رسالت
اجلش فرا رسیده بود

[vc_row][vc_column][rt_blockquote_style blockquote_content=”این واقعه (واقعه طفّ) تعبیری از یک مرحله تاریخی نیست، تعبیری از حال یک امت است که حاکمانش آن را از جاده صحیح به کج برده‌اند و آن را از رسالت و عقیده‌اش دور کرده‌اند، تا جایی که امتی مرده شد که به هیچ چیز نمی‌اندیشد جز به این اندک نفسی که بالا و پایین می‌شود … ترس به اندازه‌ای توصیف‌ناپذیر این امت را فرا گرفت، آن‌چنان که می‌دانست به حق عمل نمی‌شود و از منکر جلوگیری نمی‌شود، اما ایستاده بود و تکان نمی‌خورد. این امت اجلش فرا رسیده بود و مرده بود؛ گرچه بدن‌هایشان متحرک بود.

امامان اهل بیت علیهم‌السلام مرزبانان حریم اسلام، ص ۴۸۴.”][/vc_column][/vc_row]

[vc_row][vc_column][rt_blockquote_style blockquote_content=”(یکی دیگر از جلوه‌های) نقش ایجابی امامان علیهم‌السلام در آن مخالفت سرسخت و ژرف نمود می یابد که ایشان در برابر پیشوایان کجرو با اراده‌ای آهنین و نرمی‌ناپذیر و با نیروی روحی پایدار و لرزه‌ناپذیر، در پیش گرفته بودند… در این باره می‌توانم از مثالی جزئی یاد کنم که از میزان تلاش امامان علیهم‌السلام در راه رسیدن به این دستاورد نشان دارد؛ یعنی حفظ اسلام ـ در سطح نظری ـ از آسیب کژروی.
برادران! تصور کنید: زندان چنان سلامتی امام موسی بن جعفر علیه‌السلام را به خطر انداخته بود، که وقتی ایشان برابر پروردگارش به سجده می‌رفت، همچون جامه‌ای نقش بر زمین می‌شد. در چنین شرایطی فرستاده پیشوای کجرو (هارون الرشید) بر ایشان وارد شد و عرض کرد: خلیفه از شما پوزش می‌خواهد و اگر شما به دیدار او بروید و پوزش بخواهید، یا رضایتش را جلب کنید فرمان آزادی شما را می‌دهد. امام علیه‌السلام سر بلند کرد و به صراحت پاسخ منفی داد و تلخی جام را تا جرعه آخر تحمل کرد. تنها بدان خاطر که پیشوای کجرو به هدف خود که تأیید عملکردش از سوی امام کاظم علیه‌السلام بود، دست نیابد. چنان تأییدی سبب می‌شد که اجرای تحریف شده دین بر خود رسالت بازتاب افکند (و رسالت در سطح نظری نیز تحریف شود).

امامان اهل‌بیت علیهم‌السلام؛ مرزبانان حریم اسلام، ص ١٢٧.”][/vc_column][/vc_row]

[vc_row][vc_column][rt_blockquote_style blockquote_content=”هیچ انسانی نمی‌تواند صددرصد محمدی زندگی کند، وگرنه همه مردم در شمار شاگردان راستین او بودند. هیچ انسانی محمدی زندگی نمی‌کند جز در لحظه‌هایی مشخص که به اندازه هم‌کنشی او با رسالت حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله کم و زیاد می‌شود. بنابراین در آن لحظه‌هایی که بر هر یک از ما می‌گذرد و ما حس می‌کنیم که دلمان برای حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله گشایش یافته و حس می‌کنیم که عواطف و احساساتمان سراسر از نور رسالت این پیامبر والا برافروخته شده، در آن لحظه‌ها فرصتی مغتنم هست تا انسان ذخیره‌سازی کند. من به این روند ذخیره‌سازی ایمان دارم. یعنی ایمان دارم که اگر انسان در این لحظه اندیشه‌هایش را متمرکز سازد و بر مضمونی معین تأکید ورزد و آن را در خود ذخیره کند، این ذخیره در لحظه‌های ضعف بر او گشوده خواهد شد. بدین‌گونه که پس از گذشت این تجلی والا و بازگشت انسان به زندگی روزمره‌اش این دریافت به تدریج ژرفا می‌یابد. بذری را که او در لحظه تجلی در خود نهاده، یعنی در لحظه گشایش مطلق به سوی ارجمندترین رسالت آسمان، به موقع او را در بر می‌گیرد و به او می‌گوید: بپرهیز از کژروی! بپرهیز از نافرمانی! مبادا که سر سوزنی از راه محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله به بیراهه روی!

امامان اهل بیت علیهم‌السلام؛ مرزبانان حریم اسلام، ص ۹۴. “][/vc_column][/vc_row]

[vc_row][vc_column][rt_blockquote_style blockquote_content=”امامت منصبی الهی و پایدار در طول تاریخ است که دو صورت ربانی به خود گرفته است:
۱ـ شکل نبوتی که تابع رسالت پیامبر پیشوا است. توضیح این‌که: در بسیاری از اوقات پیامبرانِ غیررسول، جانشین پیامبر رسول می‌شدند و مکلف بودند که از رسالت موجود حمایت کنند و آن رسالت را ادامه دهند. این‌ها پیامبرانی بودند که به ایشان وحی می‌شد و در عین‌حال امام نیز بودند، به این معنا که اوصیای رسالت بودند نه صاحبان رسالت:
«وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَقَ وَیَعْقُوبَ نَافِلَهً وَکُلًا جَعَلْنَا صَالِحِینَ. وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْرَاتِ» `{`الأنبیاء: ۷۲- ۷۳`}`؛ و به او اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همه را به راه راست درآوردیم. و آنان را امامانى قرار دادیم که به فرمان ما هدایت مى‌کردند و به ایشان انجام کارهاى نیک را وحی کردیم.
«وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِّبَنِی إِسْرَائِیلَ. وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمّا صَبَرُوا وَکَانُوا بِآیَاتِنَا یُوقِنُونَ» `{`السجده: ۲۳- ۲۴`}`؛ و آن را براى فرزندان اسرائیل رهنمودی گردانیدیم. و چون شکیبایى کردند و به آیات ما یقین داشتند برخى از آنان را امامانى قرار دادیم که به فرمان ما `{`‌‏مردم را`}` هدایت مى‌کردند.

۲ـ شکل دیگر امامت، وصایتِ بدون نبوت است. این همان شکلی است که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله به فرمان خدا در پیش گرفت و بدین‌روش اوصیای دوازده‌گانه‌اش را که امامان اهل بیت علیهم‌السلام باشند، تعیین نمود و به وصی بلافصل خود، علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام، در برابر بزرگ‌ترین جمعیت مسلمانان، تصریح کرد.

تعیین شکل امامت در هر زمان بستگی به این دارد که رسول پیشوا تا چه میزان رسالتش را تبلیغ کرده است. هرگاه رسول، تبلیغ رسالتش را به اتمام رسانده باشد، شکل دوم امامت از جانب خداوند تعیین می‌شود. چنان‌که در مورد سیدالمرسلین، پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله، چنین بوده است و قرآن کریم به صراحت فرموده است: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا» `{`المائده: ۳`}`؛ امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم، و اسلام را براى شما ‌‏`{`به‌عنوان`}` آیینى برگزیدم.
اما اگر رسالت و انقلاب به وحی مستمر و ارتباط مستقیم با احکام و تعلیمات آسمانی که توسط ملائکه نازل می‏شود، نیاز داشته باشد، شکل اول امامت از جانب خداوند تعیین می‏شود.

اسلام راهبر زندگی؛ مکتب اسلام؛ رسالت ما، ص ۱۸۳.”][/vc_column][/vc_row]

[vc_row][vc_column][rt_blockquote_style blockquote_content=”«… یکی دیگر از نمودهای نقش ایجابی امامان علیهم‌السلام در این دو اقدام بروز می‌یابد:
`{`١`}` تأمین و تغذیه شخصیت رسالتی و فکری امت و از دیگر سو `{`٢`}` ایستادگی در برابر جریان‌های فکری خطرساز برای رسالت و از بین بردن آن‌ها در همان نقطه آغاز شکل‌‌‌گیریشان. امامان علیهم‌السلام از چنان دانش همه‌جانبه و فراگیری برخوردار بودند که به ایشان این قدرت را می‌داد که این آغازهای خطرناک را احساس کنند و اهمیت و پیامدهای منفی آن ها را برآورد نمایند و برای از میان بردنشان برنامه بریزند.
می‌توانیم اقدام امام حسن عسکری علیه‌السلام در برابر «کندی» را بر این اساس تفسیر کنیم. ایشان در مدینه بود که از پروژه تألیف کتابی به قلم «کندی» با موضوع تناقضات قرآن در عراق آگاه شد. ایشان به وسیله برخی از منتسبان به مکتب کندی با او ارتباط برقرار کرد و این تلاش را بی‌فرجام نمود و مکتب کندی را قانع کرد که در مسیر نادرستی قرار دارد».

امامان اهل‌بیت علیهم‌السلام مرزبانان حریم اسلام، ص١٢٨.”][/vc_column][/vc_row]