شریعت
هدف حقیقی یک مسلمان

[vc_row][vc_column][rt_blockquote_style blockquote_content=”آری، راه طولانی است و در این تردیدی نیست، ولی این برای یک مبلغ و دعوت‌کننده به سوی خدا و شریعت او چیزی نیست؛ زیرا مسلمان از این دعوت به اسلام، خواهان دستاوردی مادی که در پایان راه نصیبش می‌شود یا جایزه‌ای زودهنگام که در لحظه پیروزی به او می‌دهند، نیست تا بدین‌خاطر نسبت به راهی طولانی که شاید به آخر آن نرسد و فقط بتواند چند گامی در آن به پیش رود، بی‌رغبت باشد، بلکه هدف حقیقی یک مسلمان از کاری که در راه خدا انجام می‌دهد، ثواب پروردگار است: «وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَکْبَرُ؛ و رضاى خدا، (از همه نعمت‌ها) بزرگ‌تر است» (توبه: ۷۲)‏. من هدفی جهادی را نمی‌شناسم که تا این اندازه برای تلاش‌گران قابل تضمین بوده و دستیابی به آن با صرف‌نظر از کوتاهی یا بلندی، سختی‌ یا آسانی و پیمودن یا نپیمودن راه، قطعی باشد؛ زیرا مسئله از نظرگاه آسمان، چیزی نیست جز اطاعتی که بنده در آن نیتش را برای پرودگارش نیکو می‌کند و پروردگارش نیز پاداش این اطاعت را به بنده می‌دهد؛ چه این اطاعت در آخرین گام‌ راه حاصل شود و چه در گام‌های اول این مسیر طولانی.

پژوهش‌های قرآنی، ص ۳۶۵.”][/vc_column][/vc_row]

[vc_row][vc_column][rt_blockquote_style blockquote_content=”
محور اساسی در فعالیتی که نقش دوم از نقش امامان علیهم‌السلام را از نقش‌های دیگر ایشان جدا می‌سازد، ایجاد چارچوب تفصیلی ویژه شیعیان است؛ چارچوبی برای شیعیان به عنوان گروه مؤمن و پاسدارِ میراث حقیقی اسلام و شریعت و احکام قرآن.

چارچوب تفصیلی و خطوط تفصیلی این گروه ـ یعنی فرقه ناجیه ـ در روزگار چهار امام اول به گونه آشکار و مشخص به دست داده نشده بود؛ زیرا خط اصلی در روزگار ایشان این کار نبود، بلکه این بود که از کل اسلام به عنوان یک شریعت پشتیبانی کنند و روحیه معنوی جامعه اسلامی را احیا کنند؛ روحیه‌ای که در اثر آسیبی که (جریان) انحراف پس از درگذشت رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله شکل داده بود، نابود شد.

از همین روست که می‌بینیم صبغه شیعی ناب و آشکار در سخنان امامان علیهم‌السلام در مرحله دوم بسیار سریع تر نمود می‌یابد؛ یعنی سریع تر از آن چه که در سخنان ایشان در نقش نخست بروز می‌یافت .
اما در حقیقت، بر خلاف آن چه پژوهشگران ناآگاه از اصول این خانواده می‌پندارند، این به آن معنا نیست که جوهر تشیع به طور پلکانی شکل گرفته باشد. تشیع به‌طور تدریجی و پله‌ای شکل نگرفته است؛ زیرا این چیزی که در آخر به دست داده شد، همان چیزی است که در آغاز به دست داده شده بود، اما در سطحی ویژه و بسیار محدود. چیزی که امام باقر علیه‌السلام در سطح همگانی اعطا می‌کرد، همان چیزی است که ـ به استناد متون صحیح و ثابت ـ امیرمؤمنان علیه‌السلام ارائه می‌داد، اما در سطحی بسیار ویژه از گروه، در سطح سلمان و ابوذر و همانندان ایشان.
پس تشیع، همان تشیع است، اما برنامه‌ای که امامان علیهم‌السلام بر اساسش عمل می‌کرده‌اند، فراخورِ اقتضای اهداف اسلامی در هر مرحله، رویکرد کلی و ترکیب و شکل متفاوتی داشته است.
بنابراین امام باقر علیه‌السلام در حقیقت شبهِ آغازی برای نقش دوم است، یعنی نقش ایجاد چارچوب تفصیلی برای گروه نجات‌یافته…

سپس به نقش سوم می رسیم. در این مرحله دیگر شیعیان به سطحی رسیدند که آنان را به گرفتن زمام حکومت نزدیک می‌کرد. پایگاه‌های مردمی آنان به جایی رسید که خطر سیاسی بی‌چون‌وچرایی برای خلفا شکل می‌داد. به همین سبب از امام رضا علیه‌السلام به بعد تغییری بنیادین در رویکرد سیاسی خلفا به امامان علیهم‌السلام به وجود می‌آید.

امامان اهل بیت علیهم‌السلام؛ مرزبانان حریم اسلام، ص ٢۶٧.”][/vc_column][/vc_row]

[vc_row][vc_column][vc_column_text]احکام شریعت مقدس، احکام ثابتی هستند که با یکی از ادله چهارگانه یعنی قرآن، سنت، اجماع و عقل در شریعت بیان شده‌اند. از آنجا که این احکام دارای قالبی مشخص بوده و شامل همه شرایط و حالات هستند، هیچ‌گونه تغییر یا تبدیل آن‌ها جایز نیست و باید بدون هیچ تصرفی به اجرا درآیند.
به‌عنوان نمونه الزام امت اسلامی به آمادگی کامل نظامی و قدرت‌افزایی تا حد ممکن برای رودررویی با دشمنان یکی از این احکام است. این حکم، یک حکم شرعی است که شریعت با برخی از نصوص خود مانند ﴿وَ أَعِدّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوّهٍ﴾؛ «هر نیرویى در توان دارید، براى مقابله با آن‌ها [دشمنان‏] آماده سازید» به آن تصریح کرده است و ازاین‌رو این حکم ثابت بوده و همه شرایط و حالات را دربر می‌گیرد.
اما قوانین یا مقررات عبارت‌اند از دستورات تفصیلی حکومت که طبیعت احکام شرعی برای برخی از شرایط اقتضا می‌کند و ازاین‌رو این قوانین، مقرراتی تغییرپذیرند که با تغییر شرایط حکومت تفاوت پیدا می‌کنند. علت تغییر این دستورات این است که این‌ها به‌صورت مستقیم و با نص مشخص در شریعت نیامده است، بلکه در پرتو شرایط و حالاتی که دائم در تغییر است، از احکام شریعت استنباط شده است.

 

بارقه‌ها، ص ۲۹۳[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row]