چندرسانه‌ای

رادیو نمایش صدای جمهوری اسلامی ایران با توجه به جایگاه شهید سید محمدباقر صدر در تاریخ معاصر، نمایش‌ رادیویی نا را بر اساس کتاب نا، نوشتۀ مریم برادران، منتشر کرد. در این نمایش رادیویی تلاش شده به‌اجمال و به‌طور بسیار خلاصه به برخی از رویدادهای مهم زندگی این دانشمند نابغه از دستگیری تا شهادت پرداخته شود.

کتاب «نا» روایتی نه‌چندان بلند، اما واقع‌نما، مستند و پرجزئیات از شهید صدر است که با دوری از زیاده‌پردازی و اغراقگری، در شانزده فصل به شرح زندگی او پرداخته است. نویسنده در طول نوشتن این کتاب با خانوادۀ شهید صدر به‌ویژه همسر بزرگوار شهید در ارتباط بوده و از دقت و سخنان آنان بهره برده است.

نمایش رادیویی نا در شش قسمت آماده شد که از ١٠مهر١۴٠٠ به‌مدت شش روز از رادیو نمایش پخش شد. دست‌اندرکاران و هنرمندان این نمایش عبارت‌اند از:

سردبیر: شهلا دباغی؛ کارگردان: نورالدین جوادیان؛ نویسنده: هاجر کوشکی؛ تهیه‌کننده: مهدی نمینی‌مقدم؛ افکتور: محمدرضا قبادی‌فر؛ صدابردار: رضا محتشمی؛ تصویربردار: محمد وکیلی اقدم؛ ساخت تیزر: امیر شعیبی؛

هنرمندان: بهناز بستان‌دوست؛ آسیه گرجی؛ عبدالعلی کمالی؛ کرامت رودساز؛ امیرعباس توفیقی؛ سعید سلطانی؛ شهریار حمزیان؛ سینا نیکوکار؛ کامیار محبی؛ محمد آقامحمدی؛ معصومه عزیزمحمدی؛ رامین پورایمان؛ حمید هدایتی.

رفتارهای او روزبه‌روز جوانان و طلبه‌های بیشتری را به این مسجد می‌کشاند؛ از جوانی سیزده‌ساله که به شکایت از پدرش، که دین را قبول نداشت، دو ساعت در گوشه‌ای با او سخن می‌گفت گرفته تا پاسخ به سؤال جوانی دربارۀ امام زمان قبل از ظهور و بعد از آن، که دو روز جوابش طول می‌کشید و سرانجام جوانانی که سؤال‌هاشان از دغدغه‌ای خبر می‌داد که محمدباقر عمرش را برای آن می‌گذاشت: «چه کنیم امت اسلام آگاه شوند؟» این سؤال‌ها، حتی در زمان خستگی، او را به وجد می‌آوردند و زمان را از کفش می‌ربودند. شب‌وروزش به همین می‌گذشت، بهترین لحظات عمرش. […]

این سؤال‌ها و کنجکاوی‌ها برای او بشارت بودند. می‌گفت: «سؤال بیشتر از دعا مرا به خدا نزدیک می‌کند.»

نا، ص۱۱۱ـ۱۱۲.

حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر ناصر رفیعی:

باور به تغییر در هر جامعه‌ای موجب می‌شود که آن جامعه‌ دست به انقلاب و مبارزه با ظلم بزند. باور به سنت‌های تاریخی جامعه را از رکود خارج می‌کند و به عبارت دیگر، قرآن را این‌زمانی می‌کند.

 

حجت‌الاسلام‌والمسلمین علیرضا پناهیان از شهید صدر می‌گوید:

تنها شخصیتی که حضرت امام(ره) برای او سه روز عزای عمومی اعلام کردند

ما چنین عالمی در ایران اسلامی با این جامعیت تقریباً می‌شود گفت نداریم

فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها یک اسوه در اسلام بود، در جهاد برای اسلام و در صبر بر مصائب اسلام. در کنار پدرش بود، در همه سختی‌‌هایش؛ همراه پدرش در جنگ‌‌ها شرکت می‌‌کرد، زخم‌‌هایش را مداوا می‌‌کرد و غصه‌‌هایش را برطرف می‌ساخت. همواره در کنارش بود و رسول خدا(ص) در سختی‌‌هایش با بودن او آرامش می‌‌گرفت؛ در لحظات بسیار طاقت‌‌فرسا با او قوت می‌‌گرفت. او یک زن مسلمان مجاهد به‌‌معنای حقیقی کلمه بود.

فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها به‌‌پا خاست؛ به‌سوی مسجد به‌پاخاست وقتی تکلیف اقتضا کرد که به مسجد برود، و آن خطبۀ باعظمت را خواند؛ خطبه‌ای که از عهده‌اش برنمی‌آیند مگر بزرگان علما. بلاغت و فصاحت و حکمت از کلماتش سرازیر می‌‌شد، همچون سیلی که از دریا سرازیر می‌‌شود، درحالی‌‌که چند سال داشت؟ عمر شریفش کمتر از بیست سال بود، اما به علما آموخت و به حکما درس داد و الگوی والایی ارائه کرد که زن اروپایی تا امروز به آن نرسیده است.

این فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها است که توانست در تاریخ اسلام ثابت کند که علم با دین جمع می‌‌شود و فرهنگ حقیقی با ایمان به خدا همراه است و با تمسک به اسلام و با التزام به حجاب و عمل به شعائر دین همراه است.

بخشی از سخنان شهید صدر در جمع بانوان عراقی، ماه رجب ۱۳۹۹ق

وقتی اندیشۀ دنیایی دیگر برای حسابرسی و پاداش و مجازات در میان باشد، اندیشۀ اهداف بزرگ پدیدار می‌شود.

در این هنگام دیگر انسان در بند زندگانی خود در این دنیا نخواهد بود و در بند گام کوتاه این جهان نخواهد ماند؛ بلکه در گرو خطی دراز خواهد بود که با آن تا جهانِ ناپیدا ادامه می‌یابد.

در این هنگام انسان در سطح اهداف بزرگ خواهد بود؛ اهدافی که نمی‌تواند آن‌ها را پیاده کرده و نمی‌تواند به پایان برساند و نمی‌تواند از آنها بهره بگیرد.

والاترین اهداف و شکوهمندترین اهداف و فراگیرترین اهداف، اهدافی هستند که فراتر از عمر یک انسان و فراتر از هر موجودی هستند.

وقتی بشریت در سطح اهداف بزرگ باشد، ازآنجاکه بر اساس غایت و پاداش و جزایِ فراتر از مرزهای این دنیا ره سپار می‌شود، خواهد توانست برای آن اهداف بزرگ به‌پا خیزد… هرکس از خانۀ خود به قصد هجرت در راه خدا خارج شود و آنگاه بمیرد، پاداش او بر عهده خداوند است؛ مادامی که این راه را می‌پوید، در هر مرحله‌ای جان دهد، پاداش او بر عهده خداوند است.

بخشی از سخنرانی شهید صدر در جمع شاگردانشان، ماه صفر ۱۳۸۹ق

آشنایی شهید سیدحسن نصرالله با شهید سیدمحمدباقر صدر در بیان آیت‌الله غروی از شاگران شهید صدر ️ شهید صدر تربیت سید حسن نصرالله را به سید عباس موسوی، دبیر سابق حزب‌الله لبنان، سپرد و او این‌گونه طلبگی را آغاز کرد.

زهرا بر بال خیال پاک خویش به آفاق زندگانی پیشین و دنیای پدر بزرگوارش سیر کرد؛ دنیایی که با پیوستن سَرور هستی به خداوندگارش، به یادگاری جاودان و تابناک برای این بهشتی‌‌بانو تبدیل شد که هر لحظه وی را با گونه‌‌هایی از احساس و عاطفه و رهنمایی یاری می‌‌داد و جلوه‌‌هایی از شادمانی و خوشی را در وجودش برمی‌‌انگیخت. هرچند وی به‌حساب زمانه، چند روز یا چند ماه دیرتر به پدرش پیوست، در پیوند روحی و یادمانی، حتی لحظه‌‌ای از وی جدا نبود.

بدین‌‌روی، در جان وی سرچشمه‌‌ای از نیرو جاری بود که فرونمی‌‌خشکید و قدرتی برای انقلابی کوبنده وجود داشت که پایان نمی‌‌پذیرفت. درون او پرتوهایی از نبوت و جان محمد(ص) تابیدن داشت که راه را برایش روشن می‌‌ساخت و او را به راه درست هدایت می‌‌کرد.

📚 فدک در تاریخ، ص۲۶-۲۷.