اکنون به سؤال سوم میرسیم: آمادهسازی راهبر منتظَر چگونه به انجام رسیده است، حال آن که وی تقریباً تنها پنج سال در زمان پدرش امام عسکری(ع) زیسته است؟
یک. امامت پیشوایان اهلبیت نهادی از نهادهای قدرت و نفوذ نبود که با وراثت از پدر به پسر منتقل شود و نظام حاکم از آن پشتیبانی نماید، مانند آنچه در پیشوایی خلفای فاطمی و خلافت عباسیان وجود داشت. امامت اهلبیت وفاداری پایگاههای گسترده مردمی خویش را از طریق نفوذ معنوی و اقناع فکری آن پایگاهها نسبت به شایستگی این امامت برای پیشوایی و راهبری اسلام بر پایههایی روحی و فکری، به دست میآورد…
دو. این پایگاههای مردمی از صدر اسلام بنا نهاده شد و در دوره امامان باقر و صادق علیهماالسلام شکوفا گشت و گسترش یافت…
سه. شرایط تعیین امام و شناخت شایستگی فرد برای امامت که این مکتب و پایگاههای مردمی آن در جامعه اسلامی به آنها ایمان داشتند و تقید میورزیدند، شرطهایی دشوار بودند؛ زیرا اینان باور داشتند که یک فرد تنها در صورتی امام است که عالمترین فرد دوره خود باشد…
چهار. این مکتب و پایگاههای مردمی آن در راه پایداری بر عقیده خویش در موضوع امامت، فداکاریهای بزرگی مینمودند؛ زیرا در نگاه خلفای وقت، آنها دستکم از لحاظ فکری دشمن قلمداد میشدند…
پنج. امامانی که این پایگاههای مردمی به امامت ایشان ایمان داشتند، از مردم خود کناره نمیگرفتند و همچون حکمرانان که در برج عاج مینشینند، با ملت رفتار نمیکردند. ایشان هرگز از مردم چهره نمیپوشاندند…
شش. دستگاه خلافت معاصر با امامان علیهمالسلام به ایشان و راهبری معنوی و پیشوایانه آنها بهعنوان سرچشمه خطری بزرگ برای وجود و سرنوشت خود مینگریست و برایناساس، همه تلاش خویش را به کار میبست تا این راهبری را از میان بردارد.
اگر این شش نکته را که حقایق تاریخی تردیدناپذیر هستند به دقت بنگریم، میتوانیم به یک نتیجه دست یابیم: پدیدۀ امامت زودهنگام یک پدیدۀ واقعی بود و در شمار اوهام بهشمار نمیرفت؛ زیرا امامی که به صحنه پای مینهاد و در سن کودکی خود را پیشوای معنوی و فکری مسلمانان میخواند و همه آن جریان گسترده، ولایت و امامت وی را میپذیرفتند، میبایست مقدار روشن و قابلمشاهده و بلکه عظیمی از دانش و معرفت و افق دید گسترده را میداشت و در فقه و تفسیر و عقاید چیرهدست میبود؛ چراکه اگر چنین نبود، آن پایگاههای مردمی به امامتش رضایت نمیدادند.
📚 پژوهشی درباره امام مهدی، ص۶١-۶۴ (با تلخیص)
پدیدهای که با امام جواد علیهالسلام پدیدار شد، آن بود که ایشان به امامت رسید حال آنکه هنوز در سن کودکی بود؛ بر این اساس که تاریخ، اتفاق و اجماع دارد که وقتی پدر ارجمند امام جواد علیهالسلام درگذشت، ایشان بیش از هفت سال سن نداشت. این بدان معناست که ایشان پیشوایی طایفه شیعه را از نظر روحی و دینی و علمی و فکری به عهده گرفت حال آنکه بیش از هفت سال نداشت. اگر این پدیده را که برای نخستین بار در زندگی امامان علیهالسلام در امام جواد علیهالسلام نمود یافته، براساس حساب احتمالات بررسی کنیم، هر آینه درخواهیم یافت که این پدیده بهتنهایی کافی است تا حقانیت خطی را که امام جواد علیهالسلام نمایندگی میکرد، بپذیریم؛ زیرا چگونه ممکن است با پیشفرضی جز پیشفرض امامت واقعی بتوانیم به کسی بنگریم که بیش از هفتسال سن ندارد و در عین حال، پیشوایی این طایفه را در همه زمینههای روحی و فکری و فقهی و دینی به عهده گرفته است؟!
📚 امامان اهلبیت، ص۶٣٧.