نشست‌ها و سخنرانی‌ها
شهید صدر سرمنشأ بسیاری از فعالیت‌های اسلامی در لبنان

سید حسن نصرالله در جشن نیمه‌شعبان و هم‌زمان با چهلمین سالگرد شهادت شهید صدر:

شهید سید محمدباقر صدر فیلسوف و اندیشمند اسلامی بزرگی بود که همه بر نبوغ و خارق‌العادگی و نوآوری و تحول‌آفرینی‌اش در عرصه فلسفه و اندیشه اجماع‌نظر دارند.

«سید حسن نصرالله» دبیرکل حزب‌الله لبنان، شب گذشته (١٩فروردین ١٣٩٩) به‌مناسبت فرارسیدن نیمه شعبان (سالروز میلاد باسعادت حضرت صاحب العصر و الزمان مهدی موعود عج) به سخنرانی پرداخت و در آن به مهم‌ترین موضوعات فرهنگی فعلی در منطقه و لبنان پرداخت. وی در ابتدای سخن خود با اشاره به ‌هم‌زمانی این مناسبت با سالگرد شهادت استاد شهید آیت‌الله العظمی سید محمدباقر صدر به بزرگداشت این عالم گرانقدر و بررسی شماری از ویژگی‌های او پرداخت. مشروح سخنان او درباره شهید صدر بدین شرح است:

نهم آوریل مصادف با سالگرد حادثه‌ای دردناک و درعین‌حال ارجمند است؛ یعنی سالگرد شهادت آیت‌الله العظمی سید محمدباقر صدر و خواهر فاضل، عالم، مجاهد و فداکار ایشان سیده آمنه صدر که به بنت‌الهدی معروف است. این حادثه شهادتی عظیم و نیز مصیبت و فاجعه‌ای بزرگ بود. باید در این مناسبت به نسل‌های فعلی که با این امام بزرگ زندگی نکردند و در دوران او نبودند، یادآوری کنیم و بگوییم که شهید سید محمدباقر صدر فیلسوف و اندیشمند اسلامی بزرگی بود که همه بر نبوغ و خارق‌العادگی و نوآوری و تحول‌آفرینی‌اش در عرصه فلسفه و اندیشه اجماع‌نظر دارند. او مرجعی بزرگ و رهبری شجاع و انقلابیِ بی‌باکی بود که باقدرت در قلب حوادث عراق، منطقه و جهان اسلام حضور داشت و دستاورهای بزرگی،‌ به‌ویژه برای دفاع از اسلام در آن دوران، به ثمر رساند و قدرت و تأثیرات و ثمرات بی‌پایان آن دفاع همچنان ادامه دارد. از جمله دستاوردهای او این بود که قدرت اسلام برای پیشبرد زندگی بشر را اثبات نمود و نیز جوانان مسلمان را بیدار کرد که باید عهده‌دار مسائل و دغدغه‌های امت شوند و تا سرحد شهادت برای امت مجاهدت کنند.

چه‌بسا بزرگ‌ترین ویژگی او که ـ همواره و امروز بیش از فردا ـ نیاز داریم از آن درس بگیریم اخلاص شدید او برای خدا، اسلام و امت بود. او کاملاً خود را فنا کرده بود؛ برای او «من»‌ و منیت و شخص و مناسبات و اعتبارات شخصی و فردی هیچ جایی نداشت و همه زندگی‌اش فقط برای خدا و اسلام و هدف بود. او همواره آماده بود که آبرو و جایگاه و خون پاکش را در این راه بدهد و درنهایت نیز چنین کرد.

بزرگترین شاهد اخلاص و فنا و ذوب شدن شهید صدر در هدف این بود که وقتی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی پیروز شد، او این اتفاق را این‌طور تبیین کرد که امام خمینی آرمان‌های انبیای الهی را تحقق بخشیده است و نیز تأکید کرد که ایشان همان هدفی را محقق کرد که شهید صدر در تمام زندگی‌اش برای آن تلاش می‌کرد. از این رو بود که شهید صدر از خاستگاه اخلاص اسلامی، امام خمینی و انقلاب و جمهوری اسلامی در ایران را به شکل مطلق تأیید کرد و وجود خود را در خدمت امام خمینی به‌عنوان پیشوا و رهبر امت و آرمان اسلامی و نیز رهبر مظلومین و مستضعفین و مجاهدان و انقلابی‌های سراسر جهان قرارداد.

از شهیدصدر دو عبارت معروف است. عبارت اول این است که به همه باورمندان به خودش و بلکه به همه مؤمنان گفت: «در امام خمینی ذوب شوید؛ همان‌طور که او در اسلام ذوب شده است». این فراخوان به ذوب شدن در امام خمینی به این معنا بود که باید در ولایت و رهبری امام ذوب شوند و بپذیرند که امام خمینی پرچمدار اسلام در این زمان است و همه ما باید زیر پرچم او باشیم و این کاری بود که خود شهید صدر نیز انجام داد و به همین دلیل نیز عبارت دوم را گفت و آن اینکه «اگر امام خمینی به من دستور دهد که در یکی از روستاهای ایران ساکن شوم و در همان‌جا به اسلام خدمت کنم، ذره‌ای در قبول این دستور درنگ نمی‌کنم. سید خمینی همان چیزی را محقق کرده است که من برای محقق‌شدنش تلاش می‌کردم». خوب؛ گوینده این سخن کیست؟ آیا ‌طلبه‌ کوچکی مثل من چنین حرفی را زده است یا یکی از مراجع بزرگ چنین سخنی گفته است؟ و می‌دانیم که معمولاً یا غالباً وقتی کسی در جایگاه مرجعیت قرار می‌گیرد خودش را اعلم از دیگران می‌داند یا دست‌کم خود را از نظر علمی هم‌ردیف دیگران می‌شمارد. حال این مردی که قلۀ علم و فکر و فهم و فقه و اصول و فلسفه و تاریخ‌شناسی و بصیرت و پیشوایی بود، می‌گوید: «اگر تشخیص امام خمینی که من به رهبری‌اش سر سپرده‌ام این باشد که به روستایی در ایران بروم و عالم یا امام جماعت آن روستا باشم، من حاضرم این کار را بکنم». این گواه اخلاص و پاکی و طهارت است. در روایت است که ابلیس هشت‌هزار سال خدا را عبادت کرد تا جایی که ملائک، دیگر او را از اجنه نمی‌دیدند و او را از فرشتگان می‌دانستند. اما ابلیس در آزمون «من» و شخصیت شکست خورد؛ او در امتحان تکبر و خودپسندی مردود شد. این چیزی است که قرآن درباره آن با ما سخن می‌گوید. چرا در چند فراز قرآنی در سوره‌های مختلف بر یادکرد داستان آدم و ابلیس اصرار شده است؟ زیرا درس تربیتی و تاریخی آن، همین است. ابلیس نپذیرفت بر آدم سجده کند؛ چون خود را از آدم برتر می‌دانست. شاهد اخلاص این است که وقتی خودت را داناتر و بالاتر و تواناتر و شایسته‌تر می‌دانی و پیشینه بلندبالایی هم داری، اما تشخیص می‌دهی که باید از فلان رهبر یا پیشوا پیروی کنی و در دستاوردی که او به بار آورده دنباله‌رواش باشی، چنین کاری را بکنی و تسلیم او باشی. این کاری است که شهید سید محمدباقر صدر رضوان‌الله‌علیه انجام داد. این درس بزرگ اوست که در این روز باید یادآوری کنیم.

همچنین باید لطف و منّتی را که این امام شهید بر ما در لبنان دارد نیز یادآوری کنیم و به آن توجه داشته باشیم؛ زیرا بسیاری از فعالیت‌های اسلامی و جهادی و دینی و معنوی در لبنان وجود دارد، از این امام شهید نشأت گرفته است و ریشه آن به دوران پس از شهادت او و به سال ١٩٨٢ باز می‌گردد که حزب‌الله تأسیس شد؛‌ زیرا اکثریت کسانی که نسل مؤسس حزب‌الله را شکل دادند از شاگردان یا شاگردانِ شاگردان و مقلدان شهید صدر بودند و او مرجع دینی آن‌ها بود. اکثر آن‌ها ـ احتیاط می‌کنم و می‌گویم اغلب و اکثر آن‌ها ـ از پیروان مکتب فکری او بودند و به رهبری فکری و سیاسی او در امت باور داشتند. چنین افرادی اغلبیت کسانی را شکل می‌داند که این حرکت ایمانی و جهادی مستمر و مبارک را به راه انداختند. همین‌ها نیز اولین کسانی بودند که دعوتِ اخلاص امام شهید سید صدر را که به ذوب شدن در امام خمینی فراخوانده بود، مخلصانه به گوش گرفتند و در امام و رهبری و ولایت او ذوب شدند و به جزیی جدایی‌ناپذیر از این حرکت بزرگ تبدیل شدند؛ حرکتی که ا‌ن‌شاءالله زمین را برای صاحب این شب و مناسبت مبارک، یعنی نیمه‌شعبان آماده می‌کند.

برای شهید عظیم و خواهر عالم و شهیدش، علو درجات و رحمت و ریحان و رضوان الهی را مسئلت می‌کنیم و همواره با او عهد می‌بندیم که تا زنده هستیم قلب‌ها و عقل‌های ما از فکر و اخلاص و ایمان و ندا و پیام‌های او آکنده خواهد بود.

به مناسبت سالروز شهادت شهید صدر، شبکه قرآن سیمای جمهوری اسلامی گفت‌وگویی با حضرت آیت‌الله شیخ محیی‌الدین آموزگار (مازندرانی) از شاگردان دیرین شهید آیت‌الله‌ سید محمدباقر صدر را پخش خواهد کرد. در این برنامه، وی که بیش از ده‌ سال محضر آیت‌الله شهید سید محمدباقر صدر را درک کرده و از شاگردان بسیار نزدیک او بوده است به ذکر خاطرات خود از شخصیت،‌ اندیشه و سیره آن شهید والامقام می‌پردازد.

آشنایی بیشتر با آیت‌الله محیی‌الدین آموزگار:

آیت الله محیی‌الدین فقیه مازندرانی فرزند بهاء‌الدین فقیه مازندرانی در سال 1364هـ.ق (1944 م) در خانواده ای مذهبی و دوستدار دانش و فضیلت چشم به جهان گشود و در ابتدای جوانی خود به تحصیل علوم دینی پرداخت.
مقدمات را در محضر عموی خود شیخ محمد کاظم فقیه و شیخ محمد علی افغانی (مرحوم مدرس) آموخت. بخشی از دروس سطوح (کفایه و مکاسب) را نزد سید کاظم حائری و بخشی از مکاسب را نیز از محضر آیت الله شیخ میرزا جواد تبریزی فراگرفت. رسائل را در محضر شیخ محمد علی مدرس افغانی و سید نورالدین اشکوری و شیخ ملاصدرا بادکوبه‌ای آموخت. در مباحث خارج اصول آیت‌الله خویی و همچنین مباحث خارج اصول و خارج فقه شهید سید محمدباقر صدر و مباحث خارج فقه امام خمینی (رضوان‌الله‌علیهم‌اجمعین) حضور یافت.
وی بیش از ده سال ملازم شهید صدر بود و از نزدیکان و معتمدین ایشان به شمار می‌رفت. وی در عراق فعالیت‌های گسترده‌ای داشت و سال‌ها در نجف اشرف به دو زبان فارسی و عربی به سخنرانی و تبلیغ معارف دینی مشغول بود. فعالیت‌های روشنگرانه او باعث شد که رژیم بعثی عراق وی را چندین بار دستگیر و در سال 1975 م از عراق تبعید کند. وی پس از دو سال به عراق بازگشت، اما دوباره در رجب سال 1399ق. تبعید شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران او نیز همچون دیگر شاگردان شهید صدر و بنا به دستور اکید آن شهید والامقام به حمایت همه‌جانبه از انقلاب اسلامی ایران، با تمام وجود به خدمت به انقلاب پرداخت و مسئولیت‌های گوناگونی را در نظام اسلامی به عهده گرفت؛ از جمله مدتی در دادگاه انقلاب شاهرود به قضاوت مشغول شد.

نامه‌های بسیاری بین او و شهید صدر تبادل شده است که همگی نشان از رابطه عاطفی عمیق شهید صدر با شاگردان است. شهید صدر در یکی از نامه‌های خود خطاب به وی می‌نویسد:
«امید من و نور دیده‌ام ابومحمدعلی! خداوند تو را حفظ کند و از بدی‌ها در امان بدارد.
سلام بر تو ای فرزند عزیزم؛ سلامی به وسعت دلتنگی‌ و اشتیاقم برای تو و دیگر عزیزان همراه تو (که خداوند همه‌تان را محفوظ بدارد)
این چند سطر را در روز یکشنبه شانزدهم شوال می‌نویسم در‌حالی‌که حدود یک سال از جدایی ما می‌گذرد؛ یک سالی که چقدر طولانی گذشت! چندی قبل داشتم به همین دوری فکر می‌کردم که ناگهان خبر خوش احتمال بازگشت تو به عراق به من رسید و از این خبر خوش به حدی خرسند شدم که کسی این خوشحالی را درک نمی‌کند، مگر پدری که از فرزند عزیزش جدا شده باشد و سپس ناگهان بارقه‌ای از امید دیدار بر دلش بتابد…».

به مناسبت سالروز شهادت شهید صدر، شبکه قرآن سیمای جمهوری اسلامی گفت‌وگویی با حضرت آیت‌الله شیخ محیی‌الدین آموزگار (مازندرانی) از شاگردان دیرین شهید آیت‌الله‌ سید محمدباقر صدر را پخش خواهد کرد. در این برنامه، وی که بیش از ده‌ سال محضر آیت‌الله شهید سید محمدباقر صدر را درک کرده و از شاگردان بسیار نزدیک او بوده است به ذکر خاطرات خود از شخصیت،‌ اندیشه و سیره آن شهید والامقام می‌پردازد.

آشنایی بیشتر با آیت‌الله محیی‌الدین آموزگار:

آیت الله محیی‌الدین فقیه مازندرانی فرزند بهاء‌الدین فقیه مازندرانی در سال ۱۳۶۴هـ.ق (۱۹۴۴ م) در خانواده ای مذهبی و دوستدار دانش و فضیلت چشم به جهان گشود و در ابتدای جوانی خود به تحصیل علوم دینی پرداخت.
مقدمات را در محضر عموی خود شیخ محمد کاظم فقیه و شیخ محمد علی افغانی (مرحوم مدرس) آموخت. بخشی از دروس سطوح (کفایه و مکاسب) را نزد سید کاظم حائری و بخشی از مکاسب را نیز از محضر آیت الله شیخ میرزا جواد تبریزی فراگرفت. رسائل را در محضر شیخ محمد علی مدرس افغانی و سید نورالدین اشکوری و شیخ ملاصدرا بادکوبه‌ای آموخت. در مباحث خارج اصول آیت‌الله خویی و همچنین مباحث خارج اصول و خارج فقه شهید سید محمدباقر صدر و مباحث خارج فقه امام خمینی (رضوان‌الله‌علیهم‌اجمعین) حضور یافت.
وی بیش از ده سال ملازم شهید صدر بود و از نزدیکان و معتمدین ایشان به شمار می‌رفت. وی در عراق فعالیت‌های گسترده‌ای داشت و سال‌ها در نجف اشرف به دو زبان فارسی و عربی به سخنرانی و تبلیغ معارف دینی مشغول بود. فعالیت‌های روشنگرانه او باعث شد که رژیم بعثی عراق وی را چندین بار دستگیر و در سال ۱۹۷۵ م از عراق تبعید کند. وی پس از دو سال به عراق بازگشت، اما دوباره در رجب سال ۱۳۹۹ق. تبعید شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران او نیز همچون دیگر شاگردان شهید صدر و بنا به دستور اکید آن شهید والامقام به حمایت همه‌جانبه از انقلاب اسلامی ایران، با تمام وجود به خدمت به انقلاب پرداخت و مسئولیت‌های گوناگونی را در نظام اسلامی به عهده گرفت؛ از جمله مدتی در دادگاه انقلاب شاهرود به قضاوت مشغول شد.

نامه‌های بسیاری بین او و شهید صدر تبادل شده است که همگی نشان از رابطه عاطفی عمیق شهید صدر با شاگردان است. شهید صدر در یکی از نامه‌های خود خطاب به وی می‌نویسد:
«امید من و نور دیده‌ام ابومحمدعلی! خداوند تو را حفظ کند و از بدی‌ها در امان بدارد.
سلام بر تو ای فرزند عزیزم؛ سلامی به وسعت دلتنگی‌ و اشتیاقم برای تو و دیگر عزیزان همراه تو (که خداوند همه‌تان را محفوظ بدارد)
این چند سطر را در روز یکشنبه شانزدهم شوال می‌نویسم در‌حالی‌که حدود یک سال از جدایی ما می‌گذرد؛ یک سالی که چقدر طولانی گذشت! چندی قبل داشتم به همین دوری فکر می‌کردم که ناگهان خبر خوش احتمال بازگشت تو به عراق به من رسید و از این خبر خوش به حدی خرسند شدم که کسی این خوشحالی را درک نمی‌کند، مگر پدری که از فرزند عزیزش جدا شده باشد و سپس ناگهان بارقه‌ای از امید دیدار بر دلش بتابد…».

به مناسبت سالروز شهادت شهید صدر، شبکه قرآن سیمای جمهوری اسلامی گفت‌وگویی با حضرت آیت‌الله شیخ محیی‌الدین آموزگار (مازندرانی) از شاگردان دیرین شهید آیت‌الله‌ سید محمدباقر صدر را پخش خواهد کرد. در این برنامه، وی که بیش از ده‌ سال محضر آیت‌الله شهید سید محمدباقر صدر را درک کرده و از شاگردان بسیار نزدیک او بوده است به ذکر خاطرات خود از شخصیت،‌ اندیشه و سیره آن شهید والامقام می‌پردازد.

آشنایی بیشتر با آیت‌الله محیی‌الدین آموزگار:

آیت الله محیی‌الدین فقیه مازندرانی فرزند بهاء‌الدین فقیه مازندرانی در سال 1364هـ.ق (1944 م) در خانواده ای مذهبی و دوستدار دانش و فضیلت چشم به جهان گشود و در ابتدای جوانی خود به تحصیل علوم دینی پرداخت.
مقدمات را در محضر عموی خود شیخ محمد کاظم فقیه و شیخ محمد علی افغانی (مرحوم مدرس) آموخت. بخشی از دروس سطوح (کفایه و مکاسب) را نزد سید کاظم حائری و بخشی از مکاسب را نیز از محضر آیت الله شیخ میرزا جواد تبریزی فراگرفت. رسائل را در محضر شیخ محمد علی مدرس افغانی و سید نورالدین اشکوری و شیخ ملاصدرا بادکوبه‌ای آموخت. در مباحث خارج اصول آیت‌الله خویی و همچنین مباحث خارج اصول و خارج فقه شهید سید محمدباقر صدر و مباحث خارج فقه امام خمینی (رضوان‌الله‌علیهم‌اجمعین) حضور یافت.
وی بیش از ده سال ملازم شهید صدر بود و از نزدیکان و معتمدین ایشان به شمار می‌رفت. وی در عراق فعالیت‌های گسترده‌ای داشت و سال‌ها در نجف اشرف به دو زبان فارسی و عربی به سخنرانی و تبلیغ معارف دینی مشغول بود. فعالیت‌های روشنگرانه او باعث شد که رژیم بعثی عراق وی را چندین بار دستگیر و در سال 1975 م از عراق تبعید کند. وی پس از دو سال به عراق بازگشت، اما دوباره در رجب سال 1399ق. تبعید شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران او نیز همچون دیگر شاگردان شهید صدر و بنا به دستور اکید آن شهید والامقام به حمایت همه‌جانبه از انقلاب اسلامی ایران، با تمام وجود به خدمت به انقلاب پرداخت و مسئولیت‌های گوناگونی را در نظام اسلامی به عهده گرفت؛ از جمله مدتی در دادگاه انقلاب شاهرود به قضاوت مشغول شد.

نامه‌های بسیاری بین او و شهید صدر تبادل شده است که همگی نشان از رابطه عاطفی عمیق شهید صدر با شاگردان است. شهید صدر در یکی از نامه‌های خود خطاب به وی می‌نویسد:
«امید من و نور دیده‌ام ابومحمدعلی! خداوند تو را حفظ کند و از بدی‌ها در امان بدارد.
سلام بر تو ای فرزند عزیزم؛ سلامی به وسعت دلتنگی‌ و اشتیاقم برای تو و دیگر عزیزان همراه تو (که خداوند همه‌تان را محفوظ بدارد)
این چند سطر را در روز یکشنبه شانزدهم شوال می‌نویسم در‌حالی‌که حدود یک سال از جدایی ما می‌گذرد؛ یک سالی که چقدر طولانی گذشت! چندی قبل داشتم به همین دوری فکر می‌کردم که ناگهان خبر خوش احتمال بازگشت تو به عراق به من رسید و از این خبر خوش به حدی خرسند شدم که کسی این خوشحالی را درک نمی‌کند، مگر پدری که از فرزند عزیزش جدا شده باشد و سپس ناگهان بارقه‌ای از امید دیدار بر دلش بتابد…».

بسم الله الرحمن الرحیم

همت و شوق، لوازم اصلی انجام‌دادن کارهای بزرگ

اولاً واقعاً باید تشکر کرد از جناب آقای اشکوری، جناب آقای تسخیری، جناب آقای اراکی و دیگر برادران که به این کار همت گماشتند. اصل قضیه همت است. وقتی همت بود، آدم حتی در زیرزمین خانه‌اش هم، همان‌طور که آقای اشکوری فرمودند، یک تشکیلات درست می‌کند. از یک زیرزمین یک مجموعۀ بزرگ را هدایت می‌کند. اگر همت نبود، هرچه هم پول و امکانات باشد به‌جایی نمی‌رسد. شما این رکن اصلی را که همت به این کار است، دارید و این هم ناشی از شناختی است که شماها از مرحوم شهیدصدر دارید. واقعاً هرکسی که آشنا باشد با ممیزات و فضائل مرحوم آقای شهیدصدر و خصوصیات این مرد بزرگ، همین علاقه و شوق را پیدا می‌کند به اینکه حرف‌های ایشان، افکار ایشان، کارهای ایشان گسترش پیدا کند و امیدواریم خداوند به شماها توفیق بدهد. قطعاً این را من یک کار مفید و لازم می‌دانم برای کشور و برای اسلام و برای دنیای اسلام. ان‌شاءالله هر کار از دستمان بربیاید، می‌کنیم.

شهیدصدر؛ از نوابغ حوزه‌های علمیه

مرحوم شهیدصدر قطعاً یک نابغه بود. این یک خصوصیتى است. خب، ما آدم‌هاى بااستعداد در حوزه‌هاى علمیه کم نداشتیم؛ آدم‌هایى که فهم داشتند، سلیقه داشتند، پشتکار داشتند و کارهاى بزرگى انجام دادند. علماى بزرگ ما مثل همین مراجع بزرگى که در این صد سال اخیر در ایران و عراق وجود داشتند، همه مردمان بزرگى بودند. استعداد داشتند؛ منتها نابغه یک خصوصیاتى دارد که در اغلب این افراد، انسان این نبوغ را احساس نمی‌کند. مرحوم آقاى صدر (رضوان‌الله‌علیه) به‌نظر بنده قطعاً نابغه بود؛ یعنى کارى که از عهدۀ او برمى‌آمد، از عهدۀ خیلى از فقها و علما و متفکرین حوزه‌هاى ما برنمى‌آید: فضاى دید بسیار وسیع، فهم نیازهاى دنیاى اسلام، پاسخ‌گویى سریع و آماده به خواسته‌ها – ایشان همین «البنکُ اللّاربوى» را در جواب درخواست دولت پاکستان نوشت؛ آن‌طور که شنیدم، آن‌ها می‌خواستند یک کار این‌جورى درست کنند، ایشان بلافاصله این [کتاب‌] را فراهم کرد و براى آن‌ها فرستاد ـ فهم مسائل اقتصاد، فهم مسائل مربوط به فلسفه. ایشان «فلسفتنا» را در حدود سن بیست‌وپنج‌سالگی نوشته، آن‌‌طور که در ذهن بنده است. بنده ایشان را در سال ۷۷[۱] قمری در نجف زیارت کردم. البته ننشستیم [صحبت کنیم]. آن جلسه همین‌طور دیدم ایشان را. یک جوانی بود. آن وقت هنوز ایشان درست محاسنش هم درنیامده بود. آن سال که بنده ایشان را دیدم، خیلی محاسن درست‌وحسابی هم نداشت؛ و لیکن همان وقت یعنی سال ۷۷ (سال ۳۶ شمسی ما)، در نجف معروف بود ایشان به فضل و امتیاز؛ می‌گفتند خیلی فاضل است. ایشان آن وقت به درس آقای خویی می‌رفتند. خب، یک شخصیت این‌جوری [بودند]. به‌نظرم «فلسفتنا» هم مال همان سال‌هاست؛ مال همان سال‌های ۷۷ و ۷۸ است به‌گمان من؛ (سال ۳۵ و ۳۶ [شمسی] است.) حالا تاریخِ «فلسفتنا» هست. البته من الان درست یادم نیست. خب، ایشان واقعاً یک نابغه‌اى بود، مسائل را می‌فهمید؛ مسائل را حدس می‌زد.

ایشان در نجف ارتباط تام و تمامی با امام نداشتند؛ به‌طور معمول، یک ارتباط خیلى ضعیفى با بیت امام و با تشکیلات امام [داشتند]. ارتباطشان خیلى زیاد نبود؛ و لیکن به‌مجرد اینکه انقلاب شد و امام آمدند ایران، ایشان آن حرف معروف را زد که به شاگردان خودش گفت: «ذوب بشوید در امام‌خمینى؛ هم‌چنان که او در اسلام ذوب شده». این حرف ایشان معروف است. این خیلى شناخت لازم دارد؛ خیلى فهمِ اوضاع لازم دارد که بفهمد مسئلۀ انقلاب چیست. ما کسانى را داریم که تا همین امروز که قریب چهل سال از انقلاب می‌گذرد، هنوز درست نفهمیده‌اند این انقلاب چه بود و چه شد و چه اتفاقى افتاد و زلزله‌ای که در دنیا به‌وجود آمد، اصلاً چه بود! ما [کسانی را] داریم در بین هم‌لباس‌های خودمان و هم‌صنف‌های خودمان که هنوز هم درست نفهمیده‌اند که انقلاب چه بود. این آدم، آن روز درک کرد انقلاب را و مسائل و مفاهیم انقلاب را. این‌ها نبوغ است؛ یعنى شناخت درست محیط را، پیرامون را، علم را، بیان را، کیفیت تبیین را، اثرگذارى را.

این نظریه‌پردازى که آقاى اشکورى فرمودند، خیلى مسئلۀ مهمى است. ایشان راست می‌گویند: حکومت و نظام اجتماعى، بدون نظریه امکان ندارد که باقى بماند؛ اولاً به‌وجود بیاید یا باقى بماند یا رشد بکند. این آدم، آدم نظریه‌پرداز بود. این انسان، انسان برجسته‌اى بود. به‌نظر من، شخصیت آقاى صدر، حالا اگر نگوییم بى‌نظیر، حداقل یک شخصیت کم‌نظیر بود. خب، حالا ما کسانى با استعدادهاى خوب الحمدلله در حوزه‌هاى علمیه داریم. در قم که ما می‌دانیم و مى‌شناسیم افراد زیادى هستند؛ لکن آن نبوغ، یک چیز دیگرى بود که در ایشان وجود داشت.

اهمیت رواج افکار فقهی و اصولی شهیدصدر در حوزه‌های علمیه

البته افکار فقهی و به‌خصوص اصولی ایشان در حوزه‌ها خیلی رواج پیدا نکرد. بنده یک مدتی اصرار داشتم که «حلقات» ایشان تدریس بشود. یک‌چندی هم در یک گوشه‌هایی، یک کارهایی انجام گرفت؛ لکن نشد؛ یعنی در حوزه جا نیفتاد. من نمی‌دانم چرا. حالا علتش را آقایان در حوزه خودشان تحلیل باید بکنند و حالا، ولو «حلقات» با همان متن اصلی و شکل اصلی خودش نتواند به‌دلایلی رواج پیدا کند، می‌توان مفاهیم مندرج در «حلقات» را یا آن ترتیبی را که ایشان در اصول دنبال می‌کرده، به شکل‌های دیگری تدوین کرد و درست کرد و در بین حوزه ترویج کرد.

به‌هرحال، به‌نظر من این کار، یک حسنه است که شماها دارید دنبال می‌کنید و ان‌شاءالله که این حسنۀ شما موردقبول الهى قرار می‌گیرد و برکت پیدا می‌کند و «کَشَجَرَهٍ طَیِّبَه» ان‌شاءالله خواهد بود که «اَصلُها ثابِت وَ فَرعُها فِى السَّمآء تُؤتى اُکُلَها کُلَّ حینٍ بِاِذنِ رَبِّها» ان‌شاءالله در آینده رشد پیدا خواهد کرد.

به‌هرحال «دنبال‌کردن» کار بسیار خوبی است. ما هم موظفیم که ان‌شاءالله هرچه بتوانیم در این زمینه کمک کنیم. متشکر هم هستیم از آقایان که این زحمت را کشیدید و با ما در میان گذاشتید. ان‌شاءالله خداوند درجات آن شهید عالى‌قدر را عالى کند. خداوند اجر داد به این مرد بزرگ که شهادت را نصیب او کرد؛ آن‌هم آن شهادت دشوارى که ایشان مبتلا شد و دچار شد. و امیدواریم که ان‌شاءالله خداى متعال روزبه‌روز روح ایشان را به خودش نزدیک‌تر و مقرب‌تر کند و درجات ایشان را عالى‌تر کند و ان‌شاءالله با اجداد طاهرینشان محشور بشوند.

والسلام علیکم و رحمه الله

[۱]. سال ١٣٧٧ق.

 

بیانات حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمدمهدی میرباقری درباره دیدگاه شهید صدر پیرامون نظام‌ها و مسائل مستحدثه

قم، مرداد١٣٩٨