدادند. نیروهای امنیتی عدهای را دستگیر کردند. اما مردم همچنان به پیادهروی ادامه دادند؛ لذا رژیم ناچار شد برای خاموش کردن شعارهای ضد رژیم از علما و مراجع تقلید استمداد کند. شهید صدر نیز به پیروی از زعیم حوزه علمیه نجف، نمایندگان خود را نزد زائران پیاده فرستاد تا به جای شعار ضد رژیم، شعار حسینی سر دهند. پس از آن رژیم نیرنگ باز و ضد اخلاق بعث بر خلاف تعهداتی که به شهید صدر مبنی بر آزادسازی علما و طلاب زندانی داده بود، اقدام به بازداشت نمایندگان و نیز خود شهید صدر کرد. با این اتهام که شهید صدر مردم را به تمرد واداشته و مسئول همه ماجراها بوده است (بقش، 1427ق، ص206) و به این ترتیب بازداشت دوم شهید صدر در 18صفر 1397 قمری مطابق با 1977میلادی به وقوع پیوست و در طی آن مورد تهدید شدید وزیر داخلی عزت الدوری و شکنجه سخت و تهدید به اعدام از سوی مدیر امنیت بغداد واقع شد. آن شهید بعدها گفت: «من همچنان شکنجههایی که به من داده شد، کتمان میکردم تا کسانی که صبر و مقاومت ندارند، خود را نبازند و نترسند» وی همان روز آزاد شد و تحت تعقیب قرار گرفت (عاملی، 1428ق، ج3، ص329).
روزهای دستگیری دوم شهید صدر، روزهای بحرانی در تاریخ نجف بود. ترس و وحشت همه جا را فرا گرفته بود. نیروهای نظامی هر کسی را که به دستشان میافتاد بازداشت میکردند؛ اما بنت الهدی قهرمانی بود که بدون ترس و هراس با متانت و شجاعت عجیبی تا آزادی برادر ایستادگی کرد (نعمانی،1420ق، ص117).
3. 3. رنج بازداشت سوم برادر
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، شهید صدر نامه تبریک به امام خمینی(ره) فرستاد و بر فعالیتهای سیاسی و مبارزاتی خود افزود و مجدداً حزب الدعوة را تأیید و اجازه الحاق طلاب حوزه علمیه نجف و سایرین را به این حزب صادر کرد. او جلسات سری بسیاری با طلاب معتمد در منزل خود برگزار میکرد (عاملی، 1428ق، ج4، ص54). رژیم بعث نیز بر فشارهای سرکوبگرانه و قلع و قمع اسلام گرایان افزود و منزل شهید صدر را مجهز به دستگاههای استراق سمع کرد. از برخی از روحانی نمایان نیز برای جاسوسی در منزل شهید صدر و اعضا و پیروان حزب الدعوة بهره برد تا سرانجام شهید صدر برای مرتبه سوم در ساعت شش صبح روز سه شنبه 17رجب1399 قمری در حالی که مردم همچنان در خواب به سر میبردند، تحت تدابیر شدید امنیتی که از شب قبل آغاز شده بود و در میان انبوهی از خودروهای نظامی، توسط مدیر اداره امنیت استان نجف (ابو سَعَد) به بهانه دعوت رهبر حزب بعث (صدام حسین) از او، دستگیر و راهی ادارهی کل امنیت بغداد شد (نعمانی، 1417ق، ص214-213). بهانه بازداشت او اتهام ارتباط با امام خمینی(ره) (دیدار پیش از تبعید از نجف و تبریک پیروزی انقلاب اسلامی) و فتوا به حرمت عضویت در حزب بعث بود (همان، ص229-228).
شهید صدر پیش از بازداشت با شجاعت و استعداد شهادت، خطاب به مدیر اداره امنیت نجف، سلب آزادی و کرامت ملت عراق را توسط رژیم دیکتاتور بعث، به شدت محکوم کرد (همان، ص215-214). پس از بازجویی قصد اعدامش را داشتند (همان، ص227-214) که فریادخواهی بانو بنت الهدی از مردم، باعث تظاهرات و اعتراضات مردمی در نجف و انتشار خبر به خبرگزاریهای جهانی به خصوص رادیو تهران و از آن جا به سایر شهرهای عراق و در نتیجه اعتراضات سراسری شد. به این دلیل در همان روز رژیم بعث از ادامه بازداشت شهید صدر منصرف شد (همان، ص223) و او را آزاد کرد (همان، ص225) و پس از آن به دستگیری وسیع مردم پرداخت و منزل آن شهید را توسط نیروهای امنیتی سراپا مسلح، محاصره کرد که همه اعضای خانواده (مادر هشتاد ساله، همسر، فرزندان خردسال و خواهرش بنت الهدی) به همراه آن عالم مبارز، مظلومانه رنج محاصره را تحمل کردند (ام جعفر، 1427ق، ص209-220).
بنتالهدی در این بازداشت سه موضع تاریخی داشت: سخنرانی، بسیج مردمی و گزارش به شخصیتهای خارج از عراق.
3. 3. 1. سخنرانی تاریخی
هنگام بازداشت سوم شهید صدر، بنتالهدی با هدف یاری برادر مظلومش حسین زمان، زینبوار به میان نیروهای سراپا مسلح امنیتی و خودروهای نظامیشان رفت و سخنرانی تاریخی را سر داد و کوشید وجدانهای خفته آن نگونبختان فریب خورده را بیدار سازد. بدون شک اگر شکمهایشان از لقمههای حرام پر نمیبود، به خود میآمدند و همگی سلاح بر زمین میگذاشتند. چرا بنت الهدی که آنان را به دادگاه درونشان، کشاند وگفت:
«بنگرید، برادرم تنها و بدون سلاح و بدون مدافع و بدون مسلسل است. اما شما صدها تن مسلحید. آیا از خود پرسیدهاید این تعداد نفرات بسیار این سلاحها برای چیست؟
من به شما پاسخ میدهم… به خدا به این دلیل که شما میترسید و به این دلیل که وحشت بر دلهایتان چیره گشته است. به خدا، شما میترسید؛ زیرا میدانید که برادرم تنها نیست. همه عراقیان با اویند. آن را به چشمانتان دیدهاید و گر نه، چرا یک نفر تنها را که نه سپاهی و نه سلاحی دارد با این همه نفرات دستگیر میکنید؟ شما میترسید و اگر چنین نمیبود پس چرا این وقت زودهنگام را برای بازداشت او انتخاب کردهاید. چرا وقتی برای بازداشت او آمدهاید که مردم خوابیدهاند؟ از چه کسی میترسید؟ از چه کسی دلهره دارید؟ از خودتان بپرسید».
بنت الهدی سپس رو به برادر کرد و گفت: «بروای برادر، که خدا نگاهبان و یاور توست. این راه نیاکان پاک توست» (نعمانی، 1417ق، ص217-216).
3. 3. 2. بسیج مردمی
پس از بازداشت سوم شهید صدر، بنت الهدی بلافاصله به حرم مطهر امیر مؤمنان(ع) که در چند قدمی منزلشان بود، رفت. اما به دلیل جمعیت کم مردم بازگشت. ساعاتی بعد دوباره به حرم رفت و با دخیل شدن به ضریح مطهر امام(ع) با صدای بلند فریاد زد: «فریادا، فریادا…ای پناهم،ای جدم،ای امیر مؤمنان(، پسرت صدر را بازداشت کردند،ای جدم، من به خدا و به تو از ستم و فشاری که بر ما روا داشتند، شکایت میکنم».
سپس رو به زائران و خادمان کرد و گفت: «ای بزرگواران با ایمان، آیا خاموش میمانید در حالی که پیشوایتان زندانی و شکنجه میشود. فردای قیامت اگر جدم امیر مؤمنان از شما [دلیل] خاموشی و ترک یاری [صدر] را بپرسد چه خواهید گفت؟ بیرون روید و تظاهرات کنید» (همان، ص220).
عدهای از نیروهای امنیتی مسلح همچنان بر در منزل شهید صدر ایستاده بودند تا بازتاب جرم خود را بنگرند. پس از پخش شدن خبر بازداشت شهید صدر در شهر، در ساعت ده صبح تظاهرات مردمی از حرم امیر مؤمنان(ع) آغاز شد. زنان نیز با رهبری ام فرقان نزدیکترین شاگرد بنت الهدی در صحن علوی تجمع کردند و شعارهایی مبنی بر درخواست آزادی شهید صدر سر دادند (ام فرقان، 1404ق، ص115-113 و مصاحبه 8/6/1397).
اما متأسفانه رژیم جائر بعث، این تظاهرات مسالمت آمیز را با مشت آهنین و قتل و جرح و بازداشت مردان و زنان پاسخ میداد (همان). ام فرقان که شاهد اوضاع بود صحنههای دلخراشی را برای ما نقل کرد (ام فرقان، مصاحبه، 6/1397).
3. 3. 3. گزارش خبر بازداشت به خارج از عراق
بنت الهدی به بسیج مردمی اکتفا نکرد بلکه یکی از خانمها را موظف کرد تا با بیت امام خمینی(ره) تماس تلفنی گرفته و خبر بازداشت شهید صدر را به آنها بگوید (همان). خود نیز طی ارتباط تلفنی با نمایندگان شهید صدر در چند کشور عربی، آنان را در جریان امور قرار داد (ام فرقان، 1404ق، ص114).
آزادی شهید صدر
فریادخواهی بنت الهدی پس از یک روز به ثمر نشست و رژیم بعثی را که تظاهرات سراسری مردم عراق را در اعتراض به بازداشت آیت الله محمد باقر صدر نوعی قیام علیه حاکمیت خود تلقی میکرد (نعمانی، 1417ق، ص294)، ناچار به عقب نشینی و آزادی او کرد. اما این آزادی مشروط به حصر خانگی شد. آن مرجع مظلوم و همه اعضای خانوادهاش از هر گونه تردد و ارتباط با مردم محروم شدند (همان) و آن چنان دردهای روحی متحمل شدند که بنت الهدی از آن روزها به ایام المحنه تعبیر میکرد (ام فرقان، 1404ق، ص122).
رنج ماههای محاصره
از 18 رجب 1399 قمری محاصره خانگی آیت الله محمد باقر صدر توسط نیروهای امنیتی سراپا مسلح بعثی آغاز شد و به مدت ده ماه کامل تا شهادت بنت الهدی پایان یافت (نعمانی، 1417ق، ص295). بر اساس خاطرات بنت الهدی در این مدت ساکنان منزل از حقوق اساسی چون غذا، درمان، احساس امنیت، کرامت، آموزش، آزادی، حتی هوای بام خانه محروم بودند. (ام فرقان، 1404ق، ص126-123؛ نعمانی، 1417ق، ص296) حتی کارگر منزل حاج عباس از خرید و حمل غذای روزانه آن خانواده مظلوم منع شد و جوانمردانی چون سید قاموسی که از راه بامهای همسایگان به آنها غذا میرساندند، بازداشت و شهید شدند (امفرقان، 1404ق، ص123). نیروهای بعثی بارها افراد خانواده را تهدید به ترور شهید صدر میکردند (نعمانی، 1417ق، ص234-230). حتی یک مرتبه کانال آب منطقه را در نزدیکی منزل شهید صدر باز کردند تا خانه بر سر ساکنان منهدم گردد؛ اما به لطف و رحمت خدا، علیرغم فرو نشستن زیرزمین منزل و معلق ماندن پایههای آن، ساختمان خانه استوار ماند (همان، ص233). همه اعضای خانواده این رنجها را برای یاری اسلام تحمل کردند و برای جنبش اسلامی مصممتر شدند (همان، ص297).
رنجها و تهدیدها جسم اعضای خانواده را به شدت نحیف کرد (ام فرقان، 1404ق، ص125) اما بر ایمان و انسانیتشان خللی وارد نساخت (همان، ص126). آن خانواده با رهبری شهید صدر با ایثاراندوخته آبشان در گرمای تابستان به نیروهای امنیتی فریب خورده، درس انسانیت را به آنان آموختند. به طوری که حکومت بعثی ناچار به جایگزین کردن مراقبان، با گروهی از استانهای دور که شناختی از شهید صدر نداشتند، شده بود (عاملی، 1428ق، ج4، ص229).
شهید بنت الهدی در این مدت به پاسداری از برادر و پیشوای خود میپرداخت. او یک بار مانع از ورود پزشک ارسالی رژیم بعث به منزل شد. زیرا بعید نبود که با هدف ترور آیت الله صدر آمده باشد (نعمانی، 1417ق، ص284).
حتی رژیم بعث زن جاسوسی را به منزل شهید صدر فرستاد، اگر چه آن زن ابتدا خود را به عنوان پناهجو معرفی کرد اما بنت الهدی به سرعت پی به اهداف جاسوسی او برد؛ لذا در عین ملاطفت، از او حذر میکرد (همان، ص284).
لغو کوتاه مدت محاصره
چنان که بیان شد آزادی شهید صدر پس از بازداشت سوم مشروط به حبس خانگی بود. اما رژیم به دلیل هراسی که از قیام مردمی داشت و نیز با هدف شناسایی هواداران آیت الله محمد باقر صدر پس از یک ماه و نیم (از 18رجب تا 30شعبان1399) محاصره را به مدت کوتاهی لغو کرد و مدیر اداره امنیت نجف خبر را به صورت تلفنی به اطلاع بنت الهدی رساند (نعمانی، 1417ق، ص300).
گروههای مردمی بسیاری از استانهای عراق به دیدار شهید صدر و خانوادهاش آمدند. شاگردان بنت الهدی که پنجاه روز از دیدار مادر معنویشان محروم شده بودند، فرصت آزادی را غنیمت شمرده و منزل شهید صدر را خالی نمیگذاشتند. آیت الله محمد باقر صدر از مردان و بنت الهدی از زنان استقبال میکرد. مهمترین اخباری را که نقل میکردند، شهادت و اسارت یاران شهید صدر بود که بنت الهدی آنان را به صبر و استقامت فرا میخواند و با گریههای خود با آنان همدردی میکرد و حال غایبان را جویا میشد (مصاحبه با شاگردان و همسایگان بنت الهدی؛ ام عباس تبریزیان، 5/97؛ ام فرقان، ام جنان، 6/97؛ ام احمد علاق، 7/97).
وقتی کاروانها به شهرهای خود باز میگشتند، تعقیب و دستگیری و در نهایت اعدام میشدند. شهید صدر به منظور حفاظت بر جان آنان و مبارزان با ایمان، دیدارها را متوقف کرد و به رهبری قیام، با تحمل محاصره صدور اعلامیههای ضد رژیم بعثی و استقامت، به مسیر جهادی خود ادامه داد (نعمانی، 1417ق، ص301 و 304).
بنت الهدی رابط مردمی شهید صدر
پس از متوقف شدن دیدارهای مردمی، رژیم بعث با شناسایی مبارزان به سرکوب آنان پرداخت و مجدداً شهید صدر را در خانه محبوس کرد. درباره اجازه تردد مردم به منزل شهید، اختلاف است اما از مجموع قرائن به دست میآید که منعی بر تردد مردمی مجدداً وضع نشد اما رفت و آمدها به شدت تحت کنترل بود؛ لذا مردم به ندرت جرأت رفتن به منزل شهید صدر را داشتند به جز افراد معدودی که با اعمال اصول استتاری چون پیرنمایی، اغفال نیروهای امنیتی و… توفیق دیدار مییافتند. نمونه آنها، ام فرقان شاگرد جوان بنت الهدی بود که هفتهای یک روز به دیدارشان میرفت و برخی از نیازمندیها چون غذا و اسباب بازی برای کودکان، دارو و… برای آنان میبرد (ام فرقان، مصاحبه، 6/97). بنت الهدی به دلیل خطری که بر ام فرقان احساس میکرد قرار گذاشت که در هفته یک روز در حرم امیر مؤمنان(ع) دیدار کنند. بعضی آشنایان به خاطر ترس از آسیب نیروهای امنیتی، او را باز میداشتند اما او میگفت: «من میخواهم همه بدانند که من در حرم امیر مؤمنان(ع) هستم تا هر کس علاقهمند به نهضت اسلامی سید (صدر) است بتواند خواهر یا همسرش را نزدم بفرستد و من واسطه باشم؛ چرا که ممکن است مسائل بسیار مهمی مطرح شود که به سود این جنبش باشد (نعمانی،1420ق، ص137).
تلاش برای نجات شهید صدر
در پی تشدید محاصره منزل، بسیاری از شاگردان شهید صدر، نقشههایی را برای نجات مرجع و استادشان و انتقال او به خارج از عراق طراحی کردند؛ اما وی هیچ توجهی به این نقشهها نمیکرد و بر تنها انتخابش یعنی شهادت، تأکید میکرد. بنت الهدی نیز که شرایط را سخت میدید، در برخی از جلسات شاگردان شهید صدر شرکت میکرد. وی تصورش بر این بود که برادرش اگر نجات یابد نگران خانوادهاش خواهد ماند. لذا روزی به او گفت:
«برادر، اگر نگرانی تو بر ما مانع از قبول این نقشه است نگران نباش. سوگند به خدا ما باکی نداریم. به ما فکر نکن، ما آمادهایم به خاطر تو بمیریم، این راه ماست».
شهید صدر به یاد مبارزانی افتاد که در این راه به شهادت رسیدند و پاسخی، چون پاسخ امام حسین(ع) به بنیهاشم پس از شهادت مسلم بن عقیل، به او داد و گفت: آیا پس سید قاشم شبّر و مؤمنانی چون او، به زندگی و امنیت بیندیشیم؟ امروز، روز فداکاری و جانبازی است، دیدگاهم روشن است. انتخابم شهادت است. این آخرین خدمتی است که میتوانم به اسلام بکنم» (نعمانی، 1417ق، ص304).
آمادگی برای همراهی با برادر در طرح رهبری نیابتی
آیت الله محمد باقر صدر دریافته بود که رژیم بعثی از خون او نخواهد گذشت. به این دلیل به طرح رهبری نیابتیاندیشید. در این طرح چهار تن از شاگردان برجسته خود را که خارج از عراق بودند، به عنوان جانشین خود برگزید و تصمیم گرفت در صورت موافقت آنان، علی رغم ممانعت نیروهای امنیتی به صحن امیر مؤمنان(ع) برود و در سخنرانی علنی رژیم بعث را محکوم و جانشینان خود را به مردم معرفی کند. وی یقین داشت که در این صورت جلادان بعثی او را ترور خواهند کرد. اما مبارزه ادامه خواهد یافت. اگر چه این طرح از سوی نامزدهای رهبری نیابتی رد شد اما آزمونی موفقیتآمیز برای جانفشانی بنت الهدی بود. وی از این طرح دریافته بود که برادرش از تصمیم بر شهادت منصرف نخواهد شد؛ لذا آماده شد در صورت رفتن برادر به حرم امیر مؤمنان(ع) همراهش برود. زیرا معتقد بود شهادتش در کنار برادر، بسیار تأثیرگذار خواهد بود. وی دلیل خود را برای حجت الاسلام محمد رضا نعمانی این گونه بیان کرد: «برای ابن سعد کشتن زینب(س) سخت نبود؛ اما وی را نکشت. چون میدانست خونش حقایق را برای مردم کاملاً روشن خواهد کرد و بیخبران به غفلت خود و بزرگی جنایت و گناه یزیدیان پیخواهند برد، وی که میدانست رژیم بعثی وحشیتر از آن است که به اصول اخلاقی جاهلیت اموی پایبند باشد و بدون تردید او را به جرم همراهی با برادر، خواهد کشت؛ در ادامه گفت: «من میخواهم با خونم به اسلام خدمت کنم» (نعمانی،1420ق، ص145).
4. رنج بازداشت چهارم برادر و شهادت
روز شنبه 19 جمادی الاول سال 1400قمری روز شومی که بر حافظه همه عراقیان حک شده، یادآور آخرین بازداشت شهید صدر است. با هر کس از شاهدان تاریخ مصاحبه میکردیم بدون هیچ تردید و اشتباهی، دقیقا این روز را نام میبرد، 19جمادی الثانی بود که نیروهای امنیتی شهید صدر را دستگیر و اعدام کردند.
روز به روز فشارهای رژیم بعث عراق بر خانواده آیت الله محمد باقر صدر افزایش مییافت و تلاشهای دوستان شهید صدر برای نجات او در داخل و خارج از عراق بینتیجه میماند. رژیم بعث فضای عراق به خصوص نجف را با سرکوب مخالفان و اعدام بسیاری، بینهایت مخوف کرده بود؛ زمینه را برای اعدام آیت الله محمد باقر صدر آماده میکرد. چند روز پیش از بازداشت چهارم، به گفته یکی از همسایگان آن شهید به نام ام ابراهیم نجفی، رژیم بعث همه ساکنان محله آن شهید را مجبور به ترک خانههایشان کرد. البته بعضی از افراد منازل به خصوص زنان یا بیماران در کمال سکوت و تقیه در منزل ماندند. کاسبان نیز به اجبار رژیم ستمگر بعث مغازهها را تعطیل کردند. در مقابل، محله پر از نیروهای سر تا پا مسلح شد. تا بالاخره آن روز شوم یعنی19جمادی الاول1400قمری فرا رسید (ام جنان نجفی دختر ام ابراهیم، مصاحبه، 7/1397).
آخرین دیدار امّ فرقان با بنت الهدی
بنت الهدی که همیشه از منزل و ساکنان مراقبت میکرد، صبح روز شنبه 19 جمادی الاول1400قمری به بیرون سرک کشید. نیروهای امنیتی چندین برابر شده بودند. آیت الله صدر از او خواست که وضع را عادی جلوه دهد و پس از زیارت همیشگی به بازار رود و زود برگردد. بنت الهدی ساعت یازده صبح به حرم امیر مؤمنان(ع) رفت. شاگرد خود امفرقان را دید که در انتظارش نشسته و در حالی که نشانههای نگرانی و ترس در چهره و کلامش نمایان بود، خبر از تشدید محاصره داد و او را از آمدن به منزلش منع کرد و برای عصر پنج شنبه وعدهی دیدار گذاشت و مبلغی صدقه داد و پس از خداحافظی به منزل بازگشت. امّ فرقان احساس کرد آخرین دیدار است؛ لذا با چشمانی گریان در پی او رفت و علی رغم تعقیب نیروهای امنیتی نجات یافت (ام فرقان، مصاحبه، 6/97، 1404ق، ص99).
آخرین وداع با برادر
ساعت14:30 همان روز، اب. سعد مدیر کوردل اداره امنیت آستان نجف همراه معاون سنگدلش ابوشیما به منزل آیت الله محمد باقر صدر آمدند تا او را بازداشت و به بغداد ببرند. او فرصتی خواست تا با خانوادهاش خداحافظی کند. بنت الهدی که قبلاً از تهدیدهای مکرر نیروهای امنیتی مبنی بر تعرض به زنان خانواده نگران بود، از برادر خواسته بود تا سفارششان را به مرجعیت نجف بکند. او نیز به منزل آن مرجع تلفن زد و خبر بازداشت خود را داد و درخواست کرد تا مراقب خانوادهاش باشد. سپس غسل شهادت کرد؛ دو رکعت نماز خواند و با افراد خانواده وداع جانسوزی کرد. سپس به سوی درب حیاط رفت تا خارج شود که بنت الهدی را قرآن بدست در انتظار خود دید. از زیر قرآن گذشت و به آرامی بر آن بوسه زد و بیرون رفت. آن شهید مظلوم لبخند زنان به مدیر اداره امنیت گفت: «برویم به بغداد» اینگونه بود که ماه چهرهاش برای همیشه از برابر دیدگان خواهر غروب کرد (عاملی، 1428ق، ج4، ص271-273).
انگیزش وجدانهای خفته
پس از جلب آن عالم ربانی به بغداد، نیروهای امنیتی سیم تلفن منزل را قطع کردند تا مبادا بنت الهدی به کسی تلفن بزند (همان، ص272). منابع چاپی موجود نیز سخنی از اعتراض یا فریادخواهی بنت الهدی در بازداشت چهارم برادر نگفتهاند. در مصاحبه تلفنی با شیخ محمد رضا نعمانی در اینباره پرسیدم. گفت: «فضای امنیتی منزل و محله بسیار هراسناک بود.کسی جرأت هیچگونه تکلم یا تحرکی نداشت. زیرا بلافاصله کشته میشد. درب منزل پر از نیروهای مسلح بود. آنان هم میگفتند مدیر امنیت بغداد قصد دیدار با سید صدر را دارد» (مصاحبه تلفنی، 8/1397). به این دلیل نعمانی از منزل خارج نشد و همچنان خود را از نیروهای امنیتی پنهان ساخت.
اما همسایه منزل شهید طی مصاحبهای گفت: «چند روز پیش از بازداشت آخر، رژیم همه همسایگان را وادار به ترک منازلشان کرد اما مادرم [ام ابراهیم نجفی] در منزل ماند. پس از بازداشت شهید صدر برایم تعریف کرد که روز نوزدهم جمادی الثانی[1400ق] از سوراخ پنجره به کوچه نگاه میکردم. دیدم دو طرف کوچه پر از نیروهای سرتاپا مسلح است و درجهداران نظامی در حال آماده باش ایستادهاند. آیت الله محمدباقرصدر بیرون آمد. مانند شاه او را همراهی کردند و به طرف خودروهای خود میبردند. دیدم بنت الهدی بیرون آمده و مرتب میان یگانهای راست و چپ کوچه قدم میزد و میگفت: «کمی فکرکنید برای چه برادرم را بازداشت میکنید؟ مگر چه گناهی کرده که او را دستگیر میکنید؟ کمی به خود بیایید. وجدان داشته باشید. او را رها کنید و… » (ام جنان نجفی، مصاحبه، 6/1397) اما نه تنها دل آن سنگدلان با زمزم هدایت آن بانو نرم نشد، بلکه ایناندک فریادخواهی را به عنوان جرمی بزرگ برای دستگیری فردای او ثبت کردند.
علت عدم بسیج مردم
برای بسیاری از محققان این سؤال پیش میآید که چرا بنت الهدی پس از بازداشت چهارم برادرش مردم را ضد رژیم بسیج نکرد؟ در پاسخ باید گفت که رژیم بعث پس از دستگیری شهید صدر همه نیروهای خود را از آن منطقه تخلیه کرد. بنت الهدی سرکی به کوچه کشید. حتی یک تن را ندید و حدس زد که آهنگ بد دیگری را نسبت به این خانواده بیپناه دارند. وی به دلیل تعهد به سرپرستی کودکان برادر در منزل ماند و اقدامی برای بسیج عمومی، مانند بازداشت سوم، نکرد. همچین میدانست که رژیم، بسیار وحشی است و دست به قتل عام مردم خواهد زد. در طول ماههای محاصره تلاشهای گسترده و مستمری از سوی شخصیتهای علمی و سیاسی داخل و خارج عراق صورت نگرفته بود و در مجموع رژیم جائر بعث، جامعه را بسیار رعبانگیز و دچار اختناق کرده بود. علمای حوزه نجف، که بیش از نیمی از آنان از عراق اخراج و بسیاری نیز اعدام و زندانی شده بودند، بقیه صلاح را در قیام و خونریزی بیشتر نمیدیدند. حتی اگر قیام و فریادخواهی توسط بنت الهدی صورت میگرفت، بعید بود که فریادرسی بپاخیزد. او در آن روز فقط خود را برای شهادت آماده میکرد.
بازداشت بنت الهدی
یک روز پس از بازداشت چهارم شهید صدر، در ساعت 3 بعد از ظهر20 جمادی الثانی1400قمری، معاون اداره امنیت و اطلاعات نجف به همراه جمعی از نیروهای مسلح امنیتی برای بازداشت بنت الهدی به در منزل شهید صدر آمد. بنت الهدی گفت: چه میخواهید؟ گفت: سید گفته برای چند سوال و جواب نزدم بیا. بنت الهدی گفت: «اگر واقعاً درخواست برادرم باشد گوش به فرمان اویم. تصور نکنی که از اعدام میترسم. به خدا که در این صورت خوشبخت میشوم زیرا این راه من و نیاکانم است». سرهنگ اداره امنیت به او گفت: «نه بانو. به شرفم سوگند که شهید صدر خواسته نزدش بروی». بنت الهدی که این روبه صفتان را به خوبی میشناخت او را ریشخند کرد و گفت: «راست میگویی. به همین دلیل است که نیروهای جلادت منزلمان را محاصره کردهاند». در ادامه گفت: «کمی اجازه بده زود بر میگردم. نگران نباش فرار نخواهم کرد». در را به رویش بست و به درون منزل رفت. وصیتهای خود را به نعمانی که یار تنهایی برادرش بود، کرد و گفت: «برادرم وظیفهاش را انجام داد. من هم میروم تا وظیفهام را انجام دهم. سرانجاممان نیک است. به تو درباره مادر و فرزندان برادرم سفارش میکنم. کسی جز تو را ندارند. پاداشت بر عهده مادرمان حضرت فاطمه(س) باشد. خدا نگهدارت».
نعمانی که میدانست سرانجام رفتن با آن جلّادان اعدام است، گفت: «با آنها نرو». بنت الهدی گفت: «به خدا سوگند من در همه صحنهها با برادرم مشارکت میکنم؛ حتی شهادت» (نعمانی، 1417ق، ص326).
آمادگی برای بازداشت مانع از دوراندیشی بنت الهدی برای حفظ جان سایر اعضای منزل و یاران شهید صدر در سراسر عراق نشد. به این دلیل کتابچه خاطرات المحنه خود را به نعمانی داد تا با سوزاندن نابود کند (نعمانی، 1420ق، ص146). بنت الهدی با مادرش خداحافظی کرد مادر اصرار کرد تا با او برود اما ابوشیمای سنگدل آن پیرزن را تهدید به پرتاب از خودرو کرد (بقش، 1427ق، ص224). او با ام جعفر همسر برادر خداحافظی کرد. ام جعفر خواست او را همراهی کند اما او اجازه نداد. ام جعفر آیه حفظ «إِنَّ الَّذِی فرَضَ علَیكَ الْقُرْآنَ لَرَادُّكَ إِلَى مَعَادٍ» (قصص/85) در گوشهایش خواند احساس کرد که بنت الهدی امیدی به بازگشت ندارد (عاملی، 1428ق، ج4، ص274). آن بانوی بیپناه در چنگال آن ناجوانمردان افتاد و آنان چون دزدانی او را ربوده و با خود بردند (بقش، 1427ق، ص224).
شهادت بنت الهدی
معاون اداره امنیت نجف به همراه دژخیمان خود بنت الهدی را به اداره امنیت بغداد منتقل کرد. او در آنجا به سختی شکنجه شد و پس از آن به کاخ ریاست جمهوری صدام حسین بردهشد. در آنجا نیز شکنجه قاسیانهای شد. خالده عبدالقادر منشی مخصوص صدام درباره شهادت آن بانوی مظلوم گفت: «برادر بزرگ صدام، بنت الهدی را به کاخ ریاست جمهوری آورد. سپس شروع به واردکردن ضربههای سنگین بر سر و روی او کرد. سپس او را به اتاق منشی اول صدام بردند. در آن جا نیز مورد ضرب و شکنجه قرار گرفت. در این حال شنیدم که آیه کریمه: «ما یفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلَا مُمْسِكَ لَهَا… » (فاطر/2) سپس صدام وارد شد. بنت الهدی آیه دیگری خواند که خشم آن طاغوت را بر انگیخت و با دستانش شروع به زدن او کرد» (عاملی، 1428ق، ج4، ص281).
صدام تحقیق از شهید صدر و شکنجه او را خود به عهده گرفت. پیوسته خواستههای خود از او را تکرار میکرد. استقامت شهید صدر باعث شد صدام آن فاسد سنگدل، او را شکنجه روحی دهد به این دلیل فرمان داد تا بنت الهدی را که در اثر شکنجه بیهوش شده بود بر زمین کشانده و در برابر شهید صدرانداختند. عواطف آن شهید بر وضع دلخراش خواهر مظلومش تحریک شد و صدام را بر این ناجوانمردی نکوهش کرد. صدام نیز با خشونت تمام شروع به نواختن تازیانه بر جسم بی جان بنت الهدی کرد و فرمان داد تا سینه اش را پاره پاره کنند. خشم شهید صدر بر صدام پلید افزوده شد. صدام نیز که خود را در برابر آن کوه استوار و چشمه جوشان غیرت، شکست خورده میدید با سلاح کمری خود به سرهای مبارک این دو خواهر و برادر شلیک کرد و با ناسزا گفتن اتاق را ترک کرد (نعمانی،1420ق، ص156) و به این ترتیب آیت الله سید محمدباقر صدر و خواهرش آمنه صدر(بنت الهدی) به دست پلید شخص صدام ملعون در 23 جمادی الثانی1400قمری، در کنار هم به شهادت رسیدند. در نهایت جسد خونین و مبارک شهید صدر و شهید بنت الهدی را در وادی السلام نجف به خاک سپرده شد (نعمانی، 1417ق، ص326).
نتیجه
بنت الهدی (آمنه صدر) تنها دختر آیت الله سید حیدر صدر و بانوی فرهیخته بتول آل یاسین بود و شجرهنامه او با 31 واسطه به امام موسی بن جعفر(ع) میرسد. تحت سرپرستی علمای وارستهای چون آل یاسین و سید اسماعیل صدر قرار گرفت و با مبانی اعتقادی و جهانبینی و فرهنگ اسلامی و آیات قرآن و سیره معصومین(ع) آشنا شد. همه کسانی که او را از نزدیک دیده بودند و تعاملات کوتاه یا بلندمدتی با او داشتهاند، او را به برترین فضایل اخلاقی توصیف کردهاند. ساده زیستی، اشتغال به عبادت، دانشاندوزی و مردمداری همه سالهای حیاتش را از کودکی تا میانسالی و شهادت فرا گرفته بود. بنتالهدی زنی کوشا، بانشاط، فعال و دارای حس مسئولیت قوی دینی در همه زمینهها از جمله عرصههای سیاسی بود.
نقش سیاسی شهید بنتالهدی پیوند وثیقی با مبارزات برادرش شهید محمد باقر صدر دارد. او یار و همسنگر برادر در مبارزه با رژیم بعث عراق به ویژه با شخص صدام حسین بود. مشارکتهای سیاسی بنتالهدی عبارتند از:
حمایت از دیدگاههای سیاسی شهید صدر (از جمله ضرورت حمایت از امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی ایران و فتوای تحریم عضویت در حزب بعث و همکاری با این حزب گمراه)، مشاوره شهید صدر، رابط میان زنان و شهید صدر و… .
مشارکت در رنجهای سیاسی شهید صدر (چهار مرتبه بازداشت و ده ماه محاصره)، بسیج مردمی و آزادی شهید صدر پس از بازداشت سوم، تلاش برای نجات شهید صدر و آمادگی برای همراهی با برادر در طرح رهبری نیابتی در ماههای محاصره، انگیزش وجدانهای خفته نیروهای امنیتی در بازداشت چهارم شهید صدر و در پایان بازداشت و تحمل شکنجه و شهادت به دست صدام حسین بعثی در کنار برادر در 23جمادی الثانی1400قمری. در نهایت اجساد خونین و مبارک شهید محمدباقر صدر و شهید بنتالهدی در وادی السلام نجف به خاک سپرده شدند.
پیشنهادها
1. به دلیل اینکه شهید بنت الهدی از شهدای معاصراست و هنوز شاهدان عینیاش اعم اقوام، شاگردان و همسایگان و همراهانش زندهاند توصیه میشود که اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی یا حوزههای علمیه با همکاری وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و عراق فهرستی از نام و مشخصات و نشانی و راه ارتباطی آنها تهیه کنند و به نوبت برای مصاحبه ازآنها دعوت کنند و از این دستاوردها به عنوان اسناد دست اول در کتابخانههای معتبری چون کتابخانهملی، آستان قدس رضوی، مدارس علمیه بزرگ، دانشگاههای علوم انسانی و… نگاهداری نمایند.
2. بدون شک اعتبار هر پژوهشی وابسته به میزان اصالت منابع آن است. اثر تحقیقی با دستیابی به اسناد و مدارک اصلی از بالاترین اعتبار و صحت برخوردار خواهد شد. به منظور ارائه اثری معتبر از بنتالهدی ضروری است که مدارک هویتی (شناسنامه، کارتهای شناسایی، پاسپورت، برگه دفن و… ) علمی، مدیریتی و سیاسی (حکم بازداشت و اعدام) بنت الهدی از ادارات عراق استعلام شود.
3. زندگی شهید بنتالهدی(آمنه صدر) از جوانب گوناگون تاریخی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، آثار ادبی و علمی مورد توجه پژوهشگران قرار گیرد. و به عنوان الگوی زن فاضله فعال در هر سه جنبه معرفی گردد.
4. آثاری چون: نگارش دانشنامه، برپایی همایش بین المللی، فیلم و مستند، برگزاری نمایشگاه، چاپ و نشر آثار، ایجاد کانالها و گروههایی در فضای مجازی و… در خصوص زندگی و فعالیتهای آن شهید بزرگوارتولید شود.
5. مرقد ناپیدای شهید بنتالهدی صدر با همکاری گروههای تفحص شهدای جمهوری اسلامی ایران و همکاری دولت عراق آشکار گردد.
منابع
*قرآن کریم
1. ام فرقان؛ نوشتهی بطلة النجف الشهیدة العلوية بنتالهدی، عراق، المجلس الاعلی للثورة الاسلامیه، ۱۴۰۴ قمری.
2. انیسی، فریبا؛ دختری از تبار هدایت، تهران، مرکز امور زنان و خانواده دفتر ریاست جمهوری، ۱۳۹۱ شمسی.
3. بقش، امل؛ وجع الصدر و من وراء الصدر ام جعفر، قم، اجتهاد، ۱۴۲۷ قمری.
4. بنتالهدی؛ صوت المرأة المسلمه، أختاه، مجلهی الاضواء، نجف، شماره ۱، ۱۵ ذیالحجه ۱۳۷۹ قمری.
5. جماعة العلماء؛ مجله الاضواء، شمارههای ۱ تا ۳۴، از ذیالحجه ۱۳۷۹ تا شوال ۱۳۸۱ قمری.
6. الحسّون، محمد و مشکور، ام علی؛ اعلام النساء المؤمنات، تهران، اسوه، ۱۴۲۱ قمری.
7. خفاجی، جاسب؛ نشریه الایمان النجفیه، (قابل دسترسی در: uokufa.edu.iq).
8. شهیدی، عبدالحسین؛ بنتالهدی، دائرةالمعارف تشیع، تهران، نشر شهید سعید محبی، ۱۳۸۳ شمسی.
9. صدر، آمنه (بنتالهدی)؛ المجموعة القصصیة الکاملة، بیروت، دارالتعارف، بیتا (بدون تاریخ).
10. العاملی، محمد عبدالله ابوزید؛ الشهید محمد باقر الصدر: السیرة و المسیرة، بیروت، العارف، ۱۴۲۸ قمری.
11. قصص بنتالهدی، serage.net
12. نعمانی، محمدرضا؛ الشهید الصدر سنوات المحنه و ایام الحصار، قم، العلمیه، ۱۴۱۷ قمری.
13. الشهیده بنت الهدی، سیرتها و مسيرتها، قم، اسماعیلیان، ۱۴۲۰ قمری.
14. یعقوبی، موسی؛ نشریه الایمان النجفیه، www.nosiriaelc.com
مصاحبه
۱. تبریزیان، امعباس؛ مصاحبه حضوری، مشهد، مؤسسه علمی – تحقیقی مکتب نرجس، مرداد ۱۳۹۷.
۲. حیدری، اممعن؛ مصاحبه حضوری، مشهد، مؤسسه علمی – تحقیقی مکتب نرجس، مهر ۱۳۹۷.
۳. حیدری، مکارم (امکوثر)؛ مصاحبه تلفنی، مشهد، مؤسسه علمی – تحقیقی مکتب نرجس، شهریور ۱۳۹۷.
۴. علاق، اماحمد؛ مصاحبه حضوری، مشهد، مؤسسه علمی – تحقیقی مکتب نرجس، شهریور ۱۳۹۷.
۵. نجفی، امجنان؛ مصاحبه حضوری، مشهد، مؤسسه علمی – تحقیقی مکتب نرجس، مهر ۱۳۹۷.
۶. نعمانی، محمدرضا؛ مصاحبه تلفنی، مشهد، مؤسسه علمی – تحقیقی مکتب نرجس، آبان ۱۳۹۷.
۷. یادآور، امعمار؛ مصاحبه حضوری، مشهد، مؤسسه علمی – تحقیقی مکتب نرجس، شهریور ۱۳۹۷.
[1] شجره نامه بنت الهدی(عاملی، 1428ق، ج1، ص5و6).
[2] ام جنان نجفی، دختر مرحوم حجه الاسلام شیخ شبیر نجفی هندی از شاگردان و همسایگان شهید محمدباقر صدر در نجف بود. ام جنان در زمان شهادت شهید صدر و بنت الهدی 19ساله بود و به دلیل همسایگی با آنان آشنایی نزدیکی داشت. وی به همراه خانواده برای نجات از ستم رژیم بعث عراق به جمهوری اسلامی ایران پناهنده شدند. وی زنی خانهدار، با ایمان و محجوب است که دخترانش را تربیتی مذهبی کرده و هر دو در رشتههای علوم اسلامی تحصیلات عالیه دارند.
[3] ام فرقان، در 15سالگی بهواسطه یکی از همسایگان با بنت الهدی آشنا شد و دروس دینی را نزد او فرا گرفت و بهواسطه بنت الهدی با آقایی جوان و از طلاب علوم دینی و از خانواده حکیم ازدواج کرد. این ازدواج او را به آن شهید نزدیکتر کرد بهطوری که ترددهای او به منزل شهید صدر بیشتر و از رازداران آن بانو گشت. زنی بسیار شجاع است. پس از بازداشت سوم شهید صدر و فریاد خواهی بنت الهدی در حرم امیر مؤمنان(ع) ام فرقان به بسیج زنان و راهاندازی تظاهراتی در اعتراض به بازداشت شهید صدر و درخواست آزادی او اقدام کرد و در ماههای محاصره مکرر به منزل آن شهید سر میزد و در حد امکان برخی از نیازمندیهایشان را تهیه میکرد. وعدههای دیدار در حرم امیرمؤمنان(ع) با بنت الهدی برقرار کرد که طی آنها اخبار پیروان شهید صدر را نقل میکرد. ام فرقان در سن 20سالگی پس از شهادت بنت الهدی و برادرش، به ایران پناهنده شد و به تبلیغ، مداحی اهل بیت(ع) و تأسیس و مدیریت چند مدرسة علمیه، حسینیه و کتابخانة ویژة زنان پرداخت. اکنون عضو و نمایندة فعال مجلس اعلای اسلامی عراق است
[4] ام عباس تبریزیان، به واسطه زن برادرش با بنت الهدی آشنا شد و به مدت 2سال موفق به شاگردی او شد. وی از همسایگان منزل کوفه شهید صدر بود. شوهرش در اعتراض به بازداشت شهید صدر به بازاریان پیشنهاد تعطیل کردن مغازهها را داد. رژیم بعث به این جرم او را زندان کرد و پس از عفو در سال 1358به همراه خانوادهاش به ایران رانده شدند. ام عباس از آن زمان تاکنون به تبلیغ دین و مداحی اهل بیت(ع) مشغول است. پس از ازدواج همة فرزندانش در منزلش کلاسهای دروس دینی برای خانمها برگزار میکند و از میان همان خانم آنانی را که سابقة تحصیل دارند به عنوان معلم کلاس گزینش میکند. وی مادر آیت الله تبریزیان پدر طب اسلامی است.
[5] ام احمد علاق، یکی از دانش آموزان مدرسه الزهراء کاظمین بود که شهید بنت الهدی برآن اشراف داشت و وی فقط در سن14سالگی به مدت یک سال در آن مدرسه تحصیل کرد که پس از آن تعطیل شد. وی اکنون مؤسس مدرسة عقیله زینب و حسینیهای در کربلاست.
[6] ام عمار یادآور، وی دختر حجة الاسلام یادآور است. در زمان بنت الهدی در خانة پدر در بغداد سکونت داشت و دانشجوی حسابداری بود. به واسطة مرام دختر شهید صدر به جلسات بنت الهدی در منزل مرام که در کاظمین بود دعوت شد و تنها خاطره او از آن شهیده همین مجلس بود که در آن از کیفیت حجاب واجب سخن گفته بود. ام عمار مورد بازجویی ادارة امنیت بغداد قرار گرفت اما به دلیل نصایح یکی از دوستانش هیچ اعترافی نکرد و در آخر آزاد شد و به همراه خانواده به ایران پناهنده شد و در مدرسة آیت الله آصفی در تهران و حوزة علمیه فاطمه الزهرا(س) ویژة خانمهای عرب در مشهد به تحصیل علوم دینی پرداخت. سالهاست که به مداحی اهل بیت(ع) و تدریس تفسیر در جلسات خانگی میپردازد. وی در ایران با مردی با تقوا ازدواج کرد و صاحب سه فرزند است.
[7] ام معن حیدری، وی از شاگردان مدرسه الزهرای کاظمین بود که به مدت سه سال تحصیل کرد و پس از آن در جلسات بنت الهدی شرکت میکرد و به مدت 8 سال با بنت الهدی ارتباط داشت. پس از محاصرة منزل شهید صدر تردد بنت الهدی به کاظمین غیر ممکن شد. ام معن در ایام شهادت او در کاظمین بود. ام معن به همراه خانواده به ایران پناهنده شد و زنی باحجاب و اخلاق فاضله است و فرزندان خود را براساس آموزههای شهید بنت الهدی تربیت کرده است.
[8] ام کوثر حیدری، دختر آیت الله حیدری نویسنده اصول الاستنباط است. در خانة پدری ساکن کاظمین بود. به مدت سه سال در مدرسة الزهرای کاظمین تحصیل کرد و پس از آن با مطالعة کتب مذهبی بسیار استاد فاضلهای شد که توانمندی تدریس در مدارس علمیه را داشت. به مدت دو سال در مدرسة علمیه فاطمه الزهرای مشهد به تدریس تربیت اسلامی کودک، اخلاق و تفسیر پرداخت. اکنون زن خانهدار و صاحب دو دختر و چند نوه است همسرش حجه الاسلام ابو رائد حیدری از نمایندگان آیت الله سیستانی است.
[9] سید عماد الدین طباطبایی، سید عزالدین حسن القبانچی، نوری محمد حسین طعمه، حسین کاظم جلوخان (عاملی، 1428ق، ج3، ص75)