گزیده‌ها

[vc_row][vc_column][vc_column_text]این اشاره‌ای کوتاه به تاریخ آشفتۀ فدک بود؛ تاریخی که روند مستقیمی ندارد و بر مدار یک قاعده نمی‌گردد. در بیشتر موارد، هوس و آرزو سرنوشت فدک را رقم می‌‌زد و غرض‌‌ها و سیاست‌‌های حاکمان روزگار، وضعیت فدک را مشخص می‌‌کرد. با این حال، این تاریخ از میانه‌‌روی و درست‌‌کرداری خالی نبود و در برخی موارد فدک به صاحبان واقعی خود سپرده شد.

 

فدک در تاریخ، ص ۵۰[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row]

[vc_row][vc_column][vc_column_text]دیدگاه اسلام نسبت به آزادی تفاوت اساسی با دیدگاه تمدن غربی نسبت به آزادی دارد؛ زیرا مراد اسلام از آزادی، معنای سلبی آن است. یا به عبارت بهتر مراد اسلام از آزادی، ره‌آورد انقلابی آن است که انسان را از سیطره دیگران آزاد و بندها و زنجیرهایی که دستان او را می‌بندد، درهم می‌شکند. اساساً یکی از بزرگ‌ترین اهداف رسالت آسمانی، محقق ساختن همین معنای سلبی آزادی است: «وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ؛ و از [دوش] آنان قید و بندهایی را که بر ایشان بوده است، برمی‌دارد» [اعراف: ۱۵۶].

اما اسلام این معنای سلبی از آزادی را به معنای اثباتی آن در مفاهیم تمدن غربی، پیوند نمی‌دهد؛ زیرا از نظر اسلام، حق انسان در آزادی از سلطه دیگران و حق او در این‌که با دیگران در یک سطح باشد، محصولِ صاحب اختیاری انسان نسبت به خود و حق او در این‌که هرگونه که بخواهد در زندگی رفتار کند، نیست، آن‌گونه که معنای اثباتی آزادی در نگرش تمدن غربی اقتضا داشت، بلکه اسلام آزادی و رهایی از همه بت‌ها و قید و بندهای ساختگی را با عبودیت خالصه برای خدا پیوند می‌دهد؛ زیرا از نظر اسلام انسان قبل از هر چیزی عبد خداوند است. انسان با این عنوان که عبد خداوند است نمی‌تواند سیطره دیگری را بر خود تأیید کند و یا هرگونه رابطه بت‌گونه را با هر رنگ و شکلی برتابد، بلکه انسان طراز اسلام، خود را در عرصه عبودیت خالصانه برای خدا، به‌طور یکسان در کنار تمامی مجموعه هستی قرار می‏دهد.

بنابراین قاعده اساسی در مورد آزادی در اسلام، توحید و ایمان به عبودیت خالصانه برای خداوندی است که تمامی قدرت‌های شرک‌آلود که کرامت انسان را در طول تاریخ نابود کرده‌اند، در مقابلش نابود می‌شوند.

 

اسلام راهبر زندگی؛ مکتب اسلام؛ رسالت ما، ص ۳۵۱[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row]

[vc_row][vc_column][vc_column_text]یکی از مؤلفه‌های ذاتی یک حکومت فکری این است که رسالت فکری مشخصی دارد و محدوده خود را به اندازه محدوده آن فکر تعریف می‌کند و از این رو می‌تواند در گسترده‌ترین محدوده انسانی ممکن گسترش یابد. حکومت اسلامی این‌چنین است؛ چه این‌که حکومتی است که رسالت فکری مشخصی دارد که همان اسلام است و اسلام هم یک دین انسانی عمومی است که حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله به آن و برای همه بشر در همه زمان‌ها و مکان‌ها و بدون توجه به قومیت‌ها و اقلیم‌ها، مبعوث شده است؛ این آیات شریفه نیز گواه همین مطلب است : «وَ ما أَرْسَلْناک إِلّا کافّهً لِلنّاسِ بَشیراً وَ نَذیراً وَ لکنّ أَکثَرَ النّاسِ لا یَعْلَمُونَ؛ و ما تو را جز براى همه مردم نفرستادیم تا بشارت دهى و انذار کنی ؛ ولی بیشتر مردم نمى‌دانند» [سبأ: ۲۸]، و « قُلْ أَیّ شَیْ‏ءٍ أَکبَرُ شَهادَهً قُلِ اللهُ شَهیدٌ بَیْنی‏ وَ بَیْنَکمْ وَ أُوحیَ إِلَیّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغ؛ بگو: بالاترین گواهى، گواهى کیست؟ بگو: خداوند گواه میان من و شماست و این قرآن بر من وحى شده، تا شما و تمام کسانى را که این قرآن به آنها مى‌رسد، بیم دهم» [انعام: ۱۹]، و دیگر آیات و متون دینی بسیاری که جای هیچ شکی باقی نمی‌گذارد که اسلام یک دین جهانی است، نه اقلیمی و قومی.

 

بارقه‌ها، ص ۲۸۵[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row]

[vc_row][vc_column][vc_column_text]آیا کسی والاتر از علی بن ابی طالب علیه‌السلام هست؟ هیچ کس والاتر از ایشان نیست به جز استاد ایشان (صلی‌الله‌علیه‌وآله). با این وجود ایشان معیار را حق می‌گذارد نه خود.
وقتی آن شخص نزد ایشان آمد و در جنگ جمل درباره حق از ایشان پرسید که آیا حق با این سپاه است ـ آن مرد در دوگانگی میان عایشه و علی علیه‌السلام بود ـ و خواست میان علی علیه‌السلام و عایشه بسنجد که کدام برتر هستند تا حکم کند که آیا عایشه با حق است یا علی علیه‌السلام و آیا تلاش‌های عایشه برای اسلام برتر است یا تلاش‌های علی علیه‌السلام. آن‌گاه امام به او فرمود: «حق را بشناس تا اهلش را بشناسی».
علی علیه‌السلام همواره اصرار داشت که به عملکرد شخصی خود، صبغه رسالت‌مند دهد نه صبغه بهره‌جویی‌های شخصی.

🔹امامان اهل بیت علیهم‌السلام؛ مرزبانان حریم اسلام، ص ۲۵۶[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row]

[vc_row][vc_column][vc_column_text]«وَآتَاکُم مِّن کُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَهَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا؛ از آن‌چه درخواست کرده‌اید به شما داده است و اگر نعمت‌های خداوند را بشمارید، هرگز از شمارش همه آن‌ها برنخواهید آمد» [ابراهیم: ۳۴].
… منظور از درخواست در آیه شریف «وَآتَاکُم مِّن کُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ»، دعا کردن به معنای درخواست لفظی نیست؛ زیرا آیه شریف از کل انسانیت سخن می‌گوید؛ چه کسانی که ایمان به خدا دارند و چه کسانی که به او ایمان ندارند؛ چه کسانی که دعا می‌کنند و چه آنان که دعا نمی‌کنند. از آن گذشته، دعا کردن همیشه به معنای به دست آوردن حتمی همان چیز درخواست شده نیست. بله، هر دعایی با اجابت همراه است، ولی نه اجابت به معنای به دست آوردن همان چیزی که در دعا درخواست شده است، درحالی‌که در این آیه می‌فرماید: «وَآتَاکُم مِّن کُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ»؛ در اینجا «آتاکم؛ به شما داد»، اجابت عملی درخواست و اعطای همان چیز خواسته شده است. از این رو، به گمان قوی، منظور از سؤال در این‌جا درخواست انسانیت به‌‌عنوان یک کل، در طول تاریخ گذشته و حال و آینده، به صورت عملی و طلب تکوینی است که به‌طور مستمر و پیوسته مصداق‌های تاریخی قانون تأثیر متقابل بین تجربه و مهارت را واقعیت می‌بخشد.

 

پژوهش‌های قرآنی، ص ۱۷۹[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row]

[vc_row][vc_column][vc_column_text]اسلام توانست با فرایند آزادسازى درونى و تحقق بخشیدن به مقتضیات جهاد اکبر، در دل‌هاى انسان‌هاى نیک‌سیرت، درهاى همه خیرات و عطایاى نهفته را گشوده، نیروهاى نوآورى را در نفوس، با خاستگاه‌هاى طبقاتى مختلف‏ آن‌ها در جامعه‌هاى جاهلى، شکوفا کند، تا جایى که ثروتمند در کنار فقیر در یک صف رویارویى با ظلم و سرکشى بایستد و بهره‌کش دیروز با ستم‌دیده امروز، پس از آن‌که جهاد اکبر، ارزش‌هاى بلند انسانى را در وى محقق کرد، در یک چارچوب انقلابى واحد با هم درآمیزند.

 

اسلام، راهبر زندگى، ص ۴۸.[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row]

[vc_row][vc_column][vc_column_text]امت، صاحب حق حاکمیت و حامل این امانت الهی است و در مقابل قانون، همه افراد در این حق مساوی هستند. هر یک از آحاد ملت حق دارد در فرایند اعمال این حق، دیدگاه‌ها و اندیشه‌های خود را بیان کند و به شکل‌های مختلف فعالیت سیاسی داشته باشد. چنان‌که هر کسی حق دارد به انجام شعایر دینی و مذهبی خود بپردازد.
حکومت موظف است برای تمام شهروندان غیر مسلمانی که انتساب سیاسی خود را به حکومت اسلامی و چارچوب ایدئولوژیک آن پذیرفته‌اند ـ گرچه خود ، از لحاظ دینی به ادیان دیگر باور دارند ـ زمینه‌های استیفای این حقوق را مهیا کند.

 

اسلام، راهبر زندگى، ص ۳۵.[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row]

[vc_row][vc_column][vc_column_text]امامت پیشوایان اهل بیت نهادی از نهادهای قدرت و نفوذ نبود که با وراثت از پدر به پسر منتقل شود و نظام حاکم از آن پشتیبانی نماید، مانند آن چه در پیشوایی خلفای فاطمی و خلافت عباسیان وجود داشت. امامت اهل بیت وفاداری پایگاه‌‌های گسترده مردمی خویش را از طریق نفوذ معنوی و اقناع فکری آن پایگاه‌‌ها نسبت به شایستگی این امامت برای پیشوایی و راهبری اسلام بر پایه‌هایی روحی و فکری، به دست می‌آورد.
این پایگاه‌های مردمی از صدر اسلام بنا نهاده شد و در دوره امامان باقر و صادق علیهما‌السلام شکوفا گشت و گسترش یافت. مکتبی که این دو امام در دل این پایگاه‌های مردمی سرپرستی آن را بر عهده داشتند، جریان فکری گسترده‌ای را در جهان اسلام پدید آورد و صدها تن از فقیهان و متکلمان و مفسران و دانشوران رشته‌های گوناگون معرفت اسلامی و انسانی معروف در آن روزگاران را در بر گرفت تا جایی که حسن بن علی وشاء گفته است: «به مسجد کوفه پای نهادم و دیدم که ۹۰۰ عالم بزرگ همگی می‌گفتند: جعفر بن محمد برای ما حدیث گفته است».

 

فدک در تاریخ؛ پژوهشی درباره ولایت؛ پژوهشی درباره امام مهدی علیه‌السلام، ص ۳۲۰[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row]

[vc_row][vc_column][vc_column_text]زندگی امامان علیهم‌السلام سرشار از گواه‌هایی است که نشان می‌دهد نقش مشترکی که ایشان ایفا می‌کرده‌اند، نقش ایجابی بوده است.
از این شمار، یکی روابط امامان علیهم‌السلام با امت و پایگاه مردمی پُردامنه‌ای است که امامان علیهم‌السلام در دوران خود از آن برخوردار بوده‌اند. اهل‌بیت علیهم‌السلام هرگز به‌طور اتفاقی و یا به صرفِ انتساب به حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله از این نفوذ برخوردار نبودند ـ زیرا افراد بسیاری به حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله منتسب بودند ـ بلکه این بر پایه دهشِ ایشان بوده است و به سببِ نقش ایجابی که ایشان، علی‌رغم برکنارشدن از منصب حکومت، در میان امت ایفا می‌کردند. امت ـ غالباً ـ رهبری رایگان
به کسی نمی‌دهد و کسی پیشوایی آنان را دارا نمی‌شود و در دل‌هایشان نمی‌نشیند جز با دهشی سخاوت‌مندانه که امت در زمینه‌های مختلف آن را احساس کند و از آن در فروگشایی مشکلات خود و حفاظت رسالتش بهره‌مند شود.

 

امامان اهل بیت علیهم‌السلام؛ مرزبانان حریم اسلام، ص ۱۲۸[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row]

[vc_row][vc_column][vc_column_text]خداوند متعال، منشأ تمامی قوا است.
این حقیقت بزرگ، مهم‌ترین انقلابی است که پیامبران الهی به‌خاطر رهایی انسان از بند بندگی انسان، در کارزارهای خویش انجام دادند.
حقیقت یاد شده به این معناست که انسان آزاد است و هیچ انسانی و طبقه‌ای و هیچ مجموعه‌ای بشری حق سیادت بر انسان را ندارد و سیادت، تنها از آن خداوند است. بدین‌سان بر انواع مختلف استبداد و خودکامگی و شکل‌های مختلف استثمار و بهره‌کشی و سلطه انسان بر انسان مهر پایان زده می‌شود.

 

اسلام راهبر زندگی؛ مکتب اسلام؛ رسالت ما، ص ۳۰[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row]