تصاویر

به همت دبیرخانه جایزه جهانی شهید صدر و پژوهشگاه تخصصی شهید صدر، آیین رونمایی از کتاب «اندیشه تفسیری صدر» سه‌شنبه ۳۰ تیرماه با حضور مؤلفان اثر و جمعی از نخبگان و صاحب‌نظران حوزوی و دانشگاهی برگزار شد.

در این نشست علمی، ضمن معرفی ابعاد نوآورانه تفسیر موضوعیِ شهید آیت‌الله سید محمدباقر صدر، مؤلفان کتاب به تبیین مهم‌ترین مؤلفه‌ها و مبانی اندیشه تفسیری ایشان پرداختند. همچنین استاد خالد الغفوری، برگزیده نخستین دوره جایزه جهانی شهید صدر، به‌عنوان سخنران ویژه، دیدگاه‌های خود را درباره اهمیت و جایگاه این پژوهش و نقش آن در مطالعات تفسیری معاصر بیان کرد.

همزمان با سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران، مراسم رونمایی از ترجمه دو کتاب درباره شهید صدر از آثار پژوهشگاه تخصصی شهید صدر، در شهر بغداد برگزار شد. در این مراسم که به‌همت انتشارات دارالعصر عراق و پژوهشگاه تخصصی شهید صدر برگزار شد دو کتاب «نا» و «لا اسئلکم اجرا» (ترجمه کتاب بی مزد و منت) رونمایی شد.

در این آیین، دکتر آل‌صادق سفیر جمهوری اسلامی ایران در عراق، مشاور فرهنگی نخست‌وزیر عراق، حجت‌الاسلام‌والمسلمین شیخ محمدسعید نعمانی از شاگردان شهید صدر، حجت‌الاسلام سید امید مؤذنی معاون پژوهشی پژوهشگاه تخصصی شهید صدر، شماری از نمایندگان پارلمان عراق و جمعی از اساتید، نخبگان علمی و فرهنگی و همچنین شماری از جوانان عراقی حضور داشتند.

دومین همایش علمی بین‌المللی «روش شهید صدر و اثر آن در حرکت فکری و جهادی» از سوی دانشکدۀ علوم اسلامی جامعة كربلاء المقدسة با همکاری مؤسسه شهید سید محمدباقر صدر، در راستای مطالعات و پژوهش‌های اسلامی برگزار شد.

این رویداد علمی با عنوان «نظام جامع اسلامی برای ساخت و اصلاح جامعه بر اساس دیدگاه معاصر؛ راهکارها و درمان‌ها» و با شعار «رویکرد شهید سید محمدباقر صدر و تأثیر آن بر جنبش‌های فکری و جهادی» در روز سه‌شنبه ۲۳ دسامبر ۲۰۲۵ (٢ دی ١۴٠۴)، رأس ساعت ۹:۳۰ صبح در تالار بزرگ ریاست دانشگاه کربلا به کار خود پایان داد.

در همایش  «روش شهید صدر و اثر آن در حرکت فکری و جهادی» ، ۹۰ مقاله علمی از پژوهشگران داخل و خارج از عراق ارائه شد. محورهای اصلی کنفرانس در قالب ۶ بخش علمی و طی ۶ نشست پژوهشی در سالن‌های دانشکده علوم اسلامی موردبررسی قرار گرفت.

در مراسم افتتاحیه دکتر محمد حسین عبود الطائی، رئیس دانشکده، ضمن خیرمقدم به مهمانان بر اهمیت این رویداد در تقویت اندیشه معاصر اسلامی تأکید کرد.

همچنین پیام دکتر صباح واجد علی، رئیس دانشگاه کربلا، توسط معاون اداری ایشان، دکتر جاسم عیدان براک، قرائت شد که در آن بر حمایت ریاست دانشگاه از فعالیت‌های علمی و فکری هدفمند تأکید شده بود.

در ادامه، حجت‌الاسلام شیخ محمد جاسم الاسدی، دبیرکل مؤسسه شهید صدر، به تبیین نقش اندیشه شهید صدر در ایجاد آگاهی تمدنی پرداخت.

سپس سه بحث علمی زیر در این جلسه ارائه شد:

«روش تفسیر توحیدی شهید صدر و نقش آن در توسعه علوم انسانی»؛ ارائه شده توسط دکتر مواهب صالح مهدی و دکتر مهدی علی‌زاده.

«منطق استقرایی شهید صدر به‌عنوان مبنای معرفتی دولت‌سازی و توسعه در جهان اسلام معاصر»؛ ارائه شده توسط دکتر سعید محمدی.

«نوآوری‌های اصولی شهید سید محمدباقر صدر؛ ارائه و تحلیل»؛ ارائه شده توسط دکتر ضرغام کریم کاظم.

به گزارش خبرگزاری الاجتهاد، مرکز امام صادق علیه‌السلام برای مطالعات و پژوهش‌های تخصصی، نشست پروژه شهید صدر در نوسازی منطق عقلی: خوانشی در کتاب الأسس المنطقية للاستقراء برگزار کرد.

در این نشست علمی که حوزۀ علمیه نجف، به مناسبت گرامی‌داشت یونسکو از کتاب «الأسس المنطقية للاستقراء» اثر سید شهید محمدباقر صدر برگزار شد، حضرت آیت‌الله سید فاضل جابری دام‌عزّه، استاد درس خارج در حوزهٔ علمیه، سخنرانی کردند و جمعی از استادان و فضلای حوزهٔ علمیه، شماری از شخصیت‌های دانشگاهی و حوزوی، نمایندگانی از نهادهای پژوهشی و جمعی از مؤمنان در این مراسم حضور داشتند.

این کتاب، بنا بر گواهی پژوهش‌ها و اسناد علمی، ترکیبی یگانه میان فلسفهٔ اسلامی و اندیشهٔ غربی به وجود آورده و درصدد ایجاد بنیانی منطقی مشترک میان روش علمی و روش ایمانی بوده است.

شهید صدر؛ از طلوع تا غروب

اطلاع نگاشت پیش رو مروری سریع و گذرا بر زندگانی نابغه آل صدر استاد شهید سیدمحمد باقر صدر است.

پژوهشگاه تخصصی شهید صدر به مناسبت چهل‌پنجمین سالگرد شهید به بررسی مهم‌ترین رویداد‌های حیات بابرکت ایشان پرداخته است.

🏴 تنها امید مسلمانان آگاه

آن مرد، نماینده تنها امیدی بود که از برای مسلمانان آگاه به جا مانده بود تا مگر تجربه اسلامی به روند روشن و ناب خود و شیوه سرراست نبوی‌اش بازگردد؛ زیرا کژروی در درون و ژرفای این تجربه چونان سر کشیده بود و نیرو گرفته بود و گستره یافته بود که دیگر هیچ امیدی برای فروکوبی‌اش در کار نبود؛ جز به دستان یگانه مردی همچون علی بن ابی طالب(ع).

از این روست که واقعه ترور آن امام همام ـ هنگامی که در چنین روزی بر زمین نگون شد ـ به راستی سرنگونیِ واپسین امیدِ راستین، تا به روز نامعلوم و گاه ناپیدا، برای برپایی جامعه شایسته اسلامی بر روی زمین بود .

📚 امامان اهل بیت(ع)، ص۲۷۵-۲۷۶.

🏴 روزی که واپسین امیدها، رخت بربست

امشب به یادبود شوم‌ترین شب پس از [روز] درگذشت رسول گرامی اسلام گرد هم آمده‌ایم؛ زیرا روزی که رسول خدا جهان را بدرود گفت، تجربه اسلامی خویش را در گذربادِ تقدیر و در پهنه دسیسه‌هایی برجا گذاشت که از پسِ اندک زمانی بر آن چیره شدند.

و آن روز که امیرمؤمنان(ع) ترور شد، روزی بود که واپسین امید بر بازگشت روند آن تجربه درست از میان رخت بربست؛ امیدی که هنوز از جان مسلمانان آگاه به فراموشی نرفته و در شخص همان بزرگ مرد کالبد یافته بود؛ مردی که از نخستین دم با دغدغه‌ها و دردهای دعوت به سر بُرد و به آتشش سوخت و خشت به خشت در بنایش هم‌دست شد و به همراه استاد خویش کوشک به کوشک کاخش را به پا داشت. آن مردی که بازگوکننده همه این گام‌ها با همه دغدغه‌ها و دشواری‌ها و دردهایش بود.

📚 امامان اهل بیت(ع)، ص۲۷۵.

💠 ضرورت کناره گيری موقت خط امام علی(ع)

[…] امام حسن(ع) ـ و خط صحيح ـ ناگزير بود موقتاً کناره بگيرد و موقتاً آتش بس دهد و رهبری تمام جهان اسلام را به معاويه بسپارد تا درون مايه برنامه معاويه آشکار شود و آن مسلمانان ساده لوح ـ که فقط چیزی را می‌فهميدند که پيش چشمانشان بود ـ بفهمند علی(ع) که بود و معاويه که بود، برنامه علی(ع) چه بود و برنامه معاويه چه بود.

معاويه خود در آشکار شدن اين واقعيت سهم بسياری داشت. او اصلاً نگذاشت وقايع و رويدادها حقيقت او را آشکار کنند، بلکه از همان روز نخست درون مايه برنامه خود را علنی کرد و بر آن شد تا اين اعلان را هم در عمل و هم در سخن در همه زمينه‌های گوناگون حکمرانی‌اش ادامه دهد. تا اين که ديگر مسلمانان به طور کامل و آشکار فهميدند برنامه معاويه همان برنامه جاهليت است که می‌خواهد اسلام و نظام اسلامی را نابود کند و فهميدند علی بن ابی طالب(ع) کسی بود که با خود مشعلی داشت و راه را روشن می‌کرد.

📚 امامان اهل بیت(ع)، ص۳۶۲.

💠 اجتهاد و تقلید

اسلام دو اصل اجتهاد و تقلید را بنا نهاد. اجتهاد به‌معنای متخصص شدن در علوم دین است و تقلید به‌معنای اعتماد به متخصص. شخص مکلفی که می‌خواهد با احکام دین آشنا شود، نخست به اطلاعات عمومی بدیهی خود درباره دین تکیه می‌کند و سپس برای شناخت احکامی که به شکل بدیهی نمی‌داند به مجتهد متخصص اعتماد می‌کند.

خدای متعال اجتهاد و تحمل سختی در راه تحقیق و تلاش علمی برای شناخت حکم شرعی را بر دوش همه انسان‌ها ننهاده است تا افراد بشر فرصت داشته باشند در همه زمینه‌های زندگی به کوشش بپردازند. همچنین خداوند متعال اجازه نداده که فرد غیرمتخصص و نامجتهد به دریافت مستقیم حکم شرعی از کتاب و سنت بپردازد و به تلاش خود در این زمینه اعتماد کند؛ بلکه بر او واجب کرده تا از راه تقلید و اعتماد به عالمان مجتهد، به حکم دست یابد؛ از این‌رو، تقلید فریضه واجب دینی است.

📚 انسان و عبادت، ص۱۹-۲۰.

💠 حکمت نزول دفعی و تدریجی قرآن

بدين‌سان قرآن كريم دو بار نازل شد؛ يك بار مجموع قرآن و براى آماده‌سازى رهبر و يك بار جزء جزء و تدريجى براى آماده ساختن امت.

نزول قرآن براى آماده كردن رهبر، مطلبى است كه قرآن در اين آيات از آن سخن می‌گويد: شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ‏؛ ماه رمضان [ماهى‏] است كه در آن، قرآن فرو فرستاده شده است و إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ؛ ما آن را در شبى مبارك نازل كرديم و إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ؛ ما [قرآن را] در شب قدر نازل كرديم. در اينجا كل قرآن به يكباره بر پيامبر نازل شد؛ نزولى مجسم در فيضى الهى، سرشار از آگاهی‌بخشى و آماده‌سازى فكرى و روحى براى بر دوش گرفتن مسئوليت‌هاى رهبرى در شريف‌ترين و پاک‌ترين نبرد تاريخ انسان.

فرو فرستادن قرآن به هدف آماده ساختن امت و تبديل آن به‏ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ‏؛ بهترين امتى كه براى مردم پديدار شده است، همان نزول تدريجى است كه قرآن در اين آيه از آن سخن گفته است: وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ‏ عَلى‏ مُكْثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزِيلًا؛ و قرآنى [با عظمت را] بخش بخش [بر تو] نازل كرديم تا آن را به آرامى بر مردم بخوانى، و آن را به تدريج نازل كرديم.

📚 بارقه‌ها، ص۲۵۲.

💠 ماه ولادت دین و نزول آن بر انسان

وقتى مسلمانان در ماه مبارك رمضان‏ و شب قدر، مراسم مى‏گيرند در واقع در اين مراسم لحظات يادبود ميلاد دين بزرگى را سپرى مى‏كنند كه اين امت را پديد آورد و محتواى كامل آن را در صحنه تاريخ به او بخشيد. بنابراين، اين ماه مبارك رمضان‏ و به‌طور خاص شب قدر است كه شاهد ولادت اين دين و نزول آن بر انسان كه در قرآن متجلى شد، بوده است و به همين دليل اين شب قدر از هزار ماه برتر است؛ چراكه يك روز از زندگى امتى دينى كه در دستان خود دينى دارد كه برايش راه را روشن و اهداف را معين مى‏كند، براى زندگى امت‏ها و ملت‏ها از هزار ماه زندگىِ امتى گم‏شده كه نه هدفى دارد و نه راهى، پر خير و بركت‏تر است.

📚 بارقه‌ها، ص۲۵۱.

💠 آزادی اجتماعی در اسلام

همان‏گونه كه اسلام وارد نبرد آزادی‌بخش در عرصه داخلى انسان می‌شود، براى آزادى انسان در عرصه اجتماعى نيز وارد نبردى ديگر می‌شود. اسلام در عرصه داخلى انسان، بت‌های تمايلات و شهواتى كه آزادى انسانى او را سلب می‌كند و در عرصه روابط متقابل افراد، بت‌هاى اجتماعى را درهم می‌شكند و انسان را از عبوديت و بندگى آن‌ها آزاد می‌سازد و به بندگى انسان نسبت به انسان ديگر پايان می‌دهد.

[…] بندگى انسان نسبت به خدا موجب می‌شود انسان‌ها همگى در سطحى واحد در مقابل معبودى كه خالق هستى است، قراربگيرند. بنابراين هيچ امتى حق استعمار و به بردگی كشاندن ديگر امت‌ها را ندارد و براى هيچ گروهى از جامعه روا نيست كه به گروه ديگر زور بگويد و آزادى او را نقض كند و هيچكس حق ندارد خود را بتى براى ديگران قرار دهد.

📚 اسلام راهبر زندگی، ص۳۶۰-۳۶۱.

💠 آزادی حقیقی انسان

اسلام براى آزادى انسان كارش را از درون خود انسان آغاز مى‏كند؛ زيرا چنين مى‏انديشد كه دادن آزادى به اين نيست كه به او گفته شود: راه اين است و ما آن‌را براى تو باز كرده‏ايم پس به سلامت حركت كن. انسان وقتى به‌طور حقيقى آزاد قلمداد مى‏شود كه با اراده خود در راهش حركت كند و با انتخاب راه و ترسيم شاخصه‏ها و جهت‏گيرى‏هاى آن، انسانيت خود را حفظ كند و اين بستگى به اين دارد كه انسان قبل از هر چيزى از بندگى شهواتى كه در درونش سركشى می‌كنند، آزاد شود، تا به اين وسيله شهوات انسان به ابزار آگاهى انسان به تمايلاتش تبديل شوند نه نيروى محركى كه اراده‏اش را تحت تسخير خود قرار بدهد بدون اينكه در مقابل آن قدرتى داشته باشد؛ زيرا اگر چنين باشد، انسان از همان آغاز راه آزاديش را از دست مى‏دهد و تا وقتى عقل و تمامى مفاهيم انسانى- كه او را از حيوان متمايز مى‏كند- در بند و ناتوان از عمل باشند، آزاد بودن دستان او، چيزى را از واقعيت تغيير نمى‏دهد.

📚 اسلام راهبر زندگی، ص۳۵۶.

💠 اسلام، راهبر زندگی

تحصيل‌‏كرده‌‏هاى غربى و غرب‌زدگان، زياد اين جملات را تكرار مى‏‌كنند كه: اسلام يک «دين» است نه اقتصاد. اسلام عقيده است نه برنامه‌‏اى براى زندگى. اسلام رابطه بين انسان و خداى او را بيان مى‏‌كند و صلاحيت ندارد كه بنياد يک انقلاب اجتماعى در ايران قرار گيرد. غافل از اينكه اسلام، انقلابى است كه در آن، زندگى از عقيده و بُعد اجتماعى از امور معنوى، جدا نيست. ازاين‌رو اسلام همواره در طول تاريخ، انقلابى بى‏همتا بوده است؛ زيرا جوهر عقيده اسلامى، توحيد است و اسلام با همين توحيد، انسان را از بندگى غير خدا آزاد مى‌‏كند.

«لااله‌الاالله» كليه شكل‌‏هاى الوهيت ساختگى را در طول تاريخ كنار مى‏‌زند و به اين وسيله انسان را از درون آزاد مى‌‏سازد. آنگاه به‌عنوان مولود طبيعى اين آزادسازى، مقرر مى‌‏دارد كه ثروت و اساساً هستى، مالكى جز خدا ندارد و اين همان آزادسازى انسان از برون است. امام على عليه السلام اين دو حقيقت را به هم پيوند داده چنين فرموده است: «العِباد عِباد الله وَالمَال، مَال الله»؛ بندگان، همه بندگان خدايند و اموال، همه از آنِ خداست‏.

📚 اسلام راهبر زندگی، ص۴۶.

💠 نیاز به غیبت صغری

این نکته درخور تأمل است که اگر غیبت آن امام ناگهان آغاز می‌گشت، آسیبی بزرگ در پایگاه‌های مردمی امامت در امت اسلامی پدید می‌آورد؛ زیرا آنان به این شیوه خو گرفته بودند که در هر دوره با امام زمانه ارتباط داشته باشند و با وی رفت‌وآمد کنند و در حل مشکلات گوناگون از او چاره جویند. پس اگر این امام از شیعیان خود یکباره چهره نهان می‌نمود و آنان احساس می‌کردند که از راهبری معنوی و فکری‌شان به کلی جدا شده‌اند، همین غیبت ناگهانی سبب پیدایش احساس خلأیی سنگین می‌شد که می‌توانست کل وجود شیعه را در معرض نابودی قرار داده و نظام آن را از هم بگسلد. بنابراین،‌ باید برای این غیبت زمینه‌سازی می‌شد تا آن پایگاه‌های مردمی به تدریج به آن خو گیرند و وضع خود را آرام آرام بر اساس آن سامان بخشند. این آماده‌سازی در شکل غیبت صغری جلوه نمود. در این دوره، امام مهدی از صحنه عمومی پنهان گشت؛ اما همواره از طریق نمایندگان و نائبان و یاران قابل اعتمادش با پایگاه‌های مردمی و شیعیانش در ارتباط بود و همین افراد حلقه پیوند او و مردمی بودند که به امامت وی ایمان داشتند.

📚 پژوهشی دربارۀ امام مهدی(ع)، ص۶۰-۶۱.

آیا چند روایت که در دل کتاب‌ها از رسول خدا(ص) نقل شده، کافی است تا به وجود امام دوازدهم کاملاً باور یابیم، با آن که این فرض دارای شگفتی‌های بسیار و برون‌رفت‌های فراوان از قلمرو عادت است؟ فراتر از این، چگونه می‌توان اثبات نمود که مهدی دارای وجود تاریخی حقیقی است و تنها یک موجود فرضی به شمار نمی‌رود که شرایط روانی خاصی در تثبیت آن در ذهن و جان بسیاری از مردم نقش داشته است؟

در پاسخ باید گفت: باور به مهدی به عنوان راهبری که برای تغییر وضع جهان به بهترین حالت، در انتظار او باید بود، در روایات رسول خدا(ص) به صورت عام و در احادیث اهل‌بیت به طور خاص آمده و در سخنان بسیار، چندان بر آن تأکید گشته که جایی برای تردید در آن باقی نمی‌ماند. شمار این احادیث از رسول خدا(ص) از طریق برادران اهل سنت ما به ۴٠٠ سخن می‌رسد. نیز مجموعه احادیث رسیده در این زمینه از طریق شیعه و سنی، بیش از ۶٠٠٠ روایت است. این رقمی است بسیار بزرگ که همانندش در بسیاری از مسائل اسلامی که هیچ مسلمانی معمولاً در آن‌ها تردید نمی‌ورزد، یافت نمی‌شود.

📚 پژوهشی درباره امام مهدی(ع)، ص۶۹-۷۰.

امامت در کودکی؛ واقعیتی تاریخی

تنها توجیه برای سکوت دستگاه خلافت آن دوره و بازی نکردن با این برگ آن است که آن‌ها می‌دانستند امامت زودهنگام پدیده‌ای حقیقی است، نه چیزی ساختگی و تصنعی. البته در حقیقت این حاکمان نخست کوشیدند تا با این برگ بازی کنند؛ اما نتوانستند و در نتیجه به این واقعیت پی بردند. تاریخ برای ما روایت نموده که آنان کوشش‌هایی از این دست انجام دادند و به شکست برخوردند؛ اما هرگز نمونه‌ای را برای ما بازنمی‌گوید که پدیده امامت زودهنگام به سستی دچار شده یا امام کودک به تنگنایی افتاده باشد که در آن درمانده گشته یا اعتماد مردم به وی تزلزل یافته باشد. این معنای همان سخن است که گفتیم: امامت زودهنگام یک پدیده واقعی در زندگانی اهل‌بیت علیهم‌السلام است، نه فقط یک فرضیه.

این پدیده واقعی ریشه‌ها و حالت‌هایی همانند در میراث رسالت‌های آسمانی و راهبری‌های ربّانی دارد. یحیی علیه‌السلام مثالی است که برای پدیده امامت زودهنگام در میراث ربّانی اهل‌بیت علیهم‌السلام کفایت می‌کند؛ همو که خداوند درباره وی فرموده است: «يَا يَحْيَىٰ خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيّاً». ای یحیی! کتاب را نیرومندانه برگیر. و در کودکی به او حکم [نبوت] عطا کردیم.

📚 پژوهشی دربارۀ امام مهدی(ع)، ص۶۶.

انقلاب رسواگر اسلام‌های دروغین

اسلامى كه به لحاظ سياسى و نظامى توسط استعمار در تنگنايى زندانى شده بود تا جهان اسلام را هرگونه كه بخواهند رنگ كنند، در ايران از بند رها شد و به زلزله‌اى سهمگين بر بنيان ستمگران و الگويى برتر براى سازندگى اين ملت مبارز و ايثارگر و شمشيرى آخته بر طاغوتيان و منافع استعمارگران و پايگاهى براى بازسازى اين ملت، تبديل شد.

امام خمينى با آزاد نمودن اسلام از اين تنگنا نه تنها قدرت برتر خود و دلاورى ملت ايران را اثبات نمود، بلكه با اين كار، عمق جنايت تمام كسانى را نيز كه در محصور كردن اسلام و راكد كردن نيروهاى سرشار و سازنده‌اش نقش داشتند و آن را از عرصه برپايى تمدن اسلامى براى اين امت دور كردند، به نمايش گذاشت.

اين نور جديد كه تقدير ملت ايران بوده تا آن را به سراسر گيتى برساند، به زودى به همان ميزان كه كشورهاى غير اسلامى را رسوا خواهد كرد، پرده از چهره رژيم‌هايى نيز كه به ناحق نام اسلام را يدک می‌كشند، برخواهد داشت.

📚 اسلام راهبر زندگی، ص۲۹-۳۰.

این ملت بزرگ جهان را غرق در نور خواهد کرد

اين ملت بزرگ همچنانكه وجدان جهان را تكان داد و معيارهاى مادى آن را با ارزش‏هايى كه در مرحله مبارزه به نمايش گذاشت، متزلزل نمود، به زودى ضمير انسانيت گمراه و وجدان ميليون‏ها انسان محروم را تكان خواهد داد و جهان را غرق در نور جديدى كه نور اسلام است، خواهد نمود، نورى كه انسان غربى و دست نشاندگان فرهنگى‏اش آن را پوشاندند، و تمامى امكاناتشان را- از اشغال نظامى گرفته تا مسخ فرهنگى و تحريف عقيدتی- به‌كار بردند تا جهان اسلام را از اين نور دور كنند و سلطه خود را بر آن تضمين كرده، وابستگى و تبعيت را بر آن تحميل كنند.

📚 اسلام راهبر زندگی، ص۲۹.

آن که تو را از دست داد چه به دست آورد؟

حسین(ع) کسی است که همه قداست‌های انسانیت را در یگانگیِ معجزه آسای خود خلاصه کرد. حیاتی در روح بی‌همتای او موج می‌زد که زندگی می‌ساخت؛ از این رو بر او گران آمد که این حیات را تنها برای خود بخواهد، پس آن را به عقیده‌ها بخشید و به نسل‌ها ارزانی داشت. این چنین زندگی حسین(ع) در هستی گستره یافت و از زندگی محدود یک انسان به زندگی گرانمایه و جاویدِ الگوی والای اسلام تبدیل شد و چنان وجدانی نیک خواه در دل نسل‌های آگاه بنی آدم ادامه یافت.

[…] حسین(ع) آن عاشق و شیدای حقیقت مقدس و جمال ازلی الهی بود که دنیا و ما فیها را هیچ به حساب نمی‌آورد؛ چراکه سرتاسر دنیا تنها چکه‌ای ناچیز بود از آن چشمه جوشان که او در آن فنا شده بود. چشمه‌ای که روح او را افسون کرده بود و احساسش را سراسر سوی خود کشانده بود .

به او گوش سپار که هنگام حرکت به سوی جهاد، با معشوق والای خود در دعای عرفه چه می‌گوید، دعایی که سروده جاودان بندگی ناب است: «آن که تو را از دست داد چه به دست آورد و آن که تو را به دست آورد چه از دست داد؟».

📚 امامان اهل بیت، ص۵۵۷-۵۵۸.

قهرمان کارزار معنویت

همو که هیچ کس نتوانست به اندازۀ او روح انسانی را بالندگی دهد و به آن اوج محمدی برساند و هیچ اصلاح‌‌گری جز او نتوانست روح انسان را از باور کامل الهی سیراب سازد؛ باوری که غایتِ اندیشه‌‌ها در پرواز فکری و واپسین گام آدمی در تکاپوی حقیقت مقدس است و با رسیدن به آن، وجدان می‌‌آرامد و روح می‌‌آساید.

بدین‌‌سان، وی بزرگ‌‌ترین مربی روح انسان و یگانه راهبری بود که در زیر پرچم خود معنویت‌‌های روحی را در کارزاری که از نخستین روزهای حیات عقل در جهان ماده به پا خاسته است، به پیروزی جاودان بر قدرت‌‌های مادی رساند.

او قهرمان کارزار معنویت و مادیت بود که با رسالتش رسالت‌‌های آسمانی پایان یافت.

📚 فدک در تاریخ، ص۱۳۳.

حب خدا یا حب دنیا

ولاء قلب‌‏هاى ما، از آن كيست؟ محبت اين قلب‏‌هايى كه در سينه داريم مال كيست؟ آن عشقى كه حاكم، محور و مركز دل‏‌هاى ما است، چيست؟

خداى سبحان دو ولاء را در يك دل جمع نمی‌‏كند، دو عشق محورى را در يك قلب جا نمی‌دهد. يا حب خدا يا حب دنيا؛ در يك دل، حب خدا و حب دنيا در كنار هم قرار نمی‌گيرند. قلب‌هايمان را امتحان كنيم، به سراغ قلبمان برويم و امتحانش كنيم، آيا به عشق خداى سبحان زنده است يا با حب دنيا زندگى می‌كند؟
[…]

دنياى هارون الرشيد عظمت داشت، خودمان را با هارون الرشيد مقايسه كنيم. ما هارون الرشيد را صبح و شب، لعن و نفرين می‌كنيم؛ چون در عشق دنيا غرق شده بود؛ اما می‌دانيد هارون الرشيد در چه دنيايى غرق شده بود؛
[…]

به ما يك دنياى كوچك ناچيز محدود عرضه شده است؛ دنيايى كه خيلى زود پراكنده شده و از دست می‌رود، دنيايى كه وسعت دنياى هارون الرشيد را ندارد. هارون الرشيد به ابرها رو می‌كرد و می‌گفت: هرجا بباريد خراجتان را براى من می‌آورند. در راه اين‏چنين دنيايى موسی بن جعفر عليه السلام زندانى شد. آيا ما امتحان كرده‌ايم، اين دنيا دست ما آمده است و موسی بن جعفر عليه السلام را زندانى نكرده‌ايم؟ آيا خودمان را آزموده‌ايم؟ از خودمان پرسيده‌ايم؟

📚 بارقه‌ها، ص۳۹و۵۰.

[امروزه] اندیشه مادی و اندیشه الهی هر دو با عبور از دایرۀ حس موافق‌اند و از نظر هر دو آنها معقول است که برای رسیدن به شناخت و معرفت باید دو مرحله را طی کرد: مرحلۀ گردآوری داده‌های حس و تجربه و مرحله تفسیر نظری و عقلی آن داده‌ها. یگانه اختلاف میان اندیشۀ مادی و اندیشۀ الهی در نوع تفسیری است که در مرحلۀ دوم، به صورت عقلی از داده‌های متنوع علمی نتیجه‌گیری می‌شود. اندیشۀ مادی، تفسیری را در نظر می‌گیرد که وجود خالق حکیم را نفی می‌کند؛ اما اندیشۀ الهی، بر این باور است که تفسیر آن داده‌ها تنها زمانی می‌تواند قانع‌کننده باشد که شامل اقرار به وجود آفریدگار حکیم باشد.

دو گونه استدلال برای اثبات وجود آفریدگار حکیم بیان می‌کنیم که در هر یک از این دو، بر اساس داده‌های حس و تجربه و نیز تنظیم داده‌ها به وسیلۀ عقل نتیجه گرفته می‌شود که هستی، آفریدگاری حکیم دارد. نام گونۀ نخست را «دلیل علمی» یا «استقرایی» و نام گونۀ دوم را «دلیل فلسفی» می‌گذاریم…

📚 اعتقاد ما، ص۲۹.

اگر انسان وجدانی آزاد و رها می‌داشت…

انسان از دیرباز حتی پیش از اینکه به مرحله‌ای از تجرید فکری و فلسفی برسد یا به فهمی تکامل‌یافته از شیوه‌های استدلال دست یابد به خدا ایمان آورد و او را خالصانه پرستید و ارتباط عمیقی را با او احساس کرد.

این ایمان نه زاییدۀ تضاد طبقاتی بود، نه ساختۀ استثمارگران ستمگر برای استوار کردن استثمارشان و نه آفریدۀ استثمارشدگان ستمدیده برای عقده‌گشایی و کاستن از رنج هایشان؛ زیرا ایمان به خدا، پیش از تضادها و اختلافاتی از این‌دست در تاریخ بشر وجود داشته است.
[…]

اگر انسان، وجدانی آزاد و رها می‌داشت، ساده‌ترین گونه‌های استدلال بر اثبات وجود آفریدگار حکیم هم برای ایمان آوردن او کافی بود «أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخالِقُون» (آیا از هیچ آفریده شده‌اند یا خود، آفریدگار خویش‌اند؟!) اما از دو قرن پیش تاکنون، اندیشه مدرن، مانع شده است وجدان بشر آزاد و بی‌آلایش بماند. به همین علت استدلال برای کسی که با اندیشه مدرن و شیوه‌های پژوهشی آن آشناست، باید عمیق‌تر باشد و به اشکال‌هایی پاسخ دهد که استدلال‌های ساده و بدیهی پاسخ‌گویی به آنها را بر عهده وجدان آزاد بشر می‌گذاشتند.

📚 اعتقاد ما، ص۱۶و۲۱.

اعتقاد ما؛ ایمان به پیام‌دِه و پیامبر و پیام

برخی از علمای بزرگ و بسیاری از طلاب و مؤمنان از من خواسته‌اند در زمینه‌ای که روزبه روز بر اهمیت آن افزوده می‌شود، به علمای گذشته اقتدا کرده و از روش نیکوی آنان پیروی کنم. علمای گذشته معمولاً همراه با رساله عملیه خود یا در ابتدای آن مقدمه‌ای مختصر یا مفصل برای اثبات وجود آفریدگار و اصول بنیادی دین می‌نوشتند؛ زیرا رساله عملیه بیانی اجتهادی از احکام شریعت اسلامی است – که خداوند متعال از سر رحمت بر جهان‌ها و جهانیان خاتم پیامبران را مأمور آوردن آن کرد – و این بیان، از اساس، بر پذیرش اصول بنیادی دین و تسلیم در برابر آنها مبتنی است. پس، ایمان به خدای پیام‌دِه و پیامبر و خود پیام، اساس محتوای هر رسالۀ عملیه و دلیل نیازمندی به آن است.

📚 اعتقاد ما، ص۱۵.

دلايل درنگ اميرمؤمنان علیه‌السلام برای نبرد سياسی با حکومت منحرف

چرا اميرمؤمنان علیه‌السلام برای فعاليت مستقيم در راستای نبرد سياسی تا پس از مرگ خلیفۀ دوم درنگ کرد؟ چرا در روزگار ابوبکر و عمر پا به نبرد نگذاشت؟

اميرمؤمنان علیه‌السلام اهتمام بسياری بر اين داشت که نبرد او نبردی ريشه‌ای و اعتقادی ديده شود که هدف آن نظريه است و نه شخص؛ و معلوم شود که او در اين نبرد در پی استحکام بخشيدن به نظريۀ حقيقیِ اسلام است، نه تحکيم [جايگاه] خود.

امام مصرّانه می‌خواست تا پندارها و بازتاب‌هايی که درباره نبرد ايشان در معرض ديد و لمس مردم قرار می‌گيرد، در سطح نبردی نظری و عقيدتی باشد، نه در سطح نبردی شخصی؛ چون اين موضوع از بزرگ‌ترين ابزار اثبات حقانيت نظريه‌ای بود که ايشان به‌دست می‌داد.

📚 امامان اهل بیت،‌ ص۱۹۱.

حکومت ابزاری برای برده‌سازی نیست

امام نظریۀ انسانیِ اسلام را با روشنیِ تمام توضیح داد، نظریه‌ای که از هرگونه تعصبِ نکوهیده به‌دور است؛ ایشان در سفارش به والی خود فرمود: «آنان دو دسته‌اند: یا برادر تو در دین هستند یا همتای تو در آفرینش».

ایشان در سخنی بسیار شگفت می‌خواهد مفهوم حکومت اسلامی را در ذهن مردم اصلاح کند. در سایۀ این سخن، حکومت اسلامی ابزاری برای برده‌سازی غیرمسلمانان و دشمنی با آنان نیست؛ بلکه مجالی است برای رعایت برادری دینی به‌طور خاص و برادریِ انسانی به‌طور عام.

گرایش اسلام به این نگاه انسانی در سطح شگفت و بی‌نظیری قرار دارد. آن‌چنان‌که علی علیه‌السلام که رئیس حکومت اسلامی است، زره خود را نزد فردی مسیحی می‌یابد و برای آنکه آن را از او بگیرد راهی ندارد جز آنکه همراه با او دربرابر قاضی بایستد.

📚 امامان اهل بیت، ص۳۸۲.

امیرمؤمنان علیه‌السلام برترین اسوۀ جهاد

امام علی علیه‌السلام برترین اسوۀ جهاد در راه هدف بزرگ اسلام بود. زندگی فرخندۀ ایشان از آنجا که در مسجدالحرام آغازش فرمود تا سرانجام که در خانۀ پروردگارش به شهادت رسید سراسر، لهیب نبردی مقدس بود که در راه دین، هیچ نرمی نداشت و در کارِ تکلیف، هیچ سستی نمی‌ورزید و در راستای حق، هیچ کندی نمی‌کرد و هیچ‌چیز را برتر و فراتر از ایثار و فداکاری نمی‌دید.

امام با دعوت اسلام هم‌روزگار شد و با روح و عقل و فکر و همه احساس و عاطفۀ خویش در آن درآمیخت و از نخستین ساعت از عمر فرخندۀ این دعوت با آن همگام شد؛ دعوتی که با قدرت و قوت آغاز شد تا تاریخ را بسازد و جهانی نو دراندازد و به‌دست انسان، رسالتی را که از برایش آفریده شده بود، برآوَرَد .

📚 امامان اهل بیت، ص۳۷۵.

دو نمود زندگی امیرمؤمنان علیه‌السلام

زندگی جهادگرانه امام دو نمود داشت:
باری ایستاد تا با قوای کفر نبرد کند؛ قوای کفرِ آشکار و بی‌پرده‌ای که اسلام را به‌عنوان یک دین و مبنا انکار و به‌عنوان یک دولت با آن دشمنی می‌کردند. امام با ایستادگی‌های بُرّای خود دربرابر آنان شگفت‌ترین پیروزی‌ها را برای اسلام و دعوت اسلام به ثبت رسانید.

بار دیگر در موضع جهادگرانۀ جاوید خویش در روزگار خلافت خود ایستاد تا ذهن مسلمانان را نسبت به مفاهیم اسلام اصلاح کند و سدی دربرابر کژروی از اهداف والا و نظامِ نمونۀ اسلام شود؛ یعنی دربرابر کجروان و تأویلگرانی که می‌خواستند نظام اسلام را بازیچۀ خود سازند و آن را فراخور اندیشه‌های جاهلی و شهوات پست خود تحریف کنند و شعارهای جدیدی سر دهند که هیچ پیوندی با اسلام نداشت.

📚 امامان اهل بیت، ص۳۷۷.

اسلامی که هیچ ارتباطی با این عرف‌ها ندارد

جنبش نوسازى‌اى كه بر پايه اسلام استوار است و ارتباط محكمى با منابع حقيقى آن در ميان امت دارد و اسلام را در حكومتى تجسم مى‌‏بخشد كه به نيكى امر و از زشتى نهى مى‌‏كند، قادر است به نفعِ سازندگى و نوسازى، بخش اعظمى از محافظه‌‏كاران را جذب كند.
[…] بسيارى از نيروهاى منفى، در فرايند سازندگى به نيروهاى مثبت تحول مى‏‌يابند. به‌عنوان مثال وضعيت عقب‏‌مانده‏‌اى را كه [اینک به‌سبب دوری از اسلام حقیقی] بر زن مسلمان و مناسباتش با جامعه و مردان حاكم است در نظر بگيريد.

به‌جاى اينكه براساس مفاهيم بى‌‏حجابى و ديدگاه تمدن غربى در مورد رابطه مرد و زن به نبرد با اين عقب‌ماندگى پرداخته شود، بايستى مبارزه‏‌اى براساس مفاهيم دينى صورت گيرد و اين مبارزه بايد از آگاه ساختن مسلمانان از تفاوت گذاشتن بين عرف‏‌ها و شرايط اجتماعى‌‏اى كه موجب اين عقب‏‌ماندگى براى زن مسلمان شده و بين اسلامى كه هيچ ارتباطى با اين عرف‏‌ها ندارد، شروع شود.

از اين طريق مى‏‌توان ارزش‏‌هاى اخلاقی‌دينى‏‌اى كه طى شرايط عقب‌‏ماندگى چهره‌‏اى منفى گرفته، تصحيح و آنها را از چهرۀ منفى به چهرۀ مثبت شايسته اسلامى تبديل نمود.

📚 اسلام راهبر زندگی، ص۲۲۵.

وجودش دلیل و برهانی بر درستی عقیدۀ ماست

امام جواد(ع) همو که خداوند متعال مقدر فرمود تا وجود هُمامش در طول زندگی اهل بیت(ع) دلیل و برهانی باشد بر درستی عقیده‌ای که ما درباره اهل بیت(ع) به آن ایمان داریم. پدیده‌ای که با این امام پدیدار شد، آن بود که ایشان به امامت رسید حال آن که هنوز در سن کودکی بود.

[…] این بِدان معناست که ایشان پیشوایی طایفه شیعه را از نظر روحی و دینی و علمی و فکری به عهده گرفت حال آن که بیش از هفت سال نداشت. اگر این پدیده را که برای نخستین بار در زندگی امامان(ع) در امام جواد(ع) نمود یافته، بر اساس حساب احتمالات بررسی کنیم، هر آینه درخواهیم یافت که این پدیده به تنهایی کافی است تا حقانیت خطی را که امام جواد(ع) نمایندگی می‌کرد، بپذیریم؛ زیرا چگونه ممکن است با پیش فرضی جز پیش فرض امامت واقعی بتوانیم به کسی بنگریم که بیش از هفت سال سن ندارد و در عین حال، پیشواییِ این طایفه را در همه زمینه‌های روحی و فکری و فقهی و دینی به عهده گرفته است؟!

📚 امامان اهل بیت، ص۶۳۷ـ۶۳۸.

امام باقر(ع) سرآغاز مرحله دوم امامت

اکنون ما درباره امامی سخن می گوييم که سرآغاز نقش دوم از نقش‌های سه‌گانه است؛ يعنی امام باقر(ع) . ايشان زماني به عرصه آمد که نقش نخست به پايان رسيده بود و ديگر همه مسلمانان می‌دانستند که پدران اين بزرگ‌مرد کسانی بوده‌اند که جان و خون و زندگی خود را فدا کرده‌اند و از آسايش و فراخی و همه سويه های دنيا دست کشيده‌اند تا در برابر اين کژروی بايستند و به مردم ـ دست کم ـ بگويند که اين، اسلام نيست، بلکه چيزی جز اسلام است، و اين اجرا چيزی جز آن نظريه است، و اين واقعيت بيرونی چيزی جز ادعايی است که می شود، و مفهومی که کتاب و سنت به دست می دهند، چيزی جز اين نمودی است که در دستگاه اين پيشوايان کجرو پيکره يافته است .

پس از آن که اين مهم از گذر نقش نخست به انجام رسيد، امام باقر(ع) آمد تا بگويد: اين نقشی که به انجام رسيد، فقط يک سری اعمال شخصی نبوده که کسانی جداجدا برای مصلحت اسلام انجام داده باشند و تنها تعصب بر سر اسلام وجه مشترک آن‌ها باشد، بلکه اين نقش در حقيقت نما و نمودی است از يک گروه آگاه که به طور صحيح و آگاهانه به اسلام ايمان دارد . اين جماعت و اين گروه، همان گروه نجات يافته‌ای است که رسول خدا ذکر فرمود. اين گروه نشانه‌های ويژه و چارچوب ويژه و شرايط ويژه خود را دارد و در برابر شاخه‌های گوناگون معارف اسلامی روز، موضع ويژه خود را دارد .

📚 امامان اهل بیت، ص۵۸۶ـ۵۷۸.

مراحل تاريخ امامان اهل‌بیت علیهم‌السلام (١)؛ مرحلۀ اول و دوم

تاريخ علیهم‌السلام را پس از درگذشت رسول الله(ص) می‌توان به سه مرحله بخش کرد:
مرحلۀ نخست: مرحلۀ مصون سازی در برابر آسيب کژروی

[…] اين مرحله همان مرحله‌ای است که رهبران اهل بيت علیهم‌السلام در آن با لطمه ناگوار کژرویِ تجربۀ اسلامی پس از درگذشت رسول خدا(ص) به سر بردند. اين کژرویِ ناگوار و معضل‌آفرين، با ويرانی‌ها و بدبختی‌ها و پيامدهايی که داشت، ممکن بود تا نابودی اسلام و منابع آن و امت اسلام پيش رود و آن را در روند پيوستۀ زمان به داستانی تاريخی تبديل کند که هيچ موجوديتی برای آن باقی نماند.

[…] اين همان مرحله نخست است که از بعد درگذشت پيامبر اعظم(ص) آغاز می‌شود و تا زندگانی امام چهارم، يعنی امام زين‌العابدين(ع) ادامه می‌يابد.

مرحلۀ دوم: مرحله تشکيل گروه شايسته
[…] در مرحلۀ دوم اهل‌بیت علیهم‌السلام پس از آنکه [در مرحلۀ نخست] طرح‌های لازم را به انجام رساندند و از ساختِ ضمانت‌های اساسی دربرابر آسيب کژروی فارغ شدند، آغاز به تشکيل گروه کردند؛ تشکيل گروهی که به پيشوايی اهل‌بيت علیهم‌السلام ايمان داشته باشند و زير لوای ايشان گرد آيند و مفهومی را که اهل‌بيت علیهم‌السلام از اسلام ارائه کرده‌اند، با تمام مرزها و بُعدهايش درک کنند.

[…] اين کار را امام باقر و امام صادق(ع) در بالاترين سطح انجام دادند و گفتيم اين مرحله تا زمان امام کاظم(ع) ادامه داشت.

📚 امامان اهل‌بیت، ص۱۳۸ـ۱۴۰.

تحلیلی جامع و کل‌نگر از زندگانی اهل‌بیت علیهم‌السلام.
رفع تناقض‌های برآمده از تحلیل‌های ناقص و جزء نگر.
۶۶۰ صفحه در قطع وزیری.

رفتارهای او روزبه‌روز جوانان و طلبه‌های بیشتری را به این مسجد می‌کشاند؛ از جوانی سیزده‌ساله که به شکایت از پدرش، که دین را قبول نداشت، دو ساعت در گوشه‌ای با او سخن می‌گفت گرفته تا پاسخ به سؤال جوانی دربارۀ امام زمان قبل از ظهور و بعد از آن، که دو روز جوابش طول می‌کشید و سرانجام جوانانی که سؤال‌هاشان از دغدغه‌ای خبر می‌داد که محمدباقر عمرش را برای آن می‌گذاشت: «چه کنیم امت اسلام آگاه شوند؟» این سؤال‌ها، حتی در زمان خستگی، او را به وجد می‌آوردند و زمان را از کفش می‌ربودند. شب‌وروزش به همین می‌گذشت، بهترین لحظات عمرش. […]

این سؤال‌ها و کنجکاوی‌ها برای او بشارت بودند. می‌گفت: «سؤال بیشتر از دعا مرا به خدا نزدیک می‌کند.»

نا، ص۱۱۱ـ۱۱۲.

زهرا بر بال خیال پاک خویش به آفاق زندگانی پیشین و دنیای پدر بزرگوارش سیر کرد؛ دنیایی که با پیوستن سَرور هستی به خداوندگارش، به یادگاری جاودان و تابناک برای این بهشتی‌‌بانو تبدیل شد که هر لحظه وی را با گونه‌‌هایی از احساس و عاطفه و رهنمایی یاری می‌‌داد و جلوه‌‌هایی از شادمانی و خوشی را در وجودش برمی‌‌انگیخت. هرچند وی به‌حساب زمانه، چند روز یا چند ماه دیرتر به پدرش پیوست، در پیوند روحی و یادمانی، حتی لحظه‌‌ای از وی جدا نبود.

بدین‌‌روی، در جان وی سرچشمه‌‌ای از نیرو جاری بود که فرونمی‌‌خشکید و قدرتی برای انقلابی کوبنده وجود داشت که پایان نمی‌‌پذیرفت. درون او پرتوهایی از نبوت و جان محمد(ص) تابیدن داشت که راه را برایش روشن می‌‌ساخت و او را به راه درست هدایت می‌‌کرد.

📚 فدک در تاریخ، ص۲۶-۲۷.

ضرورت بازشناسی مجدد روش‎‌های کلامی شهید صدر و فرصت‌‎های ارزشمندی که این بازشناسی فراروی ما قرار می‎دهد، موضوعی بود که محوریت نشست «مبانی، رویکردها و نوآوری‌‌های کلامی شهید صدر» را به خود اختصاص داد.

گزارش سخنرانی حجت‌الاسلام خسروپناه را اینجا بخوانید

گزارش سخنرانی دکتر لاهوتیان را اینجا بخوانید

نشست رونمایی و نقد دو کتاب «اعتقاد ما» و «انسان و عبادت» به قلم شهید محمدباقر صدر عصر (یکشنبه ۲۲ دی) از سوی کارگروه ویرایش متون دینی انجمن «ویرایش و درست‌نویسی» و پژوهشگاه تخصصی شهید صدر از سوی مؤسسه خانه کتاب و با همکاری انجمن علمی گروه علوم اجتماعی اسلامی دانشگاه تهران در سرای اهل قلم برگزار شد.

 

گزارش این نشست را اینجا بخوانید

به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه‌های عمومی استان تهران، نشست کتابخوان ۱۴۰۰ با معرفی و بررسی کتاب «نا» با حضور مریم برادران نویسنده اثر و ساجده ابراهیمی به‌عنوان مجری و کارشناس برنامه، به‌صورت زنده از صفحات مجازی ادارۀ کل کتابخانه‌های عمومی استان تهران برگزار شد.

گزارش این نشست را اینجا بخوانید

از جنبه بشری، این احساس انسانِ متمدن که دیگر به پایان راه رسیده، عاملی زیربنایی در آفرینش فضای مناسب برای پذیرش رسالت جدید، یعنی رسالت عدالت است.

این احساسِ رسیدن به پایان راه، از رهگذر تجارب گوناگون تمدنی انسان متمدن فراهم می‌آید که از رفتارهای منفی خود گران‌بار گشته و نیاز خود به یاری را دریافته و با فطرتش به جهان غیب یا سویی نامعلوم گراییده است.

از جنبه مادی، شاید وضعیت مادی زندگی جدید،‌ نسبت به وضعیت زندگی کهن در روزگارانی همچون عصر غیبت صغری، برای پیاده‌سازی آن رسالت در همه جای جهان تواناتر باشد.

این از آن رو است که مسافت‌ها کوتاه گشته و قدرتی بزرگ برای هم‌کنشی میان ملت‌های جهان پدید آمده و ابزارهایی فراهم شده که نیاز دستگاه مرکزی برای آگاهی‌بخشی به ملل جهان و پرورش آنان بر اساس رسالت تازه را برآورده می‌سازد.

📚 پژوهشی درباره امام مهدی علیه‌السلام، ص٨٢

روشن است که مهدی علیه‌السلام خود را برای یک اقدام اجتماعی محدود و نیز تغییری در یک بخش معین از جهان آماده نساخته؛ زیرا رسالت وی که خداوند او را برای آن ذخیره نموده، تغییری فراگیر در جهان و بیرون آوردن همه بشریت از تاریکی ستم به روشنای عدالت است.

برای پرداختن به چنین تغییر بزرگی کافی نیست که رسالت و راهبر صالح آمادگی یابد؛ وگرنه، این شرط در همان عصر نبوت فراهم شده بود.

این تغییر نیازمند فضای مناسب جهانی و جو عمومی سازگاری است که اوضاع و احوال عینی مطلوب برای فرایند تغییر جهانی را محقق کند.

📚 پژوهشی درباره امام مهدی علیه‌السلام، ص٨٢

پدیده‌ای که با امام جواد علیه‌السلام پدیدار شد، آن بود که ایشان به امامت رسید حال آن‌که هنوز در سن کودکی بود؛ بر این اساس که تاریخ، اتفاق و اجماع دارد که وقتی پدر ارجمند امام جواد علیه‌السلام درگذشت، ایشان بیش از هفت سال سن نداشت. این بدان معناست که ایشان پیشوایی طایفه شیعه را از نظر روحی و دینی و علمی و فکری به عهده گرفت حال آن‌که بیش از هفت سال نداشت. اگر این پدیده را که برای نخستین بار در زندگی امامان علیه‌السلام در امام جواد‌ علیه‌السلام نمود یافته، بر‌اساس حساب احتمالات بررسی کنیم، هر آینه درخواهیم یافت که این پدیده به‌تنهایی کافی است تا حقانیت خطی را که امام جواد علیه‌السلام نمایندگی می‌کرد، بپذیریم؛ زیرا چگونه ممکن است با پیش‌فرضی جز پیش‌فرض امامت واقعی بتوانیم به کسی بنگریم که بیش از هفت‌سال سن ندارد و در عین حال، پیشوایی این طایفه را در همه زمینه‌های روحی و فکری و فقهی و دینی به عهده گرفته است؟!

📚 امامان اهل‌بیت، ص۶٣٧.

اکنون به سؤال سوم می‌رسیم: آماده‌سازی راهبر منتظَر چگونه به انجام رسیده است، حال آن که وی تقریباً تنها پنج سال در زمان پدرش امام عسکری(ع) زیسته است؟

یک. امامت پیشوایان اهل‌بیت نهادی از نهادهای قدرت و نفوذ نبود که با وراثت از پدر به پسر منتقل شود و نظام حاکم از آن پشتیبانی نماید، مانند آن‌چه در پیشوایی خلفای فاطمی و خلافت عباسیان وجود داشت. امامت اهل‌بیت وفاداری پایگاه‌های گسترده مردمی خویش را از طریق نفوذ معنوی و اقناع فکری آن پایگاه‌ها نسبت به شایستگی این امامت برای پیشوایی و راهبری اسلام بر پایه‌هایی روحی و فکری، به دست می‌آورد…

دو. این پایگاه‌های مردمی از صدر اسلام بنا نهاده شد و در دوره امامان باقر و صادق علیهماالسلام شکوفا گشت و گسترش یافت…

سه. شرایط تعیین امام و شناخت شایستگی فرد برای امامت که این مکتب و پایگاه‌های مردمی آن در جامعه اسلامی به آن‌ها ایمان داشتند و تقید می‌ورزیدند، شرط‌هایی دشوار بودند؛ زیرا اینان باور داشتند که یک فرد تنها در صورتی امام است که عالم‌ترین فرد دوره خود باشد…

چهار. این مکتب و پایگاه‌های مردمی آن در راه پایداری بر عقیده خویش در موضوع امامت، فداکاری‌های بزرگی می‌نمودند؛ زیرا در نگاه خلفای وقت، آن‌ها دست‌کم از لحاظ فکری دشمن قلمداد می‌شدند…

پنج. امامانی که این پایگاه‌های مردمی به امامت ایشان ایمان داشتند، از مردم خود کناره نمی‌گرفتند و همچون حکمرانان که در برج عاج می‌نشینند، با ملت رفتار نمی‌کردند. ایشان هرگز از مردم چهره نمی‌پوشاندند…

شش. دستگاه خلافت معاصر با امامان علیهم‌السلام به ایشان و راهبری معنوی و پیشوایانه آن‌ها به‌عنوان سرچشمه خطری بزرگ برای وجود و سرنوشت خود می‌نگریست و براین‌اساس، همه تلاش خویش را به کار می‌بست تا این راهبری را از میان بردارد.

اگر این شش نکته را که حقایق تاریخی تردیدناپذیر هستند به دقت بنگریم، می‌توانیم به یک نتیجه دست یابیم: پدیدۀ امامت زودهنگام یک پدیدۀ واقعی بود و در شمار اوهام به‌شمار نمی‌رفت؛ زیرا امامی که به صحنه پای می‌نهاد و در سن کودکی خود را پیشوای معنوی و فکری مسلمانان می‌خواند و همه آن جریان گسترده، ولایت و امامت وی را می‌پذیرفتند، می‌بایست مقدار روشن و قابل‌مشاهده و بلکه عظیمی از دانش و معرفت و افق دید گسترده را می‌داشت و در فقه و تفسیر و عقاید چیره‌دست می‌بود؛ چراکه اگر چنین نبود، آن پایگاه‌های مردمی به امامتش رضایت نمی‌دادند.

📚 پژوهشی درباره امام مهدی، ص۶١-۶۴ (با تلخیص)

بارها گفته‌ایم که اگر در پی این علوم می‌رویم و خودمان را به آن‌ مجهز می‌کنیم، فقط برای این است که می‌خواهیم با استفاده از این علوم برای حمایت از اسلام به میدان جنگ با دشمنان دین و اسلام برویم؛ وگرنه، صرفِ دانستن و فهم عمیق این مطالب اصولی و فقهی دقیق و تبحر در آن‌ها هیچ تغییری در وضع اسلام ایجاد نمی‌کند، اوضاع امروز اسلام را حتی یک گام به پیش نمی‌برد، مشکلی از مشکلات مسلمانان را از میان برنمی‌دارد و دردی از دردهای امت اسلام را درمان نمی‌کند.

📚 حوزه و بایسته‌ها، ص۱۴۱.

وقتی از فرهنگ اسلامی و جایگزین کردن آن به‌جای فرهنگ غربی و یا هر فرهنگ دیگری که قرآن نیاورده است – با هر شکل و از هر منبعی – سخن می‌گوییم، از امت نمی‌خواهیم که از تمدن جدید و علوم آن دست بردارد؛ چنان‌که برخی ادعا می‌کنند که احیای فرهنگ اسلامی به‌معنای اعادۀ همان زندگی ابتدایی مسلمانان در مدینةالنبی و پس زدن دستاوردهای تمدن جدید در حوزۀ وسایل زندگی و ابزارهای رفاهی است.

🔹 این ادعا، تهمت به اسلام است؛ زیرا فرهنگ غیر از تمدن است؛ فرهنگ نگرش امت به زندگی، و تمدن روش‌های زیستن است که با تحول علوم و اکتشافات تغییر می‌کند. فرهنگ اسلامی بر پایۀ پیوند دادن زندگی انسان به آفرینندۀ حکیمی استوار است که این زندگی را خلق و بهترین نظام را برای آن وضع کرده است و باور دارد که سعادت این زندگی جز با تطبیق نظام الهی بر آن، به‌دست نمی‌آید و هدفی که باید برای این زندگی مدنظر قرار بگیرد، رضای خداوند متعال است که با برپایی جامعه‌ای عادل بر طبق نظام الهی، محقق می‌شود.

📚 بارقه‌ها، ص٣٠٧.

مى‏‌خواهيم به‌خوبى روشن شود كه ما بيش از هميشه و به‌‏خصوص در اين شرايط سخت كه با بزرگ‌ترين خطرى كه اسلام را تهديد مى‌‏كند، يعنى تهاجم صهيونيست‌‏هاى غدّار مواجه هستيم، احتياج داريم كه در برابر خداوند متعال براى نجات سرزمين مغصوبمان و بازگرداندن فلسطين به وطن اسلامى احساس مسئوليت كنيم و در اين راستا، عزم و اراده، اخلاص و تصميم براى يک تلاش مجدّانه، دورى از مظاهر پراكندگى و تفرقه و سخنان غيرمسئولانه و سپس توكل به خدا و يارى طلبيدن از او از مهم‌‏ترين عوامل پيروزى است.

✉️ بخشی از پیام آیت‌الله حکیم که شهید صدر به‌دستور ایشان متن این پیام را به رشتۀ تحریر درآورد و سید مهدی حکیم آن را در تاریخ ٢٧صفر١٣٨٩ق. به نیابت از پدر خود در صحن شریف امیرالمؤمنین خواند.

📚 بارقه‌ها، ص٣۴٩.

 

وقتى با اين ملت بزرگ، يعنى ملت بزرگ مسلمان ايران كه با جهاد، خون و قهرمانى بی‌نظيرش، تاريخ اسلام را از نو نگاشت و نمونه‌‏اى گويا و زنده از روزگار نخستين اسلام در تمامى عرصه‌‏هاى شجاعت و ايمان و حماسه، به جهان ارائه داد، سخن مى‏‌گويم، احساس غرورى‏ بزرگ، مرا فرا مى‏‌گيرد.

📚 اسلام راهبر زندگی، ص۴٣.

با بررسی عبادات گوناگون می‌بینیم که در بیش‌تر موارد و به شکل‌های مختلف، رابطه اجتماعی در کنار رابطه عبادیِ عبادت‌گزار با پروردگارش قرار گرفته است تا تأکیدی بر این باشد که رابطه عبادی در زندگی آدمی، نقشی اجتماعی نیز دارد و عبادت در صورتی موفق قلمداد خواهد شد که بتواند نیرویی مؤثر در جهت‌دهی شایسته روابط اجتماعی باشد.

📚 انسان و عبادت، ص۶٩.

حتی دورترین نقاط…

ما در برابر خدای متعال نسبت به هر انسانی که از دین منحرف شود پاسخ‌گو هستیم. ما نسبت به هر انسانی در دورترین نقطۀ جهان اسلام که به‌‌رغم وجود امکانات منحرف است، مسئول هستیم؛ چه برسد به آن کسانی که در وطن ما، در کشور ما و در میان مردم ما زندگی می‌کنند.

چگونه می‌توانیم ادعا کنیم که از دعوت‌کنندگان به خدای متعال هستیم، درحالی‌که در کشور ما کسانی وجود دارند که از اسلام هیچ‌چیز نمی‌دانند و ما اصلاً به آنها فکر هم نمی‌کنیم؟

📚 بارقه‌ها، ص۴٠

صحیفۀ سجادیه، نسخۀ درمان امت

برای امام زین‌العابدین علیه‌السلام چنین مقدر شده بود که پس از شهادت پدر ارجمندش مسئولیت‌های رهبرانه و روحانی خود را به عهده گیرد‌. این مرحله از حساس‌ترین مراحل زندگی امت در آن برهه بود؛ زیرا این مرحله، موج اول فتوحات را در پی داشت.

[و این اتفاق مسلمانان را] در معرض دو خطر بزرگ بیرون از حوزۀ سیاسی و نظامی قرار داد: خطر نخست از آنجا ناشی شد که جهان مسلمانان به روی فرهنگ‌های گونه‌گون و عرف‌های قانون‌گذاری و وضعیت‌های اجتماعی مختلف گشوده شد.

اما خطر دیگر از موج رفاهی ناشی شد که به‌دنبال گسترش شگفت سرزمینی، جامعۀ اسلامی را درنوردید؛ زیرا موج‌های رفاه هر جامعه‌ای را در معرض خطر همراهی با خوشی‌های دنیا و زیاده‌روی در زینت‌های زندگیِ محدود قرار می‌دهد….

امام علی‌بن‌حسین علیه‌السلام این خطر را احساس و درمانش را آغاز کرد‌. ایشان از دعا بنیانی برای این درمان نهاد‌؛ «صحیفۀ سجادیه» برایند این درمان بود‌. در سیرۀ امام علیه‌السلام آمده است که ایشان در هر جمعه برای مردم خطبه می‌خواند و آنان را اندرز می‌داد و به زهد در دنیا فرامی‌خواند و به عمل برای آخرت برمی‌انگیخت و با آن قطعه‌های هنری از گونه‌گونۀ دعا و ثنا و ستایش گوش آنان را می‌نواخت.

📚 امامان اهل‌بیت، ص۵٧٢-۵٧۴ با تلخیص

باید به خود القا کنیم که آماده‌ایم تا هرگاه اسلام از ما خواست، جان خود را ارزانی داریم.

چنان‌که امروز در فلسطین و در بسیاری از کشورهای امت اسلام که اسلام و مسلمین در آنجا به مصائب و بلایا و بدبختی‌ها گرفتارند، از ما خواسته می‌شود.

باید همیشه به خود القا کنیم از ما همان چیزی خواسته می‌شود که از امام حسین علیه‌السلام خواسته شد؛ زیرا ما در خط امام حسین علیه‌السلام و اهل‌بیت ایشان حرکت می‌کنیم‌.

📚امامان اهل‌بیت، ص٣٧١.

حكومت اسلامى دو وظيفه دارد: يكى تربيت انسان بر آن مبناى فكرى و تنظيم رويكردها و احساس‏هايش بر اساس آن؛ و ديگرى كنترل كردن وى از بيرون و بازگرداندنش به همان مبنا، آن‏گاه كه وى در عمل از آن انحراف يابد. ازاين‌رو، بينش سياسى اسلام تنها شامل بخش ظاهرى زندگى اجتماعى نيست؛ بلكه نوعى بينش سياسى عميق است كه به نگاهى فراگير و كامل درباره زندگى، هستى، اجتماع، سياست، اقتصاد و اخلاق بازمى‌‏گردد. اين نگاه فراگير، همان بينش كامل اسلامى است.

📚 فلسفه ما، ص۶۴.

آشنایی من با شخصیت مرحوم شهید صدر به دوران کودکی‌ام بازمی‌گردد. زمانی که برادر بزرگم، آیت‌الله سید کاظم حائری، تلمذ نزد شهید صدر را آغاز کرد، من در سن کودکی بودم و از همان زمان با شخصیت مرحوم شهید صدر آشنا شدم. ایشان افزون‌بر ارتباط درسی که با اخوی داشتند، تقریباً علاقۀ دوستی نیز با او پیدا کرده بودند و گاهی به منزل ما می‌آمدند. از آن زمان تا حدودی با شخصیت علمی و فکری و ویژگی‌های شخصیتی ایشان آشنا شدم.

حدوداً بیست‌ساله بودم که به مرحلۀ درس خارج رسیدم و مرحوم شهید صدر را بهترین استاد برای خود تشخیص دادم. در آن زمان آنچه را پیش‌ازاین دربارۀ ایشان می‌شنیدم، به‌صورت روشن لمس کردم. ایشان فقیهی ژرف‌نگر، مبتکر، آشنا با نیازهای فکری جامعۀ اسلامی و پاسخ‌گوی این نیازها بودند.

📚 آن‌روزها، ص٢٣.

اسلام به محکوم کردن اهداف جاهلی و ارزش‏های آن از زندگی اکتفا نمی‏کند، بلکه به جای این هدف‏ها ، هدف متعالی که باید انسان‏ها در مسیر آن حرکت کنند قرار می‏دهد….

قرآن به جای مال فزون‏تر و ثروت جاودانه‌تر، عمل بهتر را ایده‏آل و هدف اول قرار داده است و جماعت بشری را ـ که پیامبران الهی متولی تربیت و آماده‏سازی آن‌ها بوده اند ـ در پیشی گرفتن به‌سوی این هدف و رقابت در عمل صالح، تشویق کرده است….

برای اینکه این هدف جدید بر پایه‏ای واقعی و استوار قرار گیرد، اسلام دیدگاه جدیدی درباره صحنه زندگی دنیوی ارائه داده و آن را به جهانی فراتر از جهان محسوسات پیوند داده و به‌جای جاودانگی مال و ثروت، سخن از جاودانگی عمل به میان آورده و بر این نکته تأکید دارد که عمل به اعماق جان آدمی گسترش می یابد و در پایان ، بر پایه روشی که اعمال در آن جهان حقیقت نظم می یابند، شکل می‌گیرد.

📚 اسلام راهبر زندگی، ص۵٧.

معرفی کتاب آن روزها
مطالب بیان‌شده توسط استاد گران‌قدر آیت‌الله سید علی‌اکبر حائری، طی شش مصاحبه است.

خاطرات آیت‌الله سید علی‌اکبر حائری از دو جهت دارای برجستگی و اهمیت است:

١. حضور تا آخرین روزهای زندگی شهید صدر و دستگیری او و خواهر مظلومه‌اش، در نجف اشرف و نقل مشاهدات عینی از سوی ایشان؛

٢. سال‌ها تدریس کتاب‌ها و تبیین مبانی شهید صدر در حوزه‌های علمیه به‌دستور خود شهید صدر و آشنایی دقیق با اندیشه‌های استاد.

فصل‌های کتاب:
ویژگی‌های شخصیتی شهید صدر
نوآوری‌های علمی
دیدگاه سیاسی
همراهی با انقلاب اسلام

برای تهیه کتاب اینجا کلیک کنید.

مفهوم وسيعِ خلافتِ ربانىِ جماعتِ بشرى بر روى زمين، عناصر و ويژگى‌‏هاى ذيل را ايجاب مى‏‌كند:

١. انتساب جماعت بشرى به محورى واحد و ايمان به حاكم و مالكى واحد براى هستى كه خداوند متعال باشد؛

٢. برپايى مناسبات اجتماعى بر اساس بندگىِ خالصانه نسبت به خداوند و آزادى انسان از بندگى نام‌هايى كه مظهر انواع بهره‌‏كشى و نادانى و طاغوت هستند؛

٣. عينيت بخشيدن به روح برادرىِ همگانى در تمامى مناسبات اجتماعى پس از نابودى هرگونه بهره‌‏كشى و سلطه‏‌جويى؛

۴. خلافت و جانشينى که به‌معناى سپردن امانت است. به همين خاطر قرآن كريم، از خلافت به «امانت» تعبير كرده است و امانت مسئوليت‌‏آور بوده، احساس وظيفه را بر انسان مقرر مى‏‌كند؛ زيرا چنانچه انسان احساس مسئوليت نكند، نمى‌‏تواند مسئوليت‌‏هاى امانت‏دارى را به دوش بكشد يا نقش خلافت و جانشينى را ايفا كند.

📚 اسلام راهبر زندگی، ص١۵١-١۵٢ باتلخیص

احکام شریعت مقدس احکامی ثابت هستند…. ازآنجاکه این احکام دارای قالبی مشخص‌اند و شامل همۀ شرایط و حالات می‌شوند، هیچ گونه تغییر یا تبدیل آن‌ها جایز نیست و باید بدون هیچ تصرفی به‌اجرا درآیند.

برای نمونه الزام امت اسلامی به آمادگی کامل نظامی و قدرت‌افزایی تا حد ممکن برای رودررویی با دشمنان یکی از این احکام است. این حکم حکمی شرعی است که شریعت با برخی از نصوص خود مانند «وَ أَعِدّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوّةٍ» (هر نيرويى در توان داريد، براى مقابله با آن‌ها [دشمنان‏]، آماده سازيد) به آن تصریح کرده است؛ ازاین‌رو این حکم ثابت است و همۀ شرایط و حالات را دربرمی‌گیرد.

📚 بارقه‌ها، ص٢٧٨-٢٧٩.

اسلام برای همه بشریت مسئله مرگ و زندگی است. بشریت بی‌شک دیر یا زود، به اسلام خواهد رسید؛ زمانی که به شکست تجربه‌هایی ایمان بیاورد که در دوران بسیار درازمدت خود انجام داده؛ دورانی که در پی یافتن آیین زندگی پشت‌سر گذاشت و همچنان این دوران را ادامه می‌دهد تا اینکه در نهایت در ساحل اسلام،‌ دین طبیعت و حیات، لنگر اندازد.

پس شما ای مسلمانان، اولین کسانی باشید که در این ساحل لنگر می‌اندازید و جامعه اسلامی را برپا می‌کنید؛ جامعه‌ای که پرتوهای عدالت و حق را بر همۀ جهان می‌تاباند و معجزه‌ای را که بشریت از تحقق آن ناتوان بود محقق می‌سازد و کرامت فرد و حقوق جامعه را تأمین می‌کند و در این راه نه آزادی و طبیعت فرد را و نه حیات و سعادت جامعه را فدا می‌کند؛ چه اینکه هر نظامی که بر پایۀ توحید محض و شاخه‌های این توحید بنا نشود که همۀ جوانب زندگی را دربر می‌گیرد، نمی‌تواند این آرمان را برآورده سازد.

📚 بارقه‌ها، ص٣١۴-٣١۵

ضمانت اجرای درونی

با بررسی دوره‌های تاریخ بشریت، درمی‌یابیم که زندگی بشریت همواره پیرو نظامی مشخص بوده و هر اندازه ضمانت‌های اجرایی برای پایبندی افراد به این نظام بیشتر باشد، آرامش و ثبات بیشتری در زندگی انسان‌ها برقرار خواهد بود.

برخی از این ضمانت‌ها بیرونی و برخی دیگر، ضمانت‌های ذاتی و درونی است.

هرچند ضمانت‌های بیرونی در کنترل و مهار رفتار افراد نقش مهمی دارد، ولی در بسیاری از اوقات اگر همراه با ضمانت‌های ذاتیِ برخاسته از احساس مسئولیت درونی فرد نباشد، به‌تنهایی کافی نیست.

برای اینکه احساس مسئولیت درونی، واقعیتی زنده، پویا و کاربردی در زندگی انسان باشد، باید آدمی ایمان داشته باشد که پیوسته تحت نظارتی است که حتی ذره‌ای در آسمان‌ها و زمین از قلمرو آن بیرون نیست. همچنین باید تمرینی عملی وجود داشته باشد که این احساس مسئولیت درونی را در وجود انسان تقویت و تثبیت کند. تمرین عملی برای تقویت احساس مسئولیت درونی نیز از راه فعالیت‌های عبادی حاصل می‌شود.

📚 انسان و عبادت، ص ۵۴-۵۵

حکومت اسلامی، ضرورت تمدنی

حكومت اسلام تنها يک ضرورت دينى نيست، بلكه علاوه بر آن، ضرورتى تمدنى است؛ زيرا حكومت اسلامى تنها راهى است كه مى‌‏تواند استعدادهاى انسان را در جهان اسلامى شكوفا كند، او را تا كانون طبيعى‌‏اش در عرصۀ تمدن انسانى بالا برد و آن را از هرگونه تفرقه، وابستگى و سردرگمى كه از آن رنج مى‌‏برد، نجات دهد.

📚 اسلام راهبر زندگی، ص١٩۶.

ضرورت پیاده‌سازی اقتصاد اسلامی

«وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» (انفال:۶) هرچه نیرو در توان دارید براى [رويارويى‏ با] آنان فراهم كنيد.

در اين آيه شريفه، خداوند متعال براى حفظ هستى و سيادت امت، به بسيج همۀ نيروها، از جمله نيروى اقتصاد، كه سطح توليد نمايانگر آن است، به‌‏عنوان بخشى از مبارزه و جهاد امت فرمان داده است.

در اينجا، اهميت اقتصاد اسلامى به‌‏عنوان شيوه‌ای اقتصادى آشكار مى‌شود؛ شيوه‌‏اى كه قادر است از خلق‌وخوى انسانِ جهانِ اسلامى بهره جويد و آن را به نيروى بزرگ حركت‌‏آفرين و سازنده در فرايند رشد، و عاملى مهم در توفيق يک برنامۀ درست براى زندگى اقتصادى تبديل نمايد.

اگر نظام اسلامى را برگزينيم، از اين خلق‌وخو بهره خواهيم جست و خواهيم توانست آن را در مبارزه بر ضد عقب‏‌ماندگى، عامل قدرت قرار دهيم؛ به‌‏عكس آن‏كه شيوه‌‏هاى اقتصادى ديگرى را انتخاب كنيم كه از نظر روحى و تاريخى با زمينۀ اخلاقى ديگرى پيوند دارند.

📚 اقتصاد ما، ج١، ص٣١

فاطمه سلام الله علیها یک اسوه بود

فاطمه زهرا عليها السلام در اسلام يك اسوه بود، در جهاد براى اسلام، در صبر بر مصائب اسلام، الگو بود؛ در همه سختى‏ها، در همه مشكلات، در كنار پدرش بود، در جنگ‏ها همراه پدرش شركت مى‏كرد، زخم‏هايش را مداوا مى‏كرد، غصه‏هايش را برطرف می‌ساخت، همواره در كنارش بود، رسول خدا صلى الله عليه وآله در سختى‏ها با بودن او آرامش مى‏گرفت، در لحظات بسيار طاقت‏فرسا با او قوت مى‏گرفت؛ او به معناى حقيقى كلمه يك زن مسلمان مجاهد بود.

📚 بارقه‌ها، ص۵۴.

قرآن کریم؛ یگانه کتاب

قرآن كريم يگانه كتاب در اختيار ما است كه جنبه جامعيت را براى انسان فراهم مى‏كند و ازاينرو نبايد كتاب ديگرى را جايگزين آن نمود؛ چه اين‏كه اگرچه برخى از پژوهش‏هاى مربوط به اصول و مسائل عقايدى و يا انديشه اسلامى مواردى است كه انسان به يادگيرى آنها نياز دارد، اما به هيچوجه نمى‏توان از قرآن كريم به عنوان منبع اصلى انديشه جامع اسلامى، غافل شد؛ زيرا جامعيت در هيچ كتابى جز كتاب خداوند متعال وجود ندارد.

📚 بارقه‌ها، ص۲۲۶.

واقعۀ طف همچون قضيه‌ای غم‌بار و برانگيزاننده آمد تا وجدان امت را تکان دهد و آن را سوی رسالتش بازگرداند و دوباره شخصيت عقيدتی‌اش را برانگيزاند. بايسته بود که اين نقش را مجموعه‌ای از مردم ايفا کنند؛ کسانی که می‌توانستند، با نيروها و عناصری که داشتند، نقش خود را به‌شکلی کارساز و مؤثر در زندگی اين امتِ مرده و با درک وضعيت آن، ايفا کنند؛ وضعيتی که فرزدق در سخن خود به امام تصوير کرد و گفت: «شمشيرهايشان عليه تو و دل‌هایشان با توست».

📚 امامان اهل‌بیت، ص۴٨۴.

استعمار و تهی‌سازی امت

بدون شک انسان جهان اسلام به اسلام به‌عنوان دين و رسالتى الهى ایمان دارد كه خداوند آن را به آخرين پيامبرش فرو فرستاده و به كسانى كه خالصانه از آن پيروى مى‏كنند وعدۀ بهشت و به كسانى كه از آن سرپيچى مى‏كنند وعدۀ آتش داده است.

اين ايمان كه طى دوران انحراف و به‌خصوص پس از آنكه جهان اسلام وارد عصر استعمار شد و استعمارگران تلاش كردند تا آن را نابود كرده، از محتواى انقلابى متكاملش تهى كنند، در بخش بزرگى از مسلمانان به‌عنوان عقيده‏اى سطحى حيات دارد كه بسيارى از حرارت و گرمابخشى خود را از دست داده است.

به همين جهت، مسلمانان، از اين به بعد ديگر ترجمانى از امت اسلامى كه خداوند آن را امت وسط قرار داده تا گواه بر جهان و بهترين امتى باشند كه براى مردم پديدار شده، به‌شمار نمى‏روند؛ زيرا مقصود از امت اسلامى، تنها گرد آمدن فيزيكى شمارى از مسلمانان نيست، بلكه امت اسلامى به معنى تحمل مسئوليت الهى بر روى زمين، از سوى افراد آن امت است.

📚 اسلام راهبر زندگی، ص٢١۵.

سیاست استعماری برای ترویج بی‌بندوباری

از شصت سال پیش که استعمارگران به جهان اسلامی ما پا گذاشتند، در پی این بودند که به پسران و دختران جوان ما بقبولانند که فرهنگ نوعی هوس‌بازی و نوعی برهنگی و اختلاط و تلاش برای ارضای امیال و شهوات است؛ فرهنگ عبارت است از اباحی‌گری و دوری از مسجد و اسلام و مرجع تقلید و نماز.

به پسران و دختران جوان ما گفتند: انسان پیشرفته کسی است که با این‌ امور هیچ ارتباطی نداشته باشد و تا سر، غرق در شهوات و لذات شود.

استعمارگران از شصت سال پیش دنبال این بودند که به جان‌های دختران طاهر و پسران پاک ما این مفهوم غلط از پیشرفت و فرهنگ را تزریق کنند.

📚 بارقه‌ها، ص۵٣-۵۴

تربیت اسلامی بر پایۀ ایثار و یاری مستضعفان

تربيت اسلامى فرد در جامعۀ اسلامى بر اساس:
– احسان
– ايثار
– طرحِ منطقى جديد براى مبادله و متفاوت از منطق معامله مالى و مادى (كه در اصطلاح قرآنى تجارتى زوال‏‌‌ناپذير است)
– تشويق مؤكد بر يارى مستضعفان
-قرض دادن به نيازمندان همراه با روح محبت و برادرى و به‌خاطر پاداش و آمرزش گناهان [است].

تمامى اين موارد بستر معنوى و روانى بى‏‌نظيرى فراهم مى‏‌كند كه در فضاى خاص آن، انگيزه‌‏هاى كار خير رشد مى‏‌كند و بسيارى از مردم، با علاقه و رغبت به اعطاى قرض خيرخواهانه اقدام می‌ورزند.

اين، در جامعۀ اسلامى يک فرض آرمانى نيست، بلكه حقيقتى است كه نشانه‌‏هاى متعددى براى آن وجود دارد و يكى از آنها صندوق‏‌هاى قرض‌‏الحسنه است كه قبل از برپايى حكومت اسلامى به‌وجود آمد و به‌دليل روحيۀ نيكوكارى و ايثارگرى توسعه يافت كه شمار زيادى از مردم را بر آن داشت تا با ميل خود بخشى از اموال خود را بدون چشم‌داشت سودى به ديگران قرض دهند.

📚 اسلام راهبر زندگی، ص٢۴۵-٢۴۶

تجربه ملت ایران در منازعه تاریخی

بخش غربی تمدن اروپایی می‌گوید: اروپا پیشرفت نکرد، مگر هنگامی که دین را از زندگی جدا ساخت؛ و بخش شرقی این تمدن می‏‌گوید: دین افیون توده‌‏هاست و برای اینکه توده‏‌‌ها بتوانند برای آزادی خویش مبارزه کنند، باید از دین دست بکشند.

شما ملت ایران تواناترین مردم برای رد این یاوه‌‏های بی‏‌اساس هستید؛ چراکه شما از طریق واقعیت زندگی و تجربه‌‏های خود به این یاوه‌‏گویی‌‏ها، پاسخ می‏‌دهید. تجربه شما ثابت کرد که مانع پیشرفت ملت مسلمان ایران و رشد حقیقی‌اش چیزی جز دوری از اسلام، و سلطۀ نظام شاهنشاهی و اندیشه‌‏ها و ارزش‏‌های جاهلی برخاسته از آن نبوده است و هیچ نیرویی جز دین و اسلام، ملت ایران را به انقلاب و درهم شکستن طاغوت فرانخواند؛ همان اسلامی که شما مردم ایران آن را به‌عنوان برنامه زندگی و راهی برای سازندگی انتخاب خواهید کرد.

تحصیل‌‏کرده‌‏های غربی و غربزدگان، زیاد این جملات را تکرار می‏‌کنند که اسلام یک «دین» است نه اقتصاد؛ اسلام عقیده است، نه برنامه‏‌ای برای زندگی؛ اسلام رابطه بین انسان و خدای او را بیان می‏‌کند و صلاحیت ندارد که بنیاد یک انقلاب اجتماعی در ایران قرار گیرد. غافل از اینکه اسلام انقلابی است که در آن، زندگی از عقیده و بُعد اجتماعی و از امور معنوی جدا نیست. از‌این‌‌رو اسلام همواره در طول تاریخ، انقلابی بی‌‏همتا بوده است.

📚 اسلام راهبر زندگی، ص۴۴.

علی علیه‌السلام، تجسم دین محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله

رسول خدا همان‌سان که توانست بت‌پرستی را محو سازد، توانست علی را در پرتو حقایقی که از وجود خویش بر او افاضه می‌نمود به چشم همیشه‌بیداری تبدیل کند که پاسدار دین خداوند بود؛ چه این‌که حیات دنیایی با خواست‌ها و احساس‌های مخصوصش در وی فرومُرده و او تنها با دین و اعتقادش زندگی می‌کرد.

اگر اصول آسمانی محمد نمودی عملی بر روی زمین داشته باشد، علی تجسم زندۀ آن اصول در طول همۀ روزگاران و همۀ نسل‌هاست.

اگر رسول خدا علی و قرآن را در میان امتش جانشین ساخته، بدین‌روی بوده که قرآن تفسیر معانی علی بزرگ باشد و معانی علی، تجسمی از الگوهای قرآن کریم قرار گیرد.

اگر خداوند علی را در آیه مباهله، نفْس [یعنی خود] رسول خدا شمرد، از آن روی بود که مسلمانان دریابند که او امتداد طبیعی محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله و پرتوی فراتابیده از روح بزرگ اوست.

اگر پیامبر برای هجرت، بیمناکانه از مکه بیرون آمد و علی را بر بستر خویش باقی نهاد تا به جای او بر آن کشته شود، بدین معناست که تنها این دین مقدس بود که مسیر زندگی‌ این دو انسان بزرگ را ترسیم می‌نمود.

اگر آسمان جوانی علی را ستوده و رضایت ذات الهی را از آن آشکار نموده و منادی بانگ برآورده که «شمشیری جز ذوالفقار و جوانی جز علی نیست» مقصودش آن است که فقط جوانیِ علی آن نیرویی است که زمینۀ استواری عقیدۀ قرآنی را بر روی زمین فراهم می‌آورد و تنها همین جوانی، کمال مردانگی است که آدمیان، دیگر به بلندای آن دست نمی‌یابند و دلیری پهلوانان و اخلاص مخلصان تا افق آن اوج نمی‌گیرد.

فدک در تاریخ، ص١٠۶.

الزام مسلمانان به فراگیری و تدبر در قرآن

در قرآن کریم و سنت صحیح، به فراگیری قرآن، تدبر در معانی و نیز اندیشه در اهداف و مقاصد آن بسیار تشویق شده است. خداوند متعال می‌فرماید:

أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها
آيا در قرآن تدبر نمى‏كنند يا بر دل‌هايشان قفل نهاده شده است؟!

این موضع اسلام امری طبیعی است. اسلام با همه ابزارهای انگیزشی‌اش مسلمانان را تشویق می‌کند تا در فراگیری قرآن و تدبر در آن بکوشند؛

زیرا قرآن دلیل جاویدان بر پیامبری، قانونی ثابت و آسمانی برای امت اسلامی در تمام عرصه‌های زندگی و کتابی هدایتگر برای بشریت است که جهان را از تاریکی‌ها به نور راهنمایی می‌کند. این کتاب امتی را ساخت، به آن‌ باورهای دینی آموخت، نیرو و توانش بخشید، با مکارم اخلاقی رشدش داد و بزرگ‌ترین تمدنی را برایش بنا نهاد که بشریت تا به امروز شناخته است.

📚 علوم قرآن، ص٢١-٢٣ با تلخیص

تعجب غرب‌گرایان از بانکداری اسلامی

انديشۀ «بانک بدون ربا» به‌منظور ارائۀ الگوى عملى از بانک اسلامى مطرح شد. البته اين انديشه براى كسانى كه ذهنياتى آكنده از روح تقليد دارند و پذيراى وضع فاسد موجود شده و با تصورات انسان غربى به زندگى و نهادهاى اجتماعى خوگرفته‌اند، شگفت و باورنكردنى به نظر رسيد. يكى از مسلمانان، كه روند انحراف در جامعۀ اسلامىِ ما او را به سرحد وزارت در كشورش رسانده بود، از اين شگفتى با بچگى و سادگى تمام براى من چنين تعبير كرد: وقتى من نام «بانكدارى بدون ربا» را شنيدم به همان ميزان شگفت‏زده شدم كه بشنوم انسانى از «دايره مربع» سخن بگويد.

📚 اسلام راهبر زندگی، ص٢٣٩.

آیا یک فرد هرقدر هم که بزرگ باشد، چنان قدرتی دارد که این نقش بزرگ را ایفا نماید؟
دیدگاه نهفته در این پرسش به رویکردی معین در تاریخ ارتباط دارد که آن را بر این اساس تفسیر می‌نماید که انسان، عامل درجه‌دوم در رویدادهای تاریخی به‌شمار می‌رود و نیروهای عینی پیرامون وی عامل اساسی هستند.

تاریخ دو قطب دارد: یکی انسان و دیگری نیروهای مادی اطراف وی. همان‌سان که نیروهای مادی و وضعیت تولید و طبیعت در انسان اثر می‌نهند، انسان نیز در نیروها و وضعیت پیرامون خود اثر می‌گذارد. توجیهی برای این فرضیه که حرکت از ماده شروع می‌شود و به انسان ختم می‌گردد نمی‌توان یافت، مگر اینکه به همان اندازه توجیهی برای عکس این فرضیه هم یافت می‌شود. انسان و ماده در طول زمان با یکدیگر ارتباط داشته‌اند و در این چهارچوب، فرد می‌تواند در جریان تاریخ نقشی بیش از یک طوطی [تقلیدگر] داشته باشد، به‌ویژه آنگاه که عامل ارتباط این فرد و آسمان را هم در محاسبات خود به‌شمار آوریم که دراین‌صورت این ارتباط نیز همانند نیرویی که حرکت تاریخ را به پیش می‌برد، وارد محاسبات می‌شود. این همان چیزی است که در تاریخ نبوت‌ها و به‌طور ویژه در تاریخ نبوت واپسین پیامبر تحقق یافته است. حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله به حکم پیوند رسولانه‌اش با آسمان، مهار حرکت تاریخ را در دست گرفت و گسترش تمدنی را رقم زد که وضعیت عینی پیرامون او هرگز نمی‌توانست آن را به ارمغان آورد. آنچه به دست رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله امکان تحقق یافت، می‌تواند به‌دست راهبر منتظَر نیز تحقق یابد؛ راهبری که از اهل‌بیت اوست و خود او به وجودش بشارت داده و از نقش بزرگش سخن گفته است.

📚 پژوهشی درباره امام مهدی، ص٨٧-٨٨.

امتداد روح مسجد در تمامی عرصه‌های زندگی

شریعت به آدمی آموخت که تفاوت مسجد، به‌‌‌عنوان خانه خدا، با خانه آدمی در شکل ساختمان یا داشتن نشانه‌‌‌هایی مخصوص نیست؛

بلکه مسجد از آن رو خانه خداست که آدمی در آن قلمرو به کارهایی می‌‌‌پردازد که در انجام آن‌‌‌ها از خود می‌‌‌گذرد و هدفی فراتر از منطق منافع مادی محدود را پی می‌‌‌گیرد و این قلمرو باید گسترش یابد و همه زمینه‌‌‌های زندگی آدمی را دربربگیرد.

بر این اساس هر عرصه‌‌‌ای که انسان در آن کاری را می‌‌‌کند که در انجام آن از خود می‌‌‌گذرد و هدفش را خدا و خلق خدا قرار می‌‌‌دهد، عرصه‌‌‌ای است که روح مسجد را با خود دارد.

📚انسان و عبادت، ص۶۴

راه خدا، همان خدمت به مردم است

«راه خدا» تعبیری انتزاعی از «راه خدمت به انسان» است؛ زیرا هر کاری برای خداست، درحقیقت برای بندگان اوست؛ چراکه خداوند از بندگانش بی‌نیاز است.

بنابراین کارکردن در راه خدا و برای خدا، کار کردن برای همه مردم و به نفع آن‌هاست و یک تمرین روحی‌روانی مداوم برای نیکی به مردم است.

در دین هر جا سخن از راه خدا آمده است، می‌توان آن را به‌معنای راه همه انسان‌ها دانست.

📚 انسان و عبادت، ص۵١.

پیوند با خدا در تربیت اسلامی

فراگیر بودن عبادت بیانگر رویکرد کلی تربیت اسلامی است که به‌دنبال آن است که آدمی را در همۀ کارها و فعالیت‌هایش با خداوند متعال پیوند بزند و همۀ کارهای شایسته را در هر شکل و زمینه‌ای که هستند به عبادت تبدیل کند.

 

📚 انسان و عبادت، ص۶۳

پیوند عقیده و عاطفه در رسالت اسلامی

اسلام از ضرورت درهم آمیختنِ اندیشه و عاطفه، و پیوند عقیده و مقتضیات آن، یعنی انواعی از احساس، سخن می‌‏گوید تا زندگی در عقیده سریان یابد و سرچشمه جنبش و نیروی پیش‌برنده شود، نه اینکه صرفاً اندیشه عقلی باشد که نه تپشی دارد، نه احساسی به آن واکنش نشان دهد و نه زندگی در آن جریان بیابد.

… دلیل این پیوند بین مفاهیم و عواطف در اسلام کاملاً روشن است ؛ زیرا اسلام مفاهیم و افکار را جدای از عمل و پیاده شدن نمی‏‌خواهد. اسلام مفاهیم و افکار را به‌عنوان نیروهای محرک برای ساختن زندگی کامل در چهارچوب آن مفاهیم و ضمن حدود آن می‏‌خواهد و بدیهی است که افکار و مفاهیم به‌تنهایی چنین کارکردی نخواهند داشت، مگر در صورتی که شکلی عاطفی بگیرند.

📚 رسالت ما، ص١١۴-١١۵.

روز پایان وحی

امروز به مناسبت بزرگ‌ترین فاجعه‌ در سراسر تاریخ بشر گرد هم آمده‌ایم. به مناسبت فاجعه‌ای دوسویه که یک سوی آن انقطاع وحی از تاریخ بشریت است؛ وحی پدیده‌ای است که انسان در طول تاریخ خود هیچ پدیده دیگری نمی‌یابد که در فرهمندی و شکوه و اثرگذاری در زندگی و اندیشه آدمی همانند یا هم‌پای آن شود.

سوی دیگر این حادثه، پیدا شدن انحراف درون جامعه اسلامی است که بر اثر دسیسه گروهی از مسلمانان پس از درگذشت رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نمود یافت و راهی که از سوی رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله و از سوی خداوند متعال مقرر شده بود، به کج‌راهه کشیده شد.

این روز ناخجسته، آغاز انحرافی درازدامن و فرجام وحیی طولانی و نیز پایان روزگاری برخوردار از وحی بود که ـ بر پایه برخی روایت‌ها ـ در وجود یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر نمود داشته است.

این روز، سرآغاز تیرگی‌ها و سختی‌ها و اندوه‌ها، و خاستگاه حادثه‌ها و بلایایی بود که در رویدادهای تاریخ جهان اسلام پس از درگذشت پیامبر والا رخ نمود. این رویدادها با حادثه‌ای که در این روز رخ داد، همه پیوندی سخت و استوار دارند.

📚 امامان اهل‌بیت، ص۸۱.

پناهی برای همه

اهالی خراسان ترور فضل‌بن‌سهل را کاری از سوی مأمون تفسیر کردند و ازاین‌رو انبوهی از مردم به‌پا خاستند و بر درِ کاخ مأمون در انتظار ایستادند تا او بیرون بیاید و خشم خود را بر سرش خالی کنند و از او انتقام بگیرند. مأمون از در پشتی خارج شد و به خانه امام ـ که در همسایگی وی بود ـ رفت و به ایشان پناه بُرد. آن گاه امام بیرون آمد و انبوه مردم را به یک فرمان پراکنده کرد.

این یعنی در همان سرزمینی که مأمون در آن حکومت می‌کرد و درواقع در همان شهری که حکومت را به مأمون داده بود و با نیرو و سپاه او را یاری می‌کرد، در همان سرزمین، پشتوانۀ مردمی و اجتماعی امام به چنین حدی رسیده بود؛ بگذریم از پشتوانۀ علمی و فکری و پیشوایی علمی و فکری ایشان که نمونه‌های بسیاری از آن سراغ دارید…

📚 امامان اهل‌بیت علیهم‌السلام، ص۶١٨.

عمر خود را تلف می‌کنی؟!

مرحوم شهید صدر نه‌تنها برای شاگردهایش استاد بود، بلکه پدر، مربی و فردی صاحب‌رسالت نیز بود. درباره آیندۀ طلاب دل‌سوز بود و تلاش می‌کرد به‌گونه‌ای تربیت شوند که برای اسلام مفید باشند.

برایشان توضیح دادم: «از صبح که از خواب بیدار می‌شوم، نماز و تعقیبات نماز را انجام می‌دهم و سپس چند لقمه‌ای به دهان می‌گذارم و مشغول مطالعه و نوشتن درس دیروز می‌شوم. سپس وقت درس شما می‌شود و پس از آن هم به امور مباحثه و مطالعۀ پس از درس مشغول می‌شوم. ظهر که به خانه برمی‌گردم، نماز می‌خوانم و ناهار می‌خورم و یکی دو ساعت استراحت می‌کنم و می‌خوابم».

تا گفتم دو ساعت می‌خوابم و استراحت می‌کنم، ایشان ناراحت شد و به من تشر زد: «دو ساعت عمر تلف می‌کنی و ظهرها می‌خوابی؟! برای اینکه انسان نیروی خود را از نو به‌دست آورد و مشغول کار شود، نیم ساعت خوابِ ظهر کافی است. چطور دو ساعت عمر تلف می‌کنی و می‌خوابی؟!»

📚 آن‌روز‌ها، ص٣٣.

امتی برتر از هزاران

وقتی مسلمانان در ماه مبارک رمضان و شب قدر، مراسم می‌گیرند درواقع در این مراسم لحظات یادبود میلاد دین بزرگی را سپری می‌‌‌‌کنند که این امت را پدید آورد و محتوای کامل آن را در صحنۀ تاریخ به او بخشید.

بنابراین، این ماه مبارک رمضان و به‌‌‌‌طور ویژه شب قدر است که شاهد ولادت این دین و نزول آن بر انسان که در قرآن متجلی شد، بوده است و به همین دلیل این شب قدر از هزار ماه برتر است؛ زیرا یک روز از زندگی امتی دینی که در دستان خود دینی دارد که برایش راه را روشن و اهداف را معین می‌‌‌‌کند، برای زندگی امت‌‌‌‌ها و ملت‌‌‌‌ها از هزار ماه زندگیِ امتی گم‌‌‌‌شده که نه هدفی دارد و نه راهی، پُرخیروبرکت‌‌‌‌تر است.

📚 بارقه‌ها، صفحه ٢۶١

امام مهدی علیه‌السلام، نوری برای فرونشاندن آتش درونی انسان

مهدی علیه‌السلام در پی یک خلأ بزرگ که نتیجه نگونساری و بحران نفس‌گیر تمدنی است، رخ خواهد نمود.

این خلأ زمینه را فراهم می‌سازد تا آن رسالت تازه گسترش یابد و این شکست و نگونساری، فضای روانی را برای پذیرش آن رسالت مهیا می‌سازد.

این نگونساری رخدادی نیست که به‌صورت تصادفی در تاریخ تمدن انسانی روی داده باشد؛ بلکه پیامد طبیعی تضاد‌های تاریخِ گسسته از خداوند متعال است که سرانجام راه‌حلی نهایی برای آن یافت نمی‌شود و بدین روی،‌ آتشی برافروخته می‌گردد که همه چیز را از میان می‌برد.

در آن حال، نوری می‌درخشد و آن آتش را فرومی‌نشاند و عدل آسمان را بر زمین استقرار می‌بخشد.

📚 پژوهشی درباره امام مهدی علیه‌السلام، ص٩١-٩٢

تغییر نگرش به صبر

صبر یک ارزش بزرگ اخلاق اسلامی است، اما همین ارزش، در نتیجۀ شرایط عقب‌‏ماندگی جهان اسلام، چهره‏‌ای منفی به خود گرفته است؛ زیرا صبر در این شرایط به‌معنای خواری و تحمل ناگواری‌‏ها با روحیۀ بی‌‏تفاوتی و عدم تعامل با موضوعات مهم امت اسلام و دغدغه‌‏های بزرگ آن، تبدیل شده است.

با این وضعیت تا امت اسلام درکش را نسبت به صبر تغییر ندهد و باور نکند که صبر عبارت است از شکیبایی در انجام وظیفه و تحمل سختی‏‌ها در راه مقاومت در برابر ظلم و سرکشی و صرف‌نظر کردن از دغدغه‏‌های کوچک به‌خاطر دغدغه‏‌های بزرگ، هرگز نخواهد توانست جنبشی فراگیر را در حیاتش محقق سازد.

📚 اسلام راهبر زندگی، ص٢٢۵-٢٢۶.

نگاهِ جامعِ اسلام به حقایق مادی و روحانی

اسلام، هم به حقايق روحانى اذعان دارد و هم به حقايق مادى، و تنها تمامى اين حقايق را به يک علت مشترک نسبت مى‏دهد كه خداوند متعال باشد. بنابراين گوهر نگاه روحانى به هستى عبارت است از فهم پيوند زندگى و هستى به خداوند و نشئت گرفتن آن از قدرت و تقدير او.

مطابق اين تفسير، مى‏توان هستى را به‌طوركلى، امرى روحانى دانست؛ زيرا چنين رابطه‌اى با آفريدگار، يعنى رابطۀ آفرينش و ابداع، شامل ماده هم مى‏شود، چنان‌كه شامل روح نيز مى‏شود و تدبير آن، تمامى موجودات و حقايق هستى را زير نفوذ خود دارد. اين نگرش روحى كه حقيقت بزرگ هستى در آن متبلور است، نظريه‏اى صرف نيست، بلكه با بُعد عملى انسان ارتباط كاملى دارد و موضع او را درباره جهانى كه در آن زندگى می‌كند و نيز زندگى خود معين می‌سازد. انسان با اين نظريه يا در پرتو آن، جهت‌گيرى كلى فعاليت و حركت خود را روشن خواهد كرد.

📚 اسلام راهبر زندگى، ص۴۵٢.

نتیجۀ وادادگی در برابر غرب

اگر می‌خواهید فرجام ما در عراق یا مصر یا ایران یا هر نقطۀ دیگری از جهان اسلام را ببینید، به آن دسته از کشورهای اسلامی نگاه کنید که از اروپا بیشتر استقبال کردند و در برابر تمدن اروپا از خود وادادگی بیشتری نشان دادند؛ به ترکیه و فرجام ترکیه نگاه کنید: وادادگی در برابر تمدن اروپا و دوری از اسلام.

این کشور زمانی از کشورهایی بود که بر جهان حکومت می‌کرد، اما نسبت به تمدن اروپا پذیرش و وادادگی بیشتری داشت و در نتیجه، عاقبتش این شد که می‌بینید. [صرفاً به این دلیل که] شکل‌پذیری و هویت‌پذیری آنها از ما بیشتر بود.

 

📚 حوزه و بایسته‌ها، ص١۴۶-١۴٧.

فاطمه سلام‌الله‌علیها، معیاری برای همیشه

فاطمه زهرا علیها‌السلام در اسلام یک اسوه بود؛ در جهاد برای اسلام، در صبر بر مصائب اسلام الگو بود. در همۀ سختی‌ها، در همۀ مشکلات، در کنار پدرش بود. در جنگ‌ها همراه پدرش شرکت می‌‌کرد، زخم‌‌هایش را مداوا می‌‌نمود، غصه‌‌هایش را برطرف می‌‌ساخت، همواره در کنارش بود.

رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌ در سختی‌‌ها با بودن او آرامش می‌‌گرفت، در لحظات بسیار طاقت‌‌‌‌فرسا با او قوت می‌گرفت. او به‌معنای حقیقی کلمه یک زن مسلمان مجاهد بود. این از یک‌سو.

از سوی دیگر، فاطمه زهرا علیها‌السلام زنی عالم بود؛ الگوی والای علم و فرهنگ بود، اما نه این فرهنگی که استعمارگران برای ما می‌خواهند، نه فرهنگ هوسرانی و برهنگی، نه فرهنگ اختلاط و لااُبالیگری، نه فرهنگ اباحیگری؛ بلکه فرهنگ حقیقی.

📚 بارقه‌ها، صفحه ۵۸.

مضامین سیاسی در ساختار عقیدتی حکومت اسلامی

مضامين سياسى در ساختار عقيدتى حكومت اسلامى نقش بزرگى در پرورش تمامى استعدادهاى نيک انسان و به‌كارگيرى آنها در خدمت او ايفا مى‌‏كنند.

يكى از اين مضامين، ريشه‌‏كن كردن تمامى مناسبات استثمارى حاكم بر جوامع جاهلى توسط حكومت اسلامى است.

يكى ديگر از مضامين سياسى حكومت اسلامى، وضعيت واقعى زندگى فرمانروا و فرمانروايان در حكومت اسلامى است؛ زيرا آنها در زندگى خصوصى و رفتار با مردم و مسكنى كه در آن زندگى مى‌‏كنند و روابطشان با ديگران همانند شهروندان معمولى زندگى مى‏‌كنند.

يكى ديگر از مضامين سياسى حكومت اسلامى، مناسبات آن با ديگر ملت‏‌ها در عرصه بين‏‌المللى است؛ چراكه حكومت اسلامى در عرصه بين‌‏المللى، همچون تمدن غربى، نه بر اساس استثمار و مكيدن خون ملت‌‏هاى ضعيف و نه بر اساس منافع متقابل، چنانكه اين تمدن مدعى آن است، بلكه بر اساس حق و عدل و يارى مستضعفان جهان رفتار مى‌‏كند.

📚 اسلام راهبر زندگی، ص٢٠۵-٢٠٩ با تلخیص.

علی علیه‌السلام، مظهر امتدادیافتۀ خط اسلام تا امروز

چنانچه از تاريخ تجربۀ اسلامى بگذريم و نظرمان را به واقعيت اين تجربه در وضعيت فعلى معطوف كنيم، خواهيم ديد كه آن علوى بزرگ [امام خمینی]- كه رهبرىِ پيكار ملتش را زير پرچم اسلام به عهده گرفت تا آنجاکه خداوند او را يارى نمود و امپراطورى شاه با تمامى گنجينه‌‏هايش به‌دست او افتاد و پيروزمندانه به ديار خود بازگشت- خانه‏‌اى را بر خانۀ قديمى‌‏اش ترجيح نداد، بلكه به همان خانه‌‏اى بازگشت كه ستمگران نزديک بيست سال قبل او را از آنجا تبعيد كرده بودند تا شاهدى باشد بر اينكه امام على عليه‌السلام تنها يک فرد معين نبود كه تمام شده باشد، بلكه او مظهر خط اسلام بود كه پايان نمى‌‏پذيرد.

بدون شک اين خط كه حكومت اسلامى آن را عينيت بخشيد، نيروهاى شگفت‏‌انگيزى را در شهروندان شكوفا و آنها را با روحيۀ معنوى سترگى تقويت مى‏‌كند و هر فرد را چنان مى‌‏سازد كه احساس كند پاسخ مثبت دادن به فعاليت‏‌هاى سازنده‌‏اى كه حكومت اسلامى آن را رهبرى مى‌‏كند، پاسخ مثبت دادن به كرامت و عزت او بر روى زمين است.

📚 اسلام راهبر زندگی، ص٢٠٨-٢٠٩.

مرجعیت فکری و سیاسی اهل‌بیت علیهم‌السلام

امامت اهل‌بیت علیهم‌السلام و امام علی علیه‌السلام که در همان پدیده طبیعی (تشیع) مجسم می‌شود، از دو مرجعیت حکایت دارد: یکی مرجعیت فکری و دیگری مرجعیت در عمل رهبری و اجتماعی.

این هر دو مرجعیت در شخص رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نمود یافته بودند و در پرتو مطالعاتی که از شرایط زمانه ارائه نمودیم، ناگزیر باید آن پیامبر بزرگوار امتداد شایسته این هر دو را طراحی می‌نمود تا از سویی مرجعیت فکری، همه خلأهای ذهنی را که ممکن بود برای مسلمانان پیش آید، پر کند و آموزه‌های مناسب و دیدگاه اسلام را درباره مسائل نوپدید در ساحت اندیشه و عمل ارائه نماید و مشکلات و پیچیدگی‌های قرآن کریم را که نخستین منبع در مرجعیت فکری اسلام است، تفسیر کند و از سوی دیگر مرجعیت رهبری اجتماعی، دنباله حرکت و پیشوایی تجربه اسلامی را در مسیر اجتماعی آن پی گیرد.
نمونه اصلی این سخنان نبوی در زمینه مرجعیت فکری، حدیث ثقلین است.
و اما نمونه اصلی سخن پیامبر در زمینه مرجعیت در عمل راهبری اجتماعی، حدیث غدیر است.

📚 پژوهشی درباره ولایت، ص۶٩-٧٠.

دستاورد خلافت در اسلام

دستاورد مفهوم انسانى خلافت در اسلام اين است كه خداوند متعال، حكومت كردن بر افراد و اداره جامعه و رهبرى هستى و آبادانى طبيعى و اجتماعى آن را به جماعت بشرى واگذار كرده است و حكومت مردم بر مردم و مشروعيت عهده‌دارى حكومت از سوى مردم، به‌عنوان جانشين خدا بر روى زمين، بر همين شالوده استوار است.

📚 اسلام راهبر زندگی، ص۱۵۰.

ای امت مسلمان بزرگ
روز مبعث پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله روز ولادت تو و فجر دین بزرگ توست.

بارقه‌ها، ص٣١۴

بهای خون حسین علیه‌السلام روشنگری در طول تاریخ

ممکن نيست بهای خون امام حسين علیه‌السلام اين باشد که فقط بنيان بنی‌اميه را به لرزه انداخته يا حقيقت بنی‌اميه را آشکار کرده يا تنها وجدان نسلی از امت اسلام را زنده کند. اين در بهای خون پاک امام حسين علیه‌السلام کافی نيست، بلکه بهای خون امام حسين علیه‌السلام، که گران‌سنگ‌ترين خونی است که در راه اسلام ريخته شده، اين است که در گذر تاريخ درون همۀ نسل‌های امت اسلام را همچنان به حرکت درآورد و روشنگری کند و برانگيزاند و پاک و پاکيزه گرداند .

بايد امروز وجدان ما را، وجدان يکايک ما را تکان دهد؛ همچنان که سيزده قرن پيش وجدان مسلمانان را تکان داد.

بايد در هر کجا که با فريبندگی و گمراه‌سازی و هراساندن روبه‌رو می‌شويم، وجدان يکايک ما را تکان دهد.

📚 امامان اهل‌بیت، ص۵٣٩-۵۴٠.

تفاوت خلافت الهی با حکومت‌های دموکراتیک غربی

بدين‌سان خلافت و جانشينى با مفهوم قرآنى و اسلامى آن از حكومت‏ مردم در نظام‌‏هاى دموكراتيک غربى متمايز مى‌‏شود؛ زيرا در اين نظام‌‏ها مردم اختياردار حكومت هستند و چنين نيست كه به نيابت از خداوند اِعمال حاكميت كنند. نتيجه اين نگرش اين است كه مردم در قبال كسى مسئول نبوده، در حكومت به معيارى واقعى ملزم نيستند، بلكه كافى است كه بر چيزى توافق كنند، هرچند با مصلحت و كرامتِ همه يا بخشى از مردم در تضاد باشد؛ به این دلیل که خود آنان از مصلحت و كرامت خويش صرف‌نظر كرده‌اند.

اما آن حكمرانى مردم كه بر پايۀ خلافت الهى استوار است، چنين نيست. چنين حكومتى مسئول است و مردم در چنين حكومتى ملزم هستند كه حق و عدالت را اجرا و ظلم و سركشى را طرد كنند و چنين نيست كه بين ستم كردن و عدالت ورزيدن مخير باشند.

📚 اسلام راهبر زندگی، ص١۵٢-١۵٣

پذیرش امام مهدی علیه‌السلام در پی خلأ تمدنی

چه روشی را می‌توانیم تصور کنیم که آن فرد (امام عصر علیه‌السلام) از رهگذر آن، عدالت را به پیروزی نهایی می‌رساند و نظام‌های ظالمانه فراروی خویش را سرنگون می‌سازد؟
پاسخ مشخص به این پرسش با شناخت زمان و مرحله‌ای ارتباط دارد که قرار است امام مهدی(ع) در صحنه حضور یابد….
در این جا، تنها یک فرض اساسی را می‌توان در پرتو احادیث مربوط و تجارب ناظر به فرایندهای تغییر بزرگ در تاریخ، پذیرفت. آن فرض این است که مهدی علیه‌السلام در پی یک خلأ بزرگ که نتیجه نگونساری و بحران نفس‌گیر تمدنی است، رخ خواهد نمود. این خلأ زمینه را فراهم می‌سازد تا آن رسالت تازه گسترش یابد و این شکست و نگونساری، فضای روانی را برای پذیرش آن رسالت مهیا می‌سازد. این نگونساری رخدادی نیست که به صورت تصادفی در تاریخ تمدن انسانی روی داده باشد؛ بلکه پیامد طبیعی تضاد‌های تاریخِ گسسته از خداوند متعال است که سرانجام راه‌حلی نهایی برای آن یافت نمی‌شود و بدین روی،‌ آتشی برافروخته می‌گردد که همه چیز را از میان می‌برد. در آن حال، نوری می‌درخشد و آن آتش را فرومی‌نشاند و عدل آسمان را بر زمین استقرار می‌بخشد.

📚 پژوهشی درباره امام مهدی علیه‌السلام، ص٩١-٩٢.

لحظه‌ای از وی جدا نبود

زهرا بر بال خیال پاک خویش به آفاق زندگانی پیشین و دنیای پدر بزرگوارش سیر کرد؛ دنیایی که با پیوستن سَرور هستی به خداوندگارش، به یادگاری جاودان و تابناک برای این بهشتی‌‌بانو تبدیل شد که هر لحظه وی را با گونه‌‌هایی از احساس و عاطفه و رهنمایی یاری می‌‌داد و جلوه‌‌هایی از شادمانی و خوشی را در وجودش برمی‌‌انگیخت. هرچند وی به‌حساب زمانه، چند روز یا چند ماه دیرتر به پدرش پیوست، در پیوند روحی و یادمانی، حتی لحظه‌‌ای از وی جدا نبود.

بدین‌‌روی، در جان وی سرچشمه‌‌ای از نیرو جاری بود که فرونمی‌‌خشکید و قدرتی برای انقلابی کوبنده وجود داشت که پایان نمی‌‌پذیرفت. درون او پرتوهایی از نبوت و جان محمد(ص) تابیدن داشت که راه را برایش روشن می‌‌ساخت و او را به راه درست هدایت می‌‌کرد.

📚 فدک در تاریخ، ص۲۶-۲۷.

جايگاه مردمی امام رضا علیه‌السلام

وقتی فضل‌بن‌سهل فرستادگان خود را سوی کوفه راهی کرد تا برای وليعهدی علی‌بن‌موسی علیه‌السلام بيعت بگيرند، کوفیان سر باز زدند و گفتند: «ما با علی‌بن‌موسی برای خلافت بيعت می‌کنيم، نه برای وليعهدی».
اين نهايت شور و حرارت در خط مکتب امام علی علیه‌السلام بود؛ آنان نمی‌پذيرفتند که با امام رضا علیه‌السلام برای وليعهدی بيعت کنند، بلکه می‌خواستند با ايشان به‌عنوان خليفه بيعت کنند.
نمونه‌های ديگری نيز از رشد اين پايگاه‌های مردمی در دست است…

📚 برای اطلاع از این نمونه‌ها، نک: امامان اهل‌بیت، ص۶١٧-۶١٩.

تربیت اسلامی متناسب با جامعۀ امروزی (٣)

بنابراین، به‌ناچار باید این دو اقدام را انجام دهیم:

یک: وقتی به شخصی می‌گوییم که این زغال افروخته را بگیر و حتی اگر دستت سوخت باز هم آن را رها نکن، … در کنار این به او بگوییم که این اسلام،‌ این زغال را در دست تو به نور و رفاه و خوشبختی بدل می‌سازد؛ نه بعد از مرگ؛ چون این انسان در عالم حس و جهان مادی زندگی کرده است.

این سخن [که فقط بعد از مرگ این کارها را برای تو می‌کند] هیچ زمان کافی [و مؤثر] نخواهد بود، حتی در زمان خود پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله؛ بلکه به او می‌گوییم تو امروز این زغال افروخته را به‌دست بگیر و [همین] فردا اسلام راه خوشبختی را پیش روی تو می‌گشاید، … بدبختی و ذلت امروز تو ناشی از اسلام نیست، بلکه زیر سر دشمنان اسلام است، ناشی از فاصله بین تو و اسلام است.

البته این‌که فقط به‌صورت نظری این اسلام را برای او بیان کنیم، کافی نیست؛‌ … بلکه باید به جامعه نشان بدهیم که این قرآن آماده اجراست،‌ آماده است که مشکلات شما را در هرجا و در هر زمان حل کند و وارد زندگی شود….

اقدام دوم این است که ما به دیگر بخش‌های جامعه بپردازیم و با همراهی این مجاهدان تلاش کنیم که همه بخش‌های جامعه را به اجرای اسلام نزدیک کنیم؛ یعنی پس از آن مرحله [اول] نیازمند این هستیم که اسلام را بر دیگر افراد جامعه که به سطح جهاد نرسیده‌اند، تطبیق و اجرا کنیم و در این صورت همه افراد را مصون خواهیم کرد.

با این دو اقدام می‌توانیم نقش خودمان را به‌عنوان واعظ و تحول‌آفرین و حافظ و حامی واقعی اسلام‌ ایفا کنیم.

📚 حوزه و بایسته‌ها، ص۷۷-۷۹

تربیت اسلامی متناسب با جامعۀ امروزی (٢)

این‌که مسلمانان صدر اسلام جانشان را فدای اسلام می‌کردند… به‌خاطر بهشت و جهنم نبود، بلکه به‌خاطر این بود که به اسلام عشق می‌ورزیدند و می‌دیدند جاهل بودند که اسلام آمد و آن‌ها را عالم کرد، پراکنده بودند که اسلام آمد و آن‌ها را یکپارچه کرد….

اما امروز اسلام کجاست؟ چطور در راه اسلام فداکاری کنند؟ اسیرِ دست‌بسته‌ای که غرق ذلت و پستی است، چگونه ممکن است احساس کند که اسلام به او چیزی داده است؟! و واقعاً اسلام به او چه داده است؟!

بله، اسلام مقصر نیست. اسلام به او چیزی نداده است؛‌ چون ظالمان مانع از این شدند که اسلام به او چیزی بدهد، اما در هر صورت نتیجه این بوده که اسلام وضعیت او را عوض نکرده و درعین‌حال از او می‌خواهد که زغال افروخته و آتش را به‌دست بگیرد؛ به او گفته می‌شود : این زغال افروخته را بگیر و من [در مقابل] به تو چیزی نمی‌دهم. این منطقی و معقول نیست.

پس این موعظه و این درخواست از مردم که شما در حد فداکاری و ازخودگذشتگی هواخواه اسلام باشید، اما اسلام در برابر به شما چیزی نمی‌دهد، کاری ناشدنی و غیرممکن است.

📚 حوزه و بایسته‌ها، ص٧۶-٧٧

تربیت اسلامی متناسب با جامعۀ امروزی(۱)

زن وقتی می‌خواهد وارد جامعه شود و با مردم زندگی کند، خود را مجبور به ترک حجاب و دین می‌بیند؛ چون جامعه بی‌حجابی را بر او تحمیل می‌کند…. پس جامعه به این زن این طور تحمیل می‌کند که یکی از این دو راه را برگزیند: یا باحجاب باشد و گوشه‌نشینی اختیار کرده و همه میدان‌های فعالیت را رها کند و یا – اگر می‌خواهد که وجود و حیات داشته باشد – حجاب و کرامت و دینش را رها کند و بی‌حجاب و بی‌کرامت و بی‌دین به این میدان‌ها قدم بگذارد.

در چنین وضعیتی ما نباید به موعظه و تهذیب فردی، بیندیشیم؛ چرا؟ چون تهذیب فردی تنها در صورتی می‌تواند موفق و مؤثر باشد که ظرفیت و توانی در حد ازخودگذشتگی و جانبازی به فرد بدهد…

معلوم نیست که حتی اگر خود ما هم مخاطب حکمی شرعی باشیم که به موجب آن باید تمام زندگی را تعطیل کنیم، به چنین حکمی عمل خواهیم کرد یا نه؟ [آن وقت] توقع داریم که این زن در آن سطح از آگاهی [دینی] به این حکم گردن نهد و از آن اطاعت کند!

پس اسلام چگونه می‌تواند این‌چنین فردی را به سطح ازخود‌گذشتگی‌های بزرگ ارتقا بدهد؟!

📚 حوزه و بایسته‌ها، ص٧٣-٧۶

جهت‌دهی انگیزه‌های فردی در راستای رسالت اسلامی

سومین عنصر معنوی‌‏ای که هر نهضتی بدان نیاز دارد، انگیزه‌‏های فردی است؛ زیرا انسان‏‌های عادی هرچند دارای انگیزه‌‏های آرمانی باشند، انگیزه‌‏های شخصی آنها اثر بسزایی در زندگی و حرکتشان دارد.
رسالت، انگیزه‌‏های آرمانی و روح ایثار و فداکاری را می‌‏طلبد و دعوت به رسالت نیز مقداری انگیزه‌‏های فردی می‌‏خواهد تا حرارت و نیرو و شور آن را افزایش دهد؛ ازاین‌‏رو می‌بینیم که دعوتگران هر رسالتی بسیاری از اوقات پس از گذشت زمانی اندک یا طولانی از دعوت یا پیروزی‌شان، غرق در انگیزه‌‏های فردی می‏‌شوند؛ آن انگیزه‌‏های آرمانی به‌تدریج فرومی‏‌نشیند و جای خود را به انگیزه‌‏های شخصی می‏‌دهد، و پس از آنکه انگیزه‏‌های آرمانی در نفوس آنان فروکش کرد، رسالت بهانه و وسیله‌‏ای می‌‏شود برای پرداختن به انگیزه‌‏های شخصی.

اما اسلام با دیگر رسالت‏‌ها فرق دارد ؛ زیرا اسلام انگیزه‏‌های خودخواهانه و آرمانی را هم‌زمان به نفع مکتب به خدمت می گیرد. با این توضیح که ماهیت رسالت اسلامی، انسان مسلمان را به این حقیقت قانع می‌سازد که داشتن اخلاص برای این رسالت و دعوت به آن و ایثار و فداکاری در راهش، پیش از آنکه دستاوردی آرمانی یا اجتماعی باشد، فایده‌ای شخصی است، و پیش از آنکه احساس آرمانی یا شوری حماسی باشد، سودی است در جهت پاداش و نعمتی که حدی ندارد. بدین سان رسالت اسلامی همۀ انگیزه‌‏های انسانی را به‌نفع اسلام بسیج می‏‌کند و از انگیزه‌‏های خودخواهانه، انگیزه‏‌های خیرخواهانۀ هم‌ساز با مقتضیات انگیزه‏‌های آرمانی می‏‌سازد.
بنابراین رسالت اسلامی رسالت عقیده و ایمان، رسالت آرزو و امید، و رسالت بسیج همه انگیزه‌‏ها و نیروهای انسانی است.

📚 رسالت ما، ص١١٠-١١١.

حکومت بر مردم بر پایۀ خلافت الهی

اينكه خداوند خليفه‏‌اى در زمين برگزيد معنايش اين نيست كه اين كار صرفاً گزينش خليفه‌‏اى بوده است و بس، بلكه اين گزينش شامل اعطاى تمامى شئونى است كه به مستخلِف (خداوند) برمى‌‏گردد….

دستاورد مفهوم انسانىِ خلافت در اسلام اين است كه خداوند متعال حكومت كردن بر افراد و ادارۀ جامعه و رهبرىِ هستى و آبادانى طبيعى و اجتماعى آن را به جماعت بشرى واگذار كرده است

و حكومت مردم بر مردم و مشروعيت عهده‌دارى حكومت از سوى مردم، به‌عنوان جانشين خدا بر روى زمين، بر همين شالوده استوار است.

📚 اسلام راهبر زندگی، ص١۵٠

باید همه توان‌ها را به میدان بیاوریم!

حملۀ اسرائیل سینه‌های همۀ ما را نشانه گرفته است؛ پس باید همۀ توان‌ها را برای جلوگیری از تجاوز بی‌رحمانه و دفاع از مقاومت شریف به میدان آوریم…

✉️ پاسخ شهید صدر به نامۀ سید جعفر شرف‌الدین در پی حملۀ اسرائیل به جنوب لبنان
السیرة و المسیرة، ج٣، ص۴۴۴.

رسالت دین؛ حل معضل اصلی جهان۲

تربیت انسان بر اساس این فهم معنوی از زندگی و احساس اخلاقی کار چندان دشواری نیست. ادیان در طول تاریخ بشر، رسالت بزرگ خود را در این زمینه به انجام رسانده‌اند. با بررسی همه مفاهیم معنوی، احساسات اخلاقی، آگاهی‌ها و عواطف متعالی که در جهان امروز جمع شده‌اند، به این نتیجه منطقی می‌رسیم که پایه‌ها و بنیان‌های آن‌ها بر اساس تلاش‌های فراوان ادیان برای تهذیب انسانیت، انگیزه‌های طبیعی انسان، و ضرورت‌های زندگی و عمل او استوار شده است.

پس از اینکه بشریت به سطح خاصی از بینش دست یافت، اسلام این مشعل نورانی را به دست گرفت و نویدبخش بنیانی معنوی و اخلاقی در گسترده‌ترین سطح و دورترین مرزها شد. اسلام بر این اساس، پرچم انسانیت را برافراشت و حکومتی فکری بنا نهاد که در طول یک چهارم قرن، زمام جهان را در دست داشت و می‌خواست همه بشریت را یکپارچه کرده و بر اساس بنیانی فکری و واحد گرد هم آورد تا شیوه و نظام زندگی را ترسیم نماید.

📚فلسفه‌ما، ص۶۳-۶۴.

رسالت دین؛ حل معضل اصلی جهان

در اينجا دين به ايفاى رسالت بزرگ خود مى‏پردازد كه ديگرى نمى‏تواند بار آن را بر دوش گيرد و اهداف سازنده و مقاصد والاى آن رسالت، تنها بر پايه مبانى و قواعد دين استوار مى‏شود. دين است كه ميان معيار اخلاقى برنهاده براى انسان و خوددوستى عمق‌يافته در فطرت او پيوند برقرار مى‏كند. به بيان ديگر، دين ميان آن معيار فطرى كار و زندگى، يعنى خوددوستى، و معيار شايسته كار و زندگى هماهنگى ايجاد مى‏كند تا سعادت و رفاه و عدالت را تضمين نمايد.

📚 فلسفه‌ما، ص۵۸.

معضل اصلی جهان

معضل اصلى جهان كه فكر انسان امروز را انباشته و با واقعيت آن عميقا پيوند خورده، عبارت است از مسئله نظام اجتماعى كه در تلاش براى رسيدن به صادقانه‌‏ترين جواب براى سؤال زير خلاصه می‌‏شود:

نظام مناسب انسان كه او را در زندگى اجتماعى‌‏اش به سعادت مى‌‏رساند، كدام است؟

طبيعى است كه اين مسئله داراى جايگاهى مهم است و به‌سبب پيچيده بودنش و گوناگونى راه‏‌حل‏‌هاى پيشنهادى، منشأ خطر براى انسانيت باشد؛ زيرا نظام زندگى، درون محاسبات حيات بشرى قرار دارد و عميقا بر كيان اجتماعى آن اثر مى‌‏نهد.

اين معضل در گذشته‏‌هاى دور تاريخ بشر ريشه‌‏هاى عميق دارد و از همان هنگام كه زندگى اجتماعى در واقعيت حيات بشر آغاز گشت و زندگى جمعى انسان‌‏ها در قالب گروهى از افراد با پيوندها و روابط مشترک شكل گرفت، انسان با اين معضل روبه‌رو بوده است. اين پيوندها كه به اقتضاى نياز فطرى و طبيعى انسان پديدار شد، طبيعتاً نيازمند جهت‏‌دهى و سامان‌‏بخشى است و آرامش‌‏يابى و سعادتمندى اجتماع انسانى وابسته به ميزان هماهنگى اين سامان‏‌بخشى با واقعيت انسان و مصلحت اوست.

📚 فلسفه‌ما، ص۱۹.

حج برائت

حاج عبدالله ابوزید در سفر خود به عراق، در دیداری با شهید صدر از ایشان درباره جوانان مؤمنی پرسید که با دشمن صهیونیستی می‌جنگند، شهید صدر در جواب گفت: «هرکس کاری را با اعتقاد بر اینکه به اسرائیل زیانی می‌رساند انجام دهد، آن کار فی‌سبیل‌الله است».

📚 السیرة و المسیرة، ج٣، ص۴۴۶.

غیرت اسلامی

بیایید – پیش از این‌که به گذشته بازگردیم و به این‌که چه انجام داده‌ایم بنگریم – از مسئله اول آغاز کنیم؛ یعنی احساسمان نسبت به بلا. پیش از هرچیز باید این احساسات را پاک کنیم، باید احساسمان به بلا را اصلاح کنیم و آن را به احساسی اسلامی تبدیل کنیم که آکنده از غیرت به اسلام باشد، نه غیرت بر منافع شخصی….

مشکل، مشکل این فرد یا آن فرد نیست، بلکه مشکل وجود کلی همۀ این افراد است. این طور نیست که این کیان، به‌رایگان به‌دست ما رسیده باشد که ما بتوانیم یا حتی اجازه داشته‌ باشیم، به‌بهانۀ شکست روحی آن را به‌راحتی از دست بدهیم، به اختیار خودمان از آن پا پس بکشیم و به‌دست خودمان نابودش کنیم. این کیان وجودی است که از پس تاریخی آکنده از فداکاری و سرشار از تلاش و جهاد صالحانه به‌دست ما رسیده است.

📚 بارقه‌ها، ص۴۴٠-۴۴۴.

قطاری از خون لازم است.

انقلاب حسين علیه‌السلام يک مرحله تاريخی نبود، بلکه تعبيری بود از حالت امتی که به اين وضعيت اسفبار افتاد و به چنين جنايت تاريخی نفرت‌آوری دست يازيد. امروز اين حالت باز تکرار شده است. امت اسلامی در همان وضعيتی به‌سر مي بَرد که امت در زمان امام حسين علیه‌السلام در آن به‌سر می‌بُرد…
پس ناچار اين حرکت، حسينی جديد، زينبی ديگر و مردانی همچون ياران حسين علیه‌السلام می‌خواهد؛ که اين امری محال است؛ زيرا برای هيچ انسانی ممکن نيست همه ويژگی‌های حسين علیه‌السلام و عناصر انقلاب او را به‌طور کامل داشته باشد.

چون اين امر محال است، پس بايد قطاری از خون به راه افتد و انبوه هنگفتی از فداکاری به‌پا شود که در مجموع خود بخشی از عناصر سوگنامۀ طفّ را شکل دهد، تا وجدان اين امت مرده را تکان دهد و احساسات و عواطفش را بيدار کند .

بر عهده مسلمانان است که همواره در اوج آمادگی برای اجابت ندای اسلام باشند تا هرگاه فرياد برآورد، به ياری‌اش بشتابند. شايد بازگشت به واقعيت رسالتی ارزشمند در قطار خون نهفته باشد .

📚 امامان اهل‌بیت، ص۴٩٢-۴٩٣.

ضرورت اسلامی‌سازی نظام

🔻 نظام اسلامی به دلایل زیر نیاز ضروری ما، به‌عنوان مسلمان، است:

یک. ایجاد انسجام بین قانون‌گذاری و اعتقاد؛ زیرا نظام اسلامی در احکام شریعت اسلامی ریشه دارد؛ احکامی که مسلمانان به حکم اعتقادشان و ایمان به اینکه اسلام دینی است که از آسمان بر خاتم پیامبران نازل شده، به تقدس و احترام و وجوب اجرای آن معتقدند؛ برخلاف دیگر نظام‌ها و قانون‌ها که از دیدگاه مسلمانان و بنا به عقایدشان تقدس و احترام و پشتوانه شرعی ندارد….

دو. برای ایجاد سازگاری میان جنبه معنوی و جنبه اجتماعی زندگی انسان مسلمان؛ زیرا نظام‌های اجتماعی دیگر، غیر از اسلام، تنها به جنبه روابط اجتماعی زندگی بشر می‌پردازند و اغلب، جنبه معنوی را رها می‌کنند….

سه. گردن نهادن امت به نظام اسلامی – که به اعتقاد و تاریخ او پیوند خورده است – به‌جای تبعیت از نظام‌ها و مکاتب اجتماعیِ دیگر می‌تواند در نبردی که امت از لحظه یورش لشکر نظامی و فکری کافران استعمارگر به جهان اسلام وارد آن شده، نقش بسیار مؤثری ایفا کند….

امت اسلامی به حكم حساسيت‌های برخاسته از دوران استعمار، نمی‌تواند نهضت‌ نوين خود را جز بر اساس بنیان اصيلی پی‌ريزی کند كه در ذهن امت پيوندی با همان كشورهای استعمارگر نداشته باشد؛ این بنیان اصیل جز در خود اسلام یافت نمی‌شود. اسلام در جایگاه بنیان نهضت جدید، و نظام اسلامی به‌عنوان ساختار آن، یگانه راهی است که امت اسلام می‌تواند پا به آن بگذارد و هیچ خطری از آن احساس نکند و سرانگشتان آنهایی را در آن نبیند که کرامتش را لگدمال نموده و استعمارش کردند.

🔰 رسالت ما، ص٧٨-٨٢ با تلخیص


Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/mbsadr/public_html/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 39

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/mbsadr/public_html/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 39

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/mbsadr/public_html/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 39