اخبار

به گزارش خبرگزاری ایکنا مریم برادران که با کتاب «ر» در بخش مستندنگاری نهمین جایزه ادبی جلال آل‌احمد برگزیده شده بود، آثار فراوانی در حوزه زندگی‌نامه مستند از شهدا در کارنامه دارد. کتاب «نا» اثر جدیدی از وی است که به زندگی شهید محمدباقر صدر پرداخته است. مریم برادران، نویسنده و پژوهشگر، در گفت‌وگو با ایکنا درباره کتاب «نا» گفت: این کتاب زندگی‌نامه مستندی از علامه محمدباقر صدر است که در شانزده بخش به نگارش درآمده و در قالبی داستانی ابعاد گوناگون زندگی محمدباقر صدر را روایت کرده است.

روند شکل‌گیری کتاب «نا»

وی در ادامه با اشاره به تمایز این کتاب با آثار دیگر مانند «شرح صدر» افزود: کتاب «شرح صدر» نیز مربوط به زندگی شهید محمدباقر صدر است و از سوی یکی از شاگردان ایشان، به‌نام شیخ محمدرضا نعمانی، به نگارش درآمده و ارزش کتاب «شرح صدر» به همین است که نویسنده از نزدیک با شخصیت شهید صدر آشنا بوده است؛ اما کار من براساس مطالعه مستندات در حد امکان جامع است که با کمک کارشناسان پژوهشگاه شهید صدر و تأیید خانواده، سندیت آنها محرز شد.

برادران ادامه داد: پژوهشگاه شهید صدر، منابع موردنیاز را در اختیارم گذاشت و به همین دلیل از نظر دسترسی به منابع مشکلی نداشتم، اما برخی کتاب‌ها ترجمه نشده بود. برای مثال کتاب عربی چهار جلدی «السیره و المسیره فی حقایق و وثاق» نوشته ابوزید عاملی را ترجمه و استفاده کردم که به عنوان یکی از مهم‌ترین منابع کتاب «نا» است. البته با فاطمه خانم صدر، همسر گرامی محمدباقر صدر نیز مکالماتی داشتم و همه اینها باعث شد این اثر شکل بگیرد.

شهید صدر عالمی همه‌جانبه‌نگر

وی تصریح کرد: این کتاب، نگاه جامع در حد مقدوری به زندگی شهید صدر است و در آن سعی کردم به جوانب گوناگون زندگی او از جمله ارتباط خانوادگی نیز بپردازم که شاید در سایر کتاب‌ها به این صورت مورد توجه قرار نگرفته باشد.

این نویسنده افزود: این اثر را طوری نوشتم که به‌ویژه جوانان و دانشجویان بتواند از آن بهره‌مند شود. ان‌شاءالله سایر افراد در حوزه عمومی نیز می‌توانند با آن ارتباط برقرار کنند.

نویسنده کتاب «ر» در پاسخ به سؤالی مبنی‌بر اینکه زندگی شهید صدر چه نکات برجسته و بارزی داشت که توجه شما را جلب کرد، گفت: زندگی شهید صدر در همه موارد برجسته و درس‌آموز است. درواقع او عالمی است که همه انسان‌ها برایش مهم هستند؛ امت اسلامی، شاگردانش، استادش و هر بشری که بنده خداست. با اینکه شاید مهم‌ترین هدفش مطالعه، علم‌آموزی و نظریه‌پردازی بوده و فعالیت‌های بسیاری حتی در حوزه سیاست داشته، اما توجه لطیف به خانواده را از زندگی‌اش حذف نکرده است. او مرد مهربان جامعی است که به همه مسائل توجه می‌کرده و البته خانوادۀ همراهی نیز داشته است.

تمام زندگی‌اش وقف مطالعه و تفکر بود

وی ادامه داد: فارغ از اینکه این شخص با چه رویکردی زندگی کرده و به‌عنوان یک عالم دینی یا حتی سیاسی شناخته می‌شود، من او را یک متفکر به‌تمام‌معنا یافتم. کسی که تمام زندگی‌اش را وقف مطالعه کرد و بیش از مطالعه تفکر کرده است. یکی از خاطراتی که بسیار درخشان است و در پشت جلد کتاب نیز آمده، دقیقاً به همین مسئله اشاره دارد که: یکی از شاگردانش، از او سؤال می‌کند اگر کسی از شما بپرسد محمدباقر صدر چگونه محمدباقر صدر شد، چه می‌گویید؟ تأکید شهید صدر بر این است که من همیشه با کتاب زندگی کرده‌ام و بیش از این، تفکر کرده‌ام. مسئله‌ای که در جامعه ما و حتی جامعۀ علمی ما، بسیار مغفول مانده است.

برادران افزود: شهید صدر همواره به شاگردانش تأکید می‌کرد که تفکر باعث نوآوری خواهد شد. ازاین‌رو این بُعد از شخصیت شهید صدر بسیار برجسته و درخشان، بی‌زمان و بی‌مکان، فرازمانی و فرامکانی است و باید توجه ویژه‌ای به آن داشت.

بنت‌الهدی و شهید صدر مکمل یکدیگر

وی در پاسخ به اینکه آیا پیش از نگارش کتاب، درباره شخصیت شهید صدر، پیش‌زمینه ذهنی داشتید که پس از نگارش اثر تغییر کند، بیان کرد: من هم مانند بسیاری، او را به‌عنوان عالمی می‌شناختم که به همراه خواهرش بنت‌الهدی به شهادت رسید و درباره شهرت دو اثر «فلسفتنا» و «اقتصادنا» نیز شنیده بودم و همین‌طور تصویری که در ذهنم داشتم مربوط به عکسی بود که در حال نوشتن است؛ بنابراین پیش از نگارش اثر، شناختم محدود بود.

این نویسنده درباره خواهر شهید صدر نیز گفت: درباره خواهر شهید صدر نیز مطالبی در این کتاب آمده است، زیرا مکمل هم بودند و نمی‌شد به زندگی ایشان توجهی نکرد. من در این اثر تلاش کردم اطلاعات مفید، منسجم و نسبتاً جامعی نسبت به اعضای خانواده بیابم و بنویسم تا تصویر واضح و واقعی از وی ارائه شود و اغراقی در میان نباشد. چون شکر خدا برای اعضای خانواده صدر نیز بسیار مهم بود که نسبت به این دو شخصیت، غلوی صورت نگیرد و هرآنچه ارائه می‌شود واقعی باشد. آنها نگران بودند، چون متأسفانه درباره چنین افرادی این اشتباهات صورت می‌گیرد.

زندگی‌نامه‌نویسی گنجینه‌ای از سابقۀ تاریخی‌ملی که به آن توجه نمی‌شود

وی در ادامه درباره وضعیت کتاب‌های ژانر خاطره، بیوگرافی و زندگی‌نامه در کشورمان گفت: من اطلاعات کاملی در این زمینه ندارم؛ اما یکی از دغدغه‌ها و علاقه‌مندی‌های خودم زندگی‌نامه‌نویسی و زندگی‌نامه‌خوانی است. معتقدم این آثار، گنجینه‌ای از یک سابقه تاریخی و سرمایه ملی است و متأسفانه در کشورمان توجه چندانی به آن نمی‌شود. وقتی درباره آدم‌ها و شخصیت‌های خاص، به‌ویژه درباره آدم‌های متفکر، نوشته می‌شود آن‌وقت می‌توان درباره آنها حرف زد. درواقع تا از آنها نوشته نشود و در حافظه‌های تاریخی صرفاً شفاهی بمانند، قابل گفت‌وگو و نقادی نخواهند بود؛ باید از بزرگان و نخبگان و اندیشمندان نوشت. این کار، هم ثبت بخشی از تاریخ است، هم تجربۀ زیسته‌ای است که درس‌آموز خواهد شد و بستری برای نقد و بررسی موشکافانه آثار ایشان فراهم می‌کند.

برادران ادامه داد: یکی از مشکلاتی که ما در زندگی‌نامه‌نویسیِ شخصیت‌های بزرگ داریم، این است که این افراد یا بازماندگانشان بسیاری از مسائل را مطرح نمی‌کنند، فقط به این دلیل که ریا نشود. درصورتی‌که به این مسئله توجه ندارند که تجربه‌های زیستی و اندیشه‌ای آنها می‌تواند برای یک جامعه مفید و مؤثر باشد و باید آن را سخاوتمندانه‌تر در اختیار دیگران قرار دهند. به نظرم دیگر زمان این بزرگواری‌ها گذشته و باید گفت‌وگو‌های شفاف آغاز شود. ما بزرگان زیادی داریم که گنجینه‌اند، اما حاضر به گفت‌وگو نیستند. زندگی‌نامه خودنوشت هم در جامعه ما بسیار کم‌رنگ است، درحالی‌که هرآنچه از این ژانر در کشورمان نوشته شده موردتوجه مخاطبان قرار گرفته و جزو آثار پرفروش بوده است.

زندگی‌نامه‌نویسی، ضرورتی برای تمدن‌سازی

وی یادآور شد: نگارش زندگی‌نامه و تجربه‌های زیستی در میان همه افراد و طبقات و حتی سیاستمداران کشورمان دیده نمی‌شود، درحالی‌که این رخداد می‌تواند تجربه‌هایی برای آیندگان به‌ارمغان بیاورد. همین امر باعث شده کتابخانه منِ‌نوعی، مملو از زندگی‌نامه‌های شخصیت‌های خارجی باشد؛ زیرا ما هنوز نوشتن را جدی نگرفته‌ایم و باور نداریم نوشتن، بخش مهمی در تمدن‌سازی است و درواقع از نوشتن زندگی‌نامه و توضیح خودمان گریزان و نگرانیم.

کتاب «نا»، زندگی‌نامۀ شهید صدر به‌قلم مریم براداران منتشر شد.

«نا» در عربی به‌معنای «ما» است؛ ضمیر اول شخص جمع یا متکلم مع‌الغیر. «نا» یادآورِ سه‌گانۀ شهید صدر است که بیشتر، او را به آنها می‌شناسند: فلسفتنا، اقتصادنا و مجتمعنا.

مریم برادران ساعت‌ها و روزها، خوانده و دیده و شنیده و سپس با قلمی روان و صمیمی به روایتِ خوانده‌ها و دیده‌ها و شنیده‌هایش از زندگی مردی پرداخته که او را تنها با نام دو کتابش فلسفتنا و اقتصادنا می‌شناخته.

کتاب «نا» روایتی نه‌چندان بلند، اما واقع‌نما، مستند و پرجزئیات از شهید صدر است که با دوری از زیاده‌پردازی و اغراقگری، در شانزده فصل به شرح زندگی او پرداخته است.

نویسنده در طول نوشتن این کتاب با خانوادۀ شهید صدر به‌ویژه همسر بزرگوار شهید در ارتباط بوده و از دقت و سخنان آنان بهره برده است. خود او در مقدمه کتاب می‌نویسد:

شب سوم شعبان متن کتاب را تمام کردم. بعدازظهر بود که به فاطمه خانم زنگ زدم که هم سال نو و تولد امام حسین(ع) را تبریک بگویم و هم خبر بدهم متن تمام شده. چند سؤال هم داشتم که پرسیدم و جواب گرفتم. مشتاق بود نوشته‌ام را زودتر بخواند….
متن را برای فاطمه صدر فرستادم. روز بعد زنگ زد. شماره را که روی صفحۀ گوشی دیدم، همۀ بدنم یخ کرد، جواب ندادم، اضطراب عجیبی بود. خودم را دلداری دادم و چند دقیقه بعد شماره‌شان را گرفتم. گوشی را برداشت و بعد از سلام و احوالپرسی، با همان صدای گرم پر از انرژی و امید همیشگی و سخاوت ذاتی این خانواده، تشکر کرد و با مهربانی گفت: «وقتی می‌خواندم، با شما حرف می‌زدم که انگار همه‌جا حضور داشتید.» شرمنده شدم و البته از چیزهایی که در این مدت شناخته بودم، نباید چیزی جز این را انتظار می‌داشتم.

کتاب «نا» در ٢١۶ صفحۀ رقعی و در شانزده فصل در پاییز ١٣٩٩ توسط پژوهشگاه شهید صدر روانۀ بازار کتاب شد. علاقه‌مندان برای خرید آنلاین این کتاب با ١٠درصد تخفیف می‌توانند به فروشگاه سایت پژوهشگاه مراجعه کنند.

نشست زندۀ اینستاگرامی صفحۀ رسمی پژوهشگاه شهید صدر، با عنوان «صحبت صدر؛ روحانیت چنان‌که صدر می‌گفت» با محوریت کتاب حوزه‌وبایسته‌ها برگزار شد.

نخستین نشست «صحبت صدر»‌ با موضوع «روحانیت چنان‌که صدر می‌گفت»، با حضور حجج‌الاسلام محمدمهدی رفیع‌پور و محمدرضا زائری و اجرای دکتر علی جعفرآبادی، پنجشنبه ١٧ مهرماه برگزار شد.

تحول در جامعه باید منشأ حوزوی داشته باشد

حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمدمهدی رفیع‌پور، استاد کلام و فلسفه حوزه علمیه، در نشست «صحبت صدر؛ روحانیت چنان‌که صدر می‌گفت»، بیان کرد: پیش‌فرض مرحوم صدر بدون آنکه از واژۀ فلسفۀ فقه استفاده کرده باشد، مسائلی است که امروز با این عنوان در حوزه سرفصل دارد؛ از نظر شهید صدر اگر تحولات جامعۀ اسلامی بخواهد به سرانجام برسد و ریشه و اصالت داشته باشد، باید منشأ حوزوی داشته باشد؛ این دیدگاه برخلاف کسانی است که از حوزه نومید شده‌اند؛ لذا به‌دنبال تربیت نسل جوانی از طلاب تحول‌خواه بودند.

رفیع‌پور با بیان اینکه کتب آموزشی حوزه باید براساس مهندسی کلی فقه، متحول و حرکت ما گام‌به‌گام انجام شود، تصریح کرد: شهید صدر در فقه و رشته‌های دیگر موفق به نوشتن متنی برای آموزش حوزوی نشدند، ولی در اصول این کار انجام شد. دو نگاه به صدر وجود دارد، برخی می‌خواهند همه تحولات را براساس مبانی و دیدگاه‌های ایشان پیش ببرند که با وجود احترام به این دیدگاه معتقدم ایشان با حکومت اسلامی همانند دوره بعد از انقلاب درگیر نبودند و از طرفی شرایط خیلی عوض شده و امروز توقعات از حوزه خیلی زیاد است؛ لذا خوانش دوم از ایشان درست است و آن اینکه مطالب ایشان مقدمه و گام نخست است، نه اینکه آن را گام نهایی تلقی کنیم.

تحول‌خواهی فقه با بازتاب اجتماعی

این استاد حوزه علمیه اضافه کرد: شهید صدر اگر در میان ما بودند، امروز  خودشان در برخی مواضع علمی‌شان بازنگری می‌کردند؛ زیرا ایشان تحول‌خواه و به‌دنبال اجتهاد سامان‌یافته بود؛ امروز چهل سال از دوره شهادت ایشان گذشته و باید ببینیم آیا فقه شیعه پاسخ‌گو هست یا همانند فقه اهل‌سنت تکرار مطالب قدیمی است. ایشان معتقد است که نباید به دامان نظامات غربی بیفتیم، بلکه با استفاده از مبانی اسلامی و علوم روز، پویایی در فقه خودمان ایجاد کنیم که نماد این تحول‌خواهی در «اقتصادنا» دیده می‌شود. امروز باید به تأسی از آن شهید در علوم سیاسی، روان‌شناسی، جامعه‌شناسی کتبی مانند اقتصادنا داشته باشیم، ولی علی‌رغم سروصداهایی که داشتیم کار نشده است؛ البته حوزه کارهای خوبی در چهل سال کرده و زحمات را نباید نادیده گرفت، ولی در حد موردانتظار نبوده است.

رفیع‌پور با بیان اینکه توضیحات و نگاه صدر فضای علوم انسانی اسلامی است، گفت: رشته فقه در اندیشه ایشان خیلی جدی است، حتی همین فقه فردی سنتی، ولی معتقد است که باید آفاق و ابواب فقه را توسعه دهیم؛ زیرا علم تمدن‌ساز فقه است، ولی نه فقه فردی و سنتیِ صرف که به چشم‎انداز اجتماعی و بازتاب اجتماعی آن توجه ندارد؛ دیدگاه ایشان در فهم اجتماعی نص و جهت‌گیری آیندۀ حرکت اجتهاد غیر از فقهی است که در جواهر و عروه بحث شده است.

فقه را جذاب کنیم

این استاد حوزه علمیه اضافه کرد: الآن وقتی کلمه فقه در جامعه مطرح می‌شود عمدتاً جنبه فردی و سلبی آن به اذهان متبادر می‌شود، فقهی که قصد دارد خط قرمز بکشد و تحریم و محدودیت ایجاد کند؛ لذا فقه، فقیه و فقاهت برای جامعه جذاب نیست؛ بلکه آن را پس می‌زند، چون ما نتوانستیم فقه فردی را اجتماعی و بر آن اساس جامعه را اداره کنیم. فقهی که جامعیت دارد و نیازهای عصر جدید در آن دیده شود جذابیت دارد و می‌تواند انسان معاصر را با فواید فتوا اقناع کند؛ امروز نگاه از بالا به پایین و «از ما به یک اشاره/ از تو به سر دویدن» جواب‌گو نیست.

رفیع‌پور اظهار کرد: شهید صدر در عین اینکه بر فقه به‌عنوان دانش تمدن‌ساز تأکید دارد، درعین‌حال معتقد به تحول است؛ ما از سخنان ایشان بخش اول را گرفته و فقیه را همه‌کاره و قانون‌گذار می‌دانیم، ولی تحول در راستای فهم اجتماعی و تغییر متون فقهی با رویکرد اجتماعی را مورد بی‌توجهی قرار داده‌ایم. البته سخن از صدر است، ولی مقام معظم رهبری و امام خمینی(ره) هم مجتهدان تحول‌خواه هستند؛ امام در اواخر عمر بحث زمان و مکان را مطرح و رهبری فقه پویا را مورداشاره قرار دادند؛ لذا این یک مسیر است تا طلاب جوان بتوانند در آن حرکت کنند.

وی در پایان نشست مجازی «صحبت صدر؛ روحانیت چنان‌که صدر می‌گفت» تأکید کرد: از نگاه شهید صدر حوزه جایی نیست که افراد عمرشان را در آنجا تلف کنند، صدر نمی‌خواهد از فقه و حوزه عبور کند و آن را بی‌خود بداند، بلکه بر سامان دادن فقه و حوزه تأکید دارد؛ متأسفانه الآن چون حوزه پاسخ‌گو نیست حتی خیلی از هم‌لباسی‌های ما امید خیری به آن ندارند، ولی امید هست و باید تلاش بیشتری کنیم.

تحول به‌معنای کنار گذاشتن همۀ گذشته نیست

حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمدرضا زائری، مدیرمسئول مجلۀ خیمه و فعال فرهنگی و رسانه‌ای، دومین سخنران نشست «صحبت صدر؛ روحانیت چنان‌که صدر می‌گفت» در پاسخ به این پرسش که اقتصاد اسلامی داریم؟ گفت: در اینکه امثال شهید صدر دغدغه بحث اقتصاد اسلامی و مبنای تئوریک و نظری برای اداره جامعه داشتند شکی نیست، ولی مهم‌ترین رویکرد ایشان به بحث امت است. من «اقتصادنا»ی او را «اقتصاد الامة الاسلامیه» می‌بینم نه «اقتصاد الاسلام». الآن تسامحی به کار می‌رود و آن است که به‌جای اقتصاد مسلمین می‌گوییم اقتصاد اسلامی و به آن حکم می‌کنیم؛ صدر گفت فلسفه و اقتصاد مسلمین نه اقتصاد و فلسفۀ اسلام.

وی افزود: گفتارهای شهید صدر برای قبل از تشکیل جمهوری اسلامی است؛ لذا به جدّ معتقدم که اگر امروز هم شهید صدر، امام موسی صدر و امام خمینی(ره) حضور داشتند از تعابیر متناسب با روز بهره می‌بردند؛ بنابراین نباید باری را بر دین تحمیل کنیم که نتواند به مقصد برساند و نباید در مخاطب توقعی ایجاد کنیم که نتواند محقق شود؛ فرقی اساسی بین سال ۴۹ و ۵۹ و ۹۹ وجود دارد؛ الآن چهل سال کارنامه جلوی ماست و نمی‌توانیم فقط شعار دهیم و حرف بزنیم.

زائری تصریح کرد: شهید صدر بایسته‌هایی برای حوزه از جمله در تربیت طلاب تعریف کرده است؛ رهبر معظم انقلاب هم بر تحول تأکید دارند، ولی تا سخن از تحول می‌شود، برخی طوری رفتار می‌کنند که گویا مراد از تحول این است که هیچ‌چیزی در حوزه به‌درد نمی‌خورد و باید همه را رها کرد؛ همچنین این دغدغه وجود دارد که آیا جریان حکومتی خاصی دنبال این بحث نیستند و نمی‌خواهند نظام و ساختار حوزه را بهم بریزند؟ اگر کسانی به‌نام تحول، کارهای غلطی کردند، بعد از آن ممکن است نگرانی و تردید در بحث تحول دامن زده شود.

 

تحول حوزه باید درونی باشد

مدیر مسئول و صاحب‌امتیاز ماهنامۀ خیمه با بیان اینکه اگر بخواهد اتفاقی در حوزه بیفتد باید در متن حوزه باشد و نه از خارج حوزه، اظهار کرد: یکی از بزرگ‌ترین ایرادات این است که یک شخصیت سیاسی و اجتماعی از بیرون بخواهد درباره تحول در حوزه حرف بزند و یا موج ایجاد کند. امید به تحول باید به نهادها و شخصیت‌های داخل حوزه وابسته باشد؛ ارزش شهید صدر این است که خودش برآمده از خاندان نهصدسالۀ مرجعیت است و حوزوی کامل و مطلق از بُن و اساس است، نه اینکه صرفاً یک نابغه دینی باشد؛ صدر رویکرد کاملاً انتقادی جدی دارد و تعبیر دارد که حوزه را باید کوبید و از نو ساخت، ولی باز نومید نیست و رویکرد عملگرایی دارد و اینکه حوزه را نهاد تبلیغی می‌داند ناشی از رویکرد عملگرایانه اجتماعی وی است.

زائری تصریح کرد: وی فقه را نقطه وصل اسلام به جهان می‌داند و درعین‌حال بین مبانی نظری و عرصه اجرا معتقد به اعتدال است؛ نگاه وی این است که حوزه باید با جذابیت فقه جامعه را اداره کند و زمانی جذاب می‌شود که بتواند به‌خوبی جامعه را اداره کند. فقه اگر کاربرد مؤثر در زندگی نداشته باشد به‌درد نخواهد خورد؛ تفاوت امام(ره) و رهبر انقلاب و شهید صدر با خیلی از فقهای ما در این است که معتقدند فقه اگر خود را در زندگی نشان ندهد و صرفاً در فضای کتب و تدریس باشد مفید نخواهد بود.

فقه بریده از زندگی کارآمد نیست

وی اضافه کرد: امروز مسئله مخاطب ما این است که روزی که من گرفتار مشکلاتی مانند ناتوانی در ازدواج، نداشتن شغل و… بودم حوزه کجا بود؛ امروز مخاطب انتخاب می‌کند، لذا ما باید کارآمدی فقه را در مقام رقابت با دیگران نشان دهیم؛ اگر طبق نظر صدر قبول داریم که فقه در همه عرصه‌ها جواب می‌دهد، باید این جواب آزموده، دیده و شنیده شود و خود را ثابت کند.

زائری در پایان سخنان خود در نشست «صحبت صدر؛ روحانیت چنان‌که صدر می‌گفت»  بیان کرد: یکی از مشکلات امروز این است که می‌گوییم ما جای ائمه(ع) نشسته‌‍‌ایم، ولی کمتر کارهای آنها را در مواجهه با مردم می‌کنیم و برخی مواقع فقط توقع داریم سخنان ما را اطاعت کنند؛ الآن رابطۀ حوزه و روحانیت گاهی چنین رابطه‌ای است؛ بنابراین بحث کارآمدی خیلی مهم است و جذابیت فقه در اینجا باید دیده شود. شهید صدر فرموده که اجتهاد مسیر تطبیق دین با زندگی است و فقه و فقاهت و اجتهاد، هدف نیست، بلکه مسیری برای نشان دادن حضور اسلام در زندگی است؛ وی واقعاً به اثرگذاری فقه اعتقاد دارد و بر ضرورت فهم اجتماعی نص تأکید دارد. زیرا وقتی فهم اجتماعی به‌وجود آید بسیاری از مسائل عوض خواهد شد.

 

 

دکتر محمدجواد توکلی از اساتید و کارشناسان اقتصادی،[1] در نقد سخنان برخی که اقتصاد اسلامی را نفی می‌کنند، در یادداشتی با عنوان «حقیقتی به‌نام اقتصاد اسلامی» آورده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

در دهه‌های اخیر، گروه‌های مختلفی در مورد دانش اقتصاد اسلامی تشکیک کرده‌اند. تردیدهای مطرح شده در این زمینه گاهی ناشی از عدم آگاهی کافی از مباحث اقتصاد اسلامی و پیشرفت‌های آن است. این تردیدها گاهی نیز ریشه در مشاهده مشکلات کنونی اقتصاد ایران و استناد آن به اقتصاد اسلامی دارد. نمونه اخیر چنین تشکیکی را می‌توان در سخنان حجت الاسلام و المسلمین علوی بروجردی مشاهده کرد. ایشان در مصاحبه‌ای که اخیرا داشتند، اقتصاد اسلامی را یک شوخی قلمداد کردند.

در بیانات حاج آقای علوی بروجردی به شکل ضمنی چند ادعا مطرح شده است. اول اینکه متفکران ما و از جمله متفکران اقتصاد اسلامی تحت تأثیر اندیشه‌های چپ و سوسیالیستی بوده‌اند و همین امر باعث گسترش اقتصاد دولتی در جمهوری اسلامی ایران شده است. ایشان حتی شهید صدر را به صورت ضمنی هم دارای رویکردی سوسیالیستی می‌پندارند و این ادعا را مستند به نظریه ایشان در مورد مالکیت عمومی و دولتی زمین می‌دانند. دومین ادعای ایشان این است که اقتصاد محصول سیره عقلا است و نباید از دین اسلام انتظار ارائه اندیشه اقتصادی داشت؛ به همین خاطر چیزی به اسم اقتصاد اسلامی نداریم. سومین ادعای ایشان نوعی نگاه مثبت به بانک و نظام بانکداری متعارف است. اگر بخواهم تحلیلی کلی از دیدگاه ایشان داشته باشم، ایشان به واسطه نگاه خوشبینانه به اقتصاد بازار آزاد و نگاه منفی به رویکردهای سوسیالیستی، از سمت نظام سوسیالیستی به سمت نظام بازار آزاد غش کردند و ظاهرا تمایل دارند که از اسلام نیز برداشتی سازگار با اقتصاد سرمایه‌داری ارائه کنند. ایشان دچار خلط علوم انسانی و تجربی نیز شده و تصور کردند که وقتی از علم اقتصاد اسلامی سخن می‌گوییم، این جمله شبیه ادعای فیزیک یا شیمی اسلامی است.

اقتصاد اسلامی سوسیالیستی نیست؛ مظلومیت شهید صدر

سوسیالیستی دانستن اندیشه‌های اقتصاد اسلامی، ادعایی است که از اساس باطل است. شهید صدر(ره) به عنوان پدر اقتصاد اسلامی بخش زیادی از کتاب اقتصادنا را به نقد سوسیالیسم و کمونیسم اختصاص داده است. دلیل هم این بوده است که در آن زمان عراق در معرض اندیشه‌های سوسیالیستی قرار داشته است. ایشان می‌خواست با نگارش کتاب اقتصادنا در مقابل این جریان فکری بایستد.

بحث شهید صدر در مورد مالکیت عمومی و دولتی اراضی و حصول حق اولویت بهره‌برداری در اثر احیاء  نیز رویکردی است که ایشان استدلال فقهی بر آن دارد. گذشته از اینکه ایشان مالکیت خصوصی زمین را نیز می‎پذیرند.  اتفاقا برخی یافته‌های کنونی در فضای مطالعات توسعه نیز این رویکرد را تایید می‌کنند که اراضی عمومی را باید در مالکیت عموم نگه داشت.  مناسب است که به تجربه دهه ۱۹۷۰ چین و  معجزه کشاورزی چین در آن مقطع اشاره کنم. چینی ها به جای واگذاری مالکیت زمین‌های بزرگ مشاع کشاورزی به کشاورزان، مدیریت آن را واگذار کردند. در نتیجه تولید کشاورزی آنها ۴ برابر شد.  چینی‌ها رانت زمین را واگذار نکردند که سیاستی هوشمندانه بود، آنها بدین طریق زمینه را برای خلاقیت بخش خصوصی فراهم کردند. در مقابل ما در تجربه خصوصی‌سازی‌مان تحت تاثیر اندیشه‌های بازار آزادی مالکیت بسیاری از کارخانه‌ها را به قیمت بسیار ناچیز به افراد واگذار کردیم. بسیاری از این افراد به واسطه رانت زمین کارخانه‌ها که عمدتا در محدوده شهری افتاده بودند و قیمت زیادی پیدا کرده بودند، متقاضی خرید آنها بودند. نتیجه این شد که خصوصی سازی عملا منجر به تعطیلی تولید شد. در یکی از شهرهای شمالی کشور یک کارخانه نساجی به بخش خصوصی واگذار شد. خریداران کارخانه ابتدا کارگران را به بهانه تعدیل نیرو اخراج کردند. سپس دستگاه‌ها را به بهانه تعمیر به تهران فرستاده و فروختند. آنها در نهایت زمین کارخانه را قطعه‌بندی کرده و فروختند. نتیجه چه شد ما به امید فرار از مشکلات اقتصاد دولتی کلا تولید را قلع و قمع کردیم.

سازگاری اقتصاد اسلامی با سیره عقلا

اینکه گفته شود اقتصاد محصول سیره عقلا یا اندیشه عقلایی است، نه تنها مستلزم فقدان اقتصاد اسلامی نیست؛ بلکه وجود آن را تایید می‌کند.  اقتصاد اسلامی رویکردی واقع‌گرایانه دارد که با یافته‌های عقلی سازگار است. ولی نمی‌توان هر گفتمانی که عقلا در زمانی مطرح کردند را الزاما صحیح دانست. اینکه زمانی گفتمان سوسیالیسم رایج بود و بهر حال بخشی از عقلای قوم به سمت آن تمایل داشتند و حتی آن را در بخش‌های زیادی از جهان اجرایی کردند، دلیل بر حقانیت رویکرد آنها است. اتفاقا جناب آقای علوی بروجردی هم سوسیالیسم را به عنوان یک مکتب اقتصادی می‌پذیرند و هم آن را مورد اشکال قرار می‌دهند. اگر سیره عقلا را بپذیریم، باید سوسیالیسم را هم بپذیریم، چرا که آن هم بخشی از سیره عقلا است. سیره عقلا زمانی قابل استناد است که با واقعیات تطبیق کند. در واقع عقل هنگامی که واقعیت را منعکس کند، حجت و مورد قبول است.

باید توجه داشت که در طول تاریخ اندیشه اقتصادی مکاتب مختلفی از مکتب اقتصاد کلاسیک، نئوکلاسیک و نیوکلاسیک گرفته تا مکاتب اقتصاد کینزی، تاریخی آلمان  و نهادگرایی ظهور کردند. این مکاتب هر کدام در مقاطعی توانستند واقعیات اقتصادی زمان خود را تبیین کنند و راهبردهایی برای حل مشکلات اقتصادی ارائه دهند. آنها در برهه‌هایی نیز ناموفق بودند. اقتصاد اسلامی نیز به عنوان یک مکتب اقتصادی از همان صدر اسلام مطرح شده و در دوره معاصر به همت متفکرانی همچون شهید صدر به عنوان یک اندیشه اقتصادی متمایز معرفی شده است. آیا قابل پذیرش است که بگوییم مکاتب سوسیالیستی و سرمایه‌داری مبتنی بر سیره عقلا است ولی  اقتصاد اسلامی مبتنی بر سیره عقلا نیست؟ گذشته از آنکه مکاتب اقتصادی از جهت‌رویکردهای ارزشی نیز متمایز می‌‎باشند. این مکاتب بر اساس نگرش‌های متفاوتی نسبت به ارزش‌های اقتصادی از جمله عدالت و آزادی بنا شده‌اند. حتی علم اقتصاد که حاکی از قانونمندی‌های حاکم بر رفتارهای اقتصادی و نظام اقتصادی است نیز از ارزش‌داوری خالی نیست. بدین خاطر ما الزاما با همگرایی سیره عقلا مواجه نیستیم؛ چرا که اختلاف در رویکردهای ارزشی دیرپا و مستمر است. من بخش زیادی از کتاب مبانی فلسفی و روش‌شناسی اقتصاد را به چگونگی ورود ارزش‌ها در نظریات اقتصادی اختصاص دادم.[2]

اقتصاد اسلامی سیره عقلا را می‌پذیرد؛ ولی برای تکمیل منبع عقل، از یافته‌های وحیانی هم استفاده می‌کند. همانگونه که در بیانات جناب آقای علوی بروجردی هم آمده است، اسلام در برخی موارد سیره عقلا را نمی‌پذیرد. ایشان به مساله ربا اشاره می‌کنند که شرع آن را نمی‌پذیرد. البته ایشان مدعی می‌شوند که ربا در سیره عقلا هم پذیرفتنی نیست؛ بلکه آنچه پذیرفته شده بهره است. ایشان با اشاره به تمایز بین ربا و بهره، این ادعا را مطرح می‌کنند که بهره را عقلا و به تبع اسلام می‌پذیرد. منتها ایشان بین دو مفهوم بهره و عایدی یا سود خلط می‌کنند. اسلام هیچگاه سود را نفی نکرده است. در نظریه بانکداری اسلامی هیچگاه گفته نشده است که صاحبان سرمایه سود کسب نکنند؛ بلکه عنوان شده که اگر صاحب سرمایه می خواهد سود ببرد؛ باید خود را در معرض ریسک‌های بخش واقعی قرار دهد و در سود و زیان شریک شود. این همان الگوی مشارکت در سود و زیان PLS  است که در مورد آن کتاب‌های زیادی نگاشته شده است. کتاب اخیر دکتر عسگری، محسن خان،  میراخور در مورد ثبات در تامین مالی اسلامی را ملاحظه کنید که توسط انتشارات معتبر ویلی به زبان انگلیسی منتشر شده است. در این کتاب استدلال شده است که نظام تامین مالی اسلامی باثبات تر از نظام‌ تامین مالی ربوی است.[3] اسلام می‌گوید اگر شما مالکیت پول را در قالب عقد قرض به دیگری منتقل کردی (تملیک بضمان)، عواید آن نیز به مالک جدید منتقل می‌شود. پس صاحب پول حق تقاضای سود را ندارد.

اینکه جناب آقای علوی بروجردی اسلام را تنها یک مکتب اخلاقی و تربیتی دانسته‌اند که برنامه‌ای برای اداره اقتصاد جامعه ندارد؛ نیز نادرست است. تنزل دادن اسلام به عنوان یک مکتب اخلاقی باعث نفی اقدامات پیامبر اعظم و امیرمومنان (ع) برای تشکیل حکومت اسلامی و برقراری عدالت اقتصادی است. اینکه پیامبر در آن زمان قبل از بعثت تجارت می‌کرد، دلیل بر این نیست که ما اقتصاد اسلامی نداریم. پیامبر اعظم در دوران حکم‌رانی خود تلاش کرد برخی از آموزه‌های اقتصاد اسلامی را اجرایی کند. ایشان به شدت با رواج ربا در جامعه اسلامی مقابله کرد. ایشان تلاش کرد با اجرای سیاست واگذاری اراضی در اثر احیاء، کشاورزی را در جزیره العرب گسترش دهد. اقدامات امیرمومنان برای توزیع عادلانه بیت‌المال نیز در همین راستا قرار دارد. شهید صدر به درستی این نکته را بیان می‌کنند که اسلام ریل‌گذاری‌های خاص خود در اداره اقتصاد جامعه اسلامی را دارد. این ریل‌گذاری‌ها باعث می‌شود که رفتارهای اقتصادی نیز به تبع این چارچوب‌ها و ساختارهای نهادی شکل بگیرد. در آن صورت ما شاهد نظام اقتصادی خواهیم بود که در آن علاوه بر تأمین نیازهای اقتصادی افراد جامعه، عدالت نیز به شکل کامل حکم‌فرما خواهد بود.

مکتب اقتصادی اسلام و علم اقتصاد اسلامی

اسلام آنگونه که شهید صدر بیان می‌کنند هیچگاه به دنبال ارائه علم اقتصاد به مفهوم اقتصاد اثباتی[4] نبوده است؛ هرچند که علم اقتصاد اسلامی می‌تواند پس از علمیاتی شدن راهبردهای مکتب اقتصادی اسلام، شکل بگیرد.  اسلام نوعی مکتب اقتصادی ارائه می‌دهد که بر اساس آن ساختارهای اقتصادی جامعه بنا می‌شود و در چارچوب آن رفتارها شکل می‌گیرد. سیاست‌گذاری‌های اقتصادی نیز بخشی از همین مکتب اقتصادی را شکل می‌دهد. مکتب اقتصادی شبیه چیزی است که از آن با عنوان اقتصاد هنجاری[5] یاد می‌شود. در اقتصاد هنجاری علاوه بر ارزش‌داوری، توصیه‌هایی برای ایجاد ساختارهای اقتصادی مناسب و همچنین سیاست‌ها و برنامه‌های اقتصادی ارائه می‌شود. چنین مکتب اقتصادی زمینه‌ساز تحقق علم اقتصاد اسلامی نیز خواهد بود.[6]

همه مکاتب اقتصادی نسبت به دایره حقوق مالکیت، میزان مداخله دولت و ارزش‌های محوری در نظام اقتصادی از جمله عدالت اقتصادی دیدگاه خاص خود را دارند. شهید صدر در کتاب اقتصادنا آزادی در کادر محدود، مالکیت مختلط و عدالت اجتماعی را به عنوان اصول عام اقتصاد اسلامی معرفی می‌کنند.[7] ایشان بر این نکته تاکید می‌کنند که مکتب اقتصادی و رهیافت‌های آن چارچوب مطالعات علم اقتصاد را مشخص می‌کند. من در چند مقاله  استدلال کردم که همین چارچوب‌های نهادی مورد پذیرش مکاتب اقتصادی  بر رفتار عاملان اقتصادی اثر می‌گذارد و از همین ناحیه می‌توان حتی یافته‌های علم اقتصاد را نیز به اسلامی و غیراسلامی تقسیم کرد.[8] شهید صدر در کتاب الاسلام یقود الحیاه، برخی از دستورالعمل ها و راهبردهای کلی مکتب اقتصادی اسلام جهت اداره اقتصاد جامعه را به تفصیل بیان می‌کند.[9]

شهید صدر تصریح می‌کند که اسلام اصالتا مدعی  ارائه علم اقتصاد نیست؛ اما حاوی مکتب اقتصادی است. هرچند که ایشان امکان ایجاد علم اقتصاد اسلامی را نیز می‌پذیرد. مکتب اقتصادی در دیدگاه شهید صدر روشی است که ما بر اساس ارزش عدالت برای اداره اقتصاد جامعه و حل مشکلات آن بر می‌گزینیم. مشخص است که اسلام هم برداشت خاص خود از عدالت اقتصادی را دارد و هم راهبردهایش برای حل مشکلات اقتصادی و سروسامان دادن به اقتصاد جامعه متمایز است. برای نمونه، اسلام با ممنوعیت ربا و قمار، به سمت معرفی الگوی مشارکت در سود و زیان در تامین مالی می‌رود که الگویی مترقی و پایدار است. متاسفانه عملکرد بد نظام بانکی کشور در دهه‌های اخیر و عدم اصلاح قانون عملیات بانکی بدون ربا باعث شد که ما از الگوی مشارکت در سود  و زیان فاصله بگیریم و از نتوانیم عملکرد مناسبی در این حوزه داشته باشیم. اما مشکل آنگونه که آقای علوی بروجردی می‌گویند به خاطر استفاده از عقود اسلامی نیست؛ بلکه مشکل این است که ما ساختار بانکی را از اقتصاد متعارف به عاریه گرفتیم و تنها اصلاحات ظاهری در آن ایجاد کردیم. ما چشممان را به خلق پول بانکی که خلاف عدالت و مولد ناکارآمدی و تورم است، بسته ایم و تنها با استفاده  از  عقود می‌خواهیم بانکها را کنترل کنیم.

جناب آقای علوی بروجردی به گونه‌ای نرخ بهره پایین بانکی در دنیا را علامت کارکرد مناسب نظام بانکی ربوی قلمداد کرده‌اند.کاش ایشان کتاب سرمایه در قرن بیست و یکم توماس پیکیتی را می‌خوانند.[10] پیکیتی در آن کتاب استدلال می‌کند که نظام سرمایه‌داری علیرغم اینکه نرخ بهره در آن پایین است؛ عملا به سمت نابرابری توزیعی رفته است. پیکیتی هشدار می‌دهد که این روند موجب افزایش شکاف طبقاتی و فروپاشی نظام سرمایه‌داری می‌شود. پیکیتی تنها راه نجات اقتصاد غرب را در گرفتن مالیات تصاعدی بر ثروت و از بین بردن قله های ثروت می‌داند.  این در واقع همان یافته قرآنی است که خداوند متعال می‌فرماید ثروت نباید در دست اغنیاء دست به دست شود: «كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ مِنْكُمْ» (حشر:۷).

تمایز علوم انسانی و تجربی

در بیان جناب آقای علوی بروجردی بین علوم انسانی شامل اقتصاد و علوم تجربی خلط شده است. ایشان می‌گویند همانطور که فیزیک اسلامی یا شیمی اسلامی نداریم؛ اقتصاد اسلامی هم نداریم. این در حالی است که موضوع مورد مطالعه علوم انسانی متمایز از موضوع مطالعه علوم تجربی است. در علوم تجربی، محققان به دنبال کشف قوانین طبیعت به عنوان پدیده‌ای بی‌جان می‌باشند؛ ولی موضوع مطالعه علوم انسانی، رفتار انسانی است که دارای اراده و اختیار است. رفتار انسان تحت تاثیر ساختارهای اجتماعی، سیاستی، فرهنگی و اجتماعی قرار دارد. فیلسوفان اقتصادی تأکید کرده‌اند که نمی‌توان قوانین حتمی و جهان‌شمول در مورد رفتار اقتصادی انسان ارائه داد. همانگونه که قبلا اشاره شد، امروزه حتی در مورد حتمی بودن قوانین فیزیک و شیمی نیز تردید شده است.

متاسفانه در فضای علمی کشور برخی مجذوب نوعی علم‌گرایی افراطی‌شده اند و اقتصاد را دانشی فنی همانند فیزیک و شیمی قلمداد می‌کنند.  آنها نیز به واسطه اینکه مجذوب سراب علم اقتصاد شدند، در مورد  اقتصاد اسلامی تردید می‌کنند. این در حالی است که خود اقتصاددانان غربی در مورد حتمی بودن قوانین علم اقتصاد تردید کرده اند. اخیرا دانیل هاسمن از نظریه‌پردازان فلسفه اقتصاد، با اتکا به نظریه جان استوارت میل، قوانین اقتصادی را تنها در حد قواعد تمایل می‌داند که از حتمیت برخوردار نیست.[11] حتی یکی از اساتید فلسفه فیزیک مدرسه اقتصادی لندن، کتابی به این عنوان می‌نویسد که چگونه قوانین فیزیک دروغ می‌گویند. او اثبات می‌کند که حتی قوانین فیزیک نیز حتمی نیستند؛ چرا که این قوانین دربردارنده فروضی ایده‌آل می‌باشند که امکان آزمون تجربی آنها وجود ندارد. همین مساله در مورد قوانین اقتصادی نیز مطرح است. حتی قوانین عرضه و تقاضا در اقتصاد مشروط به شرط ایده‌آل ثبات سایر شرایط می‌باشند.

تمایل  به‌سمت سرمایه‌داری برای فرار از سوسیالیسم

جناب آقای علوی بروجردی برای فرار از سوسیالیسم عملا به سمت نظام بازار آزاد و سرمایه‌داری متمایل شده اند. عجیب است که ایشان به صورت ضمنی مکاتب اقتصادی را منحصر در دو مکتب سوسیالیسم و سرمایه‌داری می‌دانند و معتقدند اگر ما بگوییم اقتصاد اسلامی مکتب متمایزی است، دچار اشتباه شدیم. این در حالی است که هم در فضای اندیشه ای و هم در عمل، اندیشه اقتصاد مختلط به عنوان ترکیبی از رویکردهای بازاری و غیربازاری مطرح است. گذشته از اینکه اقتصاد اسلامی مکتبی تلفیقی از سرمایه‌داری و سوسیالیسم نیست؛ بلکه این مکتب اقتصادی بر اساس مبانی فلسفی متمایزی بنا شده، و تحلیل‌ها و سیاست‌های اقتصادی خاص خود را دارد.

باید توجه داشت که تمایل به سرمایه‌داری در اقتصاد ایران یک سابقه تاریخی دارد. تجربه مشکلات اقتصاد ایران در سال‌های اخیر این ذهنیت را ایجاد کرده که مشکلات ریشه در این دارد که ما سیاست‌های سوسیالیستی را در اقتصادمان اجرا می‌کنیم. این برداشت از اقتصاد ایران کاملا غلط است. ما حداقل در سه دهه اخیر عملا سیاست‌های تعدیل ساختاری و بازار آزاد را اجرا کردیم.[12] ما در این سه دهه مرتب به اقتصاد کشورمان شوک های تعدیلی بازاری وارد کردیم. مرتب نرخ ارز را بالا بردیم و به تن نحیف اقتصاد کشور شوک وارد کردیم. اولین شوک تعدیلی در دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی به اقتصاد ایران وارد شد که نتیجه آن تورم حدود ۵۰ درصدی در کشور بود. ما در دوره های بعد هم چندین بار شوک تعدیل نرخ ارز را به اقتصاد کشور وارد کردیم که نتیجه آن افزایش تورم و همچنین افزایش هزینه‌های تولید کشور بوده است. سیاستگذاران ما مرتب ادعا کرده‌اند که با افزایش قیمت ارز و اساسا آزادسازی قیمت‌ها، که سیاست متاخذ از نظام بازار آزاد است، صادرات افزایش می‌یابد و واردات کم می‌شود. آنچه در عمل اتفاق افتاد تنها افزایش تورم بود؛ صادرات هم در میان مدت و بلندمدت افزایش پیدا نکرد؛ چرا که با افزایش هزینه‌های تولید در صنعت مونتاژ کشور عملا اثرات افزایش نرخ ارز خنثی شده و می‌شود.

اگر دقیق تر بخواهیم بگوییم ، اقتصاد ما ، به اصطلاح برخی اساتید، گرفتار نوعی بازارگرایی مبتذل شده است. ما بدون اینکه ساختار شفافیت اقتصادی ایجاد کنیم، با استفاده از سیاست‌های اقتصاد بازار آزاد مرتب در جامعه رانت ایجاد می‌کنیم. از آنجا که نظام بانکی و مالیاتی ما نیز ناکارآمد است، این رانت به شکلی ناعادلانه بین افراد توزیع می‌شود و ما مرتب قله ثروت را ایجاد می‌کنیم. بانکها در ۴۰ سال اخیر نقدینگی کشور را ۱۰ هزار برابر کرده‌اند در حالی که توان تولیدی ما تنها ۵ برابر شده است. خروجی این عملکرد نظام بانکی چیزی جز تورم نیست.  ما از دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی اجازه دادیم که بانک‌های خصوصی در کشور ایجاد شوند . این غیر از سیاست بازار آزادی بود؟ آیا این هم یک سیاست سوسیالیستی بود؟ نخیر جناب آقای علوی بروجردی اشتباه به سمع شما رسانده‌اند. ما بانک‌های خصوصی را بر مبنای نظریه بازار آزاد یا نظام سرمایه‌داری ایجاد کردیم و به آنها قدرت دادیم که با خلق پول ۷ برابری در همه ارکان اقتصادی کشور تزلزل ایجاد کنند. فقط کافی است بدانید که نسبت تسهیلات به سپرده این بانکها در سالیان اخیر حدود ۶۴ درصد بوده است (نسبت به رقم حدود ۸۰ درصدی کل نظام بانکی). این بدان معناست که مشخص نیست این بانکها ۳۶ درصد از منابع خود را چه می‌کنند؟

امثال جناب آقای علوی بروجردی برداشت درستی از بانک و نظام بانکی ندارند. تصور ایشان این است که بانک واسطه وجوه است و از اعتبارش مایه می‌گذارد تا به تولید و خلق ثروت کمک کند. اگر ایشان بدانند که بانک در کشور ما مشغول خلق پول از هیچ است و بخش زیادی از پول‌های خلق شده راهی بازارهای سفته‌بازی می‌شود؛ آنگاه نظرشان در مورد بانکها عوض می‌شود. اگر ایشان بدانند که سه نوبل اقتصادی برای اندیشه حذف خلق پول در نظام بانکی به اقتصاددانان مطرح دنیا داده شده، در مورد برداشتشان  از بانک تجدید نظر می‌کند. اگر ایشان بدانند که اندیشه اصیل بانکداری اسلامی در دنیا طرفداران زیادی دارد، باز نگرششان را نسبت به بانک عوض می‌کنند. سخن بسیار است و مجال موسعی را می‌طلبد که در مورد هریک از ادعاهای مطرح شده توسط ایشان بحث و گفتگو کرد. در پایان تنها به این نکته اشاره می‌کنم که دانش اقتصاد اسلامی دانشی جوان است؛ اگر شهید صدر را به عنوان بنیانگذار دانش مدون اقتصاد اسلامی بدانیم،[13] از عمر این دانش بیش از ۶۰ سال نمی‌گذرد. این در حالی است که اقتصاد متعارف بیش از ۲۰۰ سال سابقه دارد و سرمایه‌گذاری زیادی برای رشد و توسعه آن شده است. برای اینکه ثمرات اقتصاد اسلامی در عمل نمایان شود، باید به محققان اقتصاد اسلامی بها داد و زمینه مشارکت آنان در سیاست‌گذاری اقتصادی را فراهم کرد. آنگاه خواهیم دید در طول زمان حقانیت اقتصاد اسلامی بیش از پیش نمایان خواهد شد.

به اقتصاد اسلامی باید بها داد

یکی از ظلم‌هایی که در دهه‌های اخیر به اقتصاد اسلامی شده این است که برخی ناکارآمدی‌های اقتصاد ایران به پای اقتصاد اسلامی نوشته شده است.  به جرات می‌توان گفت که در چهل سال اخیر هیچگاه مجال برای اجرای اقتصاد اسلامی فراهم نبوده است. اقتصاد ما در عمل بر اساس سیاست‌های نظام بازار آزاد، آن هم به شکلی ناقص و تقطیع شده، مدیریت می‌شود؛ ولی مشکلات به پای اقتصاد اسلامی نوشته می‌شود. حتی در فضای تولید دانش نیز اقتصاد اسلامی جایگاه چندانی ندارد.   باید پرسید که چه بخشی از بودجه‌های آموزشی و پژوهشی دانشکده‌های اقتصاد کشور و مراکز پژوهشی اقتصادی به تحقیقات اقتصاد اسلامی اختصاص یافته است؟ ما چه مقدار از محققان اقتصاد اسلامی حمایت کردیم؟ اگر تحلیلی سرانگشتی از بودجه اختصاص یافته به اقتصاد اسلامی داشته باشیم، باید بگوییم تقریبا هیچ!

منابع

پیکتی، توماس، سرمایه در قرن بیست و یکم، ترجمهً علی صباغی، محمدرضا فرهادی‌پور، آمه، تهران، ۱۳۹۴.

توکلی، محمد جواد، «بازخوانی رویکرد شهید صدر در مورد هویت علمی اقتصاد اسلامی»، روش‌شناسی علوم انسانی، شمارۀ ۹۰، ۱۳۹۶، ص۲۱۱-۲۳۶.

توکلی، محمد جواد، «بررسی امکان‌پذیری تمایز اقتصاد اسلامی اثباتی و هنجاری»، اقتصاد اسلامی، شمارۀ ۷۲، ۱۳۹۷، ص۵-۳۳.

توکلی، محمد جواد، «تحلیل انتقادی دوگان اثباتی و هنجاری در اقتصاد (بر اساس آراء شهید صدر)»، مطالعات اقتصاد اسلامی، شمارۀ ۲۱، ۱۳۹۷، ص۱۴۱-۱۶۸.

توکلی، محمد جواد، مبانی فلسفی و روش شناسی اقتصاد، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، ۱۳۹۸.

شاکری، عباس، مقدمه ای بر اقتصاد ایران، رافع، تهران، ۱۳۹۵.

صدر، محمدباقر، اقتصادنا، دارالتعارف للمطبوعات، بیروت، ۱۴۰۰ق.

صدر، سیدمحمد باقر، الاسلام یقود الحیاة ( موسوعة الشهید الصدر ج ۵)، مرکز الأبحاث والدراسات التخصّصیّة للشهید الصدر، [بی جا]، [بی تا].

.Tavakoli, Mohammad Javad, «Muhammad Baqir al-Sadr; The Founder of Islamic Economics», Horizon of Thought, no.3, 2016, p.103-128

Askari، Hossein، Iqbal، Zamir، Krichene، Noureddine، Mirakhor، Abbas، The Stability of Islamic Finance_ Creating a Resilient Financial Environment for a Secure Future، Wiley and Son، Singapor، 2010.

.Hausan, D., The inexact and separate science of economics, Cambridge University Press, Cambridge,UK, 1992

 

 

[1]. دانشیار گروه اقتصاد مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).

[2]. محمدجواد توکلی، مبانی فلسفی و روش شناسی اقتصاد، ص۱۳۹-۲۴۲.

[3]. Hossein Askari et al., The Stability of Islamic Finance_ Creating a Resilient Financial Environment for a Secure Future.

[4]. Positive Economics.

[5] . Normative Economics.

[6] . محمد جواد توکلی، «بازخوانی رویکرد شهید صدر در مورد هویت علمی اقتصاد اسلامی»، روش‌شناسی علوم انسانی، ۱۳۹۶، شمارۀ ۹۰، ص۲۱۱-۲۳۶.

[7]. محمدباقر صدر، اقتصادنا، ص۲۹۵-۳۰۵.

[8]. رک: محمد جواد توکلی، «بازخوانی رویکرد شهید صدر در مورد هویت علمی اقتصاد اسلامی»، روش‌شناسی علوم انسانی، ۱۳۹۶، شمارۀ ۹۰، ص۲۱۱-۲۳۶؛  محمد جواد توکلی، «تحلیل انتقادی دوگان اثباتی و هنجاری در اقتصاد (بر اساس آراء شهید صدر)»، مطالعات اقتصاد اسلامی، ۱۳۹۷، شمارۀ ۲۱، ص۱۴۱-۱۶۸؛ محمد جواد توکلی، «بررسی امکان‌پذیری تمایز اقتصاد اسلامی اثباتی و هنجاری»، اقتصاد اسلامی، ۱۳۹۷، شمارۀ ۷۲، ص۵-۳۳.

[9]. سیدمحمد باقر صدر، الاسلام یقود الحیاة ( موسوعة الشهید الصدر ج ۵).

[10]. توماس پیکتی، سرمایه در قرن بیست و یکم، ترجمهً علی صباغی و محمدرضا فرهادی‌پور.

[11]. D. Hausan, The inexact and separate science of economics.

[12]. رک: عباس شاکری، مقدمه ای بر اقتصاد ایران.

[13]. Mohammad Javad Tavakoli, «Muhammad Baqir al-Sadr; The Founder of Islamic Economics», Horizon of Thought, ۲۰۱۶, no.۳, p.۱۰۳-۱۲۸.

میزگرد تخصصی بررسی روند تحول حوزه‌های علمیه با تکیه بر نظرات شهید صدر با موضوع «حوزه از آنچه هست تا آنچه باید» همراه با نقد و بررسی کتاب «حوزه و بایسته‌ها» صبح امروز به‌همت پژوهشگاه تخصصی شهید صدر با همکاری مؤسسه فتوح اندیشه برگزار شد.

در این میزگرد تخصصی حجج اسلام احمد رهدار رئیس مؤسسۀ تحقیقات و مطالعات فتوح اندیشه، سید سجاد ایزدهی عضو هیئت‌علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و مهدی امیدی عضو هیئت‌علمی مؤسسۀ امام خمینی(ره) به بیان نظرات خود پرداختند.

در آغاز این نشست حجت‌الاسلام امیدی تلاش برای بازیابی هویتی حوزه را از نکات مهم کتاب حوزه و بایسته‌ها دانست و اظهار داشت: شهید صدر در یک تقسیم‌بندی سه وجهی، نیروهای متدین حوزوی را به سه دستۀ دنیاگرای مصلحت‌جو، دنیاگریز معناگرا و دنیانگر تکلیف‌گرا تقسیم می‌کند.

حجت الاسلام امیدی افزود: در این منظر انسان باید در لغزشگاه‌ها حرکت کند، ولی نلغزد؛ در این صورت جایگاه صدیقین را خواهد داشت و اگر مردود شود صلاحیت جایگاه صدیقین را ندارد؛ در این جایگاه، مصلحت دین بر فرد غلبه دارد و به‌نوعی مبلّغ، با متعلق تبلیغ خود وحدت پیدا می‌کند و شکست و پیروزی او شکست و پیروزی دین و آرزوها و دردهای او، آرزو و دردهای دینی است.

حجت‌السلام امیدی در ادامه به راهبردهای شهید صدر برای رسیدن به حوزه پشرو اشاره کرد و گفت: اگر از این منظر به رسالت حوزه بیندیشیم، در این صورت فقه هم باید تحول پیدا کند؛ بنابراین باید فقه را جذاب و در همه ساحات و ابعاد معرفی کنیم و آن را به‌شکل جامع، فراگیر و توانمند در قالب عمودی و افقی به پیش ببریم تا بتواند نیازهای این جهان را ترسیم کند. راهبرد دیگر شهید صدر، رسالت حوزه در راهبری امت است؛ یعنی حوزه ذات خود را نبیند، بلکه باید نگاه تکلیف‌گرای راهبری به امت داشته باشد. راهبرد دیگر ایشان هم دفاع از اسلام در حوزه نظر و عینیت اجتماعی است.

پس از سخنان حجت‌الاسلام امیدی، دیگر سخنران میزگرد تخصصی «حوزه از آنچه هست تا آنچه باید»، حجت‌الاسلام رهدار، بحث خود را در سه محور، تغییرات در حوزه، پیشنهادات در زمینه تغییرات در حوزه و مرجیعت و همچنین بایسته‌هایی که روحانیت باید به‌عنوان عاملان حوزه آنها را دنبال کند را مطرح کرد.

رئیس مؤسسه فتوح اندیشه با تصریح بر اینکه حوزۀ علمیه باید از پارادایم دین‌پژوهیِ تصوف گذر کند، اضافه کرد: من معتقد هستم پاردایم دین‌پژوهی حوزه علمیه، صوفیانه است، یعنی دنیایی که حوزه علمیه بیان می کند دنیای دین نیست.

وی ادامه داد: نوع نگاه حوزه علمیه به دنیا باعث شده ما را از مأموریت‌های اسلامی در گسترۀ جهان باز دارد؛ به عبارت دیگر کم‌اهمیت جلوه دادن دنیا یک نظام برنامه‌ای حداقلی است و ثمره آن غرق شدن در قم خواهد بود.

بنا به فرموده‌های شهید صدر دنیای حوزه علمیه باید متناسب با هدف‌گذاری و مأموریت‌های آن تعریف شود. اگر لازم است حوزه در مقیاس جهانی کنش داشته باشد باید ابزار لازم برای کنش در این مقیاس را در دست داشته باشد و طلاب خود را در سطح این کنش تربیت کند.

در پایان نشست نیز حجت الاسلام والمسلمین ایزدهی نداشتن مقدمۀ تحلیلی را یکی از نقدهای وارد بر کتاب «حوزه و بایسته‌ها» دانست و گفت: این کتاب مربوط به مباحث و سخنان شهید صدر در 50 سال گذشته است و از سوی دیگر نسبت به فضای حوزه علمیه نجف همچنین اقتضائات جامعه عراق تدوین شده است. به‌طور کلی دغدغۀ ایشان رهایی از گفتمان تمدن غرب در جامعۀ اسلامی است.

 

 

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه شهید صدر نشست «حوزه ازآنچه هست تا آنچه باید» برگزار می‌شود.

هم‌زمان با آغاز سال تحصیلی حوزه‌های علمیه پژوهشگاه شهید صدر با همکاری مؤسسه فتوح اندیشه برگزار می‌کند: نشست «حوزه ازآنچه هست تا آنچه باید».

میزگرد تخصصی بررسی روند تحول حوزه‌های علمیه با تکیه بر نظرات شهید صدر همراه با نقد و بررسی کتاب «حوزه و بایسته‌ها» اثر شهید صدر برگزار می‌شود.

در این میزگرد حجج اسلام سعید بهمنی، دکتر احمد رهدار، دکتر سیدسجاد ایزدهی و دکتر مهدی امیدی به سخنرانی خواهند پرداخت.

زمان: پنجشنبه ۱۰ مهرماه، ساعت ۸صبح.
مکان: قم، شهرک پردیسان، بلوار شهروند، خیابان البرز، کوچه١، پلاک۶، ساختمان پردیس حکمت

شهید آیت‌الله سید محمدباقر صدر از نوابغ معاصر بود که نظریه‌پردازی‌ها و نوآوری‌های متعددی را در عرصه‌های مختلف علوم اسلامی به ارمغان آورد، به‌گونه‌ای که در هر یک از دانش‌های حوزوی در زمره‌ بنیان‌گذاران‌ و صاحبان‌ مکتب‌ به‌شمار می‌آید. افزون‌بر این، نبوغ او تنها به نظریه‌پردازی در عرصه علوم محدود نشد. او به ساختار‌ها و نهادهای آفریننده علم و به‌طور ویژه حوزه علمیه نیز می‌اندیشید و در راستای تحول و اصلاح حوزه، اندیشه‌های نو و اقدامات گوناگونی داشت. بخشی از نوآوری‌های او مانند فقه نظام‌ساز و نظریه الاستنطاق در تفسیر موضوعی، دقیقاً در راستای تحول حوزه و ایفای نقش درست و اساسی آن ابداع شده بود. همچنین او خود با نگارش کتاب‌هایی مانند «اقتصادنا» و «البنک اللاربوی فی الاسلام» در مسیر حضور واقعی و اثرگذار حوزه در جهان امروز الگوآفرینی کرد.

شهید صدر در کنار فعالیت‌های شخصی به روشنگری برای طلاب در زمینه اصلاح حوزه نیز مشغول بود و در تبیین ماهیت، اهداف و وظایف حوزه و راهکارهای تحقق نقش آن در جهان و امت در جلسات متعددی مطالبی ناب و عمیق را با شاگردانش طرح کرد که بخشی از آنها امروز به دست ما رسیده است. اندیشه‌هایی را نیز برای اصلاح نهاد مرجعیت در نظر داشت که بخشی از آن را در طرح «المرجعیه الصالحه» به نگارش درآورد. افزون بر این، روش جدیدی را در تألیف رساله عملیه در پیش گرفت که بُعد کاربردی رساله را به سطح حقیقی آن می‌رساند و آن‌قدر جذاب و اثرگذار بود که افزون بر عالمان و نواندیشان شیعه،‌ بخشی از اهل سنت را نیز به خود جذب کرد و آنها به تقلید از شهید صدر بر اساس رساله او یعنی «الفتاوی الواضحه» روی آوردند. وقتی خود زمامدار مرجعیت شد در اصلاح روش ارتباط با مردم و تبلیغ، اقداماتی را انجام داد که سطح تبلیغ معارف دینی و گستره آن را به حد واقعی و مورد نیاز امت برساند. در تأمین معیشت طلاب و اصلاح وضعیت شهریه نیز ابتکاراتی داشت که برخی از آنها در دوره مرجعیت خود او امکان تحقق یافت.

در دوره‌ای در اثر برخی رفتارهای اطرافیان، شایعه شده بود رابطه میان آیت‌الله‌العظمی خویی و شهید صدر سرد و سست شده است. شهید صدر دراین‌باره بیانیه‌ای را در قالب پاسخ به پرسشی تدوین کرد تا مانع ترویج این شایعه‌ها شود. او در این بیانیه درباره جایگاه بی‌بدیل استادش سخن گفته و نکات مهمی را درباره نسبت مرجعیت و مرجعیت‌ اعلی متذکر شده است. در ادامه متن این نامه که نشان‌دهندۀ رابطۀ عمیق قلبی و روحی میان آیت‌الله‌العظمی خویی و  شهید صدر است، آمده:

بسم الله الرحمن الرحیم

این سؤالی که شما لطف کرده و از من می‌پرسید از یک جهت باعث امتنان من است؛ چون فرصت بیان آنچه را در دلم می‌گذرد به من می‌دهد و از جهت دیگر باعث ناراحتی من است؛ چون حاکی از این معناست که رابطه‌ای که از شریف‌ترین و پاک‌ترین و مقدس‌ترین روابط در زندگی من است، یعنی رابطه‌ام با سرور و استاد و تکیه‌گاهم، آیت‌الله‌العظمی امام خویی ـ سایه‌اش مستدام باد ـ در معرض شک و ابهام قرار گرفته است؛ استادی که من در محضر او نور علم را دیدم و به‌دست او طعم معرفت را چشیدم.

علم بزرگ‌ترین نعمتی است که خداوند پس از ایمان به بشر ارزانی می‌دارد و اگر من چیزی از این نعمت به‌دست آورده‌ باشم، همه ارزش آن به ایشان بازمی‌گردد.

من چیزی نیستم جز ثمره‌ای از ثمرات وجود و فیض شریف ایشان و فرزندی از فرزندان معنوی‌شان.

حال اگر کسی می‌خواهد از این حقیقت چشم‌پوشی کند یا این چشم‌پوشی را به من نسبت بدهد و با این کار قلب پدر را از پسر برگرداند یا از موقعیت این پسر سوءاستفاده کند و مقام والاتر پدر را زیرسؤال ببرد، من از فرصتی که سؤال شما ایجاد کرده استفاده می‌کنم تا خیلی شفاف به شما بگویم: من با حضرت استاد خویی ـ سایه‌اش مستدام باد ـ تاکنون به‌سان فرزندی برای پدر و شاگردی برای استاد و طلبه‌ای برای مرجع بوده و پس از این نیز چنین خواهم بود.

من بارها این مطلب را به صراحت به‌ مردم و طلاب و مسئولان گفته‌ام و راضی نیستم کسی غیر از این بگوید و براساس دیگری غیر از این با من و ایشان ـ سایه‌اش مستدام باد ـ رفتار نماید. اگر کسی هم می‌خواهد نام مرا [به عنوان مرجع] مطرح کند باید بداند که چیزی که بیش‌‌از‌اندازه من را آزار می‌دهد این است که بخواهد این مسئله به‌شکلی بیرون از رابطه طولی [و بالابه‌پایین] میان پدر و فرزند و استاد و شاگرد طرح شود.

هر نوع اقدامی که با اقتضائات این رابطه هم‌خوان نباشد، خلاف رفتار و رابطه من با ایشان است.

از گذشته شیوه و روش عالمان بر این بوده است که بین دو مسئله تفاوت بگذارند: یکی صدور فتوا و امور مربوط به آن که در عمل دینی شخصی به‌کار می‌آید و دیگری پای‌بندی به اقتضائات مرجعیت اعلی و پاسداری از آن. من بر این باورم که باید میان این دو مسئله تمایز گذاشت و آنها را جدای از هم دید و به هیچ وجه جایز نیست که جایگاه مرجعیت اعلی مورد خدشه قرار بگیرد و هر عملی که موجب گسستن اتحاد و اجتماع مؤمنان بر گِرد مرجعیت اعلی باشد و منجر به تفرقه‌شان شود، جایز نیست.

عاجزانه از خداوند متعال خواستارم که ما را به بقای وجود حضرت استاد بهره‌مند فرماید و سایه‌ گسترده‌اش را بر سر ما مستدام بدارد و توفیق انجام تکلیف فرزندی نسبت به ایشان را به ما بدهد.

٨ جمادی‌الاولی ١٣٩۶ق. [١٨اردبیهشت ۱٣۵۵ش.]
محمدباقر صدر

به گزارش خبرگزاری مهر، علی قجری دانشجوی دکتری دانش اجتماعی مسلمین دانشگاه تهران در یادداشتی به نقد و بررسی اندیشۀ اجتماعی شهید صدر در کتاب جامعه ما، نوشتۀ سید منذر حکیم و ترجمه مسعود فکری پرداخته است:

انتشار کتاب ارزشمند و فاخر «جامعه ما» که با تلاش مجاهدانه و قلم نیکوی استاد فاضل و دانشمند برجسته جناب سید منذر حکیم به زیور طبع آراسته شده و به لطف حضرت حق، اخیراً به جامعه علمی و فرهنگی پارسی زبانان عرضه شده است، بهانه‌ای شد تا به‌رسم قدرشناسی از این مؤلف و مترجم این اثر، به اجمال و اندازه‌ای ناچیز از دریای جوشان اندیشه رفیع علمی استاد شهید آیت الله سیدمحمدباقر صدر (ره) را مرور نمائیم. این کتاب با تبویب ارزنده، قلمی شیوا و نگاهی روش‌مند، توانسته است طی شش فصل منسجم، چارچوب اندیشۀ اجتماعی شهید صدر را -که خود ایشان تحت عنوان مستقل «مجتمعنا» و به عنوان یکی از اعضای مجموعه سه گانه آثار اصلی خود موردنظر داشته اند- ترسیم و تشریح نماید. این فرصتی مغتنم است که دانش پژوهان فاضل از حوزه و دانشگاه، بتوانند در یک کل واحد و منسجم به تصویری از بنیان‌های اندیشۀ اجتماعی شهیدصدر دست یابند. بخشی از ابعاد مهم اندیشۀ اجتماعی شهید صدر، که در این اثر نیز به خوبی موردتوجه قرار گرفته است را می‌توان در چند محور مدنظر قرار داد:

۱. «اجتماعی بودن» ویژگی ذاتی اندیشه شهید صدر است.

شهید صدر با وجود اینکه به‌عنوان یک متبحر و صاحب‌سبک در اصول و فروع علوم اسلامی شناخته می‌شود، محوریت مسائل و مشکلات اجتماعی انسان امروز را همواره چون نخ تسبیحی در اندیشه و تتبعات خود مدنظر داشته است. در بحث از بنیان‌های معرفتی انسان -که در «فلسفتنا» نضج یافته- در بحث از شیوه و الگوی زندگی اقتصادی انسان امروز -که در «اقتصادنا» ساخته و پرداخته شده-، در تأکید بر نظام‌مندی و الگومندی اندیشۀ دینی برای حیات بشر -که در «الاسلام یقود الحیات» تدارک دیده شده است-، همه و همه بر محوریت دغدغه‌ها و مفاهیم اجتماعی زیست انسان امروز، بنیان نهاده شده‌اند.

۲. «حل مسئله» رویکرد ذاتی اندیشۀ اجتماعی شهید صدر است.

هرآنچه در آثار، احوال و آرای شهید بزرگوار مرور می‌شود، زندگی او را سراسر حل مسئله می‌یابیم. شهید صدر به‌معنای دقیق کلمه فرزند زمینه و زمانه خویش است و همین امر باعث گردیده تا آثار اصلی ایشان در پاسخ به بی‌شمار مسائل حیات جمعی انسان، به‌ویژه مسلمانان قرن حاضر، شکل گیرد. در دوره‌ای که شیوع اندیشه چپ و مارکسیستی از یکسو، و قدرت‌نمایی امپریالیسم پیش روی ملل اسلامی از سوی دیگر، فردفرد مسلمانان را با شبهات و بحران‌های فکری و فرهنگی مواجه نمود، ایشان مأموریت خویش را برای پاسخ‌گویی به خلأهای فکری و مشکلات پیچیدۀ زیست انسان مسلمان در این دورۀ تاریخی قرار می‌دهند. این رویکرد شهید صدر، امروزه از دو حیث برای ما مهم و قابل توجه است: نخست از جهت «دانش» و اطلاعات غنی که ایشان به مخاطب خود عرضه می‌کند و خلأهای ذهن او را در مواجهه با مکاتب فکری و سیاسی پُر می‌نماید؛ و دوم، از جهت «بینش» و الگویی برای شیوۀ درستِ روبه‌رو شدن با مسائل هر دورۀ تاریخی که پیش روی فردفرد و کل جامعه اسلامی قرار دارد.

۳. «شیوۀ مفهوم پردازی» در مسائل اجتماعی، وجه ممیزۀ اندیشه شهید صدر در میان متفکران مسلمان است.

شهید صدر با دقت و ظرافت یک اندیشمند و پژوهشنده اجتماعی، به طراحی و تدارک مفاهیم بنیادین در مسائل اجتماعی می‌پردازد. آنچه امتیاز و فضل تقدم ایشان نسبت به سایر اندیشمندان مسلمان در حوزۀ اجتماعی است، عمق معنایی مفاهیم است؛ به عبارتی، آنجا که از توازن اجتماعی، تعاون اجتماعی، عدالت اجتماعی، نظام اجتماعی و… سخن می‌گوید، گویی دست به غنی‌سازی این مفاهیم می‌زند. شهید صدر مفاهیم را عمق و گستره‌ای توأمان می‌بخشد و پوشش تحلیلی آنها را وسیع می‌سازد، به‌نحوی که می‌توان «هر مفهوم را به‌مثابۀ یک نظریه» موردتوجه قرار داد و چارچوبی ضابطه‌مند برای تحلیل مسائل اجتماعی به‌دست داد.

۴. «اعتباربخشی دینی» به تحلیل‌های اجتماعی، از موازین روش شناسی شهید صدر است.

شهید صدر به‌عنوان یک عالم اسلامی ذالفنون، پیوندی وثیق میان مبانی اصیل و ناب اسلامی با مسائل و موضوعات اجتماعی برقرار می‌کند. ایشان هیچ مفهوم و بحث اجتماعی را بدون ارجاع به پشتوانۀ قرآنی آن صورت نمی‌دهد و به همین سبب است که گام‌های استواری در احصای نظریۀ اجتماعی قرآن پیموده است. این امر موجبات اعتباربخشی یا اعتباریابی اندیشۀ اجتماعی ایشان را به‌عنوان الگویی تراز برای اندیشۀ اجتماعی اسلامی فراهم می‌آورد. این در حالی است که قاطبۀ رویکردهای ایشان در موضوعات اجتماعی، ناظر به سطح «امت اسلامی» است؛ به بیانی، شهید صدر مسیری را در تدارک سازۀ اندیشۀ اجتماعی بر مبنای معرفت‌شناسی دینی اسلام بنیان می‌گذارد که وجه اشتراک مذاهب اسلامی است. میزان استقبال و ارجاع به اندیشه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایشان در جغرافیای فرهنگی جهان اسلام، از مصر تا سوریه، پاکستان، ایران، عراق و … دال بر درجه اعتبار دینی اندیشۀ ایشان در میان جوامع اسلامی است.

۵. «تازگی و نو بودن» مسائل اجتماعی موردنظر شهید صدر، برای حیات امروز بشر.

هرآنچه امروز در مطالب و مباحث اجتماعی متفکران مختلف پیش می‌رویم، اهمیت صورت‌بندی و مسئله‌یابی نیم‌قرن پیش شهید صدر، بیشتر رخ می‌نمایاند. ایشان محوریت اندیشۀ اجتماعی خود را بر یک سؤال بنیادین درباره «نظام اجتماعی شایسته» قرار دادند و در پاسخ به این پرسش محوری، ده‌ها صورت‌مسئله را طراحی نموده و پاسخ می‌دهد. برمبنای همین پرسش و منطق است که مکاتب مهم اندیشۀ بشری را مورد بررسی دقیق و عمیق قرار داده و از تولّد «انسان سوم» یعنی انسان مکتب اسلام، سخن می‌گوید. امروز نیز شاهد آن هستیم که ابنای بشر در پی راه‌وروش صحیح زندگی و به‌عبارتی پرسش «چگونه زیستن» هستند. همین سبب تازگی و کاربردی بودن اندیشۀ اجتماعی ایشان برای دورۀ تاریخی حاضر و حتی نسل‌های آتی است.

۶. «مغفول ماندن» اندیشۀ اجتماعی شهید صدر، در حاشیۀ عظمت اندیشۀ فقهی و اصولی ایشان.

آنچه امروز باید بدان توجهی ژرف نمود، ناشناخته ماندن ابعاد اجتماعی شخصیت و اندیشۀ شهید صدر در حاشیۀ بلندای بنای علمی ایشان در حوزۀ فقه و اصول است. این ضرورتی بی‌بدیل است که حوزه‌های علمیه امروز در کنار دانشگاه‌ها، علاوه‌بر تعمق و تدبر در اندیشه تخصصی شهید بزرگوار در حوزه علوم اسلامی، میراث غنی ایشان در زمینه اندیشۀ اجتماعی را مورد بازخوانی، بسط و نقادی قرار دهند. شیوه‌ای که خود شهید کرراً از آن استفاده نموده و همواره سنتی حسنه در میان علمای اسلامی بوده است.

استاد شهید آیت‌الله سید محمدباقر صدر(ره) در طول پنج دهه عمر با برکت خود، پایه‌گذار بسیاری از رویکردهای نوین در جریان علمی جوامع اسلامی بوده‌اند. این مهم تا حدّی است که امام خمینی(ره) در سخنرانی پس از شهادت ایشان تأکید می‌کنند که فقدان این عالم شهید ثلمه‌ای بزرگ بر پیکر جهان اسلام است و به آحاد مسلمانان از مردم تا نخبگان در جوامع مختلف اسلامی سفارش می‌کنند که آثار این عالم برجسته را مورد توجه و مطالعه قرار دهند. آنچه امروز به‌همت مؤلف کتاب «جامعه ما» پیش روی ماست، می‌تواند زمینه‌ای بسیار مناسب برای پژوهشگران اجتماعی و علاقه‌مندان به اندیشه‌های اجتماعی متفکران مسلمان باشد و فرصتی جدید را برای بسط این اندیشه‌های نافع و راهگشا در حل و رفع مسائل اجتماعی جوامع اسلامی فراهم آورد.

 

به گزارش روابط عمومی انتشارات سروش آئین رونمایی از کتاب «جامعه ما» نوشتۀ آیت‌الله سید منذر حکیم با حضور ابراهیم شمشیری مدیرعامل انتشارات سروش، دکتر مسعود فکری مترجم کتاب، حجت‌الاسلام مؤذنی معاون پژوهشی پژوهشگاه تخصی شهید صدر، حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر حمید پارسانیا استاد حوزه و دانشگاه، دکتر سید مهدی اعتمادی فرد رئیس دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران، دکتر سید مجید امامی استادیار دانشگاه امام صادق(ع)، دکتر محمدهادی همایون استاد دانشگاه امام صادق(ع)، دکتر مهدی حسین‌زاده مدیر گروه علوم اجتماعی‌اسلامی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، سید رائد العبیدی استاد جامعةالمصطفی العالمیة در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد.

در ابتدای این مراسم آقای ابراهیم شمشیری، مدیرعامل انتشارات سروش، با بیان اینکه شخصیت و جایگاه شهید صدر بین اندیشمندان و متفکران اسلامی موضوع ناشناخته‌ای نیست، گفت: در دهۀ اول انقلاب کتاب‌های مختلفی از نگاه ایشان به مبانی اسلامی، از جمله کتاب‌ فلسفه ما، در بین نسل اول انقلاب منتشر شده است. اخیراً نیز در مجموعه صداوسیما به این مقوله تأکید شده؛ ولی نگاه ایشان در حوزۀ اجتماعی که جزو آرزوها بوده اتفاق نیفتاده است.

وی ادامه داد: شهید صدر در دوارن حیات در برهه‌های مختلف در دروس خود به ایدۀ نوشتن کتاب اشاره داشتند که این امر به‌همت آیت‌الله سید منذر حکیم محقق شد. البته ترجمه کتاب سال‌ها پیش در مجموعۀ سروش آغاز شده بود که به‌دلایلی در روند آن وقفه ایجاد شد، ولی در اوائل امسال کتاب منتشر و در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفت.

وی در پایان گفت: امیدواریم که انتشارات سروش و سایر مجموعه‌های فکری و فرهنگی مسیری که در حوزه تولید فکر و تولید علوم  اسلامی انسانی را پیش رو دارند، سریع‌تر طی کنند و کتاب‌هایی که از مبانی اندیشه فکری دینی ما برخاسته است نیز در متون درسی در دانشگاه‌ها مورداستفاده قرار بگیرد.

مجتمعنا، حلقۀ اصلی سه‌گانۀ آثار شهید صدر

در ادامه این جلسه حجت‌الاسلام سید امید مؤذنی، معاون پژوهشی پژوهشگاه تخصصی شهید صدر، مقدمۀ شناخت کتاب مجتمعنا (جامعه ما) را شناخت دیگر آثار شهید صدر دانست و گفت: درباره کتاب مجتمعنا و اندیشۀ شهید صدر خوب است قبل از هر بحثی به این توجه کنیم که شهید صدر، پیش از نگارش اندیشه‌های اجتماعی چه آثاری را تقدیم کرده بودند و چه بخشی از اندیشۀ اسلامی در آنها مطرح شده است.

وی با بیان اینکه تعداد قابل‌توجهی از آثار شهید صدر مفقود شده و به‌دست ما نرسیده، افزود:  اولین کتاب شهید صدر «فدک فی تاریخ» است که در  رمضان ١٣۶٧ قمری  نوشته شده و در بخش قابل‌توجهی از آن دیدگاه تاریخی و اجتماعی شهید صدر قابل مشاهده است. این کتاب را خانم راشل کنتز در بنیاد تل‌اویو موضوع پایان نامه خود قرار  داده است. منظر توجه وی به این کتاب به‌نوعی نگاه اجتماعی صدر در روایت تاریخ و اثراتی است که او به‌عنوان یک اندیشمند مؤثر جامعۀ عراق در پی ایجاد آن اثرات بود.

حجت‌الاسلام مؤذنی ادامه داد:  کنتز در این تحقیق خود که چکیده‌ای از آن را در مجلۀ مطالعات خاورمیانه لندن چاپ کرده، اشاره دارد که نگاه صدر برای تحول در جامعه بازتعریف الگوهای موجود در جامعۀ شیعی است  که این موضوع با آن چیزی که شهید صدر در آخرین اثر و در درس‌های تفسیری نوشته‌، هم‌خوانی دارد؛ چراکه صدر در آنجا از این بحث می‌کند که نقطۀ تحول جامعه، وجود ذهنی‌ای است که الگوها در ذهن افراد جامعه دارند و با تحول آنها جامعه به‌سوی تحول حرکت می‌کند.

وی با اشاره به دومین اثر شهید صدر، غایة الفکر فی علم الاصول، بیان کرد: این اثر در ده  جلد  نوشته شده است که تنها جلد پنجم آن باقی مانده و نُه جلد دیگر از بین رفته است.

معاون پژوهشی پژوهشگاه تخصصی شهید صدر با اشاره به فلسفتنا، سومین کتاب شهید صدر گفت:  ایشان در مقدمه این کتاب به مشکل اجتماعی انسان معاصر پرداخته‌اند و فلسفتنا را آغاز پاسخ به مسئله اجتماعی انسان قلمداد کردند. البته پیش از این  کتاب،  شهید صدر جزواتی را برای حزب‌الدعوه نوشته بودند که مفقود شده و تنها چند برگه از آنها باقی است. در این نوشته‌ها 13 اصل از اصول حکومت اسلامی بیان شده است.

وی عنوان کرد:  آن‌چنان که  شهید صدر در مقدمه فلسفتنا اشاره کرده، قرار بر این بوده که حلقه وصل در سه‌گانۀ فلسفتنا، اقتصادنا و مجتمعنا که ایشان موفق به نوشتن آن نشدند، مجتمعنا باشد؛ اما با توجه به اصرارهای عموم خوانندگان که از شهید صدر  درخواست داشتند اقتصادنا را  بر نگارش مجتمعنا مقدم کند؛ ایشان اقتصادنا را پیش از مجتمعنا تألیف می‌کند تا به توده مردم که آن زمان تحت‌فشارهای فکری اندیشه‌های مارکسیستی بوده‌اند و عمده درگیری در حوزۀ اندیشه‌های اقتصادی شکل و بروز پیدا می‌کرده، کمک کند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود به عدم تألیف این کتاب از سوی شهید صدر اشاره کرده و علت آن را نامناسب بودن فضای اجتماعی  برای دریافت اندیشۀ اجتماعی اسلام در عراقِ آن زمان و در جامعه اسلامی دانسته و ادامه داد: تحلیل دیگر  که واقع‌بینانه‌تر به نظر می‌رسد، این است که شهید صدر فرصت کافی برای مطالعه تمام آثار اروپایی یا حداقل آثار مهم رقیب در لیبرالسیم و مارکسیسم که دو جریان اصلی  مقابله با اندیشه های اسلامی در آن دوران بود را پیدا نکرد. اگرچه اندیشه اسلامی به‌خودی‌خود و بدون مقایسه با اندیشه‌های رقیب در ذهن ایشان حاضر بود. شاهد این موضوع این است که وقتی شهید صدر می‌خواستند یکی از مهم‌ترین کتاب‌های خود، «الاسس المنطقیة الاستقراء» را بنویسند، برای نوشتن این کتاب آثار اندیشمندان مختلف که مهم‌ترین آن راسل بوده است را جست‌وجو می‌کنند و ردی از آن در زبان عربی پیدا نمی‌کنند و سفارش می‌دهند برخی از این آثار را به‌طور ویژه برای ایشان ترجمه کنند که این کار در مصر انجام می‌شود. پس از اتمام کتاب نیز ایشان از اساتید دانشگاه در بغداد در حوزه ریاضیات درخواست می‌کنند بررسی کنند تا ببینند در حوزه ریاضیات و احتمالات کتابی هست که  در این فضا اندیشه‌ای را مطرح کرده  باشد که ایشان قبل از انتشار کتاب حتماً اخرین سطح تولیدات علمی در جهان را مطالعه کرده باشد.

وی با بیان اینکه معتقدم ایشان فرصت نکردند همه آثار موجود در فضای غربی‌شرقی در حوزۀ اندیشه‌های اجتماعی را با آن گستردگی که خود قائل بودند بررسی کنند و مجتمعنا (جامعه ما) به همین دلیل توسط  خود ایشان نوشته نشد، ادامه داد: آن چیزی که شهید صدر قصد داشت در مجتمعنا (جامعه ما) بنویسد، تبیین روبنای معرفت و درواقع برونداد جهان‌بینی اسلامی در حوزه اجتماعی بود که در این بحث بنابه گفته خودش انسان‌شناسی و تعریف انسان در اسلام، معنای جامعه به‌طور ویژه و به‌طور خاص دیدگاه‌های شهید صدر در مورد مسئله حکومت جایگاه ویژه‌ای داشته است که بخشی از این موارد را شهید صدر در آثار بعدی توانستند به‌صورت اجمالی بیان کنند و بخشی بیان نشد.

معاون پژوهشی پژوهشگاه تخصصی شهید صدر با بیان اینکه آن چیزی که امروز به‌عنوان «مجتمعنا» (جامعه ما) منتشر شده است با تلاش شاگرد مرحوم آیت‌الله شهید صدر ، سید منذر حکیم گردآوری شده، گفت: این کتاب، جمع نوشته‌های پراکنده شهید صدر درباره اجتماع در آثار مختلف او بوده و گام مهمی است برای اینکه اندیشه شهید صدر در فضای اجتماعی تا حد زیادی مطرح شود و در یک مجلد دیده شود. اگرچه آنچه که در مجتمعنای فعلی آمده یا نوشته شهید صدر یا برگرفته از دروس اوست، اما مجتمعنای شهید صدر نیست. وی در پایان گفت: ما برای دستیابی به مجتمعنای شهید صدر راهی جز این نداریم که روش و منطق شهید صدر را  در فهم مسئله، تولید نظریه، ساخت مکتب و نظام، که از طریق روش استنطاقی ایشان از قرآن و روش جزء به کل در ساخت مکتب است را فراگرفته و اندیشۀ اجتماعی اسلام را مبتنی‌بر روش شهید صدر استخراج کنیم.

شهید صدر را نباید صرفاً در طاقچۀ اندیشمندان مسلمان نگه داشت

در بخش دیگری از این آئین دکتر سید مهدی اعتمادی فرد رئیس دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران با بیان اینکه این کتاب حلقه مفقوده‌ای است برای  تبیین آثار دیگر مرحوم شهید صدر گفت: کتاب مجتمعنا (جامعه ما) مهم‌ترین کتابی است که می‌تواند بنیادی‌ترین حلقه‌های تبیینی در سایر آثار شهید صدر را آشکار کند. این کتاب را نباید به‌مثابۀ یک کتاب که الگویی را از ابتدا تا انتها نشان می‌دهد در نظر گرفت؛ بلکه این کتاب گردآوری است که باید تلاش کنیم از دل آن به الگویی برسیم. وی ادامه داد: معتقدم اگر قرار باشد با توجه به فضا و اقتضائات امروزی کتاب را مورد بازتفسیر و بازخوانی قرار دهیم نباید در مواجهه تاریخ اندیشه‌ای با این کتاب، آن را صرفاً ذیل آرای یک متفکر که در زمانی چیزی ارائه کرده، دسته‌بندی کنیم.

اعتمادی فرد با بیان اینکه همه نظریات جامعه شناسی  به‌طور مستقیم و غیرمستقیم جنبه شبه‌دینی دارند، گفت:  نکتۀ مهم در نظریۀ شهید صدر و تلاش ما برای بازتفسیر، هسته اصلی نظریۀ شهید صدر در باب اجتماع است. به همین دلیل  نباید شهید صدر را در طاقچۀ اندیشمندان مسلمان باقی نگه داشت؛ چراکه به مرگ اندیشه و زایایی آن منجر می‌شود.

رئیس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران با طرح این سؤال که هستۀ سخت الگوی نظری شهید صدر کجاست، افزود: اهداف و کارکردهایی که در پاسخ به این سؤال می‌توان به آن دست یافت در ابتدا امکانات شناختی و نظری این الگو را بیشتر برای ما آشکار  می‌کند؛ چون می‌تواند در ساحت انتزاعی به ما قدرت شناور شدن و قدرت فرض کردن تئوریک بدهد تا بتوان به چیزهایی که حتی مرحوم شهید صدر نگفته هم بیندیشیم. هر الگوی نظری باید چنین امکانی را در اختیار قرار دهد.

وی به دیگر اهداف و کارکرد این موضوع اشاره کرد و ادامه داد: کارکرد دوم پاسخ به سؤال از هسته سخت نظری، کارکرد تطبیقی است. نظریه باید تطبیق‌پذیر باشد. نظریه‌ای که در ساحت انتزاع باقی بماند از اعتبار برخوردار نیست.

اعتمادی فرد در بخش دیگری از سخنان خود گفت: اساس هر نظریۀ اجتماعی، از نسبت بین خود و دیگری شروع می‌شود؛ یعنی چگونه می‌تواند آن نظریه نسبت بین خود و دیگری را تقریر کند. از اینجا باید شروع کنیم تا بفهمیم  ساحت سخت نظریۀ خاصی که موردبحث ماست کجاست و از چه الگویی تبعیت می‌کند. در منطق شهید صدر باید حول مهم‌ترین مقوله اعتبار بخش نظم الهی یعنی توحید، این نسبت میان خود و دیگری را شناخت.

رئیس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران عنوان کرد: از این جهت، سؤال را این‌گونه بازتقریر می‌کنیم که نسبت بین خود و دیگری ذیل خداوند یکتا چگونه در نظریه شهید صدر تعریف می‌شود؟ اگر این را پاسخ دهیم می‌توانیم بفهمیم که امکانات  نظری و تطبیق‌پذیری شهید صدر کجاست. من فکر می‌کنم مهم‌ترین میانجی برای فهم نسبت خود و دیگری ذیل خداوند یکتا در نظریۀ شهید صدر با میانجی‌گری مفهوم عدالت تقریرپذیر است.

وی با اشاره به تبار این بحث در میان ادیان و خصوصاً تلاش ادیان توحیدی چنین گفت: در ادیان توحیدی خصوصاً در دین یهود، تحت‌تأثیر نگاه پیشینی، انتظار دارند که بتوان خدا را دید و او را مورد اطاعت قرار داد. به عنوان مثال، حضرت موسی علیه‌السلام وقتی  تقاضا می‌کند خداوند را در آن ایامی که در کوه بیتوته کرده است ببیند، صاعقه‌ای می‌آید و باعث مدهوش شدن حضرت موسی می‌شود. آن چیزی که در جواب  دیدن خداوند برای حضرت موسی علیه‌السلام باقی می‌ماند فرامین خداوند است که بر کوه نقش می‌بندد. خداوند اگر بخواهد آشکار بشود به چشم بصری دیدنی نیست.

رعایت حقوق دیگران، و توجه به حق دیگری موجب لحاظ کردن حق خداوند می‌شود و تنها از این طریق است که می‌توان حق خداوند را در جامعه به‌نحو ملموسی پاس داشت. در ادیان توحیدی به‌تدریج نوع نگاه به عدالت مطابق با موجودیت خداوند یکتا به‌مثابۀ وجودی سراسری و جاودان که در قالب یک چیز قابل فروکاستن نیست، اصلاح شد. عدالت اجتماعی در دین یهود به معنی توجه داشتن به حق دیگری است. در دین مسیح، به نفی حق خود که پیامدهای رهبانیت‌گرایانه هم پیدا می‌کند، تغییر می‌یابد. و در نگاه اسلامی این نوع فهم از عدالت به مقدم داشتن  دیگری بر خود اصلاح می‌شود. به همین دلیل، از منظر اسلامی، ملازم با اعتقاد به توحید به‌تدریج برداشتی از عدالت در کلام و عمل نبی مکرم مشاهده می‌شود. در چنین فضایی می‌توان نوع مواجهه شهید صدر و هسته سخت نظری او را بهتر درک کرد. مرحوم صدر تلاش کرده است با توجه به منابع مختلف اسلامی از کلمات  خداوند حتی روایات منقول از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و ائمه هدی علیهم‌السلام به تلفیقی بهتر از نسبت و ارتباط میان خود و دیگری در پرتو وجود خداوند یکتا به‌عنوان صاحب اثر در تمامی ابعاد وجودی برسد. ازاین‌رو، در این الگوی نظری عدالت مهم‌ترین میانجی است برای اینکه بتوان خداوند را در جامعه مرئی کرد؛ یعنی اگر بخواهی خداوند را ببینی باید بتوانی خداوند را در پاسداشت حقوق دیگران به‌مثابۀ نوعی مقدم داشتن حق دیگری بر خود ببینی.

این استاد دانشگاه با اشاره به آثار گذشته شهید صدر در نقد مکاتب سرمایه‌داری و نقد مکاتب مارکسیستی  در اقتصادنا و فلسفتنا، گفت: آن چیزی که هدف اساسی پیامبران بوده، مبارزه با «اتراف» بوده است. اتراف معنای خاصی است از اسراف. اسراف به معنی آن است که در امری یا در نسبت با چیزی زیاده‌روی کنیم. حتی این زیاده‌روی ممکن است در انفاق رخ دهد. ولی اتراف یعنی اسراف در خوشگذرانی و در لذائذ. آن چیزی که در اولین برخورد پیامبران با گروه مخالفانشان آشکار می‌شود، مخالفت با این گروه است.  اتراف یعنی نادیده انگاشتن  تقدم حق دیگری بر خود. به‌تدریج  در ادیان توحیدی از حضرت ابراهیم علیه‌السلام تا پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله این را می‌بینیم که این مفهوم تفصیل پیدا می‌کند.

اعتمادی‌فرد با تأکید بر عدالت به‌عنوان میانجی اصلی در الگوی نظری شهید صدر که قرار است ذیل وجود خداوند امکان تسری به فهم دقیق‌تر خود و دیگری را فراهم کند، عنوان کرد: مرحوم صدر در این کتاب به صراحت می‌گوید توحید را نباید یک ویژگی جداشده از مردم در نظر گرفت، بلکه ویژگی‌ای است که در بدنۀ بیرونی و در دل مردم متبلور می‌شود. عدل به‌عنوان یکی از اوصاف خداوند پیوند ذاتی و درونی با توحید پیدا می‌کند و به همین در اصول دینی رتبه دوم پس از توحید را در نظر شهید صدر داراست. توحید در این نوع نگاه، تقلید نظری یک ایده در باب خداوند یکتا نیست، بلکه ملموس‌شدن حق خداوند از خلال پاسداشت حقوق مردم است. این نوع مرئی‌شدن، از جنس دیده‌شدن بصری نیست بلکه از جنس نهادینه‌شدن مکانیسم‌ها و سازوکارهایی است در نظام اجتماعی.

وی افزود: تقدم حق‌الناس بر حق‌الله را نیز این‌چنین باید دریافت، نه اینکه بگوییم خداوند دارای حقوقی است که از آن گذشته است، حق‌الله را اگر بخواهیم به‌جا بیاوریم وظیفه داریم حق‌الناس را به‌جا بیاوریم. تقدم ذاتی است، نه تقدم مبتنی‌بر لطف. بنابراین  با میانجی‌گری  عدالت می‌توان امکاناتی را حتی به‌صورت جامعه‌شناختی در نظر شهید صدر جست‌وجو  کرد و ادامه داد تا براساس آن بتوان  هم امکانات تئوریک و انتزاعی را بیشتر تداوم بخشید و هم تجریه‌های تطبیق‌پذیر و اثباتی را در بدنه عمومی نگه داریم. به‌واسطۀ نهادهایی واسط که وظیفه بسط عدالت را دارند یا هنجارهای مرتبط با آن، می‌توان امکانات بهتری را در زمانه معاصر برای اصلاح و ترمیم ارتباط خود و دیگری در نظر گرفت و این‌چنین می‌توان به‌نحو ملموس‌تری حقوق خداوند را نیز در جامعه پاسداشت که لازمۀ آن افزایش سطح التزام جامعه مسلمان حتی به وظایف عبادی و دینی است.

اعتمادی فرد در پایان گفت:  من فکر می‌کنم با میانجی‌گری عدالت امکان تبیین معتبر هم برای افزایش ظرفیت انتزاعی و تبیینی و هم برای تطیق‌پذیری آن چیزی که هدف مرحوم شهید صدر بود از الگوی فکری در مجتمعنا (جامعه ما) را به‌دست بیاوریم. وی افزود: این البته مقدمه‌ای است که باید راجع به آن در فرصت بیشتر به توضیحات دقیق‌تری مبتنی‌بر متون به‌جای مانده از ایشان مبادرت کرد.

انقلاب اسلامی عظیم‌ترین تحول تاریخ بشری است

در ادامه این مراسم، دکتر محمدهادی همایون استاد دانشگاه امام صادق علیه‌السلام به‌صورت ویدئو کنفرانس در این مراسم حاضر شد.

همایون با بیان اینکه به‌لحاظ تاریخی و تحلیل تمدنی، تحولات عظیم علمی در تاریخ بشر، چه در زمان انبیا و چه پس از آن تا به امروز، همه اتفاقات بزرگ در صحنه اجتماع رخ داده است، گفت: با شکل‌گیری انقلاب، تشکیل حکومت و حوزه تمدنی که به طرح دیدگاه‌های امروز و نظریات جدید منجر شده، قابل فرمولیزه کردن هستند. تاریخ ما با این اتفاقات بزرگ، که در عرصه بیرون و در صحنه اجتماعی بشر رخ داده، گره خورده و به‌تبع بر جریان علمی تأثیر گذاشته است.

وی انقلاب اسلامی را در دل بعثت انبیا و پیامبر گرامی اسلام را عظیم‌ترین تحول تاریخ بشری دانست و ادامه داد: انقلاب اسلامی به‌شدت از نمونه‌هایی چون دوران صفویه بزرگ‌تر است. اگر تحولات تمدنی دوره صفویه مثل مکتب  حکمت متعالیه مرحوم ملاصدرا را ایجاد کند یا قرن چهار مثل مرحوم ابن‌سینا را ایجاد کند، قاعدتاً انقلاب اسلامی باید تحول عظیم‌تری را منجر شود.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه ما در پی بازخوانی و تفسیر اندیشه‌های اندیشمندان گذشته خود هستیم، عنوان کرد: در هر دوره پا را بر شانه پیشینیان می‌گذاریم که کار درستی هم هست. باید قدردان باشیم، اما توقع و همت بلند ما باید متناسب با احوالات پیرامون ما باشد و اگر اندیشه‌های جدید ایجاد نشود، توقف ایجاد می‌کند. قاعدتاً در جریان انقلاب اسلامی باید از همه این دستاوردها تاریخی که در مقاطعی ضعیف‌تر از وضعی که ما در انقلاب اسلامی داریم حاصل شده باید استفاده کرده و جلوتر برویم.

همایون با بیان اینکه شهید صدر و شهید مطهری جلوتر از زمانه خود می‌اندیشیدند و به تحول در جامعه منجر شدند، گفت: آن چیزی که شهید صدر را صدر می‌کند و مطهری را مطهری، این نیست که از این فرصت استفاده کردند و فرصت تحول اجتماعی ایجادشده را در خدمت علم قرار دادند، بلکه اصل ارزش این است که خود آنها تحول را ایجاد کردند. ارزش این بزرگواران این بود که جلوتر از زمان خود می‌اندیشند که سبب شد بار ایجاد انقلاب اسلامی را بر دوش خود بگذارند.

وی در پایان گفت: به نظر می‌رسد اگر به‌دنبال بازسازی شیهد صدر به‌عنوان یک نابغه هستیم، باید توقع و همت خود را در این اندازه تنظیم کنیم. ما به‌دنبال یک جریان انقلاب اسلامی باید بتوانیم انقلاب اسلامی را به رتبه‌های بالایی ارتقا دهیم و زمینه را برای عرصه‌های بعدی علم و داوطلبان فراهم کنیم.

عبادت لازمۀ تحقق فرهنگ در جامعه

دکتر سید مجید امامی استادیار دانشگاه امام صادق علیه‌السلام دیگر سخنران این مراسم بود که با اشاره به فصل پنجم کتاب مجتمعنا و موضوع جامعه و عدالت، گفت: با الهام از این فصل به ظرفیت‌های اندیشه نوین و مسئله‌مند شهید صدر برای بازتولید نظریه فرهنگی اشاره کنم. ایشان در فصل پنجم وقتی در مورد نسبت دین و جامعه صحبت می‌کنند، ٩ اصل را مطرح می‌کنند.

وی ادامه داد: این اصل به عبادت می‌پردازد و سپس سه موضوع بسیار جذاب را مطرح می‌کند که به‌واسطۀ عبادت  در زندگی انسان محقق می‌شود و در زیست روزمرۀ انسان که از آن به‌عنوان فرهنگ یاد می‌کنیم محقق می‌شود؛ چراکه بدون این موارد، فرهنگ جامعه محقق نمی‌شود.

دکتر امامی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: جامعه بدون جامعه‌گرایی، بدون به خدمت جامعه درآمدن محقق نمی‌شود. در نقطه مقابل آن منافع شخص است. لیبرالیسم در ظاهر این مرض را  درمان کرده، و سعی می‌کند با تعریض این خودخواهی انسان، به‌عنوان یک ارزش بدیهی یک مقداری جامعه را مدیریت کند. اصل نهم دقیقاً موضوع فرهنگ و عبادت است، این اصل و نگاه سیستمی ایشان به عبادت است. خود عبادات  شخصی و مستحبی تمهید فرهنگی برای جامعه است.

وی ادامه داد: ایشان معتقد است سه مسئله ذیل عبادات حل می‌شود که مشکل جامعه است: مسئله نیاز ارتباط با مطلق، مسئله نیاز به عینیت‌گرایی در نیت و گذار از ذات که در اینجا ذات یعنی خود و مسئله احساس مسئولیت درونی به‌عنوان ضمانت اجرایی و در ادامه به مفهوم اخلاص پرداخته است که  اخلاص بدون نیت تام که این عمل را برای تقرب انجام می‌دهم، ممکن نیست و عبادت تلقی نمی‌شود. او این مسئله را بیان می‌کند که در تاکتیک اخلاص، فرد مؤمن و عضو جامعه اسلامی دقیقاً این عبور از خود را در عین رشد، به‌واسطۀ مفهوم اخلاص محقق می‌کند.

در مجتمعنا بودن کتاب باید تأمل کرد

دکتر مهدی حسین‌زاده یزدی استاد و مدیر گروه علوم اجتماعی اسلامی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران دیگر سخنران این مراسم بود. وی در ابتدا بیان کرد که این کتاب را در سه ساحت می‌توان مورد بررسی قرار داد: ترجمه اثر، خود اثر به‌صورت مستقل و  اثر از این حیث که واسطۀ بین  فلسفتنا و اقتصادناست.

حسین‌زاده با اشاره به ترجمه کتاب جامعه ما گفت: کتابی که من به زبان عربی مطالعه کردم، مربوط به نسخه مجمع تقریب مذاهب است که عناوین آن در قسمت‌های ابتدایی با ترجمه فارسی کمی متفاوت است. معلوم می‌شود که ترجمه از نسخۀ دیگری است که متأسفانه در برخی قسمت‌ها به مطلب آسیب زده است. مثلاً در ص٨۵ می‌نویسد بحث از جامعه ما را در فرصت دیگری ارائه می‌کنیم با اینکه بحث اصلی کتاب جامعه ماست.

صحبت در خصوص خود اثر به‌صورت مستقل بحث عمیقی است، اما چون تمرکز بحث ما روی شهید صدر است کتاب را از ساحت سوم بررسی می‌کنم.

آیا کتاب که عنوان مجتمعنا (جامعه ما) را داراست، می‌تواند واسطۀ بین فلسفتنا و اقتصادنا باشد یا نه؟ شهید صدر در قسمت پایانی فلسفتنا می‌نویسند که بر ماست که مبانی فلسفی اسلام را درباره هستی و زندگی و اجتماع و… مطالعه کنیم. فلسفتنا معرفت‌شناسی وهستی‌شناسی را بررسی کرد و نگاه فلسفی اسلام را درباره آن به‌مثابۀ زیربنا موردمطالعه قرار داد. اکنون خواننده  به‌دنبال پل ارتباطی برای مطالعۀ اقتصادناست. کتاب مجتمعنا این حلقه ارتباطی را به نظر من ایفا نمی‌کند؛ بلکه کاملاً تک‌بعدی با مسئله مواجه می‌شود.

این استاد دانشگاه عقل، قرآن و عترت را سه منبع مهم در تقکر شیعی و اسلامی دانست و اظهار داشت: تمرکز این کتاب بر تفسیر قرآنی است و اسم کتاب، می‌توانست جامعه در قرآن از منظر شهید  صدر انتخاب شود. اما با انتخاب نام مجتمعنا (جامعه ما)، توقع می‌رود که این کتاب نقش واسطه‌ای را ایفا کند. مثال جالب این است که شهید صدر در انتهای فلسفتنا وعده بحث مفصلی در خصوص نسبت میان ادراک و آگاهی و شرایط اجتماعی را می‌دهد. پس انتظار بر این بود که با جامعه‌شناسی معرفت هم در این کتاب مواجه شوید؛ اما این‌گونه نیست. این نگاه ما را وادار می‌کند که در مجتمعنا بودن این کتاب اندکی تأمل کنیم.

وی ادامه داد:  شهید صدر در کتاب فلسفتنا در ابتدا به بررسی همه دیدگاه‌ها آن هم نخست به‌صورت دقیق و هم‌دلانه می‌پردازد و سپس آنها را نقد می‌کند و آنگاه فلسفۀ اسلامی را مستدل بیان می‌کند. اما در این کتاب چنین چیزی را شاهد نیستیم و اگر هم چنین است مختصر بوده و  از آن گذر می‌شود و اساساً هم‌دلانه نیست. مثلاً ص ۱۸۸ و ۱۸۹ را ببینید تقریری که از جامعه در اندیشه هگل می‌شود، با اینکه جای بحث مفصل از اصالت جامعه و فرد اینجاست به‌راحتی از آن عبور می‌کند.

جان کلام آنکه باید اسم کتاب عنوانی مانند جامعه در قرآن از منظر شهید صدر قرار می‌گرفت، نه مجتمعنا. وی در پایان به نقد تقریر یکی از سخنرانان جلسه پرداخت و توجه داد که شهید صدر میان علم و مکتب تفاوت می‌گذارد.

حاکمیت نظام‌وارۀ ذهنی بر شهید صدر و شاگردان وی

دکتر مسعود فکری، مترجم کتاب آخرین سخنران این مراسم بود که با اشاره به آشنایی و شناخت خود از آیت‌الله منذر حکیم، گفت: شاگردان صدر از دو ویژگی برخوردارند. یکی آنکه نظام‌واره ذهنی که بر شهید صدر حاکم بوده را دارا هستند و در اینجا باید توجه کنیم که ما با یک عالِم دارای نظام فکری مواجه هستیم. خیلی از افردا وقتی درباره یک اندیشمند  مطالعه می‌کنند، در انتها به این می‌رسند که شاید فرد برجسته باشد، اما نظام فکری ندارد. اما مرحوم شهید صدر نظام فکری داشت و شاگردان وی بسیار تحت‌تأثیر این نظام فکری بودند. ممکن است این نظام فکری نقدپذیر باشد یا در همگن بودن اجزا دارای اشکال باشد، اما در هر صورت دارای یک نظام فکری بودند.

وی با بیان اینکه آیت‌الله منذر حکیم تلاش کرده است در برگرفتن آن نظام‌واره، بتواند قطعات پازل مربوط به دیدگاه‌های اجتماعی ایشان را بازسازی کند، ادامه داد: همان‌طور که آقای مؤذنی اشاره کردند اینکه در فلسفتنا و اقتصادنا در ابتدا به نظریه‌های رقیب پرداخته و در مقام مقایسه نسبت‌های برتری و ترجیحی و اسلامی را بازگو می‌کند، اما چنین روشی در این کتاب نیست و دلیل روشنی دارد؛ اینکه چون شهید صدر اقدام به تألیف و کنار هم قرار دادن اجزای نظریه خودشان در باب نظریه‌های اجتماعی موفق نشدند این اتفاق نیفتاده است.

فکری در بخش دیگری از سخنان خود در پاسخ به دکتر حسین‌زاده بر تفاوت نسخ، افزود: این کتاب دو نسخۀ لبنانی و مجمع تقریب مذاهب دارد. چون آیت‌الله منذرحکیم ابتدا این کتاب را تحت عنوان مجموعه مقالات در همایشی ارائه و سپس منتشر کرده بود و بعد توسط ایشان بازسازی شد، ایشان آنچه را به‌صورت قطعاتی بوده در کنار یکدیگر قرار داده است. که دو سؤال  مطرح می‌شود: آیا این پایان دیدگاه شهید صدر در مورد مسائل  اجتماعی از منظر اسلام بوده است؟ پاسخ منفی است. سؤال دیگر اینکه شهید صدر اگر می‌خواست این قطعات را در کنار یکدیگر قرار دهد و به اندیشۀ اجتماعی اسلام برسد، به همین شکل می‌رسید؟ پاسخ این سؤال نیز منفی است. کما اینکه نویسنده کتاب هم  با همه آن دغدغه‌مندی و ارتباطی که با نظام‌واره مرحوم صدر داشتند نیز چنین ادعایی را نداشتند.

وی ادامه داد: این کتاب چند ویژگی مهم داشت: ابتدا اینکه یک‌سری مسائلی که ممکن است در ادبیات دینی و مطالعاتی ما کمتر سابقه داشته باشد در حوزه اجتماعی به آن پرداخته است. دومین نکته اینکه دیدگاه‌های مرحوم صدر دیدگاه‌هایی بنیادمحور است؛ یعنی این‌گونه نیست که براساس برداشتی که در یک لحظه با یک خوانشی کوتاه و سطحی به آن دست پیدا کرده باشد، تئوریزه کند؛ بلکه مطالعات بنیادین در پشت آن قرار دارد که آن را به این مرحله رسانده است. سومین نکته اینکه عبارتی که آیت‌الله تسخیری در مقدمه کتاب نوشته بحث نظریه‌پردازی است. همان‌طور که عرض کردم در اصطلاح  فلسفی یک منظومۀ فکری و یک نظام فکری داریم.

مترجم کتاب مجتمعنا (جامعه ما) با بیان اینکه منظومه فکری، مبدع اندیشه نیست، اما اندیشه‌های دیگران را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد و از آنها یک مجموعه متناسب برای خود می‌سازد، گفت: اصولاً اگر بخواهیم کسی را عالم در یک زمینه بنامیم باید یک منظومه فکری داشته باشد؛ اما نظام یعنی اینکه وی بتواند از این داشته‌ها و دریافت‌های اولیه به تولید فکر جدید بپردازد. به همین جهت مرحوم صدر را باید در دسته دوم قرار دهیم.

فکری در بخش دیگری از سخنان خود به ترجمه کتاب اشاره کرد و ادامه داد: سعی کرده‌ام بین عبارات‌های مربوط به شهید صدر و توضیحات نویسنده توجه کنم.  همان‌طور که دکتر شمشیری در ابتدای مراسم اشاره داشتند این ترجمه مربوط به سال 93 است که به‌دلایلی منتشر نشد. از این حیث این نکته آخر را هم اشاره کنم که توصیه‌ای است برای مجموعه‌های دانشگاهی و فرهنگی که در این قضیه سهیم بودند. ما به جد نسبت به برقرار کردن پل ارتباطی فرهنگی خودمان و جهان عرب دچار کمبود هستیم. هم در جنبه‌های اثباتی و هم نفیی.

این مترجم ادامه داد: خیلی از آن افکار به جامعه ما سرازیر می‌شود؛ اما چون درست ترجمه نمی‌شود و در اختیار اهل فن قرار نمی‌گیرد، تلقی‌های نادرستی از آن به‌وجود می‌آید. الآن دعوای میان سنت و مدرنیسم به مراتب جدی‌تر و پرحرارت‌تر در جهان عرب است تا در جامعه ما.

وی در پایان گفت: با در دستور کار قرار دادن آثار فاخر در حوزۀ زبان عربی که می‌تواند به تحرک بیشتر جامعه فکری ما بینجامد، قطعاً خدمت شایسته‌ای به جامعه کرده‌ایم.

شهید صدر یکی از معماران نوین تمدن اسلامی بود

در پایان این مراسم نیز ویدیوی سخنان آیت‌الله منذر حکیم که به‌دلیل کسالت نتوانسته بودند در این جلسه حاضر شوند، پخش شد.

آیت الله منذرحکیم در این ویدوئو با بیان اینکه این رونمایی در گام دوم انقلاب اسلامی رخ داده است، گفت: این اثر گویای تحقق یکی از ایده‌ها و پروژه‌های زیرساختی انقلاب و تمدن نوین اسلامی از نگاه شهید صدر است که به‌حق باید ایشان را یکی از معماران تمدن نوین اسلامی مطرح کنیم.

وی کتاب مجتمعنا (جامعه ما) را دربردارنده یک پروژه تحول فردی و اجتماعی در جامعۀ معاصر دانست و ادامه داد: نام این اثر توسط خود شهید انتخاب شده و محتوا و مضمون این کتاب نیز در زبان عربی با کلمات، عبارات و متون خود شهید صدر تهیه شده و شکل و قالب را از شهید صدر در اقتصادنا الهام گرفته است. آنچه من را به تهیه این پروژه وادار کرده است تأکید بر یک روشمندی در اصالت، عمق و همچنین همه‌جانبه‌نگری شهید صدر در خصوص کشف و تبیین نظریۀ اجتماعی و نظام اجتماعی اسلام از قرآن است.

آیت‌الله منذر حکیم افزود: بنابراین در مقدمه سعی کردیم دورنمایی از شخصیت علمی شهید صدر را در چند بخش بیان کنیم و با آشنایی از شخصیت علمی، فکری، معنوی و تربیتی ایشان به پنج قلمروِ مهم که ساختار این کتاب را تشکیل می‌دهد بپردازیم.

روش‌شناسی نظریه و نظام اجتماعی، مبانی این نظریه و نظام اجتماعی، نظریه اجتماعی اسلام در قرآن از نگاه شهید صدر و با کلمات شهید صدر و چهارم کلان‌نظام اجتماعی از نگاه شهید صدر براساس قرآن و بخش پنجم بررسی خرده‌نظام‌های اجتماعی عناوین این پنج فصل را شامل می‌شد که آیت‌الله حکیم در این‌باره گفت: طرز فکر و ایده‌های شهید صدر و روشمندی آن را در بررسی مباحث قرآنی به‌طور خاص و علمی به‌طور عام در این کتاب نشان داده‌ایم.

نویسندۀ کتاب مجتمعنا (جامعه ما) با اشاره به مخاطبان این کتاب، عنوان کرد: این کتاب کاربردهای فراوان دارد و فقط برای رشته جامعه‌شناسی نیست. علوم تربیتی، حقوق و بحث‌های دیگری که در زمینه انقلاب و تمدن اسلامی لازم است در این مباحث گنجانده شده و به همین خاطر این کتاب کاربردهای فراوانی خواهد داشت و برای عموم افراد جامعه و خصوصا فرهیختگان  دانشگاه‌ها، حوزه و رسانه‌ها از جمله صداوسیما که در کشور فرهنگ‌سازی می‌کنند کاربرد دارد.

آیت الله منذر حکیم، شهید صدر را مبدع یک کار علمی بسیار دقیق و مهم عنوان کرد و ادامه داد: شاگردان شهید صدر سعی کردند گام‌های ایشان را تکمیل کنند که در نهایت یکی از کتاب‌های قابل‌توجه، «جامعۀ انسانی از نگاه قرآن» بود که  توسط شاگرد وی، شهید آیت سید محمدباقر حکیم چاپ شده است. یک کار تکمیلی  شهید حکیم انجام داد که مجموعه مقالاتی که در مجمع جهانی اهل‌بیت در رسالةالثقلین در بیست مقاله یا بیشتر چاپ شد که این دو جلد کتاب در یک کتاب مطرح شد که خرده‌نظام‌هایی که مدنظر شهید صدر بوده است طراحی شده وآیات و روایات مربوطه فراهم شده است.

نویسنده کتاب مجتمعنا ابراز کرد: البته این دو جلد کتاب ظرفیت تکمیل شدن را دارد تا یک دورۀ ده جلدی در مجموعه خرده‌نظام‌های اسلامی یعنی نظام سیاسی، اداری، تربیتی، آموزشی، اقتصادی، دفاعی، حقوقی، قضایی و جزایی قابل مطرح شدن است و می‌طلبد مراکز علمی و حوزه‌ها و دانشگاه‌ها و مؤسسات علمی به این خلئی که مورد نیاز ما در گام دوم انقلاب است بپردازند.

وی با بیان اینکه  جریان‌سازی علمی و فرهنگی  تحول‌آفرین در این کشور نیاز داریم که در حال شکل‌گیری است، عنوان کرد: این کتاب می‌تواند نشان‌دهنده عناصر اقتدار این فکر و ایده‌های قرآنی ما با تأکید بر روشمندی و پژوهش‌محوری و عمق و اصالت همه‌جانبه‌نگری و انسان سازی بودن میراث علمی شهید صد ر و متمایز بودن نسبت به معاصران باشد. امیدواریم با تدوین مجدانه کلان‌نظام‌های اجتماعی و خرده‌نظام‌های اجتماعیِ مورد نیاز با متد و عمق همه‌جانبه‌نگریِ شهید صدر به این امر مهم دست یابیم.

وی در پایان گفت: به امید دیدار طلوع خورشید عدالت دولت مهدوی ان‌شاءالله که یکی از آرزوها و امیدهای شهید در کتاب مجتمعنا (جامعه ما) به‌عنوان قله‌ای در اسلام است. شهید صدر درواقع برای رسیدن به این قله در حقیقت این مسیر طولانی را طی کرده و با شهادت خود آن را اثبات نمود و آمادگی خود برای رسیدن به این قله را با جان و قلم خود تأیید کرد.

 

برای خرید آنلایت این کتاب اینجا را کلیک کنید

 

 

 

إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُون‏َ

روح بلند عالم ربانی و مجاهد خستگی‌ناپذیر، حضرت آیت‌الله محمدعلی تسخیری، به رحمت ایزدی پیوست.

آیت‌‌الله تسخیری مشاور رهبر معظم انقلاب در امور جهان اسلام و پس از مرحوم آیت‌الله واعظ‌زاده خراسانی، سال‌ها دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی بود و با توجه به توانایی علمی و آشنایی با زبان‌های عربی و انگلیسی، اقدامات مؤثری در زمینۀ وحدت جهان اسلام انجام داد. وی یکی از بارزترین چهره‌های علمی جهان تشیع بود که در بسیاری از مجامع و محافل علمی جهان اسلام به‌عنوان نماینده‌‌ای توانمند از تفکر شیعی حضور می‌یافت و مورد احترام و تقدیر علمای اسلام بود.
همچنین آیت‌الله تسخیری یکی از شاگردان و یاران استاد شهید آیت‌الله‌العظمی سید محمدباقر صدر بود که به توصیه استاد شهیدش تفسیری براساس روش پیشنهادی ایشان به رشته تحریر درآورد که با نام «المختصر للقرآن الکریم» به چاپ رسید. آیت‌الله تسخیری پس از شهادت استاد خویش تلاش‌های بسیاری برای حفظ و ترویج اندیشه‌ها و میراث آن علامه کم‌نظیر جهان تشیع نمود و به‌همت او کنگره بین‌المللی شهید صدر در سال ۱۳۷۹ برگزار و درپی‌آن پژوهشگاه تخصصی شهید صدر تشکیل شد. آن عالم ربانی و پرتلاش تا آخرین روزهای عمر پربار خود از اعضای هیئت‌مدیره این پژوهشگاه بود.
حضرت آیت‌الله محمدعلی تسخیری شامگاه دیروز ۲۷ مرداد بر اثر ضایعۀ قلبی دار فانی را وداع گفت.